کاربر:Khosro/صفحه تمرین شفیعی کدکنی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
شفیعی کدکنی پس از آموختن مقدمات علوم دینی در نزد پدرش، وارد حوزهی علمیه خراسان شد؛ و در آنجا به ویژه از شخصیت و آموزش شیخ هاشم قزوینی خیلی تأثیر پذیرفت. علاوه بر او ادیب نیشابوری هم نقش بهسزایی در پرورش علمی و معنوی شفیعی کدکنی داشت. او دربارهی ادیب نیشابوری میگوید که او برای من همیشه استاد یگانه ادبیات عرب و بلاغت اسلامی در حوزه علمی خراسان بود. وی همچنان میگوید علاوه بر فقه واصول عملاً آموختیم که از تنگنظریهای قرون وسطایی به در آییم. او به مدت ۱۵ سال در حوزههای علمیه خراسان مشغول فراگیری آموزشهای فکری فلسفی و زیبا شناختی بود.<ref name=":0">[https://www.bartarinha.ir/fa/news/253535/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%83%D8%AF%D9%83%D9%86%DB%8C زندگینامه محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت برترینها]</ref> | شفیعی کدکنی پس از آموختن مقدمات علوم دینی در نزد پدرش، وارد حوزهی علمیه خراسان شد؛ و در آنجا به ویژه از شخصیت و آموزش شیخ هاشم قزوینی خیلی تأثیر پذیرفت. علاوه بر او ادیب نیشابوری هم نقش بهسزایی در پرورش علمی و معنوی شفیعی کدکنی داشت. او دربارهی ادیب نیشابوری میگوید که او برای من همیشه استاد یگانه ادبیات عرب و بلاغت اسلامی در حوزه علمی خراسان بود. وی همچنان میگوید علاوه بر فقه واصول عملاً آموختیم که از تنگنظریهای قرون وسطایی به در آییم. او به مدت ۱۵ سال در حوزههای علمیه خراسان مشغول فراگیری آموزشهای فکری فلسفی و زیبا شناختی بود.<ref name=":0">[https://www.bartarinha.ir/fa/news/253535/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%83%D8%AF%D9%83%D9%86%DB%8C زندگینامه محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت برترینها]</ref> | ||
نخستین تلاشهای شعری شفیعی کدکنی در سالهای جوانی بود. وی در سن ۱۹ سالگی چند غزل [[حافظ|'''حافظ''']] را مخمس کرد و برای یکی از روزنامههای محلی فرستاد. محمدرضا شفیعی کدکنی در آن سالها برای اشعار خود از نام تخلص ''م. سرشک'' استفاده میکرد.<ref name=":1">[ | نخستین تلاشهای شعری شفیعی کدکنی در سالهای جوانی بود. وی در سن ۱۹ سالگی چند غزل [[حافظ|'''حافظ''']] را مخمس کرد و برای یکی از روزنامههای محلی فرستاد. محمدرضا شفیعی کدکنی در آن سالها برای اشعار خود از نام تخلص ''م. سرشک'' استفاده میکرد.<ref name=":1">[https://blog.faradars.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C/ زندگینامه و معرفی آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت فرادرس]</ref> | ||
م. سرشک در سال ۱۳۴۴، از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد فارغالتحصیل شد؛ و در سال ۱۳۴۸، دورهی دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تمام کرد و از همان زمان به کار آموزشگری در دانشکده ادبیات پرداخت.<ref name=":0" /> | م. سرشک در سال ۱۳۴۴، از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد فارغالتحصیل شد؛ و در سال ۱۳۴۸، دورهی دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تمام کرد و از همان زمان به کار آموزشگری در دانشکده ادبیات پرداخت.<ref name=":0" /> | ||
| خط ۶۷۰: | خط ۶۷۰: | ||
== گزیدهی غزلیات شفیعی کدکنی == | == گزیدهی غزلیات شفیعی کدکنی == | ||
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم | {{شعر}}{{ب|دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم|وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم}} | ||
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت | {{ب|تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت|من مست چنانم که شنفتن نتوانم}} | ||
{{ب|شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه|گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم}} | |||
{{ب|با پرتو ماه آیم و چون سایهی دیوار|گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم}} | |||
{{ب| دور از تو، من سوخته در دامن شبها|چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم}} | |||
{{ب|فریاد ز بی مهریات ای گل که درین باغ|چون غنچهی پاییز شکفتن نتوانم}} | |||
{{ب|ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم|دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم}}{{پایان شعر}} | |||
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم | |||
دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم | |||
<nowiki>************</nowiki> | <nowiki>************</nowiki> | ||
دست به دست مدعی شانه به شانه میروی | {{شعر}}{{ب|دست به دست مدعی شانه به شانه میروی|آه که با رقیب من جانب خانه میروی}} | ||
آه که با رقیب من جانب خانه میروی | |||
{{ب|بیخبر از کنار من ای نفس سپیده دم|گرمتر از شرارهی آه شبانه میروی}} | |||
{{ب|من به زبان اشک خود میدهمت سلام و تو|بر سر آتش دلم همچو زبانه میروی}} | |||
{{ب|در نگه نیاز من موج امیدها تویی|وه که چه مست و بیخبر سوی کرانه میروی}} | |||
{{ب|گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد|تا به مراد مدعی همچو زمانه میروی}} | |||
باز بگو به خواب خوش با چه فسانه میروی؟ | {{ب|حال که داستان من بهر تو شد فسانهای|باز بگو به خواب خوش با چه فسانه میروی؟}}{{پایان شعر}} | ||
<nowiki>*********</nowiki> | <nowiki>*********</nowiki> | ||
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم | {{شعر}}{{ب|در کوی محبت به وفایی نرسیدیم|رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم}} | ||
رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم | |||
چون | {{ب|هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت|چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم}} | ||
{{ب|با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز|چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم}} | |||
{{ب|گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات|چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم}} | |||
{{ب|بیمهری او بود که چون غنچهی پاییز|هرگز به دم عقدهگشایی نرسیدیم}} | |||
رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم | {{ب|ای خضر جنون! رهبر ما شو که در این راه|رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم}}{{پایان شعر}} | ||
<nowiki>************</nowiki> | <nowiki>************</nowiki> | ||
ای نگاهت خنده مهتابها | {{شعر}}{{ب|ای نگاهت خنده مهتابها|بر پرند رنگ رنگ خوابها}} | ||
بر پرند رنگ رنگ خوابها | |||
{{ب|ای صفای جاودان هرچه هست:|باغها، گلها، سحرها، آبها}} | |||
{{ب|ای نگاهت جاودان افروخته|شمع ها، خورشیدها، مهتابها}} | |||
{{ب|ای طلوع بی زوال آرزو|در صفای روشنی محرابها}} | |||
در | {{ب|ناز نوشینی تو و دیدار توست|خنده مهتاب در مردابها}} | ||
رقص ماهیها و پیچ و تابها<ref>[https://setare.com/fa/news/12685/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C گزیدهای از زیباترین اشعار شفیعی کدکنی - سایت ستاره]</ref> | {{ب|در خرام نازنینت جلوه کرد|رقص ماهیها و پیچ و تابها}}{{پایان شعر}} | ||
<ref>[https://setare.com/fa/news/12685/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C گزیدهای از زیباترین اشعار شفیعی کدکنی - سایت ستاره]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
<references /> | <references /> | ||