|
|
| (۲۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | |
| | |
| | |
| | |
| <div class="main-box"> | | <div class="main-box"> |
| <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | | <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> |
| خط ۵: |
خط ۹: |
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
|
| |
|
| <div>[[پرونده:غلامحسین ساعدی؛21.jpg|جایگزین=غلامحسین ساعدی؛21.jpg|بندانگشتی|240x180پیکسل|غلامحسین ساعدی]]</div> | | <div>[[پرونده:رضا عظمزاده1.jpg|جایگزین=رضا عظیمزاده|بندانگشتی|195x195پیکسل|رضا عظیمزاده]]</div> |
| <div> | | <div> |
| | '''رضا عظیمزاده'''، شهروند ۳۱ ساله اهل شهرستان ملکشاهی استان ایلام، در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای [[سپاه پاسداران]] جان باخت. این رویداد در روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ رخ داد، زمانی که معترضان در خیابانهای ملکشاهی تجمع کرده بودند و نیروهای امنیتی با سلاح جنگی به سوی آنان شلیک کردند. |
| | |
| | رضا عظیمزاده مجرد بود و از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت. همزمان، مهدی امامیپور ۳۴ ساله نیز به همین شیوه کشته شد و دو شهروند دیگر نیز جان باختند. اعتراضات در ملکشاهی بخشی از موج سراسری بود که از ۷ دی با اعتصاب بازاریان تهران آغاز شد و به سرعت به شهرهای دیگر گسترش یافت. نیروهای سپاه با تیراندازی مستقیم به سر و سینه معترضان پاسخ دادند، که منجر به حداقل چهار کشته و چندین زخمی گردید. |
| | |
| | پس از این واقعه، شهر به حالت نظامی درآمد، اینترنت قطع شد و نیروهای امنیتی گسترده مستقر گردیدند. گزارشها از تیراندازی مستقیم از فاصله نزدیک حکایت دارد و وضعیت شهر ملتهب توصیف شده است. این کشتهشدگان بخشی از تلفات اعتراضات سراسری هستند که تا این لحظه آمار دقیقی از آن منتشر نشده است. |
| | |
| | [[رضا عظیمزاده|بیشتر بخوانید...]] |
| | |
| | <div> |
| | |
| | |
| | |
|
| |
|
| '''غلامحسین ساعدی'''، با نام مستعار گوهرمراد (زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ - درگذشته در ۲ آذر ۱۳۶۴) رماننویس، نمایشنامهنویس نامدار ایرانی بود. وی نویسنده داستان عزاداران بیل است که تبدیل به فیلمنامه «گاو» شد. فیلم سینمایی گاو از فیلمهای موج نوی سینمای ایران به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی علی نصیریان، عزتالله انتظامی، جمشید مشایخی و [[پرویز فنیزاده]] بر اساس همین داستان ساخته شد. غلامحسین ساعدی پزشک اعصاب و روان بود اما در زمینه نویسندگی بسیار پرکار بود و تا پایان عمر پنجاه سالهاش آثار زیادی از خود به جا گذاشت. غلامحسین ساعدی فعالیت ادبی خود را با روزنامهنگاری آغاز کرد و سپس پا به عرصههای دیگر گذاشت. او با [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]] فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. این فعالیتها منجر به دستگیری چند ماههی او بعد از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شد. او یکبار دیگر در سال ۱۳۵۳ دستگیر و به مدت یک سال در زندانهای [[ساواک]] زندانی و شکنجه شد.
| |
|
| |
|
| غلامحسین ساعدی پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] با سرکوب هنرمندان و دگراندیشان از ایران خارج شد و مواضع تندی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. او در یکی از مقالات خود نوشت:
| |
|
| |
|
| «شرف کفتار بر رژیم خمینی در این است که او به مردهخواری قناعت میکند، ولی این یک، نه تنها به تناول زندهها و مردهها مشغول است که نفس زندگی را میخواهد نابود کند، شرف و حیثیت و فرهنگ انسانی را میخواهد به خاک بسپارد»
| |
|
| |
|
| غلامحسین ساعدی همچنین به همه هنرمندانی که حاضر به همکاری با این رژیم شدند حمله کرد. وی همچنین از شورای ملی مقاومت حمایت کرد و درکنار آنها قرار گرفت. او تا پایان عمر داستانها و نمایشنامههای زیادی نوشت که از جمله میتوان به آثاری چون، عزاداران بیل، چوب بهدستهای ورزیل اشاره کرد. وی پس از انقلاب مقالات و آثار زیادی در اعتراض به سرکوب و اختناق در ایران نوشت که از جملهی آنها «اتللو در سرزمین عجایب» است.
| |
| <br>[[غلامحسین ساعدی|بیشتر بخوانید...]]
| |
|
| |
|
| </div>
| |
| </div>
| |
|
| |
|
|
| |
|
| خط ۲۴: |
خط ۳۳: |
|
| |
|
| <div class="box-content"> | | <div class="box-content"> |
| | <div>[[پرونده:مصطفی فلاحی1.jpg|جایگزین=مصطفی فلاحی|بندانگشتی|220x220پیکسل|مصطفی فلاحی]]</div> |
| | <div> |
|
| |
|
| <div>[[پرونده:زهره بنیجمالی.jpg|جایگزین=زهره بنیجمالی|بندانگشتی|200x200پیکسل|زهره بنیجمالی]]</div>
| | '''مصطفی فلاحی'''، (متولد ۱۳۸۹، ازنا، لرستان – درگذشته ۱۱ دی ۱۴۰۴، ازنا) نوجوان ۱۵ سالهای بود که در پنجشنبهشب ۱۱ دی در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد. |
| <div>
| |
|
| |
|
| '''زهره بنیجمالی'''، (متولد سال ۱۳۳۶، اراک – درگذشته ۲۹ آبان ۱۴۰۴، آلبانی) از کادرهای قدیمی و عضو شورای مرکزی [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او هنگامی که دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه ملی تهران بود به سازمان مجاهدین پیوست. زهره بنیجمالی در قیامهای [[انقلاب ضدسلطنتی]] شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب به طور حرفهای به فعالیتهای خود در سازمان مجاهدی ادامه داد. با آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وظایف گوناگونی را در پایگاههای عملیاتی مجاهدین انجام داد. زهره بنیجمالی در تابستان ۱۳۶۱، به خارج کشور منتقل شد و تا سال ۱۳۶۵، مسئولیت تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، انگلستان، فرانسه و اسکاندیناوی عهدهدار شد. با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۵، زهره بنیجمالی به ارتش آزادیبخش منتقل شد و مدیریتهای مختلف از جمله ادارهی آموزشگاهها را به عهده گرفت. زهره بنیجمالی در دهههای گذشته به هزاران بیمار و مجروح در سختترین شرایط رسیدگیهای پزشکی انجام داد. او در حملات موشکی و محاصرهی شدید کمپ [[لیبرتی]]، شب و روز مشغول رسیدگی به دیگران بود و بر اثر کثرت کارها و فشارهای ناشی از آن، دچار عارضههای قلبی و ریوی شد. زهره بنیجمالی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین بود که سرانجام پس از ۵۰ سال مبارزه حرفهای با دیکتاتوریهای شاه و جمهوری اسلامی، در اثر نارسایی قلبی و عوارض ریوی در ۲۹ آبانماه ۱۴۰۴، در آلبانی درگذشت. خانم [[مریم رجوی]] رئیسجمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، با تسلیت به شورای مرکزی و مسئول اول مجاهدین و عموم مجاهدان اشرفی، بهخاطر درگذشت زهره بنی جمالی، او را الگوی مسئولیتپذیری و صدق و فدا و شاخص درخشانی از زنان پیشتاز و راهگشای مجاهد خلق توصیف کرد.
| | رسانههای حکومتی از جمله خبرگزاری فارس، مدعی شد که معترضان قصد خلعسلاح نیروهای حکومتی را داشتهاند و این اقدام باعث درگیری شده و چند خودروی حکومتی نیز به آتش کشیده شده است. در جریان این اعتراضات دو تن دیگر جان خود را از دست دادند و ۱۷ معترض دیگر مجروح شدند. طبق گزارشات رسمی، در جریان سرکوب مردم معترض در ازنای لرستان، دستکم ۲۰ تن از معترضان دستگیر شدهاند. تا شامگاه پنجشنبه ۱۱ دیماه، شمار کشتهشدگان در شهرهای مختلف به ۸ تن رسیده است. |
|
| |
|
| [[زهره بنیجمالی|بیشتر بخوانید...]]
| |
|
| |
|
| | [[مصطفی فلاحی|بیشتر بخوانید...]] |
|
| |
|
| <div> | | <div> |
| <div>
| |
|
| |
|
| <!-- نوشتار 3 -->
| |
|
| |
|
| <div class="box-content">
| |
|
| |
|
| <div>[[پرونده:داریوش فروهر.jpg|جایگزین=داریوش فروهر|بندانگشتی|245x245پیکسل|داریوش فروهر]]</div>
| |
| <div>
| |
|
| |
|
| '''داریوش فروهر'''، (متولد ۷ دی ١٣٠٧ اصفهان- به قتل رسیده ۱ آذر ۱۳۷۷) در یک خانواده مسلمان در اصفهان به دنیا آمد. او از ١٥ سالگی و پس از آشنایی با مصدق، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. داریوش فروهر پیش از انقلاب بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. داریوش فروهر در آذرماه ١٣٢٧ و در سن ٢٠ سالگی به عضویت گروه "مکتب " درآمد که هسته مرکزی یک گروه سیاسی ملتگرا بود. گروه مکتب سه سال بعد در یکم آبان ماه ١٣٣٠ تبدیل به "حزب ملت ایران" شد و داریوش فروهر به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد. او در روز ۱۷ دی ماه همان سال در سن ٢٣ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و به واسطه فعالیتهای سیاسیاش پس از [[کودتای ٢٨ مرداد ۱۳۳۲]]، برای دستگیری زنده و یا تحویل مردهاش جایزه تعیین شد. در سال ١٣٣٩ و با تشکیل جبهه ملی دوم، داریوش فروهر اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. فروهر در نهم آبان ١٣٥٧ و پس از آزادی [[آیتالله طالقانی]] از زندان، از مردم خواست تا دستور حکومت نظامی را بشکنند. داریوش در آبان ماه ١٣٥٧ به عنوان سخنگوی [[جبهه ملی ایران]] انتخاب شد.
| |
|
| |
|
| داریوش فروهر در ٢٦ دیماه ١٣٥٧ و همزمان با فرار [[محمدرضا شاه]] از ایران، برای ملاقات با [[خمینی]] عازم پاریس شد و ١٦ روز بعد همراه خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]]، در ٢٤ بهمن ١٣٥٧ درکابینه دولت موقت به ریاست [[مهدی بازرگان]] شرکت کرد و به عنوان "وزیرکار" مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد و با استعفای دولت موقت نیز از فعالیتهای اجرایی فاصله گرفت. داریوش فروهر همزمان با آغاز پاییز سال ٦٠ به زندان رفت و به مدت پنج ماه در زندان به سر برد. داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری پس از نیمهشب ٣٠ آبان ماه ١٣٧٧ توسط ماموران [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی]] در منزل شخصی خود در تهران خیابان سعدی، خیابان هدایت، کوچه مرادزاده، پلاک ۱۸ با ضربات چاقو به قتل رسیدند. علیرغم وصیت داریوش فروهر برای دفن در کنار شهدای سیام تیر ۱۳۳۱ وی را در قطعه ۸۹ ردیف ۱۸ شماره ۵ قبرستان بهشت زهرای تهران دفن کردند.
| |
|
| |
|
| <br>[[داریوش فروهر|بیشتر بخوانید...]]
| |
|
| |
|
| | <!-- نوشتار 3 --> |
| | |
| | <div class="box-content"> |
| | <div>[[پرونده:امیرحسین بیاتی1.jpg|جایگزین=میرحسین بیاتی|بندانگشتی|200x200پیکسل|میرحسین بیاتی]]</div> |
| | <div> |
| | '''امیرحسین بیاتی'''، (متولد ۱۳۶۹، همدان – جانباخته ۱۲ دی ۱۴۰۴، همدان) جوان ۳۵ ساله، متأهل و شهروند همدانی بود که در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در شامگاه جمعه ۱۲ دیماه هدف مستقیم شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. |
|
| |
|
| | نهادهای حکومتی از تحویل داده پیکر او به خانوادهاش خودداری کردند و تحویل پیکر فرزندشان را مشروط به این کردند که اعلام کنند امرحسین بسیجی بوده است. همچنین تلفن همراه شماری از اعضای خانوادهی او توسط نهادهای حکومتی توقیف و ضبط شده است. |
|
| |
|
| | امرحسین بیاتی کمتر از یک سال پیش ازدواج کرده بود و یک مغازه قهوه فروشی را اداره میکرد. او پیش از رفتن به اعتراضات، به دوستانش گفته بود که «برای پس گرفتن ایران» به خیابان میرود. |
|
| |
|
| | <br>[[امیرحسین بیاتی|بیشتر بخوانید...]] |
|
| |
|
| </div>
| |
| </div> | | </div> |