درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۵: خط ۹:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حسن مدرس.jpg|جایگزین=سید حسن مدرس|بندانگشتی|170x170پیکسل|سید حسن مدرس]]</div>
<div>[[پرونده:رضا عظم‌زاده1.jpg|جایگزین=رضا عظیم‌زاده|بندانگشتی|195x195پیکسل|رضا عظیم‌زاده]]</div>
   <div>
   <div>
'''رضا عظیم‌زاده'''، شهروند ۳۱ ساله اهل شهرستان ملکشاهی استان ایلام، در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای [[سپاه پاسداران]] جان باخت. این رویداد در روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ رخ داد، زمانی که معترضان در خیابان‌های ملکشاهی تجمع کرده بودند و نیروهای امنیتی با سلاح جنگی به سوی آنان شلیک کردند.


رضا عظیم‌زاده مجرد بود و از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت. همزمان، مهدی امامی‌پور ۳۴ ساله نیز به همین شیوه کشته شد و دو شهروند دیگر نیز جان باختند. اعتراضات در ملکشاهی بخشی از موج سراسری بود که از ۷ دی با اعتصاب بازاریان تهران آغاز شد و به سرعت به شهرهای دیگر گسترش یافت. نیروهای سپاه با تیراندازی مستقیم به سر و سینه معترضان پاسخ دادند، که منجر به حداقل چهار کشته و چندین زخمی گردید.


'''سید حسن مدرس'''، با نام اصلی سید حسن طباطبایی زواره (زاده ۱۲۴۹ - درگذشت ۱۰ آذر ۱۳۱۶) در روستای سرابه کچو از توابع اردستان به دنیا آمد. حسن مدرس از علمای اصفهان در دوران انقلاب مشروطه بود که به حمایت از گروه‌های مشروطه‌خواه پرداخت. وی در دوره دوم مجلس، از طرف فقها به‌عنوان یکی از مجتهدانی تعیین شد که طبق قانون اساسی مشروطه می‌بایست بر هماهنگی مصوبات مجلس با شرع اسلام نظارت داشته باشند. او از دوره دوم تا دوره ششم نیز برای چهار دوره نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بود. در دوره جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی را تشکیل داد و به قم مهاجرت کرد. حسن مدرس با اقدامات رضاخان مخالفت می‌کرد. در نتیجه رضاخان او را تبعید کرد و در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۱۶به قتل رساند.
پس از این واقعه، شهر به حالت نظامی درآمد، اینترنت قطع شد و نیروهای امنیتی گسترده مستقر گردیدند. گزارش‌ها از تیراندازی مستقیم از فاصله نزدیک حکایت دارد و وضعیت شهر ملتهب توصیف شده است. این کشته‌شدگان بخشی از تلفات اعتراضات سراسری هستند که تا این لحظه آمار دقیقی از آن منتشر نشده است.


[[سید حسن مدرس|بیشتر بخوانید...]]
[[رضا عظیم‌زاده|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




خط ۲۰: خط ۳۳:


  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:مصطفی فلاحی1.jpg|جایگزین=مصطفی فلاحی|بندانگشتی|220x220پیکسل|مصطفی فلاحی]]</div>
  <div>


<div>[[پرونده:منوچهر طاهرزاده21.jpg|جایگزین=منوچهر طاهرزاده|بندانگشتی|200x200پیکسل|منوچهر طاهرزاده]]</div>
'''مصطفی فلاحی'''، (متولد ۱۳۸۹، ازنا، لرستان – درگذشته ۱۱ دی ۱۴۰۴، ازنا) نوجوان ۱۵ ساله‌ای بود که در پنجشنبه‌شب ۱۱ دی در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
  <div>


منوچهر طاهرزاده، (زاده ۱۳ دی ۱۳۳۱، کرمانشاه - درگذشته ۱۵ آذر ۱۳۸۲، کرمانشاه) آهنگساز، خواننده سبک پاپ و نوازنده ویلون و سه‌تار بود. وی در گروه‌های مختلف موسیقی کردی، سنتی و پاپ فعالیت کرد. پدرش یدالله طاهرزاده از اساتید برجسته تار بود که در تربیت فرزندان خود بسیار مؤثر بود. منوچهر طاهرزاده از کودکی آموزش موسیقی را آغاز کرد و در یازده سالگی به عنوان بهترین خواننده و نوازنده‌ی خردسال مقام اول کشوری را در اردوهای موسیقی آن زمان کسب کرد. منوچهر طاهرزاده به زودی در خوانندگی به شهرت قابل توجهی به دست آورد و ترانه‌های او بسیار مورد استقبال قرار گرفت. او در مجموع بیش از ۳۰۰ اثر از خود به جا گذاشت. منوچهر طاهرزاده پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] با اساتیدی چون [[محمد شمس]] ترانه‌هایی با مضامین میهن‌پرستی و در ستایش شهدای راه آزادی خواند که از جمله می‌توان از ترانه «پاییز»، «کوچ» و «شرافت» نام برد. منوچهر طاهرزاده پس از انقلاب از مخالفان جمهوری اسلامی بود و مدتی را نیز در زندان در شرایطی بسیار دشوار به سر برد. برادر او [[حمیدرضا طاهرزاده]] از نوازندگان ممتاز تار ایران، عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]] است.  
رسانه‌های حکومتی از جمله خبرگزاری فارس، مدعی شد که معترضان قصد خلع‌سلاح نیروهای حکومتی را داشته‌اند و این اقدام باعث درگیری شده و چند خودروی حکومتی نیز به آتش کشیده شده است. در جریان این اعتراضات دو تن دیگر جان خود را از دست دادند و ۱۷ معترض دیگر مجروح شدند. طبق گزارشات رسمی، در جریان سرکوب مردم معترض در ازنای لرستان، دست‌کم ۲۰ تن از معترضان دستگیر شده‌اند. تا شامگاه پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه، شمار کشته‌شدگان در شهرهای مختلف به ۸ تن رسیده است.


[[منوچهر طاهرزاده|بیشتر بخوانید...]]


[[مصطفی فلاحی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




خط ۳۵: خط ۵۴:


   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:محمد ملکی.jpg|جایگزین=محمد ملکی.jpg|بندانگشتی|300x240پیکسل|محمد ملکی]]</div>
<div>[[پرونده:امیرحسین بیاتی1.jpg|جایگزین=میرحسین بیاتی|بندانگشتی|200x200پیکسل|میرحسین بیاتی]]</div>
   <div>
   <div>
'''امیرحسین بیاتی'''، (متولد ۱۳۶۹، همدان – جان‌باخته ۱۲ دی ۱۴۰۴، همدان) جوان ۳۵ ساله، متأهل و شهروند همدانی بود که در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در شامگاه جمعه ۱۲ دی‌ماه هدف مستقیم شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.


نهادهای حکومتی از تحویل داده پیکر او به خانواده‌اش خودداری کردند و تحویل پیکر فرزندشان را مشروط به این کردند که اعلام کنند امرحسین بسیجی بوده است. همچنین تلفن همراه شماری از اعضای خانواده‌ی او توسط نهادهای حکومتی توقیف و ضبط شده است.


'''دکتر محمد ملکی'''، (متولد ۲۰ تیر ۱۳۱۲، تهران - درگذشته ۱۱ آذر ۱۳۹۹، تهران) فعال سیاسی، اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از [[انقلاب ضدسلطنتی]] ۱۳۵۷، از نوجوانی با تأسیس سازمانی به نام سازمان ملی شمیران وارد مبارزه سیاسی شد. وی از حامیان [[دکتر محمد مصدق]] بود و با فعال شدن [[نهضت ملی شدن نفت ایران]] در حزب زحمتکشان ملت ایران ثبت‌نام کرد. دکتر محمد ملکی در سال ۱۳۳۹ به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی روانه زندان قزل قلعه شد. او در سال ۱۳۴۰ به عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران درآمد. دکتر ملکی در سال ۱۳۵۶ از مؤسسین جمعیت مبارزه در راه آزادی و حقوق بشر بود و پس از انقلاب ۵۷ به اصرار پدر طالقانی ریاست دانشگاه تهران را پذیرفت و به ابتکار خودش در دوران ریاست بر این دانشگاه اداره امور آن را با شورایی مرکب از استادان و دانشجویان و کارمندان سامان می‌داد این تنها دورانی است که دانشگاه بصورت شورایی اداره می‌شد. پس از [[انقلاب فرهنگی]] که خود آن را کودتای فرهنگی می‌خواند و بستن دانشگاه‌ها زیر فشار حاکمیت قرار گرفت. محمد ملکی مدتی در زندان بود و پس از آزادی نیز بارها او را احضار و مورد آزار و اذیت قرار دادند. دو بار در سالهای ۱۳۷۷ و ۱۳۸۸ به زندان محکوم شد. دکتر ملکی همچنین پس از انقلاب به دفعات به حمایت از [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] پرداخت. او تا پایان عمر در تهران ممنوع‌الخروج بود. دکتر محمد ملکی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۹ پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان و دیابت درگذشت.
امرحسین بیاتی کمتر از یک سال پیش ازدواج کرده بود و یک مغازه قهوه فروشی را اداره می‌کرد. او پیش از رفتن به اعتراضات، به دوستانش گفته بود که «برای پس گرفتن ایران» به خیابان می‌رود.
 


<br>[[محمد ملکی|بیشتر بخوانید...]]
<br>[[امیرحسین بیاتی|بیشتر بخوانید...]]


</div>
</div>