درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
(۳۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۵: خط ۹:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:خالی شدن آب سد کرج.jpg|جایگزین=خالی شدن آب سد کرج.jpg|بندانگشتی|240x180پیکسل|خالی شدن آب سد کرج]]</div>
<div>[[پرونده:رضا عظم‌زاده1.jpg|جایگزین=رضا عظیم‌زاده|بندانگشتی|195x195پیکسل|رضا عظیم‌زاده]]</div>
   <div>
   <div>
'''رضا عظیم‌زاده'''، شهروند ۳۱ ساله اهل شهرستان ملکشاهی استان ایلام، در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای [[سپاه پاسداران]] جان باخت. این رویداد در روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ رخ داد، زمانی که معترضان در خیابان‌های ملکشاهی تجمع کرده بودند و نیروهای امنیتی با سلاح جنگی به سوی آنان شلیک کردند.
رضا عظیم‌زاده مجرد بود و از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت. همزمان، مهدی امامی‌پور ۳۴ ساله نیز به همین شیوه کشته شد و دو شهروند دیگر نیز جان باختند. اعتراضات در ملکشاهی بخشی از موج سراسری بود که از ۷ دی با اعتصاب بازاریان تهران آغاز شد و به سرعت به شهرهای دیگر گسترش یافت. نیروهای سپاه با تیراندازی مستقیم به سر و سینه معترضان پاسخ دادند، که منجر به حداقل چهار کشته و چندین زخمی گردید.
پس از این واقعه، شهر به حالت نظامی درآمد، اینترنت قطع شد و نیروهای امنیتی گسترده مستقر گردیدند. گزارش‌ها از تیراندازی مستقیم از فاصله نزدیک حکایت دارد و وضعیت شهر ملتهب توصیف شده است. این کشته‌شدگان بخشی از تلفات اعتراضات سراسری هستند که تا این لحظه آمار دقیقی از آن منتشر نشده است.
[[رضا عظیم‌زاده|بیشتر بخوانید...]]
<div>


'''بحران آب در ایران'''، این روزها تبدیل به یکی از مسائل حیاتی روز جامعه شده است. ایران در دهه‌های اخیر با بحرانی آبی مواجه شده که ابعاد آن فراتر از یک چالش طبیعی است و به یک فاجعه انسانی، زیست‌محیطی و اقتصادی تبدیل شده است. سیاست‌های مخرب نظام جمهوری اسلامی، از جمله سدسازی بی‌رویه، غارت منابع آبی توسط نهادهایی مانند سپاه پاسداران، انتقال تبعیض‌آمیز آب بین مناطق، و بی‌توجهی عامدانه به هشدارهای علمی، کشور را به لبه پرتگاه رسانده است. گزارش‌های سایت‌های وابسته به جمهوری اسلامی از جمله سایت شبکه شرق، نشان می‌دهند که خشکسالی شدید در سال ۱۴۰۴ زندگی میلیون‌ها نفر را مختل کرده است. این بحران، که ریشه در فساد ساختاری و اولویت‌بندی سودجویی بر پایداری دارد، با سوءمدیریت رژیم ایران تشدید شده است؛ از غارت آب‌های زیرزمینی برای پروژه‌های وابستگان قدرت تا سرکوب اعتراضات مردمی در خوزستان و اصفهان، که به خشونت و خونریزی منجر شده است. آبان ۱۴۰۴، بحران بی‌آبی شش استان تهران، اصفهان، قم، کرمان، خراسان رضوی و زنجان را به شدت تهدید می‌کند. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، در هشدارهای اخیر خود تأکید کرده است: «اگر تا آذرماه باران نبارد، باید آب را در تهران جیره‌بندی کنیم و اگر باز هم نبارید، آبی نمی‌ماند و باید تهران را خالی کنیم.» این اظهارات با گزارش‌های کارشناسان همخوانی دارد؛ مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای تهران وضعیت را «بی‌سابقه» دانسته و داریوش مختاری، کارشناس منابع آب، پیش‌بینی کرده که بدون کنترل مصرف، تخلیه ناگهانی لااقل ۸۰ درصد تهران ضروری می‌شود.


<br>[[بحران آب در ایران|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
</div>




خط ۱۹: خط ۳۳:


  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:مصطفی فلاحی1.jpg|جایگزین=مصطفی فلاحی|بندانگشتی|220x220پیکسل|مصطفی فلاحی]]</div>
<div>[[پرونده:احمد بالدی؛2.jpg|جایگزین=احمد بالدی|بندانگشتی|170x170پیکسل|احمد بالدی]]</div>
   <div>
   <div>


'''خودسوزی احمد بالدی'''، دانشجوی ۲۰ ساله عرب اهوازی، که در صبح یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، در پارک زیتون اهواز، در اعتراض به تخریب خشونت‌آمیز دکه خانوادگی‌اش توسط مأموران شهرداری منطقه ۳ و نیروهای انتظامی، اقدام به خودسوزی کرد. مأموران بدون اطلاع قبلی یا حضور مالک، وارد محل شدند و در حالی که مادر احمد و خود او برای جلوگیری از تخریب داخل دکه تحصن کرده بودند، با خشونت فیزیکی و رفتار تحقیرآمیز عمل کردند. معاون خدمات شهرداری، دست مادر احمد را گرفته و او را به بیرون پرتاب کرد، که این اقدام خشم احمد را برانگیخت. او پیشتر هشدار داده بود که در صورت تخریب، خود را آتش خواهد زد، اما مأموران با تمسخر و بی‌تفاوتی، حتی پیشنهاد فندک یا کبریت دادند. احمد با ریختن بنزین روی بدن خود، در برابر چشمان حاضران خودش را آتش زد و با حدود ۷۰ درصد سوختگی شدید به بیمارستان آیت‌الله طالقانی اهواز منتقل شد. پس از چند روز بستری، احمد بالدی در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ بر اثر شدت جراحات جان باخت، که این امر خشم عمومی را تشدید کرد.
'''مصطفی فلاحی'''، (متولد ۱۳۸۹، ازنا، لرستان – درگذشته ۱۱ دی ۱۴۰۴، ازنا) نوجوان ۱۵ ساله‌ای بود که در پنجشنبه‌شب ۱۱ دی در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.  


[[احمد بالدی|بیشتر بخوانید...]]
رسانه‌های حکومتی از جمله خبرگزاری فارس، مدعی شد که معترضان قصد خلع‌سلاح نیروهای حکومتی را داشته‌اند و این اقدام باعث درگیری شده و چند خودروی حکومتی نیز به آتش کشیده شده است. در جریان این اعتراضات دو تن دیگر جان خود را از دست دادند و ۱۷ معترض دیگر مجروح شدند. طبق گزارشات رسمی، در جریان سرکوب مردم معترض در ازنای لرستان، دست‌کم ۲۰ تن از معترضان دستگیر شده‌اند. تا شامگاه پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه، شمار کشته‌شدگان در شهرهای مختلف به ۸ تن رسیده است.




[[مصطفی فلاحی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<div>
 
 
 
 
 




خط ۳۶: خط ۵۴:


   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:امیرحسین بیاتی1.jpg|جایگزین=میرحسین بیاتی|بندانگشتی|200x200پیکسل|میرحسین بیاتی]]</div>
<div>[[پرونده:زهرا طبری؛1.jpg|جایگزین=زهرا شهباز طبری|بندانگشتی|245x245پیکسل|زهرا شهباز طبری]]</div>
   <div>
   <div>
'''امیرحسین بیاتی'''، (متولد ۱۳۶۹، همدان – جان‌باخته ۱۲ دی ۱۴۰۴، همدان) جوان ۳۵ ساله، متأهل و شهروند همدانی بود که در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در شامگاه جمعه ۱۲ دی‌ماه هدف مستقیم شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.


'''زهرا شهباز طبری'''، (متولد سال ۱۳۳۷، بابل، ساکن رشت) زندانی سیاسی ۶۷ ساله، مهندس برق و فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه بوروس سوئد در رشته انرژی پایدار است. در روز ۲۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی با یورش به منزل شهباز طبری، او را بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل کردند. او پس از ۷ ماه بلاتکلیفی، در روز شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ (۲۵ اکتبر ۲۰۲۵)، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اتهام «محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» به اعدام محکوم شد. او پیش از این نیز در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۱، در زندان لاکان رشت بازداشت و تحت بلاتکلیفی طولانی قرار گرفته بود. زهرا شهباز طبری، فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی پیشین، همچنین در دهه ۱۳۶۰ به ۱۵ سال زندان محکوم شده بود. اتهامات شامل «ارتباط با گروه‌های مخالف نظام»، «فعالیت تبلیغاتی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» است. گزارش‌ها از بازجویی‌های شدید، محرومیت از مرخصی و وکیل مستقل، و شرایط نامناسب سلامتی خبر می‌دهند. خانواده‌اش از حکم اعدام ابراز نگرانی کرده و خواستار مداخله نهادهای حقوق بشری شده‌اند. این حکم بخشی از سرکوب مخالفان سیاسی در ایران است و امکان تجدیدنظرخواهی وجود دارد. شورای ملی مقاومت ایران بر پرونده‌سازی و شکنجه خانم شهباز طبری تأکید کرده‌است.
نهادهای حکومتی از تحویل داده پیکر او به خانواده‌اش خودداری کردند و تحویل پیکر فرزندشان را مشروط به این کردند که اعلام کنند امرحسین بسیجی بوده است. همچنین تلفن همراه شماری از اعضای خانواده‌ی او توسط نهادهای حکومتی توقیف و ضبط شده است.  
 
<br>[[زهرا شهباز طبری |بیشتر بخوانید...]]


امرحسین بیاتی کمتر از یک سال پیش ازدواج کرده بود و یک مغازه قهوه فروشی را اداره می‌کرد. او پیش از رفتن به اعتراضات، به دوستانش گفته بود که «برای پس گرفتن ایران» به خیابان می‌رود.


<br>[[امیرحسین بیاتی|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
</div>
</div>