<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Saiid</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Saiid"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Saiid"/>
	<updated>2026-04-14T01:37:34Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C&amp;diff=67501</id>
		<title>سیدحسین فاطمی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C&amp;diff=67501"/>
		<updated>2023-11-09T18:48:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = &lt;br /&gt;
| تصویر            = دکتر حسین فاطمی ۴.JPG&lt;br /&gt;
| شرح تصویر        = &lt;br /&gt;
| نام کامل         = حسین فاطمی&lt;br /&gt;
| معروف به         = دکتر حسین فاطمی&lt;br /&gt;
| نام مستعار       = &lt;br /&gt;
| زادروز           = ۲۱ بهمن ۱۲۹۶&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = نایین&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۱۹ آبان ۱۳۳۳ (۳۶ سال)&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          =تهران &lt;br /&gt;
| کشور مرگ         =ایران &lt;br /&gt;
| نام همسر         = &lt;br /&gt;
| فرزندان          = &lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           = &lt;br /&gt;
| دین              = &lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = [[جبهه ملی ایران]]&lt;br /&gt;
| سمت              = وزیر امور خارجه - سخنگوی دولت&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = &lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = [[ملی کردن نفت]]&lt;br /&gt;
| قبل از           = &lt;br /&gt;
| بعد از           = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = &lt;br /&gt;
| امضا             = &lt;br /&gt;
| زیرنویس          = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سیدحسین فاطمی&#039;&#039;&#039; (متولد ۲۱ بهمن ۱۲۹۶خورشیدی در نایین - تیرباران ۱۹ آبان ۱۳۳۳ در تهران) وزیر خارجه دولت دکتر [[محمد مصدق]] از سال ۱۳۳۱ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از دولتمردان همراه مصدق بود. وی همچنین روزنامه‌نگار و طرفدار حقوق برابر زنان و مردان و پیشنهاددهنده [[ملی شدن صنعت نفت|ملی شدن صنعت نفت ایران]] بود. او پس از  انتصاب به وزارت خارجه ابتدا سفارت‌خانه انگلیس را تعطیل و روابط دیپلماتیک با این کشور را به حالت تعلیق درآورد؛ و در طول ۹ ماه دوره وزارت خود دخالت‌های دربار در روابط خارجی ایران را کاهش داد و ۸۵ نفر از کارمندان وزارت امور خارجه که متعلق به خانواده‌های اشراف قدیم بودند را اخراج کرد. در دوران فاطمی همچنین اساسنامه جدیدی برای وزارت امور خارجه نوشته شد و با راه‌اندازی کنفرانس‌های منطقه‌ای با حضور سفیران ایران در سایر کشورها به منظور ارزیابی سیاست خارجی و موقعیت جهانی ایران، تحولی بزرگی در جهت‌گیری‌های دیپلماتیک کشور صورت گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر حسین فاطمی یک‌بار از ترور توسط محمد مهدی عبدخدایی از جمعیت [[فداییان اسلام]] جان به در برد؛ و در مقطعی به تلاش برای اعلام جمهوری در کشور پرداخت اما با شکل‌گیری [[کودتای ۲۸ مرداد]] و سرنگونی دولت مصدق او نیز تحت تعقیب قرار گرفت و پس از چندین ماه زندگی در خفا در نهایت وی در ۶ اسفند ۱۳۳۲ دستگیر شد. درحین دادرسی نیز شعبان جعفری مشهور به [[شعبان جعفری|شعبان بی مخ]] و همراهانش با چاقو به وی هجوم آوردند و او و خواهرش را مجروح کردند. سرانجام در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ در حالی که در تب می‌سوخت به جوخه اعدام سپرده شد. حکم اعدام او پیش از دستگیری و محاکمه صادر شده بود، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه پهلوی]] یک روز پس از بازگشت از فرارش به رم، در گفتگویی با کرمیت روزوِلت، عامل اصلی کودتای ۲۸مرداد، گفته بود: «حسین فاطمی هنوز پیدا نشده ولی به زودی خواهد شد. او بیش از همه توهین و ناسزاگویی کرد… وقتی دستگیر شود، اعدام خواهد شد»&amp;lt;ref&amp;gt;«مصدق و نهضت ملی در کشاکش چپ و راست»، فُؤاد روحانی&amp;lt;/ref&amp;gt; حسین فاطمی تنها کسی بود که بعد از کودتای ۲۸مرداد، به اعدام محکوم شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خانواده و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
دکتر حسین فاطمی درسال ۱۲۹۶ در خانواده‌ای مذهبی در نایین بدنیا آمد. به روایت دیگر تاریخ تولدش ۱۲ مهر ۱۲۹۸ ذکرشده است. پدرش سید علی محمد فاطمی ملقب به سیف‌العلماء از علمای طراز اول نایین؛ و مادرش سیده طوبی دختر حجت‌الاسلام خادم‌العلوم بود. برادرانش سیف پور، نصرالله و معصومی نام داشتند. در بین خانواده حسین در همه عرصه‌ها یک استثنا بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/365071/دو-نکته-کمتر-گفته-شده-درباره-دکتر-فاطمی دو نکته کمتر گفته شده درباره دکتر فاطمی] - عصر ایران&amp;lt;/ref&amp;gt;در سال ۱۳۱۶، پس از پایان تحصیلات دبیرستانی، روانه تهران شد. از نخستین روزهای ورود، سردبیری و مدیریت داخلی روزنامه «[[روزنامه ستاره|ستاره]]» را، که مدیر مسئولش احمد ملکی بود، به عهده گرفت و چند سالی با این روزنامه همکاری داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سردبیری روزنامه باختر ==&lt;br /&gt;
پس از سوم شهریور ۱۳۲۰ و به وجودآمدن فضای مساعد برای فعالیت سیاسی، سردبیر روزنامه باختر شد. سرمقاله‌های او در این روزنامه در مدت کوتاهی نام او را بر سر زبان‌ها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره نخست وزیری دولت وقت علی سهیلی، برای اِعمال نفوذ هرچه بیشتر در انتخابات مجلس چهاردهم، لایحه تحدید مطبوعات را به مجلس سیزدهم -که آخرین روزهای عمر خود را می‌گذراند- برد و فشار بر مطبوعات را آغاز کرد، فاطمی در سرمقاله ۱۶خرداد ۱۳۲۱ روزنامه باختر، زیر عنوان «مبارزه باید کرد»، خطاب به دولت سهیلی نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملت ایران تمام حسابش با شماست که موجِد بدبختی دیروز و مسببِ هرج و مرج امروز و پدیدآورنده فساد و تباهی هستید. ما روزهای اول مبارزه را طی می‌کنیم، زحمت و مرارت بسیار را در پیش داریم ولی بدون تردید، سرانجام موفقیت با ماست».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/pages/inpicdetails.aspx?imgid=4503 دکتر حسین فاطمی، آموزگار وفا و پایمردی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روز ۲۱خرداد، وقتی سهیلی در مجلس مسئله توقیف روزنامه مرد امروز و دستگیری مدیر آن، محمد مسعود، هم‌کار و هم‌رزم و دوست بسیار صمیمی فاطمی را به میان کشید و از سانسور مطبوعات دفاع کرد، فاطمی در همان روز در سرمقاله باختر او را «عنصر ارتجاعی و مستبد» خواند و ابراز انزجار خود را نسبت به وی اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:یا مرگ یا آزادی حسین فاطمی.jpg|جایگزین=یامرگ یاآزادی - روزنامه باختر|بندانگشتی|روزنامه باختر - دکتر حسین فاطمی]]&lt;br /&gt;
فردای آن روز نیز در سرمقاله «دزدها هنوز هم مال مردم را می‌برند»، نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«آن‌هایی که بر ضد مطبوعات رَجَز می‌خوانند… و تقاضای تعقیب و توقیف جراید را می‌کنند… اطمینان قطعی داشته باشند که دیر یا زود جواب زبان درازی خود را خواهند شنید… ما تا دقیقه آخر مبارزه می‌کنیم… و با مشت، جواب توپِ پنبه‌یی ابلهان را می‌دهیم».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.hambastegimeli.com/صفحات-ويژه/طبله-عطار/71956-دکتر-حسین-فاطمی دکتر حسین فاطمی] - همبستگی ملی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;او در سرمقاله ۲۵خرداد ۱۳۲۲، سهیلی را «وجود آلوده و ناپاکی» نامید که می‌خواهد برای پنهان کردن فضایح خویش اصل مسلم قانون اساسی را پایمال کند و گفت که باید مغز او را با مشت قانون کوبید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای آن روز تندترین سرمقاله فاطمی علیه دولت وقت، با عنوان «این دو راهی است که امروز ملت ایران باید انتخاب کند: یا مرگ یا زندگی» به چاپ رسید. او خطاب به «دولت بی‌کفایت سهیلی» نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شما دزدها که از روزنامه می‌ترسید، بدانید با تصویب این لایحه یک انقلاب خونین در ایران ایجاد خواهد شد و دنباله این انقلاب سر شماها را بالای تیرهای برق به جای دار تحویل خواهیم داد!».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این شماره روزنامه باختر چنان مورد استقبال مردم قرار گرفت که چندبار محرمانه تجدید چاپ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام مبارزات قلمی دکتر فاطمی و یار هم‌دردش محمد مسعود و همراهی اقلیت مجلس با آنها، باعث شد که لایحه تحدید مطبوعات به تصویب مجلس نرسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتشار روزنامه باختر تا تابستان ۱۳۲۴، که فاطمی برای گذراندن دوره دکترا روانه پاریس شد، ادامه یافت و پس از سفر او به فرانسه تعطیل گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انتشار باختر امروز ==&lt;br /&gt;
وقتی دکتر فاطمی، پس از گذراندن دوره دکترا، در شهریور ۱۳۲۷ به ایران برگشت، امتیاز روزنامه «باختر امروز» را گرفت.&lt;br /&gt;
[[پرونده:روزنامه باختر امروز.jpg|جایگزین=باختر امروز|بندانگشتی|روزنامه باختر امروز]]&lt;br /&gt;
نخستین شماره باختر امروز در ۸ مرداد ۱۳۲۸ منتشر شد. فاطمی در سرمقاله آن، این روزنامه را ادامه‌دهنده راه باختر معرفی کرد و نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«روزنامه آن روز ـ سال۱۳۲۴ـ سخت سرگرم مبارزه بود… تنها و یکه، در زیر چکمه ارتش بیگانه که ایران را هنوز زیر اشغال خود داشت، فریاد می‌زد… و با یک رشادت و تهوری که به جنون و خودکشی شبیه بود… دینی را که به ملت و مردم داشت، ادا می‌کرد… باختر امروز با همان تهور دیروزِ باختر… از مصالح علف‌خورها، پابرهنه‌ها و گرسنه‌ها… دفاع خواهد کرد… شعار ما این است: یا مرگ یا آزادی».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;باختر امروز تا ۴شماره منتشر شد، ولی دولت ساعد نتوانست آن را تحمل کند و روزنامه را توقیف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از توقیف باختر امروز، فاطمی همان راه را در روزنامه سرگذشت، که صاحب امتیاز آن یکی از بستگانش بود، ادامه داد. در سرمقاله‌های این روزنامه در ۱۲مرداد ۱۳۲۸ ـ باید به آقای ساعد نازشست داد ـ و ۱۳مرداد ـ برای اصلاح ایران باید قربانی داد ـ به شدت به دولت ساعد تاخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی از ۱۵مرداد ۲۸ باردیگر روزنامه باختر را منتشر کرد و در سرمقاله همان روز آن نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«معنی چهل سال مشروطیت این بود که ما در خانه خودمان جرات نفس کشیدن نداریم و هر وقت صدایی بلند کنیم، با تُخماقِ (= کُلوخکوب) حکومت مغزمان متلاشی می‌شود!».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در سرمقاله ۲۶مرداد باختر، که باعث توقیف آن شد، دکتر فاطمی نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«طبقه زمامدار ایران از قلم پاک، که به خدمت نامشروع او کمر نمی‌بندد و جیره خوار او نمی‌شود، وحشت دارد… در این قبرستان کسی حق زندگی دارد که با کفن دزدها شریک باشد، استخوان مرده‌ها را بسوزاند… و با لاشخورها دَمخور بشود».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر فاطمی از ۱۲شهریور ۲۸, دوباره روزنامه باختر امروز را منتشر کرد که باز هم رنگ تند سیاسی و انتقادی داشت. سرمقاله‌ها را باز هم خود دکتر فاطمی می‌نوشت. چند نمونه از عنوان‌های این سرمقاله‌ها:&lt;br /&gt;
* فقط زور و پول به این جهنم حکومت می‌کند (۱۲شهریور)&lt;br /&gt;
* در راه آزادی باید از جان گذشت (۱۳شهریور)&lt;br /&gt;
* تا کجا این بیدادگری را ادامه میدهند؟ (۱۴شهریور)&lt;br /&gt;
* [[پرونده:دکتر حسین فاطمی ۱.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تصویری از دوران جوانی دکتر فاطمی&#039;&#039;&#039;]]قانون در ایران بازیچة زورمند است (۱۵شهریور)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== همراهی با مصدق ==&lt;br /&gt;
در ۱۲مهر ۱۳۲۸، فاطمی در سرمقاله «این انتخابات رسوا مردم را به ستوه آورده‌است»، به انتخابات فرمایشیِ دوره شانزدهم مجلس، که زیر کنترل و فشار دربار برگزار شده بود، به شدت انتقاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشتراک در افشای ماهیت این انتخابات، نقطه پیوند [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] و دکتر فاطمی شد که تا پایان زندگیِ آن دو ادامه یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر مصدق در این باره نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در انتخابات دوره شانزدهم تقنینیه، که باز دولت در همه جا دخالت می‌نمود، شادروان دکتر حسین فاطمی با من مذاکره نمود که برای آزادی انتخابات فکری بکنیم و… من روی این اصل که آزادی انتخابات برای مملکت امری است حیاتی، وارد مبارزه شدم و چون احزاب و تشکیلات مؤثری نبود که از آنها استعانت کنم، شادروان دکتر فاطمی با چند نفر از مدیران جرایدِ موافق با نظر ما مذاکره نمود، همگی موافقت نمودند که جرایدِ خود را در اختیار مردم بگذارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.goodreads.com/book/show/1521667._ خاطرات و تألمات دکتر مصدق] - چاپ دوم ص ۲۵۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر مصدق در ادامه مطلب از تحصن مدیران جراید و سپس چگونگی ایجاد جبهه ملی یاد می‌کند که پس از ترور هژیر، وزیر دربار و عامل اجرای انتخابات فرمایشی، و تبعید دکتر مصدق به ده احمدآباد، صورت پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تشکیل جبهه ملی ===&lt;br /&gt;
در جلسه‌ای که بنا به دعوت دکتر مصدق، در روز اول آبان ۱۳۲۸، از افرادی که در تحصن شرکت داشتند، در احمدآباد برگزارشد، بنا به پیشنهاد دکتر حسین فاطمی جبهه ملی به وجود آمد و دکتر فاطمی مسئولیت «کمیسیون تبلیغات» آن را به عهده گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;«تاریخچه جبهه ملی»، نوشته احمد ملکی، ص۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:دستخط مصدق و عکس فاطمی ملی شدن نفت.jpg|بندانگشتی|دست‌خط مصدق ـ پیشنهاد ملی شدن نفت توسط فاطمی]]&lt;br /&gt;
در روز ۷ آبان۲۸، دکتر مصدق انتخابات تهران را، به علت دخالت مأموران دولتی، باطل اعلام کرد. این انتخابات در روز ۱۹ آبان، به علت استقبال مردم از پیشنهاد مصدق، متوقف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تجدید انتخابات دوره شانزدهم مجلس، دکتر مصدق و دکتر فاطمی و چند تن دیگر از اعضای جبهه ملی به مجلس راه یافتند و مصدق در رأس کمیسیون نفتِ مجلس قرار گرفت و فعالیت خود را علیه [[شرکت نفت ایران و انگلیس]] ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین دوران بود که دکتر فاطمی پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت در سراسر ایران را داد و این پیشنهاد در یکی از نشست‌های جبهه ملی پذیرفته شد. دکتر مصدق در این باره نوشته است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور ابتکار شادروان دکتر حسین فاطمی است که چون کمیسیون نفت مجلس شورای ملی، پس از چند ماه مذاکره و مباحثه، نتوانست راجع به استیفای حق ملت از شرکت نفت انگلیس در ایران تصمیمی اتخاذ کند، دکتر فاطمی با من، که در رأس کمیسیون بودم، مذاکره نمود و گفت: با وضعی که در این مملکت وجود دارد استیفای حق ملت کاری است بسیار مشکل… همان‌طور که کشور انگلیس بعضی از صنایع خود را ملی کرده‌است… ایران هم نفت خود را در سراسر کشور ملی کند… با نظریات آن شادروان موافقت نمودم. اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده باید از آن کسی که اول این پیشنهاد را نموده سپاسگزاری گردد و آن کس شهید راه وطن، دکتر حسین فاطمی است که… در تمام مدت همکاری با اینجانب، حتی، یک ترکِ اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد»&amp;lt;ref&amp;gt;«زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر حسین فاطمی»، نوشته دکتر نصراللّه شیفته، خرداد ۱۳۶۴, مقدمه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== باختر امروز و جنبش ملی شدن نفت ===&lt;br /&gt;
روزنامه باختر امروز، هم‌زمان با اوج‌گیری جنبش برای ملی کردن صنعت نفت، مؤثرترین وسیله تبلیغ برای فعالیت‌های دکتر مصدق در مجلس بود. «شلاق‌های مؤثر و سوزانی که باختر امروز، هر روز عصر بر پیکر دیکتاتوری و دیکتاتورتراشان می‌نواخت، شور و هیجان بی‌سابقه یی در دل مردم ایران به پا کرده بود»&amp;lt;ref&amp;gt;باختر امروز، ۸ مرداد ۱۳۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمقاله روز ۲۸ آذر ۱۳۲۹ این روزنامه علیه شرکت نفت ایران و انگلیس، ضربه کوبندهیی بر دولت رزم‌آرا نواخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی در این سرمقاله نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;[[پرونده:دکتر حسین فاطمی.jpg|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;دکتر حسین فاطمی&#039;&#039;&#039;]]«جنگ نفت شدیدترین مراحل خود را طی می‌کند و ملت ایران در این نبرد، سرسختی و ایستادگی… نشان میدهد… تردید ندارم که پیروزی نهایی آز آنِ کسانی است که حق و حقیقت، مؤیدِ منطق و دلیل ایشان است و دزدانی که به لباس صاحب مال درآمده‌اند… رسوا و مفتضح… از این جنگ خارج خواهند شد… این درد فقر و پریشانی ما علاج پذیر نخواهد بود مگر آن که ریشه کمپانی سابق از بیخ و بن کنده شود و ایرانی پس از پنجاه سال، که صدها میلیون هستی و ذخایر او را سهام‌داران لندن‌نشین برهاند، سرنوشت خویش را در کف فرزندان وطن بسپارد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنچه رزم‌آرا، نخست وزیر وقت، را سراسیمه کرد و دستور توقیف روزنامه را داد، قسمت آخر سرمقاله بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... گلوله‌ای که به قلب ماهرپاشا نشست برای اولین بار جواب خیانت و فساد را در کشوری که قرن‌ها در معرض تهاجم کشورهای مختلف استعماری بوده، به مرگ و جزای مسلم و قطعی داد… تردید نیست که اگر هیئت حاکمه ایران راه تسلیم و اطاعت و نوکری را تغییر ندهد، ملت ما نیز همان رویه را در پیش خواهد گرفت که مصری‌ها پیموده و نتیجه گرفته‌اند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;فردای انتشار این سرمقاله (روز ۲۹ آذر۲۹) به دستور رزم‌آرا، شهربانی تهران، دکتر فاطمی را بازداشت و روزنامه باختر امروز را توقیف کرد. اما، فشار افکار عمومی باعث شد که این بازداشت و توقیف سه روز بیشتر دوام نیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی پس از آزادی، نظراتش را  با شدت بیشتری اعلام کرد و در نخستین سرمقاله روزنامه باختر امروز نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هنوز ایران آن قبرستانی نیست که شرکت نفت آرزو می‌کند… نفت ایران تعلق به جامعه ایرانی دارد… نباید اجازه داد که یک شرکت غاصب و غارتگر شیره جان برهنه‌ها و… علفخوارها را ببرد و برای ما نخست‌وزیر و رئیس و امیر درست کند. اگر این حرف را حکومت رزم‌آرا جرم می‌شمارد، من به تکرار این حقیقت مباهات می‌کنم. نه تنها با زندان و زجر و عذاب روحی ایمان خود را نخواهم شکست، بلکه، بالای چوبه دار هم این دفاع وجدانی را از یاد نخواهم برد… هیچ‌کس امروز قدرت ندارد حرفی غیر از ملی شدن صنعت نفت بر زبان بیاورد… رزم آرا، بخواهد یا نخواهد، باختر امروز از صدا نخواهد افتاد، زیرا این قلم فقط برای نجات ایران از چنگال هیئت غافل و منفعت‌پرست به حرکت آمده و تا خون در عروق من جاری است، جز این طریق راه دیگری نخواهم رفت».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دو ماه و نیم بعد، رزم‌آرا ترور شد. یک هفته پس از آن، قانون ملی شدن صنفت نفت به تصویب مجلس شورا و سپس سنا رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دولت مصدق ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مصدق و حسین فاطمی در شورای امنیت.jpg|بندانگشتی|مصدق و فاطمی در شورای امنیت]]&lt;br /&gt;
دکتر مصدق در روز ۱۱ اردیبهشت۱۳۳۰, به شرط خلعِ یَد از شرکت غاصب نفت، نخست‌وزیری را پذیرفت. دکتر فاطمی در ۲۰اردیبهشت، معاون سیاسی و پارلمانی او شد و تا ۲۶بهمن همان سال، که بر مزار محمد مسعود، مورد سوءقصد قرارگرفت، در همین پُست از مصدق و سیاست‌های او دفاع کرد و به عکس «قلم‌های مزدور و هرزه‌یی که تا دیروز در مدح تیمسار دادِ سخن می‌دادند و امروز درد وطن گرفته بودند و علیه مصدق می‌نوشتند»&amp;lt;ref&amp;gt;سرمقاله باختر امروز، ۸ مرداد ۱۳۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt; تا به آخر در کنار مصدق باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز دوم مهر ۱۳۳۰، دکتر مصدق دستور اخراج ۳۵۰ کارشناس انگلیسی را صادر کرد. چند روز بعد انگلیس، در اعتراض به این اقدام، به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرد. مصدق، فاطمی و چند تن دیگر از دولتمردان ایران، در روز ۱۴مهر عازم نیویورک شدند تا در جلسه رسیدگی به این شکایت، که در روز ۱۷مهر برگزار میشد، شرکت کنند. مدافعات دکتر مصدق در شورای امنیّت باعث شد که امر رسیدگی به شکایت به [[دادگاه لاهه]] واگذار شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در اول آذر۱۳۳۰، دکتر مصدق، پیروز از این سفر برگشت، مخالفان او در مجلس و بیرون از آن فعالیت‌های خود را علیه او تشدید کردند، طرفداران حزب توده در روز ۱۴ آذر تظاهراتی علیه مصدق به راه انداختند که توسط شهربانی و به دستور شاه به خون کشیده شد. این حادثه بهانه به دست دشمنان مصدق در مجلس داد تا به او حمله کنند و او را دیکتاتور بخوانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحصن مخالفان دکتر مصدق در مجلس ===&lt;br /&gt;
در جلسه ۱۹ آذر۳۰، در حین گزارش مصدق به مجلس درباره‌ی سفرش به آمریکا، مخالفان او، که در رأس آنها جمال امامی قرارداشت، مجلس را به هم ریختند و پس از به آشوب کشیدن مجلس، به بهانه نبودن آزادی در جامعه، در مجلس متحصن شدند. دربار شاه و میدلتون، کاردار سفارت انگلیس در ایران، با مخالفان مصدق در مجلس در تماس بودند. مصدق در اواخر آذرماه، درمورد این تماس‌ها به شاه اولتیماتوم داد و تهدیدکرد که اگر اینگونه تماس‌ها ادامه پیداکند، از کار کناره گیری خواهد کرد و علت استعفای خود را از رادیو برای مردم خواهد گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی در روز ۳۰ آذر در سرمقاله باختر امروز نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... در کجای دنیا مردم اجازه می‌دهند که عناصری از پشت تریبون مجلس یا در پناه مصونیت پارلمانی، از منافع اجنبیِ غارتگر دفاع کنند… به این شغال‌هایی که در سوراخ‌های بهارستان پنهان شده‌اند، بگویید آن آزادی عمل که جیکاک بتواند تمام صفحات غرب و جنوب را زیر مهمیز جاسوسی خود درآورد و فالر در میان عشایر اسلحه پخش کند… و لیست انتخابات ایران را دکتر اقبال به امضای کلنل ویلر ـ مستشار سفارت انگلیس ـ برساند، برای همیشه در ایران مرد و من می‌توانم به شما جنابانِ آقایانِ اعضای اقلیتِ اعلیحضرت ژرژ ششم اطمینان بدهم که صاحبان حقیقی این خانه امروز آن قدر رشید و بالغ هستند که از حقوق خود دفاع کنند و مانورهای شرم آور چپ و راستِ افراطیِ حلقه‌به‌گوشان امپراتوری را به کلی خنثی و بی‌اثر کنند. ملت ایران، فرد فرد شما را می‌شناسد، سوابق سیاسی هریک از شما را کاملاً به یاد دارد و آن روز که به‌پای دادگاه مجازات خوانده شوید، این جنایات صریح و روشن شما را که … از تمام گناهان گذشته‌تان وحشتناک‌تر است در محضر دادگاه شهادت خواهد داد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مخالفان مصدق به اخلالگری در کار  انتخابات [[مجلس هفدهم]] نیز، که قرار بود روز ۲۲دی ۳۰ برگزار شود، می‌پرداختند. در همین روزها بود که وزیر جنگ هم به دستور شاه عوض شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی در سرمقاله ۱۷دیماه روزنامه باختر امروز، با عنوان «ادعانامه پنجاه سال جنایات شرکت نفت سابق»، نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«غلامان اجنبی گمان کردید با سرنوشت یک مملکت میشود شوخی کرد؟ خیال کردید دکتر مصدق بیدی است که از باد بی اثر جنوب بلرزد و در همت و عزم خلل ناپذیر او رِخوتی حاصل شود… بروید به اربابانتان بگویید که مصدقِ هوشیار و روشن بین این سلاح را نیز از دستتان خواهد گرفت و بر مغز پوک و گندآلودتان خواهد کوفت… رژیم نیم قرنی کمپانی و بندگان درگاه سفارت، هر دو باید گورشان را از این کشور گم کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یک روز بعد از ارسال یادداشت اعتراضی مصدق به سفیر انگلیس در مورد «مداخلات صریح مأمورین دولت انگلستان در ایران»، دکتر فاطمی در سرمقاله ۱۹دی باختر امروز نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... افعیِ هفت سر نفتی موجدِ همه تحریکات و توطئه‌های این مملکت در طول پنجاه سال بوده و امروز هم به اِشکال حاضر است باور کند که ایرانی به هیچ قیمت، دیگر حاضر نیست تجاوزات و غارتگری‌های عُمال شرکت سابق را بپذیرد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روز ۲۲دیماه، یعنی فردای روزی که وزارت خارجه ایران به سفارت انگلیس پیغام فرستاد که تا ده روز دیگر کلیه کنسول‌گری‌های خود را در ایران تعطیل کند، دکتر فاطمی در سرمقاله باختر امروز نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هر کدام از این ده بیست خانه‌ای که در شهرهای مختلف به نام کنسولگری تأسیس کرده‌اند، یک ستاد جاسوسی، یک مرکز تحریک و آشوب و یک آشیانه تخریب و تضعیف ایران است. آقای فرانسیس شپرد (سفیر انگلیس) شما، بخواهید بپذیرید یا نپذیرید، ایران راهی را که در پیش گرفته ادامه خواهد داد. خس و خاشاک‌هایی چون یَتیمچه (=بادمجان یا کدو)های عربده جوی استوکس که در باغ بهارستان زوزه می‌کشند، بسیار حقیرتر و ناچیزتر از آنند که در برابر سیل بنیانکن، مقاومت به خرج دهند… ما مجال… تجدید حکومت دست نشانده و رقاصک سفارت را به شما نمی‌دهیم و به هر قیمت شده‌است تا به آخرِ این نبرد افتخاربخش جلو می‌رویم… به دنیا نشان خواهیم داد که ملت ایران در مبارزه مرگ و زندگی خویش با کسی شوخی نمی‌کند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر فاطمی در سرمقاله ۲۹دی‌ماه، روز اول بهمن را روز استقلال ایران اعلام کرد، چرا که در روز ۳۰دی‌ماه، همه کنسول‌گری‌های انگلیس در ایران بسته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت سفیر انگلیس به کشورش در روز ۶بهمن، متحصنین در مجلس و مخالفان مصدق مجبور به خروج از تحصن ۵۰ روزه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی در روز ۹بهمن ۱۳۳۰ در سرمقاله باختر امروز نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تُف بر شما غلامان حلقه به گوش خارجی… دیری نخواهد گذشت که دربرابر یک دادگاه عالی ملی حساب همه این عربده‌جویی‌ها و بدمستی‌ها گرفته خواهد شد و برای یک مرتبه در تاریخ مملکت، معدودی بیگانه پرست و ناپاک و دزد خیانت پیشه به سزای خود خواهند رسید».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روز بعد باز هم درباره‌ی آن‌ها نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«اقلیت نفتی حق دارد فریاد عدم آزادی از جگر برآورد… آن آزادی که این گروه می‌خواهند، تأمینش از عهده دکتر مصدق یا هر حکومت شرافتمند و پاک، نظیر او، ساخته نیست. اینها، آزادیِ دزدی و غارت و چپاول می‌خواهند… اگر شما زالوهای اجتماع ضد مصدق نباشید… مردم هرگز تا به این درجه ابراز اعتماد و اطمینان و علاقه به پیشوایان ملی خود نمی‌کردند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترور نافرجام دکتر فاطمی ==&lt;br /&gt;
در ۲۶ بهمن ۱۳۳۰ فاطمی که نماینده مردم تهران نیز بود در حین سخنرانی بر مزار محمد مسعود توسط محمدمهدی عبدخدایی نوجوان ۱۵ ساله و عضو [[جمعیت فدائیان اسلام]] ترور شد که نافرجام ماند و گلوله به قلب او آسیبی نرساند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://sharghdaily.ir/News/74957 محمدمهدی عبدخدایی از ترور فاطمی می‌گوید] - روزنامه شرق&amp;lt;/ref&amp;gt; دستور ترور از سوی [[نواب صفوی]] که زیر بال و پر کاشانی قرار داشتند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=1231 فدائیان اسلام زیر بال مرحوم آیت‌الله کاشانی قرار دارند] - گفتگو با خامنه‌ای درباره نواب صفوی&amp;lt;/ref&amp;gt; ابلاغ شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mehrnews.com/news/2512758/عبد-خدایی-اگر-دوباره-به-گذشته-برگردم-حسین-فاطمی-را-ترور-می-کنم اگر دوباره به گذشته برگردم حسین فاطمی را ترور می‌کنم] - گفتگوی عبدخدایی در برنامه شناسنامه&amp;lt;/ref&amp;gt;دکتر فاطمی درآن روز، با همکارانش در باختر امروز بر سر مزار محمد مسعود حاضر شد و در حالی که از شدت تأثر میلرزید، درباره‌ی دوست همدل و دیرینه‌اش گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... مسعود یکی از پیشروان بزرگ آزادی بود. او به آنچه میگفت ایمان داشت؛ با قُلدری و دیکتاتوری سرسختانه مبارزه می‌کرد؛ با عوامل بیگانه و نوکران اجنبی بیرحمانه دست و پنجه نرم می‌نمود؛ با تهدید و تطمیع از میدان درنمی‌رفت و جان خود را در راه هدف مقدسی که داشت بسیار حقیر می‌شمرد… آن‌ها که مسعود را کشتند، گمان می‌کردند با ازبین رفتن او، فکر او می‌میرد و نهال آزادی خشک می‌شود… ولی آن‌ها سخت در اشتباه بودند. مکتب مسعود هزاران هزار تماشاگر وفادار شیفته آزادی، دشمن قلدری، خصم جاسوسی و اجنی پرستی تربیت کرده بود… وقتی مسعود ازپادرآمد، آنها از پای ننشستند و راهی را که او نشان داده بود، پیش گرفتند و آن قدر مبارزه کردند تا موفق شدند فصل نو و دوره جدیدی در تاریخ کشور ما بگشایند… در همه نهضت‌های بزرگ سینه پرچم‌داران، اولین هدف گلوله دشمنان بوده‌است. آن‌ها جان خود را قربان می‌کنند برای این که ملتی خوشبخت و سعادت‌مند باشد؛ خون خود را نثار می‌کنند، برای این که نهال آرزوهای قومی جان بگیرد و بارور گردد… در راه چنین هدف مقدسی جان چه بهایی دارد…»&amp;lt;ref&amp;gt;باختر امروز، ۲۴ بهمن ۱۳۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;در لحظه گفتن آخرین جمله، تیر به شکمش اصابت کرد و او را از پا‌ انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی از زخم این گلوله جان به دربرد و پس از چندماه بستری شدن در بیمارستان نجمیه تهران، در شهریور ۱۳۳۱، از بیمارستان بیرون آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر خارجه و سخنگوی دولت ==&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی در اوایل مهر ۳۱ وزیر خارجه و سخنگوی دولت دکتر مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی در روز ۱۱ مهر گزارشی درباره‌ی «اقتصاد بدون نفت» به مجلس ارائه داد و در ۲۱مهر کودتایی را علیه دولت مصدق، که توسط میدلتون (کاردار سفارت انگلیس)، سرلشکر زاهدی، سیدضیاءالدّین طباطبایی، اسدالله علم، سرلشکر حجازی، سرتیپ آریانا و با همکاری دکتر مظفّر بقایی در حال شکل‌گیری بود، افشاکرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از افشا و خنثی شدن این کودتا در ۲۴مهر، گزارشی از مصدق درباره‌ی قطع رابطه با انگلیس از رادیو ایران خوانده شد. روز ۳۰مهر دکتر فاطمی، وزیر خارجه دولت مصدق، ضمن یادداشتی به سفارت انگلیس، تصمیم ایران مبنی بر قطع رابطه سیاسی ایران و انگلیس را اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فاطمی و کودتای ۲۵ مرداد ==&lt;br /&gt;
شب کودتای ۲۵ مرداد۳۲، دکتر فاطمی و دو تن دیگر از اعضای دولت مصدق توسط گارد شاه دستگیر شدند. در یورش گارد به منزل دکتر فاطمی، همسر او نیز دستگیر شد. پس از بازداشت سرهنگ نصیری، رئیس گارد سلطنتی، که حامل فرمان عزل دکتر مصدق بود، توطئه کودتای ۲۵مرداد خنثی شد و شاه به بغداد گریخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۵مرداد فاطمی به دستور دکتر مصدق کاخ مرمر و سعدآباد را مهروموم کرد و به سفیر ایران در بغداد تلگرامی برای بازداشت شاه فرستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عصر همان روز ۲۵مرداد، در میتینگی که در میدان بهارستان تشکیل شد، دکتر فاطمی در سخنرانی‌اش، که از رادیو ایران هم پخش شد، خواستار لغو نظام سلطنتی شد و در سرمقاله باختر امروز، در عصر همان روز، نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دربار در تمام طول ده سال اخیر قبله گاه هرچه دزد… هرچه واخورده اجتماع بوده… و از همه بدتر، تنها تکیه گاه خارجیان و نقطه اتکای سفارت انگلیس، این دربار گند و کثیف بوده‌است. دیگر باید به دوازده سال توطئه… دوازده سال اَغراض و شهوات اجنبی خاتمه داد… بی اعتنایی به سرنوشت میلیون‌ها مردم تا همین‌جا کافی است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:BakhtarEmroozNewspaper.jpg|جایگزین=روزنامه باختر امروز شماره پس از کودتای ۲۵ مرداد|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
روزنامه باختر امروز شماره پس از کودتای ۲۵ مرداد&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
فاطمی در سرمقاله روز ۲۶مرداد باختر امروز، شاه را سردسته خیانتکاران و جوان هوس‌باز نامید که کودتای خائنانه ۲۵مرداد را برای خفه کردن صدای ملت، نابودکردن حکومت ملی، فروش وطن و تجدید عهد اسارت و مرگ استقلال و محو حاکمیت مملکت پی‌ریزی کرد. در آن سرمقاله، خطاب به شاه نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملت ایران تشنه انتقام است و می‌خواهد تو را، که به هیچ چیز او اِبقا نکردی، در روی میز متهمین دادگاه و آن گاه بر چوبه دار ببیند…»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;و در سرمقاله روز ۲۷مرداد هم نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«انگلیسی‌ها هنوز خیال می‌کردند از دربار بی شرم، از دربار منفور، از دربار دشمن ملت… کاری ساخته‌است و فراریِ بغداد برای آخرین نفس خواهد توانست جنبش مردم قهرمان ما را جلو پایِ لُردان غارتگر قربانی کند و مزد این خیانت عظیم به منافع و استقلال و آزادی مردم خویش را یکبار دیگر از ایشان بستاند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری ==&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی پس از کودتای ۲۸ مرداد۳۲، مخفی شد. دولت نظامی زاهدی برای پیداکردن او جایزه تعیین کرد. فاطمی در روز ۶ اسفند۳۲، در خانه‌ای در میدان تجریش (کوچه رضاییه)، به دستور سپهبد علوی مقدم، رئیس شهربانی و توسط سرگرد مولوی، افسر فرمانداری نظامی، دستگیر شد و به فرمانداری نظامی (شهربانی) برده شد و نصیری، بی درنگ، با بی‌سیم دستگیری فاطمی را به شاه، که در کوشک نصرت بود، خبرداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدود ساعت ۲بعد از ظهر، دکتر فاطمی را، درحالی که دستبند به دست‌های او زده بودند، برای انتقال به زندان، از پله های غربی شهربانی، که در آن زمان فرمانداری نظامی بود، با چند سرباز مسلح پایین آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی در روی آخرین پله شهربانی بود که یازده نفر چاقوکش، که با دو جیپ پلیس از محله‌های سیدنصرالدین و سنگلج به محل آورده شده بودند، به او یورش بردند. این گروه به سردستگی شعبان جعفری، که به شعبان بی‌مخ معروف بود توسط سپهبد علوی مقدم، رئیس کل شهربانی، و سرتیپ نصیری، فرمانده گارد شاه، بسیج شده بودند تا در جلو شهربانی، فاطمی را ترور کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی چند ضربه چاقو بر پیکر دکتر فاطمی فرود آمد، خواهرش سلطنت فاطمی از راه رسید و خود را سپر برادر کرد و چند ضربه دیگرچاقو بر پیکر او وارد شد و در کنار پیکر برادرش، بی‌هوش به زمین درغلتید. فداکاری خانم سلطنت فاطمی، برادرش را، موقتاً، از مرگ نجات داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی تا تیرماه ۱۳۳۳ در بیمارستان شماره یک ارتش بستری بود، سپس، در حالی که هنوز زخم‌هایش خون‌چکان بود، به زندان لشکر۲ زرهی برده شد که در آن برخی از سران جبهه ملی، مانند [[علی شایگان|دکتر شایگان]]، دکتر صدیقی، مهندس رضوی نیز زندانی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورود فاطمی مجروح در آن جمعی که منتظر آزادی بودند، ولوله‌ای ایجاد کرد. زندانیان جبهه ملی عموماً، از سخنرانی شدیداللحن او در میتینگ ۲۵مرداد انتقاد میکردند و آن را مظهر بی احتیاطی و خروج از دایره اعتدال می‌شمردند و بالنّتیجه، این اقدامات را موجب انحراف و شکست نهضت قلمداد می‌کردند. دراین‌باره محمد مکری می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دکتر فاطمی را با برانکارد از آمبولانس پیاده کردند. سُرُم فیزیولوژی به دستهایش وصل بود. با همان وضع او را به اتاق رو به روی اتاق ما بردند… پرده حصیری نسبتاً زمختی درمقابل درِ آن اتاق آویزان کردند که از بیرون داخل اتاق دیده نشود و برخلاف معمول نگهبانی درمقابل پنجره و نگهبانی در مقابل در ورودی اتاق او گماردند و به اینترتیب معلوم شد که به سختی او را تحت مراقبت گرفتهاند… حالش واقعاً تعریفی نداشت، ولی نشانی از ضعف اراده در او دیده نمی‌شد. معده‌اش تقریباً هیچ چیز را تحمل نمیکرد، امّا، اراده‌آش مثل کوه استوار و روحیه‌اش بسیار خوب بود. باید با کمال فروتنی اقرار کنم که هیچ‌کس را با این استواری و استحکام در زندان ندیده بودم… به واقع، او نادره مردی بود»&amp;lt;ref&amp;gt;«[http://www.adabestanekave.com/book/khaterat_man_az_dr_hossein_fatemi_1.pdf خاطرات من از زنده یاد دکتر حسین فاطمی]» , نوشته مُکری، ص۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محاکمه ==&lt;br /&gt;
در هفته آخر مرداد۳۳، در حالی که دکتر فاطمی از زخم‌هایی که بر پیکر داشت، به شدت رنج می‌برد و خون استفراغ می‌کرد، محاکمه‌اش در دادگاه ارتش آغاز شد. او را با برانکارد به جلسات دادگاه می‌بردند. محاکمه او بصورت مخفی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر فاطمی پیش از محاکمه‌اش در نامه‌ای به دکتر مصدق نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آرزو دارم که نفس‌های آخر زندگی‌ام نیز در راه نهضت و سعادت هم‌وطنانم باشد… در دادگاه ما می‌توانیم بسیاری از حقایق را فاش کنیم، داغ باطله بر کُنسرسیوم و حامیان او بزنیم… یا مثل ریاحی طلب عفو و بخشش کنیم… زیر بار شِق آخری، هرگز، بنده نخواهم رفت»&amp;lt;ref&amp;gt;«[http://ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1592264 با چشمی گریان، تقدیم با عشق]» (شرح حال و آثار دکتر فاطمی), ص۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;فاطمی در دادگاه از عزم خود برای مبارزه در راه جنبش ملی سخن گفت و از دکتر مصدق مرد دفاع کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز یکشنبه، ۱۷مهرماه ۱۳۳۳، در آخرین جلسه محاکمه فرمایشی، حکم اعدام او صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعدام ==&lt;br /&gt;
سحرگاه روز چهارشنبه ۱۹آبان ۱۳۳۳، دو مأمور ـ سرتیپ آزموده (دادستان ارتش) و تیمور بختیار (فرماندار نظامی) ـ برای اجرای حکم اعدام به سلول دکتر فاطمی در زندان لشکر ۲زرهی رفتند. آزموده از دکتر فاطمی خواست اگر وصیتی دارد بگوید و افزود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;[[پرونده:مزار دکتر سیدحسین فاطمی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;مزار دکتر سیدحسین فاطمی در ارامستان ابن‌بابویه&#039;&#039;&#039;]]«تو که مکرر میگفتی من از مرگ اِبایی ندارم و مرگ حق است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر فاطمی بدون واهمه از مرگی که تا چند لحظه دیگر به سراغش می آمد، در پاسخش، گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آری، مرگ حق است و من از مرگ اِبایی ندارم؛ آن هم چنین مرگ پرافتخاری. من می‌میرم که نسل جوان ایران از مرگ من درس عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آخرین کلامش این بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... مرگ بر دو قسم است: مرگی در رختخواب ناز … [و] مرگی در راه شرف و افتخار؛ و من خدای را شکر می‌کنم که در راه مبارزه با فساد شهید می‌شوم و… با شهادتم در این راه، دین خود را به ملت ستمدیده و استعمارزده ایران ادا کرده‌ام و امیدوارم سربازان مجاهد نهضت، همچنان، مبارزه را ادامه دهند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;فاطمی هنگامی که به تیرک اعدام بسته شد، سه بار فریاد زد: «زنده باد دکتر مصدق، پاینده باد ایران».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرتیپ آزموده، در مصاحبه مطبوعاتی درباره‌ی آخرین لحظات زندگی دکتر فاطمی گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«در آن موقع روحیه اش به قدری قوی بود که اگر کسی… از جریان اوضاع اطلاع نداشت، هرگز باور نمی‌کرد این شخص کسی است که چند دقیقه دیگر باید تیرباران شود.»&amp;lt;ref&amp;gt;«زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر حسین فاطمی» نصرالله شیفته ص۳۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt; سرانجام، دکتر فاطمی، با هشت گلوله سربی تیرباران شد. او به هنگام مرگ ۳۷سال داشت. او را بنا به وصیتش، در مزار شهیدان ۳۰تیر ۱۳۳۱، در ابن بابویه، به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
[[ملی شدن صنعت نفت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سید ابوالقاسم کاشانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:اعدام‌شدگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعدام‌شدگان با جوخه آتش]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای جبهه ملی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی نائین]]&lt;br /&gt;
[[رده:درگذشتگان ۱۳۳۳]]&lt;br /&gt;
[[رده:زادگان ۱۲۹۶]]&lt;br /&gt;
[[رده:وزیران امور خارجه ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:وزیران دولت محمد مصدق]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملی‌گرایان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:سیاست‌مداران اعدام‌شده]]&lt;br /&gt;
[[رده:شرکت نفت ایران و انگلیس]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونان در ابن‌بابویه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=58045</id>
		<title>مسعود رجوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=58045"/>
		<updated>2021-12-30T21:30:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: در متن کلمه ادامه،‌ ادماه نوشته شده بود تصحیح شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = مسعود رجوی&lt;br /&gt;
| تصویر             =مسعود_رجوی.jpeg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =مسعود رجوی&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۲۷&lt;br /&gt;
| زادگاه            = طبس&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =لیسانسیه حقوق&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = مسئول شورای ملی مقاومت و رهبر سازمان مجاهدین خلق ا یران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =امضاء مسعود رجوی.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسعود رجوی&#039;&#039;&#039; (زاد روز:۱۳۲۷) در شهر طبس به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه تهران است. مسعود رجوی در سال ۱۳۴۶ به عضویت [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] درآمد و در ارتباط با [[محمد حنیف‌نژاد|محمدحنیف‌نژاد]] بنیانگذار این سازمان قرار گرفت. محمد حنیف نژاد وی را وارد گروه ایدئولوژی سازمان نمود و مسعود رجوی که بعدها به عضویت مرکزیت این سازمان درآمد، در این بخش مشغول به کار و تدوین ایدئولوژی سازمان شد. در سال ۱۳۵۰ صد درصد اعضاء مرکزیت و بسیاری از اعضاء بدنه این سازمان توسط ساواک دستگیر شدند. مسعود رجوی نیز جزو یکی از دستگیرشدگان بود. آن‌ها در دادگاه دفاعیات گسترده‌ای داشتند که در خارج از زندان منتشر و منجر به شناخت بیشتر مردم و قشر تحصیل کرده از مجاهدین خلق شد. در این دادگاه اعضاء مرکزیت مجاهدین به اعدام محکوم شدند. همزمان دکتر کاظم رجوی از اساتید حقوق در دانشگاه‌های اروپایی فعالیتی گسترده و بین‌المللی را برای جلوگیری از اعدام آن‌ها آغاز نمود. فعالیت‌هایی که منجر به تقلیل حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد شد. در سال ۱۳۵۴ سازمان مجاهدین توسط جریانی که مسعود رجوی آن‌ها را اپورتونیست‌های چپ نما نامید، متلاشی شد. آن‌ها اعلام نمودند که این سازمان در ترقی خود به سمت چپ، مارکسیت شده‌است و دو تن از اعضاء این سازمان را نیز به قتل رساندند. یکی از دوران‌هایی که موقعیت مسعود رجوی را در سازمان مجاهدین بسیار برجسته می‌کند، نقش او در بازسازی مجدد این سازمان در زندان و اعلام بیانیهٔ ۱۲ ماده ای و تدوین مجدد ایدئولوژی مجاهدین خلق در برابر این جریان بود. او در بیانیه خود که به بیانیه دوازده ماده‌ای معروف است اعلام کرد: «اسلام در چپ مارکسیسم قرار دارد» و با این اصل به مقابله با جریان اپورتونیستی پرداخت و شاخص‌های میان چپ به معنای واقعی و اپورتونیسم راست و همچنین اسلام  ارتجاعی را مشخص کرد. در ۳۰ دیماه ۱۳۵۷ پس از تظاهرات مردمی در راستای آزادی زندانیان سیاسی، مسعود رجوی به همراه شمار دیگری از زندانیان از زندان آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، به دلیل مخالفت با اصل ولایت فقیه از حاکمیت طرد و افراد سازمانش که به فعالیت مسالمت آمیز در کشور ملتزم بودند، مستمراً مورد حملهٔ حامیان خمینی قرار می‌گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میتینگ‌ها و سخنرانی‌های مسعود رجوی در این دوران با هیجان و استقبال جمعیت‌های صدهزار نفری همراه بوده و او را به یک رهبر کاریزماتیک در میان نسل جوان و روشنفکر جامعه بدل ساخته بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه سردار سابق سپاه سعید قاسمی با شبکه سه&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی همچنین با برگزاری کلاسهای ده هزار نفری تبیین جهان در تهران شهرت زیادی پیدا کرد. روزنامه فرانسوی لوموند آنرا کلاس درس فلسفه‌ای توصیف کرد که هرگز نباید از دست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی به فرمان روح‌الله خمینی به دلیل رأی ندادن به قانون اساسی، از کاندیداتوری ریاست جمهوری حذف شد. در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ او شورای ملی مقاومت ایران را تشکیل داده، از نیروهای مخالف خواست به این شورا بپیوندند. مسعود رجوی در ۷ مرداد ۱۳۶۰ از پایگاه یکم شکاری تهران به پاریس پرواز کرد. در سال ۱۳۶۱ پس از آزادی خرمشهر وقتی دولت عراق خواهان صلح شد، هفت ماه پس از خروج نیروهای عراقی از خاک ایران او برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق یک طرح صلح ارائه کرد و با طارق عزیز نایب نخست وزیر عراق بیانیه‌ای را که به بیانیه صلح مشهور شد امضاء کردند. مسعود رجوی جنگ را ازین پس سرپوشی بر سرکوب داخلی و توسعه طلبی خمینی توصیف می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;مسعود رجوی در مصاحبه با تلویزیون فرانسه ۱۳۶۱&amp;lt;/ref&amp;gt; در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی به عراق رفت. او در عراق ارتش آزادیبخش را تأسیس نمود که عملیات بسیاری را علیه رژیم خمینی در کارنامه خود دارد. پس از اشغال عراق، این ارتش در شهری به نام اشرف و سپس کمپ لیبرتی در عراق مستقر بوده و مستمراً زیر حملات زمینی، موشکی و همچنین در محاصره پزشکی، لجستیکی و … قرار داشت. اعضاء سازمان مجاهدین از سال ۱۳۹۴ تا شهریور ۹۵ به کشور آلبانی نقل مکان کردند. مسعود رجوی در تمامی این سال‌ها نقش هدایت‌کنندگی را در چالش‌هایی که این سازمان با آن مواجه بوده، بر عهده داشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تولد و جوانی مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مسعود رجوی&#039;&#039;&#039; در سال ۱۳۲۷ در شهر طبس واقع در استان خراسان به‌دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشته حقوق سیاسی دانشگاه تهران است. مسعود رجوی دارای چهار برادر است که در فرانسه، سوییس، انگلیس و بلژیک تحصیلات عالیهٔ خود را گذرانده‌اند. بزرگترین برادر او کاظم، در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۹، در سوئیس در شهر ژنو ترور شد. در این رابطه دو مأمور سرویس مخفی جمهوری اسلامی از طرف «شاتلن» قاضی سوئیسی تحت تعقیب قرار گرفتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/137343/post_gallery.html وبسایت مجاهدین خلق-دکترکاظم رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منیره تنها خواهر مسعود رجوی، در سال ۱۳۶۷ بعداز ۶ سال زندان، درحالی که کودکان خردسالش هم، چندسال با خود او زندانی بودند، اعدام شد. اصغر ناظمی، همسر منیره رجوی، نیز دوسال قبل از آن تیرباران شده بود. پدر و مادر پیر مسعود رجوی نیز در سال ۱۳۶۰ توسط رژیم خمینی دستگیر و زندانی شدند. اشرف، همسر مسعود رجوی، که از مجاهدین زندانی در زمان شاه بود و در تابستان ۱۳۵۸ با او ازدواج کرده بود نیز در بهمن ۱۳۶۰ در یک خانه تیمی پس از چند ساعت درگیری به همراه تعداددیگری از مجاهدین جان باختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مسعود رجوی در سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC aee2b8aa5a5a1a22267ee2c96c3e27f9.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی دوران دانشجویی&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در دوران دبیرستان، به آیت‌الله طالقانی و نهضت آزادی بازرگان علاقه داشت. او در دوران دانشگاه با مجاهدین آشنا شد و در سال ۱۳۴۶ به‌عضویت این سازمان درآمد. مسعود رجوی در همین دوران با بنیانگذار سازمان مجاهدین، محمد حنیف‌نژاد آشنا شد. محمد حنیف‌نژاد وی را وارد گروه تدوین ایدئولوژی نمود. او به‌ همراه بنیانگذار مجاهدین مشغول تدوین ایدئولوژی سازمان مجاهدین شده و پس از مدتی به عضویت مرکزیت سازمان مجاهدین خلق درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در دادگاه شاه.JPG|جایگزین=مسعود رجوی در دادگاه شاه|بندانگشتی|مسعود رجوی در دادگاه شاه]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در سال ۱۳۵۰به همراه دیگر بنیانگذاران سازمان مجاهدین دستگیر شد. این حادثه زمانی رخ داد که یکی از اعضای مجاهدین در تلاش برای تهیه سلاح به یکی از اعضای سابق حزب توده به نام شاهمراد دلفانی که به عضویت ساواک درآمده بود مراجعه نمود. در این حادثه که پس از یک سلسله تعقیب‌های گسترده توسط ساواک انجام شد، صد در صد مرکزیت و نود درصد از اعضاء دستگیر شدند. براساس خطی که از طرف محمد حنیف‌نژاد ابلاغ شده بود، قرار بر این بود که اعضاء مرکزیت تمامی اتهامات را برعهده بگیرند تا منجر به صدور احکام سبکتر برای اعضاء شود. این امر شکنجه‌ها روی اعضاء مرکزیت را افزایش می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در این دوران به کادرهای زندانی سازمان پیام داده که باید کار اصلی خود را در زندان روبرو شدن با دادگاه بگذارند. خط آن‌ها برای مقابله با دادگاه چنین بود &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«دفاع ایدئوژیک (آرمانی و ریشه‌ای) توسط کسانی که نقش ایدئولوژیک در سازمان داشتند و دفاع قانونی توسط کسانی که نقش‌های تاکتیکی و ساده داشتند»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;همچنین بنیانگذاران مجاهدین به تقسیم موضوعات دفاعیه پرداختند. از جمله قرار بر این شد که مسعود رجوی دفاع تاریخی-سیاسی را برعهده بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.iran-efshagari.com/سالروز-30دی،-روز-آزادی-آخرین-دسته-از-زند/ ۳۰دی، روز آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه این بازجویی‌ها بود که دادگاه همه اعضاء مرکزیت از جمله مسعود رجوی را به اعدام محکوم نمود. پس از آن بود که برادر او دکتر کاظم رجوی که از اساتید شناخته شدهٔ حقوق در اروپا بود، یک بسیج گستردهٔ بین‌المللی را برای جلوگیری از اعدام آن‌ها آغاز کرد. در پی فعالیت‌های جهانی دکتر کاظم رجوی برخی از شخصیت‌های اروپایی چون فرانسوا میتران و همچنین عفو بین‌الملل و صلیب سرخ جهانی برای ممانعت از اجرای احکام وارد شدند. نهایتاً شاه زیر فشارهای بین‌المللی از اعدام مسعود رجوی صرف نظر کرد اما دیگر اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین را اعدام نمود. حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد تعلیق یافت. با اینهمه ساواک تا سالها بعد همچنان وی را تحت شکنجه‌ها قرار می‌داد. در مورد میزان شکنجه‌هایی که بر مسعود رجوی اعمال می‌شد، هم‌بندان او نقل می‌کنند که اغلب جسم نیمه جان او را در پتو پیچیده و از اتاق بازجویی به سلول بازمی‌گرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضربه اپورتونیستی  ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 B1 D8 AC D9 88 c0577b10f3389d967e628d0994f4876d.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در زندان&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۴ درحالی که مسعود رجوی و دیگر اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران در زندان بسر می‌بردند، دو تن با نام‌های تقی شهرام و بهرام آرام در خارج از زندان اعلام نمودند که سازمان مجاهدین مارکسیست شده‌است. این دو نفر آیه ای را که در آرم این سازمان وجود داشت حذف نموده و اعلام کردند از آنجایی که ایدئولوژی مجاهدین ما بین ایدئولوژی‌های چپ (مارکسیست) و راست (اسلام سنتی) قرار دارد، لاجرم باید به سمت یکی ازین دو میل کند. آن‌ها همچنین دو تن از اعضای سازمان که با آن‌ها مخالفت نمودند، به نام‌های [[مجید شریف واقفی]] و [[مرتضی صمدیه لباف]] را کشتند. این حرکت عملاً منجر به متلاشی شدن تشکیلات سازمان مجاهدین شده و ضربه سختی را بر آن‌ها فرود آورد. در آن زمان اعضاء سازمان مجاهدین که اغلب در زندان‌های ایران پراکنده بودند، به دلیل نداشتن خط درست در برخورد با این مسئله پیچیده هر کدام واکنش متفاوتی نسبت به این موضوع داشته و در نتیجه موجودیت تشکیلاتی سازمان مجاهدین در هاله‌ای از ابهام فرورفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقش مسعود رجوی در این دوران، در بازسازی مجدد سازمان مجاهدین بسیار برجسته است. او با تدوین مباحث ایدئولوژیک  فرد به فرد به عضوگیری مجدد اعضاء پرداخت. وی این جریان را، «اپورتونیست چپ نما» نامیده و در یک بیانیه ۱۲ ماده‌ای، مواضع سازمان مجاهدین را در مورد آن‌ها اعلام کرد. مسعود رجوی اعلام نمود که اسلام واقعی در چپ ایدئولوژی مارکسیسم قرار دارد و در نتیجه میل کردن آن به سمت چپ یعنی مارکسیسم یک توهم است. مسعود رجوی در عین حال اعلام نمود اگر چه ضربه ظاهراً از طرف چپ وارد شده‌است اما تهدید اعضاء سازمان این است که در واکنش نسبت به این موضوع به سمت راست یا آنچه وی آنرا «اسلام ارتجاعی» می‌نامید کشیده شوند. مسعود رجوی در مورد جریان اپورتونیستی نیز اعلام کرد که آن‌ها می‌توانند سازمان مارکسیستی خود را داشته باشند اما اجازه ندارند از آرم و نام سازمان مجاهدین استفاده کنند و یا آن را تغییر بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نتایج ضربه جریان اپورتونستی در آن زمان قدرت گرفتن آخوندها و جریان اسلام سنتی بود که تا پیش از آنچه در زندان یا خارج از آن تحت هژمونی مجاهدین خلق قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن دوران سازمان مجاهدین خلق ایران از سه طرف مورد حمله بود:&lt;br /&gt;
* رژیم شاه که با تبلیغات خود مبنی بر مارکسیست اسلامی نامیدن سازمان مجاهدین و با تلاش‌های ساواک قصد نابودی کامل سازمان مجاهدین خلق ایران را داشت&lt;br /&gt;
* آخوندهای سنتی که تا آن زمان به خاطر محبوبیت سازمان مجاهدین نمی‌توانستند علیه آن موضع بگیرند، مخالفت و حتی دشمنی خود با مجاهدین را شروع کردند و خودشان را نمایندهٔ اسلام معرفی می‌نمودند. حتی برخی از آخوندها حکم تکفیر مجاهدین مسلمان راهم صادر کردند.&lt;br /&gt;
* برخی از مارکسیست‌ها که سازمان مجاهدین خلق ایران را به عنوان حامی ایدئولوژی خرده بورژوایی که دوران آن به پایان رسیده مورد حمله قرار می‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در زندان شاه عملاً مبارزه با این طرف‌های سه‌گانه با ویژگی‌های متفاومت ولی هر سه با هدف تلاشی سازمان مجاهدین را بر عهده گرفته و مباحث ایدئولوژیک خود برای خنثی کردن آن‌ها را به خارج از زندان نیز منتقل می‌کرد. او در هنگام جابجایی زندانیان از یک زندان به زندان دیگر و همچنین هنگام آزادی برخی از اعضاء، آن‌ها را به عنوان پیک‌هایی به نزد دیگر مجاهدین فرستاده و هماهنگی‌ها و آموزش بیانیه ۱۲ ماده ای را به آن‌ها منتقل می‌نمود. مسعود رجوی به این ترتیب توانست بار دیگر پیکره مجاهدین را بازسازی نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران زندان یکی از دوران‌هایی است که نقش مسعود رجوی را در سازمان مجاهدین خلق ایران چه در آموزش‌ها و بازسازی‌های تشکیلاتی و چه در روحیه بخشیدن به دیگران بسیار برجسته می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صمد سیاه کلاه از کادرهای آنزمان مجاهدین و از هم‌بندان مسعود رجوی در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;سال ۵۴ بود. زندانبان صدا کرد. چند دقیقه بعد، فرنچ روی سر، دست روی شونهٔ هم، توی راهرو به خط شده بودیم و می‌رفتیم. از زیر فرنچ زمین رو نیگا کردم. از پاهاش مسعود رو شناختم. چون به دلیل شلاق‌هایی که می‌خورد برای اینکه بتونه راه بره دمپایی خاصی می‌پوشید که با دست ساخته شده بود. با دست، شونه ش رو فشار دادم تا بفهمه که نفر پشتی آشناست. وقتی فرنچ‌هامون رو برداشتیم بازجو رو دیدیم که خنده به لب کتابی در دست میگه «.... دیدین تموم شدین؟ نیگا کنین: بیانیهٔ تغییر مواضع سازمان مجاهدین! سازمانتون تموم شد. همه چی تموم شد…» همه به اون کتاب نگاه کردیم. بیانیهٔ تغییر مواضع اپوتونیستها بود. به سلول برگشتیم و تو سکوت نشسته بودیم که مسعود یکدفعه گفت: «من اون کتاب رو میخوام.» پاسخِ ما به این خواسته مسعود، سکوت بود ناباوری بود. خودش بی معطلی نگهبان رو صدا کرد و به بهونهای پیشِ بازجو رفت. اون بازجو رو فریب داده و بهش گفته بود میخواد کتاب رو بخونه! بازجو هم خام شده بود و با طمعِ اینکه مسعود رجوی تحت تأثیر کتاب قرار بگیره، رضایت داده بود که تا ساعت پنج صبح، کتاب رو بهش قرض بده. مسعود باکتابی در دست برگشت و گفت: «بچه‌ها باید تا ساعت پنج یه نسخه ازش بنویسیم. باورش سخت بود ولی اون اصرار داشت. مسعود بلافاصله دست به کار شد و کتاب رو برگ برگ کرد و هر قسمت رو به یک نفر داد. تو یه چشم بهم زدن مغزی‌های خودکار و کاغذای سیگار از جاسازی بیرون اومدن. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یک نسخه ازکتاب رونویسی شده بود. بعد کاغذای کتاب رو با چسب برنج دوباره سرهم کردیم. با شوفاژ خشکش کردیم و تحویل دادیم و از همون لحظه کار مسعود شروع شد. روز و شب می‌نوشت و میخوند؛ و عاقبت بیانیهٔ ۱۲ مادهیی رو نوشت که باطل السحر تردیدها و لرزشها شد و سازمان رو دوباره سرپا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با صمد سیاه کلاه- برنامه تلویزیونی نقشی به یاد دوست&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;محمد حیاتی از همبندان مسعود رجوی نیز در مورد او چنین نقل می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«روزهای بعد از ضربهی ۵۰ برای هر مجاهدی که اون زمان بوده از تلخ‌ترین روزهاست. ۴۱ سال پیش! تو اوین، محمدآقا «آن بالا بلند دلبرگلگون عذارِ» مسعود و همهی مجاهدین، دستگیرشده بود. اندوه و درد خوابو از چشمِ همه ربوده بود. یادمه همون شبِ اول، قبل از اینکه خاموشی رو زندانبان بزنه، همه خاموش و ساکت شده بودن. سرها زیر پتو بود ولی کی میتونست بخوابه؟ از لرزشِ خفیف پتوها می‌شد فهمید که بعضی از بچه‌ها یواشَکی دارن گریه میکنن. من بودم و دلهرهی سوالهای سخت و بی پاسخ: ممّدآقا چی میشه؟ سازمان چی میشه؟ حالا چه کار باید بکنیم؟ تو اون سکوتِ سنگین، یکباره ضربِ فرود اومدنِ یه بالش رشتهی افکارم رو قیچی کرد. بعد هم یکی دیگه، بعد پرت کردن پتو و سر و صدا و خنده و شوخی و.. آخه الآن مگه وقت شوخیه؟ پتو رو زدم کنار، دیدم «مسعوده» اون نه تنها نگذاشت غم و دردی که داشت به چهرهش راه پیدا کنه، بلکه لبخند و شوخی می‌خواست به ما هم روحیه بده. نمیدونم چه قدر طول کشید تا بخوابیم، اما مسعود مگه ول می‌کرد؟ وقتی دوباره همه زیرِ پتوها رفتن و سکوتْ حاکم شد، تازه شروع کرد به خوندن یه سرود فلسطینی: ترجیع بندِ سرودش صدای گلوله بود «تَ تَ تق ـ تق تق» هی میخوندو می‌گفت: تکرار کنید!»&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با محمد حیاتی- برنامه تلویزیونی نقشی به یاد دوست&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== آزادی مسعود رجوی از زندان شاه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی قبل از آزادی از زندان قصر.JPG|جایگزین=مسعود رجوی قبل از آزادی از زندان قصر|بندانگشتی|مسعود رجوی قبل از آزادی از زندان قصر]]&lt;br /&gt;
در اواخر حکومت محمدرضاه پهلوی فشارها و تظاهرات‌ها برای آزادی زندانیان سیاسی و بطور خاص در هراس از اعدام آن‌ها در شرایط سقوط حکومت بالا گرفت. مردم روزانه در مقابل زندان‌ها تظاهرات کرده و خواهان آزادی زندانیان سیاسی بودند. از جمله در یکی ازین تظاهرات در مقابل زندان قصر مردم از مسئولین زندان خواهان ملاقات با نمایندهٔ زندانیان سیاسی برای اطمینان از سلامت آن‌ها شدند. زندانبان‌ها خبر را به زندانیان سیاسی که از مجاهدین و گروه‌های دیگر هم در بین آن‌ها قرار داشت رساندند. زندانیان مسعود رجوی را به نمایندگی خود انتخاب کردند. او به بالکن زندان قصر رفته و به ابراز احساسات مردم پاسخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز سی‌ام دیماه ۱۳۵۷ تحت فشارهای موجود، مسعود رجوی به همراه هم‌بندان خود از جمله موسی خیابانی، [[اشرف ربیعی]] و برخی دیگر از زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدار مسعود رجوی با احمد خمینی ==&lt;br /&gt;
پیش از ورود [[روح‌الله خمینی|خمینی]] به تهران، فرزند وی احمد خمینی با مسعود رجوی تماس گرفت. او در این تماس گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر شما از امام حمایت کنید و با مخالفانش مبارزه کنید، همهٔ درها به رویتان باز خواهد شد و همهٔ امکانات در اختیار شما قرار خواهد گرفت. مسعود رجوی با رد پیشنهادهای خمینی، گفت: «ما خواهان برقراری یک حکومت ملی و دموکراتیک هستیم و اگر خمینی در این مسیر حرکت کند البته برای او جانبازی هم خواهیم نمود.»&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده- چاپ ۱۳۷۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی به حکومت شاه باقی مانده بود که احمد خمینی شخصاً به دیدار مسعود رجوی رفت. مسعود رجوی در این رابطه چنین می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هنوز رژیم شاه به‌طور کامل سقوط نکرده‌بود و ما هم دوسه‌هفته بود که از زندان آزاد شده بودیم. پایگاهی که من در آن بودم، مخفی بود و برای همین وقتی که مجاهدین می‌خواستند احمد را به آن‌جا بیاورند، خودش از بابت مخفی‌کاری پیشنهاد کرده بود اگر لازم است چشمم را ببندید! وقتی هم مرا دید گفت به برادرانتان گفتم که چشمم را ببندند، ولی خودشان این کار را نکردند. از اوایل شب تا صبح روز بعد جز چند ساعت که احمد همان‌جا روی تک تختی که داشتیم، خوابید، با من صحبت و درددل می‌کرد. اما چکیده حرف این بود که رهبری پدرش را بپذیریم و من هم از همین پرهیز داشتم. از بسیاری روحانیان و مراجع بد می‌گفت و این‌که خمینی از آن‌ها دلش پرخون است مثلاً به خانواده صدر در عراق و لبنان به‌شدت تاخت و تاز می‌کرد و می‌گفت اینها را از روز اول «سیا» علم کرد. برجسته‌ترین حرفهایش که به‌یادم مانده این بود که علیه کمونیستها موضعگیری کنید و با هرکس که «امام» وارد جنگ شد، شما هم وارد جنگ شوید که در این‌صورت همه درها به‌رویتان باز خواهد شد.»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام و سرنگونی- مسعود رجوی- صفحهٔ ۴۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از سقوط شاه به عنوان برجسته‌ترین عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق، سخنرانی‌ها و میتینگ‌های داشت که اغلب جمعیت زیادی از جوانان و قشرها مختلف را به خود جذب می‌کرد. تجمعات معمولاً با هجوم حامیان خمینی مواجه می‌شد. پدیده ای که در آن دوران مجاهدین آنرا چماقداری می‌نامیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین دیدار مسعود رجوی با خمینی ==&lt;br /&gt;
اولین دیدار خمینی و مسعود رجوی به نحوی تقریباً اتفاقی رخ می‌دهد. اسدالله مثنی از حاضرین در صحنه در مصاحبه ای در این رابطه چنین می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اونموقع من توی مدرسة علوی تدریس می‌کردم مسولان مدرسه از رابطة من با مجاهدین خبر نداشتند. منصور زاهدی پیشاپیش به من اطلاع داده بود که برادر مسعود میان اونجا. من سریعاً به احمد خمینی گفتم مجاهدین توی این اتاقن. درهمین گفتگو بودیم که خمینی رسید و من در اتاقو باز کردم و خمینی وارد اتاق شد و اونی که دیدم خمینی به وسط اتاق که رسید با برادر روبرو شد و برادر هم بلند شده بود و باخمینی دست داد. به نظرم صحنة خیلی قابل توجهی بود چیزی که اون زمان من اونجا از نزدیک می‌دیدم دستبوسی خمینی کمترین چیز بود، خیلی ها برای پابوسی میومدن!&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه اسدالله مثنی با سیمای آزادی-سلسله برنامه ۳۰ خرداد&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی خود در رابطه با این دیدار می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«چند شب بعد با برخی برادرانمان در محل استقرار خمینی در یک اتاق خصوصی در جنب اتاق دیدارهای عمومی او دیدار کردیم. احساس کردم از این که دستش را نبوسیدم و به روبوسی معمول اکتفا کردم، جاخورد. چون طبق روال آن روزگار هرکس به او می‌رسید، اول دستش را می‌بوسید. اما همین که خواستم صحبتهای جدی را شروع کنم، بهانه آورد که نماز مغرب دارد دیر می‌شود و به من تکیه داد و از جا بلند شد. گفتم آقا، حرفهای ما چه می‌شود، با اشاره به احمد گفت: احمد که هست، بنویسید به او بدهید من حتماً می‌خوانم. من هم بلادرنگ در سالن پایینی همین مدرسه رفاه چند صفحه نوشتم و به احمد دادم. حرفهایم در مورد تغییر رژیم، روند انقلاب، دولت بازرگان و ضرورت تضمین آزادی‌ها و حقوق مردم و هم‌چنین اعتراض به رفتار کمیته‌های ارتجاعی با نیروهای انقلابی بود»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام و سرنگونی- مسعود رجوی صفحهٔ ۴۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کلاس‌های تبیین مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 9385ee1c93329b0217fc505de85bb34b.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در کلاس تبیین جهان&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در نیمهٔ سال ۱۳۵۸ کلاسهایی را تحت عنوان تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف آغاز نمود که به آموزش فلسفه و ایدئولوژی مجاهدین می‌پرداخت. در این کلاس‌ها بیش از ۱۰ هزار نفر شرکت می‌کردند. سپس فیلم‌ها و فایل صوتی آن و همچنین متون پیاده شده آن در سراسر کشور توزیع می‌شد. هم اکنون کتابی در ۱۶ جلد به نام تبیین جهان وجود دارد که نتیجهٔ ۱۶ جلسه از کلاس‌های مسعود رجوی است. این کلاس‌ها البته از طرف حاکمیت خمینی که می‌رفت بر همهٔ امور سلطه پیدا کند، قابل تحمل نبود و با انقلاب فرهنگی که منجر به تعطیلی دانشگاه‌ها شد، نیمه تمام ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۹ فروردین ۱۳۵۹ روزنامه فرانسوی لوموند دراین‌باره نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «یکی از وقایع بسیار مهمی که نباید در تهران از دست داد، دروس فلسفة مقایسه‌ای است که آقای مسعود رجوی هر جمعه بعد از ظهر تدریس می‌کند. در حدود ۱۰هزار نفر با ارائهٔ کارت ورودی در زمین چمن دانشگاه شریف به مدت ۳ ساعت به سخنان رهبر مجاهدین خلق گوش فرا می‌دهند. آقای مسعود رجوی با سخنوری آموزنده‌اش و نیز جوانی خود (وی ۳۲ سال بیشتر سن ندارد) طرفدار بسیار دارد. میتینگ‌های سیاسی‌یی که وی در پایتخت و شهرستانها برگزار می‌کند، توده‌های ۱۰۰ هزار نفری، ۲۰۰ هزار نفری و بعضی اوقات ۳۰۰ هزار نفری را جلب می‌کند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دومین دیدار مسعود رجوی با خمینی ==&lt;br /&gt;
==== ملاقات مسعود رجوی با احمد خمینی ====&lt;br /&gt;
در روز ۳۰ فروردین مسعود رجوی در ملاقاتی با احمد خمینی به بیان اعتراض خود در مورد رفتار با آیت‌الله طالقانی پرداخت. همچنین از رفتارهایی که با هواداران سازمان مجاهدین می‌شود شکایت می‌کند. احمد خمینی در این دیدار از مسعود رجوی می‌خواهد که مبانی اعتقادی خود را بنویسند و منتشر کنند تا این دشمنی‌ها با آن‌ها پایان یابد. هدف و انتظار احمد خمینی از مسعود رجوی این است که او مطلبی در تأیید و پذیرش ولایت فقیه و رهبری خمینی بنویسد، اما مسعود رجوی ضمن استقبال از انتشار مبانی اعتقادی سازمان مجاهدین چیزی در این رابطه مکتوب نمی‌کند. مسعود رجوی در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من می‌دانستم که هدف او و پدرش، اذعان ما به ولایت و رهبری سیاسی و ایدئولوژیک خمینی است! با این همه، آن روز (۳۰ فروردین ۱۳۵۸) در جواب به احمد خمینی گفتم: ای به چشم، هم الآن اصول اعتقادی‌مان را می‌نویسم و امضاء و تقدیم ایشان می‌کنم. سپس همان‌جا، در حضور خودش، با لحن بسیار محترمانه خطاب به خمینی نوشتم: «حسب‌الامر آن پدر گرامی که از ارکان اعتقادی این‌جانبان سؤال فرموده‌اید، معروض می‌دارم که: ارکان عقیدتی مجاهدین همان ارکان عقیدتی دین مبین اسلام و مذهب حقّهٔ جعفری اثنی‌عشری است». در ادامه شهادتین نوشتم و سپس پنج اصل دین و مذهب را با یادآوری این‌که «در عموم کتب شرعیات (ابتدائی) آمده‌است» مکتوب کردم: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد». در مادهٔ چهارم (مربوط به امامت) عمداً در مورد ۱۲امام نوشتم که: «آخرین آن‌ها زنده و غایب است (و) به منصب امامت رسیده»... (یعنی که امام دوازدهم خودش در منصب امامت حیّ و حاضر است و نیازی به زحمت سایرین نیست! وقتی این کاغذ را کپی گرفتم و نسخه اصلی را به احمد دادم تا برای خمینی ببرد، به‌دقت خواند و گفت: همین؟ گفتم: بله، مگر نگفتند اصول اعتقادی را بنویسیم؟ من هم اصول اعتقادی را نوشتم و فردا هم منتشر می‌کنیم تا ببینیم چماقداری و ضدیتهایی که شما می‌گویید، تمام می‌شود؟ احمد گفت: آخر از رهبری امام و اقتصاد و مالکیت هیچ‌چیز ننوشته‌اید! گفتم: حاج احمد آقا! ایشان خودشان ارکان اعتقادی را خواسته‌اند، نه اقتصاد و مالکیت و مسائل بحث‌انگیز دیگر را»)».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/170199 سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ - قسمت چهارم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ملاقات مسعود رجوی با خمینی در قم ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D8 AF DB 8C D8 AF D8 A7 D8 B1 D9 85 D8 B3 c6796099486bd45de652617d657219c7.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار با روح‌الله خمینی&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
یک هفته بعد از دیدار احمد خمینی و مسعود رجوی، احمد خمینی به وی اطلاع می‌دهد که خمینی خواهان دیدار با آن‌هاست. دستبوسی نکردن مجاهدین از خمینی در این دیدار خشم خمینی را از همان ابتدا برمی‌انگیزد. به گزارش شاهدین روح‌الله خمینی با خشم از عکاس مجاهدین خلق می‌خواهد که عکس نگیرد. در ادامه ملاقات خمینی به مسعود رجوی می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خیلی از آقایان از شما شکایت و گله دارند و همین دیروز هم که فهمیدند شما این‌جا می‌آیید، همهٴ کتاب‌ها و اعلامیه‌هایتان را آوردند به من نشان دادند، اما من اعتنا ندارم و فقط می‌خواهم شما با مردم و اسلام باشید تا اوضاع سابق به کشور برنگردد…»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/170199 سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ - قسمت چهارم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی خود دراین باره می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«منظور خمینی از مردم و اسلام واضح بود: گردن گذاشتن به ولایت و هژمونی خودش را می‌خواست که طبعاً مرز سرخ ایدئولوژیکی ما با ارتجاع بود. من هم گفتم: ما از شما هیچ درخواست دنیوی و مادی نداریم. در راه آزادی و استقلال ایران، ما را بدون کمترین چشم‌داشت دنیوی و مادی، کمترین سربازان خود بدانید. اکنون قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در شما متمرکز شده و اگر در راه خدا و خلق از آن استفاده شود، می‌تواند کون و مکان را تغییر دهد (نقل به مضمون). سپس خطبهٴ حضرت علی در نهج‌البلاغه در مورد حق مردم بر والی و حاکمیت و حق والی و حاکمیت بر مردم را برایش خواندم و نتیجه گرفتم که محور و کانون همهٴ مسائل و خواستها که انقلاب ضدسلطنتی هم اساساً برای آن به‌پا شد، مسئله آزادی است»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/170199 سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ - قسمت چهارم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کاندیداتوری برای ریاست جمهوری ==&lt;br /&gt;
در نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب ضد سلطنتی در سال ۱۳۵۸ خمینی اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;«این جانب بنا ندارم از کسی تأیید نمایم. چنانچه بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام احزاب و گروه‌ها و افراد می‌خواهم که از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود، ندهند»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 512f054ba198389e259fbc22e2728813.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
عکس مسعود رجوی روی جلد مجلهٔ جوان&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در روز ۱۵ دی‌ماه ۱۳۵۸ از طرف سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی شد. این معرفی حمایت‌ها بسیاری را از طرف احزاب و گروه‌های سیاسی و قشرها مختلف به دنبال داشت. سازمانها و گروه‌های حمایت کننده ازمسعود رجوی، عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
* جبهه دموکراتیک ملی ایران&lt;br /&gt;
* [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|سازمان چریکهای فدایی خلق ایران]]&lt;br /&gt;
* جامعه سوسیالیستهای ایران&lt;br /&gt;
* [[حزب دموکرات کردستان ایران]]&lt;br /&gt;
* [[حزب کومله|سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان (کومله)]]&lt;br /&gt;
* کانون سیاسی خلق ترکمن&lt;br /&gt;
* سازمان اسلامی شورا (ساش)&lt;br /&gt;
* گروه مشترک اقلیتهای ارامنه، زرتشتی و کلیمی&lt;br /&gt;
* گروه بررسی مسایل ارامنه&lt;br /&gt;
* مرکز کانون ناشران و کتابفروشان مسلمان&lt;br /&gt;
* کانون پژوهشگران ملی‌گرا&lt;br /&gt;
* انجمن مادران مسلمان&lt;br /&gt;
* بخشی از جنبش مبارزان خلق عرب&lt;br /&gt;
* هیئت نمایندگی خلق کرد&lt;br /&gt;
* هیئت جوانان آشوری&lt;br /&gt;
* سازمان همیاری ملی&lt;br /&gt;
* برخی از انجمن‌ها و کانون‌های معلمین&lt;br /&gt;
* نزدیک به ۸۰ انجمن و کانون دانشجویی و چند صد انجمن دانش آموزی در سراسر ایران&lt;br /&gt;
* نزدیک به ۱۵۰کانون و تشکل کارگری&lt;br /&gt;
* ۵۰۰نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های ایران و تعداد قابل توجهی از استادید دانشگاه‌ها و…&amp;lt;ref&amp;gt;[https://event.mojahedin.org/i/events/1116 اعلام کاندیداتوری مسعود رجوی-وبسایت مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اروند آبراهامیان در کتاب «مجاهدین ایران» در این زمینه می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کاندیداتوری رجوی نه‌تنها توسط سازمانهای وابسته به مجاهدین، بلکه توسط لیستی چشمگیر از سازمانهای مستقل شامل فداییان، جبهه دموکراتیک ملی، حزب دموکرات کردستان ایران، حزب زحمتکشان انقلابی (کومله)، انجمن سوسیالیستهای ایرانی، انجمن حقوق فرهنگی و سیاسی ترکمنها، انجمن جوانان آسوری و گروه مشترک ارمنیان، زرتشتیان و یهودیان مورد حمایت قرار گرفت. رجوی هم‌چنین از سوی شمار زیادی از شخصیتهای برجسته مورد حمایت قرار گرفت. از جمله همسر آقای طالقانی، شیخ عزالدین حسینی، رهبر مذهبی کردهای سنی در مهاباد، حجت‌الاسلام جلال گنجه‌ای، ۵۰ نویسندهٔ شناخته‌شدهٔ انجمن نویسندگان ایران، از جمله ناصر پاکدامن اقتصاددان، منوچهر هزارخانی نویسنده و حمید عنایت، تاریخ‌نویس لاییک و البته خانوادههٔ شهیدان اولیهٔ مجاهدین… مجاهدین به‌صورت اپوزیسیون غیرمذهبی پیشتاز در مقابل جمهوری اسلامی درآمده بودند. خمینی سریعاً پاسخ داد و رجوی را از انتخابات حذف کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده صفحه…&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 6e6e9971a55b8c2d337c11face58972a.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در دوران کاندیداتوری ریاست جمهوری&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
در سال همان سال موسی خیابانی از کادرهای شناخته شدهٔ مجاهدین خلق، در یک میتینگ انتخاباتی در زمین چمن دانشگاه تهران، اهداف مجاهدین از شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری را چنین بیان نمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «... ما می‌دانیم چکار می‌کنیم. ما کور حرکت نمی‌کنیم. ما معنی حرف‌مان را می‌فهمیم. ما راه درست را از انحراف تشخیص می‌دهیم. ما اهل تبلیغات دروغین و توخالی نیستیم. هیچ نیروی انقلابی چنین کاری نمی‌کند؛ و ما همه اینها را از درون ۱۴ سال مبارزه بیرون آورده‌ایم. اما در این مدت که به آزمون فعلی منجر شده‌است و برادرمان مسعود را به‌عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری نامزد کردیم. ما شایسته‌ترین، برجسته‌ترین، ما صالحترین فردی را که به نظر مان می‌رسید از روی همان احساس مسئولیتی که داشتیم نامزد کرده‌ایم. در تمام این مدت ۱۴سال برادرمان مسعود از همان اوایل بنیانگذاری سازمان، از اوایل سال ۴۶، در کوران این مبارزات بوده‌است؛ از نزدیک و در بالاترین سطح با تمام تجارب سازمانی ما آشنا بوده و آشناست. مسعود تنها باقیمانده کادر مرکزی سازمان پیش از سال ۵۰ است…»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== علت کاندید شدن مسعود رجوی ===&lt;br /&gt;
در روز ۲۸ دی در دانشگاه صنعتی شریف مسعود رجوی علت پذیرش کاندیداتوری خودش را چنین توضیح داد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ما همچنان که بارها گفتهایم با حفظ نقطه نظرات خودمان در رابطه با قانون اساسی یعنی نقطه نظرات انقلابی خودمان نه ازموضع لیبرال نه از موضع انحرافی نه از موضع حقوقی صرف بلکه از موضع یک انقلابی و موحد راستین انقلابی که بیشتر می‌خواهد عناصر ترقیخواهانه بیشتری می‌خواهد. تمایلات عمیق و رادیکال بیشتری می‌طلبد به مقامات مسؤل درسطح عالیترین شخصیتهای کنونی کشور وضعیت خودمان را اعلام کردیم؛ و به ایشان گفتیم که در فضای موجود بایستی قدمی برداشت که حتی المقدور به جدائیهای انحرافی به جنگ افروزیها خاتمه بدهد یا مقداری آن‌ها را ترمیم کند. این نیت آن قدر مقدس و آنقدر انسانی بود که بلااستثنا تمام آن‌ها تأیید کردند وحتی به خود من گفتند که شما فداکاری بزرگی را انجام می‌دهید به دلیل اینکه فشارهایی که بعداً رویتان خواهد آمد پذیرشش ریسک مهمی محسوب می‌شود. از نظر حقوقی صرف هم در هیچ جای جهان در هیچ مجموعه حقوقی سابقه ندارد که وقتی قانونی بعنوان اراده اکثریت تلقی شد اقلیت را کسانی را که حتی به آن رای ندادند وحتی با آن مخالفت کردند از حقوق موضوع آن قانون محروم بکنند. به هرحال ما برای اینکه شاید بتوانیم تا حدودی در جهت رفع پراکندگیها جنگ افروزیها مؤثر باشیم، دست به معرفی کاندیدا زدیم. اولین قدمی که در تحقیق این مطلب انجام دادیم، بررسی لایحه انتخابات اولین ریاست جمهور ایران مصوب شورای انقلاب بود که در تاریخ اول دی در روزنامه‌ها منعکس است. در آنجا مطابق همان قانون ۴ شرط پیشنهاد شده بود برای ریاست جمهوری یعنی برای نامزدیش. شیعه ایرانی الاصل بودن، سن بیشتر از سی سال، عدم سوء پیشینه و ماده بعدی مدیر و مدبر و الی آخر. در این قانون به همان ترتیبی که گفتم در هیچ قانون دیگری در هیچ‌کجای جهان هم، یا لااقل ما خبر نداریم، که بشود اقلیتی را از حقوق مصوب در قانونی که طبعاً اکثریت به آن رای داده محروم بکنند. طبیعتاً ما خبرگان نمی‌خواستیم ما مؤسسان می‌خواستیم، ولی وقتی ایجاد شد به هرحال می‌خواستیم تأثیر مثبت و سازنده خودمان را بگذاریم و با خیلی از نیروهای دیگر در آن شرکت کردیم. اینجا هم همین‌طور. یعنی از همان در صد یا قطره آزادی و دمکراسی هم هست که از کانال آن بشود تأثیر گذاشت؛ طبیعتاً نمی‌خواستیم دریغ بکنیم و این چیزی است که طبیعتاً جناح مقابل خیلی بایستی خواستار آن باشد. بر این اساس به ما گفتند که می‌توانیدثبت نام بکنید؛ ولی بر خلاف سایر کاندیداها خودمان به هیچ وجه اعلام نکردیم برای اینکه به فرض اگر اشکال قانونی هست بازهم بررسی بشود. اجازه بدید عین نامه ای را که من به امضای خودم نوشتم (در آخرین روز امکان کاندیداتوری یعنی هشتم دی ماه). این نامه از طرف سازمان به وزارت کشور داده شده این فتوکپیش است:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه به مصطفی میرسلیم  ===&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;وزارت محترم کشور&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران بدینوسیله برادر مجاهد آقای مسعود رجوی را بعنوان کاندید ریاست جمهوری معرفی و مدارک مربوطه را نیزبه پیوست تقدیم می‌دارد -با تشکر مجاهدین خلق ایران.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;بلافاصله بعد من یک نامه نوشتم به معاون وزارت کشور که باز این را هم می‌خوانم:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;وزارت محترم کشور&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;جناب آقای دکتر میرسلیم، &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ضمن اعلام آمادگی برای نامزدی ریاست جمهوری تقاضا می‌کنم تا اطلاع ثانوی از اعلام نام اینجانب بویژه در مطبوعات کشور خودداری فرمائید. بخصوص اینکه با توجه به مطالبی که جناب آقای فلانی که عمداً اسم را نمی‌گویم در جریانش هستند هرلحظه امکان صرف نظر کردن از کاندیداتوری وجود دارد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;این را منضم کردم به آن و فرستادم. منظور ما این بود که مطالعه بکنند چون قصد خیری داشتیم و در صورتیکه بهرحال وضعیت اقتضا نمی‌کند قانون که وضعیتش روشنه و اعلام نکنند؛ بنابراین ما صبر کردیم تا بعد وزارت کشور خودش اسم مرا اعلام کرد. مشروح قضایا البته محتاج فرصت دیگری است و شاید هم‌زمانهای دیگر تا و دقیق تر ومستندتر و موثقتر اینها را عرضه کنیم به مثابه گزارشی به تمام مردم ایران. اما بعد سر تیتر قضایا به این ترتیب بودکه تمایل بر این بود که من شخصاً کنار بروم. ابتدا از تبلیغات یعنی از رادیو و تلویزیون و بعد هم از کاندیداتوری؛ و تا به امروز؛ که طبیعتاً موضع ما این است که چون از کانال قوانین موجود وارد شدیم هر وقت از این لحظه به بعد مسؤلین به فرض تشخیص بدهند که کاندیداتوری من خلاف قانونی است حتماً خودشان خط خواهند زد و ما هم به آن گردن می‌گذاریم. نه تنها گردن می‌گذاریم بلکه از همه خواهران و برادران هم می‌خواهیم که با آرامش کامل با صبوری و متانت انقلابی با قضیه برخورد بکنند؛ ولی تا وقتی که مسؤلین اعلام نکردند ما هیچ تغییری در اوضاع به نظرمان نمی‌رسد. اینها چیزهاییست که برای تاریخ آینده هم درس خواهد بود. تا آنجاکه به ما مربوطه ما براساس اعتقادات نسلی که فقط به فقط رنجهای انقلاب را تحمل کرده براساس شرافت و آرمان میلیونها زن و مرد آزاده ای که در سراسر کشور مسولیت دفاع از خواسته‌های برحق شان را در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری، مسؤلیت سنگین را بر دوش ما گذاشتند حرفمان این است، حرف همه؛ که چوب، چماق و عوامفریبی دیگر اثر ندارد. اگر قانون است شکی نیست گردن خواهیم گذاشت. اما شانتاژ و تهدید چیزی نیست که درمقابلش سر فرود بیاوریم. اگر این نسل در مقابل تهدید و شانتاژ سرفرود می‌آورد امروز این انقلاب در اینجا نبود و بسیاری مقامات هم در جایی که نشستهاند نبودند. اجازه می‌خواهم به همه خواهر و برادرانی که این روزها دشنام شنیدندکتک خوردند مجروح شدند یا قلبهاشان جریحه دار شده تهنیت بگویم. تهنیت به خاطر اصالت و حقانیتی که حالا این شکل کنونی شما ازاین طریق آن را تعقیب می‌کنید. امر ما هیچ جایی برای شکست وخواری و بنبست برسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل بایستی فوق‌العاده هوشیار باشیم از لوث شدن مواضعمان از به ابتذال کشانده شدن توسط نیروهای شناخته شده خوداری بکنیم. برای ما مهم این نیست که چه تعداد رای بیاوریم یا نیاوریم. آن چیز که تا بحال اثبات شده و خودش هم تهنیت دارد و مرهون همین مقاومت‌ها و نیات پاک و صادقانه است این است، بالاترین کیفیت تکاملی جامعه مان تا امروز که هنوز در نیمه راه انتخابات هستیم موضع خودش را مشخص کرده، این موضع همچنان که گفتم چیزی نیست که وابسته به یک فرد یا فقط گروه باشد. این آرمانها، خواسته‌ها و حقوق عادلانهای است که میلیونها هموطن آگاه مبارز و شجاع و شرافتمند با این تفاوت که پنجه بکس یا تریبونهای غصب شده بدست ندارند، تا حالا موضع خودشان را مشخص کردند. به همین دلیل بازهم بایستی یادآوری بکنیم مسؤلیت سنگین فرد فرد خودمان را برای حراست از این آرمان و از این برنامه. برای حراست از آنچه که تا بهحال به آن رسیدیم و برای محافظت در مقابل انواع و اقسام توطئه‌هایی که همچنان تهدیدمان می‌کند. هرچقدر فشارها بیشتر بشوند، البته که ما اراده مان را بیشتر صیقل می‌زنیم. هرچقدر ناراحتی‌های بیشتری برایمان فراهم بکنند، البته که ما شور ایدئولوژیکی بیشتری احساس می‌کنیم. شما یادتان هست، این که من نمی‌خواهم مسئله را فردی بکنم ولی به هر حال مثالی که الان به ذهنم می‌رسد فقط همین است، فردی که گفتم منظورم در رابطه با خودم بود. به هر حال، ما تا آنجایی که در توان داریم و تا آنجایی که صداقت داریم که درست بفهمیم سعی می‌کنیم که درست عمل کنیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان سال [[روح‌الله خمینی]] به رغم اینکه متعهد شده بود در انتخابات دخالتی نکند با با یک فتوا مسعود رجوی را از کاندیداتوری حذف نموده و اعلام کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی نداده‌اند حق کاندید شدن در انتخابات را ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات بر همین اساس در روز یکشنبه ۳۰ دی ۲ خبر را  منتشر کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیتر روزنامه اطلاعات:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«امام خمینی: کسانی که به قانون اساسی رأی مثبت نداده‌اند حق ندارند رئیس جمهور شوند»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعات- ۳۰ تیر ۱۳۵۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ستون اول روزنامه اطلاعات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«سازمان مجاهدین خلق ایران دیشب ضمن اطلاعیه ای انصراف مسعود رجوی را از نامزدی ریاست جمهوری اعلام کرد»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق همچنین در اطلاعیه خود از خمینی پرسید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستون دوم از سمت چپ روزنامه اطلاعا&#039;&#039;&#039;ت&#039;&#039;&#039; &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«مستدعی است روشن فرمایید که آیا بر خلاف قوانین مصوب کشور، هیچ حمله و هجوم و مزاحمتی به شعبه‌ها و مراکز و اعضا و هواداران مجاهدین خلق ایران مجاز است یا خیر؟» &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از فتوای خمینی ضمن انصراف از کاندیداتوری ریاست جمهوری در روز ۲۹ دی، در پیامی اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر این مبارزه انتخاباتی بازنده‌ای داشته باشد، من نیستم».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== کاندیداتوری برای مجلس ===&lt;br /&gt;
اواخر سال ۱۳۵۸ تلاش‌ها برای برگزاری انتخابات مجلس آغاز شد. مسعود رجوی یکی از کاندیداهای مجاهدین برای انتخابات مجلس بود که نامش در لیست ۳۰ نفرهٔ کاندیداهای مجاهدین وجود داشت. سازمان مجاهدین انتخابات مجلس را فرصتی برای ایجاد تغییراتی که مطلوب او بود می‌دانست . انتخابات در روز ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این انتخابات تقلبات بسیاری علیه مسعود رجوی صورت گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز ۲۳ اسفند ۱۳۸۳ یک شاهد طی تماسی با رادیو آمریکا در مورد اولین انتخابات مجلس و آراء مسعود رجوی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«همون موقع که رأی آقای رجوی را که ۲ میلیون رأی آورد، بنده چون دوستان من در مرکز آمار بودن، میدونم رأی آورد؛ ولی آقای خلخالی آمد اونجا رجوی را کرد رجایی»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی با وجود تقلبات با ۲۹۷ هزار رأی نفر دوازدم تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سی خرداد ضرورت تاریخ قسمت پنجم&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق ایران لیست تقلبات در این انتخابات را در یک اطلاعیه اعلام نمود:&amp;lt;ref&amp;gt;اظهارات سخنگوی مجاهدین خلق دربارهٔ تقلبات انتخابات اخیر (۲۸ اسفند۵۸)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* تبلیغ و تحریک مردم علیه سازمان مجاهدین و توهین و مارک زدن به مجاهدین ۱۸۶۰ مورد&lt;br /&gt;
* اختلال و تقلب در هنگام شمارش آرا، قلم بردن در تعرفه‌ها، نوشتن آرای کاندیداهای سازمان به حساب کاندیداهای دیگه ۳۱۴ مورد&lt;br /&gt;
* دخالت در رای‌گیری با کارت جعلی ۱۹۰ مورد&lt;br /&gt;
* تبلیغ علیه مسعود رجوی ۱۱۵ مورد&lt;br /&gt;
* سوءاستفاده از سمت روحانیت و ریاست حوزه ۲۹۱ مورد&lt;br /&gt;
* استفاده از تعرفه اشخاص و بیسوادان به نفع کاندیداهای ائتلاف بزرگ ۳۵۵مورد&lt;br /&gt;
* سوءاستفاده از شناسنامه غیر و فتوکپی کارت شناسایی به جای شناسنامه ۲۱۷ مورد&lt;br /&gt;
* اخراج ناظران و معترضین به تقلب از حوزه با کتک زدن و بازداشت ۱۵۳ مورد&lt;br /&gt;
در ادامه روح‌الله خمینی فرمان به دو مرحله ای شدن انتخابات داد. مجاهدین خلق در بیانیه‌ای مخالفت خود را اعلام کردند. در مرحله دوم فرصت برای حذف کامل نمایندگان بازمانده از مجاهدین خلق باقی بود. در عمل نیز چنین شد و در پایان دور دوم هیچ‌یک از مجاهدین نتوانست به مجلس راه یابد.&lt;br /&gt;
== میتینگ ها و سخنرانی‌های مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سخنرانی مسعود رجوی در ۴ دیماه ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران.jpg|جایگزین=سخنرانی مسعود رجوی در ۴ دیماه ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران|بندانگشتی|سخنرانی مسعود رجوی در ۴ دیماه ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میتینگ مسعود رجوی در دانشگاه تهران ===&lt;br /&gt;
در چهارم دی ماه ۱۳۵۷، یعنی سه روز پس از آزادی، مسعود رجوی یک میتینگ در دانشگاه تهران برگزار کرد. او در آن سخنرانی سقوط شاه را آغاز راه توصیف کرد؛ و در این سخنرانی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من نیامدم این‌جا که روند خودبخودی قضایا را فقط ستایش کنم. ما نیامدیم که آنچه را که هست و فقط هست تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد؛ و چه چیز نباید باشد! برادران، خواهران، رزمندگان و مبارزین! ما سر نداده بودیم که به‌جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که به‌جایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلی‌های بهتر و مقامات بهتری قعود کنیم»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام و سرنگونی مسعود رجوی- ص7&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;او در ادامه آن سخنرانی گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;انقلابات پیروزمند جهان رو همه مطالعه کردهاید، سازمان داشتند و سلاح ولی خلق ما چه داشت؟ فقط سینه ای سپر کرده وآنطور که ما توی زندان می‌شنیدیم در اون شب‌های محرم، بانگ تکبیر. این خلق اینطور تا اینجا این پیروزی رو بدست آورده، وای برما اگر این پیروزی رو درست ادامه ندیم. پس مبادا که فرصتهارو ازدست بدیم و به نسل نفرین شده‌ای خودمون رو تبدیل کنیم. به صراحت باید گفت برادران و خواهران، مبارزه حق هر بشریست و حق هر نیرویی ویژگی انسانه اگرانسان مبارز نباشه که انسان نیست. امروز انقلاب ایران پیروزیش در گرو شماست که آیا رسالت خودتون رو انجام خواهید داد یا نه، و این رسالتی است بس مشکل. میشه نشست و تا نهایت حرکت خودبخودی رو تقدیس کرد. این حرکت خیلی عظیمه، خیلی قابل ستایشه ولی نباید به همین قناعت کرد گفتیم که ما درآغاز راهیم راهی بس دور و دراز که تا قلة توحید ادامه داره. با درود به تمام شهدای انقلابی خلق، پیروز باد انقلاب دمکراتیک ایران!&amp;lt;ref&amp;gt;کیهان- ۵ بهمن ۱۳۵۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در دقایق پایانی میتینگ بود که مسعود رجوی به جای «انقلاب اسلامی»، روی «انقلاب دموکراتیک» تأکید کرد. یک نفر سؤال کرد: «انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟» رجوی گفت: «یعنی انقلابی با شرکت مردم؛ همه قشرهای خلق!»&amp;lt;ref&amp;gt;استراتژی قیام، ص7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میتینگ مسعود رجوی در دانشگاه تهران ===&lt;br /&gt;
این میتینگ در ۴ اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد. در این سخنرانی مسعود رجوی سخنانی ایراد کرد که زیاد قابل انتظار نبود. وی بجای حمایت تام و تمام از خمینی بدون اینکه نامی از وی ببرد گفت:&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران.JPG|جایگزین=اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران.|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مصاحبه روزنامه کیهان با مسعود رجوی&lt;br /&gt;
]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«انتصابات مختلف سیاسی و نظامی و اداری، تا سرحد امکان و به‌خصوص در حد کادرهای طراح و رهبری‌کننده، با نظر شوراهای مردمی صورت گیرد».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب موضع‌گیریهای سیاسی مجاهدین خلق ایران در آستانهٔ پیروزی انقلاب، ص 37&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مهدی ابریشمچی از کادرهای بالای مجاهدین در مورد این میتینگ و موضع‌گیری مسعود رجوی می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«نکتهٔ خیلی مهم این بود که این موضعگیری واقعاً مخالف انتظار اکثریت مردم بود. به این دلیل که این موضعگیری درست در روزهایی انجام گرفت که خمینی در اوج محبوبیت بی‌بدیل روزهای اول حاکمیتش بود. رژیم شاه سرنگون شده بود و مردم تصویر خمینی را در ماه می‌دیدند. در واقع به خمینی گوشزد می‌شد که نباید زیر آنچه که در مورد مسألهٔ آزادیها در پاریس قول دادی، بزنی!»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب شاهدان- مهدی ابریشمچی-ص ۲۰&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در احمدآباد ===&lt;br /&gt;
ده روز بعد در روز ۱۴ اسفند ماه در سالروز درگذشت دکتر مصدق مسعود رجوی بر مزار دکتر محمد مصدق یک سخنرانی داشت. او در این سخنرانی گفت:&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 70c1abba764c8a0aee7e021522e3ba49.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در احمدآباد بر سر مزار دکتر محمد مصدق&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«و به‌نام رهبر فقیدی که در این‌جا آرمیده‌است. رهبری استوار، سرسخت و سازش‌ناپذیر که نخستین بار درس مبارزه با استعمار را در مکتب او آموختیم. آن‌که در میهن خود غریب و در خانه‌اش در تبعید و در عین زنده بودن، چونان شهید به‌سر برد. از این‌رو جای آنست که بدواً خالصانه‌ترین درود انقلابی خود را نثار این آموزگار جنبشهای بزرگ ضداستعماری ملل اسیر و در زنجیر جهان کنیم؛ و همچنین درود بفرستیم به شهید پرافتخار – وزیر خارجه قهرمان دکتر محمد مصدق – شهید دکتر حسین فاطمی، قهرمان ملت ایران؛ و نیز درود بفرستیم به شهدای پرافتخار سی‌ام تیر… به همین مناسبت از کلمات تاریخی خود دکتر مصدق یاری می‌گیریم و درود بفرستیم باز هم به همه کسانی بقول خود او «.... در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آنجا که بتوانند مرد و مردانه می‌ایستند و یکدندگی به‌خرج می‌دهند».... و درود می‌فرستیم باز هم به کسانی که بقول خود ایشان».... در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه چیز خود می‌گذرند»..... چیزی که ما می‌خواهیم این است که: مبادا اشتیاق توده‌های مردم نسبت به اسلام، به یأس و دلسردی منتهی شود! خلاصه این‌که ما می‌گوییم: جمهوری اسلامی بله! ولی سوء استفادهٔ ارتجاعی از اسلام نه!»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب موضع‌گیریهای سیاسی مجاهدین خلق ایران در آستانهٔ پیروزی انقلاب، ص 55&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میتینگ  در ترمینال خزانه ===&lt;br /&gt;
روز چهارم خرداد ۱۳۵۸ به مناسبت اعدام بنیانگذاران مجاهدین خلق ایران یک میتینگ بسیار بزرگ در ترمینال خزانه در جنوب تهران برگزار شد. در این میتینگ مسعود رجوی آیت‌الله طالقانی را به عنوان کاندیدای مجاهدین در ریاست جمهوری معرفی کرد.&lt;br /&gt;
=== میتینگ [[گردهمایی آینده انقلاب|آینده انقلاب]] ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسعود رجوی در سخنرانی مشهور به آینده‌ی انقلاب.JPG|جایگزین=مسعود رجوی در سخنرانی مشهور به آینده‌ی انقلاب|بندانگشتی|مسعود رجوی در سخنرانی مشهور به آینده‌ی انقلاب]]&lt;br /&gt;
روز ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ سازمان مجاهدین خلق یک میتینگ در دانشگاه تهران برگزار کردند که در آن از قتل و کشتار هوادارانشان شکایت کردند. مسعود رجوی در سخنرانی خود در این میتینگ گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«امروز، برای بزرگداشت شهدایی بس والا قدر و پر ارج و شأن جمع شده‌ایم، شهید اولین احمد، چه سمبل پر معنایی، نارنجک را کشید، خودش را قطعه قطعه کرد، به دشمن هیچ نداد نه سلاح، نه اطلاعات و نه حتی جسم خودش، آخر او یک مجاهد خلق بود، مظهری از اراده شکست ناپذیر خلقی قهرمان نسبت به غلبه بر ظلمات جهل و اسارت؛ و چنین بود که اینان به قول پدر طالقانی راه جهاد گشودند، البته اونروز نه کسی احمد و نظایرش را منافق خواند و نه از شکیات و سهویات آن‌ها سئوال کرد و نه آن‌ها را التقاطی قلمداد کرد، آخر آنروزها، فقط بحث رزم و میدان بود، طاغوت آنقدر سخت گرفته بود که مرز جنبش و ضد جنبش، مرز انقلاب و ضدانقلاب به معنی حقیقی کلمه و نه به معنی ابتذالیش واقعاً نمی‌توانست مخدوش بشه. به این ترتیب جایی برای شیرین زبانی، خوش رقصی، مجاهد نمایی و مسلمان نمایی باقی نمانده بود. آخرآنروز در صحنه هیچ اثری از آن‌هایی که امروز ما را از قیام به مسئولیتهای تاریخیشان میترسونند نبود. چونکه بازی گرگم به هوا نبود، مبارزه سخت و خشن و جدی، و یا اگر هم از بعضی از اینها خبری بود، در پشت صحنه، در پشت جبهه و نه در صفوف نخستین، مرزها نمی‌توانست مخدوش بشه. اهل اسلام و اهل نفاق به سادگی قابل تشخیص بودند. البته باز هم شکر خدا که با این آزمایشی که امروز در کورانش هستیم، باز هم‌مرزها برامون روشنتر شد. فهمیدیم که هر کسی چه در دل داره و چند مرده حلاجه و در اوج همین آزمایش و در یکی از دقیق‌ترین و حساسترین نقاط آن بود که تازهترین و آخرین شهید به خاک افتاد، عباس، مجاهد کارگر، کارگر شهید. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی در ادمه این سخنرانی در اعتراض به هجوم هواداران خمینی به اعضاء مجاهدین فریاد زد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس کجائید ای مسلمانها؟ مگر نمی‌بینید چه به روز ما و هوادارانمان و خانواده‌هایمان می‌آورند؟ مگر دائماً تکرار نمی‌کردید از قول رسول خدا «من سمع رجلاً ینادی یاللمسلمین! فلم یجبه، فلیس بمسلم»؛ در گوشه و کنار دنیا اگر کسی مسلمانها را به کمک بطلبد و اجابت نکنند، مسلمان نیستند. یا لاالمسلمین پس کجائید؟ چرا صدایتان در نمی‌آید؟ الله‌اکبر! مگر نمی‌بینید که چطور طرفداران ما را سر می‌برند در نظام جمهوری اسلامی: پس چرا سکوت پیشه کردید؟ مگر گناه ما چیست؟ ای کسانی که گوش دارید؟ مگر ما چه کردیم جز تحمل رنج و اسارت؟»&amp;lt;ref&amp;gt;10بهمن 58، سخنرانی در دانشگاه تهران: آیندهٔ انقلاب&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی همچنین برنامه و خواسته‌های سازمان مجاهدین را برای ایران چنین اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس بگذارید تصریح کنم، این آینده انقلاب است که برای ما اهمیت داره، و بنابراین، هیچ‌کدام از ما، هیچ‌کدام از ما، نه مشتاق و نه مدعی و نه خواهان هیچ پست و مقامی بوده و هستیم. ما آینده انقلاب را روشن و فیروزمند می‌طلبیم. بله ما هستیم یعنی از این پس به قول علی ع شعار ما اینه: العمل، النهایه، الاستقامه. عمل، دیدن نهایت و پاداش و پایان کار و استقامت روی این؛ بنابراین ما حول این برنامه، حول این خطوط اسلامی و انقلابی و مردمی، میگیم هر کس میخواد بیاد. هر کس برایش واجد اهمیته که تفرقه‌ها برن کنار و تمام خلق رو به جلو بره چه بهتر. باین ترتیب، ملاحظه می‌کنید، که اگر معیارهای عملی بمیان بیاند، چقدر راه‌ها و تشخیصها ساده خواهد بود. خواستهامون هم همان برنامه است، اجازه می‌خواهم، سرخطش را باز هم بخوانم که ما چه می‌خواهیم وحول چند نکته اش توضیح بدهم. شوراهای مردمی، استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت مردم، آزادی کامل احزاب، عقاید و مطبوعات حقوق ملیتها :) بخصوص در مورد کردستان، یک نکته بسیار باریکتر از مو هست که نبایستی ازش بگذریم و آن کلمه خودمختاری است، این کلمه برای مردم آنجا مقدس شده، سالهای سال بهشون ستم شده بود، ما بایستی موضع خودمانرا روشن بکنیم، آیا نسبت به کلمات حساسیم، آیا باید جنگ کلمات راه انداخت، اگر برای مردم این کلمه مقدس است. بایستی مفهوم و چارچوبش را روشن کرد و بهشون گفت و داد؛ و بعد مسئله برابری زن و مرد، هرچقدر میخواین، از حقوق مادر و اهمیت مادر و احترام به مادر صحبت بکنین، همه اش درست؛ ولی بیاین یک مقداری هم حقوق مساوی سیاسی و اجتماعی زن را بهش بدین تا درجه دوم تلقی نشه، بعد مساوات اسلامی تشیع وتسنن بود، ماده نهم، زمین برای دهقان و کار برای کارگر بود، و ماده دهم مسکن، بهداشت، و تحصیلات برای همه، اینها را برای این می‌خوانم که ما روش هستیم و خواهیم بود. یازده: مبازره با هرج و مرج بود و تأمین آسایش اجتماعی برای تمام مردم»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میتینگ دانشگاه تهران- اسفند ۵۸ ===&lt;br /&gt;
در دوم اسفندماه ۱۳۵۸ مسعود رجوی سخنرانی دیگری در دانشگاه تهران داشت. دراین سخنرانی نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر شرکت داشتند. مسعود رجوی در این سخنرانی باز هم به بسته شدن راه‌های مبارزه مسالمت‌آمیز اعتراض نمود. او گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس بیائید پیدا کنیم، کدامین جماعت از ما بود که در سوگندش نیرنگ نهفته بود. نیرنگ انحصار و فزون طلبی. «انما یبلوکم الله به» این‌ها همه‌اش آزمایش است. باز هم به روایت قرآن وقتی رشته‌ها و پیوندها شکسته می‌شود، آن طبقات و گروه‌هائی روی کار می‌آیند که دوباره جامعه را می‌برند به سمت طبقات فرادست و طبقات فرودست …&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;همان نظام قبلی، همان مسیر تدریجی بجانب طاغوت‌های زمان و طاغوت‌های جهان، درست بهمین دلیل بود که من پارسال در همین‌جا و در همین زمین اعتراض کردم، سوگندها را در برابر یکی دیگر از آخرین شهداء یادآور شدم، و پرسیدم چرا؟ چرا؟&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;همانروز گفتم که اگر جهاد یک مجاهد را خوار بدارید، توی سرش بزنید، از نیروهای واقعاً انقلابی خلع ید و قطع ید کنند، تهمت و برچسب بزنند، اتهام مارکسیست ـ اسلامی را بگونهای دیگر تکرار بکنید؛ و مسالهای نظیر کردستان را بجای حل اصولی با برچسب تجزیه طلبی به قهر و تعارض بکشانید. لاجرم مجدداً طبقهای را رشد خواهید داد که «هی اربی من امه» فزودهتر و برتر در میان طبقات خلق خواهد شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;آخر، اگر قرار می‌بود در یک جامعهای همه مثل هم فکر کنند، مثل هم نظر داشته باشند، سر موئی بین اندیشه و رأی آن‌ها اختلاف نباشد، که خدا خودش اینکار را می‌کرد. پس چرا ما باید آنقدر حقیقت را و درست را و اسلام را هم منحصر بخودمان بکنیم؟ آنقدر که بگوئیم هر که رأیش رأی ما نیست، اصلاً نظر ندهد، یا مثل همین دیروز در خزانه و روز قبلی‌اش در گود و روز قبلی‌اش در یاخچی‌آباد تهران، چون مجاهد است و یا به مجاهدین وابستگی دارد، تمایل یا سمپاتی ابراز می‌کند، حق زندگی ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنام مجاهد- فوق‌العاده شماره - یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۵۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی همچنین در این سخنرانی نسبت به بسته شدن راه‌های مبارزهٔ مسالمت آمیز اعتراض کرده و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:میتینگ مسعود رجوی در رشت.jpg|جایگزین=میتینگ مسعود رجوی در رشت|بندانگشتی|میتینگ مسعود رجوی در رشت]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بیایید خودتان به دست خودتان، با بستن راه‌های فعالیت قانونی، راه‌های فعالیت غیرقانونی را باز نکنید. از این فرصت که تمام نیروها حاضر شدند به‌رغم همه محدودیتها، مشتاقانه باز هم شرکت بکنند، باز هم همکاری بکنند، استفاده بکنید. ما زندگی و فعالیت در یک نظام قانونی را پذیرفتیم، اگر بگذارند. آن‌قدر پذیرفتیم که تا به‌حال از حق قانونی، شرعی، اخلاقی دفاع از خودمان هم استفاده نکردیم. شنیدید ما یک گلوله شلیک کرده باشیم؟ یک مورد حتی؟ ولی هیچ‌کس، هیچ‌کس از مقامات مسئول نیآمد به ما بگوید که داستان شما چیست و بر سر شما چه می‌گذرد؟ اما اگر پیوسته یک عده‌ای بخواهند با چماق و گلوله به ما بتازند و هیچ مقام مسئولی هم جوابگو نباشد، دیگر تکلیف چیست؟»&amp;lt;ref&amp;gt;2اسفند 58، سخنرانی در دانشگاه تهران- [https://news.mojahedin.org/i/news/170197 وبسایت مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسعود رجوی در میتینگ رشت ===&lt;br /&gt;
در میتنگ مسعود رجوی در رشت حدود ۳۰۰ هزار نفر شرکت داشتند. سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این‌جا وقتی توی شمال سخنرانی کرد، بالای سر میرزا کوچیک‌خان، دویست هزار نفر دانشجو و جوون همینجوری ریخته بودن! وقتی صحبت می‌کرد، اینا همینجوری غش می‌کردن! چنین کاریزمایی! چیز چیزم نمی‌کرد! حرف بلد بود بزنه و اینها! اونقدرم خاطرخواه داشت!»&amp;lt;ref&amp;gt;سخنرانی سعید قاسمی در دانشگاه امام صادق، مهر ۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی که در رشت با استقبال و هیجان بسیار جمعیت مواجه بود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آخر مگر گناه ما چیست؟ مگر ما در سراسر این مدت حتی به‌عنوان مثال یک گلوله هم شلیک کردیم؟ پس چه شد که برای آن‌ها مجاهد محبوب دیروز، حالا منافق شد و ضدانقلاب؟»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=xqhHNJXzOUo میتینگ رشت - سخنرانی مسعود رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسعود رجوی در میتینگ تبریز ===&lt;br /&gt;
در روز ۲۰ اسفندماه ۱۳۵۸ مجاهدین میتینگ دیگری در تبریز داشتند که در آن مسعود رجوی نیز سخنرانی کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سخنرانی مسعود رجوی در تبریز- [https://www.youtube.com/watch?v=MvVqlkUikZ0 کانال یوتیوب بسوی پیروزی]&amp;lt;/ref&amp;gt; این میتینگ با سخنرانی عزیز رضایی مادر چند جانباخته در زمان شاه آغاز شد. سپس احمد حنیف‌نژاد برادر محمد حنیف نژاد در آن با زبان ترکی به سخنرانی پرداخت. سخنران بعدی موسی خیابانی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین سخنرانی کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد فوقالعاده شماره 7 انتخابات - 22 اسفندماه 1358&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سخنرانی مسعود رجوی در امجدیه ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px-447px- D8 B3 D8 AE D9 86 D8 B1 D8 A7 D9 86 D e2e57169b4a46901c1da121110bd2565.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ امجدیه تهران&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی طی یک سخنرانی در خرداد ۵۹ در استادیوم صد هزار نفری امجدیهٔ تهران، که به‌خاطر بزرگداشت قربانیان حملات جمهوری اسلامی به هواداران مجاهدین برگزار شده بود، پیدایش و رواج سرکوب در جامعه را محکوم کرد. مسعود رجوی در این سخنرانی که به سخنرانی «چه باید کرد» مشهور شد به کشته شدن تعداد زیادی از اعضاء این سازمان در حملات کور توسط افرادی که آن‌ها را منتسب به حکومت می‌دانست پرده برداشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«۲۳ فروردین، برادر کارگر ما، رضا حامدی که قبل از انقلاب، حزب رستأخیر خمین را منفجر کرده بود و حالا در کنار یک مغازه، کتاب‌فروشی طالقانی را دایر کرده بود، به ضرب ۶گلوله شهید شد. ۳۰ فروردین، خواهر کوچک ما نسرین رستمی ـ دقیقاً نمی‌دانم چند سال دارد شاید۱۴–۱۳ سال ـ در شیراز به ضرب گلوله از پا افتاد. ۳۱ فروردین در مشهد یکی از با ارزشمندترین برادران ما، شکرالله مشکین‌فام ـ که همین حالا فرزند سه‌ساله‌اش را در بغل من دیدید به‌ضرب گلولهٔ ژـ۳در محل دفتر مجاهدین در مشهد به‌شهادت رسید. مجاهد شهید مرتضی حمزه لو شبانه رفت در غسال‌خانهٔ اراک و از پیکر رضا عکس گرفت و چاپ این عکس در نشریهٴ مجاهد ـ که پیکر سوراخ سوراخ شدهٔ رضا با رگبار مسلسل یوزی را نشان می‌داد ـ باعث شد تا داستان تصادف جمع بشود. با این همه، شکایت خانوادهٔ رضا و مجاهدین به هیچ‌جا نرسید! (پاسداران رضا حامدی را در خمین با رگبار مسلسل شهید کرده بودند. بعد او را آوردند اراک و می‌خواستند در جواز دفنش بنویسند تصادف). سوم اردیبهشت، برادر ما احمد گنجه‌ای در رشت در خیابان تختی به ضرب گلولهٔ نامردمانی که از تهران به‌نام انقلاب فرهنگی رفته بودند، به ضرب ژ ۳ به‌شهادت رسید. ۱۹ اردیبهشت، در درگز یک قاصدک جوان دیگر، برادر کوچک‌مان، مجاهدفروش، جلیل مرادپور، دانش‌آموز سال اول دبیرستان به ضرب دشنه‌ای که در قلبش فروکردند، در خون غلتید»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/170865/تصویب-تحریمهای-رژیم-آخوندی-به-مدت-۱۰سال-دی میتینگ امجدیه، چه باید کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;این میتینگ نیز مورد حملهٔ حامیان خمینی قرار گرفت و تعداد قابل توجهی مصدوم و مجروح شدند. مسعود رجوی در این سخنرانی در میان شور و هیجان جمعیت گفت: وای به روزی که بخواهیم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ بدهیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله به این میتینگ به سرعت به یک جنجال سیاسی در کشور تبدیل شد. ۲۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اولین اطلاعیهٔ این مجلس حمله به این میتینگ را محکوم کردند. احمد خمینی نیز در سخنان مشابهی این حمله را محکوم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نامه شاملو به مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
در آستانه ۴‌خرداد۱۳۶۰به‌مناسبت سالروز شهادت بنیانگذاران و اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، پیام مشترکی از‌ سوی شادروان احمد شاملو، شادروان دکتر غلامحسین ساعدی و دکتر منوچهر هزارخانی و شماری دیگر از نویسندگان و شعرا، خطاب به مسعود رجوی فرستاده شد. در این پیام آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مجاهد خلق! مسعود رجوی! چهارم خرداد روز شهادت محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر بدیع‌زادگان، عبدالرسول مشکین‌فام، و محمود عسگریزاده، بنیانگذاران سازمان انقلابی مجاهدین خلق ایران است. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;یادآوری این روز برای مردم ما و همه مشتاقان آزادی و استقلال ایران فرصتی است در بزرگداشت خاطره همه شهدای انقلابی خلق، و برای شما و همرزمانتان، که فعالانه راه آن مجاهدین شهید را می‌پویید. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;به‌ویژه تجدید عهدی است با آرمانهای مردان و زنان از خودگذشته‌یی که برای رهایی ایران به‌پا خاستند و با ایثار جان خویش، سنگ بنای جنبشی انقلابی را بر زمین میهن ما استوار کردند. برای ما فرصتی مغتنم است که در بزرگداشت این روز تاریخی و این تجدیدعهد با شما و همه همرزمان مجاهدتان، سهیم و شریک باشیم». &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پاسخ مسعود رجوی ===&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پاسخ به نامه‌ی شعرا و نویسندگان در نشریه مجاهد منتشر شد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«به‌نام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران. شاعر شاعران! خورشید درخشان آسمان ادب ایران! احمد شاملو! با‌ سلامهای انقلابی، پیام شورانگیز شما و ۱۲‌تن دیگر از نامدارترین درخشندگان منظومه «ادب وهنر» میهن ستمزده‌مان، به‌مناسبت سالروز شهادت بنیانگذاران مجاهدین خلق ایران را دریافت کردم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;برای مجاهدین خلق و میلیشیای مردمی و برای همه انقلابیون ایران به‌طور اعم، جای سرفرازی است که اکنون بیش‌از‌پیش از حمایت شما و سایر دوستانتان برخوردار شده‌اند. اگر‌ چه این مطلب هرگز چیز جدیدی نبوده و از قدیم‌الأیام هر «ابراهیمی» که قصد گذر کردن از «آتش» داشت، شما و سایر رزمندگان میدان «هنر» را در کنار خود می‌یافت. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;و چه خوب گفته بودید که:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«امروز شعر حربه خلق است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;زیرا که شاعران، خود شاخه‌یی ز جنگل خلقند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;نه یاسمین و سنبل گلخانه فلان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;بیگانه نیست شاعر امروز، با دردهای مشترک خلق&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;او با لبان مردم لبخند می‌زند&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;درد و امید را با استخوان خویش، پیوند می‌زند»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;پس ما و هر آن کس که «مژده شکستن زمستان» را در دل می‌پروراند، حق داریم که مضافاً بر سلاحهای مادی، از تسلیح به دیگر حربه‌های معنوی خلق بر خود ببالیم و بار دیگر بر بالین شهیدان والامقام خلق ـ‌تمامی خلق‌ـ سوگند یاد کنیم که هم‌چنان تا قله «رهایی»، سنگر مبارزات عادلانه ضداستبدادی، ضداستعماری و ضداستثماری را ترک نگوییم. مبارزه‌یی که لاجرم در‌ برابر ارتجاع و اپورتونیسم نیز قد برافراشته و خواهان حمایت فزاینده شماست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;پس ای حربه‌های معنوی خلق! شاعران و نویسندگان عالی مقام!&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;اجازه می‌خواهم از جانب بسیاری از فرزندان خلق قهرمان و محرومی که چه در دوران «زور عریان» و چه در دوران «فریب» یک آن نیز دامان ستمکشان را رها نکرده‌اند، بار دیگر بر نیاز تمامی خلق و نیاز تمامی فرزندان جانبازش بر ضرورت کار انسانی و انقلابی خلاق شما تأکید کنم… &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;خرداد ۱۳۶۰»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:174px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC a63d728fe5830e773d213117d8c53361.jpg|جایگزین=تشکیل شورای ملی مقاومت|بندانگشتی|تشکیل شورای ملی مقاومت]]&lt;br /&gt;
در ۳۰ تیرماه ۱۳۶۰ یک ماه پس از آغاز اعدام‌های دستجمعی در ایران و یک ماه پس از ۳۰ خرداد که پایان مبارزه مسالمت آمیز مجاهدین در ایران بشمار می‌رفت، مسعود رجوی در تهران یک ائتلاف سیاسی به نام شورای ملی مقاومت علیه جمهوری اسلامی تشکیل داد. این ائتلاف که برخی جریانات و شخصیت‌های سیاسی به عضویت آن درآمدند در ادامه گسترش بیشتری یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/آشنایی-با-شورا/تاریخچه-شورا.html وبسایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; مسعود رجوی پیش از آن تلاشی را برای متحد کردن نیروهای دموکراتیک و مخالفین جمهوری اسلامی غاز کرد. از جمله نشریه مجاهد که پر تیراژترین روزنامه آن‌زمان بود بخشی از صفحات خود را تحت نام شورا به سایر گروه‌ها و شخصیت‌ها اختصاص می‌داد تا نظراتشان را بیان کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب دموکراسی خیانت شده&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ده روز پس از تأسیس شورای ملی مقاومت ایران توسط مسعود رجوی، وی به همراه بنی صدر رئیس جمهور وقت ایران به فرانسه رفت. در نیمه دوم سال ۱۳۶۰ در طی جلساتی برنامه و اساسنامهٔ شورای ملی مقاومت و تشکیل دولت موقت را به تصویب رساند. این شورا تصویب کرد که دولت موقت حداکثر ۶ماه پس از سرنگونی رژیم آخوندی انتخابات برای تشکیل ”مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی” را برگزار کند. پس از تشکیل این مجلس وظیفه شورای ملی مقاومت و موجودیت آن خاتمه می‌یابد و دولت موقت استعفای خود را به مجلس مؤسسان تقدیم می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/آشنایی-با-شورا/تاریخچه-شورا.html وبسایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرواز مسعود رجوی از ایران به فرانسه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC e2b3257131ff4371e5c002461503df63.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی و سرهنگ خلبان بهزاد معزی&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
در روز هفتم مرداد ۱۳۶۰ مسعود رجوی که سازمانش حدود یک ماه قبل روز ۳۰ خرداد را پایان امکان مبارزهٔ مسالمت‌آمیز و آغاز مقاومت سراسری اعلام کرده بود، تهران را با یک هواپیما از پایگاه یکم شکاری تهران به مقصد پاریس ترک کرد. سرهنگ خلبان بهزاد معزی، خلبان این پرواز بود. در این پرواز بنی‌صدر رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی نیز به همراه او بود. پیش از آن فضای سیاسی در حاکمیت علیه بنی‌صدر بسیار برانگیخته بود و احتمال دستگیری وی وجود داشت. این پرواز با طرحی بسیار پیچیده به سرانجام رسید. سرهنگ خلبان معزی که از بهترین خلبانان نیروی هوایی ایران و خلبان مخصوص شاه بود در کتاب پرواز در خاطره‌ها در این رابطه نقل می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«رادار تبریز ما را گرفت. دو سه بار صداکرد و من یکبار جوابش را دادم. گفت: خمینی گفته به شما بگوییم قول می‌دهم با شما کاری نداشته باشند. از لحاظ مادی و معنوی هم هرچه می‌خواهید در اختیارتان بگذارند. برگردید! من هم گفتم چند تا پرسنل نیروی هوایی در هواپیما هستند و هواپیماربایی کرده‌اند و ما هم داریم از این طرف می‌رویم. مکالمات ادامهداشت و من مخصوصاً ادامه می‌دادم تا وقت‌کشی شود. رادار مرتب می‌گفت رجایی که در آن موقع نخست وزیر و فکوری فرمانده نیروی هوایی بود در پست فرماندهی ‌هستند و ازطرف ولایت فقیه به شما تأمین می‌دهند. ایرج برای وقت کشی گفت رجایی خودش باید تأمین دهد. رادار جواب داد خودش تأمین می‌دهد. یکی از بچه‌ها گفت من قانع شده‌ام بگذارید رفیقم را هم قانع کنم. ازین طرف صدای «F۱۴» بلند شد. هواپیمای»F۱۴» که صدای ما را گرفت برگرد نرو! گفتم من نمی‌روم هواپیماربایی شده. گفت برگرد می‌زنمت نرو! گفتم چی را می‌زنی؟ هواپیما ربایی شده، یک مقدار بیا جلوتر خودت را نشان بده تا هواپیما رباها تو را ببینند و بترسند. با او که یکی ازشاگردانم بود مخصوصا این‌طور صحبت کردم تا ببینم موقعیتش کجاست؟ گفتم بیا! چراغ‌های هواپیما را خاموش کردم و به بچه‌ها گفتم بروند از محفظهٔ سوخت رسانی زیر هواپیما، بیرون را ببینند که آیا هواپیمایی دیده می‌شود یا نه؟ که دیده نمی‌شد. خوبی‌اش به این بود که رژیمی‌ها نمی‌دانستند آقای رجوی و بنی‌صدر هم داخل هواپیما هستند. از این طرف خلبان «F۱۴» «تکرار می‌کرد برگرد می‌زنم! برگرد می‌زنم! بلندگوی دخل کابین روشن بود. در نتیجه صدایش را دیگران هم می‌شنیدند. به دفع‌ الوقت ادامه دادم تا رسیدیم نزدیک پایگاه تبریز. این پایگاه موشکهای‌هاگ داشت. به لحاظ هواپیما، هواپیمایش «F۵» بود که قدرت ره‌گیری شب نداشتند ولی موشک‌های هاگ داشت که زمین به هوا بود. برای اینکه از برد موشک‌های هاگ دور بشوم نزدیک این پایگاه گردش بهراست کردم و رفتم سمت مرز شوروی. نزدیک مرز، دو هواپیمای شوروی بلند شدند و به موازاتما درمرز شوروی آمدند تا اگرخواستیم وارد خاک شوروی بشویم ما را بزنند. ما این طرف مرز می‌رفتیم و آن‌ها آن‌طرف. حواسمان بود. تبریز را به صورت یک نیم‌دایره دورزدیم تا هم ازبرد موشک‌ها درامان باشیم هم وارد شوروی نشویم. وارد خاک ترکیه شدیم. درتمام این مدت خلبان تعقیب کننده همچنان تهدید می‌کرد که ما را خواهد زد. من می‌گفتم بابا بیاجلو اینها ببینند می‌گفت می‌آیم. منظور اصلی من این بود که وقت بگذرانم. آخرش‌هم گفت به رادار سوریه می‌گویم شما را بزند&amp;lt;ref&amp;gt;پرواز در خاطره‌ها- ص ۱۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرواز مسعود رجوی از طرف خبرگزاری‌های بزرگ انعکاس پیدا کرد. در فرانسه کلود شسون وزیرخارجه وقت فرانسه هنگام فرود او در فردگاه حاضر شد. این حرکت یعنی پرواز و فرود آمدن در فرودگاه رسمی یک کشور مهم اروپایی به همراه رئیس جمهور وقت دولت ایران، نقش زیادی در رسمیت یافتن شورای ملی مقاومت به لحاظ بین‌المللی داشت. این پرواز در حالی انجام شد که در سطوح بالای مجاهدین برای حفظ امنیت مسعود رجوی این روش مناسب‌تر تشخیص داده می‌شد که وی از راه‌های دیگری از کشور خارج شود. مهدی ابریشمچی از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خاطرم هست در یک جلسه مرکزیت که در منزل شهید علی زرکش تشکیل شده بود، همه اعضای مرکزیت ازجمله سردارخیابانی و شهید محمد ضابطی حاضر بودند. می‌خواستیم تصمیم‌گیری نهایی کنیم. بررسیهای انجام شده و ریسکها، نقاط قوت و نقاط آسیب‌پذیر طرح بررسی شده بود. اما ما نمی‌توانستیم تصمیم بگیریم. اگر جواب نه می‌دادیم، مصلحت عالیه راهگشایی سیاسی را چکار می‌کردیم؟ و اگر جواب مثبت می‌دادیم، ریسک روی جان مسعود را چه‌کسی می‌پذیرفت؟ به‌همین دلیل تمامی مرکزیت سازمان از مسعود خواست که به‌دلیل صعوبت این تصمیم‌گیری، هم از نظر ایدئولوژیک و هم به‌لحاظ سیاسی، حرف آخر را خودش بزند و طبیعی بود که او طبق سنت همیشگیش، آن قسمتی را که ریسک روی جان خودش بود، انتخاب کند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انقلاب ایدئولوژیک ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D8 A7 D9 86 D9 82 D9 84 D8 A7 D8 A8 D8 A7 af4d2823e343effd56dce34c6ea6852e.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در پاریس- انقلاب ایدئولوژیک&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین در سال ۱۳۶۳ وارد یک جمع‌بندی شد. یکی از نتایج این جمع‌بندی منجر به آغاز یک تحول بزرگ در این سازمان شد. مجاهدین در این جمع‌بندی به این نتیجه رسیدند که ردهٔ تشکیلاتی زنان و میزان حضور آن‌ها در سطوح فرماندهی با میزان مسئولیت‌پذیری و نقشی که در سازمان مجاهدین خلق ایفا کرده‌اند متناسب نیست. آن‌ها معتقد بودند این آثار خودبخودی و شائبه‌های مردسالاری است که اینچنین نمود پیدا کرده‌است. مجاهدین معتقد بودند با توجه به اینکه خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح‌الله خمینی «زن ستیزی» است، آن‌ها باید در این رابطه در نقطه مقابل قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سویی مرکزیت مجاهدین به این نتیجه رسید که این مشکل تنها با ارتقاء رده تشکیلاتی برخی از زنان در این سازمان برطرف نخواهد شد، بلکه راه حل باید ریشه‌ای تر باشد. آن‌ها معتقد بودند زنان باید به مدار رهبری در این سازمان راه یابند. در آن زمان مسعود رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران بود. در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از شاخصه‌های بسیار مشهور در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از این واقعه به درخواست خود و با موافقت همسرش، از وی جدا شد. امری که با مخالفت مسعود رجوی مواجه گشت. طلاق وی نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که مریم رجوی نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را، در شرایط فعلی، مغایر با ادامه مبارزه‌ای می‌دید که تمامی انرژی‌ها و توان او را می‌طلبید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی که خود به عنوان یکی از اعضاء برجسته سازمانش در جمع‌بندی فوق حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده ساز و منع کننده برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن، ناخودآگاه و به هر میزان، مملوک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک انقلاب ریشه ای مبارزه با این اندیشه از دیدگاه مریم رجوی زمانی ببیشتر ضررورت می‌یابد که سازمان مجاهدین برای اولین بار در تاریخ مبارزات ایران با تعداد قابل توجهی از زنان مواجه شد، که به صفوف این سازمان پیوسته بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قابل ذکر است که پیش ازین در اغلب سازمان‌های چریکی، بطور اتوماتیک و به دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده عملاً امری نکوهیده و بسیار نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این سازمانها حضور داشتند. حال در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده‌ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانودگی با یک مبارزه چریکی و سرسختانه را حل می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درادامه همین روند بود که مریم رجوی در اقدامی غیرمعمول به رغم اتهاماتی که می‌دانست به او زده خواهد شد، از مسعود رجوی تقاضای ازدواج نمود. مسعود رجوی در آنزمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه سیاسی و همچنین مبارزات زمان شاه، به یک رهبر کاریزماتیک و سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه قرار می‌گیرد، باید آرمان و راهبر عقدتی‌اش در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزاتی است. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند یک خرق عادت جلو و نشانهٔ خوب در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آن‌ها بشمار می‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روند و حلقات تکمیلی آن در سازمان مجاهدین خلق به [[انقلاب ایدئولوژیک]] معروف است. مریم رجوی بخاطر این حرکت مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت اما این حرکت را لازمهٔ بقا و حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. همچنین انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی درایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشته، اما برای شخص مسعود رجوی جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که هنوز هم ادامه دارد، در پی نداشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امضای طرح صلح  ==&lt;br /&gt;
=== شرکت مجاهدین در جنگ علیه عراق ===&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق پس از آغاز جنگ ایران و عراق، رسماً وارد این جنگ شده و اعضایش در جبهه‌ها علیه ارتش عراق جنگیدند. اما این موضوع از طرف حامیان خمینی تحمل نمی‌شد و گاه از پشت بر آن‌ها آتش گشوده می‌شد. تعدادی از افراد این سازمان نیز در جنگ ایران و عراق جان باختند. در تابستان ۱۳۶۱ و پس از فتح خرمشهر وقتی دولت عراق خواهان صلح شد موضع این سازمان نسبت به جنگ متفاوت بود. آن‌ها معتقد بودند که باید به جنگ خاتمه داد. مسعود رجوی استمرار این جنگ را به گفتهٔ خود سرپوشی بر وضعیت نابسامان داخلی و بهانه‌ای برای سرکوب آزادی‌ها می‌دانست و شعار خمینی یعنی «فتح قدس از طریق کربلا و تشکیل هلال شیعی» را یک شعار مردم فریبانه توصیف می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/74853-عبدالعلی-معصومی-جنگ-بنی-صدر-ـ-صلح عبدالعلی معصومی: جنگ بنی صدر ـ صلح «شورا» و مجاهدین در سی‌امین سال آتش‌بس تحمیلی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در نامه‌ای به بنی صدر در این رابطه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«می‌دانید که ما مجاهدین از آغاز با سیاست ضدملی و ضدانقلابی صدور به اصطلاح انقلاب خمینی مخالفت ورزیده و در دیدگاه‌های مندرج در برنامه شورای ملی مقاومت نیز به اتفاق امضاء نمودیم که به «جهان وطنی» قرون وسطایی و ارتجاعی خمینی اعتقادی نداریم. خمینی با ریاکاری در تحت لوای اسلام به «یک نوع جهان وطنی و نفی مرزها و حدود سرمایه داری تظاهر نموده و حسب المعمول فرصت طلبان دست راستی (امثال حزب توده) را به طمع می‌انداخت». و از همین فتنه صدور به اصطلاح انقلاب بود که جنگ ایران و عراق قویّاً زمینه سازی شد. به عبارت بهتر این رژیم خمینی است که جنگ را زمینه سازی نمود و الّا جنگ کاملاً اجتناب پذیر بود. البته ما تجاوز قوای عراق به خاک میهنمان را (در همان سال ۵۹) آشکارا محکوم نمودیم و شما خوب می‌دانید که ما (مجاهدین) در صفوف مستقل خود برای دفاع از مردم و میهن با قوای عراق جنگیدیم حال آن که مزدوران خمینی از پشت نیز بر ما آتش می‌گشودند و در بسیاری موارد دستگیر و شکنجه مان می‌کردند… پس از آن هنگام که خواست و نیاز عراق به صلح مسجّل شد (تابستان ۶۱) بدیهی بود که جز خمینی کسی خواستار ادامه جنگ نبود»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب گزارش مسئول شورا به مردم ایران در مورد جدایی بنی صدر&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه صلح بین مسعود رجوی و طارق عزیز.JPG|جایگزین=بیانیه مشترک صلح بین مسعود رجوی و نایب نخست وزیر عراق|بندانگشتی|بیانیه مشترک صلح بین مسعود رجوی و نایب نخست وزیر عراق]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدار مسعود رجوی با طارق عزیز ===&lt;br /&gt;
در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ وقتی خرمشهر آزاد شده و نیروهای عراقی به پشت مرزهای شناخته شده بین‌المللی عقب‌نشینی کرده و صدام خواهان آتش‌بس شد، مجاهدین نیز ادامه جنگ را نامشروع می‌دانستند. مجمع عمومی ملل متّحد، در روز ۲۲اکتبر۱۹۸۲ (۳۰مهر۶۱)، قطعنامه یی را مبنی بر آتش‌بس فوری جنگ بین ایران و عراق و عقب‌نشینی نیروها تا مرزهای بین‌المللی به تصویب رساند. اما جمهوری اسلامی آنرا نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هفت ماه پس از خروج نیروهای عراقی از خاک ایران در روز ۱۹ دیماه ۱۳۶۱، مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران با طارق عزیز نایب نخست وزیر عراق بیانیه‌ای را که بیانیه صلح مشهور شد، امضاء کردند. مفاد این بیانیه «بر استقرار صلح عادلانه و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات دو کشور از طریق مذاکرات مستقیم بر اساس تمامیت ارضی، استقلال کامل، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به اراده آزاد دو ملت ایران و عراق، روابط حسن همجواری و همکاری متقابل در خدمت آزادی، صلح و ترقی و ثبات منطقه» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو ماه بعد از ملاقات صلح، شورای ملی مقاومت در ۲۲ اسفند ۱۳۶۱ طرح صلحی را به اتفاق آراء به تصویب رساند که «قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و مرزهای زمینی و رودخانه ای مندرج در این قرارداد را مبنی صلح عادلانه و پایدار اعلام» می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ماده ۵ این طرح ۷ ماده ای تصریح شده بود که «مسئله تعیین خسارتهای ناشی از جنگ به دیوان بین‌المللی لاهه جهت تعیین خسارتهای ناشی از جنگ و نحوه تادیه حقوق ایران «ارجاع می‌شود و» رای دیوان در این مورد لازم‌الاجراء خواهد بود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۸۳(اول فروردین ۱۳۶۲) دولت عراق از طرح صلح شورای ملی مقاومت استقبال کرد و آنرا مبنای قابل قبولی برای مذاکرات صلح توصیف کرد. شش هزار پارلمانتر، رهبران سیاسی و دولتمردان از اروپا و آمریکا و دیگر کشورهای جهان از طرح صلح شورا حمایت کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/74853-عبدالعلی-معصومی-جنگ-بنی-صدر-ـ-صلح جنگ بنی صدر ـ صلح «شورا» و مجاهدین در سی‌امین سال آتش‌بس تحمیل]ی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سفر از فرانسه به عراق ==&lt;br /&gt;
در روز ۱۷ خرداد سال ۱۳۶۵ مسعود رجوی از فرانسه به عراق رفت. هواپیمای حامل مسعود رجوی که چند سرنشین بیشتر نداشت فرودگاه اورو (Evro) در پاریس را به مقصد بغداد ترک کرد. این پرواز پس از یک سلسله حوادث ده روزه رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانیه شورای ملی مقاومت در این رابطه آمده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شورای ملی مقاومت بااشاره به «توطئه‌های پنهان و آشکار رژیم‌خمینی و حامیان بین‌المللی‌اش که بااستفاده از آلت‌دستهای «ایرانی» خود، علیه مقاومت حق‌طلبانه و خونین مردم ایران» انجام می‌شود، و بااشاره به شیوه‌های رایج رژیم‌خمینی «ازجمله گروگانگیری و شانتاژ سیاسی برای فلج‌کردن جنبش» مقاومت آمده‌است: «درواقع آنچه شورای ملی مقاومت را برای دشمنان رهایی ایران غیرقابل‌تحمل می‌کند، وفاداری شورا به اصل استقلال و سرسختی و پافشاریش در دفاع از این‌آرمان والاست. نظربه همه این‌ملاحظات، برای خنثی‌کردن توطئه‌های دشمن ازیک‌سو و پاسخگویی به‌الزامهای مرحله جدید تدارک قیام ازسوی‌دیگر، محل اقامت آقای مسعودرجوی، مسئول شورا، از اروپا به خاک کشور عراق منتقل می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;بیانیه اجلاس فوق‌العاده شورای ملی مقاومت ۲۳ اردیبهشت سال۱۳۶۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۱۳ فروردین همان سال بمبی در چند صد متری اقامتگاه مسعود رجوی منفجر شد. در روز ۲۶فروردین، روزنامه اطلاعات در ایران خطاب به‌دولت فرانسه تصریح نمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اگر فرانسویها می‌خواهند در رابطه با ایران تجدیدنظر کنند، پایگاه‌های منافقین را برچینند. چرا فرانسویها اسیر آمریکاییها بشوند؟ شما منافقین را از کشورتان اخراج کنید، آمریکا خودش می‌داند آن‌ها را کجا ببرد، بختیار و بنی‌صدر مال شما؛ در چنین صورتی است که مردم ما باور خواهند کرد که فرانسه یک‌کشور دوست است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیشینهٔ سفر  ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 85b02c1ecd46a8db371e8fcb029eb7ab.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در پاریس&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== عملیات تروریستی علیه مسعود رجوی  ====&lt;br /&gt;
پیش از سفر مسعود رجوی به عراق جمهوری اسلامی یک کارزار فشار روی دولت فرانسه به دلیل اقامت مسعود رجوی در این کشور را آغاز کرده بود. همچنین تلاش‌هایی برای انجام عملیات تروریستی در این کشور علیه جان مسعود رجوی صورت گرفت که منتسب به ایران می‌باشد. در روز ۲۶ دیماه ۱۳۶۴ هفته‌نامه VSD در مقاله‌ای تحت عنوان «تهران خواسته‌هایش را افزایش می‌دهد، بهای هول‌انگیز گروگانهای فرانسوی در لبنان» نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«فعالیتهای سیاسی تبعیدیان محدود خواهد شد و حتی برخی از آن‌ها قربانی خواهند گردید. به‌عنوان مثال، مسعودرجوی، رهبر مجاهدین خلق، که تا به‌حال توسط دو اسکادران ژاندارم در محل اقامتش در اورسوراواز حفاظت شده‌است، این‌خطر وجود دارد که یکی از نخستین کسانی باشد که بدون‌دفاع می‌ماند»&amp;lt;ref&amp;gt;هفته نامه فرانسویVSD تاریخ 16 ژانویه 1986&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در سال ۲۰۰۰ کتابی پرفروش به نام «جاسوس خدا» در فرانسه توسط «پاتریک راپیه» نویسنده و سردبیر هفته نامه فرانسوی ژورنال دودیمانش با همکاری دو مأمور سرویس ضدجاسوسی فرانسه منتشر شد. در این کتاب ماجرای دست داشتن جمهوری اسلامی را در چند عملیات تروریستی در پاریس در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ با ذکر جزئیات افشا کرد. در این کتاب علاوه بر آن پرده از یک طرح ترورییستی علیه شخص مسعود رجوی برداشته شد. همچنین رولان ژاکار، نویسندهٔ فرانسوی در کتابش به نام «قاتلان بدون مرز- چاپ ۱۹۸۵ در پاریس» از دیگر طرح‌های تروریستی جمهوری اسلامی برای از میان برداشتن مسعود رجوی خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://event.mojahedin.org/i/events/5577 وبسایت سازمان مجاهدین خلق ایران.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی بود که مسعود رجوی به گفتهٔ شورای ملی مقاومت برای خنثی کردن این طرح‌ها و از طرفی برای سازمان دادن به بخش بزرگی از نیروهای نظامی مجاهدین که در مرزهای ایران و عراق حضور داشتند، تصمیم گرفت به این کشور نقل مکان کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین قصد خود برای این سفر را به دولت فرانسه اطلاع دادند. اما دولت فرانسه بدلایل نامشخصی آنرا نپذیرفت. دولت فرانسه همچنین یک کشور ثالث را به مسعود رجوی معرفی کرد که مورد موافقت مجاهدین قرار نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ملاقات با فرستادهٔ پادشاه مراکش ====&lt;br /&gt;
در اثنای مذاکرات سازمان مجاهدین خلق با دولت فرانسه بر سر نقل مکان مسعود رجوی به عراق، نیمه شب فرستاده‌ای از طرف حسن دوم، پادشاه مراکش به اقامتگاه مسعود رجوی مراجعه کرد. او از طرف حسن دوم، پادشاه مراکش پیامی برای مسعود رجوی داشت. فرستادهٔ حسن دوم در این دیدار از مسعود رجوی دعوت کرد که به عنوان میهمان ویژه به آن کشور سفر کند. این دعوت از طرف سازمان مجاهدین مورد قبول قرار نگرفت.&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 6774c3715524cf7cabce40f6665af2c1.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی هنگام ورود به عراق&lt;br /&gt;
]]&#039;&#039;&#039;تقاضای مسعود رجوی از دولت فرانسه برای سفر به خانهٔ برادرش کاظم رجوی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه دولت فرانسه با سفر مسعود رجوی به عراق مخالفت کرد او در نامه ای به دولت فرانسه اطلاع داد که با استفاده از حقوق قانونی خود قصد دارد به خانهٔ برادر خود دکتر کاظم رجوی در سوئیس برود. از طرفی پیش ازین حزب سوسیالیست سوئیس نیز مسعود رجوی را برای دیدار به این کشور دعوت کرده بود. دولت فرانسه موافقت خود با این سفر را اعلام کرد وهماهنگی‌ها با حضور سفیر سوئیس در فرانسه انجام شد. با این همه ۴۸ ساعت پیش از حرکت، استاندار والدواز فرانسه با چندین ماشین اسکورت و اسکورت موتوری به‌محل اقامت مسعودرجوی آمد و اطلاع داد آقای رجوی هم‌اکنون باید بلادرنگ برای امر بسیار مهمی در دفتر وزیر کشور حضور به‌هم برساند. مسعود رجوی برای ملاقات با وزیر کشور حرکت کرد و در آنجا به وی اطلاع داده شد که جمهوری اسلامی قصد دارد در سوئیس او را از طریق فشار بر روی انترپل دستگیر و به ایران استرداد کند. به این ترتیب سفر مسعود رجوی به خانهٔ برادرش نیز ملغی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== پرواز مسعود رجوی به عراق ====&lt;br /&gt;
پس از الغای سفر مسعود رجوی به سوئیس سرانجام دولت فرانسه با سفر او به عراق موافقت کرد. او در روز ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ با یک پرواز اختصاصی پاریس را به مقصد بغداد ترک کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در قسمتی از پیام خود به مناسبت این سفر گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من فردا از این‌جا، از فرانسه، خواهم رفت. البته این‌سفری است فوق‌العاده خطیر و سرنوشت‌ساز، پر از خطر، خطرهای مختلف. قرار بود ۷-۸-۱۰روز پیش بروم. اما نشد، یعنی نگذاشتند. چندروزی خودم را به‌مثابه گروگانی یافته بودم اما به‌هرحال فردا خواهم رفت. اگر بپرسید برای چه می‌روی، در یک‌کلام می‌گویم که برفروزم آتشها بر کوهستانها»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسعود رجوی از فرودگاه بغداد مستقیماً به زیارت کربلا و نجف رفت. او در آنجا نیز طی پیامی بصورت نمادین خود را پناهنده حسین بن علی امام سوم شیعیان اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل ارتش آزادیبخش توسط مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:رژه تانک‌های ارتش آزادی‌بخش ملی ایران.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
رژه ارتش آزادیبخش&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در پیام خود هنگام ترک فرانسه گفته بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اگر بپرسید برای چه می‌روی؟ در یک کلام می‌گویم، &amp;quot;که برفروزم آتشها در کوهستانها&amp;quot;…&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری این سخن را نشانه‌ای از قصد او برای تشکیل [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]] می‌دانند. تا پیش ازین یکان‌های رزمی مجاهدین در مرز ایران و عراق تنها به عملیات‌های محدود پارتیزانی دستی می‌زدند. از دیدگاه مجاهدین نیروهای رزمی آن‌ها در مرز باید در شکل و محتوا وارد یک جهش می‌شدند. از نظر مسعود رجوی این جهش تنها با تشکیل ارتش آزادیخبش ملی ایران امکان‌پذیر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بهار ۱۳۶۶ در پی یک جمع‌بندی الزامات سیاسی-نظامی برای تشکیل ارتش آزادیخبش بررسی شد و در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ مسعود رجوی تشکیل ارتش آزادیخبش را اعلام نمود. در این رابطه گردان‌های نظامی مجاهدین با شرایط جدید سازمان داده شده و آموزش‌های جدید خود را آغاز نمودند. مجاهدین خلق معتقدند سنگ بنای ارتش آزادیبخش نه در سال ۱۳۶۶ بلکه در روزی بنا گذاشته شد که مسعود رجوی نیروهای ملیشیا (نیروهای جوان نیمه وقت) را تشکیل داد. این ارتش در پروسهٔ تکاملی خود به یک ارتش بسیار منظم پیاده و سپس در عرض مدت کوتاهی با غنائم بسیاری که در یکی از عملیات‌های خود بدست آورد به یک ارتش منظم زرهی تبدیل شد. در سال … فیگارو این ارتش را تحصیل‌کرده‌ترین ارتش دنیا نامید. مانور زرهی این ارتش با نام طلوع از طرف خبرگزاری‌های بین‌المللی انعکاس داده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در بخش‌هایی از بیانیهٔ تشکیل ارتش آزادیبخش چنین گفته‌است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D8 A7 D8 B1 D8 AA D8 B4 D8 A2 D8 B2 D8 A7 b56e97d02b02b3fef870a4e6e3351f83.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در مانورهای مختلف&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;به نام خدا وبه نام خلق قهرمان ایران به نام انقلاب نوین مردم ایران به نام صلح و آزادی به نام شهیدان و زندانیان مقاوم خلق هم‌میهنان، مردم آگاه و آزادهٌ ایران؛ با تعظیم به روانهای والای شهدای انقلاب نوین ایران به‌ویژه سمبل زن انقلابی مجاهد اشرف رجوی و سردار شهید خلق موسی خیابانی و بیش از هفتاد هزار قهرمان به‌خون‌خفتهٌ دیگر که پرچم بزرگترین مقاومت سراسری، سازمان‌یافته و مسلحانهٌ تاریخ میهن ما را برافراشتند و با یاد همهٌ قهرمانان اسیر و درزنجیری که رایت شرف و شکوه خلق ایران را در شکنجه‌گاه‌ها و زندانهای دشمن سبع و ضدبشر بردوش می‌کشند؛ در آستانهٌ ۳۰خرداد، سالروز تظاهرات عظیم مردمی در ۳۰خرداد۱۳۶۰، سرآغاز انقلاب نوین مردم ایران و روز شهدا و زندانیان سیاسی، با میمنت و فرخندگی بنیانگذاری «ارتش آزادیبخش ملی» را به اطلاع می‌رسانم. تأسیس ارتش آزادیبخش ملی به‌مثابه بازوی استوار و پراقتدار خلق از دیرباز در صدر آرزوهای عموم وطن‌دوستان و آزادیخواهان این مرز و بوم و همهٌ مشتاقان استقلال بوده و کمبود آن یکی از مهمترین حلقه‌های مفقود در تاریخ جنبشهای رهائیبخش مردم ایران در دوران معاصر است. از مجاهدان آزادی‌ستان صدر مشروطه تا مصدق فقید پیشوای نهضت ضداستعماری مردم ایران تنها بدینوسیله می‌توانستند از سلطهٌ مجدد دشمنان آزادی و استقلال میهن ممانعت نموده و پیروزی پایدار ملت را تضمین کنند. اگر مبارزات مسلحانهٌ انقلابی بر ضد دیکتاتوری دست‌نشاندهٌ شاه نیز فرصت می‌یافت به بلوغی در حد یک ارتش رهائیبخش ملی و مردمی نایل شود، خمینی دجال و ضدبشر هرگز نمی‌توانست بر امواج انقلاب ضدسلطنتی سوار شده و رهبری آن را به سرقت ببرد… آری، ارتش آزادیبخش یک گنجینهٌ عظیم میهنی و سرمایهٌ آزادی و ا ستقلال و تمامیت وطن است. در همین راستا بود که سازمان مجاهدین خلق ایران در نخستین سال حکومت خمینی به سازماندهی میلیشیای مردمی همت گماشت…ارتش آزادیبخش ملی قبل از هر چیز وظیفه دارد به‌منظور درهم‌شکستن طلسم اختناق خمینی و تدارک قیام عمومی با اهرمها و دستگاه سرکوبگر و جنگ‌افروز دشمن پلید چنگ در چنگ شده و با نبرد تمام‌عیار آن‌ها را بشکافد و از هم بپاشد و به پیش برود. این یک ارتش مردم‌گرا ی انقلابی و ملی است که رزمندگان دلیر آن خود را با حداکثر انضباط و فداکاری وقف رزم بی‌امان علیه دجال خون‌آشام دوران کرده‌اند… از همهٌ دلیرمردان و شیرزنانی که نبرد با ستمگر دوران را اراده کرده و آمادگی حمل سلاح دارند و هم‌چنین از نظامیان میهن‌پرست که نمی‌خواهند رودرروی خلق به رژیم خمینی خدمت کنند دعوت می‌کنم به ارتش آزادیبخش ملی بپیوندند. باشد که ارتش آزادی رسالت رهائیبخش خود را هر چه سریعتر محقق کند! باشد که این ارتش مردمی ضامن پایدار صلح و آزادی و استقلال و تمامیت ارضی ایران گردد! باشد که تاریخ ایران‌زمین از این ارتش به نیکی یاد کند و رزمندگان پاکباز آن را قدر بشناسد! سلام بر خلق ـ سلام بر آزادی مسعود رجوی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقش کنونی مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px- D9 85 D8 B3 D8 B9 D9 88 D8 AF D8 B1 D8 AC 627ed671dc5a246b02c3265ec5a1dee2.jpg|بندانگشتی|&lt;br /&gt;
مسعود رجوی در لباس فرم ارتش آزادیبخش&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ مسعود رجوی هیچ مسئولیت اجرایی در مجاهدین ندارد. هم اکنون زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق است و پیش از او هشت زن دیگر مسئولین اول این سازمان بوده‌اند با اینهمه نقش مسعود رجوی به عنوان فردی که سازمان خود را از گردنه‌های سختی چون جریان اپورتونستی و پس از آن مبارزه با جمهوری اسلامی عبور داده‌است، وی را به یک رهبر تاریخی و ایدئولوژیک در مجاهدین تبدیل کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده- ص ۱۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تشکیل شورای ملی مقاومت عمدهٔ وقت مسعود رجوی صرف مسئولیتش در شورای ملی مقاومت ایران می‌شد. این شورا پس از گذشت ۳۹ سال هنوز پا برجاست که نقش مسعود رجوی در ادامه بقاء و پیشرفت آن به گفتهٔ تمامی اعضایش بسیار بارز می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده- ص ۱۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین نقدی، یک دیپلومات ایرانی که در سال ۱۳۶۱ به شورای ملی مقاومت پیوست و در سال ۱۳۷۱ در رم به قتل رسید در مصاحبه‌ای در دیماه ۷۱ به‌دنبال گسترش شورا گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما شوراییها معمولاً ابا داریم از این‌که نقش افراد را هم در این رابطه برجسته بکنیم، ولی من واقعاً تصور می‌کنم به‌حق و به‌جاست بگوییم که بیش از هرکس، این خواست عمومی جامعه و این ارادهٔ عمومی جامعه و این نیاز را و این که چگونه می‌شود این نیاز را ماده و متبلور کرد، مسئول شورای ملی مقاومت ایران آن را درک کرده و من فکر می‌کنم که واقعاً خارج از هرگونه تعارفی، حضور او هم بالاتر از هرچیز در عرصهٔ سیاسی از دلایل دوام و پیشرفت شورای ملی مقاومت و مقاومت به‌طور عام بوده و من تصور می‌کنم که در یک فرض ذهنی، عدم وجود مسئول شورای ملی مقاومت ایران، باعث می‌شد که مقاومت ایران اگر هم وجود می‌داشت، شکل و شمایلش طور دیگری بود و در مراحل قطعاً عقب‌تری از این چیزی که امروز هست، می‌بود». &amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر منوچهر هزارخانی، نویسندهٔ برجستهٔ ایرانی و مسئول کمیسیون فرهنگ و هنر شورای ملی مقاوت در همین‌زمان دربارهٔ نحوهٔ ادارهٔ جلسه‌های شورا گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما که در جلسهٔ شورای ملی مقاومت نشسته‌ایم، همه‌مان نظر واحدی نداریم… سر راه‌حل سیاسی با هم دعوا داریم، والا بی‌خود جلسه تشکیل نمی‌دادیم. این‌که بایست چنین جلسه‌هایی تشکیل بشود… را به‌طور عام همه درک می‌کنند. اما این‌که کسی از عهدهٔ این کار بربیاید، این هنری است که اگر کسی این هنر را داشت، می‌شود رهبر. کسی که این ظرافتهای تعادل بخشیدن به یک نوع همکاری بین گروه‌هایی که هیچ‌کدامشان سیاستمدار حرفه‌ای نبوده‌اند، را داشته باشد، هنری دارد که همان هنر رهبری است. ما این را داریم و گمان می‌کنم که راهمان تا حد زیادی به این‌خاطر هموار است».&amp;lt;ref&amp;gt;دموکراسی خیانت شده ص ۱۳۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با اینهمه مسعود رجوی در مورد شورا بر این باور است که هیچ تعصبی روی شورا یا مجاهدین وجود ندارد و هر زمان گروه یا آلترناتیوی پیدا شود که ظرفیت بالاتری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تضمین دموکراسی داشته باشد، حاضر است از آن برغم اختلاف عقیده دفاع و حمایت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی پس از جنگ عراق تا کنون که اعضای سازمان مجاهدین به آلبانی منتقل شده اند، همچنان با اعضاء و هوادارانش در جلسات متعددی بصورت صوتی همراه بوده‌است. همچنین او گاهی پیام‌ها و بیانیه‌هایی به مناسبت‌های مختلف ارسال می‌کند که از سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران و مجاهدین پخش می‌شود. از جمله او در طول قیام دیماه ۱۳۹۶ چندین پیام خطاب به قیام کنندگان ارسال کرد. استراتژی تدوین شده و اعلام شده‌ای که توسط مسعود رجوی برای سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام شده و در پیام‌های اخیر او نیز به آن‌ها اشاره شده‌است، استراتژی ارتش آزادیبخش با کمک کانون‌های شورشی و شوراهای هماهنگی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55229</id>
		<title>علی اصغر بدیع زادگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55229"/>
		<updated>2021-05-25T15:17:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| تصویر             =علی‌اصغر بدیع‌زادگان.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۹&lt;br /&gt;
| زادگاه            =اصفهان&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =تهران&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =[[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سید اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039; (زادروز ۱۳۱۹ - تیرباران ۴ خرداد ۱۳۵۱) از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]] و [[سعید محسن]]، سازمان مجاهدین خلق را در سال ۱۳۴۴ بنیان‌گذاری نمود. اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک شاه دستگیر گردید و در چهارم خرداد ۱۳۵۱ اعدام شد&amp;lt;ref&amp;gt;مشرق  - [https://www.mashreghnews.ir/news/420802/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB اعدام چهار جوان قبل از ورود رئیس جمهور آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۱۹ در اصفهان در یک خانواده متوسط متولد شد. خردسال بود که خانواده‌اش به تهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی [[دانشگاه تهران]] فارغ‌التحصیل شد. او با مسائل سیاسی، در دوران تجدید فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ آشنا شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه به فعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش اطلاعی از فعالیتهای او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقه‌ای از او نداشت. اصغر در سال ۱۳۴۲ به نظام‌وظیفه رفت و پس از آن مدتی در کارخانه اسلحه‌سازی و سپس در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران به‌کار پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://www.mojahedin.org/news/138679/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A مجاهد شهید اصغر بدیع زادگان: «ارزش هرکس در مبارزه، به‌اندازه مایه‌یی است که در این راه می‌گذارد»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید بدیع‌زادگان، خواهر کوچکتر اصغر درباره ویژگی‌های اصغر گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من همیشه اصغر را در حال مطالعه دیده بودم. همیشه کتابی همراهش بود، حتی در اتوبوس کتاب می‌خواند. گاهی وقت‌ها دیده بودم که روزی ۲ تا ۳ساعت روی روزنامه‌های عصر کار می‌کرد و هر‌ روز به اخبار رادیوها گوش می‌داد. دیده بودم که ساعت‌ها از وقتش را به مطالعه و فکر درباره قرآن مشغول بود و در جواب مادرم می‌گفت: «قرآن کتاب راهنمای عمل و کار است. چیزی نیست که لای جلد ترمه و مخمل بپیچیم و در تاقچه بگذاریم». هر چه می‌گذشت ما او را کمتر می‌دیدیم ولی همیشه پنجشنبه‌ شب‌ها به‌خانه می‌آمد تا خودش را برای کوهنوری روز جمعه آماده کند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://about.mojahedin.org/i/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA علی اصغر بدیع‌زادگان کیست؟]، سایت سازمان مجاهدین خلق&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها و تشکیل سازمان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان همانند سایر دوستانش در فکر یافتن راه چاره‌ای برای نجات مردم بود. او با مطالعه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران متوجه شده بود که با وجود تلاش و کوشش مردم و فداکاری آن‌ها، تمام راه‌های مبارزه به‌شکست منجر شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان به‌این نتیجه رسیده بود که علت شکست مبارزات گذشته در این بود که رهبری و سازمان هدایت کننده حرفه‌ای نداشته‌اند. او فهمیده بود که اگر مبارزه به‌عنوان یک حرفه و کار علمی در نظر گرفته نشود، محال است پیشرفتی حاصل شود. وی معتقد بود که بدون پا گذاشتن روی شغل، پول، تحصیلات و زندگی نمی‌توان مبارزه کرد. او همیشه تکرار می‌کرد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ارزش هر کس در مبارزه به‌اندازه مایه‌ای است که در این راه می‌گذارد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در همین دوران بود که با محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن نزدیک‌تر شد و هسته اولیه سازمان را تشکیل دادند. اصغر طی سالهای ۴۴ تا ۵۰ به‌واسطه حرفه‌اش در دانشکده فنی دانشگاه تهران، که امکان برقراری تماس با دانشجویان و استفاده از امکانات دانشگاه را به او می‌داد، در رشد سازمان چه از نظر نیروی انسانی و عضوگیری و چه از جهت تأمین امکانات، خدمات ارزنده‌ای انجام داد. او در سال ۱۳۴۹ به‌عنوان مسئول گروهی از مجاهدین که برای آموزش‌های نظامی در پایگاه‌های الفتح به فلسطین اعزام شدند، از کشور خارج شد و در بازگشت علاوه بر تسلیحاتی که با خودش آورد، بسیاری از تجربیات نظامی را به سازمان منتقل کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;بیوگرافی - [http://azadamirkhizi.blogfa.com/post/231 علی اصغر بدیع زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:عکس علی‌اصغر بدیع‌زادگان در زندان.jpg|جایگزین=در زندان این عکس انداخته شده‌است |بندانگشتی|عکس زندان اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
== دادگاه اصغر بدیع‌زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در دادگاه خطاب به رئیس دادگاه گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دادستان یا رئیس دادگاه باید بی‌طرف باشد ولی شما بی‌طرف نیستید چرا که عکس شاه را بالای سرتان گذاشته‌اید یعنی به هر قیمتی باید از او حمایت کنید. ما هم که با شاه مبارزه می‌کنیم؛ پس نتیجه حکممان معلوم است. حکم ما از قبل دادگاه مشخص شده‌است و این دادگاه بی‌طرف نیست.»&amp;lt;sup&amp;gt; &amp;lt;/sup&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خانم [[شهین بدیع‌زادگان]]، خواهر اصغر در این رابطه نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آن موقع، اوایل اردیبهشت سال۵۱ بود که گفتند آخرین دادگاه و محاکمه اصغر است. ما به‌طور خانوادگی برای شرکت در جلسه دادگاه به محل دادرسی ارتش در چهارراه قصر تهران رفته بودیم، از حوالی ساعت ۸صبح، آن‌جا متنظر بودیم تا اتوبوس حامل زندانیان سیاسی وارد محوطه دادرسی ارتش شد. اصغر را دیدیم که از اتوبوس پیاده شد و در حالی‌که دستهایش را از پشت بسته بودند، او را به‌محل دادرسی ارتش می‌بردند. ما از راه دور با فریاد او را صدا کردیم و اصغر سرش را برگرداند و خندید. ما مدتها منتظر بودیم تا شاید ما را به‌جلسه دادگاه راه بدهند. اما ساواک شاه از ترس برملاشدن کارهایی که درمورد اصغر مرتکب شده بود، مانع شرکت ما در جلسه دادگاه شد. تا حوالی ساعت ۵بعداز ظهر پشت در دادگاه متنظر بودیم و متوجه شدیم که اصغر را دارند از درب دیگر دادگاه خارج می‌کنند و به‌سمت اتوبوس می‌برند. خودمان را به‌خیابان رساندیم و منتظر رسیدن اتوبوس شدیم. وقتی که اتوبوس به نزدیک ما رسید، دیدم که اصغر خودش را به‌کنار یکی از پنجره‌ها رساند و درحالی‌که دستهایش از پشت بسته بود، پرده اتوبوس را با صورتش کنار زد و چندبار کلمه «اعدام» را تکرار کرد. این آخرین تصویری است که از اصغر در ذهن من نقش بسته‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - ا[https://www.mojahedin.org/news/125070/%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85 صغر بدیع‌زادگان، الگو و آموزگار بزرگ مقاومت در زیر شکنجه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
حکم دادگاه برای اصغر بدیع‌زادگان و دیگر یارانش اعدام بود که در ۴ خرداد ۱۳۵۱ اجرا شد. وی در روز چهارم خرداد ۱۳۵۱ در حالی که در اثر شکنجه فلج شده بود به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف‌نٰژاد،]] [[سعید محسن]] و دو تن از اعضای مرکزیت سازمان محاهدین خلق ایران [[محمود عسگریزاده|محمود عسکری زاده]] و [[زسول مشکین‌فام]] در میدان تیر چیتگر اعدام شد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&amp;lt;ref&amp;gt;پاریزین - [http://dictionnaire.sensagent.leparisien.fr/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86/fa-fa/ علی اصغر بدیع‌ زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار علی ‌اصغر بدیع‌زادگان.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وصیتنامه اصغر بدیع زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان قبل از اعدام، در وصیت‌نامه خود چنین نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بسم الله الرحمن الرحیم «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» در این ساعت که با کمال سلامتی عقل وصیتنامه‌‌ی خود را تنظیم می‌کنم، مسئله‌ی خاصی ندارم که مطرح کنم، برادر بزرگ خودم آقای اکبر بدیع‌زادگان را در مواردی که ممکن است احتیاج باشد وصی خود قرار می‌دهم. از پدر و مادر و برادران و خواهر عزیزم می‌خواهم که اگر در مورد آن‌ها کوتاهی یا گناهی مرتکب شده‌ام مرا ببخشند، چه می‌دانم انشاءالله در پیشگاه خداوند در قبال وظایف غیر خانوادگی گنهکار نیستم. از خانواده خود می‌خواهم برای آمرزش من قرآن بخوانند، مخصوصاً قرآن با ترجمه سفارش می‌کنم که از طرف آن‌ها برایم تلاوت شود، سوره‌های توبه، محمد (ص)، احزاب، عنکبوت را بیشتر توصیه می‌کنم. ضمناً مبلغ حدود هشت هزار ریال نقد و یک عدد ساعت مچی فورتیس قاب مشکی در زندان شهربانی از من گرفته شد که تحویلم داده نگردید، بگیرید. ساعت یادگاری من باشد، ولی پول را در راه خیر صرف کنید. از خانواده خود می‌خواهم که برای شهادت من ناراحت نباشند، همه‌ی شما را به خدا می‌سپارم و امیدوارم در راه خدمت به جامعه، کوشا باشید. « انا لله و انا الیه راجعون » اصغر بدیع زادگان، ساعت ۲ صبح، پنجشنبه ۴/۳/۱۳۵۱.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://gramho.com/media/2118384860700502816 وصیت‌نامه اصغر بدیع‌زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
* [[محمد حنیف‌نژاد]]&lt;br /&gt;
* [[سعید محسن]]&lt;br /&gt;
* [[مسعود رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55228</id>
		<title>علی اصغر بدیع زادگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55228"/>
		<updated>2021-05-25T15:17:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| تصویر             =علی اصغر بدیع‌زادگان.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۹&lt;br /&gt;
| زادگاه            =اصفهان&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =تهران&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =[[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سید اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039; (زادروز ۱۳۱۹ - تیرباران ۴ خرداد ۱۳۵۱) از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]] و [[سعید محسن]]، سازمان مجاهدین خلق را در سال ۱۳۴۴ بنیان‌گذاری نمود. اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک شاه دستگیر گردید و در چهارم خرداد ۱۳۵۱ اعدام شد&amp;lt;ref&amp;gt;مشرق  - [https://www.mashreghnews.ir/news/420802/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB اعدام چهار جوان قبل از ورود رئیس جمهور آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۱۹ در اصفهان در یک خانواده متوسط متولد شد. خردسال بود که خانواده‌اش به تهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی [[دانشگاه تهران]] فارغ‌التحصیل شد. او با مسائل سیاسی، در دوران تجدید فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ آشنا شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه به فعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش اطلاعی از فعالیتهای او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقه‌ای از او نداشت. اصغر در سال ۱۳۴۲ به نظام‌وظیفه رفت و پس از آن مدتی در کارخانه اسلحه‌سازی و سپس در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران به‌کار پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://www.mojahedin.org/news/138679/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A مجاهد شهید اصغر بدیع زادگان: «ارزش هرکس در مبارزه، به‌اندازه مایه‌یی است که در این راه می‌گذارد»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید بدیع‌زادگان، خواهر کوچکتر اصغر درباره ویژگی‌های اصغر گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من همیشه اصغر را در حال مطالعه دیده بودم. همیشه کتابی همراهش بود، حتی در اتوبوس کتاب می‌خواند. گاهی وقت‌ها دیده بودم که روزی ۲ تا ۳ساعت روی روزنامه‌های عصر کار می‌کرد و هر‌ روز به اخبار رادیوها گوش می‌داد. دیده بودم که ساعت‌ها از وقتش را به مطالعه و فکر درباره قرآن مشغول بود و در جواب مادرم می‌گفت: «قرآن کتاب راهنمای عمل و کار است. چیزی نیست که لای جلد ترمه و مخمل بپیچیم و در تاقچه بگذاریم». هر چه می‌گذشت ما او را کمتر می‌دیدیم ولی همیشه پنجشنبه‌ شب‌ها به‌خانه می‌آمد تا خودش را برای کوهنوری روز جمعه آماده کند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://about.mojahedin.org/i/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA علی اصغر بدیع‌زادگان کیست؟]، سایت سازمان مجاهدین خلق&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها و تشکیل سازمان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان همانند سایر دوستانش در فکر یافتن راه چاره‌ای برای نجات مردم بود. او با مطالعه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران متوجه شده بود که با وجود تلاش و کوشش مردم و فداکاری آن‌ها، تمام راه‌های مبارزه به‌شکست منجر شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان به‌این نتیجه رسیده بود که علت شکست مبارزات گذشته در این بود که رهبری و سازمان هدایت کننده حرفه‌ای نداشته‌اند. او فهمیده بود که اگر مبارزه به‌عنوان یک حرفه و کار علمی در نظر گرفته نشود، محال است پیشرفتی حاصل شود. وی معتقد بود که بدون پا گذاشتن روی شغل، پول، تحصیلات و زندگی نمی‌توان مبارزه کرد. او همیشه تکرار می‌کرد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ارزش هر کس در مبارزه به‌اندازه مایه‌ای است که در این راه می‌گذارد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در همین دوران بود که با محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن نزدیک‌تر شد و هسته اولیه سازمان را تشکیل دادند. اصغر طی سالهای ۴۴ تا ۵۰ به‌واسطه حرفه‌اش در دانشکده فنی دانشگاه تهران، که امکان برقراری تماس با دانشجویان و استفاده از امکانات دانشگاه را به او می‌داد، در رشد سازمان چه از نظر نیروی انسانی و عضوگیری و چه از جهت تأمین امکانات، خدمات ارزنده‌ای انجام داد. او در سال ۱۳۴۹ به‌عنوان مسئول گروهی از مجاهدین که برای آموزش‌های نظامی در پایگاه‌های الفتح به فلسطین اعزام شدند، از کشور خارج شد و در بازگشت علاوه بر تسلیحاتی که با خودش آورد، بسیاری از تجربیات نظامی را به سازمان منتقل کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;بیوگرافی - [http://azadamirkhizi.blogfa.com/post/231 علی اصغر بدیع زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:عکس علی‌اصغر بدیع‌زادگان در زندان.jpg|جایگزین=در زندان این عکس انداخته شده‌است |بندانگشتی|عکس زندان اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
== دادگاه اصغر بدیع‌زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در دادگاه خطاب به رئیس دادگاه گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دادستان یا رئیس دادگاه باید بی‌طرف باشد ولی شما بی‌طرف نیستید چرا که عکس شاه را بالای سرتان گذاشته‌اید یعنی به هر قیمتی باید از او حمایت کنید. ما هم که با شاه مبارزه می‌کنیم؛ پس نتیجه حکممان معلوم است. حکم ما از قبل دادگاه مشخص شده‌است و این دادگاه بی‌طرف نیست.»&amp;lt;sup&amp;gt; &amp;lt;/sup&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خانم [[شهین بدیع‌زادگان]]، خواهر اصغر در این رابطه نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آن موقع، اوایل اردیبهشت سال۵۱ بود که گفتند آخرین دادگاه و محاکمه اصغر است. ما به‌طور خانوادگی برای شرکت در جلسه دادگاه به محل دادرسی ارتش در چهارراه قصر تهران رفته بودیم، از حوالی ساعت ۸صبح، آن‌جا متنظر بودیم تا اتوبوس حامل زندانیان سیاسی وارد محوطه دادرسی ارتش شد. اصغر را دیدیم که از اتوبوس پیاده شد و در حالی‌که دستهایش را از پشت بسته بودند، او را به‌محل دادرسی ارتش می‌بردند. ما از راه دور با فریاد او را صدا کردیم و اصغر سرش را برگرداند و خندید. ما مدتها منتظر بودیم تا شاید ما را به‌جلسه دادگاه راه بدهند. اما ساواک شاه از ترس برملاشدن کارهایی که درمورد اصغر مرتکب شده بود، مانع شرکت ما در جلسه دادگاه شد. تا حوالی ساعت ۵بعداز ظهر پشت در دادگاه متنظر بودیم و متوجه شدیم که اصغر را دارند از درب دیگر دادگاه خارج می‌کنند و به‌سمت اتوبوس می‌برند. خودمان را به‌خیابان رساندیم و منتظر رسیدن اتوبوس شدیم. وقتی که اتوبوس به نزدیک ما رسید، دیدم که اصغر خودش را به‌کنار یکی از پنجره‌ها رساند و درحالی‌که دستهایش از پشت بسته بود، پرده اتوبوس را با صورتش کنار زد و چندبار کلمه «اعدام» را تکرار کرد. این آخرین تصویری است که از اصغر در ذهن من نقش بسته‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - ا[https://www.mojahedin.org/news/125070/%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85 صغر بدیع‌زادگان، الگو و آموزگار بزرگ مقاومت در زیر شکنجه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
حکم دادگاه برای اصغر بدیع‌زادگان و دیگر یارانش اعدام بود که در ۴ خرداد ۱۳۵۱ اجرا شد. وی در روز چهارم خرداد ۱۳۵۱ در حالی که در اثر شکنجه فلج شده بود به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف‌نٰژاد،]] [[سعید محسن]] و دو تن از اعضای مرکزیت سازمان محاهدین خلق ایران [[محمود عسگریزاده|محمود عسکری زاده]] و [[زسول مشکین‌فام]] در میدان تیر چیتگر اعدام شد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&amp;lt;ref&amp;gt;پاریزین - [http://dictionnaire.sensagent.leparisien.fr/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86/fa-fa/ علی اصغر بدیع‌ زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار علی ‌اصغر بدیع‌زادگان.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وصیتنامه اصغر بدیع زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان قبل از اعدام، در وصیت‌نامه خود چنین نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بسم الله الرحمن الرحیم «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» در این ساعت که با کمال سلامتی عقل وصیتنامه‌‌ی خود را تنظیم می‌کنم، مسئله‌ی خاصی ندارم که مطرح کنم، برادر بزرگ خودم آقای اکبر بدیع‌زادگان را در مواردی که ممکن است احتیاج باشد وصی خود قرار می‌دهم. از پدر و مادر و برادران و خواهر عزیزم می‌خواهم که اگر در مورد آن‌ها کوتاهی یا گناهی مرتکب شده‌ام مرا ببخشند، چه می‌دانم انشاءالله در پیشگاه خداوند در قبال وظایف غیر خانوادگی گنهکار نیستم. از خانواده خود می‌خواهم برای آمرزش من قرآن بخوانند، مخصوصاً قرآن با ترجمه سفارش می‌کنم که از طرف آن‌ها برایم تلاوت شود، سوره‌های توبه، محمد (ص)، احزاب، عنکبوت را بیشتر توصیه می‌کنم. ضمناً مبلغ حدود هشت هزار ریال نقد و یک عدد ساعت مچی فورتیس قاب مشکی در زندان شهربانی از من گرفته شد که تحویلم داده نگردید، بگیرید. ساعت یادگاری من باشد، ولی پول را در راه خیر صرف کنید. از خانواده خود می‌خواهم که برای شهادت من ناراحت نباشند، همه‌ی شما را به خدا می‌سپارم و امیدوارم در راه خدمت به جامعه، کوشا باشید. « انا لله و انا الیه راجعون » اصغر بدیع زادگان، ساعت ۲ صبح، پنجشنبه ۴/۳/۱۳۵۱.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://gramho.com/media/2118384860700502816 وصیت‌نامه اصغر بدیع‌زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
* [[محمد حنیف‌نژاد]]&lt;br /&gt;
* [[سعید محسن]]&lt;br /&gt;
* [[مسعود رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55227</id>
		<title>علی اصغر بدیع زادگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55227"/>
		<updated>2021-05-25T15:16:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| تصویر             =اصغر بدیع‌زادگان.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۹&lt;br /&gt;
| زادگاه            =اصفهان&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =تهران&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =[[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سید اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039; (زادروز ۱۳۱۹ - تیرباران ۴ خرداد ۱۳۵۱) از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]] و [[سعید محسن]]، سازمان مجاهدین خلق را در سال ۱۳۴۴ بنیان‌گذاری نمود. اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک شاه دستگیر گردید و در چهارم خرداد ۱۳۵۱ اعدام شد&amp;lt;ref&amp;gt;مشرق  - [https://www.mashreghnews.ir/news/420802/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB اعدام چهار جوان قبل از ورود رئیس جمهور آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۱۹ در اصفهان در یک خانواده متوسط متولد شد. خردسال بود که خانواده‌اش به تهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی [[دانشگاه تهران]] فارغ‌التحصیل شد. او با مسائل سیاسی، در دوران تجدید فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ آشنا شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه به فعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش اطلاعی از فعالیتهای او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقه‌ای از او نداشت. اصغر در سال ۱۳۴۲ به نظام‌وظیفه رفت و پس از آن مدتی در کارخانه اسلحه‌سازی و سپس در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران به‌کار پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://www.mojahedin.org/news/138679/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A مجاهد شهید اصغر بدیع زادگان: «ارزش هرکس در مبارزه، به‌اندازه مایه‌یی است که در این راه می‌گذارد»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید بدیع‌زادگان، خواهر کوچکتر اصغر درباره ویژگی‌های اصغر گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من همیشه اصغر را در حال مطالعه دیده بودم. همیشه کتابی همراهش بود، حتی در اتوبوس کتاب می‌خواند. گاهی وقت‌ها دیده بودم که روزی ۲ تا ۳ساعت روی روزنامه‌های عصر کار می‌کرد و هر‌ روز به اخبار رادیوها گوش می‌داد. دیده بودم که ساعت‌ها از وقتش را به مطالعه و فکر درباره قرآن مشغول بود و در جواب مادرم می‌گفت: «قرآن کتاب راهنمای عمل و کار است. چیزی نیست که لای جلد ترمه و مخمل بپیچیم و در تاقچه بگذاریم». هر چه می‌گذشت ما او را کمتر می‌دیدیم ولی همیشه پنجشنبه‌ شب‌ها به‌خانه می‌آمد تا خودش را برای کوهنوری روز جمعه آماده کند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://about.mojahedin.org/i/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA علی اصغر بدیع‌زادگان کیست؟]، سایت سازمان مجاهدین خلق&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها و تشکیل سازمان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان همانند سایر دوستانش در فکر یافتن راه چاره‌ای برای نجات مردم بود. او با مطالعه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران متوجه شده بود که با وجود تلاش و کوشش مردم و فداکاری آن‌ها، تمام راه‌های مبارزه به‌شکست منجر شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان به‌این نتیجه رسیده بود که علت شکست مبارزات گذشته در این بود که رهبری و سازمان هدایت کننده حرفه‌ای نداشته‌اند. او فهمیده بود که اگر مبارزه به‌عنوان یک حرفه و کار علمی در نظر گرفته نشود، محال است پیشرفتی حاصل شود. وی معتقد بود که بدون پا گذاشتن روی شغل، پول، تحصیلات و زندگی نمی‌توان مبارزه کرد. او همیشه تکرار می‌کرد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ارزش هر کس در مبارزه به‌اندازه مایه‌ای است که در این راه می‌گذارد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در همین دوران بود که با محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن نزدیک‌تر شد و هسته اولیه سازمان را تشکیل دادند. اصغر طی سالهای ۴۴ تا ۵۰ به‌واسطه حرفه‌اش در دانشکده فنی دانشگاه تهران، که امکان برقراری تماس با دانشجویان و استفاده از امکانات دانشگاه را به او می‌داد، در رشد سازمان چه از نظر نیروی انسانی و عضوگیری و چه از جهت تأمین امکانات، خدمات ارزنده‌ای انجام داد. او در سال ۱۳۴۹ به‌عنوان مسئول گروهی از مجاهدین که برای آموزش‌های نظامی در پایگاه‌های الفتح به فلسطین اعزام شدند، از کشور خارج شد و در بازگشت علاوه بر تسلیحاتی که با خودش آورد، بسیاری از تجربیات نظامی را به سازمان منتقل کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;بیوگرافی - [http://azadamirkhizi.blogfa.com/post/231 علی اصغر بدیع زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:عکس علی‌اصغر بدیع‌زادگان در زندان.jpg|جایگزین=در زندان این عکس انداخته شده‌است |بندانگشتی|عکس زندان اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
== دادگاه اصغر بدیع‌زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در دادگاه خطاب به رئیس دادگاه گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دادستان یا رئیس دادگاه باید بی‌طرف باشد ولی شما بی‌طرف نیستید چرا که عکس شاه را بالای سرتان گذاشته‌اید یعنی به هر قیمتی باید از او حمایت کنید. ما هم که با شاه مبارزه می‌کنیم؛ پس نتیجه حکممان معلوم است. حکم ما از قبل دادگاه مشخص شده‌است و این دادگاه بی‌طرف نیست.»&amp;lt;sup&amp;gt; &amp;lt;/sup&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خانم [[شهین بدیع‌زادگان]]، خواهر اصغر در این رابطه نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آن موقع، اوایل اردیبهشت سال۵۱ بود که گفتند آخرین دادگاه و محاکمه اصغر است. ما به‌طور خانوادگی برای شرکت در جلسه دادگاه به محل دادرسی ارتش در چهارراه قصر تهران رفته بودیم، از حوالی ساعت ۸صبح، آن‌جا متنظر بودیم تا اتوبوس حامل زندانیان سیاسی وارد محوطه دادرسی ارتش شد. اصغر را دیدیم که از اتوبوس پیاده شد و در حالی‌که دستهایش را از پشت بسته بودند، او را به‌محل دادرسی ارتش می‌بردند. ما از راه دور با فریاد او را صدا کردیم و اصغر سرش را برگرداند و خندید. ما مدتها منتظر بودیم تا شاید ما را به‌جلسه دادگاه راه بدهند. اما ساواک شاه از ترس برملاشدن کارهایی که درمورد اصغر مرتکب شده بود، مانع شرکت ما در جلسه دادگاه شد. تا حوالی ساعت ۵بعداز ظهر پشت در دادگاه متنظر بودیم و متوجه شدیم که اصغر را دارند از درب دیگر دادگاه خارج می‌کنند و به‌سمت اتوبوس می‌برند. خودمان را به‌خیابان رساندیم و منتظر رسیدن اتوبوس شدیم. وقتی که اتوبوس به نزدیک ما رسید، دیدم که اصغر خودش را به‌کنار یکی از پنجره‌ها رساند و درحالی‌که دستهایش از پشت بسته بود، پرده اتوبوس را با صورتش کنار زد و چندبار کلمه «اعدام» را تکرار کرد. این آخرین تصویری است که از اصغر در ذهن من نقش بسته‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - ا[https://www.mojahedin.org/news/125070/%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85 صغر بدیع‌زادگان، الگو و آموزگار بزرگ مقاومت در زیر شکنجه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
حکم دادگاه برای اصغر بدیع‌زادگان و دیگر یارانش اعدام بود که در ۴ خرداد ۱۳۵۱ اجرا شد. وی در روز چهارم خرداد ۱۳۵۱ در حالی که در اثر شکنجه فلج شده بود به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف‌نٰژاد،]] [[سعید محسن]] و دو تن از اعضای مرکزیت سازمان محاهدین خلق ایران [[محمود عسگریزاده|محمود عسکری زاده]] و [[زسول مشکین‌فام]] در میدان تیر چیتگر اعدام شد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&amp;lt;ref&amp;gt;پاریزین - [http://dictionnaire.sensagent.leparisien.fr/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86/fa-fa/ علی اصغر بدیع‌ زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار علی ‌اصغر بدیع‌زادگان.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وصیتنامه اصغر بدیع زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان قبل از اعدام، در وصیت‌نامه خود چنین نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بسم الله الرحمن الرحیم «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» در این ساعت که با کمال سلامتی عقل وصیتنامه‌‌ی خود را تنظیم می‌کنم، مسئله‌ی خاصی ندارم که مطرح کنم، برادر بزرگ خودم آقای اکبر بدیع‌زادگان را در مواردی که ممکن است احتیاج باشد وصی خود قرار می‌دهم. از پدر و مادر و برادران و خواهر عزیزم می‌خواهم که اگر در مورد آن‌ها کوتاهی یا گناهی مرتکب شده‌ام مرا ببخشند، چه می‌دانم انشاءالله در پیشگاه خداوند در قبال وظایف غیر خانوادگی گنهکار نیستم. از خانواده خود می‌خواهم برای آمرزش من قرآن بخوانند، مخصوصاً قرآن با ترجمه سفارش می‌کنم که از طرف آن‌ها برایم تلاوت شود، سوره‌های توبه، محمد (ص)، احزاب، عنکبوت را بیشتر توصیه می‌کنم. ضمناً مبلغ حدود هشت هزار ریال نقد و یک عدد ساعت مچی فورتیس قاب مشکی در زندان شهربانی از من گرفته شد که تحویلم داده نگردید، بگیرید. ساعت یادگاری من باشد، ولی پول را در راه خیر صرف کنید. از خانواده خود می‌خواهم که برای شهادت من ناراحت نباشند، همه‌ی شما را به خدا می‌سپارم و امیدوارم در راه خدمت به جامعه، کوشا باشید. « انا لله و انا الیه راجعون » اصغر بدیع زادگان، ساعت ۲ صبح، پنجشنبه ۴/۳/۱۳۵۱.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://gramho.com/media/2118384860700502816 وصیت‌نامه اصغر بدیع‌زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
* [[محمد حنیف‌نژاد]]&lt;br /&gt;
* [[سعید محسن]]&lt;br /&gt;
* [[مسعود رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55226</id>
		<title>علی اصغر بدیع زادگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=55226"/>
		<updated>2021-05-25T15:15:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: نام بنیانگذار شهید تصحیح شد، نام درست اصغر بدیع‌زادگان است&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| تصویر             =علی‌اصغر بدیع‌زادگان.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =اصغر بدیع‌زادگان&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۹&lt;br /&gt;
| زادگاه            =اصفهان&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =تهران&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =[[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سید اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039; (زادروز ۱۳۱۹ - تیرباران ۴ خرداد ۱۳۵۱) از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]] و [[سعید محسن]]، سازمان مجاهدین خلق را در سال ۱۳۴۴ بنیان‌گذاری نمود. اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک شاه دستگیر گردید و در چهارم خرداد ۱۳۵۱ اعدام شد&amp;lt;ref&amp;gt;مشرق  - [https://www.mashreghnews.ir/news/420802/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB اعدام چهار جوان قبل از ورود رئیس جمهور آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۱۹ در اصفهان در یک خانواده متوسط متولد شد. خردسال بود که خانواده‌اش به تهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی [[دانشگاه تهران]] فارغ‌التحصیل شد. او با مسائل سیاسی، در دوران تجدید فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ آشنا شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه به فعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش اطلاعی از فعالیتهای او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقه‌ای از او نداشت. اصغر در سال ۱۳۴۲ به نظام‌وظیفه رفت و پس از آن مدتی در کارخانه اسلحه‌سازی و سپس در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران به‌کار پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://www.mojahedin.org/news/138679/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A مجاهد شهید اصغر بدیع زادگان: «ارزش هرکس در مبارزه، به‌اندازه مایه‌یی است که در این راه می‌گذارد»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید بدیع‌زادگان، خواهر کوچکتر اصغر درباره ویژگی‌های اصغر گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من همیشه اصغر را در حال مطالعه دیده بودم. همیشه کتابی همراهش بود، حتی در اتوبوس کتاب می‌خواند. گاهی وقت‌ها دیده بودم که روزی ۲ تا ۳ساعت روی روزنامه‌های عصر کار می‌کرد و هر‌ روز به اخبار رادیوها گوش می‌داد. دیده بودم که ساعت‌ها از وقتش را به مطالعه و فکر درباره قرآن مشغول بود و در جواب مادرم می‌گفت: «قرآن کتاب راهنمای عمل و کار است. چیزی نیست که لای جلد ترمه و مخمل بپیچیم و در تاقچه بگذاریم». هر چه می‌گذشت ما او را کمتر می‌دیدیم ولی همیشه پنجشنبه‌ شب‌ها به‌خانه می‌آمد تا خودش را برای کوهنوری روز جمعه آماده کند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://about.mojahedin.org/i/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA علی اصغر بدیع‌زادگان کیست؟]، سایت سازمان مجاهدین خلق&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها و تشکیل سازمان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان همانند سایر دوستانش در فکر یافتن راه چاره‌ای برای نجات مردم بود. او با مطالعه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران متوجه شده بود که با وجود تلاش و کوشش مردم و فداکاری آن‌ها، تمام راه‌های مبارزه به‌شکست منجر شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان به‌این نتیجه رسیده بود که علت شکست مبارزات گذشته در این بود که رهبری و سازمان هدایت کننده حرفه‌ای نداشته‌اند. او فهمیده بود که اگر مبارزه به‌عنوان یک حرفه و کار علمی در نظر گرفته نشود، محال است پیشرفتی حاصل شود. وی معتقد بود که بدون پا گذاشتن روی شغل، پول، تحصیلات و زندگی نمی‌توان مبارزه کرد. او همیشه تکرار می‌کرد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ارزش هر کس در مبارزه به‌اندازه مایه‌ای است که در این راه می‌گذارد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در همین دوران بود که با محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن نزدیک‌تر شد و هسته اولیه سازمان را تشکیل دادند. اصغر طی سالهای ۴۴ تا ۵۰ به‌واسطه حرفه‌اش در دانشکده فنی دانشگاه تهران، که امکان برقراری تماس با دانشجویان و استفاده از امکانات دانشگاه را به او می‌داد، در رشد سازمان چه از نظر نیروی انسانی و عضوگیری و چه از جهت تأمین امکانات، خدمات ارزنده‌ای انجام داد. او در سال ۱۳۴۹ به‌عنوان مسئول گروهی از مجاهدین که برای آموزش‌های نظامی در پایگاه‌های الفتح به فلسطین اعزام شدند، از کشور خارج شد و در بازگشت علاوه بر تسلیحاتی که با خودش آورد، بسیاری از تجربیات نظامی را به سازمان منتقل کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;بیوگرافی - [http://azadamirkhizi.blogfa.com/post/231 علی اصغر بدیع زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:عکس علی‌اصغر بدیع‌زادگان در زندان.jpg|جایگزین=در زندان این عکس انداخته شده‌است |بندانگشتی|عکس زندان اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
== دادگاه اصغر بدیع‌زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان در دادگاه خطاب به رئیس دادگاه گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دادستان یا رئیس دادگاه باید بی‌طرف باشد ولی شما بی‌طرف نیستید چرا که عکس شاه را بالای سرتان گذاشته‌اید یعنی به هر قیمتی باید از او حمایت کنید. ما هم که با شاه مبارزه می‌کنیم؛ پس نتیجه حکممان معلوم است. حکم ما از قبل دادگاه مشخص شده‌است و این دادگاه بی‌طرف نیست.»&amp;lt;sup&amp;gt; &amp;lt;/sup&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خانم [[شهین بدیع‌زادگان]]، خواهر اصغر در این رابطه نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آن موقع، اوایل اردیبهشت سال۵۱ بود که گفتند آخرین دادگاه و محاکمه اصغر است. ما به‌طور خانوادگی برای شرکت در جلسه دادگاه به محل دادرسی ارتش در چهارراه قصر تهران رفته بودیم، از حوالی ساعت ۸صبح، آن‌جا متنظر بودیم تا اتوبوس حامل زندانیان سیاسی وارد محوطه دادرسی ارتش شد. اصغر را دیدیم که از اتوبوس پیاده شد و در حالی‌که دستهایش را از پشت بسته بودند، او را به‌محل دادرسی ارتش می‌بردند. ما از راه دور با فریاد او را صدا کردیم و اصغر سرش را برگرداند و خندید. ما مدتها منتظر بودیم تا شاید ما را به‌جلسه دادگاه راه بدهند. اما ساواک شاه از ترس برملاشدن کارهایی که درمورد اصغر مرتکب شده بود، مانع شرکت ما در جلسه دادگاه شد. تا حوالی ساعت ۵بعداز ظهر پشت در دادگاه متنظر بودیم و متوجه شدیم که اصغر را دارند از درب دیگر دادگاه خارج می‌کنند و به‌سمت اتوبوس می‌برند. خودمان را به‌خیابان رساندیم و منتظر رسیدن اتوبوس شدیم. وقتی که اتوبوس به نزدیک ما رسید، دیدم که اصغر خودش را به‌کنار یکی از پنجره‌ها رساند و درحالی‌که دستهایش از پشت بسته بود، پرده اتوبوس را با صورتش کنار زد و چندبار کلمه «اعدام» را تکرار کرد. این آخرین تصویری است که از اصغر در ذهن من نقش بسته‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - ا[https://www.mojahedin.org/news/125070/%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85 صغر بدیع‌زادگان، الگو و آموزگار بزرگ مقاومت در زیر شکنجه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
حکم دادگاه برای اصغر بدیع‌زادگان و دیگر یارانش اعدام بود که در ۴ خرداد ۱۳۵۱ اجرا شد. وی در روز چهارم خرداد ۱۳۵۱ در حالی که در اثر شکنجه فلج شده بود به همراه [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف‌نٰژاد،]] [[سعید محسن]] و دو تن از اعضای مرکزیت سازمان محاهدین خلق ایران [[محمود عسگریزاده|محمود عسکری زاده]] و [[زسول مشکین‌فام]] در میدان تیر چیتگر اعدام شد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&amp;lt;ref&amp;gt;پاریزین - [http://dictionnaire.sensagent.leparisien.fr/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%20%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86/fa-fa/ علی اصغر بدیع‌ زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار علی ‌اصغر بدیع‌زادگان.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار اصغر بدیع‌زادگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وصیتنامه اصغر بدیع زادگان ==&lt;br /&gt;
اصغر بدیع‌زادگان قبل از اعدام، در وصیت‌نامه خود چنین نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بسم الله الرحمن الرحیم «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» در این ساعت که با کمال سلامتی عقل وصیتنامه‌‌ی خود را تنظیم می‌کنم، مسئله‌ی خاصی ندارم که مطرح کنم، برادر بزرگ خودم آقای اکبر بدیع‌زادگان را در مواردی که ممکن است احتیاج باشد وصی خود قرار می‌دهم. از پدر و مادر و برادران و خواهر عزیزم می‌خواهم که اگر در مورد آن‌ها کوتاهی یا گناهی مرتکب شده‌ام مرا ببخشند، چه می‌دانم انشاءالله در پیشگاه خداوند در قبال وظایف غیر خانوادگی گنهکار نیستم. از خانواده خود می‌خواهم برای آمرزش من قرآن بخوانند، مخصوصاً قرآن با ترجمه سفارش می‌کنم که از طرف آن‌ها برایم تلاوت شود، سوره‌های توبه، محمد (ص)، احزاب، عنکبوت را بیشتر توصیه می‌کنم. ضمناً مبلغ حدود هشت هزار ریال نقد و یک عدد ساعت مچی فورتیس قاب مشکی در زندان شهربانی از من گرفته شد که تحویلم داده نگردید، بگیرید. ساعت یادگاری من باشد، ولی پول را در راه خیر صرف کنید. از خانواده خود می‌خواهم که برای شهادت من ناراحت نباشند، همه‌ی شما را به خدا می‌سپارم و امیدوارم در راه خدمت به جامعه، کوشا باشید. « انا لله و انا الیه راجعون » اصغر بدیع زادگان، ساعت ۲ صبح، پنجشنبه ۴/۳/۱۳۵۱.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://gramho.com/media/2118384860700502816 وصیت‌نامه اصغر بدیع‌زادگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
* [[محمد حنیف‌نژاد]]&lt;br /&gt;
* [[سعید محسن]]&lt;br /&gt;
* [[مسعود رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=54579</id>
		<title>دینامیزم قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=54579"/>
		<updated>2021-03-13T17:00:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: برخی اشکالات املایی و نگارش تصحیح شد.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دینامیزم قرآن نام یک کتاب و یک مبحث ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین خلق ایران است. دینامیزم از ریشه دینام به معنای حرکت داشتن از درون است. در متون فارسی، دینامیزم را «&#039;&#039;&#039;پویائی&#039;&#039;&#039;» ترجمه می‌کنند که منظور از آن گنجایش تغییرپذیری درون یک پدیده است. این تغییرپذیری در جریان یک بسامد صورت می‌گیرد  که  در آن،  پدیده خود را با تغییرات محیط و شرایط خارجی همگام و منطبق می‌کند و به‌این‌ترتیب موجودیت خود را حفظ و تضمین می‌نماید. به عنوان مثال وقتی انسانها برای مقابله با سرمای هوا به استفاده از سوخت‌های فسیلی و ساخت بخاری روی می‌آورند، از پویایی خود بهره گرفته و با محیط انطباقی فعال پیدا کرده‌اند. در عرصه اجتماعی وقتی یک جامعه با مسائلی چون فقر روبرو می‌شود و برای تغییر آن بپا می‌خیزد و در این مسیر با تحرک و خیزش‌های مناسب عمل می‌کند، نشان از پویایی دارد.همچنین دینامیزم در منطق در برابر منطق استاتیک به‌کار برده می‌شود. در منطق دینامیک، یک پدیده در جریان رشد خود و ارتباطش با پیرامون خود مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما در منطق استاتیک هر پدیده به عنوان یک موضوع مجرد، جدای از جریان رشد و تکامل خود بررسی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از دینامیزم قرآن نیز گنجایش تغییرپذیری قرآن است. به‌صورتی‌که بتواند هم‌گام با تغییرات محیط (اجتماعی) خود را با زمان منطبق کند. از دیدگاه مجاهدین خلق قرآن دارای دو بخش محکمات و متشابهات است. محکمات در قرآن اشاره به اصول و ارزش‌ها داشته و متشابهات ناظر بر احکام اجتماعی هستند. دینامیزم قرآن توضیح می‌دهد که متشابهات در قرآن در طول زمان تغییر می‌کنند. آنها در زمان خود احکامی مترقی به شمار می‌رفتند اما با رشد بشریت منسوخ شده‌اند. به عنوان مثال در شهر مکه در شرایطی که دختران در هنگام تولد دفن می‌شدند و یا به‌صورت برده مورد استفاده قرار می‌گرفتند، دادن حق حیات اجتماعی و حقوق شهروندی به آنها به همراه اعطای حق ارث حتی به اندازه‌ی نیمی از مردان، یک پیشرفت به شمار می‌رفت، اما امروزه نمی‌توان به نیمه بودن حق ارث در آن دوران استناد کرد. مجاهدین خلق با استناد به آیه‌ی ۱۰۵ سوره‌ی بقره که به نسخ شدن برخی آیات قرآن دلالت دارد، این آیات را منسوخ می‌شمرند و معتقدند باید با توجه به روح حاکم بر قرآن، قوانین متناسب با شرایط روز را تدوین نمود. کتاب دینامیزم قرآن در سال ۱۳۵۸ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران در ۷۰ صفحه منتشر شد&amp;lt;ref&amp;gt;چگونه قرآن بیاموزیم (دینامیزم قرآن)[https://vista.ir/m/b/ejswp]&amp;lt;/ref&amp;gt; و مطالب بحث‌انگیزی را در محافل روشنفکری آن روزگار پدید آورد. البته دینامیزم قرآن، سال‌ها پیش از آن در زمان شاه و هنگام تأسیس سازمان مجاهدین یکی از مبانی اندیشه‌ی سازمان مجاهدین خلق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضرورت دینامیزم قرآن ==&lt;br /&gt;
در کتاب دینامیزم قرآن که یکی از مبانی اندیشه‌ی مجاهدین خلق ایران است در مورد برخورد دگماتیستی با قرآن اصل شمردن احکام به جای روح و جوهر قرآن می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;چگونه باید قرآن را مطالعه کرد تابه درک و فهم صحیح آن یعنی چنان درک و فهمی که با جوهر و روح آن سازگار باشد نائل آمد؟ چرا که تصاویر عرضه شده از قرآن، در طول تاریخ از محتوای اصیل قرآن تهی شده و از آن جز اسمی باقی نمانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;چگونه قرآن بیاموزیم جلد اول از انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;مجاهدین پاسخ این سوال را در استفاده از دینامیزم قرآن می‌دانند. مجاهدین معتقدند اسلام به این دلیل می‌تواند دین همه عصرها و همه نسل‌ها باشد که از پویایی لازم برخوردار است. یعنی دارای مکانیزمی است که پاسخگوی سوالات هر عصر و ارائه دهنده راه حل‌های مناسب برای مشکلات و تضادهای یک جامعه است. مجاهدین اثبات می‌کنند که دینامیزم لازم در قرآن که کتاب اصلی و محوری دین اسلام است وجود دارد. آنها استدلال می‌کنند که در غیر اینصورت هر کتابی پس از چندی کهنه و به درد نخور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا کتاب‌هایی که فرضا در قرن نوزدهم نوشته شده‌اند، در قرن بیستم مورد استفاده قرار می‌گیرند؟ آیا دست‌کم بخشی از آنها دچار فرسودگی و کهولت نشده است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه مجاهدین قرآن برای هدایت جامعه بشری در بستر تکاملی اجتماعی است. بنابراین با تغییراتی که در مسیر تکامل اجتناب ناپذیر است، باید برخوردی متفاوت داشته باشد. چه بسا هدایتی در یک زمان درست و در زمان دیگر نادرست یا کهنه به شمار رود. واژه‌ی ارتجاع که توسط مجاهدین برای اولین بار نسبت به خمینی و هم فکران او به کار برده شد ناظر بر این است که آن‌ها با تحجر و خشک‌مغزی همه چیز را ایستا می‌بینند و قصد دارند جامعه بشری را صدها سال به عقب برگردانند. از نظر مجاهدین اجرای احکام اسلامی که خمینی از آن دفاع می‌کرد چیزی جز پیروی از قوانین منسوخ شده نیستند و ارتباطی با روح وجوهره‌ی واقعی اسلام که مبتنی بر آزادی و آگاهی انسان است ندارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;دینامیزم قرآن چیست؟[http://intnetonline.link/%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%9F/]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرآن چگونه کتابی است؟ ==&lt;br /&gt;
در کتاب دینامیزم قرآن در ابتدا از مخاطب سوال می‌شود که دیدگاهش نسبت به قرآن چگونه است. قرآن چه کارکردی دارد و اساسا چه نیازی را برآورده می‌کند و ما چه توقعی باید از آن داشته باشیم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثلا آیا قرآن برای ارائه‌ی علم به انسان آمده است؟ آیا درست است که در آن به دنبال فرمول‌های ریاضی باشیم؟ آنچنان که برخی برای اثبات صحت قرآن به کشف مقولات ریاضی در آن می‌پردازند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درست است که در آن قوانین فیزیک و شیمی و سایر علوم طبیعی را  جستجو کنیم و یا تشریحات سیستماتیک اقتصادی را از آن طلب نمائیم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر سازمان مجاهدین این تلقی‌ها نادرست و بیراهه است. قرآن کتابی است که در تقسیم‌بندی معارف بشری بیشتر در قلمرو فلسفه، علوم اجتماعی و انسان شناسی واقع می‌شود هر چند که در آن می‌توان نشانه‌هایی از دیگر معارف بشری پیدا کرد. از سویی برای برداشت درست از قرآن باید اصطلاحا آن را تفسیر نمود. منظور از تفسیر یک موضوع این است که معنی و مضمون آن کشف شود و درکی روشن و خالی از ابهام از آن ارائه گردد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از تفسیرقرآن اینست که ما را در جهت‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضوعات قرآن ==&lt;br /&gt;
مطالب و موضوعات متنوع بیان شده در قرآن را، که مضمون سوره‌ها و آیات قرآن است را می‌شود به ترتیب زیر طبقه بندی کرد . &lt;br /&gt;
# مسائل و حقایق عام فلسفی: برخی آیات قرآن، توضیح و بیان عمومی‌ترین حقایق جهان هستی است و ضمن آن به مسائلی پرداخته می‌شود که موضوع فلسفه و تبیینات فلسفی است .ضمن این آیات قرآن دیدگاهها واصول جهان شناختی توحیدی خود را بیان می‌کند ،مثلا آیاتی که ما را به مبدأ هستی و آفرینش نظم ونظام یگانه و هدفدار کائنات و غایت جهان، رهنمون می‌شوند. &lt;br /&gt;
# حقایق علوم طبیعی: حقایق علمی طبیعی، موضوع پاره‌ای دیگر ازآیات قرآن است که ضمن آن به جریان تکوین کائنات وپدیده‌ها و رخدادهای طبیعی و تحول و تکامل طبیعت اشاره شده است. از قبیل آیاتی در بارة پیدایش و خلقت زمین و آسمان و ستارگان و روند تحول و تکامل آنها .گردش فصول و ایام شب و روز، باد و باران، کوهها و دریاها، پیدایش حیات و پدیده‌های حیاتی و بسیاری مطالب متنوع دیگر از این قبیل. &lt;br /&gt;
# حقایق و مسائل اجتماعی: بخش اعظم قرآن متضمن طرح و بیان مسائلی است که به حرکت اجتماعی مربوط است. در این آیات چگونگی تحول و حرکت جامعه و جوامع بشری چگونگی حرکت و موضعگیری‌های گروه‌های مختلف اجتماع و جریان و فرجام حرکت آنها تشریح شده است. &lt;br /&gt;
# انسان شناسی: آیات قرآن نشان می‌دهد که دین اساسا با جامعه سر و کار دارد و متوجه استقرار یک نظم اجتماعی ویژه است. اسلام با ظهور خود در زمان حیات پیامبر، که قاعدتا  کامل‌ترین، و خالص‌ترین درک را از قرآن داشت، یک نظام اجتماعی کهنه را بر انداخت و نظم نوینی را جایگزین آن کرد. نظمی که سرعت و نیرو و تأثیر تاریخی و جهانی آن شگفت انگیز بوده است. اما قرآن در عین توجه اکیدش بر جامعه متضمن شناخت انسان نیز هست. در بسیاری از آیات قرآن انسان طرف خطاب قرآن است. قرآن در همان حال که به انسان به‌مثابه موجودی اجتماعی می‌نگرد، فردیت انسان را نیز نادیده نمی‌گیرد و با فرد انسان در عین رابطه متقابل و تنگاتنگش با جامعه  بعنوان کلیتی بی‌همتا و موجودی مسئول، سر و کار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چگونگی دینامیزم در قرآن ==&lt;br /&gt;
آیات قرآن به گفته پیامبر اسلام و امام علی و راویان دارای دسته‌بندی با مضمون «محکم و متشابه» است. همین دسته‌بندی است که پویایی (دینامیزم) قرآن را تأمین و تضمین می‌کند. به این ترتیب برخی از آیات قرآن محکم هستند. یعنی بیانگر روح و جوهره‌ی قرآن هستند و برخی تنها حاوی قوانین و احکامی هستند که در زمان خود برای حل مشکلی نازل شده اند. دسته دوم را متشابهات می‌نامند. این آیات در طول زمان منسوخ می‌شوند باید با توجه به روح قرآن قوانین جدیدی را به جای آن‌ها تدوین کرد. از نظر مجاهدین خلق اصل اجتهاد در اسلام نیز به همین دلیل آمده است. مجتهد نه الزاما یک آخوند  و طلبه بلکه کسی است که می‌تواند همین قوانین را با توجه به پیام اصلی و محوری قرآن درک و از آن استخراج کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ناسخ و منسوخ ===&lt;br /&gt;
در خود قرآن آمده است که برخی آیات نسخ می‌شوند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ  مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَیَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره ۱۰۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خود قرآن آمده است که برخی آیات نسخ می‌شوند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ  مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَیَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره ۱۰۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر آیه‏‌ای را که نسخ کنیم یا فروگذاریم، بهتر از آن یا همانندش را در میان  آوریم، آیا نمیدانی که خداوند بر هر کاری تواناست‏. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مـوارد نـسخ در قرآن بسیار است از جمله تبدیل عده زنی که همسرش فوت کرده است از یک سال ( بقره - آیه ۲۴۰ ) به چـهـار مـاه و ده روز  ( بقره - آیه ۲۳۴ ) و یا تغییر و تحویل قبله از بیت المقدس به سوی کعبه( بقره ،آیه ۱۴۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله طالقانی در جلد اول کتاب پرتوی از قرآن می‌نویسد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نسخ در اصطلاح، برداشتن صورتیست از محل اول خود و قراردادن در جای مناسب دیگر، یا گذاردن صورت دیگری به جای آن....چون هر آیه کوچک وبزرگ، تکوینی وتشریعی را از کتاب هستی و قانونی، یا از ذهنها و خاطره‌ها (او ننسها) برداریم، برتر و گزیده‌تر از آنرا میآوریم. نأت بخیر منها.....»&amp;lt;ref&amp;gt;پرتوی از قرآن - جلد اول&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این تفسیرها مسئله ناسخ و منسوخ، جهانشمول است  یعنی هر پدیده ای چه در طبیعت و چه در اجتماع و چه در قرآن، که منسوخ می‌شود، پدیده‌ای و آیه‌ای  برتر از آن جایگزینش می‌گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب تمامی پدیده‌های هستی در یک مسیر تکاملی به جلو حرکت می‌کنند. همواره کهنه منسوخ می‌شود و نو جای آن‌را می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه [[سید محمود طالقانی|آیت‌الله طالقانی]] توقفی در تکامل جهان در حیطه طبیعت و جامعه وجود ندارد زیرا که این توقف به معنای تحدید (محدود کردن) صفات و ذات خداوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمامی پدیده‌ها تا هنگامی‌که با شرایط تطبیق داشته باشند باقی می‌مانند اما اگر نتوانند خود را تطبق دهند منسوخ می‌شوند و از میان می‌روند و سپس پدیده‌های متکامل‌تری جای آن‌ها را می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ تکامل جانورانی چون دایناسورها با جثه های بسیار بزرگ هنگامی که به دلیل خونسرد بودن نتوانستند با شرایط خود را منطبق کنند از میان رفتند و موجوداتی که قدرت آداپتاسیون داشتند جای آن‌ها را گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب قانون نسخ که قرآن  از آن سخن می‌گوید همان قانون گذار پدیده‌ها از کهنه به نو ــ از ساده به پیچیده، است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== محکم و متشابه ===&lt;br /&gt;
در قرآن آمده است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ&amp;lt;ref&amp;gt;آل عمران آیه هفتم&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ترجمه:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اوست کسی که این کتاب را بر تو فرو فرستاد پاره ای از آن آیات محکم است آنها اساس کتاب‌اند و [پاره‏‌ای] دیگر متشابهاتند. اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی از متشابه آن پیروی می کنند. تأویل آن‌ را جز خدا و ریشه‌داران در دانش کسی نمی‌داند. آنان که می‏‌گویند ما ایمان آوردیم به آن‌چه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسی متذکر نمی‌‏شود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;محکمات، آیاتی هستند که دیدگاهها ونظرگاه‌های اساسی اسلام را تبیین می‌کنند. محکم به‌معنی متقن، قطعی، پابرجا و استوار است. قوانینی که با تغییر شرایط و گذشت زمان به‌طور نسبی تغییری نمی‌کنند. محکمات ۹۰٪ آیات قرآن را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات متشابه اغلب حکم‌هایی هستند که در شرایطی خاص ابلاغ شده اند و اکنون منسوخ هستند. یعنی در زمان خود کاربرد تاکتیکی داشته‌اند و تضادهای اجتماعی را در شرایط خاصی حل کرده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه در لغت به‌معنی پوشیده، یا آن چیزی است که دارای دو معنی است. متشابهات با پیشرفت علوم طبیعی، علوم اجتماعی، اقتصادی وسیاسی، قبض و بسط می‌یابند. احکام متشابه اگر تغییر نکنند در شرایط متفاوت حتی ضد اصول و در تضاد با روح و جوهر اصول عمل می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== یک مثال از متشابهات ====&lt;br /&gt;
به عنوان مثال قرآن در ده‌ها آیه تأکید کرده‌است که هیچ انسانی بر هیچ انسانی برتری ندارد جز آن‌که در تقوا از او برتر باشد. این آیه نشان‌گر دعوت قرآن به برابری و به ویژه برابری زن و مرد است. در آیات دیگری که جزو متشابهات قرآن است ارث زن نصف مرد در نظر گرفته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره نساء - آیه چهار&amp;lt;/ref&amp;gt;  باید توجه داشت که قرآن در شرایطی نازل شد که هنوز مناسبات برده‌داری بر جهان آن روز حاکم بود. در آن شرایط هیچ حقوقی برای انسان‌ها به‌رسمیت شناخته نمی‌شد. در جزیره العرب، زنان حتی حق حیات هم نداشتند. در چنین شرایطی اسلام تصریح می‌کند که زن می‌تواند نصف مرد ارث ببرد و یا شهادت دو زن، معادل یک مرد پذیرفته می‌شود! یعنی به‌رسمیت‌شناختن حق استقلال اقتصادی و هویت مستقل اجتماعی برای زنان. امری که باتوجه به شرایط آن روزگار یک تحول بسیار مهم محسوب می‌شد. اما  با گذشت زمان و رشد آگاهیها و تحولات تاریخی، این امر نیز بایدمتحول و منطبق شود. زیرا با محکمات قرآن که تاکید بر برتری نداشتن انسان‌ها نسبت به یکدیگر دارد در تضاد است. برای درک اهمیت قائل‌شدن آن میزان استقلال برای زن، باید توجه داشت که در اروپا تا نیمه قرن بیستم، زنان از حقوق مستقل اقتصادی محروم بودند! پس این حکم در دورانی که زن هیچ‌گونه حق حیات اجتماعی نداشت و چون برده‌ای خرید و فروش می‌شد یک دستاورد در راستای احقاق حقوق زنان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لذا به‌خوبی روشن می‌شود که این احکام، سمت‌گیری مشخصی را دنبال می‌کنند. اما این سمت‌گیری می‌بایستی که گام‌به‌گام و در هر مرحله معین از تکامل اجتماعی صورت گیرد. این‌جاست که مفهوم «محکم و متشابه» در اسلام روشن می‌شود، زیرا قرآن، کتاب همه دوران‌های تاریخ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود قرآن در این باره می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;کتاباً مّتشابهاً مّثانی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یعنی کتابی که دارای قدرت انطباق و انعطاف با شرایط مختلف زمانی است. کتابی که متعلق به همه دورانها است و دچار کهولت نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این برداشت‌های مختلف از آیات قرآن و همچنین با تعمق در خود قرآن،به ویژه از آیه ۱۰۶ سوره بقره (آیه نسخ) می‌توان نتیجه گرفت که، با دگرگونی شرایط جامعه، آیاتی از قرآن هم منسوخ می‌شوند ، به گفته مسعود رجوی «تشابه» به زبان امروزی، مصداق دینامیسم و صور ناپیداست که در جریان تکامل بارز و آشکار می‌شود و مصداق پیدا می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دینامیسم قرآن و دو نوع اسلام سراپا متضاد مسعود [https://www.mojahedin.org/news/140145/%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%BE%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیات آنهایی‌اند که با شرایط جدید منطبق نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان مثال از دیدگاه مجاهدین احکامی که در مورد زنا و حکم شلاق و یا اعدام در قرآن آمده است تماما جزو متشابهات است و در شرایط کنونی منسوخ هستند. در مورد حکم سنگسار باید گفت که در تمامی قرآن در هیچ‌کجا اشاره‌ای به آن نشده است و حتی در متشابهات نیز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب تمامی آیاتی که در مورد قصاص در قرآن وجود دارند منسوخ‌اند و نمی‌توان به آن‌ها استناد کرد زیرا با محکمات قرآن در تضاد هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این آیه، قصاص باید برای جامعه حیات و زندگی بیآورد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره - آیه ۱۷۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی هر قانونی که در جامعه براساس قصاص، در مورد مجرمین به اجرا در می‌آید، باید برای آن جامعه حیات و زندگی به همراه بیاورد. پس اگر  نتیجه حاصل شده از آن چنین نباشد آن آیه منسوخ است. قصاص به عنوان حکمی متشابه در قرآن در حقیقت برای محدود کردن مجازات یک قتل یا یک نقص عضو حداکثر به معادل آن و نه بیشتر، نازل شده است. در آن دوران گاه یک قتل یا نقص عضو به جنگ‌ها و کشتارهای قبلیه‌ای منجر می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهدین معتقدند در طی حکومت جمهوری اسلامی دست و پا بریدن ،شلاق زدن در زندان و در ملأ عام، چشم در آوردن و اجرای ده‌ها مجازات دیگر تحت نام قصاص چیزی جز  ارتجاع و [[بنیادگرایی اسلامی|بنیادگرایی]] نیست. اعمالی که البته نه حتی برای مراعات قوانین اسلام بلکه برای حفظ بقای حکومت انجام می‌شود. این اعمال نه تنها برای جامعه حیات و زندگی بوجود نیاورده بلکه باعث کشتن روح انسان‌ها شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اجتهاد ===&lt;br /&gt;
از دیدگاه مجاهدین خلق اجتهاد در دین اسلام به این دلیل وجود دارد که باید آیات متشابه را با زمان و شرایط موجود منطبق کرد. مسعود رجوی در سخنرانی خود تحت عنوان [[دو اسلام سراپا متضاد]] توضیح می‌دهد که اصولی چون نماز ثابت هستند و چیزی به آن‌ها اضافه یا کم نمی شود. آنچه باید در اجتهاد انجام شود منطبق کردن قرآن و دین با شرایط زمانه است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مخالفین دینامیزم قرآن ==&lt;br /&gt;
در اسلام جریانی که آن‌را امروزه [[بنیادگرایی اسلامی|بنیادگرایی]] می‌نامند به دینامیزم قرآن معتقد نیستند. آن‌ها به اجرای احکام قرآن درست مانند همان‌که در گذشته بوده است اصرار دارند. خمینی و هم‌فکران او در این دسته قرار می‌گیرند. همچنین بنیادگرایان سنی چون القاعده یا داعش چنین تفکری دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ اسلام افراد دیگری نیز بوده اند که اسلام را دینی پویا و دینامیک می‌دانستند. در این میان [[محمد حنیف‌نژاد]] بنیانگذار [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] اولین کسی است که با همین تفکر این سازمان را تأسیس کرد. آن‌ها از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ به تدوین ایدئولوژی سازمان خود پرداختند. «زدودن غبار ارتجاع از دین» تعبیری است که مجاهدین درباره‌ی این دوران به کار می‌برند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب دینامیزم قرآن از منتشرات سازمان مجاهدین خلق به آیه‌ای از قرآن اشاره می‌شود که در مورد کسانی که به متشابهات قرآن استناد می‌کنند چنین گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;آنهاییکه در درونشان مرض است، به آیات متشابه می‌چسبند و در صدد تأویل و توجیه آنها برمی‌آیند و فتنه می‌کنند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ .&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;در حالیکه تاویل این آیات متشابه را پروردگار جهانیان میداند و خردمندان و دانشمندان!&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اگر یک مکتبی نتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد ،همچون موجوداتی که نتوانستند خود را با محیط خود تطبیق دهند، از تکامل خارج شده، منسوخ شده وجای خود را بالاجبار به مکتبی متکامل‌تر می‌دهد. این قانون وسنت مسیر تکامل جهان از آغاز پیدایش هستی بوده است.سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا. سوره فتح ،آیه ۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قانون الهی از پیش همین بوده و در قانون الهی هرگز تغییری نخواهی یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسلام با اتکا به نهاد اجتهاد.. ایدئولوژی توحیدی با وجود محکمات و متشابهات، ناسخ ومنسوخ در قرآن از این دینامیزم وپویایی برخوردار است و قدرت تطابقی در هر شرایطی را داراست و بنابراین ماندگارست وجاودان....&amp;lt;ref&amp;gt;پژواک ایران - علی دیانتی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مسعود رجوی؛ دینامیزم قرآن ==&lt;br /&gt;
[[مسعود رجوی]] در سخنانی در مورد دینامیزم قرآن چنین می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;در تشیع و اسلام انقلابی و در اسلام مجاهدین، نخستین ویژگی، پویایی و دینامیسم آن است. اسلام یک شریعت خشک و منجمد نیست. اگر این دین مربوط به هزاره‌های پیشین است، خوب دیگر چرا باید به آن چسبید؟ ولش کنید. چطور است که آخوندها از آخرین دستاوردهای فنی، علمی و حرفه‌یی و تخصصی پایان قرن بیستم استفاده می‌کنند، اما جزائیات و قصاص رژیمشان متعلق به هزاره‌های پیشین است؟ از آخوندها بپرسید چرا دنبال موشکهای میان‌برد و دوربرد و سلاحهای شیمیایی و اتمی و میکروبی هستید و دنبال همان چرخ و چاه و اسب و منجنیق نیستید؟ این آخوندها تا دهه سی و چهل و سالهای ۱۳۵۰ ریش تراشیدن را هم حرام می‌دانستند. خمینی به صراحت این را می‌گفت. حتماً یادتان هست برخی از آخوندها تلفن، ماشین، قطار و رادیو و تلویزیون را هم حرام می‌دانستند...ریش تراشی، غنا و شطرنج همه حرام بودند. اما دست و پا بریدن و سنگسار حلال است، آن هم با کلمه تکبیر. این حکم‌های شلاق زدن و سنگسار را چه کسی داده است؟ کدام مرجع؟ کدام ملا؟ که آن را به‌عنوان جزای اسلامی معرفی می‌کنید. لعنت خدا بر او باد و بر آل خمینی و هر کس چنین کند و چنین بگوید. پس سنت پیامبر و حضرت علی و باب اجتهاد، محکم و متشابه و دینامیسم اسلام و قرآن چه شد؟ ...  این همه در فضیلت سوره قدر گفته شده و این‌که حتی مستحب است به هنگام وضو گرفتن خوانده بشود، چون به‌اندازه گذاری و دینامیسم مربوط است، چون به گذار از مراحل کمی و رسیدن به جهش و رشد کیفی مربوط است، رمز ماندگاری و جوانی قرآن و اسلام انقلابی است. آخر یک اسلام فعال، پویا و رزمنده و انطباق یابنده (به مفهوم تکاملی آن) داریم و یک اسلام متحجر خشک ارتجاعی. یادتان هست روزی که خمینی با قاضی القضاتش پشت تصویب لایحه قصاص بودند، نشریه مجاهد آشکارا و با تیتر درشت آن را نه فقط ضداسلامی، بلکه یک «لایحه ضدانسانی» معرفی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی؛ دینامیزم قرآن ==&lt;br /&gt;
[[مریم رجوی]] در مورد دینامیزم اسلام و قرآن  میگوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;ملایان تأکید می‌کنند که قوانین و احکام اسلامی باید عیناً به همان شکل ۱۴۰۰سال پیش اجرا شود. اما آیات قرآن نشان می‌دهد که احکام نباید دگم‌های لایتغیر تلقی شود، بلکه باید با تغییر شرایط، جای خود را به احکام جدیدی بدهد که برای پیشرفتهای بشری و مقتضیات اجتماعی راه باز می‌کند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;او از جمله در دیدگاه ۱۰ ماده‌ای&amp;lt;ref&amp;gt;کنفرانس ضد بنیادگرایی ۶ سپتامبر ۲۰۰۸ - لوور پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; خود می‌گوید:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;5ـ اسلام دین برابری زن و مرد است. نخستین ایمان آورنده به اسلام، خدیجه کبری، الگوی جاودان رهایی و برابری است. برطبق پیام حقیقی اسلام زنان در رهبری سیاسی جامعه باید مشارکت برابر داشته باشند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;7ـ با اعتقاد به دینامیزم اسلام شریعت آخوندی و اجرای مقررات ۱۴۰۰سال پیش تحت نام اسلام را رد می‌کنیم. آیات قرآن، دگم‌های لایتغیر برای زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را رد می‌کند. اسلام برای پیشرفت جامعه بشری و ارتقا مناسبات انسانها راه باز می‌کند. سنگسار و دیگر مجازاتهای عصر حجر ربطی به اسلام ندارد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;8ـ اسلام قوانینی را که توسط منتخبان مردم وضع شده باشد، محترم می‌شمارد. اصل اجتهاد، برخلاف داعیه ملایان ترغیب کننده‌ی مشارکت عمومی در اداره‌ی جامعه است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;9ـ هرگونه تحمیلی به مردم بر ضد اسلام حقیقی است. چه در عبادتها، چه در شعائر و چه در پوشش. مجازات زنان به خاطر نپذیرفتن نوع خاصی از پوشش بر ضد اسلام است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;10ـ  آپارتاید جنسی ملایان هیچ ربطی به اسلام ندارد. کما این که در مراسم حج زنان و مردان دوشادوش یکدیگر بدون هیچ‌گونه جداسازی در یک محیط گردهم می‌آیند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52704</id>
		<title>۲۸ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52704"/>
		<updated>2020-10-24T19:10:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۸ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۱ روز (در سال عادی) و ۱۲۲ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۱۹۴- اتحاد بزرگ دولتهای آلمان، روسیه، اتریش و انگلستان در برابر ناپلئون.(۲۰نوامبر۱۸۱۵)&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۶- [[ايران – كنترا]] و برملاشدن يكي ديگر از دجاليت‌هاي خميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52703</id>
		<title>۲۹ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52703"/>
		<updated>2020-10-24T19:06:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۹ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۰ روز (در سال عادی) و ۱۲۱ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۴- آغاز محاکمه سران حزب نازیست آلمان در دادگاه نورنبرگ.(۲۰نوامبر۱۹۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۸۹- زادروز لئون کنت تولستوی نویسنده بزرگ روس.(۲۰نوامبر۱۸۲۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۸-شهادت محسن محمد‌پور، جوان ۱۷ساله خرمشهری که در اعتراضات ۲۵آبان ۱۳۹۸به دلیل ضرب و شتم نیروهای امنیتی و ضربات شوکر و باتوم به گردن و جمجمه‌اش به کما رفت و ۴ روز بعد به شهادت رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52702</id>
		<title>۲۶ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52702"/>
		<updated>2020-10-24T18:46:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۶ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در گاه‌شماری ایران ۲۴۲ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۳ روز (در سال عادی) و ۱۲۴ روز (در سال کبیسه) مانده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۴۸-گشایش آبراه سوئز.(۱۷نوامبر۱۸۶۹)&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۲- قیام دانشجویان و کارگران یونانی علیه دیکتاتوری سرهنگ‌ها.(۱۷نوامبر۱۹۷۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52701</id>
		<title>۲۴ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52701"/>
		<updated>2020-10-24T18:41:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۴ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۰ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۵ روز (در سال عادی) و ۱۲۶ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۳۶۷- فتح کابل توسط سبکتکین&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۹-تشکیل جامعه ملل.(۱۵نوامبر۱۹۲۰)&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۸- آغاز اعتراضات آبان در اعتراض به گران شدن بنزین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۴۷- [[رهی معیری]]، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- درگذشت فرانسواز اریتیه، مردم شناس و نویسنده برجسته فرانسوی(۱۵نوامبر۲۰۱۷)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52700</id>
		<title>۲۱ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52700"/>
		<updated>2020-10-24T18:39:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۱ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۷ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۸ روز (در سال عادی) و ۱۲۹ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۳ - ابراز تمایل مجلس شورای ملی به نخست وزیر شدن [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۸ - تأسیس [[جبهه ملی ایران]] توسط [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- تصويب طرح شورا در مورد دين و مذهب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۱ - یوری ولادیریمویچ آندروپوف به جای لئونید برژنف که درگذشته بود رهبر شوروی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴- تصويب [[طرح شورای ملی مقاومت درباره «رابطه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب»|طرح شوراي ملي مقاومت، درباره‌ی رابطه‌ی دولت موقت جمهوري دمكراتيك اسلامي ايران با دين ومذهب]].&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴-انتشار اسامي ۳۷۷۱ شكنجه گرو ۵۷۶ زندان رژيم در نشریه مجاهد شماره‌ی ۲۶۷&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- زلزله شدید هفت و سه ریشتری در سلیمانیه و سرپل ذهاب  و قصر شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۴۵ ـ سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاست‌مدار و رهبرانقلابی چین در براندازی سلسله شاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۴ ـ نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
۱۳۴۴- درگذشت استاد روح‌الله خالقی، خالق اثر جاودانی «ای ایران»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳۸۳- درگذشت ياسر عرفات، رهبر انقلاب فلسطين&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52699</id>
		<title>۱۸ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52699"/>
		<updated>2020-10-24T18:37:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۸ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۱ روز (در سال عادی) و ۱۳۲ روز (در سال کبیسه) مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۱۶ - تصرف شهر شانگهای چین توسط ارتش ژاپن.&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۲ - صدور کیفرخواست اعدام برای چند افسران گارد محافظ دکتر محمد مصدق توسط مدعی‌العموم محکمه نظامی تهران.&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۸ - دولت آلمان شرقی، دروازه میان دو قسمت برلین را باز کرد.&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۷ - لغو کامل مجازات اعدام در انگلیس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۴۹- درگذشت شارل دوگل، قهرمان ملی فرانسه.(۹نوامبر۱۹۷۰)&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- درگذشت ویل‌دورانت، تاریخ‌نویس مشهور آمریکایی.(۹نوامبر۱۳۸۱)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52698</id>
		<title>۱۶ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52698"/>
		<updated>2020-10-24T18:24:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۶ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۲ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۳ روز (در سال عادی) و ۱۳۴ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۳- ورود نیروهای عثمانی به آذربایجان.&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۶- اشغال غزه به دست نیروهای انگلیسی در جنگ جهانی اول.(۷نوامبر۱۹۱۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۲- آلبر کامو، نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری فرانسوی‌تبار&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۶- هلن سوزمن، فعال سیاسی ضد آپارتاید و عضو پارلمان آفریقای جنوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52697</id>
		<title>۱۵ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52697"/>
		<updated>2020-10-24T18:20:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۵ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۱ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۴ روز (در سال عادی) و ۱۳۵ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۷- اعلام اعتصاب۹۹ روزه كاركنان راديو تلويزيون عليه شاه.&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۳- شليك سه موشك اسكادB توسط رژيم آخوندي به [[قرارگاه اشرف]]&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۸- موشك باران قرارگاه ارتش آزادي‌بخش ملی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۸- علی تجویدی آهنگساز و نوازنده ویولون (درگذشته ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۰۰- قتل [[حیدرخان عمواوغلی|حیدر عمو اوغلی]] (زاده ۱۲۵۹)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52696</id>
		<title>۱۴ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52696"/>
		<updated>2020-10-24T18:19:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۴ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۰ روز گذشته و به (پایان آن ۱۳۵ روز (در سال عادی) و ۱۳۶ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۷-اعتصاب گسترده در ماه‌های پایانی حکومت شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۱۷۱- (۱۷۹۳میلادی) بانو اولمپ دو گوژ Olympe de Gouges نويسنده و نمايشنامه نگار و فعال سياسي فرانسه در اعتراض به عدم تأمین حقوق سیاسی برابر مردان و از جمله حق رأی، به حکم دادگاه انقلاب با گيوتين و در ملاء عام گردن زده شد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52695</id>
		<title>۱۳ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52695"/>
		<updated>2020-10-24T18:17:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۳ آبان&#039;&#039;&#039; از آغاز سال در گاه‌شماری ایران ۲۲۹ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۶ روز (در سال عادی) و ۱۳۷ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۷- به خاك و خون كشيدن دانش آموزان توسط حكومت شاه&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۷- در اين روز انقلاب ضدسلطنت پهلوی، شدت بيشتری به خود گرفت و سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران تصميم گرفت كه روزنامه‌ها به مدت نامحدود انتشار خود را متوقف سازند.&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۸- آغاز گروگانگيري در سفارت آمريكا&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۵-افتضاح ایران گیت- افشای ماجرای «کلت و کیک»، و سفر مک فارلین به تهران توسط مجله الشراع چاپ لبنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۱- شهادت ستار بهشتی وبلاگ نویس و کارگر، در زير شکنجه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B2_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52694</id>
		<title>۱۲ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B2_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52694"/>
		<updated>2020-10-24T18:16:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۲ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۸ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۷ روز (در سال عادی) و ۱۳۸ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۷- استقلال لهستان(۴نوامبر۱۹۱۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۹- آندره مالرو Andre Malraux نويسنده، هنر شناس و انديشمند فرانسوی سوم نوامبر ۱۹۰۱ به دنيا آمد و ۷۵ سال عمر كرد.&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۴- (سوم نوامبر ۱۹۵۶)در جریان کشتار خان یونس در غزه تحت کنترل مصر توسط نیروهای اسرائیلی ۲۷۵ مرد عرب کشته شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B0_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52693</id>
		<title>۱۰ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B0_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52693"/>
		<updated>2020-10-24T18:09:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۱۰ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۶ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۹ روز (در سال عادی) و ۱۴۰ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۱۵- پایه‌گذاری اتحاد کشورهای «محور» (آلمان و ایتالیا) پیش از جنگ جهانی دوم.(۱نوامبر۱۹۳۶)&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۲- تشکیل اتحادیه اروپا(۱نوامبر۱۹۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52692</id>
		<title>۸ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52692"/>
		<updated>2020-10-24T18:05:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۱ روز (در سال عادی) و ۱۴۲ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۱۱- مقاومت فرانسویان در برابر نیروهای عرب. (۳۰اکتبر۷۳۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52691</id>
		<title>۹ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52691"/>
		<updated>2020-10-24T18:05:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۰ روز (در سال عادی) و ۱۴۱ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۵- آغاز جنگ کانال سوئز.(۳۱اکتبر۱۹۵۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۳- ترور ایندیراگاندی نخست وزیر هند.(۳۱اکتبر۱۹۸۴)&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۱- شهادت خواهر نسرين پارسيان، از اعضای کاندید شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52690</id>
		<title>۸ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52690"/>
		<updated>2020-10-24T18:02:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۱ روز (در سال عادی) و ۱۴۲ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
۱۱۱- مقاومت فرانسویان در برابر نیروهای عرب. (۳۰اکتبر۷۳۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B7_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52689</id>
		<title>۷ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B7_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52689"/>
		<updated>2020-10-24T18:00:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۳ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۲ روز (در سال عادی) و ۱۴۳ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۵۳۹(ق.م)- روز کوروش کبیر- ورود کوروش کبیر به شهر بابل و آزادی اسیران یهودی.&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۱- پیروزی جنبش تنباكو لغو قرارداد استعماری.&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۸- شهادت مجاهد صدیق و صبور، عبدالرضا رجبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۴- حمله﻿‌ی موشكی به «ليبرتی» محل استقرار مجاهدين در عراق با ۸۰موشك تقويت شده، و شهادت ۲۴مجاهد خلق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- درگذشت آیت‌الله حسن لاهوتی اشکوری، در زندان اوین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۸۷- شهادت مجاهد صديق عبدالرضا رجبی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52688</id>
		<title>۵ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52688"/>
		<updated>2020-10-24T17:51:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۵ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال ۱۳۵۶در گاه‌شماری ایران ۲۲۱ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۴ روز (در سال عادی) و ۱۴۵ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۳- آغاز عملیات انتحاری خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم.(۲۷اکتبر۱۹۴۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۵۳۳- سروتوس Michael Servetus پزشک اسپانيايي به گناه کفر آتش زده شد.&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۱- توقیف روزنامه‌های تهران به‌فرمان صمصام السلطنه رئيس الوزراء، که از دولت انتقاد می‌کردند.&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۷- درگذشت برناردو برتولوچی کارگردان ایتالیایی برنده جایزه اسکار، در سن ۷۷سالگی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52687</id>
		<title>۳ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52687"/>
		<updated>2020-10-24T17:48:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۳ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۱۹ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۶ روز (در سال عادی) و ۱۴۷ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۶- انقلاب سوسیالیستی شوروی به پیروزی رسید.(۲۵اکتبر۱۹۱۷)&lt;br /&gt;
* ۱۳۸۵- صدور حكم جلب رفسنجانی و7مقام بلندپاية رژيم توسط دادگاه آرژانتين&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
۵۵۵ سال قبل از میلاد- سالروز تولد کوروش کبیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۱۲- درگذشت [[عباس میرزا]] ولیعهد فتحلی‌شاه قاجار و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری.&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۲- درگذشت چایکوفسکی، خالق اثر جاودانه زیبای خفته.&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۹- درگذشت [[فریدون مشیری]].&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۳- اعدام  [[ریحانه جباری|ريحانه﻿ جباری]]  دختری که  در دفاع از خودش مأمور وزارت اطلاعات را که قصد تجاوز به او داشت کشته بود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=52620</id>
		<title>اپوزیسیون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=52620"/>
		<updated>2020-10-22T14:23:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: چند غلط املایی را تصحیح کردم&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:اپوزیسیون.JPG|جایگزین=اپوزیسیون چیست؟|بندانگشتی|اپوزیسیون چیست؟]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اپوزیسیون&#039;&#039;&#039;، (فرانسه: Opposition) به سازمان‌ها یا گروه‌هایی گفته می‌شود که مخالف تمامیت نظام حاکم یا سیاست‌های آن هستند و برای اصلاح یا تغییر حاکمیت مبارزه می‌کنند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اپوزیسیون در‌ کشورهای دموکراتیک به حزب یا گروهی گفته می‌شود که در مقابل جریان حاکم قرار دارد و با آن مخالف است. در این کشورها اپوزیسیون، فعالیت‌های خود را به‌طور قانونی دنبال می‌کند تا بتواند در انتخابات به اکثریت آرا دست پیدا کند. به این ترتیب همه‌ی جریانات اپوزیسیون‌، مخالف اساس حکومت و خواهان سرنگونی نیستند، هر چند در ادبیات عمومی این واژه اغلب به جریانات برانداز یا سرنگون کننده اطلاق می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حکومت‌های دیکتاتوری و غیر دمکراتیک، اپوزیسیون، گروه یا سازمانی است که در صدد براندازی و سرنگونی نظام حاکم است. اپوزیسیون در دانش سیاسی دارای ویژگی‌هایی است. در صورتی که جریانی فاقد این ویژگی‌ها باشد نمی‌توان آن‌را اپوزیسیون نامید. اپوزیسیون به جریانی گفته می‌شود که دارای رهبری مشخص، برنامه‌های سیاسی و توان بسیج نیرویی است. یک نیروی اپوزیسیون در جریان رشد خود می‌تواند به جایگاه آلترناتیو دست یابد. تنها در این صورت است که یک جریان سیاسی قادر خواهد بود حرکت‌های اجتماعی را به سمت اهداف معین شده هدایت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلترناتیو، اپوزیسیونی رشدیافته است که علیه یک نظام دیکتاتوری و برای جایگزینی آن مبارزه می‌کند. آلترناتیو مابعد اپوزیسیون است. یک اپوزیسیون در مراحل تکامل خود می‌تواند خود را به عنوان آلترناتیو معرفی کند و صلاحیت خود را به اثبات برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک [[آلترناتیو]] دارای رهبری، قدرت سازماندهی، برنامه‌‌های مدون و ارائه شده، استراتژی مشخص و مرحله‌بندی شده برای سرنگونی و نیروی فداکار و آماده برای محقق کردن آن است. این درحالی است که اپوزیسیون همه این شرایط را دارا نیست و صرفا جریانی مخالف به شمار می‌رود. هنگامی که یک حکومت به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بن‌بست می‌رسد و از قهر و خشونت برای مهار جامعه استفاده می‌کند، سخن گفتن از آلترناتیو موضوعیت پیدا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلترناتیو نیروی اصلی برانداز به شمار می‌رود. از سویی آلترناتیو در جریان مبارزه‌یی پیگیرانه با نظام حاکم ساخته می‌شود و به بلوغ می‌رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب در اغلب موارد به‌وجود آمدن یک آلترناتیو خلق الساعه نیست و نمی‌تواند به سرعت ایجاد و خلق شود. آلترناتیو و اپوزیسیون برانداز، با تلاش و مبارزه‌ی پیگیر و مستمر خود، نظام حاکم را به سمت فروپاشی، شقه و سرانجام سرنگونی سوق می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://asranarshism.com/1394/12/21/opposition/ اپوزیسیون چیست و اپوزیسیون کیست؟-سایت عصر آنارشیست]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86/ اپوزیسیون-دیکشنری آبادیس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://mehdiroud.wordpress.com/2012/12/24/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/ تفاوت اپوزیسیون و غیر اپوزیسیون چیست؟-وبگاه مهدی رود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://irancoming.blogspot.com/2018/10/blog-post_27.html آلترناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروهای برانداز دارد-سایت ایران زمین]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های اپوزیسیون  ==&lt;br /&gt;
یک اپوزیسیون به ویژه زمانی که به سطح یک آلترناتیو بالغ شود باید ویژگی‌های مشخصی داشته باشد. برخی از این ویژگی‌ها چنین تعریف می‌شوند:&lt;br /&gt;
# ساختار سازمانیِ استوار و توانمندی‌های سازمانی پایدار، هم در داخل کشور و هم در خارج از آن، این ویژگی یک اپوزیسیون را  قادر می‌سازد که به عنوان موتوری برای تغییر عمل کند.&lt;br /&gt;
# رهبری خبره و ذیصلاح که قادر به برخورد با حاکمیت (در ایران استبداد مذهبی)، متحد کردن مردم و متمرکز کردن آن‌ها بر تغییر رژیم است.&lt;br /&gt;
# یک برنامه صریح که نشان دهنده آرمان‌های مردم است و با معیارهای بین المللی انطباق دارد و با دیکتاتوری‌های پیشین متفاوت است. &lt;br /&gt;
# تحت پوشش قرار دادن گرایش‌های گوناگون سیاسی و ترویج حقوق قومیت‌های مختلف و اقلیت‌های مذهبی و برخوردار از حمایت طیف‌های مختلف در داخل و خارج کشور.&lt;br /&gt;
# تمایل به تحمل سختی و ریسک  برای رسیدن به هدف آزادسازی و توان پرداخت هزینه و سابقه‌یی که این ویژگی را در او اثبات می‌کند.&lt;br /&gt;
# اثربخشی در تضعیف اقدامات و موقعیت های دیکتاتور و توانایی حمایت از مبارزات ضددولتی پیچیده مانند افشای فعالیت‌های سرکوب‌گرانه، سایت‌های نظامی یا هسته‌ای، شبکه‌های تروریستی و...&lt;br /&gt;
# شبکه نیرویی کافی و آماده که نقش محوری در سازماندهی اعتراضات داشته باشد. جدی‌گرفته شدن این نیرو توسط رژیم حاکم نشان‌دهنده‌ی مؤثر بودن فعالیت‌های اوست.  &lt;br /&gt;
# برخورداری از مشروعیت و پشتیبانی بین المللی، و توانایی تحقق فشار بین‌المللی علیه رژیم و حمایت از مردم .&amp;lt;ref&amp;gt;واشنگتن تایمز: ایران - معرفی برنامه های آلترناتیو&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اپوزیسیون در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپوزیسیون پیش از انقلاب ضدسلطنتی ===&lt;br /&gt;
در ایران، اپوزیسیون نقش عمده و مهمی در سقوط [[محمدرضا شاه پهلوی]] به عهده داشت. &lt;br /&gt;
[[پرونده:تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان.JPG|جایگزین=تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان در انقلاب ضدسلطنتی|بندانگشتی|تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان در انقلاب ضدسلطنتی]]&lt;br /&gt;
در دوره محمدرضا شاه به دلیل تبعیض، اختلاف طبقاتی، فقر و بیکاری مردم ایران موقعیت انقلابی برای شکل‌گیری اپوزیسیون فراهم بود. پس از سال ۱۳۴۲ که در تاریخ ایران به گورستان رفرمیزم شهرت دارد، مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز و پارلمانتاریستی غیرممکن شد  و جای خود را به مبارزه‌ی قهر‌آمیز داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو اپوزیسیون برجسته در آن زمان سازمان [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|چریک‌های فدایی خلق ایران]] و [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بودند که با مشی مسلحانه تأسیس شدند. این دو جریان، مخالف نظام سلطنتی و به دنبال براندازی نظام پادشاهی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو سازمان انقلابی با انتخاب مبارزه مسلحانه و جنگ چریکی شهری نقش عمده‌ای درصحنه سیاسی و اجتماعی ایران داشتند. بسیاری از  رهبران و اعضاء این دو سازمان در مسیر سرنگونی نظام شاهنشاهی جان باختند و یا در زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها به حبس‌های طولانی محکوم شدند. جلسات دادگاه رهبران و اعضای این دو سازمان به صورت فیلم یا فایل صوتی یا متن نوشتاری قابل استناد است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو سازمان چریکی در دوران مبارزه انقلابی خود در زمان شاه با اقبال اجتماعی در میان دانشجویان و قشر تحصیل‌کرده روبرو بودند. نیروهای این دو سازمان با تحمل شکنجه، زندان و اعدام نقش مؤثری در تهییج توده‌های مردم در جهت مبارزه با حکومت پهلوی داشتند. آن‌ها توانستند با منتشر کردن کتاب‌ها، جزوه‌ها و دفاعیاتشان، دانشجویان و جوانان بسیاری را نسبت به مبارزه‌ی خود آگاه کنند و سرانجام سرنگونی رژیم شاهنشاهی را رقم بزنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپوزیسیون پس از انقلاب ضدسلطننتی ===&lt;br /&gt;
پس از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]]  خمینی در رأس حاکمیت قرار گرفت. [[روح‌الله خمینی|خمینی]] توانست در خلاء حضور رهبران اپوزیسیون که در زندان به‌سر می‌بردند رهبری تظاهرات‌های گسترده‌ را به دست بگیرد. سران کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلستان در کنفرانسی به نام کنفرانس گوادلوپ، برای جلوگیری از رادیکال شدن جریان مبارزه علیه شاه که می‌توانست به قدرت گرفتن انقلابیون و اپوزیسیون واقعی منجر شود، با خروج شاه از ایران و رهبری خمینی موافقت کردند. خمینی پس رسیدن به قدرت با به‌کارگیری قهر و خشونت  به سرکوب تمامی جریان‌های سیاسی پرداخت. خمینی در آن زمان به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی قدرتمند اغلب گروه‌ها، احزاب و جریان‌های سیاسی و اپوزیسیون را از صحنه‌ی سیاسی و تاریخی ایران حذف کرد. این جریانات یکی پس از دیگری به دلیل سرکوب سازمان‌یافته‌ی خمینی از میان رفتند. از جمله مهمترین جریان اپوزیسیون و مخالف، سازمان چریک‌های فدایی بود که پس از کشته‌شدن بسیاری از اعضاء و رهبرانش، دچار انشعابات متعدد شد. تنها یکی از شاخه‌های باقی مانده از این سازمان به شورای ملی مقاومت پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین بین سازمان مجاهدین خلق ایران به رغم کشتار‌های دهه‌ی شصت و از دست دادن بسیاری از اعضاء و هواداران خود، توانست موجودیت خود را حفظ کند و یک اپوزیسیون سازمان‌یافته به نام شورای ملی مقاومت را علیه رژیم ولایت فقیه شکل دهد. در ۵ مهر ۱۳۶۰ سازمان مجاهدین با تظاهراتی که توسط نیروهای مسلح این سازمان حمایت می‌شد برای اولین بار شعار مرگ بر خمینی را در خیابان‌‌های تهران و دیگر شهرها سرداد و او را دیکتاتور نامید. سازمان مجاهدین خلق با اصل ولایت فقیه مخالف بود. از سال ۱۳۶۰ تا کنون نزدیک به ۱۰۰ هزار تن از اعضاء این سازمان توسط رژیم ایران به قتل رسیده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سازمان مجاهدین خلق ایران ===&lt;br /&gt;
طی چهل سال که از عمر رژیم کنونی ایران می‌گذرد همچنان می‌توان از [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] به عنوان اصلی‌ترین و خطرناک‌ترین اپوزیسیون رژیم ایران نام برد. عملکرد این سازمان از ابتدای انقلاب تا کنون و موضع رژیم ایران در قبال او نشان می‌دهد که این سازمان همچنان خط قرمز تمامی جناح‌ها و باندهای رژیم ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیک به ۱۰۰ هزار تن از اعضاء این سازمان توسط رژیم ایران جان‌باخته‌اند. در طرف مقابل ده‌ها هزار تن از نیروهای بسیج، سپاه پاسداران و عناصر وابسته به رژیم ایران در عملیات این سازمان کشته شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین هم‌چنان دارای سازمان‌دهی و نیروهای زیادی در کشورهای مختلف و از جمله در ایران است. استراتژی سازمان مجاهدین برای سرنگونی رژیم ایران استراتژی [[کانون‌های شورشی]] و [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادی‌بخش]] است.  این سازمان در پاریس هر ساله جلساتی با شرکت بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی برگزار می‌کند و حمایت بسیاری از شخصیت‌های سیاسی در سراسر جهان را به خود جلب کرده است. سازمان مجاهدین دارای یک نیروی رزمنده و تمام وقت است که برخی از آن‌ها در پایگاه اصلی این سازمان یعنی در قرارگاهی به نام [[اشرف ۳|اشرف۳]] در آلبانی مستقر هستند. [[شورای ملی مقاومت ایران]] در سال ۱۳۷۲ مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور برگزیده‌ی این شورا برای دوران انتقال حاکمیت برگزید. این انتخاب به این معناست که اگر این سازمان موفق به سرنگونی رژیم ایران شود، [[مریم رجوی]] یک دولت موقت را تا پیش از برگزاری انتخابات شکل خواهد داد. طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی پلتفرم و برنامه او برای آینده ایران است. بر طبق مصوبات این شورا شش ماه پس از سرنگونی رژیم ایران باید انتخابات مجلس مؤسسان برگزار شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت هم‌چنین دارای کمیسیون‌های مختلفی چون کمیسیون آموزش و پرورش، کمیسیون محیط زیست، کمیسیون فرهنگ و هنر و... است که برنامه‌های مشخصی را تدوین کرده و نقش دولت در تبعید را ایفا می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق معتقد است که تشکیل شورای ملی مقاومت تضمین می‌کند که انقلاب آتی ایران به سرنوشت انقلاب ضدسلطنتی دچار نشود و آلترناتیوی شناخته شده و آماده داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://irane-ma.com/%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/ آلترناتیو سیاسی چیست و ویژگی‌های یک آلترناتیو مردمی و دموکراتیک چیست؟-سایت ایران ما]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://irancoming.blogspot.com/2018/10/blog-post_27.html آلترناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروهای برانداز دارد-سایت ایران زمین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fa.iranfreedom.org/%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%DA%86%D9%87-%D8%B4/ آلترناتیو واقعی رژیم آخوندی کیست؟ چه شاخص‌هایی دارد و چگونه بشناسیم؟-سایت ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نوشتارهای مرتبط ==&lt;br /&gt;
[[آلترناتیو]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رژیم ولایت فقیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[موقعیت انقلابی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52336</id>
		<title>۲۹ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52336"/>
		<updated>2020-10-06T05:56:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۹ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۰ روز (در سال عادی) و ۱۲۱ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۸-شهادت محسن محمد‌پور، جوان ۱۷ساله خرمشهری که در اعتراضات ۲۵آبان ۱۳۹۸به دلیل ضرب و شتم نیروهای امنیتی و ضربات شوکر و باتوم به گردن و جمجمه‌اش به کما رفت و ۴ روز بعد به شهادت رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52335</id>
		<title>۲۹ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=52335"/>
		<updated>2020-10-06T05:53:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{آبان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۲۹ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۰ روز (در سال عادی) و ۱۲۱ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
۱۳۹۸-شهادت محسن محمد‌پور، به دلیل ضرب و شتم نیروهای امنیتی و ضربات شوکر و باتوم به گردن و جمجمه‌اش به کما رفت و ۴ روز بعد به شهادت رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B3%DB%B0_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51724</id>
		<title>۳۰ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B3%DB%B0_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51724"/>
		<updated>2020-09-11T20:04:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۳۰ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۶ روز گذشته و به پایان آن ۱۱۹ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۳۰ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۶ روز گذشته و به پایان آن ۱۱۹ روز (در سال عادی) یا ۱۲۰ روز (در سال کبیسه) مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
۱۳۳سال قبل از اسلام- سرآغاز [[جنبش مزدک]](۲۱ نوامبر۴۸۸ میلادی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲۸۸- اعطای لقب سردار ملی به [[ستارخان]]، و سالار ملی به [[باقرخان]]، از طرف [[مجلس شورای ملی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳۱۲ - نمایش دختر لر، نخستین فیلم ناطق ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51723</id>
		<title>۲۹ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51723"/>
		<updated>2020-09-11T20:02:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۹ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۰ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۹ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۰ روز (در سال عادی) و ۱۲۱ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51722</id>
		<title>۲۸ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51722"/>
		<updated>2020-09-11T20:01:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۸ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۱ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۸ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۱ روز (در سال عادی) و ۱۲۲ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۶- [[ايران – كنترا]] و برملاشدن يكي ديگر از دجاليت‌هاي خميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B7_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51721</id>
		<title>۲۷ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B7_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51721"/>
		<updated>2020-09-11T19:59:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۷ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۳ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۲ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۷ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۳ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۲ روز (در سال عادی) و ۱۲۳ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۶ - [[مظفر بقایی]]، فعال سیاسی معاصر، نماینده [[مجلس شورای ملی]] و از بنیان‌گذاران [[جبهه ملی ایران]] و [[حزب زحمت‌کشان ملت ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51720</id>
		<title>۲۶ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51720"/>
		<updated>2020-09-11T19:56:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۶ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در گاه‌شماری ایران ۲۴۲ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۳ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۶ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در گاه‌شماری ایران ۲۴۲ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۳ روز (در سال عادی) و ۱۲۴ روز (در سال کبیسه) مانده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51719</id>
		<title>۲۵ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51719"/>
		<updated>2020-09-11T19:55:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۵ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۱ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۴ روز (در سال عادی) و ۱۲۵ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۳- درگذشت [[ستارخان]] سردار بزرگ ملي و برجسته‌ترين نماد [[انقلاب مشروطه]]&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۸- شهادت [[نیکیتا اسفندانی]]۱۴ساله، [[پویا بختیاری]] و [[آرشام ابراهیمی]] در قیام آبان۹۸&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51718</id>
		<title>۲۵ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B5_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51718"/>
		<updated>2020-09-11T19:54:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۵ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۱ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۴ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۵ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۱ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۴ روز (در سال عادی) و ۱۲۵ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۳- درگذشت ستارخان سردار بزرگ ملي و برجسته‌ترين نماد انقلاب مشروطه&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۸- شهادت نیکیتا اسفندانی۱۴ساله، پویا بختیاری و آرشام ابراهیمی در قیام آبان۹۸&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51717</id>
		<title>۲۴ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51717"/>
		<updated>2020-09-11T19:47:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۴ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۰ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۵ روز (در سال عادی) و ۱۲۶ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۸- آغاز اعتراضات آبان در اعتراض به گران شدن بنزین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۴۷- [[رهی معیری]]، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- درگذشت فرانسواز اریتیه، مردم شناس و نویسنده برجسته فرانسوی(۱۵نوامبر۲۰۱۷)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51716</id>
		<title>۲۴ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51716"/>
		<updated>2020-09-11T19:46:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۴ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۰ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۵ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۴ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۴۰ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۵ روز (در سال عادی) و ۱۲۶ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
۱۳۹۸- آغاز اعتراضات آبان در اعتراض به گران شدن بنزین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۴۷ - [[رهی معیری]]، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- درگذشت فرانسواز اریتیه، مردم شناس و نویسنده برجسته فرانسوی(۱۵نوامبر۲۰۱۷)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51715</id>
		<title>۲۳ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51715"/>
		<updated>2020-09-11T19:43:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۳ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۹ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۶ روز (در سال عادی) و ۱۲۷ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۴ - انحلال سومین مجلس شورای ملی به دلیل از اکثریت افتادن نمایندگان&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۸ - دیدار [[محمدرضا پهلوی]] از آمریکا در سایه تظاهرات سنگین مخالفین ایرانی وی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۶۸ - جواهر لعل نهرو سیاستمدار مشهور هند. (مرگ ۶ خرداد ۱۳۴۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۴- درگذشت [[سعید نفیسی]]، از محققان و ادیبان معاصر ایران.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51714</id>
		<title>۲۳ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B3_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51714"/>
		<updated>2020-09-11T19:43:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۳ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۹ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۶ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۳ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۹ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۶ روز (در سال عادی) و ۱۲۷ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۴ - انحلال سومین مجلس شورای ملی به دلیل از اکثریت افتادن نمایندگان&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۸ - دیدار [[محمدرضا پهلوی]] از آمریکا در سایه تظاهرات سنگین مخالفین ایرانی وی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۶۸ - جواهر لعل نهرو سیاستمدار مشهور هند. (مرگ ۶ خرداد ۱۳۴۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۴- درگذشت سعید نفیسی، از محققان و ادیبان معاصر ایران.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B2_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51713</id>
		<title>۲۲ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B2_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51713"/>
		<updated>2020-09-11T19:38:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۲ آبان&#039;&#039;&#039; از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۸ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۷ روز (در سال عادی) و ۱۲۸ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۸۷- [[شیخ فضل‌الله نوری|شيخ فضل الله نوری]] رسما به جنگ با انقلاب مشروطه برخاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۵ - دادگاه تجدید نظر نظامی، حکم به اعدام دکتر مرتضی یزدی از مؤسسان [[حزب توده ایران]] داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۸ - دولت آمریکا با تصمیم جیمی کارتر مبنی بر عدم خرید نفت از ایران و مسدود کردن دارایی‌های ایران موافقت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۵ - کنگره ایالات متحده آمریکا دولت رونالد ریگان را متهم به نقض تحریم تسلیحاتی ایران کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B2_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51712</id>
		<title>۲۲ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B2_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51712"/>
		<updated>2020-09-11T19:37:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۲ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۸ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۷ روز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۲ آبان&#039;&#039;&#039; از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۸ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۷ روز (در سال عادی) و ۱۲۸ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۸۷- شيخ فضل الله نوري رسما به جنگ با انقلاب مشروطه برخاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۵ - دادگاه تجدید نظر نظامی، حکم به اعدام دکتر مرتضی یزدی از مؤسسان حزب توده ایران داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۵۸ - دولت آمریکا با تصمیم جیمی کارتر مبنی بر عدم خرید نفت از ایران و مسدود کردن دارایی‌های ایران موافقت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۵ - کنگره ایالات متحده آمریکا دولت رونالد ریگان را متهم به نقض تحریم تسلیحاتی ایران کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51623</id>
		<title>۲۱ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51623"/>
		<updated>2020-09-09T16:10:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۱ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۷ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۸ روز (در سال عادی) و ۱۲۹ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۳ - ابراز تمایل مجلس شورای ملی به نخست وزیر شدن [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۸ - تأسیس [[جبهه ملی ایران]] توسط [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- تصويب طرح شورا در مورد دين و مذهب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۱ - یوری ولادیریمویچ آندروپوف به جای لئونید برژنف که درگذشته بود رهبر شوروی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴- تصويب [[طرح شورای ملی مقاومت درباره «رابطه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب»|طرح شوراي ملي مقاومت، درباره‌ی رابطه‌ی دولت موقت جمهوري دمكراتيك اسلامي ايران با دين ومذهب]].&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴-انتشار اسامي ۳۷۷۱ شكنجه گرو ۵۷۶ زندان رژيم در نشریه مجاهد شماره‌ی ۲۶۷&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- زلزله شدید هفت و سه ریشتری در سلیمانیه و سرپل ذهاب  و قصر شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۴۵ ـ سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاست‌مدار و رهبرانقلابی چین در براندازی سلسله شاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۴ ـ نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
۱۳۴۴- درگذشت استاد روح‌الله خالقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳۸۳- درگذشت ياسر عرفات، رهبر انقلاب فلسطين&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51622</id>
		<title>۲۱ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51622"/>
		<updated>2020-09-09T16:10:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۱ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۷ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۸ روز (در سال عادی) و ۱۲۹ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۳ - ابراز تمایل مجلس شورای ملی به نخست وزیر شدن [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۸ - تأسیس [[جبهه ملی ایران]] توسط [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- تصويب طرح شورا در مورد دين و مذهب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۱ - یوری ولادیریمویچ آندروپوف به جای لئونید برژنف که درگذشته بود رهبر شوروی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴- تصويب [[طرح شورای ملی مقاومت درباره «رابطه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب»|طرح شوراي ملي مقاومت، درباره‌ی رابطه‌ی دولت موقت جمهوري دمكراتيك اسلامي ايران با دين ومذهب]].&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴-انتشار اسامي ۳۷۷۱ شكنجه گرو ۵۷۶ زندان رژيم درمجاهد۲۶۷&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- زلزله شدید هفت و سه ریشتری در سلیمانیه و سرپل ذهاب  و قصر شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۴۵ ـ سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاست‌مدار و رهبرانقلابی چین در براندازی سلسله شاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۴ ـ نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
۱۳۴۴- درگذشت استاد روح‌الله خالقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳۸۳- درگذشت ياسر عرفات، رهبر انقلاب فلسطين&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51621</id>
		<title>۲۱ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51621"/>
		<updated>2020-09-09T16:09:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۱ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۷ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۸ روز (در سال عادی) و ۱۲۹ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۳ - ابراز تمایل مجلس شورای ملی به نخست وزیر شدن [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۸ - تأسیس [[جبهه ملی ایران]] توسط [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- تصويب طرح شورا در مورد دين و مذهب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۱ - یوری ولادیریمویچ آندروپوف به جای لئونید برژنف که درگذشته بود رهبر شوروی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴- تصويب طرح شوراي ملي مقاومت، درباره‌ی رابطه‌ی دولت موقت جمهوري دمكراتيك اسلامي ايران با دين ومذهب.&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴-انتشار اسامي ۳۷۷۱ شكنجه گرو ۵۷۶ زندان رژيم درمجاهد۲۶۷&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- زلزله شدید هفت و سه ریشتری در سلیمانیه و سرپل ذهاب  و قصر شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۴۵ ـ سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاست‌مدار و رهبرانقلابی چین در براندازی سلسله شاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۴ ـ نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
۱۳۴۴- درگذشت استاد روح‌الله خالقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳۸۳- درگذشت ياسر عرفات، رهبر انقلاب فلسطين&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51620</id>
		<title>۲۱ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B1_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51620"/>
		<updated>2020-09-09T16:07:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۱ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۷ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۸ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۱ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۷ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۸ روز (در سال عادی) و ۱۲۹ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۳ - ابراز تمایل مجلس شورای ملی به نخست وزیر شدن [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۸ - تأسیس [[جبهه ملی ایران]] توسط [[دکتر محمد مصدق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۰- تصويب [[طرح شورای ملی مقاومت درباره «رابطه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب»|طرح شورا ملی مقاومت در باره‌ی رابطه دولت موقت جمهوری دمکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب .]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۱ - یوری ولادیریمویچ آندروپوف به جای لئونید برژنف که درگذشته بود رهبر شوروی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴- تصويب طرح شوراي ملي مقاومت، درباره‌ی رابطه‌ی دولت موقت جمهوري دمكراتيك اسلامي ايران با دين ومذهب.&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۴-انتشار اسامي ۳۷۷۱ شكنجه گرو ۵۷۶ زندان رژيم درمجاهد۲۶۷&lt;br /&gt;
* ۱۳۹۶- زلزله شدید هفت و سه ریشتری در سلیمانیه و سرپل ذهاب  و قصر شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۴۵ ـ سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاست‌مدار و رهبرانقلابی چین در براندازی سلسله شاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲۷۴ ـ نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
۱۳۴۴- درگذشت استاد روح‌الله خالقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳۸۳- درگذشت ياسر عرفات، رهبر انقلاب فلسطين&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B0_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51619</id>
		<title>۲۰ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B2%DB%B0_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51619"/>
		<updated>2020-09-09T16:00:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۲۰ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - برابر با 11 نوامبر در تقویم میلادی است و از آغاز سال در تقویم رسمی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۲۰ آبان&#039;&#039;&#039; - برابر با 11 نوامبر در تقویم میلادی است و از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۶ روز گذشته و به پایان آن ۱۲۹ روز (در سال عادی) و ۱۳۰ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۲۴ - تاج‌گذاری محمدعلی شاه قاجار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۳- درگذشت [[بیژن مفید|بيژن مفيد]] كارگردان ونويسنده‌ی معاصرايران&lt;br /&gt;
* ۱۳۸۸- اعدام [[احسان فتاحیان]] فعال و مبارز کرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51618</id>
		<title>۱۹ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B9_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51618"/>
		<updated>2020-09-09T15:55:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۹ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۰ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۱۹ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۵ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۰ روز (در سال عادی) و ۱۳۱ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۱۷۸ - انحلال مجلس فرانسه طی کودتای برومر توسط ناپلئون بناپارت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۷ - پایان جنگ جهانی اول با امضای قرارداد آتش‌بس و اعتراف به شکست آلمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۸۶۲ - مارتین لوتر بنیادگذار آلمانی پروتستانتیسم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۳- اعدام [[سیدحسین فاطمی|دكتر حسين فاطمی]] به دست شاه خائن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳۸۸ - درگذشت رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51616</id>
		<title>۱۸ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B8_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51616"/>
		<updated>2020-09-09T15:46:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۸ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۱ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۱۸ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۴ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۱ روز (در سال عادی) و ۱۳۲ روز (در سال کبیسه) مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۱۶ - تصرف شهر شانگهای چین توسط ارتش ژاپن.&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۲ - صدور کیفرخواست اعدام برای چند افسران گارد محافظ دکتر محمد مصدق توسط مدعی‌العموم محکمه نظامی تهران.&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۸ - دولت آلمان شرقی، دروازه میان دو قسمت برلین را باز کرد.&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۷ - لغو کامل مجازات اعدام در انگلیس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B7_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51615</id>
		<title>۱۷ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B7_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51615"/>
		<updated>2020-09-09T15:41:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۷ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۳ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۲ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۱۷ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۳ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۲ روز (در سال عادی) و ۱۳۳ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۳۲- آغازمحاكمه [[دکتر محمد مصدق|مصدق]]&lt;br /&gt;
* ۱۳۶۲- تصويب [[طرح شورای ملی مقاومت ایران برای خودمختاری کردستان ایران|طرح خودمختاری كردستان ايران]] در شوراي ملی مقاومت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;br /&gt;
* ۱۳۷۶- سید محمدعلی جمال‌زاده، نویسنده و مترجم ایرانی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51614</id>
		<title>۱۶ آبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B6_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=51614"/>
		<updated>2020-09-09T15:36:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saiid: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;۱۶ آبان&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۲ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۳ رو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;۱۶ آبان&#039;&#039;&#039; - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۳۲ روز گذشته و به پایان آن ۱۳۳ روز (در سال عادی) و ۱۳۴ روز (در سال کبیسه) مانده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۳- ورود نیروهای عثمانی به آذربایجان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زادروزها ==&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۲- آلبر کامو، نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری فرانسوی‌تبار&lt;br /&gt;
* ۱۲۹۶- هلن سوزمن، فعال سیاسی ضد آپارتاید و عضو پارلمان آفریقای جنوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ‌ها ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saiid</name></author>
	</entry>
</feed>