<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Hampiman</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Hampiman"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Hampiman"/>
	<updated>2026-04-29T01:56:14Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=31913</id>
		<title>مسعود رجوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=31913"/>
		<updated>2018-07-19T15:17:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = مسعود رجوی&lt;br /&gt;
| تصویر             =مسعود_رجوی.jpeg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =مسعود رجوی&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۲۷&lt;br /&gt;
| زادگاه            = طبس&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =لیسانسیه حقوق&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = مسئول شورای ملی مقاومت و رهبر سازمان مجاهدین خلق ا یران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =امضاء مسعود رجوی.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسعود رجوی&#039;&#039;&#039; (زاد روز:۱۳۲۷) در شهر طبس به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه تهران است. مسعود رجوی در سال ۱۳۴۶ به عضویت مجاهدین خلق ایران درآمد و در ارتباط با محمدحنیف‌نژاد بنیانگذار این سازمان قرار گرفت. محمد حنیف نژاد وی را وارد گروه ایدئولوژی سازمان نمود و مسعود رجوی که بعدها به عضویت مرکزیت این سازمان درآمد، در این بخش مشغول به کار و تدوین ایدئولوژی سازمان شد. در سال ۱۳۵۰ صد درصد اعضاء مرکزیت و بسیاری از اعضاء بدنه این سازمان توسط ساواک دستگیر شدند. مسعود رجوی نیز جزو یکی از دستگیرشدگان بود. آنها در دادگاه دفاعیات گسترده‌ای داشتند که در خارج از زندان منتشر و منجر به شناخت بیشتر مردم و قشر تحصیل کرده از مجاهدین خلق شد. در این دادگاه اعضاء مرکزیت مجاهدین به اعدام محکوم شدند. همزمان دکتر کاظم رجوی از اساتید حقوق در دانشگاه‌های اروپایی فعالیتی گسترده و بین‌المللی را برای جلوگیری از اعدام آنها آغاز نمود. فعالیت‌هایی که منجر به تقلیل حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد شد. در سال ۱۳۵۴ سازمان مجاهدین توسط جریانی که مسعود رجوی آنها را اپورتونیست‌های چپ نما نامید، متلاشی شد. آنها اعلام نمودند که این سازمان در ترقی خود به سمت چپ، مارکسیت شده‌است و دو تن از اعضاء این سازمان را نیز به قتل رساندند. یکی از دوران‌هایی که موقعیت مسعود رجوی را در سازمان مجاهدین بسیار برجسته می‌کند، نقش او در بازسازی مجدد این سازمان در زندان و اعلام بیانیهٔ ۱۲ ماده ای و تدوین مجدد ایدئولوژی مجاهدین خلق در برابر این جریان بود. او در بیانیه خود که به بیانیه دوازده ماده‌ای معروف است اعلام کرد، اسلام در چپ مارکسیست قرار دارد و با این اصل به مقابله با جریان اپورتونیستی پرداخت و شاخص‌های میان چپ به معنای واقعی و اپورتونیستم در برابر راست (اسلام سنتی و ارتجاعی) را مشخص کرد. در ۳۰ دیماه ۱۳۵۷ پس از تظاهرات مردمی در راستای آزادی زندانیان سیاسی، مسعود رجوی به همراه شمار دیگری از زندانیان از زندان آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، به دلیل مخالفت با اصل ولایت فقیه از حاکمیت طرد و افراد سازمانش که به فعالیت مسالمت آمیز در کشور ملتزم بودند، مستمراً مورد حملهٔ حامیان خمینی قرار می‌گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میتینگ‌ها و سخنرانی‌های مسعود رجوی در این دوران با هیجان و استقبال جمعیت‌های صدهزار نفری همراه بوده و او را به یک رهبر کاریزماتیک در میان نسل جوان و روشنفکر جامعه بدل ساخته بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه سردار سابق سپاه سعید قاسمی با شبکه سه&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی همچنین با برگزاری کلاسهای ده هزار نفری تبیین جهان در تهران شهرت زیادی پیدا کرد. روزنامه فرانسوی لوموند آنرا کلاس درس فلسفه‌ای توصیف کرد که هرگز نباید از دست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی به فرمان روح‌الله خمینی به دلیل رأی ندادن به قانون اساسی، از کاندیداتوری ریاست جمهوری حذف شد. در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ او شورای ملی مقاومت ایران را تشکیل داده و از نیروهای مخالف خواست به این شورا بپیوندند. مسعود رجوی در ۷ مرداد ۱۳۶۰ از پایگاه یکم شکاری تهران به پاریس پرواز کرد. در سال ۱۳۶۱ پس از آزادی خرمشهر وقتی دولت عراق خواهان صلح شد، هفت ماه پس از خروج نیروهای عراقی از خاک ایران او برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق یک طرح صلح ارائه کرد و با طارق عزیز نایب نخست وزیر عراق بیانیه‌ای را که به بیانیه صلح مشهور شد امضاء کردند. مسعود رجوی جنگ را ازین پس سرپوشی بر سرکوب داخلی و توسعه طلبی خمینی توصیف می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;مسعود رجوی در مصاحبه با تلویزیون فرانسه ۱۳۶۱&amp;lt;/ref&amp;gt; در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی به عراق رفت. او در عراق ارتش آزادیبخش را تأسیس نمود که عملیات زیادی را علیه رژیم خمینی در کارنامه خود دارد. پس از اشغال عراق، این ارتش در شهری به نام اشرف و سپس کمپ لیبرتی در عراق مستقر بوده و مستمراً زیر حملات زمینی، موشکی و همچنین در محاصره پزشکی، لجستیکی و … قرار داشت. اعضاء سازمان مجاهدین از سال ۱۳۹۴ تا شهریور ۹۵ به کشور آلبانی نقل مکان کردند. مسعود رجوی در تمامی این سال‌ها نقش هدایت‌کنندگی را در چالش‌هایی که این سازمان با آن مواجه بوده، بر عهده داشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تولد و جوانی مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی دوران دانشجویی.jpeg|جایگزین=مسعود رجوی در دوران دانشجویی|بندانگشتی|مسعود رجوی در دوران دانشجویی]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسعود رجوی&#039;&#039;&#039; در سال ۱۳۲۷ در شهر طبس واقع در استان خراسان به‌دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشته حقوق سیاسی دانشگاه تهران است. مسعود رجوی دارای چهار برادر است که در فرانسه، سوییس، انگلیس و بلژیک تحصیلات عالیهٔ خود را گذرانده‌اند. بزرگترین برادر او کاظم، در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۹، در سوئیس در شهر ژنو ترور شد. در این رابطه دو مأمور سرویس مخفی جمهوری اسلامی از طرف «شاتلن» قاضی سوئیسی تحت تعقیب قرار گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/137343/post_gallery.html وبسایت مجاهدین خلق-دکترکاظم رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منیره تنها خواهر مسعود رجوی، در سال ۱۳۶۷ بعداز ۶ سال زندان، درحالی که کودکان خردسالش هم، چندسال با خود او زندانی بودند، اعدام شد. اصغر ناظمی، همسر منیره رجوی، نیز دوسال قبل از آن تیرباران شده بود. پدر و مادر پیر مسعود رجوی نیز در سال ۱۳۶۰ توسط رژیم خمینی دستگیر و زندانی شدند. اشرف، همسر مسعود رجوی، که از مجاهدین زندانی در زمان شاه بود و در تابستان ۱۳۵۸ با او ازدواج کرده بود نیز در بهمن ۱۳۶۰ در یک خانه تیمی پس از چند ساعت درگیری به همراه تعداددیگری از مجاهدین جان باختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مسعود رجوی در سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در دوران دبیرستان، به آیت‌الله طالقانی و نهضت آزادی بازرگان علاقه داشت. او در دوران دانشگاه با مجاهدین آشنا شد و در سال ۱۳۴۶ به‌عضویت این سازمان درآمد. مسعود رجوی در همین دوران با بنیانگذار سازمان مجاهدین، محمد حنیف‌نژاد آشنا شد. محمد حنیف‌نژاد وی را وارد گروه تدوین ایدئولوژی نمود. او بهمراه بنیانگذار مجاهدین مشغول تدوین ایدئولوژی سازمان مجاهدین شده و پس از مدتی به عضویت مرکزیت سازمان مجاهدین خلق درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در دادگاه شاه.JPG|جایگزین=مسعود رجوی در دادگاه شاه|بندانگشتی|مسعود رجوی در دادگاه شاه]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در سال ۱۳۵۰به همراه دیگر بنیانگذاران سازمان مجاهدین دستگیر شدند. این حادثه زمانی رخ داد که یکی از اعضای مجاهدین در تلاش برای تهیه سلاح به یکی از اعضای سابق حزب توده به نام شاهمراد دلفانی که به عضویت ساواک درآمده بود مراجعه نمود. در این حادثه که پس از یک سلسله تعقیبهای گسترده توسط ساواک انجام شد، صد در صد مرکزیت و نود درصد از اعضاء دستگیر شدند. براساس خطی که از طرف محمد حنیف‌نژاد ابلاغ شده بود، قرار بر این بود که اعضاء مرکزیت تمامی اتهامات را برعهده بگیرند تا منجر به صدور احکام سبکتر برای اعضاء شود. این امر شکنجه‌ها روی اعضاء مرکزیت را افزایش می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در این دوران به کادرهای زندانی سازمان پیام داده که باید کار اصلی خود را در زندان روبرو شدن با دادگاه بگذارند. خط آنها برای مقابله با دادگاه چنین بود &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«دفاع ایدئلوژیک (آرمانی و ریشه‌ای) توسط کسانی که نقش ایدئولوژیک در سازمان داشتند و دفاع قانونی توسط کسانی که نقش‌های تاکتیکی و ساده داشتند»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;همچنین بنیانگذاران مجاهدین به تقسیم موضوعات دفاعیه پرداختند. از جمله قرار بر این شد که مسعود رجوی دفاع تاریخی-سیاسی را برعهده بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.iran-efshagari.com/سالروز-30دی،-روز-آزادی-آخرین-دسته-از-زند/ ۳۰دی، روز آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه این بازجویی‌ها بود که دادگاه همه اعضاء مرکزیت از جمله مسعود رجوی را به اعدام محکوم نمود. پس از آن بود که برادر او دکتر کاظم رجوی که از استاتید شناخته شدهٔ حقوق در اروپا بود، یک بسیج گستردهٔ بین‌المللی را برای جلوگیری از اعدام آن‌ها آغاز کرد. در پی فعالیت‌های جهانی دکتر کاظم رجوی برخی از شخصیت‌های اروپایی چون فرانسوا میتران و همچنین عفو بین‌الملل و صلیب سرخ جهانی برای ممانعت از اجرای احکام وارد شدند. نهایتاً شاه زیر فشارهای بین‌المللی از اعدام مسعود رجوی صرف نظر کرد اما دیگر اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین را اعدام نمود. حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد تعلیق یافت. با اینهمه ساواک تا سالها بعد همچنان همچنان وی را تحت شکنجه‌ها قرار می‌داد. در مورد میزان شکنجه‌هایی که بر مسعود رجوی اعمال می‌شد، هم‌بندان او نقل می‌کنند که اغلب جسم نیمه جان او را در پتو پیچیده و از اتاق بازجویی به سلول بازمی‌گرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضربه اپورتونیستی ونقش مسعود رجوی در بازسازی سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعو رجوی در زندان.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در زندان|بندانگشتی|مسعود رجوی در زندان]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۴ درحالی که مسعود رجوی و دیگر اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران در زندان بسر می‌بردند، دو تن با نام‌های تقی شهرام و بهرام آرام در خارج از زندان اعلام نمودند که سازمان مجاهدین مارکسیست شده‌است. این دو نفر آیه ای را که در آرم این سازمان وجود داشت حذف نموده و اعلام کردند از آنجایی که ایدئولوژی مجاهدین ما بین ایدئولوژی‌های چپ (مارکسیست) و راست (اسلام سنتی) قرار دارد، لاجرم باید به سمت یکی ازین دو میل کند. آنها همچنین ا دو تن از اعضای سازمان که با آنها مخالفت نمودند، به نام‌های مرتضی صمدیه لباف و مجید شریف واقفی را کشتند. این حرکت عملاً منجر به متلاشی شدن تشکیلات سازمان مجاهدین شده و ضربه سختی را بر آنها فرود آورد. در آن زمان اعضاء سازمان مجاهدین که اغلب در زندان‌های ایران پراکنده بودند، به دلیل نداشتن خط درست در برخورد با این مسئله پیچیده هر کدام واکنش متفاوتی نسبت به این موضوع داشته و در نتیجه موجودیت تشکیلاتی سازمان مجاهدین در هاله‌ای از ابهام فرورفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقش مسعود رجوی در این دوران، در بازسازی مجدد سازمان مجاهدین بسیار برجسته است. او با تدوین مباحث ایدئولوژیک مجدداً و فرد به فرد به عضوگیری مجدد اعضاء پرداخت. وی این جریان را، «اپورتونیست چپ نما» نامیده و در یک بیانیه ۱۲ ماده ای، مواضع سازمان مجاهدین را در مورد آنها اعلام کرد. مسعود رجوی اعلام نمود که اسلام واقعی در چپ ایدئولوژی مارکسیسم قرار دارد و در نتیجه میل کردن آن به سمت چپ یعنی مارکسیسم یک توهم است. مسعود رجوی در عین حال اعلام نمود اگر چه ضربه ظاهراً از طرف چپ وارد شده‌است اما تهدید اعضاء سازمان این است که در واکنش نسبت به این موضوع به سمت راست یا آنچه وی آنرا «اسلام ارتجاعی» می‌نامید کشیده شوند. مسعود رجوی در مورد جریان اپورتونیستی نیز اعلام کرد که آنها می‌توانند سازمان مارکسیستی خود را داشته باشند اما اجازه ندارند از آرم و نام سازمان مجاهدین استفاده کنند و یا آن را تغییر بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نتایج ضربه جریان اپورتونستی در آن زمان قدرت گرفتن آخوندها و جریان اسلام سنتی بود که تا پیش از آنچه در زندان یا خارج از آن تحت هژمونی مجاهدین خلق قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن دوران سازمان مجاهدین خلق ایران از سه طرف مورد حمله بود:&lt;br /&gt;
* رژیم شاه که با تبلیغات خود مبنی بر مارکسیست اسلامی نامیدن سازمان مجاهدین و با تلاش‌های ساواک قصد نابودی کامل سازمان مجاهدین خلق ایران را داشت&lt;br /&gt;
* آخوندهای سنتی که تا آن زمان به خاطر محبوبیت سازمان مجاهدین نمی‌توانستند علیه آن موضع بگیرند، مخالفت و حتی دشمنی خود با مجاهدین را شروع کردند و خودشان را نمایندهٔ اسلام معرفی می‌نمودند. حتی برخی از آخوندها حکم تکفیر مجاهدین مسلمان راهم صادر کردند.&lt;br /&gt;
* برخی از مارکسیست‌ها که سازمان مجاهدین خلق ایران را به عنوان حامی ایدئولوژی خرده بورژوایی که دوران آن به پایان رسیده مورد حمله قرار می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در زندان شاه عملاً مبارزه با این طرف‌های سه‌گانه با ویژگی‌های متفاومت ولی هر سه با هدف تلاشی سازمان مجاهدین را بر عهده گرفته و مباحث ایدئولوژیک خود برای خنثی کردن آنها را به خارج از زندان نیز منتقل می‌کرد. او در هنگام جابجایی زندانیان از یک زندان به زندان دیگر و همچنین هنگام آزادی برخی از اعضاء، آنها را به عنوان پیک‌هایی به نزد دیگر مجاهدین فرستاده و هماهنگی‌ها و آموزش بیانیه ۱۲ ماده ای را به آنها منتقل می‌نمود. مسعود رجوی به این ترتیب توانست بار دیگر پیکره مجاهدین را بازسازی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران زندان یکی از دوران‌هایی است که نقش مسعود رجوی را در سازمان مجاهدین خلق ایران چه در آموزش‌ها و بازسازی‌های تشکیلاتی و هم در روحیه بخشیدن به دیگران بسیار برجسته می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صمد سیاه کلاه از کادرهای آنزمان مجاهدین و از هم‌بندان مسعود رجوی در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;سال ۵۴ بود. زندانبان صدا کرد. چند دقیقه بعد، فرنچ روی سر، دست روی شونهٔ هم، توی راهرو به خط شده بودیم و می‌رفتیم. از زیر فرنچ زمین رو نیگا کردم. از پاهاش مسعود رو شناختم. چون به دلیل شلاق‌هایی که می‌خورد برای اینکه بتونه راه بره دمپایی خاصی می‌پوشید که با دست ساخته شده بود. با دست، شونه ش رو فشار دادم تا بفهمه که نفر پشتی آشناست. وقتی فرنچ‌هامون رو برداشتیم بازجو رو دیدیم که خنده به لب کتابی در دست میگه «.... دیدین تموم شدین؟ نیگا کنین: بیانیهٔ تغییر مواضع سازمان مجاهدین! سازمانتون تموم شد. همه چی تموم شد…» همه به اون کتاب نگاه کردیم. بیانیهٔ تغییر مواضع اپوتونیستها بود. به سلول برگشتیم و تو سکوت نشسته بودیم که مسعود یکدفعه گفت: «من اون کتاب رو میخوام.» پاسخِ ما به این خواسته مسعود، سکوت بود ناباوری بود. خودش بی معطلی نگهبان رو صدا کرد و به بهونهای پیشِ بازجو رفت. اون بازجو رو فریب داده و بهش گفته بود میخواد کتاب رو بخونه! بازجو هم خام شده بود و با طمعِ اینکه مسعود رجوی تحت تأثیر کتاب قرار بگیره، رضایت داده بود که تا ساعت پنج صبح، کتاب رو بهش قرض بده. مسعود باکتابی در دست برگشت و گفت: «بچه‌ها باید تا ساعت پنج یه نسخه ازش بنویسیم. باورش سخت بود ولی اون اصرار داشت. مسعود بلافاصله دست به کار شد و کتاب رو برگ برگ کرد و هر قسمت رو به یک نفر داد. تو یه چشم بهم زدن مغزی‌های خودکار و کاغذای سیگار از جاسازی بیرون اومدن. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یک نسخه ازکتاب رونویسی شده بود. بعد کاغذای کتاب رو با چسب برنج دوباره سرهم کردیم. با شوفاژ خشکش کردیم و تحویل دادیم و از همون لحظه کار مسعود شروع شد. روز و شب می‌نوشت و میخوند؛ و عاقبت بیانیهٔ ۱۲ مادهیی رو نوشت که باطل السحر تردیدها و لرزشها شد و سازمان رو دوباره سرپا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با صمد سیاه کلاه- برنامه تلویزیونی نقشی به یاد دوست&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;محمد حیاتی از همبندان مسعود رجوی نیز در مورد او چنین نقل می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«روزهای بعد از ضربهی ۵۰ برای هر مجاهدی که اون زمان بوده از تلخ‌ترین روزهاست. ۴۱ سال پیش! تو اوین، محمدآقا «آن بالا بلند دلبرگلگون عذارِ» مسعود و همهی مجاهدین، دستگیرشده بود. اندوه و درد خوابو از چشمِ همه ربوده بود. یادمه همون شبِ اول، قبل از اینکه خاموشی رو زندانبان بزنه، همه خاموش و ساکت شده بودن. سرها زیر پتو بود ولی کی میتونست بخوابه؟ از لرزشِ خفیف پتوها می‌شد فهمید که بعضی از بچه‌ها یواشَکی دارن گریه میکنن. من بودم و دلهرهی سوالهای سخت و بی پاسخ: ممّدآقا چی میشه؟ سازمان چی میشه؟ حالا چه کار باید بکنیم؟ تو اون سکوتِ سنگین، یکباره ضربِ فرود اومدنِ یه بالش رشتهی افکارم رو قیچی کرد. بعد هم یکی دیگه، بعد پرت کردن پتو و سر و صدا و خنده و شوخی و.. آخه الآن مگه وقت شوخیه؟ پتو رو زدم کنار، دیدم «مسعوده» اون نه تنها نگذاشت غم و دردی که داشت به چهرهش راه پیدا کنه، بلکه لبخند و شوخی می‌خواست به ما هم روحیه بده. نمیدونم چه قدر طول کشید تا بخوابیم، اما مسعود مگه ول می‌کرد؟ وقتی دوباره همه زیرِ پتوها رفتن و سکوتْ حاکم شد، تازه شروع کرد به خوندن یه سرود فلسطینی: ترجیع بندِ سرودش صدای گلوله بود «تَ تَ تق ـ تق تق» هی میخوندو می‌گفت: تکرار کنید!»&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با محمد حیاتی- برنامه تلویزیونی نقشی به یاد دوست&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی قبل از آزادی از زندان قصر.JPG|جایگزین=مسعود رجوی پیش از آزادی از زندان قصر|بندانگشتی|مسعود رجوی پیش از آزادی از زندان قصر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آزادی مسعود رجوی از زندان شاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر حکومت محمدرضاه پهلوی فشارها و تظاهرات‌ها برای آزادی زندانیان سیاسی و بطور خاص در هراس از اعدام آنها در شرایط سقوط حکومت بالا گرفت. مردم روزانه در مقابل زندان‌ها تظاهرات کرده و خواهان آزادی زندانیان سیاسی بودند. از جمله در یکی ازین تظاهرات در مقابل زندان قصر مردم از مسئولین زندان خواهان ملاقات با نمایندهٔ زندانیان سیاسی برای اطمینان از سلامت آنها شدند. زندانبان‌ها خبر را به زندانیان سیاسی که از مجاهدین و گروه‌های دیگر هم در بین آنها قرار داشت رساندند. زندانیان مسعود رجوی را به نمایندگی خود انتخاب کردند. او به بالکن زندان قصر رفته و به ابراز احساسات مردم پاسخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز سی‌ام دیماه ۱۳۵۷ تحت فشارهای موجود، مسعود رجوی بهمراه هم‌بندان خود از جمله موسی خیابانی و برخی دیگر از زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدار مسعود رجوی با احمد خمینی ==&lt;br /&gt;
پیش از ورود خمینی به تهران، فرزند وی احمد خمینی با مسعود رجوی تماس گرفت. او در این تماس گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر شما از امام حمایت کنید و با مخالفانش مبارزه کنید، همهٔ درها به رویتان باز خواهد شد و همهٔ امکانات در اختیار شما قرار خواهد گرفت. مسعود رجوی با رد پیشنهادهای خمینی، گفت ما خواهان برقراری یک حکومت ملی و دموکراتیک هستیم و اگر خمینی در این مسیر حرکت کند البته برای او جانبازی هم خواهیم نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده- چاپ ۱۳۷۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی به حکومت شاه باقی است که احمد خمینی شخصاً به دیدار مسعود رجوی می‌رود. مسعود رجوی در این رابطه چنین می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هنوز رژیم شاه به‌طور کامل سقوط نکرده‌بود و ما هم دوسه‌هفته بود که از زندان آزاد شده بودیم. پایگاهی که من در آن بودم، مخفی بود و برای همین وقتی که مجاهدین می‌خواستند احمد را به آن‌جا بیاورند، خودش از بابت مخفی‌کاری پیشنهاد کرده بود اگر لازم است چشمم را ببندید! وقتی هم مرا دید گفت به برادرانتان گفتم که چشمم را ببندند، ولی خودشان این کار را نکردند. از اوایل شب تا صبح روز بعد جز چند ساعت که احمد همان‌جا روی تک تختی که داشتیم، خوابید، با من صحبت و درددل می‌کرد. اما چکیده حرف این بود که رهبری پدرش را بپذیریم و من هم از همین پرهیز داشتم. از بسیاری روحانیان و مراجع بد می‌گفت و این‌که خمینی از آنها دلش پرخون است مثلاً به خانواده صدر در عراق و لبنان به‌شدت تاخت و تاز می‌کرد و می‌گفت اینها را از روز اول «سیا» علم کرد. برجسته‌ترین حرفهایش که به‌یادم مانده این بود که علیه کمونیستها موضعگیری کنید و با هرکس که «امام» وارد جنگ شد، شما هم وارد جنگ شوید که در این‌صورت همه درها به‌رویتان باز خواهد شد.»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام و سرنگونی- مسعود رجوی- صفحهٔ ۴۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از سقوط شاه به عنوان برجسته‌ترین عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق، سخنرانی‌ها و میتینگ‌های داشت که اغلب جمعیت زیادی از جوانان و قشرها مختلف را به خود جذب می‌کرد. تجمعات معمولاً با هجوم حامیان خمینی مواجه می‌شد. پدیده ای که در آن دوران مجاهدین آنرا چماقداری می‌نامیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین دیدار مسعود رجوی با خمینی ==&lt;br /&gt;
اولین دیدار خمینی و مسعود رجوی به نحوی تقریباً اتفاقی رخ می‌دهد. اسدالله مثنی از حاضرین در صحنه در مصاحبه ای در این رابطه چنین می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اونموقع من توی مدرسة علوی تدریس می‌کردم مسولان مدرسه از رابطة من با مجاهدین خبر نداشتند. منصور زاهدی پیشاپیش به من اطلاع داده بود که برادر مسعود میان اونجا. من سریعاً به احمد خمینی گفتم مجاهدین توی این اتاقن. درهمین گفتگو بودیم که خمینی رسید و من در اتاقو باز کردم و خمینی وارد اتاق شد و اونیکه دیدم خمینی به وسط اتاق که رسید با برادر روبرو شد و برادر هم بلند شده بود و باخمینی دست داد. به نظرم صحنة خیلی قابل توجهی بود چیزی که اونزمان من اونجا از نزدیک می‌دیدم دستبوسی خمینی کمترین چیز بود، خیلیها برای پابوسی میومدن!&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه اسدالله مثنی با سیمای آزادی-سلسله برنامه ۳۰ خرداد&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی خود در رابطه با این دیدار می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«چند شب بعد با برخی برادرانمان در محل استقرار خمینی در یک اتاق خصوصی در جنب اتاق دیدارهای عمومی او دیدار کردیم. احساس کردم از این که دستش را نبوسیدم و به روبوسی معمول اکتفا کردم، جاخورد. چون طبق روال آن روزگار هرکس به او می‌رسید، اول دستش را می‌بوسید. اما همین که خواستم صحبتهای جدی را شروع کنم، بهانه آورد که نماز مغرب دارد دیر می‌شود و به من تکیه داد و از جا بلند شد. گفتم آقا، حرفهای ما چه می‌شود، با اشاره به احمد گفت: احمد که هست، بنویسید به او بدهید من حتماً می‌خوانم. من هم بلادرنگ در سالن پایینی همین مدرسه رفاه چند صفحه نوشتم و به احمد دادم. حرفهایم در مورد تغییر رژیم، روند انقلاب، دولت بازرگان و ضرورت تضمین آزادیها و حقوق مردم و هم‌چنین اعتراض به رفتار کمیته‌های ارتجاعی با نیروهای انقلابی بود»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام و سرنگونی- مسعود رجوی صفحهٔ ۴۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلاس‌های تبیین مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی تبیین جهان.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در کلاس تبیین جهان|بندانگشتی|مسعود رجوی در کلاس تبیین جهان]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در نیمهٔ سال ۱۳۵۸ کلاسهایی را تحت عنوان تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف آغاز نمود که به آموزش فلسفه و ایدئولوژی مجاهدین می‌پرداخت. در این کلاس‌ها بیش از ۱۰ هزار نفر شرکت می‌کردند. سپس فیلم‌ها و فایل صوتی آن و همچنین متون پیاده شده آن در سراسر کشور توزیع می‌شد. هم اکنون کتابی در ۱۶ جلد به نام تبیین جهان وجود دارد که نتیجهٔ ۱۶ جلسه از کلاس‌های مسعود رجوی است. این کلاس‌ها البته از طرف حاکمیت خمینی که می‌رفت بر همهٔ امور سلطه پیدا کند، قابل تحمل نبود و با انقلاب فرهنگی که منجر به تعطیلی دانشگاه‌ها شد، این کلاس نیز نیمه تمام ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۹ فروردین ۱۳۵۹ روزنامه فرانسوی لوموند دراین‌باره نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «یکی از وقایع بسیار مهمی که نباید در تهران از دست داد، دروس فلسفة مقایسه‌ای است که آقای مسعود رجوی هر جمعه بعد از ظهر تدریس می‌کند. در حدود ۱۰هزار نفر با ارائهٔ کارت ورودی در زمین چمن دانشگاه شریف به مدت ۳ ساعت به سخنان رهبر مجاهدین خلق گوش فرا می‌دهند. آقای مسعود رجوی با سخنوری آموزنده‌اش و نیز جوانی خود (وی ۳۲ سال بیشتر سن ندارد) طرفدار بسیار دارد. میتینگ‌های سیاسی‌یی که وی در پایتخت و شهرستانها برگزار می‌کند، توده‌های ۱۰۰ هزار نفری، ۲۰۰ هزار نفری و بعضی اوقات ۳۰۰ هزار نفری را جلب می‌کند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دومین دیدار مسعود رجوی با خمینی ==&lt;br /&gt;
==== ملاقات مسعود رجوی با احمد خمینی ====&lt;br /&gt;
در روز ۳۰ فروردین مسعود رجوی در ملاقاتی با احمد خمینی به بیان اعتراض خود در مورد رفتار با آیت‌الله طالقانی می‌پردازد. همچنین از رفتارهایی که با هواداران سازمان مجاهدین می‌شود شکایت می‌کند. احمد خمینی در این دیدار از مسعود رجوی می‌خواهد که مبانی اعتقادی خود را بنویسند و منتشر کنند تا این دشمنی‌ها با آنها پایان یابد. هدف و انتظار احمد خمینی از مسعود رجوی این است که او مطلبی در تأیید و پذیرش ولایت فقیه و رهبری خمینی بنویسد، اما مسعود رجوی ضمن استقبال از انتشار مبانی اعتقادی سازمان مجاهدین چیزی در این رابطه مکتوب نمی‌کند. مسعود رجوی در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من می‌دانستم که هدف او و پدرش، اذعان ما به ولایت و رهبری سیاسی و ایدئولوژیک خمینی است! با این همه، آن روز (۳۰ فروردین ۱۳۵۸) در جواب به احمد خمینی گفتم: ای به چشم، هم الآن اصول اعتقادی‌مان را می‌نویسم و امضاء و تقدیم ایشان می‌کنم. سپس همان‌جا، در حضور خودش، با لحن بسیار محترمانه خطاب به خمینی نوشتم: «حسب‌الامر آن پدر گرامی که از ارکان اعتقادی این‌جانبان سؤال فرموده‌اید، معروض می‌دارم که: ارکان عقیدتی مجاهدین همان ارکان عقیدتی دین مبین اسلام و مذهب حقّهٔ جعفری اثنی‌عشری است». در ادامه شهادتین نوشتم و سپس پنج اصل دین و مذهب را با یادآوری این‌که «در عموم کتب شرعیات (ابتدائی) آمده‌است» مکتوب کردم: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد». در مادهٔ چهارم (مربوط به امامت) عمداً در مورد ۱۲امام نوشتم که: «آخرین آنها زنده و غایب است (و) به منصب امامت رسیده»... (یعنی که امام دوازدهم خودش در منصب امامت حیّ و حاضر است و نیازی به زحمت سایرین نیست! وقتی این کاغذ را کپی گرفتم و نسخه اصلی را به احمد دادم تا برای خمینی ببرد، به‌دقت خواند و گفت: همین؟ گفتم: بله، مگر نگفتند اصول اعتقادی را بنویسیم؟ من هم اصول اعتقادی را نوشتم و فردا هم منتشر می‌کنیم تا ببینیم چماقداری و ضدیتهایی که شما می‌گویید، تمام می‌شود؟ احمد گفت: آخر از رهبری امام و اقتصاد و مالکیت هیچ‌چیز ننوشته‌اید! گفتم: حاج احمد آقا! ایشان خودشان ارکان اعتقادی را خواسته‌اند، نه اقتصاد و مالکیت و مسائل بحث‌انگیز دیگر را»)».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/170199 سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ - قسمت چهارم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مسعود رجوی با روح‌الله خمینی.jpg|جایگزین=مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار با روح‌الله خمینی|بندانگشتی|مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار با روح‌الله خمینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ملاقات مسعود رجوی با خمینی در قم ====&lt;br /&gt;
یک هفته بعد از دیدار احمد خمینی و مسعود رجوی، احمد خمینی به وی اطلاع می‌دهد که خمینی خواهان دیدار با آن‌هاست. دستبوسی نکردن مجاهدین از خمینی در این دیدار خشم خمینی را از همان ابتدا برمی‌انگیزد. به گزارش شاهدین روح‌الله خمینی با خشم از عکاس مجاهدین خلق می‌خواهد که عکس نگیرد. در ادامه ملاقات خمینی به مسعود رجوی می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خیلی از آقایان از شما شکایت و گله دارند و همین دیروز هم که فهمیدند شما این‌جا می‌آیید، همهٴ کتاب‌ها و اعلامیه‌هایتان را آوردند به من نشان دادند، اما من اعتنا ندارم و فقط می‌خواهم شما با مردم و اسلام باشید تا اوضاع سابق به کشور برنگردد…»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/170199 سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ - قسمت چهارم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی خود دراین باره می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«منظور خمینی از مردم و اسلام واضح بود: گردن گذاشتن به ولایت و هژمونی خودش را می‌خواست که طبعاً مرز سرخ ایدئولوژیکی ما با ارتجاع بود. من هم گفتم: ما از شما هیچ درخواست دنیوی و مادی نداریم. در راه آزادی و استقلال ایران، ما را بدون کمترین چشمداشت دنیوی و مادی، کمترین سربازان خود بدانید. اکنون قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در شما متمرکز شده و اگر در راه خدا و خلق از آن استفاده شود، می‌تواند کون و مکان را تغییر دهد (نقل به مضمون). سپس خطبهٴ حضرت علی در نهج‌البلاغه در مورد حق مردم بر والی و حاکمیت و حق والی و حاکمیت بر مردم را برایش خواندم و نتیجه گرفتم که محور و کانون همهٴ مسائل و خواستها که انقلاب ضدسلطنتی هم اساساً برای آن به‌پا شد، مسئله آزادی است»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/170199 سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ - قسمت چهارم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کاندیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی روی مجله جوان.jpg|جایگزین=عکس مسعود رجوی روی مجلهٔ جوان|بندانگشتی|عکس مسعود رجوی روی مجلهٔ جوان]]&lt;br /&gt;
در نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب ضد سلطنتی در سال ۱۳۵۸ خمینی اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;«این جانب بنا ندارم از کسی تأیید نمایم. چنانچه بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام احزاب و گروه‌ها و افراد می‌خواهم که از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود، ندهند»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی در روز ۱۵ دی‌ماه ۱۳۵۸ از طرف سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی شد. این معرفی حمایت‌ها بسیاری را از طرف احزاب و گروه‌های سیاسی و قشرها مختلف به دنبال داشت. سازمانها و گروه‌های حمایت کننده ازمسعود رجوی، عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
* جبهه دموکراتیک ملی ایران&lt;br /&gt;
* سازمان چریکهای فدایی خلق ایران&lt;br /&gt;
* جامعه سوسیالیستهای ایران&lt;br /&gt;
* حزب دموکرات کردستان ایران&lt;br /&gt;
* سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان (کومله)&lt;br /&gt;
* کانون سیاسی خلق ترکمن&lt;br /&gt;
* سازمان اسلامی شورا (ساش)&lt;br /&gt;
* گروه مشترک اقلیتهای ارامنه، زرتشتی و کلیمی&lt;br /&gt;
* گروه بررسی مسایل ارامنه&lt;br /&gt;
* مرکز کانون ناشران و کتابفروشان مسلمان&lt;br /&gt;
* کانون پژوهشگران ملی‌گرا&lt;br /&gt;
* انجمن مادران مسلمان&lt;br /&gt;
* بخشی از جنبش مبارزان خلق عرب&lt;br /&gt;
* هیئت نمایندگی خلق کرد&lt;br /&gt;
* هیئت جوانان آشوری&lt;br /&gt;
* سازمان همیاری ملی&lt;br /&gt;
* برخی از انجمن‌ها و کانون‌های معلمین&lt;br /&gt;
* نزدیک به ۸۰ انجمن و کانون دانشجویی و چند صد انجمن دانش آموزی در سراسر ایران&lt;br /&gt;
* نزدیک به ۱۵۰کانون و تشکل کارگری&lt;br /&gt;
* ۵۰۰نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های ایران و تعداد قابل توجهی از استادید دانشگاه‌ها و…&amp;lt;ref&amp;gt;[https://event.mojahedin.org/i/events/1116 اعلام کاندیداتوری مسعود رجوی-وبسایت مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در کاندیداتوری.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در دوران کاندیداتوری ریاست جمهوری|بندانگشتی|مسعود رجوی در دوران کاندیداتوری ریاست جمهوری]]&lt;br /&gt;
اروند آبراهامیان در کتاب «مجاهدین ایران» در این زمینه می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کاندیداتوری رجوی نه‌تنها توسط سازمانهای وابسته به مجاهدین، بلکه توسط لیستی چشمگیر از سازمانهای مستقل شامل فداییان، جبهه دموکراتیک ملی، حزب دموکرات کردستان ایران، حزب زحمتکشان انقلابی (کومله)، انجمن سوسیالیستهای ایرانی، انجمن حقوق فرهنگی و سیاسی ترکمنها، انجمن جوانان آسوری و گروه مشترک ارمنیان، زرتشتیان و یهودیان مورد حمایت قرار گرفت. رجوی هم‌چنین از سوی شمار زیادی از شخصیتهای برجسته مورد حمایت قرار گرفت. از جمله همسر آقای طالقانی، شیخ عزالدین حسینی، رهبر مذهبی کردهای سنی در مهاباد، حجت‌الاسلام جلال گنجه‌ای، ۵۰ نویسندهٔ شناخته‌شدهٔ انجمن نویسندگان ایران، از جمله ناصر پاکدامن اقتصاددان، منوچهر هزارخانی نویسنده و حمید عنایت، تاریخ‌نویس لاییک و البته خانوادههٔ شهیدان اولیهٔ مجاهدین… مجاهدین به‌صورت اپوزیسیون غیرمذهبی پیشتاز در مقابل جمهوری اسلامی درآمده بودند. خمینی سریعاً پاسخ داد و رجوی را از انتخابات حذف کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده صفحه…&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال همان سال موسی خیابانی از کادرهای شناخته شدهٔ مجاهدین خلق، در یک میتینگ انتخاباتی در زمین چمن دانشگاه تهران، اهداف مجاهدین از شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری را چنین بیان نمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «... ما می‌دانیم چکار می‌کنیم. ما کور حرکت نمی‌کنیم. ما معنی حرف‌مان را می‌فهمیم. ما راه درست را از انحراف تشخیص می‌دهیم. ما اهل تبلیغات دروغین و توخالی نیستیم. هیچ نیروی انقلابی چنین کاری نمی‌کند؛ و ما همه اینها را از درون ۱۴ سال مبارزه بیرون آورده‌ایم. اما در این مدت که به آزمون فعلی منجر شده‌است و برادرمان مسعود را به‌عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری نامزد کردیم. ما شایسته‌ترین، برجسته‌ترین، ما صالحترین فردی را که به نظر مان می‌رسید از روی همان احساس مسئولیتی که داشتیم نامزد کرده‌ایم. در تمام این مدت ۱۴سال برادرمان مسعود از همان اوایل بنیانگذاری سازمان، از اوایل سال ۴۶، در کوران این مبارزات بوده‌است؛ از نزدیک و در بالاترین سطح با تمام تجارب سازمانی ما آشنا بوده و آشناست. مسعود تنها باقیمانده کادر مرکزی سازمان پیش از سال ۵۰ است…»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== علت کاندید شدن مسعود رجوی ===&lt;br /&gt;
در روز ۲۸ دی در دانشگاه صنعتی شریف مسعود رجوی علت پذیرش کاندیداتوری خودش را چنین توضیح داد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ما همچنان که بارها گفتهایم با حفظ نقطه نظرات خودمان در رابطه با قانون اساسی یعنی نقطه نظرات انقلابی خودمان نه ازموضع لیبرال نه از موضع انحرافی نه از موضع حقوقی صرف بلکه از موضع یک انقلابی و موحد راستین انقلابی که بیشتر می‌خواهد عناصر ترقیخواهانه بیشتری می‌خواهد. تمایلات عمیق و رادیکال بیشتری می‌طلبد به مقامات مسؤل درسطح عالیترین شخصیتهای کنونی کشور وضعیت خودمان را اعلام کردیم؛ و به ایشان گفتیم که در فضای موجود بایستی قدمی برداشت که حتی المقدور به جدائیهای انحرافی به جنگ افروزیها خاتمه بدهد یا مقداری آنها را ترمیم کند. این نیت آن قدر مقدس و آنقدر انسانی بود که بلااستثنا تمام آنها تأیید کردند وحتی به خود من گفتند که شما فداکاری بزرگی را انجام می‌دهید به دلیل اینکه فشارهایی که بعداً رویتان خواهد آمد پذیرشش ریسک مهمی محسوب می‌شود. از نظر حقوقی صرف هم در هیچ جای جهان در هیچ مجموعه حقوقی سابقه ندارد که وقتی قانونی بعنوان اراده اکثریت تلقی شد اقلیت را کسانی را که حتی به آن رای ندادند وحتی با آن مخالفت کردند از حقوق موضوع آن قانون محروم بکنند. به هرحال ما برای اینکه شاید بتوانیم تا حدودی در جهت رفع پراکندگیها جنگ افروزیها مؤثر باشیم، دست به معرفی کاندیدا زدیم. اولین قدمی که در تحقیق این مطلب انجام دادیم، بررسی لایحه انتخابات اولین ریاست جمهور ایران مصوب شورای انقلاب بود که در تاریخ اول دی در روزنامه‌ها منعکس است. در آنجا مطابق همان قانون ۴ شرط پیشنهاد شده بود برای ریاست جمهوری یعنی برای نامزدیش. شیعه ایرانی الاصل بودن، سن بیشتر از سی سال، عدم سوء پیشینه و ماده بعدی مدیر و مدبر و الی آخر. در این قانون به همان ترتیبی که گفتم در هیچ قانون دیگری در هیچ‌کجای جهان هم، یا لااقل ما خبر نداریم، که بشود اقلیتی را از حقوق مصوب در قانونی که طبعاً اکثریت به آن رای داده محروم بکنند. طبیعتاً ما خبرگان نمی‌خواستیم ما مؤسسان می‌خواستیم، ولی وقتی ایجاد شد به هرحال می‌خواستیم تأثیر مثبت و سازنده خودمان را بگذاریم و با خیلی از نیروهای دیگر در آن شرکت کردیم. اینجا هم همین‌طور. یعنی از همان در صد یا قطره آزادی و دمکراسی هم هست که از کانال آن بشود تأثیر گذاشت؛ طبیعتاً نمی‌خواستیم دریغ بکنیم و این چیزی است که طبیعتاً جناح مقابل خیلی بایستی خواستار آن باشد. بر این اساس به ما گفتند که می‌توانیدثبت نام بکنید؛ ولی بر خلاف سایر کاندیداها خودمان به هیچ وجه اعلام نکردیم برای اینکه به فرض اگر اشکال قانونی هست بازهم بررسی بشود. اجازه بدید عین نامه ای را که من به امضای خودم نوشتم (در آخرین روز امکان کاندیداتوری یعنی هشتم دی ماه). این نامه از طرف سازمان به وزارت کشور داده شده این فتوکپیش است:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه به مصطفی میرسلیم در مورد کاندیداتوری مسعود رجوی ===&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;وزارت محترم کشور&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران بدینوسیله برادر مجاهد آقای مسعود رجوی را بعنوان کاندید ریاست جمهوری معرفی و مدارک مربوطه را نیزبه پیوست تقدیم می‌دارد -با تشکر مجاهدین خلق ایران.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;بلافاصله بعد من یک نامه نوشتم به معاون وزارت کشور که باز این را هم می‌خوانم:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;وزارت محترم کشور&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;جناب آقای دکتر میرسلیم، &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ضمن اعلام آمادگی برای نامزدی ریاست جمهوری تقاضا می‌کنم تا اطلاع ثانوی از اعلام نام اینجانب بویژه در مطبوعات کشور خودداری فرمائید. بخصوص اینکه با توجه به مطالبی که جناب آقای فلانی که عمداً اسم را نمی‌گویم در جریانش هستند هرلحظه امکان صرف نظر کردن از کاندیداتوری وجود دارد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;این را منضم کردم به آن و فرستادم. منظور ما این بود که مطالعه بکنند چون قصد خیری داشتیم و در صورتیکه بهرحال وضعیت اقتضا نمی‌کند قانون که وضعیتش روشنه و اعلام نکنند؛ بنابراین ما صبر کردیم تا بعد وزارت کشور خودش اسم مرا اعلام کرد. مشروح قضایا البته محتاج فرصت دیگری است و شاید هم‌زمانهای دیگر تا و دقیق تر ومستندتر و موثقتر اینها را عرضه کنیم به مثابه گزارشی به تمام مردم ایران. اما بعد سر تیتر قضایا به این ترتیب بودکه تمایل بر این بود که من شخصاً کنار بروم. ابتدا از تبلیغات یعنی از رادیو و تلویزیون و بعد هم از کاندیداتوری؛ و تا به امروز؛ که طبیعتاً موضع ما این است که چون از کانال قوانین موجود وارد شدیم هر وقت از این لحظه به بعد مسؤلین به فرض تشخیص بدهند که کاندیداتوری من خلاف قانونی است حتماً خودشان خط خواهند زد و ما هم به آن گردن می‌گذاریم. نه تنها گردن می‌گذاریم بلکه از همه خواهران و برادران هم می‌خواهیم که با آرامش کامل با صبوری و متانت انقلابی با قضیه برخورد بکنند؛ ولی تا وقتی که مسؤلین اعلام نکردند ما هیچ تغییری در اوضاع به نظرمان نمی‌رسد. اینها چیزهاییست که برای تاریخ آینده هم درس خواهد بود. تا آنجاکه به ما مربوطه ما براساس اعتقادات نسلی که فقط به فقط رنجهای انقلاب را تحمل کرده براساس شرافت و آرمان میلیونها زن و مرد آزاده ای که در سراسر کشور مسولیت دفاع از خواسته‌های برحق شان را در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری، مسؤلیت سنگین را بر دوش ما گذاشتند حرفمان این است، حرف همه؛ که چوب، چماق و عوامفریبی دیگر اثر ندارد. اگر قانون است شکی نیست گردن خواهیم گذاشت. اما شانتاژ و تهدید چیزی نیست که درمقابلش سر فرود بیاوریم. اگر این نسل در مقابل تهدید و شانتاژ سرفرود می‌آورد امروز این انقلاب در اینجا نبود و بسیاری مقامات هم در جایی که نشستهاند نبودند. اجازه می‌خواهم به همه خواهر و برادرانی که این روزها دشنام شنیدندکتک خوردند مجروح شدند یا قلبهاشان جریحه دار شده تهنیت بگویم. تهنیت به خاطر اصالت و حقانیتی که حالا این شکل کنونی شما ازاین طریق آن را تعقیب می‌کنید. امر ما هیچ جایی برای شکست وخواری و بنبست برسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل بایستی فوق‌العاده هوشیار باشیم از لوث شدن مواضعمان از به ابتذال کشانده شدن توسط نیروهای شناخته شده خوداری بکنیم. برای ما مهم این نیست که چه تعداد رای بیاوریم یا نیاوریم. آن چیز که تا بحال اثبات شده و خودش هم تهنیت دارد و مرهون همین مقاومت‌ها و نیات پاک و صادقانه است این است، بالاترین کیفیت تکاملی جامعه مان تا امروز که هنوز در نیمه راه انتخابات هستیم موضع خودش را مشخص کرده، این موضع همچنان که گفتم چیزی نیست که وابسته به یک فرد یا فقط گروه باشد. این آرمانها، خواسته‌ها و حقوق عادلانهای است که میلیونها هموطن آگاه مبارز و شجاع و شرافتمند با این تفاوت که پنجه بکس یا تریبونهای غصب شده بدست ندارند، تا حالا موضع خودشان را مشخص کردند. به همین دلیل بازهم بایستی یادآوری بکنیم مسؤلیت سنگین فرد فرد خودمان را برای حراست از این آرمان و از این برنامه. برای حراست از آنچه که تا بهحال به آن رسیدیم و برای محافظت در مقابل انواع و اقسام توطئه‌هایی که همچنان تهدیدمان می‌کند. هرچقدر فشارها بیشتر بشوند، البته که ما اراده مان را بیشتر صیقل می‌زنیم. هرچقدر ناراحتی‌های بیشتری برایمان فراهم بکنند، البته که ما شور ایدئولوژیکی بیشتری احساس می‌کنیم. شما یادتان هست، این که من نمی‌خواهم مسئله را فردی بکنم ولی به هر حال مثالی که الان به ذهنم می‌رسد فقط همین است، فردی که گفتم منظورم در رابطه با خودم بود. به هر حال، ما تا آنجایی که در توان داریم و تا آنجایی که صداقت داریم که درست بفهمیم سعی می‌کنیم که درست عمل کنیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال روح‌الله خمینی به رغم اینکه متعهد شده بود در انتخابات دخالتی نکند با با یک فتوا مسعود رجوی را از کاندیداتوری حذف نموده و اعلام کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی نداده‌اند حق کاندید شدن در انتخابات را ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات بر همین اساس در روز یکشنبه ۳۰ دی ۲ خبر را  منتشر کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیتر روزنامه اطلاعات:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«امام خمینی: کسانی که به قانون اساسی رأی مثبت نداده‌اند حق ندارند رئیس جمهور شوند»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات- ۳۰ تیر ۱۳۵۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ستون اول روزنامه اطلاعات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«سازمان مجاهدین خلق ایران دیشب ضمن اطلاعیه ای انصراف مسعود رجوی را از نامزدی ریاست جمهوری اعلام کرد»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق همچنین در اطلاعیه خود از خمینی پرسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستون دوم از سمت چپ روزنامه اطلاعا&#039;&#039;&#039;ت&#039;&#039;&#039; &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«مستدعی است روشن فرمایید که آیا بر خلاف قوانین مصوب کشور، هیچ حمله و هجوم و مزاحمتی به شعبه‌ها و مراکز و اعضا و هواداران مجاهدین خلق ایران مجاز است یا خیر؟» &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از فتوای خمینی ضمن انصراف از کاندیداتوری ریاست جمهوری در روز ۲۹ دی، در پیامی اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر این مبارزه انتخاباتی بازنده‌ای داشته باشد، من نیستم».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی و محافظ او احمد وشاق.jpg|جایگزین=مسعود رجوی - احمد وشاق - حسن پورقاضی|بندانگشتی|مسعود رجوی - احمد وشاق - حسن پورقاضی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کاندیداتوری مسعود رجوی برای نمایندگی مجلس در تهران ===&lt;br /&gt;
اواخر سال ۱۳۵۸ تلاش‌ها برای برگزاری انتخابات مجلس آغاز شد. مسعود رجوی یکی از کاندیداهای مجاهدین برای انتخابات مجلس بود که نامش در لیست ۳۰ نفرهٔ کاندیداهای مجاهدین وجود داشت. سازمان مجاهدین انتخابات مجلس را فرصتی برای ایجاد تغییراتی که مطلوب او بود می‌دانست . انتخابات در روز ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این انتخابات تقلبات بسیاری علیه مسعود رجوی صورت گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز ۲۳ اسفند ۱۳۸۳ یک شاهد طی تماسی با رادیو آمریکا در مورد اولین انتخابات مجلس و آراء مسعود رجوی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«همون موقع که رأی آقای رجوی را که ۲ میلیون رأی آورد، بنده چون دوستان من در مرکز آمار بودن، میدونم رأی آورد؛ ولی آقای خلخالی آمد اونجا رجوی را کرد رجایی»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی با وجود تقلبات با ۲۹۷ هزار رأی نفر دوازدم تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سی خرداد ضرورت تاریخ قسمت پنجم&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق ایران لیست تقلبات در این انتخابات را در یک اطلاعیه اعلام نمود:&amp;lt;ref&amp;gt;اظهارات سخنگوی مجاهدین خلق دربارهٔ تقلبات انتخابات اخیر (۲۸ اسفند۵۸)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* تبلیغ و تحریک مردم علیه سازمان مجاهدین و توهین و مارک زدن به مجاهدین ۱۸۶۰ مورد&lt;br /&gt;
* اختلال و تقلب در هنگام شمارش آرا، قلم بردن در تعرفه‌ها، نوشتن آرای کاندیداهای سازمان به حساب کاندیداهای دیگه ۳۱۴ مورد&lt;br /&gt;
* دخالت در رای‌گیری با کارت جعلی ۱۹۰ مورد&lt;br /&gt;
* تبلیغ علیه مسعود رجوی ۱۱۵ مورد&lt;br /&gt;
* سوءاستفاده از سمت روحانیت و ریاست حوزه ۲۹۱ مورد&lt;br /&gt;
* استفاده از تعرفه اشخاص و بیسوادان به نفع کاندیداهای ائتلاف بزرگ ۳۵۵مورد&lt;br /&gt;
* سوءاستفاده از شناسنامه غیر و فتوکپی کارت شناسایی به جای شناسنامه ۲۱۷ مورد&lt;br /&gt;
* اخراج ناظران و معترضین به تقلب از حوزه با کتک زدن و بازداشت ۱۵۳ مورد&lt;br /&gt;
در ادامه روح‌الله خمینی فرمان به دو مرحله ای شدن انتخابات داد. مجاهدین خلق در بیانیه‌ای مخالفت خود را اعلام کردند. در مرحله دوم فرصت برای حذف کامل نمایندگان بازمانده از مجاهدین خلق باقی بود. در عمل نیز چنین شد و در پایان دور دوم هیچ‌یک از مجاهدین نتوانست به مجلس راه یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== میتینگها و سخنرانی‌های مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران.JPG|جایگزین=اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران|بندانگشتی|اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اولین میتینگ مسعود رجوی در دانشگاه تهران ===&lt;br /&gt;
در چهارم بهمن ۱۳۵۸، یعنی چهار روز پس از آزادی، مسعود رجوی یک میتینگ در دانشگاه تهران برگزار کرد. او در آن سخنرانی سقوط شاه را آغاز راه توصیف کرد؛ و در ایان سخنرانی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من نیامدم این‌جا که روند خودبخودی قضایا را فقط ستایش کنم. ما نیامدیم که آنچه را که هست و فقط هست تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد؛ و چه چیز نباید باشد! برادران، خواهران، رزمندگان و مبارزین! ما سر نداده بودیم که به‌جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که به‌جایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلی‌های بهتر و مقامات بهتری قعود کنیم»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام و سرنگونی مسعود رجوی- ص7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;او در ادامه آن سخنرانی گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;انقلابات پیروزمند جهان رو همه مطالعه کردهاید، سازمان داشتند و سلاح ولی خلق ما چه داشت؟ فقط سینه ای سپر کرده وآنطور که ما توی زندان می‌شنیدیم در اون شب‌های محرم، بانگ تکبیر. این خلق اینطور تا اینجا این پیروزی رو بدست آورده، وای برما اگر این پیروزی رو درست ادامه ندیم. پس مبادا که فرصتهارو ازدست بدیم و به نسل نفرین شده‌ای خودمون رو تبدیل کنیم. به صراحت باید گفت برادران و خواهران، مبارزه حق هر بشریست و حق هر نیرویی ویژگی انسانه اگرانسان مبارز نباشه که انسان نیست. امروز انقلاب ایران پیروزیش در گرو شماست که آیا رسالت خودتون رو انجام خواهید داد یا نه، و این رسالتی است بس مشکل. میشه نشست و تا نهایت حرکت خودبخودی رو تقدیس کرد. این حرکت خیلی عظیمه، خیلی قابل ستایشه ولی نباید به همین قناعت کرد گفتیم که ما درآغاز راهیم راهی بس دور و دراز که تا قلة توحید ادامه داره. با درود به تمام شهدای انقلابی خلق، پیروز باد انقلاب دمکراتیک ایران!&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان- ۵ بهمن ۱۳۵۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در دقایق پایانی میتینگ بود که مسعود رجوی به جای «انقلاب اسلامی»، روی «انقلاب دموکراتیک» تأکید کرد. یک نفر سؤال کرد: «انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟» رجوی گفت: «یعنی انقلابی با شرکت مردم؛ همه قشرها خلق!»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام، ص7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی دانشگاه تهران.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در دانشگاه تهران|بندانگشتی|مسعود رجوی در دانشگاه تهران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دومین میتینگ مسعود رجوی در دانشگاه تهران ===&lt;br /&gt;
این میتینگ در ۴ اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد. در این سخنرانی مسعود رجوی سخنانی ایراد کرد که زیاد قابل انتظار نبود. وی بجای حمایت تام و تمام از خمینی بدون اینکه نامی از وی ببرد گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«انتصابات مختلف سیاسی و نظامی و اداری، تا سرحد امکان و به‌خصوص در حد کادرهای طراح و رهبری‌کننده، با نظر شوراهای مردمی صورت گیرد».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب موضع‌گیریهای سیاسی مجاهدین خلق ایران در آستانهٔ پیروزی انقلاب، ص 37&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مهدی ابریشمچی از کادرهای بالای مجاهدین در مورد این میتینگ و موضع‌گیری مسعود رجوی می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«نکتهٔ خیلی مهم این بود که این موضعگیری واقعاً مخالف انتظار اکثریت مردم بود. به این دلیل که این موضعگیری درست در روزهایی انجام گرفت که خمینی در اوج محبوبیت بی‌بدیل روزهای اول حاکمیتش بود. رژیم شاه سرنگون شده بود و مردم تصویر خمینی را در ماه می‌دیدند. در واقع به خمینی گوشزد می‌شد که نباید زیر آنچه که در مورد مسألهٔ آزادیها در پاریس قول دادی، بزنی!»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب شاهدان- مهدی ابریشمچی-ص ۲۰&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در احمد آباد بر سر مزار دکتر محمد مصدق.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در احمدآباد بر سر مزار دکتر محمد مصدق|بندانگشتی|مسعود رجوی در احمدآباد بر سر مزار دکتر محمد مصدق]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در احمدآباد ===&lt;br /&gt;
ده روز بعد در روز ۱۴ اسفند ماه در سالروز درگذشت دکتر مصدق مسعود رجوی بر مزار دکتر محمد مصدق یک سخنرانی داشت. او در این سخنرانی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«و به‌نام رهبر فقیدی که در این‌جا آرمیده‌است. رهبری استوار، سرسخت و سازش‌ناپذیر که نخستین بار درس مبارزه با استعمار را در مکتب او آموختیم. آن‌که در میهن خود غریب و در خانه‌اش در تبعید و در عین زنده بودن، چونان شهید به‌سر برد. از این‌رو جای آنست که بدواً خالصانه‌ترین درود انقلابی خود را نثار این آموزگار جنبشهای بزرگ ضداستعماری ملل اسیر و در زنجیر جهان کنیم؛ و همچنین درود بفرستیم به شهید پرافتخار – وزیر خارجه قهرمان دکتر محمد مصدق – شهید دکتر حسین فاطمی، قهرمان ملت ایران؛ و نیز درود بفرستیم به شهدای پرافتخار سی‌ام تیر… به همین مناسبت از کلمات تاریخی خود دکتر مصدق یاری می‌گیریم و درود بفرستیم باز هم به همه کسانی بقول خود او «.... در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آنجا که بتوانند مرد و مردانه می‌ایستند و یکدندگی به‌خرج می‌دهند».... و درود می‌فرستیم باز هم به کسانی که بقول خود ایشان».... در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه چیز خود می‌گذرند»..... چیزی که ما می‌خواهیم این است که: مبادا اشتیاق توده‌های مردم نسبت به اسلام، به یأس و دلسردی منتهی شود! خلاصه این‌که ما می‌گوییم: جمهوری اسلامی بله! ولی سوء استفادهٔ ارتجاعی از اسلام نه!»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب موضع‌گیریهای سیاسی مجاهدین خلق ایران در آستانهٔ پیروزی انقلاب، ص 55&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میتینگ مسعود رجوی در ترمینال خزانه ===&lt;br /&gt;
روز چهارم خرداد ۱۳۵۸ به مناسبت اعدام بنیانگذاران مجاهدین خلق ایران یک میتینگ بسیار بزرگ در ترمینال خزانه در جنوب تهران برگزار شد. در این میتینگ مسعود رجوی آیت‌الله طالقانی را به عنوان کاندیدای مجاهدین در ریاست جمهوری معرفی کرد.&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ دانشگاه تهران مشهور به آینده انقلاب ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در سخنرانی مشهور به آینده‌ی انقلاب.JPG|جایگزین=مسعود رجوی در سخنرانی مشهور به آینده‌ی انقلاب|بندانگشتی|مسعود رجوی در سخنرانی مشهور به آینده‌ی انقلاب]]&lt;br /&gt;
روز ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ سازمان مجاهدین خلق یک میتینگ در دانشگاه تهران برگزار کردند که در آن از قتل و کشتار هوادارانشان شکایت کردند. مسعود رجوی در سخنرانی خود در این میتینگ گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«امروز، برای بزرگداشت شهدایی بس والا قدر و پر ارج و شأن جمع شده‌ایم، شهید اولین احمد، چه سمبل پر معنایی، نارنجک را کشید، خودش را قطعه قطعه کرد، به دشمن هیچ نداد نه سلاح، نه اطلاعات و نه حتی جسم خودش، آخر او یک مجاهد خلق بود، مظهری از اراده شکست ناپذیر خلقی قهرمان نسبت به غلبه بر ظلمات جهل و اسارت؛ و چنین بود که اینان به قول پدر طالقانی راه جهاد گشودند، البته اونروز نه کسی احمد و نظایرش را منافق خواند و نه از شکیات و سهویات آنها سئوال کرد و نه آنها را التقاطی قلمداد کرد، آخر آنروزها، فقط بحث رزم و میدان بود، طاغوت آنقدر سخت گرفته بود که مرز جنبش و ضد جنبش، مرز انقلاب و ضدانقلاب به معنی حقیقی کلمه و نه به معنی ابتذالیش واقعاً نمی‌توانست مخدوش بشه. به این ترتیب جایی برای شیرین زبانی، خوش رقصی، مجاهد نمایی و مسلمان نمایی باقی نمانده بود. آخرآنروز در صحنه هیچ اثری از آنهایی که امروز ما را از قیام به مسئولیتهای تاریخیشان میترسونند نبود. چونکه بازی گرگم به هوا نبود، مبارزه سخت و خشن و جدی، و یا اگر هم از بعضی از اینها خبری بود، در پشت صحنه، در پشت جبهه و نه در صفوف نخستین، مرزها نمی‌توانست مخدوش بشه. اهل اسلام و اهل نفاق به سادگی قابل تشخیص بودند. البته باز هم شکر خدا که با این آزمایشی که امروز در کورانش هستیم، باز هم‌مرزها برامون روشنتر شد. فهمیدیم که هر کسی چه در دل داره و چند مرده حلاجه و در اوج همین آزمایش و در یکی از دقیق‌ترین و حساسترین نقاط آن بود که تازهترین و آخرین شهید به خاک افتاد، عباس، مجاهد کارگر، کارگر شهید. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;گناه عباس چه بود، اگر در این نشریه دیده باشین، خودش قبل از شهادت به خط خودش نوشته: من عباس عمانی که یکی از طرفداران سازمان شما می‌باشم دیپلم چهارم نظری را گرفته‌ام. (باد در بلندگو می‌پیچد و صدا خوب نیست) و فعلاً در پروانه سازی در نعمت‌آباد کار می‌کنم. برادران کارگرم را راهنمایی کردم تا هوادار سازمان شما باشند، و همچنین در محل زندگیمان، شیر و خورشید، چهار راه عباسی نیز دوستانم را، بیشترشان را، هوادار سازمان کردهام و بعضی از بچه‌های فامیلهایمان را هم همین‌طور، از گفتن این مطالب نه پاداش می‌خواهم و نه برای خودستایی است، چون حقیقت را همیشه باید ترویج کرد، حقیقت را همیشه باید ترویج کرد. …&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;بله، به نظر ما میان احمد تا عباس فرقی نیست. هر دوی آنها حقیقت را ترویج می‌کردند، خواه با تفنگ و خواه با اوراق انتخاباتی، حقیقت حقوق یک خلق، حقیقت حقوق مستضعفین حقیقت حقوق کارگر و دهقان با این تفاوت که آن موقع، نبرد با ضدحقیقت، با سالوس و ریا و تزویر بسیار ساده‌تر از حالا بود، بهمین دلیل شأن عباس بسیار بالاست، حقیقتی را که بهش گواهی داد، و این شهادتی بودعلی گونه، علی وار بدست خوارج، قشریون و مترجعین. شهادتی نه به دست کفار آریامهری، بلکه بدست اوباش و چماقداران ایادی انحصار طلب، امروز جمجمه عباس ما را شکستند، خونش رو به زمین ریختند؛ ولی با پیامش چه خواهید کرد. حقیقت را همیشه باید ترویج کرد. بله الزام به ترویج حقیقت، از ذات خود حقیقت میجوشه، مسئولیت همه دانایان، آگاهان، روشنفکران، که حالا یک کارگر پیشتاز آنها شده، و به همین دلیل حقیقت بخودی خود دارای آن نفوذ، اقتدار و درخششی است که هیچ نیرویی را سرانجام توان برابری با اون نیست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;همین چهره‌ها بودند که درجریان انتخابات کتک خوردند، جمجمه‌هاشون شکست، مجروح شدند، گلوله خوردند، اما آرامش را حفظ کردند، بردباری انقلابی نشان دادند. (جمعیت ـ درود بررجوی) چه کسانی آرامش را حفظ کردند، چه کسانی خون جگر خوردند و دم برنیاوردند (کف زدن جمعیت). شما بودید، حتی اسم شهید را هم اعلام نکردیم. سوز دل پدر و مادرش را تصور کنید، این بود آزمایش انضباط و اخلاق انقلابی و اخلاق اسلامی، درمقابل آن جرح و ضربها، صدها تن مجروح در گوشه و کنار کشور و هزارها تن مضروب و کتک خورده و تحریکات جمعه و ایام عزا، و رادیو و تلویزیون و شهید، ما هم آزمایش دادیم، این آزمایش ما بود، پس بگذارید همین‌جا تشکر بکنم، از فرد فرد میلیونها تنی که در این انتخابات براستی آزمایش حقانیت، اصالت، و رشد و بلوغ سیاسی خودشون را دادند. از همه مردم، از همه آنهایی که صادقانه از ما حمایت کردند، بویژه جوانان شریف، شجاع و غیور که توانستند بر احساساتشون غلبه کنند و براستی که چه کسی میدونه که این تحملها چقدر مشکل است. مخصوصاً من بایستی از خواهران و برادران عزیز کردمون تشکر بکنم. وقتی تلفناً با رهبران مذهبی و سیاسی آنها تماس گرفتم و بهشان گفتم که بالاجبار بایستی کناره گیری بکنم و از آنها استدعای آرامش کردم، براشون فوق‌العاده دردناک بود، خود آنها هم به درستی نمی‌دانستند که چطور بایستی آرامش را حفظ بکنند، اما با این همه، همه نوع گونه قول مساعدت دادند و در عمل هم دیدید. عده دیگر از ما می‌پرسیدند چطور که کاندیدای ما بایستی حذف بشه ولی تیمساران شاهنشاهی برجای بمانند، باز هم من گفتم نمی‌دانم ولی آرامش را باید حفظ بکنیم &#039;&#039;&#039;.&#039;&#039;&#039; خوب این از اخلاق و انضباط انقلابی ما &#039;&#039;&#039;،&#039;&#039;&#039; فردای انتخابات مسلحانه به ما حمله کردند، باران دشنام و باران گلوله‌های ژـ ۳ اینهم مظهر دیگری از اخلاقیات آنچنانی در پشت مارک اسلام با برگ مأموریت»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی در ادماه این سخنرانی در اعتراض به هجوم هواداران خمینی به اعضاء مجاهدین فریاد زد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس کجائید ای مسلمانها؟ مگر نمی‌بینید چه به روز ما و هوادارانمان و خانواده‌هایمان می‌آورند؟ مگر دائماً تکرار نمی‌کردید از قول رسول خدا «من سمع رجلاً ینادی یاللمسلمین! فلم یجبه، فلیس بمسلم»؛ در گوشه و کنار دنیا اگر کسی مسلمانها را به کمک بطلبد و اجابت نکنند، مسلمان نیستند. یا لاالمسلمین پس کجائید؟ چرا صدایتان در نمی‌آید؟ الله‌اکبر! مگر نمی‌بینید که چطور طرفداران ما را سر می‌برند در نظام جمهوری اسلامی: پس چرا سکوت پیشه کردید؟ مگر گناه ما چیست؟ ای کسانی که گوش دارید؟ مگر ما چه کردیم جز تحمل رنج و اسارت؟»&amp;lt;ref&amp;gt;10بهمن 58، سخنرانی در دانشگاه تهران: آیندهٔ انقلاب&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی همچنین برنامه و خواسته‌های سازمان مجاهدین را برای ایران چنین اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس بگذارید تصریح کنم، این آینده انقلاب است که برای ما اهمیت داره، و بنابراین، هیچ‌کدام از ما، هیچ‌کدام از ما، نه مشتاق و نه مدعی و نه خواهان هیچ پست و مقامی بوده و هستیم. ما آینده انقلاب را روشن و فیروزمند می‌طلبیم. بله ما هستیم یعنی از این پس به قول علی ع شعار ما اینه: العمل، النهایه، الاستقامه. عمل، دیدن نهایت و پاداش و پایان کار و استقامت روی این؛ بنابراین ما حول این برنامه، حول این خطوط اسلامی و انقلابی و مردمی، میگیم هر کس میخواد بیاد. هر کس برایش واجد اهمیته که تفرقه‌ها برن کنار و تمام خلق رو به جلو بره چه بهتر. باین ترتیب، ملاحظه می‌کنید، که اگر معیارهای عملی بمیان بیاند، چقدر راه‌ها و تشخیصها ساده خواهد بود. خواستهامون هم همان برنامه است، اجازه می‌خواهم، سرخطش را باز هم بخوانم که ما چه می‌خواهیم وحول چند نکته اش توضیح بدهم. شوراهای مردمی، استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت مردم، آزادی کامل احزاب، عقاید و مطبوعات حقوق ملیتها :) بخصوص در مورد کردستان، یک نکته بسیار باریکتر از مو هست که نبایستی ازش بگذریم و آن کلمه خودمختاری است، این کلمه برای مردم آنجا مقدس شده، سالهای سال بهشون ستم شده بود، ما بایستی موضع خودمانرا روشن بکنیم، آیا نسبت به کلمات حساسیم، آیا باید جنگ کلمات راه انداخت، اگر برای مردم این کلمه مقدس است. بایستی مفهوم و چارچوبش را روشن کرد و بهشون گفت و داد؛ و بعد مسئله برابری زن و مرد، هرچقدر میخواین، از حقوق مادر و اهمیت مادر و احترام به مادر صحبت بکنین، همه اش درست؛ ولی بیاین یک مقداری هم حقوق مساوی سیاسی و اجتماعی زن را بهش بدین تا درجه دوم تلقی نشه، بعد مساوات اسلامی تشیع وتسنن بود، ماده نهم، زمین برای دهقان و کار برای کارگر بود، و ماده دهم مسکن، بهداشت، و تحصیلات برای همه، اینها را برای این می‌خوانم که ما روش هستیم و خواهیم بود. یازده: مبازره با هرج و مرج بود و تأمین آسایش اجتماعی برای تمام مردم»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ دانشگاه تهران در اسفند ۵۸ ===&lt;br /&gt;
در دوم اسفندماه ۱۳۵۸ مسعود رجوی سخنرانی دیگری در دانشگاه تهران داشت. دراین سخنرانی نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر شرکت داشتند. مسعود رجوی در این سخنرانی باز هم به بسته شدن راه‌های مبارزه مسالمت‌آمیز اعتراض نمود. او گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس بیائید پیدا کنیم، کدامین جماعت از ما بود که در سوگندش نیرنگ نهفته بود. نیرنگ انحصار و فزون طلبی. «انما یبلوکم الله به» این‌ها همه‌اش آزمایش است. باز هم به روایت قرآن وقتی رشته‌ها و پیوندها شکسته می‌شود، آن طبقات و گروه‌هائی روی کار می‌آیند که دوباره جامعه را می‌برند به سمت طبقات فرادست و طبقات فرودست …&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;همان نظام قبلی، همان مسیر تدریجی بجانب طاغوت‌های زمان و طاغوت‌های جهان، درست بهمین دلیل بود که من پارسال در همین‌جا و در همین زمین اعتراض کردم، سوگندها را در برابر یکی دیگر از آخرین شهداء یادآور شدم، و پرسیدم چرا؟ چرا؟&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;همانروز گفتم که اگر جهاد یک مجاهد را خوار بدارید، توی سرش بزنید، از نیروهای واقعاً انقلابی خلع ید و قطع ید کنند، تهمت و برچسب بزنند، اتهام مارکسیست ـ اسلامی را بگونهای دیگر تکرار بکنید؛ و مسالهای نظیر کردستان را بجای حل اصولی با برچسب تجزیه طلبی به قهر و تعارض بکشانید. لاجرم مجدداً طبقهای را رشد خواهید داد که «هی اربی من امه» فزودهتر و برتر در میان طبقات خلق خواهد شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;آخر، اگر قرار می‌بود در یک جامعهای همه مثل هم فکر کنند، مثل هم نظر داشته باشند، سر موئی بین اندیشه و رأی آن‌ها اختلاف نباشد، که خدا خودش اینکار را می‌کرد. پس چرا ما باید آنقدر حقیقت را و درست را و اسلام را هم منحصر بخودمان بکنیم؟ آنقدر که بگوئیم هر که رأیش رأی ما نیست، اصلاً نظر ندهد، یا مثل همین دیروز در خزانه و روز قبلی‌اش در گود و روز قبلی‌اش در یاخچی‌آباد تهران، چون مجاهد است و یا به مجاهدین وابستگی دارد، تمایل یا سمپاتی ابراز می‌کند، حق زندگی ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنام مجاهد- فوق‌العاده شماره - یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۵۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی همچنین در این سخنرانی نسبت به بسته شدن راه‌های مبارزهٔ مسالمت آمیز اعتراض کرده و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:میتینگ مسعود رجوی در رشت.jpg|جایگزین=میتینگ مسعود رجوی در رشت|بندانگشتی|میتینگ مسعود رجوی در رشت]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بیایید خودتان به دست خودتان، با بستن راه‌های فعالیت قانونی، راه‌های فعالیت غیرقانونی را باز نکنید. از این فرصت که تمام نیروها حاضر شدند به‌رغم همه محدودیتها، مشتاقانه باز هم شرکت بکنند، باز هم همکاری بکنند، استفاده بکنید. ما زندگی و فعالیت در یک نظام قانونی را پذیرفتیم، اگر بگذارند. آن‌قدر پذیرفتیم که تا به‌حال از حق قانونی، شرعی، اخلاقی دفاع از خودمان هم استفاده نکردیم. شنیدید ما یک گلوله شلیک کرده باشیم؟ یک مورد حتی؟ ولی هیچ‌کس، هیچ‌کس از مقامات مسئول نیآمد به ما بگوید که داستان شما چیست و بر سر شما چه می‌گذرد؟ اما اگر پیوسته یک عده‌ای بخواهند با چماق و گلوله به ما بتازند و هیچ مقام مسئولی هم جوابگو نباشد، دیگر تکلیف چیست؟»&amp;lt;ref&amp;gt;2اسفند 58، سخنرانی در دانشگاه تهران- [https://news.mojahedin.org/i/news/170197 وبسایت مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ رشت ===&lt;br /&gt;
در میتنگ مسعود رجوی در رشت حدود ۳۰۰ هزار نفر شرکت داشتند. سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این‌جا وقتی توی شمال سخنرانی کرد، بالای سر میرزا کوچیک‌خان، دویست هزار نفر دانشجو و جوون همینجوری ریخته بودن! وقتی صحبت می‌کرد، اینا همینجوری غش می‌کردن! چنین کاریزمایی! چیز چیزم نمی‌کرد! حرف بلد بود بزنه و اینها! اونقدرم خاطرخواه داشت!»&amp;lt;ref&amp;gt;سخنرانی سعید قاسمی در دانشگاه امام صادق، مهر ۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی که در رشت با استقبال و هیجان بسیار جمعیت مواجه بود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آخر مگر گناه ما چیست؟ مگر ما در سراسر این مدت حتی به‌عنوان مثال یک گلوله هم شلیک کردیم؟ پس چه شد که برای آنها مجاهد محبوب دیروز، حالا منافق شد و ضدانقلاب؟»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=xqhHNJXzOUo میتینگ رشت - سخنرانی مسعود رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ تبریز ===&lt;br /&gt;
در روز ۲۰ اسفندماه ۱۳۵۸ مجاهدین میتینگ دیگری در تبریز داشتند که در آن مسعود رجوی نیز سخنرانی کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سخنرانی مسعود رجوی در تبریز- [https://www.youtube.com/watch?v=MvVqlkUikZ0 کانال یوتیوب بسوی پیروزی]&amp;lt;/ref&amp;gt; این میتینگ با سخنرانی عزیز رضایی مادر چند جانباخته در زمان شاه آغاز شد. سپس احمد حنیف‌نژاد برادر محمد حنیف نژاد در آن با زبان ترکی به سخنرانی پرداخت. سخنران بعدی موسی خیابانی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین سخنرانی کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد فوقالعاده شماره 7 انتخابات - 22 اسفندماه 1358&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:447px-سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ امجدیه تهران.jpg|جایگزین=سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ امجدیه تهران|بندانگشتی|سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ امجدیه تهران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در امجدیه ===&lt;br /&gt;
مسعود رجوی طی یک سخنرانی در خرداد ۵۹ در استادیوم صد هزار نفری امجدیهٔ تهران، که به‌خاطر بزرگداشت قربانیان حملات جمهوری اسلامی به هواداران مجاهدین برگزار شده بود، پیدایش و رواج سرکوب در جامعه را محکوم کرد. مسعود رجوی در این سخنرانی که به سخنرانی «چه باید کرد» مشهور شد به کشته شدن تعداد زیادی از اعضاء این سازمان در حملات کور توسط افرادی که آنها را منتسب به حکومت می‌دانست پرده برداشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«۲۳ فروردین، برادر کارگر ما، رضا حامدی که قبل از انقلاب، حزب رستأخیر خمین را منفجر کرده بود و حالا در کنار یک مغازه، کتاب‌فروشی طالقانی را دایر کرده بود، به ضرب ۶گلوله شهید شد. ۳۰ فروردین، خواهر کوچک ما نسرین رستمی ـ دقیقاً نمی‌دانم چند سال دارد شاید۱۴–۱۳ سال ـ در شیراز به ضرب گلوله از پا افتاد. ۳۱ فروردین در مشهد یکی از با ارزشمندترین برادران ما، شکرالله مشکین‌فام ـ که همین حالا فرزند سه‌ساله‌اش را در بغل من دیدید به‌ضرب گلولهٔ ژـ۳در محل دفتر مجاهدین در مشهد به‌شهادت رسید. مجاهد شهید مرتضی حمزه لو شبانه رفت در غسال‌خانهٔ اراک و از پیکر رضا عکس گرفت و چاپ این عکس در نشریهٴ مجاهد ـ که پیکر سوراخ سوراخ شدهٔ رضا با رگبار مسلسل یوزی را نشان می‌داد ـ باعث شد تا داستان تصادف جمع بشود. با این همه، شکایت خانوادهٔ رضا و مجاهدین به هیچ‌جا نرسید! (پاسداران رضا حامدی را در خمین با رگبار مسلسل شهید کرده بودند. بعد او را آوردند اراک و می‌خواستند در جواز دفنش بنویسند تصادف). سوم اردیبهشت، برادر ما احمد گنجه‌ای در رشت در خیابان تختی به ضرب گلولهٔ نامردمانی که از تهران به‌نام انقلاب فرهنگی رفته بودند، به ضرب ژ ۳ به‌شهادت رسید. ۱۹ اردیبهشت، در درگز یک قاصدک جوان دیگر، برادر کوچک‌مان، مجاهدفروش، جلیل مرادپور، دانش‌آموز سال اول دبیرستان به ضرب دشنه‌ای که در قلبش فروکردند، در خون غلتید»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/170865/تصویب-تحریمهای-رژیم-آخوندی-به-مدت-۱۰سال-دی میتینگ امجدیه، چه باید کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;این میتینگ نیز مورد حملهٔ حامیان خمینی قرار گرفت و تعداد قابل توجهی مصدوم و مجروح شدند. مسعود رجوی در این سخنرانی در میان شور و هیجان جمعیت گفت: وای به روزی که بخواهیم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ بدهیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله به این میتینگ به سرعت به یک جنجال سیاسی در کشور تبدیل شد. ۲۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اولین اطلاعیهٔ این مجلس حمله به این میتینگ را محکوم کردند. احمد خمینی نیز در سخنان مشابهی این حمله را محکوم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی 1.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در پاریس|بندانگشتی|250x250پیکسل|مسعود رجوی در پاریس]]&lt;br /&gt;
در ۳۰ تیرماه ۱۳۶۰ یک ماه پس از آغاز اعدام‌های دستجمعی در ایران و یک ماه پس از ۳۰ خرداد که پایان مبارزه مسالمت آمیز مجاهدین در ایران بشمار می‌رفت، مسعود رجوی در تهران یک ائتلاف سیاسی به نام شورای ملی مقاومت علیه جمهوری اسلامی تشکیل داد. این ائتلاف که برخی جریانات و شخصیت‌های سیاسی به عضویت آن درآمدند در ادامه گسترش بیشتری یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/آشنایی-با-شورا/تاریخچه-شورا.html وبسایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; مسعود رجوی پیش از آن تلاشی را برای متحد کردن نیروهای دموکراتیک و مخالفین جمهوری اسلامی آغاز کرد. از جمله نشریه مجاهد که پر تیراژترین روزنامه آن‌زمان بود بخشی از صفحات خود را تحت نام شورا به سایر گروه‌ها و شخصیت‌ها اختصاص می‌داد تا نظراتشان را بیان کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب دموکراسی خیانت شده&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ده روز پس از تأسیس شورای ملی مقاومت ایران توسط مسعود رجوی، وی به همراه بنی صدر رئیس جمهور وقت ایران به فرانسه رفت. در نیمه دوم سال ۱۳۶۰ در طی جلساتی برنامه و اساسنامهٔ شورای ملی مقاومت و تشکیل دولت موقت را به تصویب رساند. این شورا تصویب کرد که دولت موقت حداکثر ۶ماه پس از سرنگونی رژیم آخوندی انتخابات برای تشکیل ”مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی” را برگزار کند. پس از تشکیل این مجلس وظیفه شورای ملی مقاومت و موجودیت آن خاتمه می‌یابد و دولت موقت استعفای خود را به مجلس مؤسسان تقدیم می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/آشنایی-با-شورا/تاریخچه-شورا.html وبسایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرواز مسعود رجوی از ایران به فرانسه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی و سرهنگ خلبان بهزاد معزی.jpg|جایگزین=مسعود رجوی و سرهنگ خلبان بهزاد معزی|بندانگشتی|مسعود رجوی و سرهنگ خلبان بهزاد معزی]]&lt;br /&gt;
در روز هفتم مرداد ۱۳۶۰ مسعود رجوی که سازمانش حدود یک ماه قبل روز ۳۰ خرداد را پایان امکان مبارزهٔ مسالمت‌آمیز و آغاز مقاومت سراسری اعلام کرده بود، تهران را با یک هواپیما از پایگاه یکم شکاری تهران به مقصد پاریس ترک کرد. سرهنگ خلبان بهزاد معزی، خلبان این پرواز بود. در این پرواز بنی‌صدر رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی نیز بهمراه او بود. پیش از آن فضای سیاسی در حاکمیت علیه بنی‌صدر بسیار برانگیخته بود و احتمال دستگیری وی وجود داشت. این پرواز با طرحی بسیار پیچیده به سرانجام رسید. سرهنگ خلبان معزی که از بهترین خلبانان نیروی هوایی ایران و خلبان مخصوص شاه بود در کتاب پرواز در خاطره‌ها در این رابطه نقل می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;رادار تبریز ما را گرفت. دو سه بار صداکرد و من یکبار جوابش را دادم. گفت خمینی گفته به شما بگوییم قول می‌دهم با شما کاری نداشته باشند. از لحاظ مادی و معنوی هم هرچه می‌خواهید در اختیارتان بگذارند. برگردید! من هم گفتم چند تا پرسنل نیروی هوایی درهواپیما هستند و هواپیماربایی کردهاند و ما هم داریم از این طرف می‌رویم. مکالمات ادامهداشت و من مخصوصاً ادامه می‌دادم تا وقتکشی شود. رادار مرتب می‌گفت رجایی که در آن موقع نخست وزیر و فکوری فرمانده نیروی هوایی بود در پست فرماندهی‌هستند و ازطرف ولایتفقیه به شما تأمین می‌دهند. ایرج برای وقتکشی گفت رجایی خودش باید تأمین دهد. رادار جواب داد خودش تأمین می‌دهد. یکی ازبچه‌ها گفت من قانع شده‌ام بگذارید رفیقم را هم قانع کنم. ازین طرف صدای «F۱۴» بلند شد. هواپیمای»F۱۴» که صدای ما را گرفت برگرد نرو! گفتم من نمی‌روم هواپیماربایی شده. گفت برگرد استادمبودهای! چی‌بودهای! چی‌بودهای! می‌زنمت نرو! گفتم چی را می‌زنی؟ هواپیماربایی شده، یکمقدار بیاجلوتر خودت را نشانبده تا هواپیمارباها تورا ببینند و بترسند. با او که یکی ازشاگردانم بود مخصوصﴼ این‌طور صحبت کردم تا ببینم موقعیتش کجاست؟ گفتم بیا! چراغهای هواپیما را خاموش کردم و بهبچه‌ها گفتم بروند از محفظهٔ سوخت رسانی زیر هواپیما، بیرون را ببینند که آیا هواپیمایی دیده می‌شود یا نه؟ که دیده نمی‌شد. خوبی‌اش بهاین بود که رژیمیها نمی‌دانستند آقایرجوی و بنی‌صدر هم داخل هواپیما هستند. از این طرف خلبان «F۱۴» «تکرار می‌کرد برگرد می‌زنم! برگرد می‌زنم! بلندگوی دخل کابین روشن بود. در نتیجه صدایش را دیگران هم می‌شنیدند. به دفعالوقت ادامه دادم تا رسیدیم نزدیک پایگاه تبریز. این پایگاه موشکهای‌هاگ داشت. به لحاظ هواپیما، هواپیمایش «F۵» بود که قدرت رهگیری شب نداشتند ولی موشکهای هاگ داشت که زمین به هوا بود. برای اینکه از برد موشکهای هاگ دور بشوم نزدیک این پایگاه گردش بهراست کردم و رفتم سمت مرز شوروی. نزدیک مرز، دو هواپیمای شوروی بلند شدند و به موازاتما درمرز شوروی آمدند تااگرخواستیمواردخاک شوروی بشویم ما را بزنند. ما این طرف مرز می‌رفتیم وآنها آنطرف. حواسمان بود. تبریز را بهصورت یکنیمدایره دورزدیم تا هم ازبرد موشکها درامان باشیم هم وارد شوروی نشویم. وارد خاک ترکیه شدیم. درتمام اینمدت خلبان تعقیبکننده همچنان تهدید می‌کرد که ما را خواهد زد. من می‌گفتم بابا بیاجلو اینهاببینند می‌گفت می‌آیم. منظور اصلی مناینبود که وقت بگذرانم. آخرش‌هم گفت بهرادار سوریه می‌گویم شما را بزند&amp;lt;ref&amp;gt;پرواز در خاطره‌ها- ص ۱۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرواز مسعود رجوی از طرف خبرگزاری‌های بزرگ انعکاس پیدا کرد. در فرانسه کلود شسون وزیرخارجه وقت فرانسه هنگام فرود او در فردگاه حاضر شد. این حرکت یعنی پرواز و فرود آمدن در فرودگاه رسمی یک کشور مهم اروپایی به همراه رئیس جمهور وقت دولت ایران، نقش زیادی در رسمیت یافتن شورای ملی مقاومت به لحاظ بین‌المللی داشت. این پرواز در حالی انجام شد که در سطوح بالای مجاهدین برای حفظ امنیت مسعود رجوی این روش مناسب‌تر تشخیص داده می‌شد که وی از راه‌های دیگری از کشور خارج شود. مهدی ابریشمچی از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خاطرم هست در یک جلسه مرکزیت که در منزل شهید علی زرکش تشکیل شده بود، همه اعضای مرکزیت ازجمله سردارخیابانی و شهید محمد ضابطی حاضر بودند. می‌خواستیم تصمیم‌گیری نهایی کنیم. بررسیهای انجام شده و ریسکها، نقاط قوت و نقاط آسیب‌پذیر طرح بررسی شده بود. اما ما نمی‌توانستیم تصمیم بگیریم. اگر جواب نه می‌دادیم، مصلحت عالیه راهگشایی سیاسی را چکار می‌کردیم؟ و اگر جواب مثبت می‌دادیم، ریسک روی جان مسعود را چه‌کسی می‌پذیرفت؟ به‌همین دلیل تمامی مرکزیت سازمان از مسعود خواست که به‌دلیل صعوبت این تصمیم‌گیری، هم از نظر ایدئولوژیک و هم به‌لحاظ سیاسی، حرف آخر را خودش بزند و طبیعی بود که او طبق سنت همیشگیش، آن قسمتی را که ریسک روی جان خودش بود، انتخاب کند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انقلاب ایدئولوژیک ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:انقلاب ایدئولوژیک.jpg|بندانگشتی|مسعود رجوی در پاریس- انقلاب ایدئولوژیک]]&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین در سال ۱۳۶۳ وارد یک جمع‌بندی شد. یکی از نتایج این جمع‌بندی منجر به آغاز یک تحول بزرگ در این سازمان شد. مجاهدین در این جمع‌بندی به این نتیجه رسیدند که ردهٔ تشکیلاتی زنان و میزان حضور آنها در سطوح فرماندهی با میزان مسئولیت‌پذیری و نقشی که در سازمان مجاهدین خلق ایفا کرده‌اند متناسب نیست. آنها معتقد بودند این آثار خودبخودی و شائبه‌های مردسالاری است که اینچنین نمود پیدا کرده‌است. مجاهدین معتقد بودند با توجه به اینکه خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح‌الله خمینی «زن ستیزی» است، آنها باید در این رابطه در نقطه مقابل قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سویی مرکزیت مجاهدین به این نتیجه رسید که این مشکل تنها با ارتقاء رده تشکیلاتی برخی از زنان در این سازمان برطرف نخواهد شد، بلکه راه حل باید ریشه‌ای تر باشد. آنها معتقد بودند زنان باید به مدار رهبری در این سازمان راه یابند. در آن زمان مسعود رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران بود. در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از شاخصه‌های بسیار مشهور در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از این واقعه به درخواست خود و با موافقت همسرش، از وی جدا شد. امری که با مخالفت مسعود رجوی مواجه گشت. طلاق وی نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که مریم رجوی نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را، در شرایط فعلی، مغایر با ادامه مبارزه‌ای می‌دید که تمامی انرژی‌ها و توان او را می‌طلبید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی که خود به عنوان یکی از اعضاء برجسته سازمانش در جمع‌بندی فوق حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده ساز و منع کننده برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن، ناخودآگاه و به هر میزان، مملوک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک انقلاب ریشه ای مبارزه با این اندیشه از دیدگاه مریم رجوی زمانی ببیشتر ضررورت می‌یابد که سازمان مجاهدین برای اولین بار در تاریخ مبارزات ایران با تعداد قابل توجهی از زنان مواجه شد، که به صفوف این سازمان پیوسته بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قابل ذکر است که پیش ازین در اغلب سازمان‌های چریکی، بطور اتوماتیک و به دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده عملاً امری نکوهیده و بسیار نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این سازمانها حضور داشتند. حال در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده‌ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانودگی با یک مبارزه چریکی و سرسختانه را حل می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درادامه همین روند بود که مریم رجوی در اقدامی غیرمعمول به رغم اتهاماتی که می‌دانست به او زده خواهد شد، از مسعود رجوی تقاضای ازدواج نمود. مسعود رجوی در آنزمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه سیاسی و همچنین مبارزات زمان شاه، به یک رهبر کاریزماتیک و سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه قرار می‌گیرد، باید آرمان و راهبر عقدتی‌اش در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزاتی است. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند یک خرق عادت جلو و نشانهٔ خوب در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها بشمار می‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روند و حلقات تکمیلی آن در سازمان مجاهدین خلق به [[انقلاب ایدئولوژیک]] معروف است. مریم رجوی بخاطر این حرکت مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت اما این حرکت را لازمهٔ بقا و حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. همچنین انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی درایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشته، اما برای شخص مسعود رجوی جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که هنوز هم ادامه دارد، در پی نداشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امضای طرح صلح توسط مسعود رجوی با طارق عزیز ==&lt;br /&gt;
=== شرکت مجاهدین در جنگ علیه عراق ===&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق پس از آغاز جنگ ایران و عراق، رسماً وارد این جنگ شده و اعضایش در جبهه‌ها علیه ارتش عراق جنگیدند. اما این موضوع از طرف حامیان خمینی تحمل نمی‌شد و گاه از پشت بر آنها آتش گشوده می‌شد. تعدادی از افراد این سازمان نیز در جنگ ایران و عراق جان باختند. در تابستان ۱۳۶۱ و پس از فتح خرمشهر وقتی دولت عراق خواهان صلح شد موضع این سازمان نسبت به جنگ متفاوت بود. آنها معتقد بودند که باید به جنگ خاتمه داد. مسعود رجوی استمرار این جنگ را به گفتهٔ خود سرپوشی بر وضعیت نابسامان داخلی و بهانه‌ای برای سرکوب آزادی‌ها می‌دانست و شعار خمینی یعنی «فتح قدس از طریق کربلا و تشکیل هلال شیعی» را یک شعار مردم فریبانه توصیف می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/74853-عبدالعلی-معصومی-جنگ-بنی-صدر-ـ-صلح عبدالعلی معصومی: جنگ بنی صدر ـ صلح «شورا» و مجاهدین در سی‌امین سال آتش‌بس تحمیلی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در نامه‌ای به بنی صدر در این رابطه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«می‌دانید که ما مجاهدین از آغاز با سیاست ضدملی و ضدانقلابی صدور به اصطلاح انقلاب خمینی مخالفت ورزیده و در دیدگاه‌های مندرج در برنامه شورای ملی مقاومت نیز به اتفاق امضاء نمودیم که به «جهان وطنی» قرون وسطایی و ارتجاعی خمینی اعتقادی نداریم. خمینی با ریاکاری در تحت لوای اسلام به «یک نوع جهان وطنی و نفی مرزها و حدود سرمایه داری تظاهر نموده و حسب المعمول فرصت طلبان دست راستی (امثال حزب توده) را به طمع می‌انداخت». و از همین فتنه صدور به اصطلاح انقلاب بود که جنگ ایران و عراق قویّاً زمینه سازی شد. به عبارت بهتر این رژیم خمینی است که جنگ را زمینه سازی نمود و الّا جنگ کاملاً اجتناب پذیر بود. البته ما تجاوز قوای عراق به خاک میهنمان را (در همان سال ۵۹) آشکارا محکوم نمودیم و شما خوب می‌دانید که ما (مجاهدین) در صفوف مستقل خود برای دفاع از مردم و میهن با قوای عراق جنگیدیم حال آن که مزدوران خمینی از پشت نیز بر ما آتش می‌گشودند و در بسیاری موارد دستگیر و شکنجه مان می‌کردند… پس از آن هنگام که خواست و نیاز عراق به صلح مسجّل شد (تابستان ۶۱) بدیهی بود که جز خمینی کسی خواستار ادامه جنگ نبود»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب گزارش مسئول شورا به مردم ایران در مورد جدایی بنی صدر&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه صلح بین مسعود رجوی و طارق عزیز.JPG|جایگزین=بیانیه مشترک صلح بین مسعود رجوی و نایب نخست وزیر عراق|بندانگشتی|بیانیه مشترک صلح بین مسعود رجوی و نایب نخست وزیر عراق]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدار مسعود رجوی برای صلح با طارق عزیز ===&lt;br /&gt;
در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ وقتی خرمشهر آزاد شده و نیروهای عراقی به پشت مرزهای شناخته شده بین‌المللی عقب‌نشینی کرده و صدام خواهان آتش‌بس شد، مجاهدین نیز ادامه جنگ را نامشروع می‌دانستند. مجمع عمومی ملل متّحد، در روز ۲۲اکتبر۱۹۸۲ (۳۰مهر۶۱)، قطعنامه یی را مبنی بر آتش‌بس فوری جنگ بین ایران و عراق و عقب‌نشینی نیروها تا مرزهای بین‌المللی به تصویب رساند. اما جمهوری اسلامی آنرا نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هفت ماه پس از خروج نیروهای عراقی از خاک ایران در روز ۱۹ دیماه ۱۳۶۱، مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران با طارق عزیز نایب نخست وزیر عراق بیانیه‌ای را که بیانیه صلح مشهور شد، امضاء کردند. مفاد این بیانیه «بر استقرار صلح عادلانه و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات دو کشور از طریق مذاکرات مستقیم بر اساس تمامیت ارضی، استقلال کامل، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به اراده آزاد دو ملت ایران و عراق، روابط حسن همجواری و همکاری متقابل در خدمت آزادی، صلح و ترقی و ثبات منطقه» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو ماه بعد از ملاقات صلح، شورای ملی مقاومت در ۲۲ اسفند ۱۳۶۱ طرح صلحی را به اتفاق آراء به تصویب رساند که «قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و مرزهای زمینی و رودخانه ای مندرج در این قرارداد را مبنی صلح عادلانه و پایدار اعلام» می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ماده ۵ این طرح ۷ ماده ای تصریح شده بود که «مسئله تعیین خسارتهای ناشی از جنگ به دیوان بین‌المللی لاهه جهت تعیین خسارتهای ناشی از جنگ و نحوه تادیه حقوق ایران «ارجاع می‌شود و» رای دیوان در این مورد لازم‌الاجراء خواهد بود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۸۳(اول فروردین ۱۳۶۲) دولت عراق از طرح صلح شورای ملی مقاومت استقبال کرد و آنرا مبنای قابل قبولی برای مذاکرات صلح توصیف کرد. شش هزار پارلمانتر، رهبران سیاسی و دولتمردان از اروپا و آمریکا و دیگر کشورهای جهان از طرح صلح شورا حمایت کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/74853-عبدالعلی-معصومی-جنگ-بنی-صدر-ـ-صلح جنگ بنی صدر ـ صلح «شورا» و مجاهدین در سی‌امین سال آتش‌بس تحمیل]ی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سفر مسعود رجوی از فرانسه به عراق ==&lt;br /&gt;
در روز ۱۷ خرداد سال ۱۳۶۵ مسعود رجوی از فرانسه به عراق رفت. هواپیمای حامل مسعود رجوی که چند سرنشین بیشتر نداشت فرودگاه اورو (Evro) در پاریس را به مقصد بغداد ترک کرد. این پرواز پس از یک سلسله حوادث ده روزه رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانیه شورای ملی مقاومت در این رابطه آمده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شورای ملی مقاومت بااشاره به «توطئه‌های پنهان و آشکار رژیم‌خمینی و حامیان بین‌المللی‌اش که بااستفاده از آلت‌دستهای «ایرانی» خود، علیه مقاومت حق‌طلبانه و خونین مردم ایران» انجام می‌شود، و بااشاره به شیوه‌های رایج رژیم‌خمینی «ازجمله گروگانگیری و شانتاژ سیاسی برای فلج‌کردن جنبش» مقاومت آمده‌است: «درواقع آنچه شورای ملی مقاومت را برای دشمنان رهایی ایران غیرقابل‌تحمل می‌کند، وفاداری شورا به اصل استقلال و سرسختی و پافشاریش در دفاع از این‌آرمان والاست. نظربه همه این‌ملاحظات، برای خنثی‌کردن توطئه‌های دشمن ازیک‌سو و پاسخگویی به‌الزامهای مرحله جدید تدارک قیام ازسوی‌دیگر، محل اقامت آقای مسعودرجوی، مسئول شورا، از اروپا به خاک کشور عراق منتقل می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;بیانیه اجلاس فوق‌العاده شورای ملی مقاومت ۲۳ اردیبهشت سال۱۳۶۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۱۳ فروردین همان سال بمبی در چند صد متری اقامتگاه مسعود رجوی منفجر شد. در روز ۲۶فروردین، روزنامه اطلاعات در ایران خطاب به‌دولت فرانسه تصریح نمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اگر فرانسویها می‌خواهند در رابطه با ایران تجدیدنظر کنند، پایگاه‌های منافقین را برچینند. چرا فرانسویها اسیر آمریکاییها بشوند؟ شما منافقین را از کشورتان اخراج کنید، آمریکا خودش می‌داند آنها را کجا ببرد، بختیار و بنی‌صدر مال شما؛ در چنین صورتی است که مردم ما باور خواهند کرد که فرانسه یک‌کشور دوست است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیشینهٔ سفر مسعود رجوی از فرانسه به عراق ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در پاریس.jpg|جایگزین=مسعود رجوی در پاریس|بندانگشتی|مسعود رجوی در پاریس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== عملیات تروریستی علیه مسعود رجوی در فرانسه ====&lt;br /&gt;
پیش از سفر مسعود رجوی به عراق جمهوری اسلامی یک کارزار فشار روی دولت فرانسه به دلیل اقامت مسعود رجوی در این کشور را آغاز کرده بود. همچنین تلاش‌هایی برای انجام عملیات تروریستی در این کشور علیه جان مسعود رجوی صورت گرفت که منتسب به ایران می‌باشد. در روز ۲۶ دیماه ۱۳۶۴ هفته‌نامه VSD در مقاله‌ای تحت عنوان «تهران خواسته‌هایش را افزایش می‌دهد، بهای هول‌انگیز گروگانهای فرانسوی در لبنان» نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«فعالیتهای سیاسی تبعیدیان محدود خواهد شد و حتی برخی از آنها قربانی خواهند گردید. به‌عنوان مثال، مسعودرجوی، رهبر مجاهدین خلق، که تا به‌حال توسط دو اسکادران ژاندارم در محل اقامتش در اورسوراواز حفاظت شده‌است، این‌خطر وجود دارد که یکی از نخستین کسانی باشد که بدون‌دفاع می‌ماند»&amp;lt;ref&amp;gt;هفته نامه فرانسویVSD تاریخ 16 ژانویه 1986&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در سال ۲۰۰۰ کتابی پرفروش به نام «جاسوس خدا» در فرانسه توسط «پاتریک راپیه» نویسنده و سردبیر هفته نامه فرانسوی ژورنال دودیمانش با همکاری دو مأمور سرویس ضدجاسوسی فرانسه منتشر شد. در این کتاب ماجرای دست داشتن جمهوری اسلامی را در چند عملیات تروریستی در پاریس در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ با ذکر جزئیات افشا کرد. در این کتاب علاوه بر آن پرده از یک طرح ترورییستی علیه شخص مسعود رجوی برداشته شد. همچنین رولان ژاکار، نویسندهٔ فرانسوی در کتابش به نام «قاتلان بدون مرز- چاپ ۱۹۸۵ در پاریس» از دیگر طرح‌های تروریستی جمهوری اسلامی برای از میان برداشتن مسعود رجوی خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://event.mojahedin.org/i/events/5577 وبسایت سازمان مجاهدین خلق ایران.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی بود که مسعود رجوی به گفتهٔ شورای ملی مقاومت برای خنثی کردن این طرح‌ها و از طرفی برای سازمان دادن به بخش بزرگی از نیروهای نظامی مجاهدین که در مرزهای ایران و عراق حضور داشتند، تصمیم گرفت به این کشور نقل مکان کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین قصد خود برای این سفر را به دولت فرانسه اطلاع دادند. اما دولت فرانسه بدلایل نامشخصی آنرا نپذیرفت. دولت فرانسه همچنین یک کشور ثالث را به مسعود رجوی معرفی کرد که مورد موافقت مجاهدین قرار نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ملاقات با فرستادهٔ پادشاه مراکش ====&lt;br /&gt;
در اثنای مذاکرات سازمان مجاهدین خلق با دولت فرانسه بر سر نقل مکان مسعود رجوی به عراق، نیمه شب فرستاده‌ای از طرف حسن دوم، پادشاه مراکش به اقامتگاه مسعود رجوی مراجعه کرد. او از طرف حسن دوم، پادشاه مراکش پیامی برای مسعود رجوی داشت. فرستادهٔ حسن دوم در این دیدار از مسعود رجوی دعوت کرد که به عنوان میهمان ویژه به آن کشور سفر کند. این دعوت از طرف سازمان مجاهدین مورد قبول قرار نگرفت.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی هنگام ورود به عراق.jpg|جایگزین=مسعود رجوی هنگام ورود به عراق|بندانگشتی|مسعود رجوی هنگام ورود به عراق]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تقاضای مسعود رجوی از دولت فرانسه برای سفر به خانهٔ برادرش کاظم رجوی ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه دولت فرانسه با سفر مسعود رجوی به عراق مخالفت کرد او در نامه ای به دولت فرانسه اطلاع داد که با استفاده از حقوق قانونی خود قصد دارد به خانهٔ برادر خود دکتر کاظم رجوی در سوئیس برود. از طرفی پیش ازین حزب سوسیالیست سوئیس نیز مسعود رجوی را برای دیدار به این کشور دعوت کرده بود. دولت فرانسه موافقت خود با این سفر را اعلام کرد وهماهنگی‌ها با حضور سفیر سوئیس در فرانسه انجام شد. با این همه ۴۸ ساعت پیش از حرکت، استاندار والدواز فرانسه با چندین ماشین اسکورت و اسکورت موتوری به‌محل اقامت مسعودرجوی آمد و اطلاع داد آقای رجوی هم‌اکنون باید بلادرنگ برای امر بسیار مهمی در دفتر وزیر کشور حضور به‌هم برساند. مسعود رجوی برای ملاقات با وزیر کشور حرکت کرد و در آنجا به وی اطلاع داده شد که جمهوری اسلامی قصد دارد در سوئیس او را از طریق فشار بر روی انترپل دستگیر و به ایران استرداد کند. به این ترتیب سفر مسعود رجوی به خانهٔ برادرش نیز ملغی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== پرواز مسعود رجوی به عراق ====&lt;br /&gt;
پس از الغای سفر مسعود رجوی به سوئیس سرانجام دولت فرانسه با سفر او به عراق موافقت کرد. او در روز ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ با یک پرواز اختصاصی پاریس را به مقصد بغداد ترک کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در قسمتی از پیام خود به مناسبت این سفر گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من فردا از این‌جا، از فرانسه، خواهم رفت. البته این‌سفری است فوق‌العاده خطیر و سرنوشت‌ساز، پر از خطر، خطرهای مختلف. قرار بود ۷-۸-۱۰روز پیش بروم. اما نشد، یعنی نگذاشتند. چندروزی خودم را به‌مثابه گروگانی یافته بودم اما به‌هرحال فردا خواهم رفت. اگر بپرسید برای چه می‌روی، در یک‌کلام می‌گویم که برفروزم آتشها بر کوهستانها»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی از فرودگاه بغداد مستقیماً به زیارت کربلا و نجف رفت. او در آنجا نیز طی پیامی بصورت نمادین خود را پناهنده حسین بن علی امام سوم شیعیان اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل ارتش آزادیبخش توسط مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:رژه ارتش آزادیبخش.jpg|جایگزین=رژه ارتش آزادیبخش|بندانگشتی|رژه ارتش آزادیبخش]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در پیام خود هنگام ترک فرانسه گفته بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اگر بپرسید برای چه می‌روی؟ در یک کلام می‌گویم، &amp;quot;که برفروزم آتشها در کوهستانها&amp;quot;…&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری این سخن را نشانه‌ای از قصد او برای تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران می‌دانند. تا پیش ازین یکان‌های رزمی مجاهدن در مرز ایران و عراق تنها به عملیات‌های محدود پارتیزانی دستی می‌زدند. از دیدگاه مجاهدین نیروهای رزمی آنها در مرز باید در شکل و محتوا وارد یک جهش می‌شدند. از نظر مسعود رجوی این جهش تنها با تشکیل ارتش آزادیخبش ملی ایران امکان‌پذیر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بهار ۱۳۶۶ در پی یک جمع‌بندی الزامات سیاسی-نظامی برای تشکیل ارتش آزادیخبش بررسی شد و در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ مسعود رجوی تشکیل ارتش آزادیخبش را اعلام نمود. در این رابطه گردان‌های نظامی مجاهدین با شرایط جدید سازمان داده شده و آموزش‌های جدید خود را آغاز نمودند. مجاهدین خلق معتقدند سنگ بنای ارتش آزادیبخش نه در سال ۱۳۶۶ بلکه در روزی بنا گذاشته شد که مسعود رجوی نیروهای ملیشیا (نیروهای جوان نیمه وقت) را تشکیل داد. این ارتش در پروسهٔ تکاملی خود به یک ارتش بسیار منظم پیاده و سپس در عرض مدت کوتاهی با غنائم بسیاری که در یکی از عملیات‌های خود بدست آورد به یک ارتش منظم زرهی تبدیل شد. در سال … فیگارو این ارتش را تحصیل‌کرده‌ترین ارتش دنیا نامید. مانور زرهی این ارتش با نام طلوع از طرف خبرگزاری‌های بین‌المللی انعکاس داده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در بخش‌هایی از بیانیهٔ تشکیل ارتش آزادیبخش چنین گفته‌است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در مانورهای مختلف.jpg|جایگزین=ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در مانورهای مختلف|بندانگشتی|ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در مانورهای مختلف]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;به نام خدا وبه نام خلق قهرمان ایران به نام انقلاب نوین مردم ایران به نام صلح و آزادی به نام شهیدان و زندانیان مقاوم خلق هم‌میهنان، مردم آگاه و آزادهٌ ایران؛ با تعظیم به روانهای والای شهدای انقلاب نوین ایران به‌ویژه سمبل زن انقلابی مجاهد اشرف رجوی و سردار شهید خلق موسی خیابانی و بیش از هفتاد هزار قهرمان به‌خون‌خفتهٌ دیگر که پرچم بزرگترین مقاومت سراسری، سازمان‌یافته و مسلحانهٌ تاریخ میهن ما را برافراشتند و با یاد همهٌ قهرمانان اسیر و درزنجیری که رایت شرف و شکوه خلق ایران را در شکنجه‌گاه‌ها و زندانهای دشمن سبع و ضدبشر بردوش می‌کشند؛ در آستانهٌ ۳۰خرداد، سالروز تظاهرات عظیم مردمی در ۳۰خرداد۱۳۶۰، سرآغاز انقلاب نوین مردم ایران و روز شهدا و زندانیان سیاسی، با میمنت و فرخندگی بنیانگذاری «ارتش آزادیبخش ملی» را به اطلاع می‌رسانم. تأسیس ارتش آزادیبخش ملی به‌مثابه بازوی استوار و پراقتدار خلق از دیرباز در صدر آرزوهای عموم وطن‌دوستان و آزادیخواهان این مرز و بوم و همهٌ مشتاقان استقلال بوده و کمبود آن یکی از مهمترین حلقه‌های مفقود در تاریخ جنبشهای رهائیبخش مردم ایران در دوران معاصر است. از مجاهدان آزادی‌ستان صدر مشروطه تا مصدق فقید پیشوای نهضت ضداستعماری مردم ایران تنها بدینوسیله می‌توانستند از سلطهٌ مجدد دشمنان آزادی و استقلال میهن ممانعت نموده و پیروزی پایدار ملت را تضمین کنند. اگر مبارزات مسلحانهٌ انقلابی بر ضد دیکتاتوری دست‌نشاندهٌ شاه نیز فرصت می‌یافت به بلوغی در حد یک ارتش رهائیبخش ملی و مردمی نایل شود، خمینی دجال و ضدبشر هرگز نمی‌توانست بر امواج انقلاب ضدسلطنتی سوار شده و رهبری آن را به سرقت ببرد… آری، ارتش آزادیبخش یک گنجینهٌ عظیم میهنی و سرمایهٌ آزادی و ا ستقلال و تمامیت وطن است. در همین راستا بود که سازمان مجاهدین خلق ایران در نخستین سال حکومت خمینی به سازماندهی میلیشیای مردمی همت گماشت…ارتش آزادیبخش ملی قبل از هر چیز وظیفه دارد به‌منظور درهم‌شکستن طلسم اختناق خمینی و تدارک قیام عمومی با اهرمها و دستگاه سرکوبگر و جنگ‌افروز دشمن پلید چنگ در چنگ شده و با نبرد تمام‌عیار آنها را بشکافد و از هم بپاشد و به پیش برود. این یک ارتش مردم‌گرا ی انقلابی و ملی است که رزمندگان دلیر آن خود را با حداکثر انضباط و فداکاری وقف رزم بی‌امان علیه دجال خون‌آشام دوران کرده‌اند… از همهٌ دلیرمردان و شیرزنانی که نبرد با ستمگر دوران را اراده کرده و آمادگی حمل سلاح دارند و هم‌چنین از نظامیان میهن‌پرست که نمی‌خواهند رودرروی خلق به رژیم خمینی خدمت کنند دعوت می‌کنم به ارتش آزادیبخش ملی بپیوندند. باشد که ارتش آزادی رسالت رهائیبخش خود را هر چه سریعتر محقق کند! باشد که این ارتش مردمی ضامن پایدار صلح و آزادی و استقلال و تمامیت ارضی ایران گردد! باشد که تاریخ ایران‌زمین از این ارتش به نیکی یاد کند و رزمندگان پاکباز آن را قدر بشناسد! سلام بر خلق ـ سلام بر آزادی مسعود رجوی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقش کنونی مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی با لباس نظامی.JPG|جایگزین=مسعود رجوی در لباس فرم ارتش آزادیبخش|بندانگشتی|مسعود رجوی در لباس فرم ارتش آزادیبخش]]&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ مسعودر رجوی هیچ مسئولیت اجرایی در مجاهدین ندارد. هم اکنون زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق است و پیش از او هشت زن دیگر مسئولین اول این سازمان بوده‌اند با اینهمه نقش مسعود رجوی به عنوان فردی که سازمان خود را از گردنه‌های سختی چون جریان اپورتونستی و پس از آن مبارزه با جمهوری اسلامی عبور داده‌است، وی را به یک رهبر تاریخی و ایدئولوژیک در مجاهدین تبدیل کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده- ص ۱۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل شورای ملی مقاومت عمدهٔ وقت مسعود رجوی صرف مسئولیتش در شورای ملی مقاومت ایران می‌شد. این شورا پس از گذشت ۳۹ سال هنوز پا برجاست که نقش مسعود رجوی در ادامه بقاء و پیشرفت آن به گفتهٔ تمامی اعضایش بسیار بارز می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده- ص ۱۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین نقدی، یک دیپلومات ایرانی که در سال ۱۳۶۱ به شورای ملی مقاومت پیوست و در سال ۱۳۷۱ در رم به قتل رسید در مصاحبه‌ای در دیماه ۷۱ به‌دنبال گسترش شورا گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما شوراییها معمولاً ابا داریم از این‌که نقش افراد را هم در این رابطه برجسته بکنیم، ولی من واقعاً تصور می‌کنم به‌حق و به‌جاست بگوییم که بیش از هرکس، این خواست عمومی جامعه و این ارادهٔ عمومی جامعه و این نیاز را و این که چگونه می‌شود این نیاز را ماده و متبلور کرد، مسئول شورای ملی مقاومت ایران آن را درک کرده و من فکر می‌کنم که واقعاً خارج از هرگونه تعارفی، حضور او هم بالاتر از هرچیز در عرصهٔ سیاسی از دلایل دوام و پیشرفت شورای ملی مقاومت و مقاومت به‌طور عام بوده و من تصور می‌کنم که در یک فرض ذهنی، عدم وجود مسئول شورای ملی مقاومت ایران، باعث می‌شد که مقاومت ایران اگر هم وجود می‌داشت، شکل و شمایلش طور دیگری بود و در مراحل قطعاً عقب‌تری از این چیزی که امروز هست، می‌بود». &amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر منوچهر هزارخانی، نویسندهٔ برجستهٔ ایرانی و مسئول کمیسیون فرهنگ و هنر شورای ملی مقاوت در همین‌زمان دربارهٔ نحوهٔ ادارهٔ جلسه‌های شورا گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما که در جلسهٔ شورای ملی مقاومت نشسته‌ایم، همه‌مان نظر واحدی نداریم… سر راه‌حل سیاسی با هم دعوا داریم، والا بی‌خود جلسه تشکیل نمی‌دادیم. این‌که بایست چنین جلسه‌هایی تشکیل بشود… را به‌طور عام همه درک می‌کنند. اما این‌که کسی از عهدهٔ این کار بربیاید، این هنری است که اگر کسی این هنر را داشت، می‌شود رهبر. کسی که این ظرافتهای تعادل بخشیدن به یک نوع همکاری بین گروه‌هایی که هیچ‌کدامشان سیاستمدار حرفه‌ای نبوده‌اند، را داشته باشد، هنری دارد که همان هنر رهبری است. ما این را داریم و گمان می‌کنم که راهمان تا حد زیادی به این‌خاطر هموار است».&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده ص ۱۳۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با اینهمه مسعود رجوی در مورد شورا بر این باور است که هیچ تعصبی روی شورا یا مجاهدین وجود ندارد و هر زمان گروه یا آلترناتیوی پیدا شود که ظرفیت بالاتری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تضمین دموکراسی داشته باشد، حاضر است از آن برغم اختلاف عقیده دفاع و حمایت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از جنگ عراق تا کنون که اعضای سازمان مجاهدین به آلبانی منتقل شده اند، همچنان با اعضاء و هوادارانش در جلسات متعددی بصورت صوتی همراه بوده‌است. همچنین او گاهی پیام‌ها و بیانیه‌هایی به مناسبت‌های مختلف ارسال می‌کند که از سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران و مجاهدین پخش می‌شود. از جمله او در طول قیام دیماه ۱۳۹۶ چندین پیام خطاب به قیام کنندگان ارسال کرد. استراتژی تدوین شده و اعلام شده‌ای که توسط مسعود رجوی برای سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام شده و در پیام‌های اخیر او نیز به آنها اشاره شده‌است، استراتژی ارتش آزادیبخش با کمک کانون‌های شورشی و شوراهای هماهنگی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30682</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30682"/>
		<updated>2018-05-25T21:00:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;سخن&#039;&#039;&#039;} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی است که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در مواردی ترجمه به صورت موزون(با [[وزن و قافیه]]) همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان انگلیسی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,برای سوم بار تفأل زد  و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست غزلیات حافظ: ==&lt;br /&gt;
کُهن ترین نسخه یی که تاکنون از دیوانِ حافظ به دست آمده است، متعلق به ۸۰۳ قمری است پس ازآن صدها نسخه خطی دیگر در موزه ها و کتابخانه های معتبر دنیا یافت می‌شود،فهرست غزلیات دیوان حافظ بر اساس تحقیقات و مداقه اساتید ادبیات فارسی در ایران و جهان شامل یک حد اقل و یک حد اکثر می‌شود در اینجا بر اساس دیوان [[دکتر قاسم غنی]] و [[محمد قزوینی]] فهرست آمده و به ترتیب [[ردیف]] و [[قافیه]] (کلمه یا کلمات آخر [[مطلع غزل]])می‌باشد برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید&amp;lt;ref&amp;gt;pdf حافظ-غنی-قزوینی- [https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/bd/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%BA%D9%86%DB%8C.pdf دیوان شمس الدین محمد حافظ شیرازی، به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی] &amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها&lt;br /&gt;
# صلاح کار کجا و من خراب کجا&lt;br /&gt;
# اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
# صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را&lt;br /&gt;
# دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را&lt;br /&gt;
# به ملازمان سلطان که رساند این دعا را&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که آینه صافیست جام را&lt;br /&gt;
# ساقیا برخیز و درده جام را&lt;br /&gt;
# رونق عهد شباب است دگر بستان را&lt;br /&gt;
# دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما&lt;br /&gt;
# ساقی به نور باده برافروز جام ما&lt;br /&gt;
# ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما&lt;br /&gt;
# می‌دمد صبح و کله بست سحاب&lt;br /&gt;
# گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب&lt;br /&gt;
# ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت&lt;br /&gt;
# خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت&lt;br /&gt;
# سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت&lt;br /&gt;
# ساقیا آمدن عید مبارک بادت&lt;br /&gt;
# ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست&lt;br /&gt;
# روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست&lt;br /&gt;
# دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست&lt;br /&gt;
# چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست&lt;br /&gt;
# خیال روی تو در هر طریق همره ماست&lt;br /&gt;
# مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست&lt;br /&gt;
# شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست&lt;br /&gt;
# زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست&lt;br /&gt;
# در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست&lt;br /&gt;
# به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست&lt;br /&gt;
# ما را ز خیال تو چه پروای شراب است&lt;br /&gt;
# زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست&lt;br /&gt;
# آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است&lt;br /&gt;
# خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست&lt;br /&gt;
# خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است&lt;br /&gt;
# رواق منظر چشم من آشیانه توست&lt;br /&gt;
# برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست&lt;br /&gt;
# تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست&lt;br /&gt;
# بیا که قصر امل سخت سست بنیادست&lt;br /&gt;
# بی مهر رخت روز مرا نور نماندست&lt;br /&gt;
# باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است&lt;br /&gt;
# المنه لله که در میکده باز است&lt;br /&gt;
# اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است&lt;br /&gt;
# حال دل با تو گفتنم هوس است&lt;br /&gt;
# صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است&lt;br /&gt;
# کنون که بر کف گل جام باده صاف است&lt;br /&gt;
# در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است&lt;br /&gt;
# گل در بر و می در کف و معشوق به کام است&lt;br /&gt;
# به کوی میکده هر سالکی که ره دانست&lt;br /&gt;
# صوفی از پرتو می راز نهانی دانست&lt;br /&gt;
# روضه خلد برین خلوت درویشان است&lt;br /&gt;
# به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است&lt;br /&gt;
# لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است&lt;br /&gt;
# روزگاریست که سودای بتان دین من است&lt;br /&gt;
# منم که گوشه میخانه خانقاه من است&lt;br /&gt;
# ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است&lt;br /&gt;
# خم زلف تو دام کفر و دین است&lt;br /&gt;
# دل سراپرده محبت اوست&lt;br /&gt;
# آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست&lt;br /&gt;
# سر ارادت ما و آستان حضرت دوست&lt;br /&gt;
# دارم امید عاطفتی از جانب دوست&lt;br /&gt;
# آن پیک نامور که رسید از دیار دوست&lt;br /&gt;
# صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست&lt;br /&gt;
# مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست&lt;br /&gt;
# روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست&lt;br /&gt;
# اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست&lt;br /&gt;
# خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست&lt;br /&gt;
# بنال بلبل اگر با منت سر یاریست&lt;br /&gt;
# یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست&lt;br /&gt;
# ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست&lt;br /&gt;
# کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست&lt;br /&gt;
# مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست&lt;br /&gt;
# زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست&lt;br /&gt;
# راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست&lt;br /&gt;
# روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست&lt;br /&gt;
# حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست&lt;br /&gt;
# خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست&lt;br /&gt;
# جز آستان توام در جهان پناهی نیست&lt;br /&gt;
# بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت&lt;br /&gt;
# دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت&lt;br /&gt;
# کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت&lt;br /&gt;
# عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت&lt;br /&gt;
# صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت&lt;br /&gt;
# آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت&lt;br /&gt;
# گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیار باده که ماه صیام رفت&lt;br /&gt;
# شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت&lt;br /&gt;
# حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت&lt;br /&gt;
# شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت&lt;br /&gt;
# یا رب سببی ساز که یارم به سلامت&lt;br /&gt;
# ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت&lt;br /&gt;
# ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت&lt;br /&gt;
# میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت&lt;br /&gt;
# چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت&lt;br /&gt;
# زان یار دلنوازم شکریست با شکایت&lt;br /&gt;
# مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت&lt;br /&gt;
# درد ما را نیست درمان الغیاث&lt;br /&gt;
# تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج&lt;br /&gt;
# اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح&lt;br /&gt;
# دل من در هوای روی فرخ&lt;br /&gt;
# دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد&lt;br /&gt;
# شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد&lt;br /&gt;
# دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد&lt;br /&gt;
# روز وصل دوستداران یاد باد&lt;br /&gt;
# جمالت آفتاب هر نظر باد&lt;br /&gt;
# صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد&lt;br /&gt;
# تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد&lt;br /&gt;
# حسن تو همیشه در فزون باد&lt;br /&gt;
# خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد&lt;br /&gt;
# دیر است که دلدار پیامی نفرستاد&lt;br /&gt;
# پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد&lt;br /&gt;
# عکس روی تو چو در آینه جام افتاد&lt;br /&gt;
# آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد&lt;br /&gt;
# بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد&lt;br /&gt;
# همای اوج سعادت به دام ما افتد&lt;br /&gt;
# درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد&lt;br /&gt;
# کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد&lt;br /&gt;
# دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد&lt;br /&gt;
# آن کس که به دست جام دارد&lt;br /&gt;
# دلی که غیب نمای است و جام جم دارد&lt;br /&gt;
# بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد&lt;br /&gt;
# هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد&lt;br /&gt;
# هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد&lt;br /&gt;
# مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد&lt;br /&gt;
# آن که از سنبل او غالیه تابی دارد&lt;br /&gt;
# شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد&lt;br /&gt;
# جان بی جمال جانان میل جهان ندارد&lt;br /&gt;
# روشنی طلعت تو ماه ندارد&lt;br /&gt;
# نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد&lt;br /&gt;
# اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد&lt;br /&gt;
# سحر بلبل حکایت با صبا کرد&lt;br /&gt;
# بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد&lt;br /&gt;
# به آب روشن می عارفی طهارت کرد&lt;br /&gt;
# صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد&lt;br /&gt;
# بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد&lt;br /&gt;
# چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد&lt;br /&gt;
# دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد&lt;br /&gt;
# دل از من برد و روی از من نهان کرد&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد&lt;br /&gt;
# رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد&lt;br /&gt;
# دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد&lt;br /&gt;
# دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد&lt;br /&gt;
# دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد&lt;br /&gt;
# سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد&lt;br /&gt;
# به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد&lt;br /&gt;
# چه مستیست ندانم که رو به ما آورد&lt;br /&gt;
# صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد&lt;br /&gt;
# نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد&lt;br /&gt;
# یارم چو قدح به دست گیرد&lt;br /&gt;
# دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد&lt;br /&gt;
# ساقی ار باده از این دست به جام اندازد&lt;br /&gt;
# دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد&lt;br /&gt;
# در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد&lt;br /&gt;
# سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد&lt;br /&gt;
# راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد&lt;br /&gt;
# اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد&lt;br /&gt;
# به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد&lt;br /&gt;
# هر که را با خط سبزت سر سودا باشد&lt;br /&gt;
# من و انکار شراب این چه حکایت باشد&lt;br /&gt;
# نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد&lt;br /&gt;
# خوش است خلوت اگر یار یار من باشد&lt;br /&gt;
# کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد&lt;br /&gt;
# خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد&lt;br /&gt;
# گل بی رخ یار خوش نباشد&lt;br /&gt;
# نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد&lt;br /&gt;
# مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد&lt;br /&gt;
# روز هجران و شب فرقت یار آخر شد&lt;br /&gt;
# ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد&lt;br /&gt;
# گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد&lt;br /&gt;
# یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد&lt;br /&gt;
# زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد&lt;br /&gt;
# دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد&lt;br /&gt;
# عشق تو نهال حیرت آمد&lt;br /&gt;
# در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد&lt;br /&gt;
# مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد&lt;br /&gt;
# صبا به تهنیت پیر می فروش آمد&lt;br /&gt;
# سحرم دولت بیدار به بالین آمد&lt;br /&gt;
# نه هر که چهره برافروخت دلبری داند&lt;br /&gt;
# هر که شد محرم دل در حرم یار بماند&lt;br /&gt;
# رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند&lt;br /&gt;
# ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند&lt;br /&gt;
# بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند&lt;br /&gt;
# حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
# دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند&lt;br /&gt;
# دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند&lt;br /&gt;
# نقدها را بود آیا که عیاری گیرند&lt;br /&gt;
# گر می فروش حاجت رندان روا کند&lt;br /&gt;
# دلا بسوز که سوز تو کارها بکند&lt;br /&gt;
# مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند&lt;br /&gt;
# طایر دولت اگر باز گذاری بکند&lt;br /&gt;
# کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند&lt;br /&gt;
# آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند&lt;br /&gt;
# سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند&lt;br /&gt;
# در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند&lt;br /&gt;
# سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند&lt;br /&gt;
# غلام نرگس مست تو تاجدارانند&lt;br /&gt;
# آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند&lt;br /&gt;
# شاهدان گر دلبری زین سان کنند&lt;br /&gt;
# گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند&lt;br /&gt;
# واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند&lt;br /&gt;
# دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند&lt;br /&gt;
# شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند&lt;br /&gt;
# بود آیا که در میکده‌ها بگشایند&lt;br /&gt;
# سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
# تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود&lt;br /&gt;
# پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود&lt;br /&gt;
# خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود&lt;br /&gt;
# قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود&lt;br /&gt;
# دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود&lt;br /&gt;
# دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود&lt;br /&gt;
# یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود&lt;br /&gt;
# گوهر مخزن اسرار همان است که بود&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود&lt;br /&gt;
# به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود&lt;br /&gt;
# آن یار کز او خانه ما جای پری بود&lt;br /&gt;
# مسلمانان مرا وقتی دلی بود&lt;br /&gt;
# در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود&lt;br /&gt;
# کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود&lt;br /&gt;
# از دیده خون دل همه بر روی ما رود&lt;br /&gt;
# چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود&lt;br /&gt;
# از سر کوی تو هر کو به ملالت برود&lt;br /&gt;
# هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود&lt;br /&gt;
# خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود&lt;br /&gt;
# ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود&lt;br /&gt;
# ترسم که اشک در غم ما پرده در شود&lt;br /&gt;
# گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود&lt;br /&gt;
# گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود&lt;br /&gt;
# بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد&lt;br /&gt;
# اگر به باده مشکین دلم کشد شاید&lt;br /&gt;
# گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید&lt;br /&gt;
# بر سر آنم که گر ز دست برآید&lt;br /&gt;
# دست از طلب ندارم تا کام من برآید&lt;br /&gt;
# چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید&lt;br /&gt;
# زهی خجسته زمانی که یار بازآید&lt;br /&gt;
# اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید&lt;br /&gt;
# نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید&lt;br /&gt;
# جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید&lt;br /&gt;
# رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید&lt;br /&gt;
# ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید&lt;br /&gt;
# معاشران ز حریف شبانه یاد آرید&lt;br /&gt;
# بیا که رایت منصور پادشاه رسید&lt;br /&gt;
# بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید&lt;br /&gt;
# معاشران گره از زلف یار باز کنید&lt;br /&gt;
# الا ای طوطی گویای اسرار&lt;br /&gt;
# عید است و آخر گل و یاران در انتظار&lt;br /&gt;
# صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار&lt;br /&gt;
# روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر&lt;br /&gt;
# شب وصل است و طی شد نامه هجر&lt;br /&gt;
# گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر&lt;br /&gt;
# ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر&lt;br /&gt;
# دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور&lt;br /&gt;
# یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور&lt;br /&gt;
# نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر&lt;br /&gt;
# روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر&lt;br /&gt;
# هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز&lt;br /&gt;
# منم که دیده به دیدار دوست کردم باز&lt;br /&gt;
# ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز&lt;br /&gt;
# درآ که در دل خسته توان درآید باز&lt;br /&gt;
# حال خونین دلان که گوید باز&lt;br /&gt;
# بیا و کشتی ما در شط شراب انداز&lt;br /&gt;
# خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز&lt;br /&gt;
# برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز&lt;br /&gt;
# دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز&lt;br /&gt;
# ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس&lt;br /&gt;
# گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس&lt;br /&gt;
# دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس&lt;br /&gt;
# درد عشقی کشیده‌ام که مپرس&lt;br /&gt;
# دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس&lt;br /&gt;
# بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش&lt;br /&gt;
# اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش&lt;br /&gt;
# به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش&lt;br /&gt;
# صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش&lt;br /&gt;
# باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش&lt;br /&gt;
# فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش&lt;br /&gt;
# شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش&lt;br /&gt;
# خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش&lt;br /&gt;
# چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش&lt;br /&gt;
# یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش&lt;br /&gt;
# ببرد از من قرار و طاقت و هوش&lt;br /&gt;
# سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش&lt;br /&gt;
# هاتفی از گوشه میخانه دوش&lt;br /&gt;
# در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش&lt;br /&gt;
# دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش&lt;br /&gt;
# ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش&lt;br /&gt;
# کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش&lt;br /&gt;
# مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش&lt;br /&gt;
# دلم رمیده شد و غافلم من درویش&lt;br /&gt;
# ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش&lt;br /&gt;
# قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع&lt;br /&gt;
# بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع&lt;br /&gt;
# در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع&lt;br /&gt;
# سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ&lt;br /&gt;
# طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف&lt;br /&gt;
# زبان خامه ندارد سر بیان فراق&lt;br /&gt;
# مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق&lt;br /&gt;
# اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک&lt;br /&gt;
# هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک&lt;br /&gt;
# ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک&lt;br /&gt;
# خوش خبر باشی ای نسیم شمال&lt;br /&gt;
# شممت روح وداد و شمت برق وصال&lt;br /&gt;
# دارای جهان نصرت دین خسرو کامل&lt;br /&gt;
# به وقت گل شدم از توبه شراب خجل&lt;br /&gt;
# اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول&lt;br /&gt;
# هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل&lt;br /&gt;
# ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل&lt;br /&gt;
# عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام&lt;br /&gt;
# مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام&lt;br /&gt;
# عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام&lt;br /&gt;
# بشری اذ السلامه حلت بذی سلم&lt;br /&gt;
# بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم&lt;br /&gt;
# دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم&lt;br /&gt;
# به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم&lt;br /&gt;
# زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم&lt;br /&gt;
# فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم&lt;br /&gt;
# مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم&lt;br /&gt;
# سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم&lt;br /&gt;
# دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم&lt;br /&gt;
# هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم&lt;br /&gt;
# خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم&lt;br /&gt;
# ز دست کوته خود زیر بارم&lt;br /&gt;
# گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم&lt;br /&gt;
# گر دست دهد خاک کف پای نگارم&lt;br /&gt;
# در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم&lt;br /&gt;
# مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
# من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم&lt;br /&gt;
# جوزا سحر نهاد حمایل برابرم&lt;br /&gt;
# تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم&lt;br /&gt;
# به تیغم گر کشد دستش نگیرم&lt;br /&gt;
# مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم&lt;br /&gt;
# نماز شام غریبان چو گریه آغازم&lt;br /&gt;
# گر دست رسد در سر زلفین تو بازم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان گر گذر افتد بازم&lt;br /&gt;
# مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم&lt;br /&gt;
# چرا نه در پی عزم دیار خود باشم&lt;br /&gt;
# من دوستدار روی خوش و موی دلکشم&lt;br /&gt;
# خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم&lt;br /&gt;
# من که از آتش دل چون خم می در جوشم&lt;br /&gt;
# گر من از سرزنش مدعیان اندیشم&lt;br /&gt;
# حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم&lt;br /&gt;
# چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم&lt;br /&gt;
# عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم&lt;br /&gt;
# بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم&lt;br /&gt;
# من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم&lt;br /&gt;
# صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم&lt;br /&gt;
# دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم&lt;br /&gt;
# دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم&lt;br /&gt;
# به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم&lt;br /&gt;
# حاشا که من به موسم گل ترک می کنم&lt;br /&gt;
# روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم&lt;br /&gt;
# من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم&lt;br /&gt;
# به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم&lt;br /&gt;
# حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم&lt;br /&gt;
# گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان نور خدا می‌بینم&lt;br /&gt;
# غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم&lt;br /&gt;
# خرم آن روز کز این منزل ویران بروم&lt;br /&gt;
# گر از این منزل ویران به سوی خانه روم&lt;br /&gt;
# آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم&lt;br /&gt;
# دیدار شد میسر و بوس و کنار هم&lt;br /&gt;
# دردم از یار است و درمان نیز هم&lt;br /&gt;
# ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم&lt;br /&gt;
# عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم&lt;br /&gt;
# ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم&lt;br /&gt;
# فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم&lt;br /&gt;
# خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم&lt;br /&gt;
# ما ز یاران چشم یاری داشتیم&lt;br /&gt;
# صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم&lt;br /&gt;
# ما درس سحر در ره میخانه نهادیم&lt;br /&gt;
# بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم&lt;br /&gt;
# خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم&lt;br /&gt;
# بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم&lt;br /&gt;
# دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم&lt;br /&gt;
# ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم&lt;br /&gt;
# ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم&lt;br /&gt;
# سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم&lt;br /&gt;
# بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم&lt;br /&gt;
# گر چه ما بندگان پادشهیم&lt;br /&gt;
# فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان&lt;br /&gt;
# چندان که گفتم غم با طبیبان&lt;br /&gt;
# می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان&lt;br /&gt;
# یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان&lt;br /&gt;
# خدا را کم نشین با خرقه پوشان&lt;br /&gt;
# شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان&lt;br /&gt;
# بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن&lt;br /&gt;
# چو گل هر دم به بویت جامه در تن&lt;br /&gt;
# افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن&lt;br /&gt;
# خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن&lt;br /&gt;
# دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن&lt;br /&gt;
# منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن&lt;br /&gt;
# ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن&lt;br /&gt;
# گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن&lt;br /&gt;
# صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن&lt;br /&gt;
# ز در درآ و شبستان ما منور کن&lt;br /&gt;
# ای نور چشم من سخنی هست گوش کن&lt;br /&gt;
# کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن&lt;br /&gt;
# بالابلند عشوه گر نقش باز من&lt;br /&gt;
# چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من&lt;br /&gt;
# نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین&lt;br /&gt;
# شراب لعل کش و روی مه جبینان بین&lt;br /&gt;
# می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این&lt;br /&gt;
# به جان پیر خرابات و حق صحبت او&lt;br /&gt;
# گفتا برون شدی به تماشای ماه نو&lt;br /&gt;
# مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو&lt;br /&gt;
# ای آفتاب آینه دار جمال تو&lt;br /&gt;
# ای خونبهای نافه چین خاک راه تو&lt;br /&gt;
# ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو&lt;br /&gt;
# تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو&lt;br /&gt;
# مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو&lt;br /&gt;
# خط عذار یار که بگرفت ماه از او&lt;br /&gt;
# گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو&lt;br /&gt;
# ای پیک راستان خبر یار ما بگو&lt;br /&gt;
# خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه&lt;br /&gt;
# عیشم مدام است از لعل دلخواه&lt;br /&gt;
# گر تیغ بارد در کوی آن ماه&lt;br /&gt;
# وصال او ز عمر جاودان به&lt;br /&gt;
# ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه&lt;br /&gt;
# در سرای مغان رفته بود و آب زده&lt;br /&gt;
# دوش رفتم به در میکده خواب آلوده&lt;br /&gt;
# از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای&lt;br /&gt;
# دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده&lt;br /&gt;
# از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه&lt;br /&gt;
# چراغ روی تو را شمع گشت پروانه&lt;br /&gt;
# سحرگاهان که مخمور شبانه&lt;br /&gt;
# ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای&lt;br /&gt;
# مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی&lt;br /&gt;
# ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی&lt;br /&gt;
# ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی&lt;br /&gt;
# با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی&lt;br /&gt;
# آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی&lt;br /&gt;
# ای قصه بهشت ز کویت حکایتی&lt;br /&gt;
# سبت سلمی بصدغیها فادی&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی&lt;br /&gt;
# سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی&lt;br /&gt;
# چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی&lt;br /&gt;
# به جان او که گرم دسترس به جان بودی&lt;br /&gt;
# چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری&lt;br /&gt;
# شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری&lt;br /&gt;
# تو را که هر چه مراد است در جهان داری&lt;br /&gt;
# صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری&lt;br /&gt;
# بیا با ما مورز این کینه داری&lt;br /&gt;
# ای که در کوی خرابات مقامی داری&lt;br /&gt;
# ای که مهجوری عشاق روا می‌داری&lt;br /&gt;
# روزگاریست که ما را نگران می‌داری&lt;br /&gt;
# خوش کرد یاوری فلکت روز داوری&lt;br /&gt;
# طفیل هستی عشقند آدمی و پری&lt;br /&gt;
# ای که دایم به خویش مغروری&lt;br /&gt;
# ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی&lt;br /&gt;
# عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی&lt;br /&gt;
# نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی&lt;br /&gt;
# هزار جهد بکردم که یار من باشی&lt;br /&gt;
# ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی&lt;br /&gt;
# زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی&lt;br /&gt;
# سلیمی منذ حلت بالعراق&lt;br /&gt;
# کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی&lt;br /&gt;
# یا مبسما یحاکی درجا من اللالی&lt;br /&gt;
# سلام الله ما کر اللیالی&lt;br /&gt;
# بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی&lt;br /&gt;
# رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی&lt;br /&gt;
# این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می&lt;br /&gt;
# به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می&lt;br /&gt;
# لبش می‌بوسم و در می‌کشم می&lt;br /&gt;
# زان می عشق کز او پخته شود هر خامی&lt;br /&gt;
# که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی&lt;br /&gt;
# انت روائح رند الحمی و زاد غرامی&lt;br /&gt;
# سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی&lt;br /&gt;
# ز دلبرم که رساند نوازش قلمی&lt;br /&gt;
# احمد الله علی معدله السلطان&lt;br /&gt;
# وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی&lt;br /&gt;
# هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی&lt;br /&gt;
# گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی&lt;br /&gt;
# نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی&lt;br /&gt;
# دو یار زیرک و از باده کهن دومنی&lt;br /&gt;
# نوش کن جام شراب یک منی&lt;br /&gt;
# صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی&lt;br /&gt;
# ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی&lt;br /&gt;
# بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی&lt;br /&gt;
# ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی&lt;br /&gt;
# سحرگه ره روی در سرزمینی&lt;br /&gt;
# تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی&lt;br /&gt;
# ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی&lt;br /&gt;
# بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی&lt;br /&gt;
# ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی&lt;br /&gt;
# سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی&lt;br /&gt;
# ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی&lt;br /&gt;
# در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی&lt;br /&gt;
# به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی&lt;br /&gt;
# سلامی چو بوی خوش آشنایی&lt;br /&gt;
# ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی&lt;br /&gt;
# ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی&lt;br /&gt;
# می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30680</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30680"/>
		<updated>2018-05-25T09:10:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرح های منتشر شده از دیوان حافظ  ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;اساتید ادبیات فارسی با ارئه دلایل خود نسخه های قبلی دیوان حافظ را مورد مداقه و تصحیح قرار داده اند و آن نسخه را شرح داده اند:&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در مواردی ترجمه به صورت موزون(با [[وزن و قافیه]]) همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان انگلیسی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,برای سوم بار تفأل زد  و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست غزلیات حافظ: ==&lt;br /&gt;
کُهن ترین نسخه یی که تاکنون از دیوانِ حافظ به دست آمده است، متعلق به ۸۰۳ قمری است پس ازآن صدها نسخه خطی دیگر در موزه ها و کتابخانه های معتبر دنیا یافت می‌شود،فهرست غزلیات دیوان حافظ بر اساس تحقیقات و مداقه اساتید ادبیات فارسی در ایران و جهان شامل یک حد اقل و یک حد اکثر می‌شود در اینجا بر اساس دیوان [[دکتر قاسم غنی]] و [[محمد قزوینی]] فهرست آمده و به ترتیب [[ردیف]] و [[قافیه]] (کلمه یا کلمات آخر [[مطلع غزل]])می‌باشد برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید&amp;lt;ref&amp;gt;pdf حافظ-غنی-قزوینی- [https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/bd/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%BA%D9%86%DB%8C.pdf دیوان شمس الدین محمد حافظ شیرازی، به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی] &amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها&lt;br /&gt;
# صلاح کار کجا و من خراب کجا&lt;br /&gt;
# اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
# صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را&lt;br /&gt;
# دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را&lt;br /&gt;
# به ملازمان سلطان که رساند این دعا را&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که آینه صافیست جام را&lt;br /&gt;
# ساقیا برخیز و درده جام را&lt;br /&gt;
# رونق عهد شباب است دگر بستان را&lt;br /&gt;
# دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما&lt;br /&gt;
# ساقی به نور باده برافروز جام ما&lt;br /&gt;
# ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما&lt;br /&gt;
# می‌دمد صبح و کله بست سحاب&lt;br /&gt;
# گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب&lt;br /&gt;
# ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت&lt;br /&gt;
# خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت&lt;br /&gt;
# سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت&lt;br /&gt;
# ساقیا آمدن عید مبارک بادت&lt;br /&gt;
# ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست&lt;br /&gt;
# روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست&lt;br /&gt;
# دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست&lt;br /&gt;
# چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست&lt;br /&gt;
# خیال روی تو در هر طریق همره ماست&lt;br /&gt;
# مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست&lt;br /&gt;
# شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست&lt;br /&gt;
# زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست&lt;br /&gt;
# در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست&lt;br /&gt;
# به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست&lt;br /&gt;
# ما را ز خیال تو چه پروای شراب است&lt;br /&gt;
# زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست&lt;br /&gt;
# آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است&lt;br /&gt;
# خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست&lt;br /&gt;
# خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است&lt;br /&gt;
# رواق منظر چشم من آشیانه توست&lt;br /&gt;
# برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست&lt;br /&gt;
# تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست&lt;br /&gt;
# بیا که قصر امل سخت سست بنیادست&lt;br /&gt;
# بی مهر رخت روز مرا نور نماندست&lt;br /&gt;
# باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است&lt;br /&gt;
# المنه لله که در میکده باز است&lt;br /&gt;
# اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است&lt;br /&gt;
# حال دل با تو گفتنم هوس است&lt;br /&gt;
# صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است&lt;br /&gt;
# کنون که بر کف گل جام باده صاف است&lt;br /&gt;
# در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است&lt;br /&gt;
# گل در بر و می در کف و معشوق به کام است&lt;br /&gt;
# به کوی میکده هر سالکی که ره دانست&lt;br /&gt;
# صوفی از پرتو می راز نهانی دانست&lt;br /&gt;
# روضه خلد برین خلوت درویشان است&lt;br /&gt;
# به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است&lt;br /&gt;
# لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است&lt;br /&gt;
# روزگاریست که سودای بتان دین من است&lt;br /&gt;
# منم که گوشه میخانه خانقاه من است&lt;br /&gt;
# ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است&lt;br /&gt;
# خم زلف تو دام کفر و دین است&lt;br /&gt;
# دل سراپرده محبت اوست&lt;br /&gt;
# آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست&lt;br /&gt;
# سر ارادت ما و آستان حضرت دوست&lt;br /&gt;
# دارم امید عاطفتی از جانب دوست&lt;br /&gt;
# آن پیک نامور که رسید از دیار دوست&lt;br /&gt;
# صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست&lt;br /&gt;
# مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست&lt;br /&gt;
# روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست&lt;br /&gt;
# اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست&lt;br /&gt;
# خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست&lt;br /&gt;
# بنال بلبل اگر با منت سر یاریست&lt;br /&gt;
# یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست&lt;br /&gt;
# ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست&lt;br /&gt;
# کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست&lt;br /&gt;
# مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست&lt;br /&gt;
# زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست&lt;br /&gt;
# راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست&lt;br /&gt;
# روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست&lt;br /&gt;
# حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست&lt;br /&gt;
# خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست&lt;br /&gt;
# جز آستان توام در جهان پناهی نیست&lt;br /&gt;
# بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت&lt;br /&gt;
# دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت&lt;br /&gt;
# کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت&lt;br /&gt;
# عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت&lt;br /&gt;
# صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت&lt;br /&gt;
# آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت&lt;br /&gt;
# گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیار باده که ماه صیام رفت&lt;br /&gt;
# شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت&lt;br /&gt;
# حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت&lt;br /&gt;
# شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت&lt;br /&gt;
# یا رب سببی ساز که یارم به سلامت&lt;br /&gt;
# ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت&lt;br /&gt;
# ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت&lt;br /&gt;
# میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت&lt;br /&gt;
# چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت&lt;br /&gt;
# زان یار دلنوازم شکریست با شکایت&lt;br /&gt;
# مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت&lt;br /&gt;
# درد ما را نیست درمان الغیاث&lt;br /&gt;
# تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج&lt;br /&gt;
# اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح&lt;br /&gt;
# دل من در هوای روی فرخ&lt;br /&gt;
# دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد&lt;br /&gt;
# شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد&lt;br /&gt;
# دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد&lt;br /&gt;
# روز وصل دوستداران یاد باد&lt;br /&gt;
# جمالت آفتاب هر نظر باد&lt;br /&gt;
# صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد&lt;br /&gt;
# تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد&lt;br /&gt;
# حسن تو همیشه در فزون باد&lt;br /&gt;
# خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد&lt;br /&gt;
# دیر است که دلدار پیامی نفرستاد&lt;br /&gt;
# پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد&lt;br /&gt;
# عکس روی تو چو در آینه جام افتاد&lt;br /&gt;
# آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد&lt;br /&gt;
# بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد&lt;br /&gt;
# همای اوج سعادت به دام ما افتد&lt;br /&gt;
# درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد&lt;br /&gt;
# کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد&lt;br /&gt;
# دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد&lt;br /&gt;
# آن کس که به دست جام دارد&lt;br /&gt;
# دلی که غیب نمای است و جام جم دارد&lt;br /&gt;
# بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد&lt;br /&gt;
# هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد&lt;br /&gt;
# هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد&lt;br /&gt;
# مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد&lt;br /&gt;
# آن که از سنبل او غالیه تابی دارد&lt;br /&gt;
# شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد&lt;br /&gt;
# جان بی جمال جانان میل جهان ندارد&lt;br /&gt;
# روشنی طلعت تو ماه ندارد&lt;br /&gt;
# نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد&lt;br /&gt;
# اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد&lt;br /&gt;
# سحر بلبل حکایت با صبا کرد&lt;br /&gt;
# بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد&lt;br /&gt;
# به آب روشن می عارفی طهارت کرد&lt;br /&gt;
# صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد&lt;br /&gt;
# بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد&lt;br /&gt;
# چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد&lt;br /&gt;
# دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد&lt;br /&gt;
# دل از من برد و روی از من نهان کرد&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد&lt;br /&gt;
# رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد&lt;br /&gt;
# دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد&lt;br /&gt;
# دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد&lt;br /&gt;
# دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد&lt;br /&gt;
# سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد&lt;br /&gt;
# به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد&lt;br /&gt;
# چه مستیست ندانم که رو به ما آورد&lt;br /&gt;
# صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد&lt;br /&gt;
# نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد&lt;br /&gt;
# یارم چو قدح به دست گیرد&lt;br /&gt;
# دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد&lt;br /&gt;
# ساقی ار باده از این دست به جام اندازد&lt;br /&gt;
# دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد&lt;br /&gt;
# در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد&lt;br /&gt;
# سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد&lt;br /&gt;
# راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد&lt;br /&gt;
# اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد&lt;br /&gt;
# به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد&lt;br /&gt;
# هر که را با خط سبزت سر سودا باشد&lt;br /&gt;
# من و انکار شراب این چه حکایت باشد&lt;br /&gt;
# نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد&lt;br /&gt;
# خوش است خلوت اگر یار یار من باشد&lt;br /&gt;
# کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد&lt;br /&gt;
# خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد&lt;br /&gt;
# گل بی رخ یار خوش نباشد&lt;br /&gt;
# نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد&lt;br /&gt;
# مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد&lt;br /&gt;
# روز هجران و شب فرقت یار آخر شد&lt;br /&gt;
# ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد&lt;br /&gt;
# گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد&lt;br /&gt;
# یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد&lt;br /&gt;
# زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد&lt;br /&gt;
# دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد&lt;br /&gt;
# عشق تو نهال حیرت آمد&lt;br /&gt;
# در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد&lt;br /&gt;
# مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد&lt;br /&gt;
# صبا به تهنیت پیر می فروش آمد&lt;br /&gt;
# سحرم دولت بیدار به بالین آمد&lt;br /&gt;
# نه هر که چهره برافروخت دلبری داند&lt;br /&gt;
# هر که شد محرم دل در حرم یار بماند&lt;br /&gt;
# رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند&lt;br /&gt;
# ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند&lt;br /&gt;
# بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند&lt;br /&gt;
# حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
# دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند&lt;br /&gt;
# دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند&lt;br /&gt;
# نقدها را بود آیا که عیاری گیرند&lt;br /&gt;
# گر می فروش حاجت رندان روا کند&lt;br /&gt;
# دلا بسوز که سوز تو کارها بکند&lt;br /&gt;
# مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند&lt;br /&gt;
# طایر دولت اگر باز گذاری بکند&lt;br /&gt;
# کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند&lt;br /&gt;
# آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند&lt;br /&gt;
# سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند&lt;br /&gt;
# در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند&lt;br /&gt;
# سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند&lt;br /&gt;
# غلام نرگس مست تو تاجدارانند&lt;br /&gt;
# آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند&lt;br /&gt;
# شاهدان گر دلبری زین سان کنند&lt;br /&gt;
# گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند&lt;br /&gt;
# واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند&lt;br /&gt;
# دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند&lt;br /&gt;
# شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند&lt;br /&gt;
# بود آیا که در میکده‌ها بگشایند&lt;br /&gt;
# سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
# تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود&lt;br /&gt;
# پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود&lt;br /&gt;
# خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود&lt;br /&gt;
# قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود&lt;br /&gt;
# دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود&lt;br /&gt;
# دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود&lt;br /&gt;
# یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود&lt;br /&gt;
# گوهر مخزن اسرار همان است که بود&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود&lt;br /&gt;
# به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود&lt;br /&gt;
# آن یار کز او خانه ما جای پری بود&lt;br /&gt;
# مسلمانان مرا وقتی دلی بود&lt;br /&gt;
# در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود&lt;br /&gt;
# کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود&lt;br /&gt;
# از دیده خون دل همه بر روی ما رود&lt;br /&gt;
# چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود&lt;br /&gt;
# از سر کوی تو هر کو به ملالت برود&lt;br /&gt;
# هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود&lt;br /&gt;
# خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود&lt;br /&gt;
# ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود&lt;br /&gt;
# ترسم که اشک در غم ما پرده در شود&lt;br /&gt;
# گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود&lt;br /&gt;
# گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود&lt;br /&gt;
# بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد&lt;br /&gt;
# اگر به باده مشکین دلم کشد شاید&lt;br /&gt;
# گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید&lt;br /&gt;
# بر سر آنم که گر ز دست برآید&lt;br /&gt;
# دست از طلب ندارم تا کام من برآید&lt;br /&gt;
# چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید&lt;br /&gt;
# زهی خجسته زمانی که یار بازآید&lt;br /&gt;
# اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید&lt;br /&gt;
# نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید&lt;br /&gt;
# جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید&lt;br /&gt;
# رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید&lt;br /&gt;
# ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید&lt;br /&gt;
# معاشران ز حریف شبانه یاد آرید&lt;br /&gt;
# بیا که رایت منصور پادشاه رسید&lt;br /&gt;
# بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید&lt;br /&gt;
# معاشران گره از زلف یار باز کنید&lt;br /&gt;
# الا ای طوطی گویای اسرار&lt;br /&gt;
# عید است و آخر گل و یاران در انتظار&lt;br /&gt;
# صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار&lt;br /&gt;
# روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر&lt;br /&gt;
# شب وصل است و طی شد نامه هجر&lt;br /&gt;
# گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر&lt;br /&gt;
# ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر&lt;br /&gt;
# دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور&lt;br /&gt;
# یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور&lt;br /&gt;
# نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر&lt;br /&gt;
# روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر&lt;br /&gt;
# هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز&lt;br /&gt;
# منم که دیده به دیدار دوست کردم باز&lt;br /&gt;
# ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز&lt;br /&gt;
# درآ که در دل خسته توان درآید باز&lt;br /&gt;
# حال خونین دلان که گوید باز&lt;br /&gt;
# بیا و کشتی ما در شط شراب انداز&lt;br /&gt;
# خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز&lt;br /&gt;
# برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز&lt;br /&gt;
# دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز&lt;br /&gt;
# ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس&lt;br /&gt;
# گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس&lt;br /&gt;
# دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس&lt;br /&gt;
# درد عشقی کشیده‌ام که مپرس&lt;br /&gt;
# دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس&lt;br /&gt;
# بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش&lt;br /&gt;
# اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش&lt;br /&gt;
# به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش&lt;br /&gt;
# صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش&lt;br /&gt;
# باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش&lt;br /&gt;
# فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش&lt;br /&gt;
# شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش&lt;br /&gt;
# خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش&lt;br /&gt;
# چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش&lt;br /&gt;
# یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش&lt;br /&gt;
# ببرد از من قرار و طاقت و هوش&lt;br /&gt;
# سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش&lt;br /&gt;
# هاتفی از گوشه میخانه دوش&lt;br /&gt;
# در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش&lt;br /&gt;
# دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش&lt;br /&gt;
# ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش&lt;br /&gt;
# کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش&lt;br /&gt;
# مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش&lt;br /&gt;
# دلم رمیده شد و غافلم من درویش&lt;br /&gt;
# ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش&lt;br /&gt;
# قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع&lt;br /&gt;
# بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع&lt;br /&gt;
# در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع&lt;br /&gt;
# سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ&lt;br /&gt;
# طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف&lt;br /&gt;
# زبان خامه ندارد سر بیان فراق&lt;br /&gt;
# مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق&lt;br /&gt;
# اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک&lt;br /&gt;
# هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک&lt;br /&gt;
# ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک&lt;br /&gt;
# خوش خبر باشی ای نسیم شمال&lt;br /&gt;
# شممت روح وداد و شمت برق وصال&lt;br /&gt;
# دارای جهان نصرت دین خسرو کامل&lt;br /&gt;
# به وقت گل شدم از توبه شراب خجل&lt;br /&gt;
# اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول&lt;br /&gt;
# هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل&lt;br /&gt;
# ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل&lt;br /&gt;
# عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام&lt;br /&gt;
# مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام&lt;br /&gt;
# عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام&lt;br /&gt;
# بشری اذ السلامه حلت بذی سلم&lt;br /&gt;
# بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم&lt;br /&gt;
# دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم&lt;br /&gt;
# به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم&lt;br /&gt;
# زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم&lt;br /&gt;
# فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم&lt;br /&gt;
# مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم&lt;br /&gt;
# سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم&lt;br /&gt;
# دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم&lt;br /&gt;
# هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم&lt;br /&gt;
# خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم&lt;br /&gt;
# ز دست کوته خود زیر بارم&lt;br /&gt;
# گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم&lt;br /&gt;
# گر دست دهد خاک کف پای نگارم&lt;br /&gt;
# در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم&lt;br /&gt;
# مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
# من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم&lt;br /&gt;
# جوزا سحر نهاد حمایل برابرم&lt;br /&gt;
# تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم&lt;br /&gt;
# به تیغم گر کشد دستش نگیرم&lt;br /&gt;
# مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم&lt;br /&gt;
# نماز شام غریبان چو گریه آغازم&lt;br /&gt;
# گر دست رسد در سر زلفین تو بازم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان گر گذر افتد بازم&lt;br /&gt;
# مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم&lt;br /&gt;
# چرا نه در پی عزم دیار خود باشم&lt;br /&gt;
# من دوستدار روی خوش و موی دلکشم&lt;br /&gt;
# خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم&lt;br /&gt;
# من که از آتش دل چون خم می در جوشم&lt;br /&gt;
# گر من از سرزنش مدعیان اندیشم&lt;br /&gt;
# حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم&lt;br /&gt;
# چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم&lt;br /&gt;
# عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم&lt;br /&gt;
# بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم&lt;br /&gt;
# من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم&lt;br /&gt;
# صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم&lt;br /&gt;
# دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم&lt;br /&gt;
# دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم&lt;br /&gt;
# به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم&lt;br /&gt;
# حاشا که من به موسم گل ترک می کنم&lt;br /&gt;
# روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم&lt;br /&gt;
# من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم&lt;br /&gt;
# به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم&lt;br /&gt;
# حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم&lt;br /&gt;
# گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان نور خدا می‌بینم&lt;br /&gt;
# غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم&lt;br /&gt;
# خرم آن روز کز این منزل ویران بروم&lt;br /&gt;
# گر از این منزل ویران به سوی خانه روم&lt;br /&gt;
# آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم&lt;br /&gt;
# دیدار شد میسر و بوس و کنار هم&lt;br /&gt;
# دردم از یار است و درمان نیز هم&lt;br /&gt;
# ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم&lt;br /&gt;
# عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم&lt;br /&gt;
# ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم&lt;br /&gt;
# فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم&lt;br /&gt;
# خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم&lt;br /&gt;
# ما ز یاران چشم یاری داشتیم&lt;br /&gt;
# صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم&lt;br /&gt;
# ما درس سحر در ره میخانه نهادیم&lt;br /&gt;
# بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم&lt;br /&gt;
# خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم&lt;br /&gt;
# بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم&lt;br /&gt;
# دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم&lt;br /&gt;
# ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم&lt;br /&gt;
# ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم&lt;br /&gt;
# سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم&lt;br /&gt;
# بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم&lt;br /&gt;
# گر چه ما بندگان پادشهیم&lt;br /&gt;
# فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان&lt;br /&gt;
# چندان که گفتم غم با طبیبان&lt;br /&gt;
# می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان&lt;br /&gt;
# یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان&lt;br /&gt;
# خدا را کم نشین با خرقه پوشان&lt;br /&gt;
# شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان&lt;br /&gt;
# بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن&lt;br /&gt;
# چو گل هر دم به بویت جامه در تن&lt;br /&gt;
# افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن&lt;br /&gt;
# خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن&lt;br /&gt;
# دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن&lt;br /&gt;
# منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن&lt;br /&gt;
# ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن&lt;br /&gt;
# گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن&lt;br /&gt;
# صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن&lt;br /&gt;
# ز در درآ و شبستان ما منور کن&lt;br /&gt;
# ای نور چشم من سخنی هست گوش کن&lt;br /&gt;
# کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن&lt;br /&gt;
# بالابلند عشوه گر نقش باز من&lt;br /&gt;
# چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من&lt;br /&gt;
# نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین&lt;br /&gt;
# شراب لعل کش و روی مه جبینان بین&lt;br /&gt;
# می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این&lt;br /&gt;
# به جان پیر خرابات و حق صحبت او&lt;br /&gt;
# گفتا برون شدی به تماشای ماه نو&lt;br /&gt;
# مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو&lt;br /&gt;
# ای آفتاب آینه دار جمال تو&lt;br /&gt;
# ای خونبهای نافه چین خاک راه تو&lt;br /&gt;
# ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو&lt;br /&gt;
# تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو&lt;br /&gt;
# مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو&lt;br /&gt;
# خط عذار یار که بگرفت ماه از او&lt;br /&gt;
# گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو&lt;br /&gt;
# ای پیک راستان خبر یار ما بگو&lt;br /&gt;
# خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه&lt;br /&gt;
# عیشم مدام است از لعل دلخواه&lt;br /&gt;
# گر تیغ بارد در کوی آن ماه&lt;br /&gt;
# وصال او ز عمر جاودان به&lt;br /&gt;
# ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه&lt;br /&gt;
# در سرای مغان رفته بود و آب زده&lt;br /&gt;
# دوش رفتم به در میکده خواب آلوده&lt;br /&gt;
# از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای&lt;br /&gt;
# دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده&lt;br /&gt;
# از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه&lt;br /&gt;
# چراغ روی تو را شمع گشت پروانه&lt;br /&gt;
# سحرگاهان که مخمور شبانه&lt;br /&gt;
# ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای&lt;br /&gt;
# مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی&lt;br /&gt;
# ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی&lt;br /&gt;
# ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی&lt;br /&gt;
# با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی&lt;br /&gt;
# آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی&lt;br /&gt;
# ای قصه بهشت ز کویت حکایتی&lt;br /&gt;
# سبت سلمی بصدغیها فادی&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی&lt;br /&gt;
# سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی&lt;br /&gt;
# چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی&lt;br /&gt;
# به جان او که گرم دسترس به جان بودی&lt;br /&gt;
# چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری&lt;br /&gt;
# شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری&lt;br /&gt;
# تو را که هر چه مراد است در جهان داری&lt;br /&gt;
# صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری&lt;br /&gt;
# بیا با ما مورز این کینه داری&lt;br /&gt;
# ای که در کوی خرابات مقامی داری&lt;br /&gt;
# ای که مهجوری عشاق روا می‌داری&lt;br /&gt;
# روزگاریست که ما را نگران می‌داری&lt;br /&gt;
# خوش کرد یاوری فلکت روز داوری&lt;br /&gt;
# طفیل هستی عشقند آدمی و پری&lt;br /&gt;
# ای که دایم به خویش مغروری&lt;br /&gt;
# ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی&lt;br /&gt;
# عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی&lt;br /&gt;
# نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی&lt;br /&gt;
# هزار جهد بکردم که یار من باشی&lt;br /&gt;
# ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی&lt;br /&gt;
# زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی&lt;br /&gt;
# سلیمی منذ حلت بالعراق&lt;br /&gt;
# کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی&lt;br /&gt;
# یا مبسما یحاکی درجا من اللالی&lt;br /&gt;
# سلام الله ما کر اللیالی&lt;br /&gt;
# بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی&lt;br /&gt;
# رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی&lt;br /&gt;
# این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می&lt;br /&gt;
# به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می&lt;br /&gt;
# لبش می‌بوسم و در می‌کشم می&lt;br /&gt;
# زان می عشق کز او پخته شود هر خامی&lt;br /&gt;
# که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی&lt;br /&gt;
# انت روائح رند الحمی و زاد غرامی&lt;br /&gt;
# سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی&lt;br /&gt;
# ز دلبرم که رساند نوازش قلمی&lt;br /&gt;
# احمد الله علی معدله السلطان&lt;br /&gt;
# وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی&lt;br /&gt;
# هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی&lt;br /&gt;
# گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی&lt;br /&gt;
# نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی&lt;br /&gt;
# دو یار زیرک و از باده کهن دومنی&lt;br /&gt;
# نوش کن جام شراب یک منی&lt;br /&gt;
# صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی&lt;br /&gt;
# ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی&lt;br /&gt;
# بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی&lt;br /&gt;
# ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی&lt;br /&gt;
# سحرگه ره روی در سرزمینی&lt;br /&gt;
# تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی&lt;br /&gt;
# ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی&lt;br /&gt;
# بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی&lt;br /&gt;
# ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی&lt;br /&gt;
# سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی&lt;br /&gt;
# ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی&lt;br /&gt;
# در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی&lt;br /&gt;
# به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی&lt;br /&gt;
# سلامی چو بوی خوش آشنایی&lt;br /&gt;
# ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی&lt;br /&gt;
# ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی&lt;br /&gt;
# می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30679</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30679"/>
		<updated>2018-05-25T08:01:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* فهرست غزلیات حافظ: */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در مواردی ترجمه به صورت موزون(با [[وزن و قافیه]]) همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان انگلیسی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,برای سوم بار تفأل زد  و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست غزلیات حافظ: ==&lt;br /&gt;
کُهن ترین نسخه یی که تاکنون از دیوانِ حافظ به دست آمده است، متعلق به ۸۰۳ قمری است پس ازآن صدها نسخه خطی دیگر در موزه ها و کتابخانه های معتبر دنیا یافت می‌شود،فهرست غزلیات دیوان حافظ بر اساس تحقیقات و مداقه اساتید ادبیات فارسی در ایران و جهان شامل یک حد اقل و یک حد اکثر می‌شود در اینجا بر اساس دیوان [[دکتر قاسم غنی]] و [[محمد قزوینی]] فهرست آمده و به ترتیب [[ردیف]] و [[قافیه]] (کلمه یا کلمات آخر [[مطلع غزل]])می‌باشد&amp;lt;ref&amp;gt;pdf حافظ-غنی-قزوینی- [https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/bd/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%BA%D9%86%DB%8C.pdf دیوان شمس الدین محمد حافظ شیرازی، به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی] &amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها&lt;br /&gt;
# صلاح کار کجا و من خراب کجا&lt;br /&gt;
# اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
# صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را&lt;br /&gt;
# دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را&lt;br /&gt;
# به ملازمان سلطان که رساند این دعا را&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که آینه صافیست جام را&lt;br /&gt;
# ساقیا برخیز و درده جام را&lt;br /&gt;
# رونق عهد شباب است دگر بستان را&lt;br /&gt;
# دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما&lt;br /&gt;
# ساقی به نور باده برافروز جام ما&lt;br /&gt;
# ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما&lt;br /&gt;
# می‌دمد صبح و کله بست سحاب&lt;br /&gt;
# گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب&lt;br /&gt;
# ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت&lt;br /&gt;
# خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت&lt;br /&gt;
# سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت&lt;br /&gt;
# ساقیا آمدن عید مبارک بادت&lt;br /&gt;
# ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست&lt;br /&gt;
# روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست&lt;br /&gt;
# دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست&lt;br /&gt;
# چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست&lt;br /&gt;
# خیال روی تو در هر طریق همره ماست&lt;br /&gt;
# مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست&lt;br /&gt;
# شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست&lt;br /&gt;
# زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست&lt;br /&gt;
# در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست&lt;br /&gt;
# به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست&lt;br /&gt;
# ما را ز خیال تو چه پروای شراب است&lt;br /&gt;
# زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست&lt;br /&gt;
# آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است&lt;br /&gt;
# خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست&lt;br /&gt;
# خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است&lt;br /&gt;
# رواق منظر چشم من آشیانه توست&lt;br /&gt;
# برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست&lt;br /&gt;
# تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست&lt;br /&gt;
# بیا که قصر امل سخت سست بنیادست&lt;br /&gt;
# بی مهر رخت روز مرا نور نماندست&lt;br /&gt;
# باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است&lt;br /&gt;
# المنه لله که در میکده باز است&lt;br /&gt;
# اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است&lt;br /&gt;
# حال دل با تو گفتنم هوس است&lt;br /&gt;
# صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است&lt;br /&gt;
# کنون که بر کف گل جام باده صاف است&lt;br /&gt;
# در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است&lt;br /&gt;
# گل در بر و می در کف و معشوق به کام است&lt;br /&gt;
# به کوی میکده هر سالکی که ره دانست&lt;br /&gt;
# صوفی از پرتو می راز نهانی دانست&lt;br /&gt;
# روضه خلد برین خلوت درویشان است&lt;br /&gt;
# به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است&lt;br /&gt;
# لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است&lt;br /&gt;
# روزگاریست که سودای بتان دین من است&lt;br /&gt;
# منم که گوشه میخانه خانقاه من است&lt;br /&gt;
# ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است&lt;br /&gt;
# خم زلف تو دام کفر و دین است&lt;br /&gt;
# دل سراپرده محبت اوست&lt;br /&gt;
# آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست&lt;br /&gt;
# سر ارادت ما و آستان حضرت دوست&lt;br /&gt;
# دارم امید عاطفتی از جانب دوست&lt;br /&gt;
# آن پیک نامور که رسید از دیار دوست&lt;br /&gt;
# صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست&lt;br /&gt;
# مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست&lt;br /&gt;
# روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست&lt;br /&gt;
# اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست&lt;br /&gt;
# خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست&lt;br /&gt;
# بنال بلبل اگر با منت سر یاریست&lt;br /&gt;
# یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست&lt;br /&gt;
# ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست&lt;br /&gt;
# کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست&lt;br /&gt;
# مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست&lt;br /&gt;
# زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست&lt;br /&gt;
# راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست&lt;br /&gt;
# روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست&lt;br /&gt;
# حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست&lt;br /&gt;
# خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست&lt;br /&gt;
# جز آستان توام در جهان پناهی نیست&lt;br /&gt;
# بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت&lt;br /&gt;
# دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت&lt;br /&gt;
# کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت&lt;br /&gt;
# عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت&lt;br /&gt;
# صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت&lt;br /&gt;
# آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت&lt;br /&gt;
# گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیار باده که ماه صیام رفت&lt;br /&gt;
# شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت&lt;br /&gt;
# حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت&lt;br /&gt;
# شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت&lt;br /&gt;
# یا رب سببی ساز که یارم به سلامت&lt;br /&gt;
# ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت&lt;br /&gt;
# ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت&lt;br /&gt;
# میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت&lt;br /&gt;
# چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت&lt;br /&gt;
# زان یار دلنوازم شکریست با شکایت&lt;br /&gt;
# مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت&lt;br /&gt;
# درد ما را نیست درمان الغیاث&lt;br /&gt;
# تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج&lt;br /&gt;
# اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح&lt;br /&gt;
# دل من در هوای روی فرخ&lt;br /&gt;
# دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد&lt;br /&gt;
# شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد&lt;br /&gt;
# دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد&lt;br /&gt;
# روز وصل دوستداران یاد باد&lt;br /&gt;
# جمالت آفتاب هر نظر باد&lt;br /&gt;
# صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد&lt;br /&gt;
# تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد&lt;br /&gt;
# حسن تو همیشه در فزون باد&lt;br /&gt;
# خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد&lt;br /&gt;
# دیر است که دلدار پیامی نفرستاد&lt;br /&gt;
# پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد&lt;br /&gt;
# عکس روی تو چو در آینه جام افتاد&lt;br /&gt;
# آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد&lt;br /&gt;
# بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد&lt;br /&gt;
# همای اوج سعادت به دام ما افتد&lt;br /&gt;
# درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد&lt;br /&gt;
# کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد&lt;br /&gt;
# دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد&lt;br /&gt;
# آن کس که به دست جام دارد&lt;br /&gt;
# دلی که غیب نمای است و جام جم دارد&lt;br /&gt;
# بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد&lt;br /&gt;
# هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد&lt;br /&gt;
# هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد&lt;br /&gt;
# مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد&lt;br /&gt;
# آن که از سنبل او غالیه تابی دارد&lt;br /&gt;
# شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد&lt;br /&gt;
# جان بی جمال جانان میل جهان ندارد&lt;br /&gt;
# روشنی طلعت تو ماه ندارد&lt;br /&gt;
# نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد&lt;br /&gt;
# اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد&lt;br /&gt;
# سحر بلبل حکایت با صبا کرد&lt;br /&gt;
# بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد&lt;br /&gt;
# به آب روشن می عارفی طهارت کرد&lt;br /&gt;
# صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد&lt;br /&gt;
# بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد&lt;br /&gt;
# چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد&lt;br /&gt;
# دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد&lt;br /&gt;
# دل از من برد و روی از من نهان کرد&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد&lt;br /&gt;
# رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد&lt;br /&gt;
# دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد&lt;br /&gt;
# دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد&lt;br /&gt;
# دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد&lt;br /&gt;
# سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد&lt;br /&gt;
# به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد&lt;br /&gt;
# چه مستیست ندانم که رو به ما آورد&lt;br /&gt;
# صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد&lt;br /&gt;
# نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد&lt;br /&gt;
# یارم چو قدح به دست گیرد&lt;br /&gt;
# دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد&lt;br /&gt;
# ساقی ار باده از این دست به جام اندازد&lt;br /&gt;
# دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد&lt;br /&gt;
# در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد&lt;br /&gt;
# سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد&lt;br /&gt;
# راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد&lt;br /&gt;
# اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد&lt;br /&gt;
# به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد&lt;br /&gt;
# هر که را با خط سبزت سر سودا باشد&lt;br /&gt;
# من و انکار شراب این چه حکایت باشد&lt;br /&gt;
# نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد&lt;br /&gt;
# خوش است خلوت اگر یار یار من باشد&lt;br /&gt;
# کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد&lt;br /&gt;
# خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد&lt;br /&gt;
# گل بی رخ یار خوش نباشد&lt;br /&gt;
# نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد&lt;br /&gt;
# مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد&lt;br /&gt;
# روز هجران و شب فرقت یار آخر شد&lt;br /&gt;
# ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد&lt;br /&gt;
# گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد&lt;br /&gt;
# یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد&lt;br /&gt;
# زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد&lt;br /&gt;
# دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد&lt;br /&gt;
# عشق تو نهال حیرت آمد&lt;br /&gt;
# در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد&lt;br /&gt;
# مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد&lt;br /&gt;
# صبا به تهنیت پیر می فروش آمد&lt;br /&gt;
# سحرم دولت بیدار به بالین آمد&lt;br /&gt;
# نه هر که چهره برافروخت دلبری داند&lt;br /&gt;
# هر که شد محرم دل در حرم یار بماند&lt;br /&gt;
# رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند&lt;br /&gt;
# ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند&lt;br /&gt;
# بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند&lt;br /&gt;
# حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
# دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند&lt;br /&gt;
# دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند&lt;br /&gt;
# نقدها را بود آیا که عیاری گیرند&lt;br /&gt;
# گر می فروش حاجت رندان روا کند&lt;br /&gt;
# دلا بسوز که سوز تو کارها بکند&lt;br /&gt;
# مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند&lt;br /&gt;
# طایر دولت اگر باز گذاری بکند&lt;br /&gt;
# کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند&lt;br /&gt;
# آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند&lt;br /&gt;
# سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند&lt;br /&gt;
# در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند&lt;br /&gt;
# سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند&lt;br /&gt;
# غلام نرگس مست تو تاجدارانند&lt;br /&gt;
# آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند&lt;br /&gt;
# شاهدان گر دلبری زین سان کنند&lt;br /&gt;
# گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند&lt;br /&gt;
# واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند&lt;br /&gt;
# دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند&lt;br /&gt;
# شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند&lt;br /&gt;
# بود آیا که در میکده‌ها بگشایند&lt;br /&gt;
# سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
# تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود&lt;br /&gt;
# پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود&lt;br /&gt;
# خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود&lt;br /&gt;
# قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود&lt;br /&gt;
# دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود&lt;br /&gt;
# دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود&lt;br /&gt;
# یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود&lt;br /&gt;
# گوهر مخزن اسرار همان است که بود&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود&lt;br /&gt;
# به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود&lt;br /&gt;
# آن یار کز او خانه ما جای پری بود&lt;br /&gt;
# مسلمانان مرا وقتی دلی بود&lt;br /&gt;
# در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود&lt;br /&gt;
# کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود&lt;br /&gt;
# از دیده خون دل همه بر روی ما رود&lt;br /&gt;
# چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود&lt;br /&gt;
# از سر کوی تو هر کو به ملالت برود&lt;br /&gt;
# هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود&lt;br /&gt;
# خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود&lt;br /&gt;
# ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود&lt;br /&gt;
# ترسم که اشک در غم ما پرده در شود&lt;br /&gt;
# گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود&lt;br /&gt;
# گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود&lt;br /&gt;
# بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد&lt;br /&gt;
# اگر به باده مشکین دلم کشد شاید&lt;br /&gt;
# گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید&lt;br /&gt;
# بر سر آنم که گر ز دست برآید&lt;br /&gt;
# دست از طلب ندارم تا کام من برآید&lt;br /&gt;
# چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید&lt;br /&gt;
# زهی خجسته زمانی که یار بازآید&lt;br /&gt;
# اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید&lt;br /&gt;
# نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید&lt;br /&gt;
# جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید&lt;br /&gt;
# رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید&lt;br /&gt;
# ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید&lt;br /&gt;
# معاشران ز حریف شبانه یاد آرید&lt;br /&gt;
# بیا که رایت منصور پادشاه رسید&lt;br /&gt;
# بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید&lt;br /&gt;
# معاشران گره از زلف یار باز کنید&lt;br /&gt;
# الا ای طوطی گویای اسرار&lt;br /&gt;
# عید است و آخر گل و یاران در انتظار&lt;br /&gt;
# صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار&lt;br /&gt;
# روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر&lt;br /&gt;
# شب وصل است و طی شد نامه هجر&lt;br /&gt;
# گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر&lt;br /&gt;
# ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر&lt;br /&gt;
# دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور&lt;br /&gt;
# یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور&lt;br /&gt;
# نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر&lt;br /&gt;
# روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر&lt;br /&gt;
# هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز&lt;br /&gt;
# منم که دیده به دیدار دوست کردم باز&lt;br /&gt;
# ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز&lt;br /&gt;
# درآ که در دل خسته توان درآید باز&lt;br /&gt;
# حال خونین دلان که گوید باز&lt;br /&gt;
# بیا و کشتی ما در شط شراب انداز&lt;br /&gt;
# خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز&lt;br /&gt;
# برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز&lt;br /&gt;
# دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز&lt;br /&gt;
# ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس&lt;br /&gt;
# گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس&lt;br /&gt;
# دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس&lt;br /&gt;
# درد عشقی کشیده‌ام که مپرس&lt;br /&gt;
# دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس&lt;br /&gt;
# بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش&lt;br /&gt;
# اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش&lt;br /&gt;
# به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش&lt;br /&gt;
# صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش&lt;br /&gt;
# باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش&lt;br /&gt;
# فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش&lt;br /&gt;
# شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش&lt;br /&gt;
# خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش&lt;br /&gt;
# چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش&lt;br /&gt;
# یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش&lt;br /&gt;
# ببرد از من قرار و طاقت و هوش&lt;br /&gt;
# سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش&lt;br /&gt;
# هاتفی از گوشه میخانه دوش&lt;br /&gt;
# در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش&lt;br /&gt;
# دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش&lt;br /&gt;
# ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش&lt;br /&gt;
# کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش&lt;br /&gt;
# مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش&lt;br /&gt;
# دلم رمیده شد و غافلم من درویش&lt;br /&gt;
# ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش&lt;br /&gt;
# قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع&lt;br /&gt;
# بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع&lt;br /&gt;
# در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع&lt;br /&gt;
# سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ&lt;br /&gt;
# طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف&lt;br /&gt;
# زبان خامه ندارد سر بیان فراق&lt;br /&gt;
# مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق&lt;br /&gt;
# اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک&lt;br /&gt;
# هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک&lt;br /&gt;
# ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک&lt;br /&gt;
# خوش خبر باشی ای نسیم شمال&lt;br /&gt;
# شممت روح وداد و شمت برق وصال&lt;br /&gt;
# دارای جهان نصرت دین خسرو کامل&lt;br /&gt;
# به وقت گل شدم از توبه شراب خجل&lt;br /&gt;
# اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول&lt;br /&gt;
# هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل&lt;br /&gt;
# ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل&lt;br /&gt;
# عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام&lt;br /&gt;
# مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام&lt;br /&gt;
# عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام&lt;br /&gt;
# بشری اذ السلامه حلت بذی سلم&lt;br /&gt;
# بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم&lt;br /&gt;
# دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم&lt;br /&gt;
# به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم&lt;br /&gt;
# زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم&lt;br /&gt;
# فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم&lt;br /&gt;
# مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم&lt;br /&gt;
# سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم&lt;br /&gt;
# دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم&lt;br /&gt;
# هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم&lt;br /&gt;
# خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم&lt;br /&gt;
# ز دست کوته خود زیر بارم&lt;br /&gt;
# گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم&lt;br /&gt;
# گر دست دهد خاک کف پای نگارم&lt;br /&gt;
# در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم&lt;br /&gt;
# مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
# من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم&lt;br /&gt;
# جوزا سحر نهاد حمایل برابرم&lt;br /&gt;
# تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم&lt;br /&gt;
# به تیغم گر کشد دستش نگیرم&lt;br /&gt;
# مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم&lt;br /&gt;
# نماز شام غریبان چو گریه آغازم&lt;br /&gt;
# گر دست رسد در سر زلفین تو بازم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان گر گذر افتد بازم&lt;br /&gt;
# مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم&lt;br /&gt;
# چرا نه در پی عزم دیار خود باشم&lt;br /&gt;
# من دوستدار روی خوش و موی دلکشم&lt;br /&gt;
# خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم&lt;br /&gt;
# من که از آتش دل چون خم می در جوشم&lt;br /&gt;
# گر من از سرزنش مدعیان اندیشم&lt;br /&gt;
# حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم&lt;br /&gt;
# چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم&lt;br /&gt;
# عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم&lt;br /&gt;
# بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم&lt;br /&gt;
# من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم&lt;br /&gt;
# صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم&lt;br /&gt;
# دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم&lt;br /&gt;
# دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم&lt;br /&gt;
# به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم&lt;br /&gt;
# حاشا که من به موسم گل ترک می کنم&lt;br /&gt;
# روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم&lt;br /&gt;
# من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم&lt;br /&gt;
# به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم&lt;br /&gt;
# حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم&lt;br /&gt;
# گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان نور خدا می‌بینم&lt;br /&gt;
# غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم&lt;br /&gt;
# خرم آن روز کز این منزل ویران بروم&lt;br /&gt;
# گر از این منزل ویران به سوی خانه روم&lt;br /&gt;
# آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم&lt;br /&gt;
# دیدار شد میسر و بوس و کنار هم&lt;br /&gt;
# دردم از یار است و درمان نیز هم&lt;br /&gt;
# ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم&lt;br /&gt;
# عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم&lt;br /&gt;
# ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم&lt;br /&gt;
# فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم&lt;br /&gt;
# خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم&lt;br /&gt;
# ما ز یاران چشم یاری داشتیم&lt;br /&gt;
# صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم&lt;br /&gt;
# ما درس سحر در ره میخانه نهادیم&lt;br /&gt;
# بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم&lt;br /&gt;
# خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم&lt;br /&gt;
# بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم&lt;br /&gt;
# دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم&lt;br /&gt;
# ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم&lt;br /&gt;
# ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم&lt;br /&gt;
# سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم&lt;br /&gt;
# بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم&lt;br /&gt;
# گر چه ما بندگان پادشهیم&lt;br /&gt;
# فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان&lt;br /&gt;
# چندان که گفتم غم با طبیبان&lt;br /&gt;
# می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان&lt;br /&gt;
# یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان&lt;br /&gt;
# خدا را کم نشین با خرقه پوشان&lt;br /&gt;
# شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان&lt;br /&gt;
# بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن&lt;br /&gt;
# چو گل هر دم به بویت جامه در تن&lt;br /&gt;
# افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن&lt;br /&gt;
# خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن&lt;br /&gt;
# دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن&lt;br /&gt;
# منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن&lt;br /&gt;
# ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن&lt;br /&gt;
# گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن&lt;br /&gt;
# صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن&lt;br /&gt;
# ز در درآ و شبستان ما منور کن&lt;br /&gt;
# ای نور چشم من سخنی هست گوش کن&lt;br /&gt;
# کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن&lt;br /&gt;
# بالابلند عشوه گر نقش باز من&lt;br /&gt;
# چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من&lt;br /&gt;
# نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین&lt;br /&gt;
# شراب لعل کش و روی مه جبینان بین&lt;br /&gt;
# می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این&lt;br /&gt;
# به جان پیر خرابات و حق صحبت او&lt;br /&gt;
# گفتا برون شدی به تماشای ماه نو&lt;br /&gt;
# مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو&lt;br /&gt;
# ای آفتاب آینه دار جمال تو&lt;br /&gt;
# ای خونبهای نافه چین خاک راه تو&lt;br /&gt;
# ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو&lt;br /&gt;
# تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو&lt;br /&gt;
# مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو&lt;br /&gt;
# خط عذار یار که بگرفت ماه از او&lt;br /&gt;
# گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو&lt;br /&gt;
# ای پیک راستان خبر یار ما بگو&lt;br /&gt;
# خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه&lt;br /&gt;
# عیشم مدام است از لعل دلخواه&lt;br /&gt;
# گر تیغ بارد در کوی آن ماه&lt;br /&gt;
# وصال او ز عمر جاودان به&lt;br /&gt;
# ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه&lt;br /&gt;
# در سرای مغان رفته بود و آب زده&lt;br /&gt;
# دوش رفتم به در میکده خواب آلوده&lt;br /&gt;
# از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای&lt;br /&gt;
# دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده&lt;br /&gt;
# از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه&lt;br /&gt;
# چراغ روی تو را شمع گشت پروانه&lt;br /&gt;
# سحرگاهان که مخمور شبانه&lt;br /&gt;
# ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای&lt;br /&gt;
# مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی&lt;br /&gt;
# ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی&lt;br /&gt;
# ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی&lt;br /&gt;
# با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی&lt;br /&gt;
# آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی&lt;br /&gt;
# ای قصه بهشت ز کویت حکایتی&lt;br /&gt;
# سبت سلمی بصدغیها فادی&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی&lt;br /&gt;
# سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی&lt;br /&gt;
# چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی&lt;br /&gt;
# به جان او که گرم دسترس به جان بودی&lt;br /&gt;
# چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری&lt;br /&gt;
# شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری&lt;br /&gt;
# تو را که هر چه مراد است در جهان داری&lt;br /&gt;
# صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری&lt;br /&gt;
# بیا با ما مورز این کینه داری&lt;br /&gt;
# ای که در کوی خرابات مقامی داری&lt;br /&gt;
# ای که مهجوری عشاق روا می‌داری&lt;br /&gt;
# روزگاریست که ما را نگران می‌داری&lt;br /&gt;
# خوش کرد یاوری فلکت روز داوری&lt;br /&gt;
# طفیل هستی عشقند آدمی و پری&lt;br /&gt;
# ای که دایم به خویش مغروری&lt;br /&gt;
# ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی&lt;br /&gt;
# عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی&lt;br /&gt;
# نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی&lt;br /&gt;
# هزار جهد بکردم که یار من باشی&lt;br /&gt;
# ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی&lt;br /&gt;
# زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی&lt;br /&gt;
# سلیمی منذ حلت بالعراق&lt;br /&gt;
# کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی&lt;br /&gt;
# یا مبسما یحاکی درجا من اللالی&lt;br /&gt;
# سلام الله ما کر اللیالی&lt;br /&gt;
# بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی&lt;br /&gt;
# رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی&lt;br /&gt;
# این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می&lt;br /&gt;
# به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می&lt;br /&gt;
# لبش می‌بوسم و در می‌کشم می&lt;br /&gt;
# زان می عشق کز او پخته شود هر خامی&lt;br /&gt;
# که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی&lt;br /&gt;
# انت روائح رند الحمی و زاد غرامی&lt;br /&gt;
# سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی&lt;br /&gt;
# ز دلبرم که رساند نوازش قلمی&lt;br /&gt;
# احمد الله علی معدله السلطان&lt;br /&gt;
# وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی&lt;br /&gt;
# هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی&lt;br /&gt;
# گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی&lt;br /&gt;
# نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی&lt;br /&gt;
# دو یار زیرک و از باده کهن دومنی&lt;br /&gt;
# نوش کن جام شراب یک منی&lt;br /&gt;
# صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی&lt;br /&gt;
# ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی&lt;br /&gt;
# بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی&lt;br /&gt;
# ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی&lt;br /&gt;
# سحرگه ره روی در سرزمینی&lt;br /&gt;
# تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی&lt;br /&gt;
# ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی&lt;br /&gt;
# بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی&lt;br /&gt;
# ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی&lt;br /&gt;
# سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی&lt;br /&gt;
# ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی&lt;br /&gt;
# در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی&lt;br /&gt;
# به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی&lt;br /&gt;
# سلامی چو بوی خوش آشنایی&lt;br /&gt;
# ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی&lt;br /&gt;
# ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی&lt;br /&gt;
# می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30678</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30678"/>
		<updated>2018-05-25T07:55:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نظر مستشرقین درباره حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در مواردی ترجمه به صورت موزون(با [[وزن و قافیه]]) همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان انگلیسی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,برای سوم بار تفأل زد  و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست غزلیات حافظ: ==&lt;br /&gt;
کُهن ترین نسخه یی که تاکنون از دیوانِ حافظ به دست آمده است، متعلق به ۸۰۳ قمری است پس ازآن صدها نسخه خطی دیگر در موزه ها و کتابخانه های معتبر دنیا یافت می‌شود،فهرست غزلیات دیوان حافظ بر اساس تحقیقات و مداقه اساتید ادبیات فارسی در ایران و جهان شامل یک حد اقل و یک حد اکثر می‌شود در اینجا بر اساس دیوان [[دکتر قاسم غنی]] و [[محمد قزوینی]] فهرست آمده و به ترتیب [[ردیف]] و [[قافیه]] (کلمه یا کلمات آخر [[مطلع غزل]])می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها&lt;br /&gt;
# صلاح کار کجا و من خراب کجا&lt;br /&gt;
# اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
# صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را&lt;br /&gt;
# دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را&lt;br /&gt;
# به ملازمان سلطان که رساند این دعا را&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که آینه صافیست جام را&lt;br /&gt;
# ساقیا برخیز و درده جام را&lt;br /&gt;
# رونق عهد شباب است دگر بستان را&lt;br /&gt;
# دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما&lt;br /&gt;
# ساقی به نور باده برافروز جام ما&lt;br /&gt;
# ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما&lt;br /&gt;
# می‌دمد صبح و کله بست سحاب&lt;br /&gt;
# گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب&lt;br /&gt;
# ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت&lt;br /&gt;
# خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت&lt;br /&gt;
# سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت&lt;br /&gt;
# ساقیا آمدن عید مبارک بادت&lt;br /&gt;
# ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست&lt;br /&gt;
# روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست&lt;br /&gt;
# دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست&lt;br /&gt;
# چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست&lt;br /&gt;
# خیال روی تو در هر طریق همره ماست&lt;br /&gt;
# مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست&lt;br /&gt;
# شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست&lt;br /&gt;
# زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست&lt;br /&gt;
# در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست&lt;br /&gt;
# به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست&lt;br /&gt;
# ما را ز خیال تو چه پروای شراب است&lt;br /&gt;
# زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست&lt;br /&gt;
# آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است&lt;br /&gt;
# خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست&lt;br /&gt;
# خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است&lt;br /&gt;
# رواق منظر چشم من آشیانه توست&lt;br /&gt;
# برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست&lt;br /&gt;
# تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست&lt;br /&gt;
# بیا که قصر امل سخت سست بنیادست&lt;br /&gt;
# بی مهر رخت روز مرا نور نماندست&lt;br /&gt;
# باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است&lt;br /&gt;
# المنه لله که در میکده باز است&lt;br /&gt;
# اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است&lt;br /&gt;
# حال دل با تو گفتنم هوس است&lt;br /&gt;
# صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است&lt;br /&gt;
# کنون که بر کف گل جام باده صاف است&lt;br /&gt;
# در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است&lt;br /&gt;
# گل در بر و می در کف و معشوق به کام است&lt;br /&gt;
# به کوی میکده هر سالکی که ره دانست&lt;br /&gt;
# صوفی از پرتو می راز نهانی دانست&lt;br /&gt;
# روضه خلد برین خلوت درویشان است&lt;br /&gt;
# به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است&lt;br /&gt;
# لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است&lt;br /&gt;
# روزگاریست که سودای بتان دین من است&lt;br /&gt;
# منم که گوشه میخانه خانقاه من است&lt;br /&gt;
# ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است&lt;br /&gt;
# خم زلف تو دام کفر و دین است&lt;br /&gt;
# دل سراپرده محبت اوست&lt;br /&gt;
# آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست&lt;br /&gt;
# سر ارادت ما و آستان حضرت دوست&lt;br /&gt;
# دارم امید عاطفتی از جانب دوست&lt;br /&gt;
# آن پیک نامور که رسید از دیار دوست&lt;br /&gt;
# صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست&lt;br /&gt;
# مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست&lt;br /&gt;
# روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست&lt;br /&gt;
# اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست&lt;br /&gt;
# خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست&lt;br /&gt;
# بنال بلبل اگر با منت سر یاریست&lt;br /&gt;
# یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست&lt;br /&gt;
# ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست&lt;br /&gt;
# کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست&lt;br /&gt;
# مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست&lt;br /&gt;
# زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست&lt;br /&gt;
# راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست&lt;br /&gt;
# روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست&lt;br /&gt;
# حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست&lt;br /&gt;
# خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست&lt;br /&gt;
# جز آستان توام در جهان پناهی نیست&lt;br /&gt;
# بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت&lt;br /&gt;
# دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت&lt;br /&gt;
# کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت&lt;br /&gt;
# عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت&lt;br /&gt;
# صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت&lt;br /&gt;
# آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت&lt;br /&gt;
# گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیار باده که ماه صیام رفت&lt;br /&gt;
# شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت&lt;br /&gt;
# حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت&lt;br /&gt;
# شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت&lt;br /&gt;
# یا رب سببی ساز که یارم به سلامت&lt;br /&gt;
# ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت&lt;br /&gt;
# ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت&lt;br /&gt;
# میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت&lt;br /&gt;
# چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت&lt;br /&gt;
# زان یار دلنوازم شکریست با شکایت&lt;br /&gt;
# مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت&lt;br /&gt;
# درد ما را نیست درمان الغیاث&lt;br /&gt;
# تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج&lt;br /&gt;
# اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح&lt;br /&gt;
# دل من در هوای روی فرخ&lt;br /&gt;
# دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد&lt;br /&gt;
# شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد&lt;br /&gt;
# دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد&lt;br /&gt;
# روز وصل دوستداران یاد باد&lt;br /&gt;
# جمالت آفتاب هر نظر باد&lt;br /&gt;
# صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد&lt;br /&gt;
# تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد&lt;br /&gt;
# حسن تو همیشه در فزون باد&lt;br /&gt;
# خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد&lt;br /&gt;
# دیر است که دلدار پیامی نفرستاد&lt;br /&gt;
# پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد&lt;br /&gt;
# عکس روی تو چو در آینه جام افتاد&lt;br /&gt;
# آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد&lt;br /&gt;
# بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد&lt;br /&gt;
# همای اوج سعادت به دام ما افتد&lt;br /&gt;
# درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد&lt;br /&gt;
# کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد&lt;br /&gt;
# دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد&lt;br /&gt;
# آن کس که به دست جام دارد&lt;br /&gt;
# دلی که غیب نمای است و جام جم دارد&lt;br /&gt;
# بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد&lt;br /&gt;
# هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد&lt;br /&gt;
# هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد&lt;br /&gt;
# مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد&lt;br /&gt;
# آن که از سنبل او غالیه تابی دارد&lt;br /&gt;
# شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد&lt;br /&gt;
# جان بی جمال جانان میل جهان ندارد&lt;br /&gt;
# روشنی طلعت تو ماه ندارد&lt;br /&gt;
# نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد&lt;br /&gt;
# اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد&lt;br /&gt;
# سحر بلبل حکایت با صبا کرد&lt;br /&gt;
# بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد&lt;br /&gt;
# به آب روشن می عارفی طهارت کرد&lt;br /&gt;
# صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد&lt;br /&gt;
# بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد&lt;br /&gt;
# چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد&lt;br /&gt;
# دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد&lt;br /&gt;
# دل از من برد و روی از من نهان کرد&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد&lt;br /&gt;
# رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد&lt;br /&gt;
# دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد&lt;br /&gt;
# دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد&lt;br /&gt;
# دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد&lt;br /&gt;
# سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد&lt;br /&gt;
# به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد&lt;br /&gt;
# چه مستیست ندانم که رو به ما آورد&lt;br /&gt;
# صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد&lt;br /&gt;
# نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد&lt;br /&gt;
# یارم چو قدح به دست گیرد&lt;br /&gt;
# دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد&lt;br /&gt;
# ساقی ار باده از این دست به جام اندازد&lt;br /&gt;
# دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد&lt;br /&gt;
# در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد&lt;br /&gt;
# سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد&lt;br /&gt;
# راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد&lt;br /&gt;
# اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد&lt;br /&gt;
# به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد&lt;br /&gt;
# هر که را با خط سبزت سر سودا باشد&lt;br /&gt;
# من و انکار شراب این چه حکایت باشد&lt;br /&gt;
# نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد&lt;br /&gt;
# خوش است خلوت اگر یار یار من باشد&lt;br /&gt;
# کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد&lt;br /&gt;
# خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد&lt;br /&gt;
# گل بی رخ یار خوش نباشد&lt;br /&gt;
# نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد&lt;br /&gt;
# مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد&lt;br /&gt;
# روز هجران و شب فرقت یار آخر شد&lt;br /&gt;
# ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد&lt;br /&gt;
# گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد&lt;br /&gt;
# یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد&lt;br /&gt;
# زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد&lt;br /&gt;
# دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد&lt;br /&gt;
# عشق تو نهال حیرت آمد&lt;br /&gt;
# در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد&lt;br /&gt;
# مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد&lt;br /&gt;
# صبا به تهنیت پیر می فروش آمد&lt;br /&gt;
# سحرم دولت بیدار به بالین آمد&lt;br /&gt;
# نه هر که چهره برافروخت دلبری داند&lt;br /&gt;
# هر که شد محرم دل در حرم یار بماند&lt;br /&gt;
# رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند&lt;br /&gt;
# ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند&lt;br /&gt;
# بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند&lt;br /&gt;
# حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
# دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند&lt;br /&gt;
# دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند&lt;br /&gt;
# نقدها را بود آیا که عیاری گیرند&lt;br /&gt;
# گر می فروش حاجت رندان روا کند&lt;br /&gt;
# دلا بسوز که سوز تو کارها بکند&lt;br /&gt;
# مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند&lt;br /&gt;
# طایر دولت اگر باز گذاری بکند&lt;br /&gt;
# کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند&lt;br /&gt;
# آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند&lt;br /&gt;
# سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند&lt;br /&gt;
# در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند&lt;br /&gt;
# سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند&lt;br /&gt;
# غلام نرگس مست تو تاجدارانند&lt;br /&gt;
# آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند&lt;br /&gt;
# شاهدان گر دلبری زین سان کنند&lt;br /&gt;
# گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند&lt;br /&gt;
# واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند&lt;br /&gt;
# دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند&lt;br /&gt;
# شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند&lt;br /&gt;
# بود آیا که در میکده‌ها بگشایند&lt;br /&gt;
# سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
# تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود&lt;br /&gt;
# پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود&lt;br /&gt;
# خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود&lt;br /&gt;
# قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود&lt;br /&gt;
# دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود&lt;br /&gt;
# دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود&lt;br /&gt;
# یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود&lt;br /&gt;
# گوهر مخزن اسرار همان است که بود&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود&lt;br /&gt;
# به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود&lt;br /&gt;
# آن یار کز او خانه ما جای پری بود&lt;br /&gt;
# مسلمانان مرا وقتی دلی بود&lt;br /&gt;
# در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود&lt;br /&gt;
# کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود&lt;br /&gt;
# از دیده خون دل همه بر روی ما رود&lt;br /&gt;
# چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود&lt;br /&gt;
# از سر کوی تو هر کو به ملالت برود&lt;br /&gt;
# هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود&lt;br /&gt;
# خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود&lt;br /&gt;
# ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود&lt;br /&gt;
# ترسم که اشک در غم ما پرده در شود&lt;br /&gt;
# گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود&lt;br /&gt;
# گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود&lt;br /&gt;
# بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد&lt;br /&gt;
# اگر به باده مشکین دلم کشد شاید&lt;br /&gt;
# گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید&lt;br /&gt;
# بر سر آنم که گر ز دست برآید&lt;br /&gt;
# دست از طلب ندارم تا کام من برآید&lt;br /&gt;
# چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید&lt;br /&gt;
# زهی خجسته زمانی که یار بازآید&lt;br /&gt;
# اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید&lt;br /&gt;
# نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید&lt;br /&gt;
# جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید&lt;br /&gt;
# رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید&lt;br /&gt;
# ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید&lt;br /&gt;
# معاشران ز حریف شبانه یاد آرید&lt;br /&gt;
# بیا که رایت منصور پادشاه رسید&lt;br /&gt;
# بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید&lt;br /&gt;
# معاشران گره از زلف یار باز کنید&lt;br /&gt;
# الا ای طوطی گویای اسرار&lt;br /&gt;
# عید است و آخر گل و یاران در انتظار&lt;br /&gt;
# صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار&lt;br /&gt;
# روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر&lt;br /&gt;
# شب وصل است و طی شد نامه هجر&lt;br /&gt;
# گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر&lt;br /&gt;
# ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر&lt;br /&gt;
# دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور&lt;br /&gt;
# یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور&lt;br /&gt;
# نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر&lt;br /&gt;
# روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر&lt;br /&gt;
# هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز&lt;br /&gt;
# منم که دیده به دیدار دوست کردم باز&lt;br /&gt;
# ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز&lt;br /&gt;
# درآ که در دل خسته توان درآید باز&lt;br /&gt;
# حال خونین دلان که گوید باز&lt;br /&gt;
# بیا و کشتی ما در شط شراب انداز&lt;br /&gt;
# خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز&lt;br /&gt;
# برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز&lt;br /&gt;
# دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز&lt;br /&gt;
# ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس&lt;br /&gt;
# گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس&lt;br /&gt;
# دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس&lt;br /&gt;
# درد عشقی کشیده‌ام که مپرس&lt;br /&gt;
# دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس&lt;br /&gt;
# بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش&lt;br /&gt;
# اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش&lt;br /&gt;
# به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش&lt;br /&gt;
# صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش&lt;br /&gt;
# باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش&lt;br /&gt;
# فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش&lt;br /&gt;
# شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش&lt;br /&gt;
# خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش&lt;br /&gt;
# چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش&lt;br /&gt;
# یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش&lt;br /&gt;
# ببرد از من قرار و طاقت و هوش&lt;br /&gt;
# سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش&lt;br /&gt;
# هاتفی از گوشه میخانه دوش&lt;br /&gt;
# در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش&lt;br /&gt;
# دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش&lt;br /&gt;
# ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش&lt;br /&gt;
# کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش&lt;br /&gt;
# مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش&lt;br /&gt;
# دلم رمیده شد و غافلم من درویش&lt;br /&gt;
# ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش&lt;br /&gt;
# قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع&lt;br /&gt;
# بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع&lt;br /&gt;
# در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع&lt;br /&gt;
# سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ&lt;br /&gt;
# طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف&lt;br /&gt;
# زبان خامه ندارد سر بیان فراق&lt;br /&gt;
# مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق&lt;br /&gt;
# اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک&lt;br /&gt;
# هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک&lt;br /&gt;
# ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک&lt;br /&gt;
# خوش خبر باشی ای نسیم شمال&lt;br /&gt;
# شممت روح وداد و شمت برق وصال&lt;br /&gt;
# دارای جهان نصرت دین خسرو کامل&lt;br /&gt;
# به وقت گل شدم از توبه شراب خجل&lt;br /&gt;
# اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول&lt;br /&gt;
# هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل&lt;br /&gt;
# ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل&lt;br /&gt;
# عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام&lt;br /&gt;
# مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام&lt;br /&gt;
# عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام&lt;br /&gt;
# بشری اذ السلامه حلت بذی سلم&lt;br /&gt;
# بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم&lt;br /&gt;
# دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم&lt;br /&gt;
# به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم&lt;br /&gt;
# زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم&lt;br /&gt;
# فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم&lt;br /&gt;
# مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم&lt;br /&gt;
# سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم&lt;br /&gt;
# دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم&lt;br /&gt;
# هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم&lt;br /&gt;
# خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم&lt;br /&gt;
# ز دست کوته خود زیر بارم&lt;br /&gt;
# گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم&lt;br /&gt;
# گر دست دهد خاک کف پای نگارم&lt;br /&gt;
# در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم&lt;br /&gt;
# مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
# من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم&lt;br /&gt;
# جوزا سحر نهاد حمایل برابرم&lt;br /&gt;
# تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم&lt;br /&gt;
# به تیغم گر کشد دستش نگیرم&lt;br /&gt;
# مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم&lt;br /&gt;
# نماز شام غریبان چو گریه آغازم&lt;br /&gt;
# گر دست رسد در سر زلفین تو بازم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان گر گذر افتد بازم&lt;br /&gt;
# مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم&lt;br /&gt;
# چرا نه در پی عزم دیار خود باشم&lt;br /&gt;
# من دوستدار روی خوش و موی دلکشم&lt;br /&gt;
# خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم&lt;br /&gt;
# من که از آتش دل چون خم می در جوشم&lt;br /&gt;
# گر من از سرزنش مدعیان اندیشم&lt;br /&gt;
# حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم&lt;br /&gt;
# چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم&lt;br /&gt;
# عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم&lt;br /&gt;
# بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم&lt;br /&gt;
# من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم&lt;br /&gt;
# صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم&lt;br /&gt;
# دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم&lt;br /&gt;
# دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم&lt;br /&gt;
# به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم&lt;br /&gt;
# حاشا که من به موسم گل ترک می کنم&lt;br /&gt;
# روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم&lt;br /&gt;
# من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم&lt;br /&gt;
# به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم&lt;br /&gt;
# حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم&lt;br /&gt;
# گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان نور خدا می‌بینم&lt;br /&gt;
# غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم&lt;br /&gt;
# خرم آن روز کز این منزل ویران بروم&lt;br /&gt;
# گر از این منزل ویران به سوی خانه روم&lt;br /&gt;
# آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم&lt;br /&gt;
# دیدار شد میسر و بوس و کنار هم&lt;br /&gt;
# دردم از یار است و درمان نیز هم&lt;br /&gt;
# ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم&lt;br /&gt;
# عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم&lt;br /&gt;
# ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم&lt;br /&gt;
# فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم&lt;br /&gt;
# خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم&lt;br /&gt;
# ما ز یاران چشم یاری داشتیم&lt;br /&gt;
# صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم&lt;br /&gt;
# ما درس سحر در ره میخانه نهادیم&lt;br /&gt;
# بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم&lt;br /&gt;
# خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم&lt;br /&gt;
# بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم&lt;br /&gt;
# دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم&lt;br /&gt;
# ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم&lt;br /&gt;
# ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم&lt;br /&gt;
# سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم&lt;br /&gt;
# بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم&lt;br /&gt;
# گر چه ما بندگان پادشهیم&lt;br /&gt;
# فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان&lt;br /&gt;
# چندان که گفتم غم با طبیبان&lt;br /&gt;
# می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان&lt;br /&gt;
# یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان&lt;br /&gt;
# خدا را کم نشین با خرقه پوشان&lt;br /&gt;
# شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان&lt;br /&gt;
# بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن&lt;br /&gt;
# چو گل هر دم به بویت جامه در تن&lt;br /&gt;
# افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن&lt;br /&gt;
# خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن&lt;br /&gt;
# دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن&lt;br /&gt;
# منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن&lt;br /&gt;
# ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن&lt;br /&gt;
# گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن&lt;br /&gt;
# صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن&lt;br /&gt;
# ز در درآ و شبستان ما منور کن&lt;br /&gt;
# ای نور چشم من سخنی هست گوش کن&lt;br /&gt;
# کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن&lt;br /&gt;
# بالابلند عشوه گر نقش باز من&lt;br /&gt;
# چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من&lt;br /&gt;
# نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین&lt;br /&gt;
# شراب لعل کش و روی مه جبینان بین&lt;br /&gt;
# می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این&lt;br /&gt;
# به جان پیر خرابات و حق صحبت او&lt;br /&gt;
# گفتا برون شدی به تماشای ماه نو&lt;br /&gt;
# مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو&lt;br /&gt;
# ای آفتاب آینه دار جمال تو&lt;br /&gt;
# ای خونبهای نافه چین خاک راه تو&lt;br /&gt;
# ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو&lt;br /&gt;
# تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو&lt;br /&gt;
# مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو&lt;br /&gt;
# خط عذار یار که بگرفت ماه از او&lt;br /&gt;
# گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو&lt;br /&gt;
# ای پیک راستان خبر یار ما بگو&lt;br /&gt;
# خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه&lt;br /&gt;
# عیشم مدام است از لعل دلخواه&lt;br /&gt;
# گر تیغ بارد در کوی آن ماه&lt;br /&gt;
# وصال او ز عمر جاودان به&lt;br /&gt;
# ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه&lt;br /&gt;
# در سرای مغان رفته بود و آب زده&lt;br /&gt;
# دوش رفتم به در میکده خواب آلوده&lt;br /&gt;
# از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای&lt;br /&gt;
# دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده&lt;br /&gt;
# از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه&lt;br /&gt;
# چراغ روی تو را شمع گشت پروانه&lt;br /&gt;
# سحرگاهان که مخمور شبانه&lt;br /&gt;
# ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای&lt;br /&gt;
# مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی&lt;br /&gt;
# ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی&lt;br /&gt;
# ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی&lt;br /&gt;
# با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی&lt;br /&gt;
# آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی&lt;br /&gt;
# ای قصه بهشت ز کویت حکایتی&lt;br /&gt;
# سبت سلمی بصدغیها فادی&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی&lt;br /&gt;
# سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی&lt;br /&gt;
# چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی&lt;br /&gt;
# به جان او که گرم دسترس به جان بودی&lt;br /&gt;
# چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری&lt;br /&gt;
# شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری&lt;br /&gt;
# تو را که هر چه مراد است در جهان داری&lt;br /&gt;
# صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری&lt;br /&gt;
# بیا با ما مورز این کینه داری&lt;br /&gt;
# ای که در کوی خرابات مقامی داری&lt;br /&gt;
# ای که مهجوری عشاق روا می‌داری&lt;br /&gt;
# روزگاریست که ما را نگران می‌داری&lt;br /&gt;
# خوش کرد یاوری فلکت روز داوری&lt;br /&gt;
# طفیل هستی عشقند آدمی و پری&lt;br /&gt;
# ای که دایم به خویش مغروری&lt;br /&gt;
# ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی&lt;br /&gt;
# عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی&lt;br /&gt;
# نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی&lt;br /&gt;
# هزار جهد بکردم که یار من باشی&lt;br /&gt;
# ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی&lt;br /&gt;
# زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی&lt;br /&gt;
# سلیمی منذ حلت بالعراق&lt;br /&gt;
# کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی&lt;br /&gt;
# یا مبسما یحاکی درجا من اللالی&lt;br /&gt;
# سلام الله ما کر اللیالی&lt;br /&gt;
# بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی&lt;br /&gt;
# رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی&lt;br /&gt;
# این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می&lt;br /&gt;
# به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می&lt;br /&gt;
# لبش می‌بوسم و در می‌کشم می&lt;br /&gt;
# زان می عشق کز او پخته شود هر خامی&lt;br /&gt;
# که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی&lt;br /&gt;
# انت روائح رند الحمی و زاد غرامی&lt;br /&gt;
# سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی&lt;br /&gt;
# ز دلبرم که رساند نوازش قلمی&lt;br /&gt;
# احمد الله علی معدله السلطان&lt;br /&gt;
# وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی&lt;br /&gt;
# هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی&lt;br /&gt;
# گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی&lt;br /&gt;
# نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی&lt;br /&gt;
# دو یار زیرک و از باده کهن دومنی&lt;br /&gt;
# نوش کن جام شراب یک منی&lt;br /&gt;
# صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی&lt;br /&gt;
# ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی&lt;br /&gt;
# بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی&lt;br /&gt;
# ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی&lt;br /&gt;
# سحرگه ره روی در سرزمینی&lt;br /&gt;
# تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی&lt;br /&gt;
# ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی&lt;br /&gt;
# بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی&lt;br /&gt;
# ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی&lt;br /&gt;
# سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی&lt;br /&gt;
# ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی&lt;br /&gt;
# در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی&lt;br /&gt;
# به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی&lt;br /&gt;
# سلامی چو بوی خوش آشنایی&lt;br /&gt;
# ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی&lt;br /&gt;
# ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی&lt;br /&gt;
# می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30676</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30676"/>
		<updated>2018-05-25T07:46:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* سبک شعر حافظ(سمبولیزم) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در مواردی ترجمه به صورت موزون(با وزن و قافیه) همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان انگلیسی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست غزلیات حافظ: ==&lt;br /&gt;
کُهن ترین نسخه یی که تاکنون از دیوانِ حافظ به دست آمده است، متعلق به ۸۰۳ قمری است پس ازآن صدها نسخه خطی دیگر در موزه ها و کتابخانه های معتبر دنیا یافت می‌شود،فهرست غزلیات دیوان حافظ بر اساس تحقیقات و مداقه اساتید ادبیات فارسی در ایران و جهان شامل یک حد اقل و یک حد اکثر می‌شود در اینجا بر اساس دیوان [[دکتر قاسم غنی]] و [[محمد قزوینی]] فهرست آمده و به ترتیب [[ردیف]] و [[قافیه]] (کلمه یا کلمات آخر [[مطلع غزل]])می‌باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها&lt;br /&gt;
# صلاح کار کجا و من خراب کجا&lt;br /&gt;
# اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
# صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را&lt;br /&gt;
# دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را&lt;br /&gt;
# به ملازمان سلطان که رساند این دعا را&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که آینه صافیست جام را&lt;br /&gt;
# ساقیا برخیز و درده جام را&lt;br /&gt;
# رونق عهد شباب است دگر بستان را&lt;br /&gt;
# دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما&lt;br /&gt;
# ساقی به نور باده برافروز جام ما&lt;br /&gt;
# ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما&lt;br /&gt;
# می‌دمد صبح و کله بست سحاب&lt;br /&gt;
# گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب&lt;br /&gt;
# ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت&lt;br /&gt;
# خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت&lt;br /&gt;
# سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت&lt;br /&gt;
# ساقیا آمدن عید مبارک بادت&lt;br /&gt;
# ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست&lt;br /&gt;
# روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست&lt;br /&gt;
# دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست&lt;br /&gt;
# چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست&lt;br /&gt;
# خیال روی تو در هر طریق همره ماست&lt;br /&gt;
# مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست&lt;br /&gt;
# شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست&lt;br /&gt;
# زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست&lt;br /&gt;
# در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست&lt;br /&gt;
# به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست&lt;br /&gt;
# ما را ز خیال تو چه پروای شراب است&lt;br /&gt;
# زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست&lt;br /&gt;
# آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است&lt;br /&gt;
# خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست&lt;br /&gt;
# خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است&lt;br /&gt;
# رواق منظر چشم من آشیانه توست&lt;br /&gt;
# برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست&lt;br /&gt;
# تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست&lt;br /&gt;
# بیا که قصر امل سخت سست بنیادست&lt;br /&gt;
# بی مهر رخت روز مرا نور نماندست&lt;br /&gt;
# باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است&lt;br /&gt;
# المنه لله که در میکده باز است&lt;br /&gt;
# اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است&lt;br /&gt;
# حال دل با تو گفتنم هوس است&lt;br /&gt;
# صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است&lt;br /&gt;
# کنون که بر کف گل جام باده صاف است&lt;br /&gt;
# در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است&lt;br /&gt;
# گل در بر و می در کف و معشوق به کام است&lt;br /&gt;
# به کوی میکده هر سالکی که ره دانست&lt;br /&gt;
# صوفی از پرتو می راز نهانی دانست&lt;br /&gt;
# روضه خلد برین خلوت درویشان است&lt;br /&gt;
# به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است&lt;br /&gt;
# لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است&lt;br /&gt;
# روزگاریست که سودای بتان دین من است&lt;br /&gt;
# منم که گوشه میخانه خانقاه من است&lt;br /&gt;
# ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است&lt;br /&gt;
# خم زلف تو دام کفر و دین است&lt;br /&gt;
# دل سراپرده محبت اوست&lt;br /&gt;
# آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست&lt;br /&gt;
# سر ارادت ما و آستان حضرت دوست&lt;br /&gt;
# دارم امید عاطفتی از جانب دوست&lt;br /&gt;
# آن پیک نامور که رسید از دیار دوست&lt;br /&gt;
# صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست&lt;br /&gt;
# مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست&lt;br /&gt;
# روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست&lt;br /&gt;
# اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست&lt;br /&gt;
# خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست&lt;br /&gt;
# بنال بلبل اگر با منت سر یاریست&lt;br /&gt;
# یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست&lt;br /&gt;
# ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست&lt;br /&gt;
# کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست&lt;br /&gt;
# مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست&lt;br /&gt;
# زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست&lt;br /&gt;
# راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست&lt;br /&gt;
# روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست&lt;br /&gt;
# حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست&lt;br /&gt;
# خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست&lt;br /&gt;
# جز آستان توام در جهان پناهی نیست&lt;br /&gt;
# بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت&lt;br /&gt;
# دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت&lt;br /&gt;
# کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت&lt;br /&gt;
# عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت&lt;br /&gt;
# صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت&lt;br /&gt;
# آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت&lt;br /&gt;
# گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیار باده که ماه صیام رفت&lt;br /&gt;
# شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت&lt;br /&gt;
# حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت&lt;br /&gt;
# شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت&lt;br /&gt;
# یا رب سببی ساز که یارم به سلامت&lt;br /&gt;
# ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت&lt;br /&gt;
# ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت&lt;br /&gt;
# میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت&lt;br /&gt;
# چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت&lt;br /&gt;
# زان یار دلنوازم شکریست با شکایت&lt;br /&gt;
# مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت&lt;br /&gt;
# درد ما را نیست درمان الغیاث&lt;br /&gt;
# تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج&lt;br /&gt;
# اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح&lt;br /&gt;
# دل من در هوای روی فرخ&lt;br /&gt;
# دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد&lt;br /&gt;
# شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد&lt;br /&gt;
# دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد&lt;br /&gt;
# روز وصل دوستداران یاد باد&lt;br /&gt;
# جمالت آفتاب هر نظر باد&lt;br /&gt;
# صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد&lt;br /&gt;
# تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد&lt;br /&gt;
# حسن تو همیشه در فزون باد&lt;br /&gt;
# خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد&lt;br /&gt;
# دیر است که دلدار پیامی نفرستاد&lt;br /&gt;
# پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد&lt;br /&gt;
# عکس روی تو چو در آینه جام افتاد&lt;br /&gt;
# آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد&lt;br /&gt;
# بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد&lt;br /&gt;
# همای اوج سعادت به دام ما افتد&lt;br /&gt;
# درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد&lt;br /&gt;
# کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد&lt;br /&gt;
# دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد&lt;br /&gt;
# آن کس که به دست جام دارد&lt;br /&gt;
# دلی که غیب نمای است و جام جم دارد&lt;br /&gt;
# بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد&lt;br /&gt;
# هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد&lt;br /&gt;
# هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد&lt;br /&gt;
# مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد&lt;br /&gt;
# آن که از سنبل او غالیه تابی دارد&lt;br /&gt;
# شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد&lt;br /&gt;
# جان بی جمال جانان میل جهان ندارد&lt;br /&gt;
# روشنی طلعت تو ماه ندارد&lt;br /&gt;
# نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد&lt;br /&gt;
# اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد&lt;br /&gt;
# سحر بلبل حکایت با صبا کرد&lt;br /&gt;
# بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد&lt;br /&gt;
# به آب روشن می عارفی طهارت کرد&lt;br /&gt;
# صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد&lt;br /&gt;
# بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد&lt;br /&gt;
# چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد&lt;br /&gt;
# دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد&lt;br /&gt;
# دل از من برد و روی از من نهان کرد&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد&lt;br /&gt;
# رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد&lt;br /&gt;
# دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد&lt;br /&gt;
# دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد&lt;br /&gt;
# دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد&lt;br /&gt;
# سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد&lt;br /&gt;
# به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد&lt;br /&gt;
# چه مستیست ندانم که رو به ما آورد&lt;br /&gt;
# صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد&lt;br /&gt;
# نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد&lt;br /&gt;
# یارم چو قدح به دست گیرد&lt;br /&gt;
# دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد&lt;br /&gt;
# ساقی ار باده از این دست به جام اندازد&lt;br /&gt;
# دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد&lt;br /&gt;
# در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد&lt;br /&gt;
# سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد&lt;br /&gt;
# راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد&lt;br /&gt;
# اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد&lt;br /&gt;
# به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد&lt;br /&gt;
# هر که را با خط سبزت سر سودا باشد&lt;br /&gt;
# من و انکار شراب این چه حکایت باشد&lt;br /&gt;
# نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد&lt;br /&gt;
# خوش است خلوت اگر یار یار من باشد&lt;br /&gt;
# کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد&lt;br /&gt;
# خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد&lt;br /&gt;
# گل بی رخ یار خوش نباشد&lt;br /&gt;
# نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد&lt;br /&gt;
# مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد&lt;br /&gt;
# روز هجران و شب فرقت یار آخر شد&lt;br /&gt;
# ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد&lt;br /&gt;
# گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد&lt;br /&gt;
# یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد&lt;br /&gt;
# زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد&lt;br /&gt;
# دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد&lt;br /&gt;
# عشق تو نهال حیرت آمد&lt;br /&gt;
# در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد&lt;br /&gt;
# مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد&lt;br /&gt;
# صبا به تهنیت پیر می فروش آمد&lt;br /&gt;
# سحرم دولت بیدار به بالین آمد&lt;br /&gt;
# نه هر که چهره برافروخت دلبری داند&lt;br /&gt;
# هر که شد محرم دل در حرم یار بماند&lt;br /&gt;
# رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند&lt;br /&gt;
# ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند&lt;br /&gt;
# بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند&lt;br /&gt;
# حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
# دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند&lt;br /&gt;
# دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند&lt;br /&gt;
# نقدها را بود آیا که عیاری گیرند&lt;br /&gt;
# گر می فروش حاجت رندان روا کند&lt;br /&gt;
# دلا بسوز که سوز تو کارها بکند&lt;br /&gt;
# مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند&lt;br /&gt;
# طایر دولت اگر باز گذاری بکند&lt;br /&gt;
# کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند&lt;br /&gt;
# آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند&lt;br /&gt;
# سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند&lt;br /&gt;
# در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند&lt;br /&gt;
# سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند&lt;br /&gt;
# غلام نرگس مست تو تاجدارانند&lt;br /&gt;
# آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند&lt;br /&gt;
# شاهدان گر دلبری زین سان کنند&lt;br /&gt;
# گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند&lt;br /&gt;
# واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند&lt;br /&gt;
# دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند&lt;br /&gt;
# شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند&lt;br /&gt;
# بود آیا که در میکده‌ها بگشایند&lt;br /&gt;
# سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
# تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود&lt;br /&gt;
# پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود&lt;br /&gt;
# یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود&lt;br /&gt;
# خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود&lt;br /&gt;
# قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود&lt;br /&gt;
# دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود&lt;br /&gt;
# دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود&lt;br /&gt;
# یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود&lt;br /&gt;
# گوهر مخزن اسرار همان است که بود&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود&lt;br /&gt;
# به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود&lt;br /&gt;
# آن یار کز او خانه ما جای پری بود&lt;br /&gt;
# مسلمانان مرا وقتی دلی بود&lt;br /&gt;
# در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود&lt;br /&gt;
# کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود&lt;br /&gt;
# از دیده خون دل همه بر روی ما رود&lt;br /&gt;
# چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود&lt;br /&gt;
# از سر کوی تو هر کو به ملالت برود&lt;br /&gt;
# هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود&lt;br /&gt;
# خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود&lt;br /&gt;
# ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود&lt;br /&gt;
# ترسم که اشک در غم ما پرده در شود&lt;br /&gt;
# گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود&lt;br /&gt;
# گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود&lt;br /&gt;
# بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد&lt;br /&gt;
# اگر به باده مشکین دلم کشد شاید&lt;br /&gt;
# گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید&lt;br /&gt;
# بر سر آنم که گر ز دست برآید&lt;br /&gt;
# دست از طلب ندارم تا کام من برآید&lt;br /&gt;
# چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید&lt;br /&gt;
# زهی خجسته زمانی که یار بازآید&lt;br /&gt;
# اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید&lt;br /&gt;
# نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید&lt;br /&gt;
# جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید&lt;br /&gt;
# رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید&lt;br /&gt;
# ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید&lt;br /&gt;
# معاشران ز حریف شبانه یاد آرید&lt;br /&gt;
# بیا که رایت منصور پادشاه رسید&lt;br /&gt;
# بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید&lt;br /&gt;
# معاشران گره از زلف یار باز کنید&lt;br /&gt;
# الا ای طوطی گویای اسرار&lt;br /&gt;
# عید است و آخر گل و یاران در انتظار&lt;br /&gt;
# صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر&lt;br /&gt;
# ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار&lt;br /&gt;
# روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر&lt;br /&gt;
# شب وصل است و طی شد نامه هجر&lt;br /&gt;
# گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر&lt;br /&gt;
# ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر&lt;br /&gt;
# دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور&lt;br /&gt;
# یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور&lt;br /&gt;
# نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر&lt;br /&gt;
# روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر&lt;br /&gt;
# هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز&lt;br /&gt;
# منم که دیده به دیدار دوست کردم باز&lt;br /&gt;
# ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز&lt;br /&gt;
# درآ که در دل خسته توان درآید باز&lt;br /&gt;
# حال خونین دلان که گوید باز&lt;br /&gt;
# بیا و کشتی ما در شط شراب انداز&lt;br /&gt;
# خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز&lt;br /&gt;
# برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز&lt;br /&gt;
# دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز&lt;br /&gt;
# ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس&lt;br /&gt;
# گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس&lt;br /&gt;
# دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس&lt;br /&gt;
# درد عشقی کشیده‌ام که مپرس&lt;br /&gt;
# دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس&lt;br /&gt;
# بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش&lt;br /&gt;
# اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش&lt;br /&gt;
# به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش&lt;br /&gt;
# صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش&lt;br /&gt;
# باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش&lt;br /&gt;
# فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش&lt;br /&gt;
# شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش&lt;br /&gt;
# خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش&lt;br /&gt;
# چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش&lt;br /&gt;
# یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش&lt;br /&gt;
# ببرد از من قرار و طاقت و هوش&lt;br /&gt;
# سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش&lt;br /&gt;
# هاتفی از گوشه میخانه دوش&lt;br /&gt;
# در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش&lt;br /&gt;
# دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش&lt;br /&gt;
# ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش&lt;br /&gt;
# کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش&lt;br /&gt;
# مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش&lt;br /&gt;
# دلم رمیده شد و غافلم من درویش&lt;br /&gt;
# ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش&lt;br /&gt;
# قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع&lt;br /&gt;
# بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع&lt;br /&gt;
# در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع&lt;br /&gt;
# سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ&lt;br /&gt;
# طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف&lt;br /&gt;
# زبان خامه ندارد سر بیان فراق&lt;br /&gt;
# مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق&lt;br /&gt;
# اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک&lt;br /&gt;
# هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک&lt;br /&gt;
# ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک&lt;br /&gt;
# خوش خبر باشی ای نسیم شمال&lt;br /&gt;
# شممت روح وداد و شمت برق وصال&lt;br /&gt;
# دارای جهان نصرت دین خسرو کامل&lt;br /&gt;
# به وقت گل شدم از توبه شراب خجل&lt;br /&gt;
# اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول&lt;br /&gt;
# هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل&lt;br /&gt;
# ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل&lt;br /&gt;
# عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام&lt;br /&gt;
# مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام&lt;br /&gt;
# عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام&lt;br /&gt;
# بشری اذ السلامه حلت بذی سلم&lt;br /&gt;
# بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم&lt;br /&gt;
# دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم&lt;br /&gt;
# به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم&lt;br /&gt;
# زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم&lt;br /&gt;
# فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم&lt;br /&gt;
# مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم&lt;br /&gt;
# سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم&lt;br /&gt;
# دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم&lt;br /&gt;
# هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم&lt;br /&gt;
# خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم&lt;br /&gt;
# ز دست کوته خود زیر بارم&lt;br /&gt;
# گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم&lt;br /&gt;
# گر دست دهد خاک کف پای نگارم&lt;br /&gt;
# در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم&lt;br /&gt;
# مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
# من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم&lt;br /&gt;
# جوزا سحر نهاد حمایل برابرم&lt;br /&gt;
# تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم&lt;br /&gt;
# به تیغم گر کشد دستش نگیرم&lt;br /&gt;
# مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم&lt;br /&gt;
# نماز شام غریبان چو گریه آغازم&lt;br /&gt;
# گر دست رسد در سر زلفین تو بازم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان گر گذر افتد بازم&lt;br /&gt;
# مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم&lt;br /&gt;
# چرا نه در پی عزم دیار خود باشم&lt;br /&gt;
# من دوستدار روی خوش و موی دلکشم&lt;br /&gt;
# خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم&lt;br /&gt;
# من که از آتش دل چون خم می در جوشم&lt;br /&gt;
# گر من از سرزنش مدعیان اندیشم&lt;br /&gt;
# حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم&lt;br /&gt;
# چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم&lt;br /&gt;
# عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم&lt;br /&gt;
# بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم&lt;br /&gt;
# من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم&lt;br /&gt;
# صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم&lt;br /&gt;
# دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم&lt;br /&gt;
# دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم&lt;br /&gt;
# به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم&lt;br /&gt;
# حاشا که من به موسم گل ترک می کنم&lt;br /&gt;
# روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم&lt;br /&gt;
# من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم&lt;br /&gt;
# به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم&lt;br /&gt;
# حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم&lt;br /&gt;
# گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم&lt;br /&gt;
# در خرابات مغان نور خدا می‌بینم&lt;br /&gt;
# غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم&lt;br /&gt;
# خرم آن روز کز این منزل ویران بروم&lt;br /&gt;
# گر از این منزل ویران به سوی خانه روم&lt;br /&gt;
# آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم&lt;br /&gt;
# دیدار شد میسر و بوس و کنار هم&lt;br /&gt;
# دردم از یار است و درمان نیز هم&lt;br /&gt;
# ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم&lt;br /&gt;
# عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم&lt;br /&gt;
# ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم&lt;br /&gt;
# فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم&lt;br /&gt;
# خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم&lt;br /&gt;
# ما ز یاران چشم یاری داشتیم&lt;br /&gt;
# صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم&lt;br /&gt;
# ما درس سحر در ره میخانه نهادیم&lt;br /&gt;
# بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم&lt;br /&gt;
# خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم&lt;br /&gt;
# بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم&lt;br /&gt;
# صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم&lt;br /&gt;
# دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم&lt;br /&gt;
# ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم&lt;br /&gt;
# ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم&lt;br /&gt;
# سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم&lt;br /&gt;
# بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم&lt;br /&gt;
# گر چه ما بندگان پادشهیم&lt;br /&gt;
# فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان&lt;br /&gt;
# چندان که گفتم غم با طبیبان&lt;br /&gt;
# می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان&lt;br /&gt;
# یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان&lt;br /&gt;
# خدا را کم نشین با خرقه پوشان&lt;br /&gt;
# شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان&lt;br /&gt;
# بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن&lt;br /&gt;
# چو گل هر دم به بویت جامه در تن&lt;br /&gt;
# افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن&lt;br /&gt;
# خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن&lt;br /&gt;
# دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن&lt;br /&gt;
# منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن&lt;br /&gt;
# ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن&lt;br /&gt;
# گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن&lt;br /&gt;
# صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن&lt;br /&gt;
# ز در درآ و شبستان ما منور کن&lt;br /&gt;
# ای نور چشم من سخنی هست گوش کن&lt;br /&gt;
# کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن&lt;br /&gt;
# بالابلند عشوه گر نقش باز من&lt;br /&gt;
# چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من&lt;br /&gt;
# نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین&lt;br /&gt;
# شراب لعل کش و روی مه جبینان بین&lt;br /&gt;
# می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این&lt;br /&gt;
# به جان پیر خرابات و حق صحبت او&lt;br /&gt;
# گفتا برون شدی به تماشای ماه نو&lt;br /&gt;
# مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو&lt;br /&gt;
# ای آفتاب آینه دار جمال تو&lt;br /&gt;
# ای خونبهای نافه چین خاک راه تو&lt;br /&gt;
# ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو&lt;br /&gt;
# تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو&lt;br /&gt;
# مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو&lt;br /&gt;
# خط عذار یار که بگرفت ماه از او&lt;br /&gt;
# گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو&lt;br /&gt;
# ای پیک راستان خبر یار ما بگو&lt;br /&gt;
# خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه&lt;br /&gt;
# عیشم مدام است از لعل دلخواه&lt;br /&gt;
# گر تیغ بارد در کوی آن ماه&lt;br /&gt;
# وصال او ز عمر جاودان به&lt;br /&gt;
# ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه&lt;br /&gt;
# در سرای مغان رفته بود و آب زده&lt;br /&gt;
# دوش رفتم به در میکده خواب آلوده&lt;br /&gt;
# از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای&lt;br /&gt;
# دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده&lt;br /&gt;
# از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه&lt;br /&gt;
# چراغ روی تو را شمع گشت پروانه&lt;br /&gt;
# سحرگاهان که مخمور شبانه&lt;br /&gt;
# ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای&lt;br /&gt;
# مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی&lt;br /&gt;
# ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی&lt;br /&gt;
# ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی&lt;br /&gt;
# با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی&lt;br /&gt;
# آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی&lt;br /&gt;
# ای قصه بهشت ز کویت حکایتی&lt;br /&gt;
# سبت سلمی بصدغیها فادی&lt;br /&gt;
# دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی&lt;br /&gt;
# سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی&lt;br /&gt;
# چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی&lt;br /&gt;
# به جان او که گرم دسترس به جان بودی&lt;br /&gt;
# چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری&lt;br /&gt;
# شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری&lt;br /&gt;
# تو را که هر چه مراد است در جهان داری&lt;br /&gt;
# صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری&lt;br /&gt;
# بیا با ما مورز این کینه داری&lt;br /&gt;
# ای که در کوی خرابات مقامی داری&lt;br /&gt;
# ای که مهجوری عشاق روا می‌داری&lt;br /&gt;
# روزگاریست که ما را نگران می‌داری&lt;br /&gt;
# خوش کرد یاوری فلکت روز داوری&lt;br /&gt;
# طفیل هستی عشقند آدمی و پری&lt;br /&gt;
# ای که دایم به خویش مغروری&lt;br /&gt;
# ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی&lt;br /&gt;
# عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی&lt;br /&gt;
# نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی&lt;br /&gt;
# هزار جهد بکردم که یار من باشی&lt;br /&gt;
# ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی&lt;br /&gt;
# زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی&lt;br /&gt;
# سلیمی منذ حلت بالعراق&lt;br /&gt;
# کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی&lt;br /&gt;
# یا مبسما یحاکی درجا من اللالی&lt;br /&gt;
# سلام الله ما کر اللیالی&lt;br /&gt;
# بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی&lt;br /&gt;
# رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی&lt;br /&gt;
# این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی&lt;br /&gt;
# ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می&lt;br /&gt;
# به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می&lt;br /&gt;
# لبش می‌بوسم و در می‌کشم می&lt;br /&gt;
# زان می عشق کز او پخته شود هر خامی&lt;br /&gt;
# که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی&lt;br /&gt;
# انت روائح رند الحمی و زاد غرامی&lt;br /&gt;
# سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی&lt;br /&gt;
# ز دلبرم که رساند نوازش قلمی&lt;br /&gt;
# احمد الله علی معدله السلطان&lt;br /&gt;
# وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی&lt;br /&gt;
# هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی&lt;br /&gt;
# گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی&lt;br /&gt;
# نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی&lt;br /&gt;
# دو یار زیرک و از باده کهن دومنی&lt;br /&gt;
# نوش کن جام شراب یک منی&lt;br /&gt;
# صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی&lt;br /&gt;
# ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی&lt;br /&gt;
# بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی&lt;br /&gt;
# ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی&lt;br /&gt;
# سحرگه ره روی در سرزمینی&lt;br /&gt;
# تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی&lt;br /&gt;
# ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی&lt;br /&gt;
# بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی&lt;br /&gt;
# ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی&lt;br /&gt;
# سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی&lt;br /&gt;
# ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی&lt;br /&gt;
# در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی&lt;br /&gt;
# به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی&lt;br /&gt;
# سلامی چو بوی خوش آشنایی&lt;br /&gt;
# ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی&lt;br /&gt;
# ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی&lt;br /&gt;
# می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30675</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30675"/>
		<updated>2018-05-24T21:55:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در مواردی ترجمه به صورت موزون(با وزن و قافیه) همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان انگلیسی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30674</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30674"/>
		<updated>2018-05-24T21:53:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* سبک شعر حافظ(سمبولیزم) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماه می‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ دیوان حافظ به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده است و در موارد ترجه به صورت با وزن و قافیه همراه بوده،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیک دیویس، شاعر و مترجم انگلیسی منطقالطیر و تعدادی از غزلیات حافظ، شاعرانی همچون پوشکین، گوته و حافظ را که چکیده و عصاره ملت خود هستند شاعرانی میداند که شعرشان در برابر ترجمه مقاومت میکند. اما به زعم او ترجمه آثار این بزرگان امر خطیری است که به زحمتش می‌ارزد.جفری اسکوایرز، مترجم و شاعر ایرلندی، بازنشستۀ دانشگاه هال است که در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند. به رغم قابلیتهای بسیار او در مقام مترجم شعر فارسی، تسلط بر زبان فارسی، داشتن تجربه زندگی سه ساله در ایران و هشت سال تحقیقات مستمر در زمینه غزلیات حافظ، ترجمۀ او از دیوان حافظ منحصر به فرد است، وی در مقام یک شاعر انگلیسی تلاش کرده است تا بتواند ریتم را در ترجمهاش ایجاد کند. به این دو بیت نظری بیندازید: we who are free and without pretence/ who are not concerned with trying to save face/ are better than these po-faced hypocrites/ as those in the know know &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن که او عالم سر است بدین حال گواست&amp;lt;ref&amp;gt;pdf نقشی دیگر از حافظ -  [http://motarjemjournal.ir/wp-content/uploads/2015/03/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8.pdf معرفی ترجمه ای جدید از غزلیات به انگلیسی: سمانه فرهادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ترجمه حافظ به زبان آلمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوان غربی-شرقی گوته، تنها یکی از آثار بزرگ گوته در آخرین سال‌های عمر اوست، اما او در این اثر به ادراک تازه‌ای از زیبایی دست می‌یابد و قالب غریب غزلیات حافظ را با عمیق‌ترین مقاصد خود هماهنگ می‌کند و تلفیقی خلاقانه از هنر شرق و غرب به دست می‌دهد.اما اخیراً دیوان حافظ شیرازی با ترجمه‌ی منظوم (با رعایت عروض و قافیه)وینسنتس ریترفون روزنتسوایگ و تصحیح علی عبداللهی منتشر شده &amp;lt;ref&amp;gt;پایگاه خبری گلووَنی - [http://golvani.ir/1396/12/%D8%AF%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ دیوان حافظ به صورت نظم و به زبان آلمانی منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30673</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30673"/>
		<updated>2018-05-24T21:19:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از غزلیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماهمی‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد:&amp;lt;ref&amp;gt;در سایه روشن کلام - [http://www.kalam.se/t-akhavan-hafez.htm گشت و گذار «مهدی اخوان ثالث» در دنیای افسانه‌‌های مربوط به «حافظ»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30672</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30672"/>
		<updated>2018-05-24T21:16:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماهمی‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل از دیوان «حافظ»، مانع ویرانی مقبره‌ی او شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که می‌دانیم فال گرفتن از دیوان «خواجه»، امر ذوقی و ایمانی مرسوم و رایجی است. از آن‌جا که «حافظ» را لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار دانسته اند، از قدیم‌الایام تفأل به دیوان او رسم شده‌است و در این زمینه هم قصه‌های بسیاری حکایت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خصوص تفأل به دیوان «خواجه» و فال‌های تاریخی و مشهور و بعضی موضوعات مربوط به این امر، حتی کتاب‌ها و جدول‌های فالنامه نیز تألیف و ترسیم شده. از جمله کسانی‌که در این باب آثاری دارند «محمد هروی» و نیز «ملا‌حسین» و نیز «شاه محمد دارابی» مؤلف «لطیفه غیبی» را می‌توان نام برد. بعضی از آن‌ها باصطلاح، تاریخی است. یعنی به اشخاص نامور تاریخ منسوب است و در کتب خاص ذکر شده است . اگر تمام حکایات فال‌ها در کتابی گرد آید، شاید چند برابر خود دیوان شود و کتابی بوجود آید پر از قصه‌ها و خبرهای گوناگون و احوال و افکار رنگارنگ. مثل برش‌هایی از زندگی‌های مختلف. ما البته چنین مجال موسعی نداریم اما تک و توکی می‌توان نقل کرد. از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آورده اند «[[شاه اسماعیل]]» سر‌سلسله‌ی [[صفویان]] در آن ایام که همه می‌کوفت و پیش می‌رفت، به هرجا می‌رسید، مزارها و مقبره‌های مشاهیری را که به تسنّن معروف بود، از سر جوانی و تعصب، ویران و باخاک یکسان می‌کرد. وقتی به‌ مقبره‌ی «حافظ» رسید، از آن‌جا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم «حافظ»، محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد. از امرا و اصحاب صلاح پرسید. حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: «باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد. چون «حافظ» هم رند و لاابالی بوده و هم شیعه نبوده» یکی از اصحاب، (ملا سیّد عبدالله تبریزی) که از بس در کارها سمج بود، «شاه اسماعیل» به او «[[ملا‌مگس|&#039;&#039;&#039;ملا‌مگس&#039;&#039;&#039;]]» لقب داده بود، در خراب کردن مقبره‌ی «حافظ» از همه بیشتر اصرار می‌کرد و ترکانه داد سخن می‌داد. عاقبت «شاه اسماعیل» گفت از دیوانش فال می‌گیریم. گرفت. خوشبختانه به دلخواه اسماعیل این بیت «حافظ» آمد که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ زجان محب رسول است وآل او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 حقــا بدیــن گواست خـداونـــد داورم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاه اسماعیل» خوشحال شد و پوزخند خرسندی ترکاند و از ویران کردن مزار گذشت. اما «ملا‌مگس» همچنان پافشاری می‌کرد. «شاه اسماعیل» باز دیوان را برداشت. گفت: «‌ای خواجه جواب ملا را هم بده! ». فال گرفت. این بیت برآمد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای &#039;&#039;&#039;مگس&#039;&#039;&#039; عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه تست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عــرض خود می‌بــری و زحمت مـــا می‌داری!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مجالس المؤمنین ـ از سعدی تا جامی ـ ریحانة الادب)         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*****************&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داستانی دیگر یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30496</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30496"/>
		<updated>2018-05-18T11:05:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* سبک شعر حافظ(سمبولیزم) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یاد واره حافظ مطابق تقویم رسمی  ایران 20مهرماهمی‌باشد و ادبا و محققان و هنرمندان از کشور های مختلف نیز در چنین روزی آخرین دستاورد هایشان در باره دیوان حافظ را ارايه می دهند.در این روز در کشور های دیگر مثل فرانسه روسیه آلمان و . . .  نیز به بزرگداشت حافظ شیرازی می‌پردازند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30489</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30489"/>
		<updated>2018-05-16T19:33:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذارترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطابق تقویم رسمی در ایران 20مهرماه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30488</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30488"/>
		<updated>2018-05-16T19:33:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اثر گذلرترین شاعر بر شاعران پس از خود&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطابق تقویم رسمی در ایران 20مهرماه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30389</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30389"/>
		<updated>2018-05-14T20:36:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از غزلیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اکثر شعرای بعد از او از سبک غزلیاتش تقلید میکردند&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطابق تقویم رسمی در ایران 20مهرماه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30388</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30388"/>
		<updated>2018-05-14T20:28:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* سبک شعر حافظ(سمبولیزم) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اکثر شعرای بعد از او از سبک غزلیاتش تقلید میکردند&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند &#039;&#039;&#039;صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت... قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در طیفی بسیار متفاوت در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته&amp;lt;ref&amp;gt;پترس ویکی - [https://www.parsi.wiki/fa/wiki/print/e5e2a4a37dd741f291ac751b16021721 حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند ودراین میان ادیبانی شناخت و تفسیر اشعار حافظ را با چند بیت شعر امکان پذیر نمی‌دانستند احمد شاملو در کتابش در باره حافظ میگوید: «. . . یک یا دو بیت را نمی توان مقیاس گرفت برای تعیین حدود ذهنیت نابغه ای چون حافظ که اینطور فکر می کرده یا چنین عقیده ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;.comiKetab - [http://store.iketab.com/index.php?route=product/product&amp;amp;product_id=10464 حافظ شیراز ؛ به روایت احمد شاملو]&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مقدمه کتاب «حافظ شیراز»(به روایت شاملو) مینویسد: &amp;quot;به راستی کی است این قلندر یک لا قبای کفرگوی که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهدفروش، در ناهاربازار زاهد نمایان و در عصری که حتا جلادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی ی خود را بر حد زدن و خم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند یک تنه وعده ی رست آخیز را انکار می کند، خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند و شلنگ انداز و دست افشان می گذرد ...این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی. . . این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی. . . &amp;quot; باز در قبال این تعبیر و تفسیر در سر دیگر طیف شاهد بودیم :انتشار مجموعه غزليات حافظ به تصحيح احمد شاملو، موجب حرف و حديث فراوان در ميان استادان ادبيات فارسي و حافظ‌ شناسان شد و هر يك از آنان به طريقي نظرات او را مورد انتقاد قرار دادند؛ كه از آن ميان پاسخ شهيد مرتضي مطهري پيش از همه قابل تعمق و توجه بود. استاد مطهري با صراحت به ناتواني شاملو در شناخت حافظ اشاره كرد و طي مقاله‌اي نوشت: «ماترياليست‌هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده‌اند. اين تشيثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي‌رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت‌ها» است&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فارس- [https://www.farsnews.com/news/8507180571/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF مقايسه نظرات شهيد مطهري، خرمشاهي و شاملو درباره حافظ (حافظ شيرازي؛ عارف يا ملحد)]&amp;lt;/ref&amp;gt;. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«مقدمه و شرح هایی که بر دیوان حافظ منتشر شده است»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مطابق تقویم رسمی در ایران 20مهرماه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30378</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30378"/>
		<updated>2018-05-14T18:49:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اکثر شعرای بعد از او از سبک غزلیاتش تقلید میکردند&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و ابیات غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ادبیات ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30377</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30377"/>
		<updated>2018-05-14T18:45:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =لسان الغیب(حافظ شیرازی)&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اکثر شعرای بعد از او از سبک غزلیاتش تقلید میکردند&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30376</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30376"/>
		<updated>2018-05-14T18:45:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرتره حافظ شیرازی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =حافظ شیرازی&lt;br /&gt;
| زادروز            =۷۲۷ (قمری)&lt;br /&gt;
| زادگاه            =شیراز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۷۹۲ (قمری)&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =شیراز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =شیراز&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =علوم قدیم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شاعری&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =غزلسرای نامی ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اکثر شعرای بعد از او از سبک غزلیاتش تقلید میکردند&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg&amp;diff=30375</id>
		<title>پرونده:پرتره حافظ شیرازی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg&amp;diff=30375"/>
		<updated>2018-05-14T18:38:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30374</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30374"/>
		<updated>2018-05-14T18:32:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg|جایگزین=دیوان خواجه حافظ شیرازی|بندانگشتی|دیوان خواجه حافظ شیرازی به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی]]&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%A8%D9%87_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87_%D9%88_%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg&amp;diff=30372</id>
		<title>پرونده:حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%A8%D9%87_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87_%D9%88_%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg&amp;diff=30372"/>
		<updated>2018-05-14T18:03:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دیوان غزلیات حافظ به زبانهای فارسی-انگلیسی-فرانسه و آلمانی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30371</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30371"/>
		<updated>2018-05-14T17:48:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نظر مستشرقین درباره حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:GoetheJohann.jpg|جایگزین=johann-wolfgang-von-goethe شاعر و حماسه سرای نامی آلمان|بندانگشتی|johann-wolfgang-von-goethe  «جان ولفانگ ون گوته» شاعر و حماسه سرای نامی آلمان]]&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:GoetheJohann.jpg&amp;diff=30370</id>
		<title>پرونده:GoetheJohann.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:GoetheJohann.jpg&amp;diff=30370"/>
		<updated>2018-05-14T17:47:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;johann-wolfgang-von-goethe «جان ولفانگ ون گوته» شاعر . حماسه سرای نامی آلمان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30368</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30368"/>
		<updated>2018-05-14T17:36:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* ایهام در شعر حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30359</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30359"/>
		<updated>2018-05-14T16:27:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
نزدیک۱۰۰۰ نسخه خطی دیوان حافظ دز ۱۵۰ کشور جهان یافت میشود، تعداد اشعار و غزلیات در این نسخه ها با یکدیگر متفاوت اند، یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات در نسخه‌های خطی قدیمی این میتواند باشد که مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت و شاید بدلیل فراموش کردن یک یا چند واژه و بیت مشابه آنرا نقل میکردند، علت دیگر تصحیحات غزلیات و اشعار توسط حود حافظ در سنوات بعدی بوده که روال همه شعراست،همچنین در اصیل بودن بعضی از غزلیات بین محققین اختلاف نظر وجود دارد و آن غزل ها را منتصب به حافظ میدانند، تحقیق و تدقیق بر سر کمیت و کیفیت غزلیات حافظ موضوع یکی از کار های آکادمیک در دانشگاه های ایران و جهان می باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لیست دستنوشته های دیوان حافظ به ترتیب:تاریخ کتابت، نام کتاب، محل نگهداری(تعلیق) و تعداد غزل‌ها:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ هشتم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۷۹۱–۷۹۲؛ علاء مرندی؛ کتابخانهٔ بادلیان، دانشگاه آکسفورد، لندن؛ این مجموعهٔ گران‌سنگ در دل جُنگ شعری است به شناسهٔ (ms.e.d.clarke or.24)؛ ۴۹ + یک تک‌بیت.&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;نسخه‌های سدهٔ نهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۸۰۷؛ ابراهیم ابرقوهی؛ آکادمی علوم تاجیکستان؛ ۴۱.&lt;br /&gt;
# ۸۱۱؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ کوپرولو استانبول؛ ۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ حسن‌بن نصرالله؛ کتابخانهٔ سلیمانیه استانبول؛ ۴۵۵ (نسخهٔ معروف به ایاصوفیه).&lt;br /&gt;
# ۸۱۳–۸۱۴؛ محمد حلوائی و محمد الکاتب؛ موزهٔ بریتانیا (جُنگ جلال‌الدین اسکندر)؛ ۱۵۲.&lt;br /&gt;
# ۸۱۳؛ موزهٔ سالار جُنگ حیدرآباد هند؛ ۴۷.&lt;br /&gt;
# ۸۱۶؛ کتابخانهٔ ایاصوفیه استانبول؛ ۱۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۱۸؛ کتابخانهٔ آصفیه حیدرآباد هند؛ ۳۵۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۱؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۰۹.&lt;br /&gt;
# ۸۲۲؛ جعفر الحافظ (جعفر بایسنقری)؛ موزهٔ طوپقاپوسرای استانبول؛ ۴۴۰.&lt;br /&gt;
# ۸۲۳؛ فرصت غریب؛ دانشگاه میشیگان آمریکا؛ ۴۵۸.&lt;br /&gt;
# ۸۲۴؛ محمد القاری؛ کتابخانهٔ سیدهاشم علی سبزپوش هند؛ ۴۳۴ (معروف به نسخهٔ گورکهپور).&lt;br /&gt;
# ۸۲۵؛ کتابخانهٔ نور عثمانیه ترکیه؛ ۴۸۷.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ متعلق به سیدعبدالرحیم خلخالی ایران؛ ۴۹۵.&lt;br /&gt;
# ۸۲۷؛ محمود شاه نقیب؛ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد برون) انگلستان؛ ۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۱۷–۸۳۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی (سفینهٔ سلطان ابوالفتح ابراهیم) ایران؛ ۴۶.&lt;br /&gt;
# ۸۳۴؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۲۱۰.&lt;br /&gt;
# ۸۳۶؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۲۵۴.&lt;br /&gt;
# ۸۳۹؛ کمال الکافی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۳۹۸.&lt;br /&gt;
# ۸۴۳؛ اسماعیل الرزمی؛ کتابخانهٔ بادلیان انگلستان؛ ۴۸۰.&lt;br /&gt;
# ۸۴۹؛ متعلق به دکتر میرمحمد تقوی؛ ۳۴۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۳؛ کتابخانهٔ خصوصی مستر چستربیتی در لندن.&lt;br /&gt;
# ۸۵۴؛ یعقوب الکاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۲.&lt;br /&gt;
# ۸۵۵؛ سلیمان الفوشنجی؛ موزهٔ‌ بریتانیا انگلستان؛ ۴۰۶.&lt;br /&gt;
# ۸۵۷؛ علی‌اکبر اصفهانی؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۱۹.&lt;br /&gt;
# ۸۵۸؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی؛ ۴۶۷.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ محمد جامی؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش؛ ۴۱۴.&lt;br /&gt;
# ۸۵۹؛ حسن غیاث جوهری؛ موزهٔ قونیهٔ ترکیه؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۲؛ محمود حمادی؛ متعلق به دکتر یحیی قریب؛ ۴۶۸.&lt;br /&gt;
# ۸۶۴؛ عبدالرحیم؛ متعلق به دکتر اصغر مهدوی؛ ۴۳۶.&lt;br /&gt;
# ۸۶۶؛ شیخ حسن؛ متعلق به اصغر مهدوی؛ ۵۰۸.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران؛ ۴۹۶.&lt;br /&gt;
# ۸۷۵؛ فخرالدین احمد کاتب؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۸۹؛ شیخ مرشد؛ کتابخانهٔ ملی پاریس؛ ۴۶۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۲؛ کتابخانهٔ توبینگن آلمان؛ ۵۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ علی‌اکبر فیروزی؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۲۵.&lt;br /&gt;
# ۸۹۳؛ محمد منعم؛ متعلق به مسعود فرزاد؛ ۵۰۰.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ محمودبن حسن نیشابوری؛ کتابخانهٔ دانشگاه پنجاب پاکستان؛ ۴۹۴.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ درویش محمود نیشابوری؛ کتابخانهٔ مَلِک ایران؛ ۴۸۶.&lt;br /&gt;
# ۸۹۸؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۸۲.&lt;br /&gt;
# ۸۷۴؛ پیرحسین کاتب؛ کتابخانهٔ ملی تهران؛ ۴۹۳.&lt;br /&gt;
# ۸۹۴؛ کتابخانهٔ جامعهٔ لیدن هلند.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ عزت قویون‌اوغلو ترکیه؛ ۳۶۱.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۳۷۳.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ایران؛ ۴۷۷.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ کتابخانهٔ ملی ملک ایران؛ ۴۱۷.&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سدهٔ دهم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۹۰۰؛ کتابخانهٔ ملی وین اتریش.&lt;br /&gt;
# ۹۰۵؛ سلطان‌علی مشهدی؛ متلعق به حاج سید نصرالله تقوی.&lt;br /&gt;
# ۹۱۷؛ منعم‌الدین اوحدی شیرازی؛ مدرسه سپهسالار تهران.&lt;br /&gt;
# ۹۳۹؛ کتابخانهٔ اَلسِنهٔ شرقیهٔ پترزبورگ.&lt;br /&gt;
# ۹۴۲؛ کتابخانهٔ دولتی برلین.&lt;br /&gt;
# ۹۷۳؛ کتابخانهٔ جامعهٔ کمبریج.&lt;br /&gt;
# ۹۷۶؛ کتابخانهٔ ملی قاهره.&lt;br /&gt;
# ۹۸۴؛ محمدبن علاءالدین؛ کتابخانهٔ حاج حسین آقاملک تهران.&lt;br /&gt;
# نامشخص؛ حافظ منسوب به خط میرعماد، مجموعهٔ شخصی استاد ادیب برومند.&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;هزارهٔ دوم هجری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# ۱۰۰۴؛ کتابخانهٔ دیوان هند در لندن.&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت (۸۰۳) و نام کاتب در پايان اشعار چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg|جایگزین=نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان|بندانگشتی|نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان]]&lt;br /&gt;
نسخه 700 ساله دیوان غزلیات حافظ، در کلکته هندوستان که توسط شاه جهان در انجمن آسیایی امضا شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://timesofindia.indiatimes.com/city/kolkata/persian-poets-700-year-old-manuscript-signed-by-shah-jahan-at-asiatic-society/articleshow/57486099.cms Persian poet&#039;s 700-year-old manuscript, signed by Shah Jahan, at] The Tims of India -&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%A9%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30353</id>
		<title>پرونده:نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%A9%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30353"/>
		<updated>2018-05-14T15:22:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نسخه دستنویس دیوان حافظ در کلکته با امضای شاه جهان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30280</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30280"/>
		<updated>2018-05-12T15:50:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg|جایگزین=قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.|بندانگشتی|صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری]]&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن بهره جسته مورخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.تمت الکتاب نسخه است. تاريخ کتابت و نام کاتب در پايان اشعار حافظ چنين آمده است:« بحمدال الملک الوهاب و خدم بامر المخدوم العظم الـکرم اعلي ال تعالي في الخافقين شد ّ ه و مد ال ظلله مجدالدوله و الدين و العبد الضعيف برهان بن غياث الکرماني في &#039;&#039;&#039;شهور سنه ثلث و ثمانمائه&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%A2%D8%AE%D8%B1_%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87_%D8%AE%D8%B7%DB%8C_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%B8%DB%B0%DB%B3%D9%82%D9%85%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=30279</id>
		<title>پرونده:صفحه آخر نسخه خطی حافظ۸۰۳قمری.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%A2%D8%AE%D8%B1_%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87_%D8%AE%D8%B7%DB%8C_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%B8%DB%B0%DB%B3%D9%82%D9%85%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=30279"/>
		<updated>2018-05-12T15:42:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30274</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30274"/>
		<updated>2018-05-12T09:09:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ادامه. . .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30273</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30273"/>
		<updated>2018-05-12T09:08:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نظر مستشرقین درباره حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مرکزپژوهشی میراث مکتوب - [http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/3813 نگاهی به دیوان حافظ (کهن ترین نسخه کامل شناخته شده) کتابت 801 ق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30272</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30272"/>
		<updated>2018-05-12T09:05:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های خطی قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
قديم ترين نسخه هاي کهنه اي که شادروان پرويز ناتل خانلري در تصحيح ديوان حافظ ازآن ّخ ٨١١ هجري است. اين نسخه ناقص است و تنها بخشي از اشعار حافظ بهره جسته و(٣٦ غزل) را شامل مي شود.&amp;lt;ref&amp;gt;سند PDF - [http://persianacademy.ir/UserFiles/File/NF/09/NF-09-02.pdf کهن ترين نسخه ديوان حافظ مورخ۸۰۳هجری سيد علي آل داود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg|جایگزین= میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.|بندانگشتی| میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.]]&lt;br /&gt;
کهن ترین نسخه دستنویس شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87_%D8%AE%D8%B7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%DB%B8%DB%B0%DB%B1_%D9%87%D8%AC%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84.jpg&amp;diff=30271</id>
		<title>پرونده:نسخه خطی کهن ۸۰۱ هجری کتابخانه نورعثمانیه استانبول.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87_%D8%AE%D8%B7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%DB%B8%DB%B0%DB%B1_%D9%87%D8%AC%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84.jpg&amp;diff=30271"/>
		<updated>2018-05-12T09:04:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;  میراث مکتوب - این دستنویس کهن ترین نسخه شناخته شده و کامل از دیوان حافظ است و به شماره 5149 در کتابخانه نورعثمانیه (استانبول) نگهداری می شود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30269</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30269"/>
		<updated>2018-05-12T08:47:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ[12]: */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم، سرشت او را از می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30267</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30267"/>
		<updated>2018-05-12T08:15:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* باورهای مردم درباره حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله [[نیچه]]، [[آرتور کانن دویل]] و [[گارسیا لورکا]]. [[یوهانس برامس]] تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون [[ویکتور هوگو]]، [[ژان کازلی]]، [[تئوفیل گوتیه]]، [[آرمان رنو]]، [[تریستان کلینگسور]]، [[ماتیو دو نوآی]]، [[پرنس بی بسکو]]، و [[آندره ژید]] با الهام از اشعار و اندیشه‌های حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند.فرانسویان نیز همچون مردم ایتالیا، اولین بار نام حافظ را از جهانگردان کشور خود شنیدند. در واقع اگر [[پیترو دلاواله]] (1652-1586م)، جهانگرد مشهور رمی، مردم ایتالیا، و حتی مردم اروپا را اول‌بار با نام حافظ آشنا کرد، جهانگردانی همچون [[تاورنیه]] (1606- 1689 م) و [[ژان شاردن]] (1643 – 1713 م) نیز آوازۀ حافظ را به فرانسه رساندند. تاورنیه در خلال سال‌های 1632 تا 1668 نُه بار از ایران دیدن کرد و در هر سفر مدتی در اصفهان اقامت گزید. او از شیراز نیز بازدید و در توصیف آن شهر از حافظ و آرامگاه او یاد می‌کند. به‌گفتۀ تاورنیه حافظ محبوب‌ترین شاعر ایران است و یک کتاب عرفانی به شعر دارد.یکی دیگر از بزرگان ادب فرانسه که از همان آغاز جوانی با شعر حافظ آشنا شده بود، ویکتور هوگو، رهبر رمانتیک‌های فرانسه بود. هوگو در 1822م یکی از اشعار حافظ (حال دل با تو گفتنم هوس است / سخن دل شنفتنم هوس است) را در صدر قصائد و غزلیات (odes et ballades) خود درج کرد و در همان کتاب حافظ را «شاعر دل‌ها» نامید. لازم به ذکر است که هوگو از طریق دیوان گوته به شعر حافظ راه برد و از آن متأثر شده بود، چه اینکه ده سال پس از انتشار دیوان گوته، هوگو نیز شرقیات (Les orientales) را به‌چاپ رساند. هوگو که به‌خاطر علاقۀ فراوان به حافظ آرزو می‌کرد در شیراز چشم به جهان می‌گشود، در سرایش داستان‌های شرقیات از حافظ و دیوان او تأثیر بسیار زیادی گرفت. یکی از این نمونه‌های تأثیر، غزل معروف حافظ بود که در آن خواجۀ شیراز دو شهر سمرقند و بخارا را به « خال هندوی» یار می‌بخشد:&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات-حکمت و معرفت- [http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1745:1396-12-08-09-12-29&amp;amp;catid=102:mag-11&amp;amp;Itemid=116 تأثیر حافظ بر شاعران فرانسه(نوشته سمیرا امینی‌فر)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر می‌داشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30266</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30266"/>
		<updated>2018-05-12T07:56:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نظر مستشرقین درباره حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفأل به دیوان حافظ در طول تاریخ از مرزهای ایران هم گذشته و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30265</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30265"/>
		<updated>2018-05-12T07:45:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از غزلیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قناری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30264</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30264"/>
		<updated>2018-05-12T07:35:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[پرونده:Canary&amp;amp;Fal-e-Hafez22.jpg|جایگزین=فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.|بندانگشتی|فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.]]در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Canary%26Fal-e-Hafez22.jpg&amp;diff=30263</id>
		<title>پرونده:Canary&amp;Fal-e-Hafez22.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Canary%26Fal-e-Hafez22.jpg&amp;diff=30263"/>
		<updated>2018-05-12T07:35:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فال حافظ بوسیله قناری،در برگه‌ای یک غزل از حافظ به‌همراه تفسیر آن را قنا ری بر می‌دارد و به مشتری می دهد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30229</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30229"/>
		<updated>2018-05-10T21:52:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* باورهای مردم درباره حافظ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیتشان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میکردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام می شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیر ماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30228</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30228"/>
		<updated>2018-05-10T21:43:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل)&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از ایهام در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30227</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30227"/>
		<updated>2018-05-10T21:38:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (&#039;&#039;&#039;عشقت رسد به فریاد ور خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخوانی در [[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;سایت درباره شعر - [http://www.nosokhan.com/library/Topic/07R4 شماره ٩٤: زان يار دلنوازم شکريست با شکايت]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30226</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30226"/>
		<updated>2018-05-10T21:27:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از غزلیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
در ایران کمتر خواننده ، نوازنده و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خانم مرضیه&#039;&#039;&#039;،موسیقی و پیانو: استاد شمس، شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=pcO_RYj8qIg خانم مرضیه - مرا عهدی‌ست باجانان  - آلبرت‌هالِ لندن] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|&lt;br /&gt;
|الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز می‌خانه&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;استادان بنان&#039;&#039;&#039;، محجوبی تجویدی، چهارگاه،شعر غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: &#039;&#039;&#039;خانم&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;ملوك ضرابي&#039;&#039;&#039;،  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه، شعر: غزل &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آواز: &#039;&#039;&#039;محمدرضا شجریان&#039;&#039;&#039;، گلهای تازه شماره ۱۵۸، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30225</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30225"/>
		<updated>2018-05-10T21:12:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
کمتر خواننده و نوازنه و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته باشد و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|حسبِ‌حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|محرمی کو؟ ــ که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواننده: ملوك ضرابي  سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه   شعر: غزل حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=xvOWkvPRXUI خواننده: ملوك ضرابي سازنده: استاد مهرتاش در دستگاه چهارگاه شعر: غزل حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه خوش صید دلم کردی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنازم چشم مستت را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که کس مرغان وحشی را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این خوش تر نمی گیرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گلهای تازه شماره ۱۵۸: آواز: محمدرضا شجریان، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: حافظ شیرازی&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30224</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30224"/>
		<updated>2018-05-10T20:49:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور ترین شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت(&#039;&#039;&#039;شیخم به طنز گفت حرامست، می مخور . . . گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم&#039;&#039;&#039;). وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
کمتر خواننده و نوازنه و موسیقی دانی یافت می شود که از شعر حافظ بهره نجسته باشد و الهامبخشش نبوده باشد، در موسیقی اصیل ایرانی [[غلامحسین بنان|استاد بنان]] و  [[محمد رضا شجریان]] غزلیات متعددی از حافظ را در دستگاه [[موسیقی اصیل ایرانی]] اجرا کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube - [https://www.youtube.com/watch?v=5_m0zNykBUs استادان بنان، محجوبی تجویدی، چهارگاه، حسب حالی‌ ننوشتیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گلهای تازه شماره ۱۵۸: آواز: محمدرضا شجریان، سنتور: فرامرز پایور، کمانچه: رحمت‌ا... بدیعی؛ شعر: حافظ شیرازی&amp;lt;ref&amp;gt;YouTube -  [https://www.youtube.com/watch?v=i4e3vxAqchs از زیباترین آوازهای شور شجریان: گلهای تازهٔ۱۵۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که نهانت نظری با ما بود&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|یاد باد آن‌که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت&lt;br /&gt;
|&lt;br /&gt;
|مُعجِزِ عیسویت در لب شکّرخا بود&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30223</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30223"/>
		<updated>2018-05-10T20:10:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور تریت شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و در خفا انجام می یافت. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند و در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد اما تا ۶۵ سال مقبره ای بر مزارش ساخته نشد تا آنکه شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در سالیان بعد به شکل کنونی ([[حافظیه]])&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، [[ابهام]] ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;[[سمبولیزم]]&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در گستردکیِ معانی غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اشعار حافظ نمیتوان دریافت که ضمیر و شخصیت وی بطور قطع چه بوده است،بعضی حافظ را عارفی وارسته می‌نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می‌پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می‌کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته‌اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی‌آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد.تفسیر شراب و شاهد و ساقی در شعر حافظ در ظیفی وسیع در بین ادبا و محققین بیان شده برخی آنرا تماماً مجازی و استعاری دانسته و در سر دیگرطیف آنها را نه مجازی بلکه تماماً حقیقی گرفته اند . به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت‌های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست. . .&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهش های ادبی عرفان(دانشگاه اصفهان) - [http://jpll.ui.ac.ir/article_16425.html لایه‌های پنهان ضمیر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30219</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30219"/>
		<updated>2018-05-10T18:59:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از غزلیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور تریت شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و درخفا انجام می یافت. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، ابهام ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;سمبولیزم&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در معانی باز غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&amp;lt;ref&amp;gt;یادداشت های یک نقطه - [http://www.dil.blogfa.com/post-49.aspx حکایت حافظ و بوسه های خاتون!]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30218</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30218"/>
		<updated>2018-05-10T18:54:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* نمونه هایی از غزلیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور تریت شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و درخفا انجام می یافت. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، ابهام ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;سمبولیزم&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در معانی باز غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
* در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها  ویا از فال های در دست فالگیر یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال ۸۵۶ ه. ق. مصادف با ۱۴۵۲ م. شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg|جایگزین=حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز|بندانگشتی|حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران در شهر شیراز]]&lt;br /&gt;
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس کبیر و دیگر بار، ۳۵۰ سال پس از وفات حافظ، به دستور نادرشاه افشار &#039;&#039;&#039;مرمت&#039;&#039;&#039; شد. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. دو غزل از حافظ به خط حاج آقاسی بیگ افشار بر آن نوشته شده که مطلع آن دو غزل چنین است: &amp;lt;ref&amp;gt;سایت چیدانه - [https://www.chidaneh.com/ideabooks/decoration/decorating-styles/iranian-islamic-spaces/34782 مقبره حافظ، اثری ماندگار از آندره گدار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم    طایر قدسم و از دام جهان برخیزم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش      پیوسته در حمایت لطف الله باش&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از عمارتی که کریم خان زند بر مقبره حافظ ساخت در طول ۱۶۰ سال، تعمیرات متعددی به وسیله اشخاص خیرخواه انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۱۵ به کوشش شادروان علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری روزگار کریم خان زند و یادمان های &#039;&#039;&#039;حافظیه&#039;&#039;&#039;، توسط &#039;&#039;&#039;آندره گدار&#039;&#039;&#039; فرانسوی طراحی و به اجرا در آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C%D9%87_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%BA%D8%B2%D9%84%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30217</id>
		<title>پرونده:حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C%D9%87_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%BA%D8%B2%D9%84%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30217"/>
		<updated>2018-05-10T18:53:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حافظیه مزار حافظ شیرازی غزلسرای نامی ایران&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30216</id>
		<title>حافظ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&amp;diff=30216"/>
		<updated>2018-05-10T18:35:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: /* حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد، حافظ شیرازی&#039;&#039;&#039; (متولد ح. ۷۲۷ (قمری) – وفات ۷۹۲ (قمری))نام پدرش بها الدین محمد اهل اصفهان که برای گریز از حمله مغول به شیراز مهاجرت کرده بود ولی از خانواده و اجداد او خبر چندانی در دست نیست. خواجه شمس‌الدین محمد تا سن بیست سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت و بطور خاص قرآن را به‌طور کامل از بر داشت و بر اساس یکی از ابیاتش قرآن را با ۱۴ روایت از بَر می‌خواند (عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در &#039;&#039;&#039;[[چارده روایت]]&#039;&#039;&#039;)&amp;lt;ref&amp;gt;گنجور - [http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh94/ غزل شماره ۹۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی علت مبهم ماندن جزئیات زندگی مشهور تریت شاعر ایران را در مخالفت حافظ با دین رایج آنزمان و تکفیر متقابل وی از سوی علما و فضلای هم‌عصرش میدانند به نحوی که یافتن نسخه های اشعار حافظ نزد طلاب و هوادارانش جرم محسوب می‌شد و درخفا انجام می یافت. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.مریدان حافظ غزلیاتش را از بر می‌کردند و در فرصت مناسب و اَمن مجدداً به رشته تحریر در می‌آوردند در سراسر دنیا انتشار می‌یافت که یکی از دلایل تفاوت‌ها و اختلاف در متن غزلیات و نسخه‌های خطی قدیمی است. بر همین سیاق بنا به روایاتی پس از مرگ حافظ نیز متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بیتوته - [http://www.beytoote.com/scientific/scientist/hafezeshirazi.html زندگینامه حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;. از علت و نحوه درگذشت حافظ نیز خبری باقی نمانده.زندگی حافظ از تولد تا مرگ در پرده ای از ابهام قرار دارد در نهایت گویا در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تخلصش حافظ و ملقب به لسان الغیب، شمس‌‏الدین، لسان العرفا، ناظم الاولیا، خواجه عرفان، خواجه شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحَقایق، تَرجمانُ الاسرار، مَجذوبِ سالک، تَرجمانُ اللسان. همچنین خود حافظ القابی را در اشعارش بکار برده : {نکته دانی بذله گو چون &#039;&#039;&#039;حافظ شیرین&#039;&#039;&#039; سخن} . . .{دلم از پرده بشد &#039;&#039;&#039;حافظ خوشگوی&#039;&#039;&#039; کجاست؟} . . .{&#039;&#039;&#039;حافظ خوش‏کلام&#039;&#039;&#039; شد &#039;&#039;&#039;مرغ سخن سرای&#039;&#039;&#039; تو} . . .اما آشنا ترین لقب &#039;&#039;&#039;خواجه شمس‌الدین محمد&#039;&#039;&#039;  بدلیل حفظ &#039;&#039;&#039;قران&#039;&#039;&#039; همانا &#039;&#039;&#039;حافظ&#039;&#039;&#039;  است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ آمیزه ای از غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی است. با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده است، نوآوری اصلی به سبب تک بیت های درخشان، مستقل، وخوش مضمون فراوانی ست که ایجاد کرده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند (صفحهٔ 34 حافظ نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;file4 - [http://file4.qoup.ir/file4/26762/html مقاله خواجه محمد حافظ شیرازی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک شعر حافظ(سمبولیزم) ==&lt;br /&gt;
غزلیات حافظ سرشار از زیبایی هایی است که از رمزها ، کنایه ها، ابهام ها و ایهام های مختلفی حاصل شده و به زبان امروزی سبک شعر حافظ نوعی &#039;&#039;&#039;سمبولیزم&#039;&#039;&#039; است. و بهمین دلیل خواننده شعر حافظ  با گستره وسیعی از معانی متنوع، متفاوت و حتی متصاد و متناقضی ار هر بیت شعر حافظ مواجه است و بنا به عقاید و سلیقه هرکس قابل تعبیر و تفسیر است و همه را جذب خودش می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;سمد PDF - [http://passthrough.fw-notify.net/download/753900/http://www.ensani.ir/storage/Files/20171002141829-10124-66.pdf نامه های تاریخی در غزلیات حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین سیالیت و پویایی در معانی باز غزلیات حافظ باعث تازگی و طراوت همیشگی و ماورای زمان آنها شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظر مستشرقین درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ توسط بسیاری از صاحب نظران از کشورهای مختلف به عنوان یکی از هفت اعجوبه ادبی جهان شناخته می‌شود. [[رالف والدو امرسون]] و [[جان ولفگانگ گوته]] از این زمره هستند. امرسون بود که در مدح حافظ گفت که &amp;quot;حافظ شاعریست برای شاعران&amp;quot;​.​ گوته و امرسون هردو اشعار حافظ را ترجمه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوته پس از مطالعه عمیقی که درمورد حافظ داشت به سادگی و صراحت اقرار کرد که &amp;quot;حافظ بی همتاست و هیچ‌یک از ترجمه‌های شعر حافظ نیاز مرا براورده نمی‌کرد&amp;quot; از کوته نقل شده که «انگیزه اصلی من برای یادگیری زبان فارسی آن بود که شعر حافظ را به زبان اصلیش بخوانم تا آنرا بطور عمیق درک کنم». حافظ در طول تاریخ مورد تمجید و تحسین انواع و اقسام افراد سرشناس قرار گرفته است​. از جمله نیچه، آرتور کانن دویل و گارسیا لورکا. یوهانس برامس تا حدی تحت تأثیر اشعار حافظ قرار گرفته بود که از آنها در شماری از ترکیب بندی هایش استفاده کرد. ​و گویا [[ملکه ویکتوریا]] هم در مواقع احتیاج [[فال حافظ]] میگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;راز حافظ - [http://www.razehafez.com/ راز حافظ، فال حافظ برای زندگی بهتر]&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافظ از دیدگاه استادان ادبیات فارسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سالروز (یادواره)حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه دیوان حافظ به زبانهای دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسخه های دستنویس قدیمی دیوان حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایهام در شعر حافظ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ایهام(یا توریه و تخییل) ===&lt;br /&gt;
بیش‌تر ادیبان و نقادان ایهام را بدیع ترین و شیرین ترین شیوه شاعری دانسته اند ایهام(داشتن دو یا چند معنا برای یک لفظ)، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای«پوشاندن»است،در کتب بلاغی از ایهام، به توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه نیز نام برده شده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه زیبایی شناسی ادبی - [http://za.iau-arak.ac.ir/article_525501.html سیر تحول«ایهام» در کتاب‌هایبلاغت فارسی . . .احمدی بیدگلی؛ محمدرضا قاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;.رشیدالدین وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;رشیدالدین وطواط ایهام را به گمان افکندن می‌خواند وآنرا به صنعت تخیل نیز توصیف میکند&amp;lt;ref&amp;gt;سند Pdf - [http://dehkhoda.kiau.ac.ir/article_524367_c06e10570744e8668bb8aa43c6574ad4.pdf ایهام ترادف ویژگی سبکی منحصر به فرد حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشعار دیوان خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی چنان سرشار از صنعت ایهام است که اغلب «ایهام در ادبیات فارسی» را با «ایهام در شعر حافظ» یکی می‌گیرند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انواع ایهام ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام را بطور کلی به سه نوع: ایهام تناسب، ایهام تداعی و ایهام تضاد تقسیم میکنند و به طور جزیی‌تر&lt;br /&gt;
# ایهام تام&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب&lt;br /&gt;
# ایهام تناسب تامیحی&lt;br /&gt;
# ایهام تضاد(طباق)&lt;br /&gt;
# ایهام تبادر&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مجرده)&lt;br /&gt;
# ایهام ترجمه&lt;br /&gt;
# ایهام گونه یا شبه ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام در ایهام&lt;br /&gt;
# ایهام پارادکس&lt;br /&gt;
# ایهام توکید&lt;br /&gt;
# ایهام عکس&lt;br /&gt;
# ایهام مبیّنه&lt;br /&gt;
# ایهام مجرد(مُجرّده)&lt;br /&gt;
# ایهام مرشح(مُرشّحه)&lt;br /&gt;
# ایهام مُوَشّح&lt;br /&gt;
# ایهام مهیا&lt;br /&gt;
# ایهام وصل&lt;br /&gt;
. . . وانواع دیگران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه هایی از &amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; در شعر حافظ&amp;lt;ref&amp;gt;سند pdf - [https://journals.ut.ac.ir/article_35932_3f98ded6858727f783424c40b37250d0.pdf بررسی و مقایسه ایهام و گونه های آن در اشعار خاقانی و حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt;: ===&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تضاد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوش دیدم که ملایک در می‌خانه زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گِل آدم بسرشتند و به &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; زدند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه &#039;&#039;&#039;پیمانه&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای پیاله می قابل تفسیر است یعنی از روز ازل و آفرینش آدم سرشت او از با می و مستی زده بودند و &#039;&#039;&#039;هم&#039;&#039;&#039; به معنای قالب زدن گِل آدم با زهد وتقوا توسط ملایکه که دو طرز تفکر &#039;&#039;&#039;متصاد&#039;&#039;&#039; را راضی میکند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039;: . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی به وصل تو چون شمع یافت &#039;&#039;&#039;پروانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که زیر تیغ تو هر دم سر دگــــــــــــــر دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«پروانه»&#039;&#039;&#039; به معنای اجازه است اما با شمع &#039;&#039;&#039;تناسب&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
......................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;مرشحه&#039;&#039;&#039;(پرورش دهنده معنی دورِ غیر مورد نظر از معنی نزدیک)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمند ِ صید ِ بهرامی بیفکن، جام جم بردار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام با کلمه «گور»که هم معنای دور &#039;&#039;&#039;قبر&#039;&#039;&#039; و هم به معنای نزدیک &#039;&#039;&#039;«گورخر»&#039;&#039;&#039; دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایهام &#039;&#039;&#039;کنایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چنگ خمیده&#039;&#039;&#039; قامت می‌خواندت به عشرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشنو که پند &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; هیچت زیان ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصرع دوم خودش یک ضربالمثل مشهور است اما در این مصرع واژه &#039;&#039;&#039;پیران&#039;&#039;&#039; به استعاره‌ی خمیده بودن چنگ به‌سان افراد پیر هم اشاره (&#039;&#039;&#039;کنایه&#039;&#039;&#039;)دارد&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان فرهنگی ۱۳۸۵ - [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/20035/33/text ایهام در شعر حافظ]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  حافظ در فرهنگ ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== باورهای مردم درباره حافظ ==&lt;br /&gt;
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و… با کتاب حافظ [[فال]] می گیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می گیرد ابتدا نیت می کند، یعنی در دل آرزویی می کند. سپس به طور تصادفی صفحه ای را از کتاب حافظ می گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می کند. سپس می کوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته می شود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیت ها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می خوانند و سپس کتاب حافظ را می بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می گشایند و فال خود را می خوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی رمزگونه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیت های متفاوت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آداب ورسوم در  هنگام گرفتن فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داشتن طهارت و تمرکز و جدیت روی نیت و سوال مشخص از حضرت حافظ شرط اولیه قبل از تفأل است.بعضی حافظ را برای این فال به شاخ نباتش سوگند میدهند، دراین میان مسلمان‌ها ابتدا صلوات می‌فرستند و سپس حمد و سوره ای را می‌خوانند و چشمها را بسته و نیت شان را در دل طرح میکنند دراین نقطه دیوان حافظ را می گشایند(یا خودشان و یا فرد مورداعتماد و مسلط به خواندن و تفسیر شعر حافظ)در پایان غزل بدست آمده را بلند خوانده و به تفسیر فال دل می سپارند.بعضاً در صورت اجابت درخواست، اگر نذری کرده بودند را ادا میگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه تفأل به دیوان حافظ به صورت آن‌لاین هم بوجود آمده و با اداب مشابه گذشته انجام کی شود&amp;lt;ref&amp;gt;مشاوره فال آن‌لاین- [http://www.funads.ir/%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8 فال حافظ صوتی با تفسیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فال حافظ با قناری.jpg|جایگزین=گرفتن فال حافظ با قناری در ایراه قدیم|بندانگشتی|گرفتن فال حافظ با قناری در ایران قدیم]]&lt;br /&gt;
در گردشگاه ها نیز تفأل به حافظ بدین شکل رسم بود که فال‌گیر یک قفس که در آن قناری یا قناری هایی قرار داشت و در کنار قفس تعدادی از غزلیات حافظ همراه با تعبیر و تفسیر آن تعبیه شده بود، فال گیر برای درخواست کننده در مقابل اجرتش به قناری اشاره میکرد و قناری از سبد فال ها یکی را بر میداشت و تحویل خریدار می‌داد . . .   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستانهایی بر اساس فال حافظ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از  مریدان حافظ با لباس زردوزی شده از آرامگاه حافظ می‌گذشت.از دیوان حافظ &#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت.این بیت آمد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرمست در قبای زرافشان چو بگذری    یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید از این بیت حیرت کرد و گفت : به چشم ,دوبوسه هم بخواهی تقدیم خواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال بعد که از آرامگاه حافظ می‌گذشت با خود گفت:&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; دیگر بگیریم ببینیم چه میگوید.دیوان را که باز کرد این بیت را خواند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم     وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرید ازاین شعر متحیرماند و گفت: سه بوسه هم بخواهی نثار تو خواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال سوم که گذرش به شیراز و بر سر آرامگاه حافظ افتاد,&#039;&#039;&#039;فالی&#039;&#039;&#039; گرفت و این شعر آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه ی من     اگر ادا نکنی وام دار من باشی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اینجا بود که آن مرید خود را به روی سنگ آرامگاه انداخت, آن را در آغوش گرفت و اشک‌ریزان ,بوسه باران کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه هایی از غزلیات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غزلیات حافظ در آواز و موسیقی اصیل ایرانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حافطیه (مزار لسان الغیب حافظ شیرازی) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه . . . که زیارت گه رندان جهان خواهد بود (حافظ)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%A7%D9%84_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%A8%D8%A7_%D9%82%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=30215</id>
		<title>پرونده:فال حافظ با قناری.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%A7%D9%84_%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8_%D8%A8%D8%A7_%D9%82%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=30215"/>
		<updated>2018-05-10T18:34:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Hampiman: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;گرفتن فال حافظ توسط قناری در گردشگاه های ایران قدیم&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Hampiman</name></author>
	</entry>
</feed>