کاربر:Safa/5صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''حجاب در سازمان مجاهدین خلق''' یک فرم شناخته شده برای عموم است. پوشش زنان در سازمان مجاهدین خلق به طور عام، روسری، پیراهن و شلوار است اما [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] از اولین سازمان‌هایی بود که در ابتدای انقلاب به اجباری شدن حجاب اعتراض کرد. سازمان مجاهدین پس از انقلاب ضدسلطنتی با مطرح شدن موضوع حجاب اجباری در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۵۷ در اطلاعیه‌ای در این رابطه اعلام کرد: <blockquote>هر موضع گيري خصمانه، براي تحميل جبري هر شكلي ازحجاب برزنان اين ميهن آن هم درجامعه اي كه تازه مي خواهد نظم فاسدو منحط آريامهري را كه در آن هيچ مرزي بين آزادي وبي بندوباري وجودنداشت ،  پشت سر بگذارد، نامعقول ونامقبول است...انقلاب ما طبيعتا همچنان كه از روز نخست نيز مكررا مورد تائيد بوده است،  نمي‌نواند جز مبشر آزادي و رهايي تمام اقشار و طبقات و نبروهاي مردم صرف نظر از هر اختلاف و تمايز جنسي،  نژاد ي، طبقاتي وعقيدتي باشد.</blockquote>همچنین زنان مجاهدین در حالی خود که روسری بر سر داشتند در تظاهرات علیه حجاب اجباری در ایران شرکت کردند.
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه      =
| عنوان            =
| عنوان ۲          =
| نام              =علی یونسی
| تصویر            =۳ علی یونسی.JPG
| اندازه تصویر      =
| عنوان تصویر      =
| زادروز            = ۱۹ مهر ۱۳۷۹
| زادگاه            =تهران
| مکان ناپدیدشدن    =
| تاریخ ناپدیدشدن  =
| وضعیت            =
| تاریخ مرگ        =
| مکان مرگ          =
|عرض جغرافیایی محل دفن=
|طول جغرافیایی محل دفن=
|latd=|latm=|lats=|latNS=N
|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| علت مرگ          =
| پیداشدن جسد      =
| آرامگاه          =
| بناهای یادبود    =
| محل زندگی        = ایران
| ملیت              =ایرانی
| نام‌های دیگر      =
| نژاد              =
| تابعیت            =ایران
| تحصیلات            =دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف  
| دانشگاه          =
| پیشه              =
| سال‌های فعالیت    =
| کارفرما          =
| نهاد              =
| نماینده          =
| شناخته‌شده برای    = مردم ایران
| نقش‌های برجسته    =
| سبک              =
| تأثیرگذاران      =مخالفین جمهوری اسلامی
| تأثیرپذیرفتگان    =مردم ایران
| شهر خانگی        =
| دستمزد            =
| دارایی خالص      =
| قد                =
| وزن              =
| تلویزیون          =
| لقب              =
| دوره              =
| پس از             =
| پیش از           =
| حزب              =
| جنبش              =
| مخالفان          =
| هیئت              =
| دین              =اسلام
| مذهب              =
| اتهام            =
| مجازات            =
| وضعیت گناهکاری    =
| منصب              =
| مکتب              =ضد ولایت فقیه
| آثار              =
| همسر              =
| شریک زندگی        =
| فرزندان          =
| والدین            =یوسف یونسی
| خویشاوندان سرشناس =
| جوایز            =
| امضا              =
| اندازه امضا      =
| signature_alt    =
| وبگاه            =
| imdb_id          =
| Soure_id          =
| پانویس            =
}}


هم اکنون بسیاری از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بی‌حجاب هستند، هر چند کادرهای مجاهدین، حجاب را در اشکال متعارف در سازمانشان رعایت می‌کنند. یکی از هفت شرط عضویت در سازمان مجاهدین اعتقاد به اسلام و شعائر آن است. کادرهای سازمان مجاهدین، کسانی هستند که این هفت شرط را پیش از ورود داوطلبانه پذیرفته‌اند و به آن معتقدند و در نتیجه همگی از روسری استفاده می‌کنند.
'''علی یونسی،''' (زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۷۹) دانشجوی نخبه رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف،


داشتن روسری در سازمان مجاهدین نه به دلیل اجباری بودن آن، بلکه برآمده از اعتقاد آن‌ها است. کما این‌که اعتقاد به مبارزه قهرآمیز در برابر رژیم ایران، از جمله مبانی فکری و شرط عضویت در این سازمان است و اعتقاد همگانی به آن، نه برآمده از اجبار، بلکه برآمده پذیرش و انتخاب فرد فرد اعضاء پیش از ورود به صفوف این سازمان است.  
علی یونسی پیش از بازداشت و انتقال به زندان، برنده مدال نقره المپیاد کشوری نجوم در سال ۱۳۹۵و مدال صدای المپیاد نجوم در سال ۱۳۹۶ شد وی مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک سال ۱۳۹۶ در دوازدهمین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک را نیز از آن خود کرد.<ref>[https://azadima.com/post/33/genius-prisoner-ali-younesi وبلاگ آزادی ما]</ref>


سازمان مجاهدین خلق تشکیل دهنده‌ی ارتش آزادی‌بخش ملی ایران نیز هست. این ارتش از همه‌ی کسانی که به مبانی ایدئولوژیک مجاهدین معتقد نیستند اما به خطوط سیاسی آن باور دارند، برای مبارزه دعوت به عمل آورد. زنانی که تحت این چارچوب به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوستند، بدون حجاب بودند. 
شامگاه جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ علی یونسی به همراه دوستش امیرحسین مرادی حین قدم زدن در خیابان مورد هجوم ماموران اطلاعاتی قرار می‌گیرند و با ضرب و شتم منجر به جراحت چشم در علی یونسی، بدون هیچ حکمی بازداشت می‌شوند. پدر و مادر علی یونسی نیز بازداشت شده و پس از حدود ۵ ساعت آزاد می‌شوند. <ref name=":0">به نقل از رضا یونسی، برادر علی یونسی در توییتر شخصی</ref>


== تعریف حجاب ==
بعد‌ها شورای صنفی دانشجویان ایران نیز حرف‌های رضا یونسی را در رابطه با بازداشت علی یونسی و همچنین امیرحسین مرادی تایید و عنوان کرد مأموران لباس شخصی بدون هیچ حکمی و با ضرب و شتم این دو دانشجو را بازداشت کرده‌اند.
'''حجاب''' به عربی به معنای پرده است و چون ویژگی پرده، پوشاندن و ایجاد حریم است، حجاب هم به معنای پوشاننده بکار میرود.  


حجاب پوششی پارچه‌ای  برای پوشاندن بخشی از بدن و سر و صورت است. اولین نمونه ثبت شده از حجاب برای زنان در کتاب مقدس  فصل ۲۴، آیه ۶۵ ثبت شده است که در آن  ربکا در اولین دیدار با اسحاق خود را با حجاب می‌پوشاند. نمونه دیگر آن از یک متن قانونی آشوری از قرن ۱۳ قبل از میلاد است که استفاده از آن به زنان نجیب‌زاده محدود می‌شد.  
سرانجام در روز پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۹ رضا یونسی خبر داد که علی یونسی پس از  تحمل ۲ ماه انفرادی به بند عمومی منتقل شده و در زندان انفرادی به کرونا مبتلا شده‌ است.  


== آزادی پوشش از حقوق بنیادین بشر ==
علی یونسی ماه‌ها بدون حکم بازداشت و تشکیل پرونده تحت باز داشت بود و براساس اعلام خواهرش، آیدا یونسی، تا ۵ ماه پس از بازداشت پرونده علی در دست وزارت اطلاعات قرار داشته است. ۳۱ شهریور ۹۹مصطفی نیلی، وکیل علی یونسی، در توئیتر خود اعلام کرد که قرار بازداشت موقت در ۲۵ شهریور به پایان رسیده‌است و علی یونسی ۲ هفته است که بازجویی نشده است اما با این وجود خبری از آزادی نبوده است.<ref>[https://www.akhbar-rooz.com/148779/1401/01/18/ سایت اخبار روز]</ref>
آزادی پوشش یکی از حقوق به رسمیت شناخته شده‌ی بشر در جهان امروز است. از این منظر هم حجاب اجباری و هم بی‌حجابی اجباری نقض حقوق اولیه انسان به شمار می‌رود.  


در ماده‌ی دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر هر گونه تبعیض و تمایز بر افراد به دلیل جنسیت آن‌ها نفی شده است. همچنین آزادی پوشش بخشی از آزادی بیان افراد به شمار می‌رود که در ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شده است
== بازداشت علی یونسی ==
شرح مجتبی حسینی از زندانیان هم‌بند علی یونسی از شرایط بازداشت و شکنجه علی یونسی در مصاحبه‌ای از این قرار است.<blockquote>«۱۸ تیر سال گذشته با ریختن ماموران وزارت اطلاعات به منزل شخصی‌ام بازداشت شدم. دلیل این بازداشت، نوشته‌های طنزآمیز من در توئیتر بود. در قرنطینه بند ۲۰۹ زندان اوین در اتاقی با بیست-سی نفر زندانی نگهداری می‌شدیم. ازدحام جمعیت در قرنطینه این بند طوری بود که برای خواب، به‌اصطلاح حالت کتابی مجبور بودیم، بخوابیم. پیش از ورود به قرنطینه این بند، من سه روز در سلول انفرادی همین بند بودم که بسیار سخت گذشت. با ورود به قرنطینه، پسری بسیار جوان به استقبالم آمد. وقتی پریشانی حال روحی من را دید، گفت آرام باش و از من خواست چشم‌بندم را بردارم. برایم چای آورد و به خاطر آزاری که در سلول انفرادی دیده بودم، به من دلداری داد. اسمش را پرسیدم و گفت علی یونسی هستم. از من پرسید شطرنج بازی می کنم یا نه؛ من هم پذیرفتم و حین بازی داستان بازداشت خودش را برایم تعریف کرد.


در اسناد بین المللی کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان که در سال ۱۹۷۹ به تصویب رسید، هرگونه تبعیض و اعمال محدودیت بر زنان به واسطه‌ی جنسیت آن‌ها را ممنوع اعلام می‌کند. ماده یک این کنوانسیون تبعیض علیه زنان را این‌چنین شرح می دهد:<blockquote>«تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ به‌ معنی‌ قائل‌ شدن‌ هر گونه‌ تمايز، استثناء يا محدوديت‌ براساس‌ جنسيت‌ است‌ كه‌ بر به‌ رسميت‌ شناختن‌ حقوق‌ بشر زنان‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ آن‌ها و بهره‌مندی‌ و اعمال‌ آن‌ حقوق‌، برپايه‌ مساوات‌ با مردان‌، صرف‌نظر از وضعيت‌ تأهل‌ آن‌ها، در تمام‌ زمينه‌های‌ سياسی، اقتصادی، اجتماعی‌، فرهنگی‌، مدنی و ديگر زمينه‌ها اثر مخرب‌ دارد يا اصولاً، هدفش‌ از بين‌ بردن‌ اين‌ وضعيت‌ است‌.»<ref>[https://iranhr.net/fa/articles/3289/ حق انتخاب پوشش، حق بنیادین حقوق بشر]</ref></blockquote>از آن‌جا که با وجود قوانین تضمین کننده ی آزادی پوشش برای زنان، کلیشه‌های فرهنگی و سنت‌های موجود در یک جامعه همواره محدودیت‌هایی را بر زنان اعمال می‌کند، کنوانسیون‌های حقوق بشر نه تنها اعمال محدودیت قانونی بر زنان را مجاز نمی‌شمرد بلکه از تمامی کشورها می‌خواهد تا این شرایط را اصلاح کنند و فرصت‌های اجتماعی مناسبی را برای زنان جهت دستیابی به حقوق خود ایجاد کنند.
۹ روز با علی در همان قرنطینه بند ۲۰۹ اوین هم‌بند بودم. اصلا حال جسمی خوبی نداشت و کم‌کم که شکنجه‌های روحی و جسمی خودش را برایم تعریف کرد، فهمیدم به این پسر جوان در طی صد روز بازداشت تا روزی که من او را دیدم، چه گذشته است. در کل ۹ روزی که من با علی در قرنطینه بند ۲۰۹ بودم، او تنها یک تماس تلفنی چند دقیقه‌ای با خانواده خود داشت.


=== حجاب اجباری ===
این تماس بعد از حدود سه هفته، بی‌خبری مطلق از خانواده برقرار شده بود. او را در این چند روز فقط یک‌بار برای بازجویی بردند.


در طول تاریخ حجاب امری اختیاری بوده و در برخی جوامع به صورت فرهنگ جاری از طرف افراد جوامع مختلف به‌کار گرفته شده است.  
اولین چیزی که در چهره علی یونسی خیلی روشن بود، وضعیت عفونت چشم او بود. وضعیت چشم علی طوری بود که هر کس از چند متری او را می دید، متوجه وخامت اوضاع چشم او می‌شد.


اما اجباری کردن حجاب در تاریخ نمونه‌ای ندارد، و برای اول بار در جمهوری اسلامی با شعار یا روسری یا تو‌سری به عنوان اهرم فشاری در جهت کنترل سیاسی جامعه به‌کار گرفته شد.  
چشم علی بسیار کبود شده بود و عفونت داشت. از چشمان علی همیشه خونابه بیرون می‌آمد و تنها درمانی که مسئولان زندان برای او داشتند، روزی چند قرص آنتی‌بیوتیک بود.


دو هفته پس از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ۱۳۵۷]] دفتر خمینی تصمیم به لغو قانون حمایت خانواده و اجباری شدن حجاب اسلامی گرفت. هم‌چنین یک روز پیش از برگزاری مراسم بزرگداشت روز جهانی زنان، خمینی در سخنرانی مدرسه رفاه اعلام کرد زنان کارمند اداره‌های دولتی باید حجاب اسلامی را برای حفظ آبروی‌شان رعایت کنند.  
خود علی می‌گفت این جراحت به لحظه بازداشت او به همراه امیرحسین مرادی در خیابان برمی‌گشت. این دو دوست در خیابان در حال قدم زدن بودند، که یک‌باره ماموران وزارت اطلاعات با خشونت وحشتناکی به آن‌ها حمله کرده و شروع به ضرب‌وشتم این دو دانشجو می‌کنند.


روز بعد زنان کارمند بدون حجاب اجازه ورود به محل کارشان را نیافتند. تعداد زیادی از زنان کارمند از رفتن به سر کار سر باز زدند و زنانی که کارمند وزارت امور خارجه بودند بیرون وزارت‌خانه دست به تظاهرات زدند.  
ضرب‌وشتم علی به حدی بود که تا صد روز بعد از بازداشت که من او را در قرنطینه بند ۲۰۹ زندان اوین دیدم، هنوز چشم او به شدت متورم و عفونی بود. بعد از بازداشت در خیابان، ماموران علی را به منزل پدری خود برده بسیاری از وسایل منزل را با خود برده بودند که تا آن روز یعنی صد روز بعد از بازداشت، همچنان کارت ملی مادر علی را به او تحویل نداده بودند. علی می‌گفت جدا از یادداشت‌ها، لپ‌تاپ و بسیاری دیگر از لوازم شخصی و حتی مدارک شناسایی پدر و مادر، ماموران حتی دستگاه پرینتر خانه را هم ضبط کردند.


حدود ۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰ زن در دانشگاه تهران تجمع کرده و شعار دادند. همچنین تعداد زیادی از دانش آموزان مدرسه‌های دخترانه به تظاهرات زنان در تهران پیوستند. <blockquote>روزنامه کیهان در آن روزها نوشت،</blockquote><blockquote>《گروه‌ها و دسته‌جات مختلف زنان از صبح امروز در خیابان‌های تهران به مناسبت روز جهانی زن و به خاطر ابراز نظریات خود درباره حجاب زنان دست به راهپیمائی زدند. در راهپیمائیهای امروز زنان، تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس دخترانه نیز شرکت داشتند. آنها ضمناً علیه کسانی که به زنان بی حجاب در روزهای اخیر حمله کرده‌اند، شعار می‌دادند… راهپیمائی امروز در حالی انجام شد که ریزش برف بی وقفه از اولین ساعات بامداد آغاز شده است.》<ref>روزنامه کیهان ۱۷ اسفند ۱۳۵۷</ref></blockquote>در روز ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ یعنی سه هفته پس از انقلاب روزنامه کیهان به نقل از خمینی نوشت:<blockquote>«در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.»<ref>کیهان ۱۶ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۵ صفحه ۱</ref></blockquote>با این همه آیت‌الله طالقانی که با اجباری شدن حجاب مخالف بود، بدون آن‌که علنا سخنان خمینی را نفی کند در روز ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ در روزنامه اطلاعات حجاب را در اسلام آزاد دانست. تیتر درشت روزنامه اطلاعات از قول آیت‌الله طالقانی چنین بود: در مورد حجاب اجبار در کار نیست. آیت الله طالقانی اگر چه به استفاده از روسری برای زنان توصیه می‌کرد آن را یک توصیه اخلاقی دانسته و مخالف تبدیل شدن آن به قانون بود.<ref>[https://www.radiofarda.com/a/f3-hijab-iran-1979/25286342.html زمزمه های حجاب اجباری از کجا آغاز شد؟]</ref>
ظاهرا ماموران تازه در منزل پدری علی، وقتی در حال جستجوی وسایل او بودند، متوجه مدال‌های طلای جهانی المپياد و نقره کشوری او شدند. علی می‌گفت وقتی بازجوها در خانه مدال‌های من را دیدند، با تعجب پرسیدند این‌ها چیست؟ وقتی گفتم من برنده مدال طلای جهانی المپیک نجوم و نقره کشوری نجوم هستم، به شدت تعجب کردند.


=== بی حجابی اجباری ===
حتی می‌گفت برخورد ماموران بعد از دیدن مدال نسبت به قبل که فقط توهین و خشونت بود، کمی محترمانه‌تر شد.


سازمان ملل  قانون اجبار در نپوشیدن یک نوع خاص از لباس و به ویژه بی‌حجابی اجباری را نقض حقوق بشر زنان می‌داند. همچنین بر اساس کنوانسیون رفع تبعیض  علیه زنان، تمامی کشورها ملزم به اصلاح کلیشه‌هایی هستند که برای زنان در برگزیدن حجاب دلخواهشان، ایجاد محدودیت کند.
بعد از تفتیش منزل پدری علی یونسی، به منزل امیرحسین مرادی هم رفتند....


در سال ۱۹۶۵ گروهی از دانش‌آموزان در ایالت لوا در اعتراض به جنگ ویتنام با بازوبندهای مشکلی در مدرسه ظاهر شدند. مدیر مدرسه از حضورشان در مدرسه به خاطر پوشش آن‌ها جلوگیری کرد. یک دادگاه ایالتی پس از تشکیل دادگاه به نفع دانش‌آموزان رأی داد و اعلام کرد:<blockquote>«هر چند بازوبند دانش‌آموزان باعث ایجاد بحث و گفتگوهایی خارج از کلاس شده بود ولی به دلیل اینکه مخالفتی با قوانین و نظم مدسه نداشت، باید حق انتخاب نوع پوشش که به نوعی بیانگر حق آزادی ابراز عقیده است، محترم شمرده می‌شد.»</blockquote>امروزه سازمان ملل ممنوعیت استفاده از روبند (برقع) برای زنان در فرانسه مغایر با حق آزادی پوشش و آزادی ادیان می‌داند. گروهی از کارشناسان کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد از دولت فرانسه‌ خواسته‌اند این قانون را بازبینی کند.<ref>[https://farsi.euronews.com/2018/10/23/un-condemned-french-law-banning-full-body-veil-in-public-violation-human-rights-religious سازمان ملل قانون منع پوشش کامل در فرانسه را مخالف آزادی مذهب دانست]</ref>
علی شصت روز را در سلول انفرادی کوچک با یک لامپ بزرگ همیشه روشن و همچنین شوفاژی که در گرمای تیرماه ۲۴ ساعته روشن بود، گذرانده بود. برای من که مدتی بسیار کوتاه‌تر را در انفرادی گذرانده بودم، واقعا وحشتناک بود که پسری تقریبا ده سال کوچک‌تر از من، با آن عفونت چشم و اتهامات سنگین، شصت روز را در سلول انفرادی گذرانده است.


یک نمونه دیگر از بی‌حجابی اجباری در زمان رضاخان بود. در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ بخشنامه‌ای به فرمان رضاخان صادر شد که بر مبنای آن  زنان حق استفاده از روسری و چادر نداشتند. رضاخان پس از تصویب این قانون با اقدامات سرکوب‌گرانه تلاش کرد سیاست خود را اجرا کند. به فرمان او از ورود زنان با حجاب به حمام‌ها، مراکز عبور و مرور شهر، بازارها، اتوبوس‌ها ممانعت شد. پاسبان‌ها باید به زنان چادری اخطار می‌کردند و همچنین در زیارت‌گاه‌ها مأمورینی برای جلوگیری از ورود زنان با حجاب گمارده شد. رستوران‌ها، ادارات دولتی و برخی مغازه مجبور شدند اطلاعیه‌هایی مبنی بر عدم تعامل با زنان چادری در اماکن خود نصب کنند.
تنها یکی از نمونه‌های شکنجه روانی که علی یونسی برای من تعریف کرد، این بود که یک شب، از سلول کناری خودش، صدای شکنجه و فریادهای وحشتناکی می‌آمد. می‌گفت این صدا تا چند ساعت ادامه داشت و به شدت وحشت کرده بود. لابه‌لای فریادها، یک صدایی گفت وقتی کار این زندانی تمام شد، سراغ سلول کناری که خود علی در آن بود، بروند.


مانعت از رفتن زنان با حجاب به حمامها و نظارت بر کار حمامیها که مبادا آنها زنان با حجاب را به حمام راه دهند، گماردن پاسبانها در مراکز عبور و مرور شهر مخصوصاً بازارها، اخطار به زنان چادری، گرفتن التزام از گاراژدارها که زنان چادری را سوار نکنند، همچنین گماردن مأمور در زیارتگاه‌ها که زنهای با چادر را اجازه ورود ندهند، جلوگیری از سوار کردن بانوان چادری در اتوبوسها و اتومبیلها و راه ندادن به سینماها و رستورانها و ادارات دولتی و نصب اطلاعیه‌های بدین مضمون که به چادری‌ها جنس نمی‌فروشیم بر سردر مغازه‌ها از شیوه‌های سرکوبگرایانهٔ پلیسی رضا خانی بود.<ref>کشف حجاب به کوشش امیر قربانی</ref>
علی از شدت صداهای وحشتناک داد و فریادهای فرد شکنجه شده تا صبح نخوابیده بود. می‌گفت هنوز هم نمی‌دانم که این صداها، از یک نوار ضبط شده می‌آمد و یا واقعا در حال شکنجه زندانی سلول کنار او بودند. زندانی سلول کنار علی یونسی، امیرحسین مرادی بود.


این اقدامات رضا شاه سرانجام جز برخی موارد در میان زنان طبقه متوسط تأثیری مثبتی در جامعه ایران نگذاشت. اعمال خشونت‌آمیز وی در اجرای این قوانین موجب نارضایتی و مهجوریت زنان را فراهم کرد. در بسیاری مناطق خانواده‌ها به دلیل اجباری شدن بی‌حجابی در مدارس، از تحصیل دخترانشان به طور کامل جلوگیری کردند. رساندن زنان به حمام گاه از طریق پشت‌ بام انجام می شد و این فشارها بر روی زنان در مواردی خودکشی آن‌ها انجامید.
در مورد محتوای بازجویی چیزی که به طور کلی یادم هست، ظاهرا بحث اجبار کردن علی به پذیرش حمل مواد محترقه بود. بازجو به شدت او را برای قبول این اتهام تحت فشار گذاشته بود. علی می‌گفت، بازجو بارها تهدید کرده بود که اگر اتهام خود را نپذیرد، همان‌جا (زندان اوین) او را اعدام خواهد کرد.


== حجاب در مناسبات درونی مجاهدین ==
بازجو به علی گفته بود؛ اگر همکاری نکنی، دیگر نمی‌توانی پدر و مادر خود را ببینی. علی را تهدید کرده بودند که در صورت اعتراف نکردن، پدر و مادر او را هم بازداشت خواهند کرد. در مقابل، تلاش می‌کردند با دادن برخی وعده‌ها مثل این که اگر اعتراف کند، به زودی آزاد خواهد شد و یا مثلا می‌تواند درس خود را ادامه دهد، علی را وادار به اعتراف کنند. علی هم که به شدت از تهدیدها خسته شده بود، به بازجو گفته بود همین الان من را اعدام کنید، دیگر خسته شده‌ام. اصلا امام حسین را هم من کشته‌ام. البته بازجویی بیشتر در روزهای حبس علی در سلول انفرادی بود.


اگر چه بسیاری از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بی‌حجاب هستند اما کادرهای مجاهدین، حجاب را در اشکال متعارف در این سازمان رعایت می‌کنند. از آن‌جا که یکی از شروط  هفت‌گانه برای پذیرفته شدن عضویت هر فرد در سازمان مجاهدین خلق اعتقاد به اسلام است، طبیعتا اعضای این سازمان هستند همگی مسلمان هستند و به لزوم رعایت حجاب باور دارند.
یک روز صبح در همان قرنطینه بند ۲۰۹ وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم علی آن‌جا نیست. عصر وقتی برگشت به شدت آشفته و عصبانی بود. از او پرسیدم چه شده که گفت، من را بردند در جلسه با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی دانشگاه شریف که جلو آن‌ها اعتراف کنیم.


در پروژه‌ی [[شیطان سازی علیه مجاهدین خلق|شیطان سازی  علیه مجاهدین]] یکی از موضوعاتی که در مورد آن تبلیغات زیادی از جانب نیروهای سایبری رژیم ایران انجام می شود، موضوع باحجاب بودن زنان در این سازمان است.
ظاهرا تصاویر مبهمی از حمله به یک ساختمان را در این جلسه پخش کرده و مدعی شده بودند، حمله‌کننده علی یونسی و امیرحسین مرادی بودند. علی آن‌جا هم هرگونه دست داشتن در این موضوع را شدیدا رد کرده و گفته که اصلا مشخص نیست، فردی که در این صحنه است کیست. بازجویان در این جلسه به علی گفتند چرا به دروغ مدعی شدی کرونا داری؟


این درحالی است که حجاب در سازمان مجاهدین خلق اجباری نیست بلکه ناشی از اعتقاد آن‌ها به شعائر اسلام است. کما این‌که اگر کسی به اسلام و شعائر آن اعتقادی نداشته باشد یقینا به عضویت این سازمان درنخواهد آمد.
علی هم گفته بود که شما در زندان از ما تست نمی‌گیرید که ما مطمئن شویم به کرونا مبتلا هستیم یا نه. من علائمی مثل سردرد، سرفه و بدن درد داشتم که این‌ها همه علائم کرونا هستند.


به عنوان مثال کسی که به عضویت یک حزب مارکسیست  درمی‌آید، مطمئنا نماز نمی‌خواند  و متقابلا کسی که نماز می‌خواند به یک حزب مارکسیست نخواهد پیوست، اگر چه اهداف سیاسی یا عدالت‌جویانه ی آن‌را قبول داشته باشد. حزب نیز از پذیرفتن مطمئنا از پذیرفتن چنین شخصی معذور خواهد بود اما آیا می‌توان یک حزب مارکسیست را متهم کرد که خواندن نماز را در حزب خود ممنوع ساخته و این نشانه‌ی اجبار و دموکراتیک نبودن آن است؟
در این جلسه همچنین ماموران در مورد صدای شکنجه‌ای که علی از سلول کناری خود شنیده بود، پرسیدند. او را متهم به دروغ‌گویی کردند که علی هم گفته من آن شب صدای شکنجه شنیدم و تا صبح وحشت کرده بودم. این که شما صدای نوار برای آزار من پخش کردید یا واقعا در آن سلول در حال شکنجه کسی بودید، من خبر ندارم. خود علی بارها به من در سلول گفته بود، ماموران نه‌تنها مواد محترقه که هیچ چیز مشکوکی از ما پیدا نکرده بودند و این اتهام کاملا بی‌پایه بود. حتی وقتی بقیه هم سلولی‌ها به او پیشنهاد می‌دادند، برای رها شدن از فشار بازجویان اتهام خود را بپذیرد، علی با عصبانیت می‌گفت؛ چرا باید یک اتهام کاملا دروغ را بپذیرم؟ پذیرش این اتهام به معنای پذیرش حکم اعدام با امضای خود من است.


داشتن روسری در سازمان مجاهدین نه به دلیل اجباری بودن آن، بلکه برآمده از اعتقاد آن‌ها است. کما این‌که اعتقاد به مبارزه قهرآمیز در برابر رژیم ایران، از جمله مبانی فکری و شرط عضویت در این سازمان است. به این ترتیب اعتقاد همگانی به اعضای سازمان مجاهدین به مبارزه‌ی قهرآمیز، نه برآمده از اجبار، بلکه برآمده پذیرش و انتخاب فرد فرد اعضاء پیش از ورود به صفوف این سازمان است.  
بله، علی یک روز که چند نفر در سلول به او اصرار کردند، اتهام خود را بپذیرد و راحت شود؛ به ناراحتی به من گفت كه در سلول انفرادی تحت فشارهای بسيار بودم كه مجبور به اعتراف اجباری تلویزیونی که در حال طبیعی نبودم، گرفتند.


با این همه سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۶  ارتش آزادی‌بخش ملی ایران را تأسیس کرد. سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد تمامی نیروها از جمله کسانی که به مبانی مذهبی و عقیدتی مجاهدین معتقد نیستند می‌توانند به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بپیوندند. زنانی که در این چهارچوب به ارتش آزادی بخش پیوستند، اگر چه انگشت‌شمار بودند اما دارای حجاب نداشتند.  
گفت به من وعده داده بودند در صورت نشستن مقابل دوربین صداوسیما، او را آزاد خواهند کرد. آن‌طور که خودش تعریف کرد؛ یک روز صبح ماموران آمدند، علی را از سلول انفرادی به سالنی در همان بند ۲۰۹ برده و لباس شخصی او را برای گرفتن اعتراف تلویزیونی تنش کردند.


== حجاب در سیمای آزادی ==
می‌گفت ماموران بارها برای ادا کردن یک جمله با لحن دلخواه خود، ضبط را قطع کرده و دوباره از او می‌خواستند با لحن دیگری جمله را بگوید. ضبط این تصاویر از صبح تا شب طول کشیده بود.
سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران است. در این تلویزیون هواداران مجاهدین بدون حجاب ظاهر می‌شوند یا به برنامه‌های مختلف دعوت می‌شوند و  منعی در این رابطه وجود ندارد.


کادرها و اداره کنندگان این تلویزیون داوطلبانه و بدون دریافت حقوق در این آنکار می‌کنند، به همین دلیل اغلب کارکنان سیمای آزادی، اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند و مسلمان هستند اما با این وجود نمونه‌های زیادی از مجریان و کارکنان و خبرنگاران زن بی‌حجاب نیز در سیمای آزادی وجود دارد.
همان روزها، بحث حکم اعدام سه معترض آبان ماه ۱۳۹۸ داغ شده بود و اخبار ۲۰:۳۰ چندبار اعترافات اجباری این زندانیان را پخش می‌کرد. علی هر روز از تلویزیون بند این برنامه را نگاه می‌کرد و نگران بود که اعتراف اجباری او هم پخش شود.


آن‌چه مسلم است برخلاف تبلیغاتی که اغلب از طرف نیروهای سایبری رژیم ایران در راستای شیطان‌سازی علیه مجاهدین خلق مطرح می‌شود، داشتن حجاب شرط حضور در تلویزیون سیمای آزادی نیست.
اعتراف اجباری علی یونسی تا امروز از صداوسیما پخش نشده و ظاهرا او آن‌چه را که ماموران توقع داشتند، جلو دوربین و بعد از آن همه فشار نگفته است.


== دیدگاه مجاهدین درباره حجاب ==
بعد از ضبط همین اعترافات اجباری بود که علی یونسی مقاومت خیلی بیشتری در مورد اتهامات وارده از خود نشان داد. ماموران وعده داده بودند که در صورت اعتراف تلویزیونی، اجازه دسترسی علی به وکیل انتخابی و ملاقات با خانواده را می‌دهند. در حالی که بعد از آن فشارها بر او بیشتر هم شد.


زنانی که به سازمان مجاهدین خلق می‌پیوندند، مسلمان و دارای حجاب هستند. حجاب زنان مجاهد، حجابی در اشکال متعارف در این سازمان است. آن‌ها چادر بر سر نمی‌کنند و به طور عام روسری، پیراهن و شلوار بر تن دارند.
بله گفت در همان روزهایی که در سلول انفرادی بوده، ماموران به بهانه دیدار با سفیر سوئد او را به مکان دیگری بردند. برادر علی ساکن سوئد است و به علی گفته بودند اگر با برادر خود حرفی دارد، می‌تواند از طریق سفیر سوئد به او انتقال دهد؛ ولی وقتی با او روبه‌رو شده، فهمیده مامور وزارت اطلاعات است و برای گرفتن اعتراف، کت و شلوار و کراوات پوشیده و خود را سفیر سوئد در تهران جا می‌زند.»<ref>[https://iranwire.com/fa/features/47826/ سایت ایران وایر]</ref></blockquote>


با این همه سازمان مجاهدین معتقد به در ضرورت آزادی پوشش درجامعه است. به همین دلیل است که بسیاری از نزدیک‌ترین هواداران و حتی فعالان این سازمان بی‌حجاب هستند.


سازمان مجاهدین از اولین سازمان‌هایی بود که علیه قانون اجباری شدن حجاب در ایران موضع‌گیری کرد و آن را مخالف با اسلام دانست. در بخش‌هایی از اطلاعیه‌ای که سازمان مجاهدین خلق پس از آغاز زمزمه‌های اجباری شدن حجاب در ایران پس از انقلاب ضدسلطنتی صادر کرد آمده است:<blockquote>«اطلاعيه مجاهدين خلق ايران درمورد مسئله ي حجاب</blockquote><blockquote>به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران</blockquote><blockquote>و به نام همه ي خواهران و مادران فداكار ايراني كه انقلاب خونين اين ميهن را باوركرده اند.</blockquote><blockquote>خواهران گرامي !</blockquote><blockquote>همه مي دانيم كه آزادي به بهاي خون هزاران خواهر وبرادر وفرزندان شهيد اين ميهن كسب گرديده است ونيز مي دانيم كه اگر آزادي به تمامي حاصل نشود ومخدوش وقابل وباز گشت است . همچنين مي دانيم كه اگر آزادي را پاس نداريم وبه آن ارج ننهيم آن را از  ما دور خواهند ربود...پيگيري مسائلي كه درشرايط كنوني از مسائل اصلي جامعه وجنبش ما نمي باشد به هرنحوي كه باشد موجب انحراف از مسير وبه بيراهه رفتن نيروها وانرژي هاشده وفرصتها وزمينه هايي برا ي ”توطئة ها ” وتحريكات ضد انقلاب  ،  فراهم خواهد نمود ،  از آن جمله است درگيريهايي كه اين روزها درمورد مساله‌ي حجاب ايجاد شده است.حجاب به عنوان يك نهادانقلابي اسلام في الواقع چيزي نيست جز كوشش اجتماعي به خاطر رعايت و حفظ سلامت اخلاقي جامعه كه خود بدون شك از ضروريات رشد همه جانبه ي معنوي و مادي اجتماعي است،  ومامطمئنيم كه خواهران ومادران انقلابي ما همان گونه كه تا كنون درعمل نشان داده اند  ،  اين ضرورت را به بهترين وجه رعايت نموده وخواهند نمود. لذا هر موضع گيري خصمانه،  براي تحميل جبري هر شكلي ازحجاب برزنان اين ميهن آن هم درجامعه اي كه تازه مي خواهد نظم فاسدومنحط آريامهري را كه در آن هيچ مرزي بين آزادي وبي بندوباري وجودنداشت،  پشت سر بگذارد،  نامعقول ونامقبول است...انقلاب ما طبيعتا همچنان كه ازروز نخست نيز مكررا مورد تائيد بوده است،  نمي نواند جزمبشر آزادي ورهايي تمام اقشار وطبقات ونبروهاي مردم صرف نظر از هر اختلاف وتمايز جنسي  ،  نژاد ي  ،  طبقاتي وعقيدتي باشد. بنابراين انقلاب  ما هيچگونه ترديد وانكاري را درآزادي كامل حقوقي وسياسي واجتماعي زنان ما نمي پذيرد...»</blockquote>پس از انقلاب ضدسلطنتی سازمان مجاهدین و زنان آن در حالی که خود روسری بر سرداشتند در تظاهرات مختلف علیه  قانون اجباری شدن حجاب نیز شرکت کردند.
=== اتهامات علی یونسی ===
به نقل از خبرگزاری حکومتی مهر، غلامحسین اسماعیلی، سخنگو وقت قوه قضائیه جمهوری اسلامی، به شکل غیر مستقیم به پرونده علی یونسی و امیرحسین مرادی اشاره کرد و اعلام کرد که آن‌ها با سازمان مجاهدین خلق و ضد انقلاب در ارتباط بوده‌اند. وی همچنین بازداشت بدون حکم دو دانشجوی نخبه را رد کرد و اعلام کرد که آن‌ها توسط سربازان گمنام اما زمان بازداشت شده‌اند.  


مریم رجوی با استناد به آیه ی «لااکراه في الدین» اشاره می‌کند که هیچ  چیز در دین اجبار نیست. او در کتاب اسلام، زنان و برابری می‌گوید:<blockquote>«من بارها از اين آخوندها پرسيده‌ام كه راستي در كجاي اسلام جنايت‌هايي كه شما مي‌كنيد مورد تأييد قرارگرفته است؟ كشتار و قتل‌عام زندانيان سياسي و به‌ خصوص هزاران زن از دختران ١٣ ساله تا مادران ٧٠ ساله و زنان باردار در كجاي اسلام و قرآن تأييد شده است؟ دركجاي اسلام گفته شده كه شما مجازيد به زنان تهمت بزنيد؟ آنها را دركوچه و خيابان تحقيركنيد، آنها را سنگساركنيد و در شكنجه گاه‌ها توسط دژخيمان و پاسداران وحشي مورد آزار و تجاوز قرار دهيد؟ دركجاي اسلام اجبار به حجاب هست؟ مگر آيه صريح قرآن اين نيست كه لااكراه في الدين؟ بنيادگرايان با عمده كردن مسايلي مثل حجاب براساس مرزبندي جنسي تصوير كاملاً واژگونه‌يي از اسلام ارائه مي‌دهند، گويا كه اسلام فقط همين است. يك بررسي اجمالي از قرآن نشان مي‌دهد كه از ميان بيشاز ٦٢٣٤ آيه تنها در سه چهار آيه به مسأله حجاب اشاره شده است. دجالگري آخوندها را ببينيد كه چه تصويري از اسلام درست كرده‌اند تصويري از اسلام ساخته‌اند كه گويي تمام اسلام يعني حجاب. در جبهه مقابل اين سيستم قرون وسطايي، تجربه شايان توجهي وجود دارد كه اعتقاد اسلام به آرمان برابري را در عمل ثابت كرده است. اين تجربه عبارت است از تجربة جنبش مقاومت ايران. زنان پيشتاز مقاومت ايران كه در يك جنبش آزاديبخش خطيرترين مسئوليتها را برعهده گرفته اند، از اسلام معتقد به برابري يعني اسلام دموكراتيك الهام گرفته‌اند.آن‌ها توانسته‌اند جنبشي را دربرابر وحشي‌ترين ديكتاتوري مذهبي دراين دوران هدايت كنند. آنهاتوانسته‌اند بر طلسم ضعيفگي زن غلبه كنند و نه تنها زنان بلكه مردان را نيز از قيد و بندهاي استثماري رها كنند. آن‌ها توانسته اند راه شكست بنيادگرايان حاكم بر ايران را باز كنند.»</blockquote>
=== اعتراف اجباری ===
آذر ۱۴۰۰ رسانه‌های نزدیک به حکومت فیلمی از اعتراف اجباری علی یونسی و امیر حسین مرادی را نشان داد که در آن در مورد نحوه ساخت بمب و خمپاره صحبت می‌کردند.  


=== طرح ده ماده ای مریم رجوی ===
پس از ۴۵۰ روز بازداشت بدون دادگاه، اولین جلسه دادگاه علی یونسی و  امیر حسین مرادی در پنجم تیر ۱۴۰۰ برگزار گردید. جلسه نهایی اما تا ۵ اردیبهشت سال بعد به طول انجامید و این دو دانشجو نخبه به اتهامات افساد فی‌الارض»، «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۶ سال زندان محکوم شدند.


مریم رجوی برای آینده‌ی ایران یک طرح ده‌ماده‌ای ارائه کرده است. ذر ماده ی پنجم از  مواد بر آزادی پوشش تأکید شده است
=== محکومیت ===
# از نظر ما آرای مردم تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.
اولین جلسه دادگاه علی یونسی و امیرحسین مرادی پس ۴۵۰ روز بازداشت در ۵ تیر ۱۴۰۰ برگزار شد و در جلسه نهایی دادگاه در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، علی یونسی و امیرحسین مرادی، که هر دو ۲۲ ساله هستند، به اتهامات «افساد فی‌الارض»، «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۶ سال زندان محکوم شدند.<ref>[https://www.radiofarda.com/a/amir-hossein-moradi-ali-younesi-prisoner-students-iran/31819896.html سایت رادیو فردا]</ref>
# ما خواهان یک نظام کثرت گرا، آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادیهای فردی احترام می‌گذاریم؛ و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قیدوشرطِ همگان به فضای مجازی تأکید داریم.
 
# ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.
=== بازداشت پدر علی یونسی ===
# مقاومت ایران از جدایی دین و دولت دفاع خواهد کرد، هرگونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب ممنوع خواهد بود.
هفتم دی ۱۴۰۱ پدر علی یونسی، میریوسف یونسی، به همراه سه همکارش بازداشت شدند که البته هر سه همکار عصر همان روز آزاد شدند. رضا یونسی همچنین عنوان کرد که ماموران اطلاعات با حمله به خانه یکی از همکاران پدرش، وی و همسرش را مقابل تلویزیون قرار داده و کانال تلویزیون مجاهدین خلق را پخش کرده و از ‌آن‌ها فیلم گرفته‌اند. 
# '''ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق سیاسی و اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی معتقدیم. هر گونه اشکال تبعیض علیه زنان ملغی خواهد شد، و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، و تحصیل و اشتغال برخوردار خواهند بود.'''
 
# ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی در ایران فردا جایی نخواهد داشت.
ماموران سپس این همکار پدرش را به دفتر کار آن‌ها که از صبح پلمب شده بوده برده و او را پشت میز کارش می‌نشانند و می‌گویند مشغول کارهای روزانه‌اش شود تا از او برای صحنه لحظه بازداشت در محل کار فیلم بگیرند. وی همچنین گفت که همه این صحنه‌های فیلمبرداری شده بخشی از فیلمی است که وزارت اطلاعات در حال تهیه است. میریوسف یونسی به همان اندازه سه همکارش، بی‌ارتباط با اتهاماتی است که وزارت اطلاعات مطرح کرده است.
# ایران فردا کشور احترام به حقوق‌بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق‌بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی ازجمله، «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.
 
# ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم؛ و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار تمام مردم ایران باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند. از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط زیست و احیاء آن خواهد بود.
رضا یونسی به پرونده پدرش در دهه ۶۰ اشاره کرد و گفت سابقه زندانی شدن به خاطر فعالیت‌های سیاسی در دهه ۶۰ و به این دلیل که پدر علی یونسی است، سوژه‌ جذابی برای سناریوی ماموران اطلاعات است.<ref name=":0" />
# سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌ای و احترام به منشور ملل متحد خواهد بود و با همه کشورها رابطه خواهیم داشت.
 
# ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاح‌های کشتار جمعی خواهد بود.<ref>[https://women.ncr-iran.org/fa/برنامه-ده-ماده-ای-ایران-فردا وبسایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران]</ref>
=== آخرین نامه علی یونسی و امیرحسین مرادی ===
<blockquote>«۲‌۲ فروردین ۹۹ روزی بود که به دنیای دیگری پرتاب شدیم. دنیای گذشته، دنیای دانشگاه و المپیاد، دنیایی جذاب و لطیف بود، که در آن روز‌ها در کنار دوستانی هم‌سن و هم‌فکر با شادی و خوشی سپری می‌شد اما دنیای جدید، دنیای سلول انفرادی و بازجویی بود، دنیایی زمخت و خشن، دنیایی که در آن دوستی وجود نداشت، هر چه بود دشمنی بود، دنیایی که در آن هم‌فکری وجود ندارد بلکه بابت آن‌چه فکر می‌کردیم تهدید به مرگ می‌شدیم، دنیایی که در آن حقوق اولیه سلب می‌شد…
 
ما در چهارمین سالگرد دستگیری‌مان تکرار می‌کنیم انتخاب ما، مقاومت کردن است هر چقدر هم که این زندان ادامه پیدا کند.
 
لحظه دستگیری، لحظه ورود به دنیایی جدید، لحظه انتخاب بود، مقاومت یا تسلیم. انتخابی میان دانشگاه و موفقیت شغلی و تحصیلی و مسیر هموار تا دانشگاه‌های برتر اروپا و آمریکا و یا زندان و سپری شدن سال‌های جوانی و از دست دادن موقعیت‌های علمی و تحصیلی.
 
اما چگونه می‌توان موقعیت تحصیلی را انتخاب کرد در حالی که هستند کودکانی که بدون آن که هرگز انتخابی کرده باشند از تحصیل محروم مانده‌اند و چگونه می‌توان به زندگی در رفاه و شغل پردرآمد فکر کرد در حالی که بسیارند کسانی که درآمدشان کفاف تهیه غذای روزانه را نمی‌دهد.
 
با نگاه به آن‌چه که مردم از دست می‌دهند، آن‌چه ما از دست می‌دادیم دیگر بزرگ نبود و غلبه بر شرایط دیگر سخت نبود. زندان بهای این انتخاب و سنگ محک آن است. به تجربه دیده‌ایم آن‌ها‌ که کم‌تر چیزی برای خود خواسته‌اند و قاطع‌تر ایستادگی را انتخاب کردند شرایط سخت‌تری را تاب آورده‌اند و این عامل اصلی تفاوت است میان آن کسانی که حتی یک ماه زندان را تحمل نمی‌‌کنند و آنها که ۱۰، ۱۵، ۲۰ و یا حتی ۲۵ سال زندان را سرزنده و مقاوم تاب آورده‌اند.
 
و ما هر روز باید این انتخاب را انجام دهیم، انتخابی با الگو گرفتن از صد‌ها هزار نفری که این مسیر را طی کرده‌اند و بر سر انتخابشان تا آخر ایستادند.
 
انتخابی که هر روز بیش از پیش دانشجویان در معرض آن قرار می‌گیرند آن ها که در حالیکه چیز‌های بیشتری برای از دست دادن دارند اما صدای بلندتری نیز دارند.
 
آن‌ها که می‌توانند اهل ماندن و پس گرفتن باشند امروز می‌توانند نه فقط همراهی‌کننده مردم در قیام‌ها بلکه شروع‌کننده آن باشند. با انتخابی برای نادیده نگرفتن کسانی که بیشتر رنج می‌کشند و کمتر صدایی دارند. انتخابی که با پرداخت هزینه آن می‌توان در کنار مردم ایستاد، می‌توان بخشی از تاریخ بود و می‌توان آغازگر حرکت‌ها بود.
 
ما در چهارمین سالگرد دستگیری‌مان تکرار می‌کنیم انتخاب ما، مقاومت کردن است هر چقدر هم که این زندان ادامه پیدا کند.
 
ایمان داریم آزادی ایران نزدیک است.»
 
امیرحسین مرادی و علی یونسی ـ فروردین ۱۴۰۳
 
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد<ref>[https://iranfreedom.net/cryofarrestees/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%82/ سایت ایران آزادی]</ref></blockquote>
 
== انعکاسات بازداشت علی یونسی ==
جمعی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی اعلام کردند که روند پرونده علی یونسی و امیرحسین مرادی طبیعی نیست.
 
آنان در این نامه به محرومیت این دو زندانی از حقوقشان در مدت یک سال بازداشت و «فشارجسمی و روحی» به آنان برای «انجام مصاحبه‌های تلویزیونی و پذیرش اتهامات» اشاره کردند.
 
در این نامه درخواست شده که از «ادامه اقدامات خلاف قانون» در این پرونده جلوگیری و پس از تعیین «میزان آسیب‌های روحی و جسمی» به  این دو دانشجو، آنان تحت درمان قرار گیرند.
 
این دانشجویان با اشاره به اعلام اتهام «افساد فی‌الارض» برای این دو نفر اعلام کردند که برای این اتهام باید «اخلال شدید در نظم عمومی کشور یا ناامنی یا ورود خسارت عمده در حد وسیع » انجام شده باشد.
 
نویسندگان این بیانیه تاکید کردند که تنها اقدام «گسترده» علی یونسی و امیرحسین مرادی در پنج سال گذشته کسب مدال در المپیادهای علمی از جمله المپیاد جهانی نجوم بوده است.<ref>[https://old.iranintl.com/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C سایت ایران اینترنشنال]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
<references />
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۷:۰۳

علی یونسی
۳ علی یونسی.JPG
زادروز۱۹ مهر ۱۳۷۹
تهران
محل زندگیایران
ملیتایرانی
تابعیتایران
تحصیلاتدانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف
شناخته‌شده برایمردم ایران
تأثیرگذارانمخالفین جمهوری اسلامی
تأثیرپذیرفتگانمردم ایران
دیناسلام
مکتبضد ولایت فقیه
والدینیوسف یونسی

علی یونسی، (زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۷۹) دانشجوی نخبه رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف،

علی یونسی پیش از بازداشت و انتقال به زندان، برنده مدال نقره المپیاد کشوری نجوم در سال ۱۳۹۵و مدال صدای المپیاد نجوم در سال ۱۳۹۶ شد وی مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک سال ۱۳۹۶ در دوازدهمین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک را نیز از آن خود کرد.[۱]

شامگاه جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ علی یونسی به همراه دوستش امیرحسین مرادی حین قدم زدن در خیابان مورد هجوم ماموران اطلاعاتی قرار می‌گیرند و با ضرب و شتم منجر به جراحت چشم در علی یونسی، بدون هیچ حکمی بازداشت می‌شوند. پدر و مادر علی یونسی نیز بازداشت شده و پس از حدود ۵ ساعت آزاد می‌شوند. [۲]

بعد‌ها شورای صنفی دانشجویان ایران نیز حرف‌های رضا یونسی را در رابطه با بازداشت علی یونسی و همچنین امیرحسین مرادی تایید و عنوان کرد مأموران لباس شخصی بدون هیچ حکمی و با ضرب و شتم این دو دانشجو را بازداشت کرده‌اند.

سرانجام در روز پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۹ رضا یونسی خبر داد که علی یونسی پس از  تحمل ۲ ماه انفرادی به بند عمومی منتقل شده و در زندان انفرادی به کرونا مبتلا شده‌ است.

علی یونسی ماه‌ها بدون حکم بازداشت و تشکیل پرونده تحت باز داشت بود و براساس اعلام خواهرش، آیدا یونسی، تا ۵ ماه پس از بازداشت پرونده علی در دست وزارت اطلاعات قرار داشته است. ۳۱ شهریور ۹۹مصطفی نیلی، وکیل علی یونسی، در توئیتر خود اعلام کرد که قرار بازداشت موقت در ۲۵ شهریور به پایان رسیده‌است و علی یونسی ۲ هفته است که بازجویی نشده است اما با این وجود خبری از آزادی نبوده است.[۳]

بازداشت علی یونسی

شرح مجتبی حسینی از زندانیان هم‌بند علی یونسی از شرایط بازداشت و شکنجه علی یونسی در مصاحبه‌ای از این قرار است.

«۱۸ تیر سال گذشته با ریختن ماموران وزارت اطلاعات به منزل شخصی‌ام بازداشت شدم. دلیل این بازداشت، نوشته‌های طنزآمیز من در توئیتر بود. در قرنطینه بند ۲۰۹ زندان اوین در اتاقی با بیست-سی نفر زندانی نگهداری می‌شدیم. ازدحام جمعیت در قرنطینه این بند طوری بود که برای خواب، به‌اصطلاح حالت کتابی مجبور بودیم، بخوابیم. پیش از ورود به قرنطینه این بند، من سه روز در سلول انفرادی همین بند بودم که بسیار سخت گذشت. با ورود به قرنطینه، پسری بسیار جوان به استقبالم آمد. وقتی پریشانی حال روحی من را دید، گفت آرام باش و از من خواست چشم‌بندم را بردارم. برایم چای آورد و به خاطر آزاری که در سلول انفرادی دیده بودم، به من دلداری داد. اسمش را پرسیدم و گفت علی یونسی هستم. از من پرسید شطرنج بازی می کنم یا نه؛ من هم پذیرفتم و حین بازی داستان بازداشت خودش را برایم تعریف کرد.

۹ روز با علی در همان قرنطینه بند ۲۰۹ اوین هم‌بند بودم. اصلا حال جسمی خوبی نداشت و کم‌کم که شکنجه‌های روحی و جسمی خودش را برایم تعریف کرد، فهمیدم به این پسر جوان در طی صد روز بازداشت تا روزی که من او را دیدم، چه گذشته است. در کل ۹ روزی که من با علی در قرنطینه بند ۲۰۹ بودم، او تنها یک تماس تلفنی چند دقیقه‌ای با خانواده خود داشت.

این تماس بعد از حدود سه هفته، بی‌خبری مطلق از خانواده برقرار شده بود. او را در این چند روز فقط یک‌بار برای بازجویی بردند.

اولین چیزی که در چهره علی یونسی خیلی روشن بود، وضعیت عفونت چشم او بود. وضعیت چشم علی طوری بود که هر کس از چند متری او را می دید، متوجه وخامت اوضاع چشم او می‌شد.

چشم علی بسیار کبود شده بود و عفونت داشت. از چشمان علی همیشه خونابه بیرون می‌آمد و تنها درمانی که مسئولان زندان برای او داشتند، روزی چند قرص آنتی‌بیوتیک بود.

خود علی می‌گفت این جراحت به لحظه بازداشت او به همراه امیرحسین مرادی در خیابان برمی‌گشت. این دو دوست در خیابان در حال قدم زدن بودند، که یک‌باره ماموران وزارت اطلاعات با خشونت وحشتناکی به آن‌ها حمله کرده و شروع به ضرب‌وشتم این دو دانشجو می‌کنند.

ضرب‌وشتم علی به حدی بود که تا صد روز بعد از بازداشت که من او را در قرنطینه بند ۲۰۹ زندان اوین دیدم، هنوز چشم او به شدت متورم و عفونی بود. بعد از بازداشت در خیابان، ماموران علی را به منزل پدری خود برده بسیاری از وسایل منزل را با خود برده بودند که تا آن روز یعنی صد روز بعد از بازداشت، همچنان کارت ملی مادر علی را به او تحویل نداده بودند. علی می‌گفت جدا از یادداشت‌ها، لپ‌تاپ و بسیاری دیگر از لوازم شخصی و حتی مدارک شناسایی پدر و مادر، ماموران حتی دستگاه پرینتر خانه را هم ضبط کردند.

ظاهرا ماموران تازه در منزل پدری علی، وقتی در حال جستجوی وسایل او بودند، متوجه مدال‌های طلای جهانی المپياد و نقره کشوری او شدند. علی می‌گفت وقتی بازجوها در خانه مدال‌های من را دیدند، با تعجب پرسیدند این‌ها چیست؟ وقتی گفتم من برنده مدال طلای جهانی المپیک نجوم و نقره کشوری نجوم هستم، به شدت تعجب کردند.

حتی می‌گفت برخورد ماموران بعد از دیدن مدال نسبت به قبل که فقط توهین و خشونت بود، کمی محترمانه‌تر شد.

بعد از تفتیش منزل پدری علی یونسی، به منزل امیرحسین مرادی هم رفتند....

علی شصت روز را در سلول انفرادی کوچک با یک لامپ بزرگ همیشه روشن و همچنین شوفاژی که در گرمای تیرماه ۲۴ ساعته روشن بود، گذرانده بود. برای من که مدتی بسیار کوتاه‌تر را در انفرادی گذرانده بودم، واقعا وحشتناک بود که پسری تقریبا ده سال کوچک‌تر از من، با آن عفونت چشم و اتهامات سنگین، شصت روز را در سلول انفرادی گذرانده است.

تنها یکی از نمونه‌های شکنجه روانی که علی یونسی برای من تعریف کرد، این بود که یک شب، از سلول کناری خودش، صدای شکنجه و فریادهای وحشتناکی می‌آمد. می‌گفت این صدا تا چند ساعت ادامه داشت و به شدت وحشت کرده بود. لابه‌لای فریادها، یک صدایی گفت وقتی کار این زندانی تمام شد، سراغ سلول کناری که خود علی در آن بود، بروند.

علی از شدت صداهای وحشتناک داد و فریادهای فرد شکنجه شده تا صبح نخوابیده بود. می‌گفت هنوز هم نمی‌دانم که این صداها، از یک نوار ضبط شده می‌آمد و یا واقعا در حال شکنجه زندانی سلول کنار او بودند. زندانی سلول کنار علی یونسی، امیرحسین مرادی بود.

در مورد محتوای بازجویی چیزی که به طور کلی یادم هست، ظاهرا بحث اجبار کردن علی به پذیرش حمل مواد محترقه بود. بازجو به شدت او را برای قبول این اتهام تحت فشار گذاشته بود. علی می‌گفت، بازجو بارها تهدید کرده بود که اگر اتهام خود را نپذیرد، همان‌جا (زندان اوین) او را اعدام خواهد کرد.

بازجو به علی گفته بود؛ اگر همکاری نکنی، دیگر نمی‌توانی پدر و مادر خود را ببینی. علی را تهدید کرده بودند که در صورت اعتراف نکردن، پدر و مادر او را هم بازداشت خواهند کرد. در مقابل، تلاش می‌کردند با دادن برخی وعده‌ها مثل این که اگر اعتراف کند، به زودی آزاد خواهد شد و یا مثلا می‌تواند درس خود را ادامه دهد، علی را وادار به اعتراف کنند. علی هم که به شدت از تهدیدها خسته شده بود، به بازجو گفته بود همین الان من را اعدام کنید، دیگر خسته شده‌ام. اصلا امام حسین را هم من کشته‌ام. البته بازجویی بیشتر در روزهای حبس علی در سلول انفرادی بود.

یک روز صبح در همان قرنطینه بند ۲۰۹ وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم علی آن‌جا نیست. عصر وقتی برگشت به شدت آشفته و عصبانی بود. از او پرسیدم چه شده که گفت، من را بردند در جلسه با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی دانشگاه شریف که جلو آن‌ها اعتراف کنیم.

ظاهرا تصاویر مبهمی از حمله به یک ساختمان را در این جلسه پخش کرده و مدعی شده بودند، حمله‌کننده علی یونسی و امیرحسین مرادی بودند. علی آن‌جا هم هرگونه دست داشتن در این موضوع را شدیدا رد کرده و گفته که اصلا مشخص نیست، فردی که در این صحنه است کیست. بازجویان در این جلسه به علی گفتند چرا به دروغ مدعی شدی کرونا داری؟

علی هم گفته بود که شما در زندان از ما تست نمی‌گیرید که ما مطمئن شویم به کرونا مبتلا هستیم یا نه. من علائمی مثل سردرد، سرفه و بدن درد داشتم که این‌ها همه علائم کرونا هستند.

در این جلسه همچنین ماموران در مورد صدای شکنجه‌ای که علی از سلول کناری خود شنیده بود، پرسیدند. او را متهم به دروغ‌گویی کردند که علی هم گفته من آن شب صدای شکنجه شنیدم و تا صبح وحشت کرده بودم. این که شما صدای نوار برای آزار من پخش کردید یا واقعا در آن سلول در حال شکنجه کسی بودید، من خبر ندارم. خود علی بارها به من در سلول گفته بود، ماموران نه‌تنها مواد محترقه که هیچ چیز مشکوکی از ما پیدا نکرده بودند و این اتهام کاملا بی‌پایه بود. حتی وقتی بقیه هم سلولی‌ها به او پیشنهاد می‌دادند، برای رها شدن از فشار بازجویان اتهام خود را بپذیرد، علی با عصبانیت می‌گفت؛ چرا باید یک اتهام کاملا دروغ را بپذیرم؟ پذیرش این اتهام به معنای پذیرش حکم اعدام با امضای خود من است.

بله، علی یک روز که چند نفر در سلول به او اصرار کردند، اتهام خود را بپذیرد و راحت شود؛ به ناراحتی به من گفت كه در سلول انفرادی تحت فشارهای بسيار بودم كه مجبور به اعتراف اجباری تلویزیونی که در حال طبیعی نبودم، گرفتند.

گفت به من وعده داده بودند در صورت نشستن مقابل دوربین صداوسیما، او را آزاد خواهند کرد. آن‌طور که خودش تعریف کرد؛ یک روز صبح ماموران آمدند، علی را از سلول انفرادی به سالنی در همان بند ۲۰۹ برده و لباس شخصی او را برای گرفتن اعتراف تلویزیونی تنش کردند.

می‌گفت ماموران بارها برای ادا کردن یک جمله با لحن دلخواه خود، ضبط را قطع کرده و دوباره از او می‌خواستند با لحن دیگری جمله را بگوید. ضبط این تصاویر از صبح تا شب طول کشیده بود.

همان روزها، بحث حکم اعدام سه معترض آبان ماه ۱۳۹۸ داغ شده بود و اخبار ۲۰:۳۰ چندبار اعترافات اجباری این زندانیان را پخش می‌کرد. علی هر روز از تلویزیون بند این برنامه را نگاه می‌کرد و نگران بود که اعتراف اجباری او هم پخش شود.

اعتراف اجباری علی یونسی تا امروز از صداوسیما پخش نشده و ظاهرا او آن‌چه را که ماموران توقع داشتند، جلو دوربین و بعد از آن همه فشار نگفته است.

بعد از ضبط همین اعترافات اجباری بود که علی یونسی مقاومت خیلی بیشتری در مورد اتهامات وارده از خود نشان داد. ماموران وعده داده بودند که در صورت اعتراف تلویزیونی، اجازه دسترسی علی به وکیل انتخابی و ملاقات با خانواده را می‌دهند. در حالی که بعد از آن فشارها بر او بیشتر هم شد.

بله گفت در همان روزهایی که در سلول انفرادی بوده، ماموران به بهانه دیدار با سفیر سوئد او را به مکان دیگری بردند. برادر علی ساکن سوئد است و به علی گفته بودند اگر با برادر خود حرفی دارد، می‌تواند از طریق سفیر سوئد به او انتقال دهد؛ ولی وقتی با او روبه‌رو شده، فهمیده مامور وزارت اطلاعات است و برای گرفتن اعتراف، کت و شلوار و کراوات پوشیده و خود را سفیر سوئد در تهران جا می‌زند.»[۴]


اتهامات علی یونسی

به نقل از خبرگزاری حکومتی مهر، غلامحسین اسماعیلی، سخنگو وقت قوه قضائیه جمهوری اسلامی، به شکل غیر مستقیم به پرونده علی یونسی و امیرحسین مرادی اشاره کرد و اعلام کرد که آن‌ها با سازمان مجاهدین خلق و ضد انقلاب در ارتباط بوده‌اند. وی همچنین بازداشت بدون حکم دو دانشجوی نخبه را رد کرد و اعلام کرد که آن‌ها توسط سربازان گمنام اما زمان بازداشت شده‌اند.

اعتراف اجباری

آذر ۱۴۰۰ رسانه‌های نزدیک به حکومت فیلمی از اعتراف اجباری علی یونسی و امیر حسین مرادی را نشان داد که در آن در مورد نحوه ساخت بمب و خمپاره صحبت می‌کردند.

پس از ۴۵۰ روز بازداشت بدون دادگاه، اولین جلسه دادگاه علی یونسی و  امیر حسین مرادی در پنجم تیر ۱۴۰۰ برگزار گردید. جلسه نهایی اما تا ۵ اردیبهشت سال بعد به طول انجامید و این دو دانشجو نخبه به اتهامات افساد فی‌الارض»، «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۶ سال زندان محکوم شدند.

محکومیت

اولین جلسه دادگاه علی یونسی و امیرحسین مرادی پس ۴۵۰ روز بازداشت در ۵ تیر ۱۴۰۰ برگزار شد و در جلسه نهایی دادگاه در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، علی یونسی و امیرحسین مرادی، که هر دو ۲۲ ساله هستند، به اتهامات «افساد فی‌الارض»، «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۶ سال زندان محکوم شدند.[۵]

بازداشت پدر علی یونسی

هفتم دی ۱۴۰۱ پدر علی یونسی، میریوسف یونسی، به همراه سه همکارش بازداشت شدند که البته هر سه همکار عصر همان روز آزاد شدند. رضا یونسی همچنین عنوان کرد که ماموران اطلاعات با حمله به خانه یکی از همکاران پدرش، وی و همسرش را مقابل تلویزیون قرار داده و کانال تلویزیون مجاهدین خلق را پخش کرده و از ‌آن‌ها فیلم گرفته‌اند. 

ماموران سپس این همکار پدرش را به دفتر کار آن‌ها که از صبح پلمب شده بوده برده و او را پشت میز کارش می‌نشانند و می‌گویند مشغول کارهای روزانه‌اش شود تا از او برای صحنه لحظه بازداشت در محل کار فیلم بگیرند. وی همچنین گفت که همه این صحنه‌های فیلمبرداری شده بخشی از فیلمی است که وزارت اطلاعات در حال تهیه است. میریوسف یونسی به همان اندازه سه همکارش، بی‌ارتباط با اتهاماتی است که وزارت اطلاعات مطرح کرده است.

رضا یونسی به پرونده پدرش در دهه ۶۰ اشاره کرد و گفت سابقه زندانی شدن به خاطر فعالیت‌های سیاسی در دهه ۶۰ و به این دلیل که پدر علی یونسی است، سوژه‌ جذابی برای سناریوی ماموران اطلاعات است.[۲]

آخرین نامه علی یونسی و امیرحسین مرادی

«۲‌۲ فروردین ۹۹ روزی بود که به دنیای دیگری پرتاب شدیم. دنیای گذشته، دنیای دانشگاه و المپیاد، دنیایی جذاب و لطیف بود، که در آن روز‌ها در کنار دوستانی هم‌سن و هم‌فکر با شادی و خوشی سپری می‌شد اما دنیای جدید، دنیای سلول انفرادی و بازجویی بود، دنیایی زمخت و خشن، دنیایی که در آن دوستی وجود نداشت، هر چه بود دشمنی بود، دنیایی که در آن هم‌فکری وجود ندارد بلکه بابت آن‌چه فکر می‌کردیم تهدید به مرگ می‌شدیم، دنیایی که در آن حقوق اولیه سلب می‌شد…

ما در چهارمین سالگرد دستگیری‌مان تکرار می‌کنیم انتخاب ما، مقاومت کردن است هر چقدر هم که این زندان ادامه پیدا کند.

لحظه دستگیری، لحظه ورود به دنیایی جدید، لحظه انتخاب بود، مقاومت یا تسلیم. انتخابی میان دانشگاه و موفقیت شغلی و تحصیلی و مسیر هموار تا دانشگاه‌های برتر اروپا و آمریکا و یا زندان و سپری شدن سال‌های جوانی و از دست دادن موقعیت‌های علمی و تحصیلی.

اما چگونه می‌توان موقعیت تحصیلی را انتخاب کرد در حالی که هستند کودکانی که بدون آن که هرگز انتخابی کرده باشند از تحصیل محروم مانده‌اند و چگونه می‌توان به زندگی در رفاه و شغل پردرآمد فکر کرد در حالی که بسیارند کسانی که درآمدشان کفاف تهیه غذای روزانه را نمی‌دهد.

با نگاه به آن‌چه که مردم از دست می‌دهند، آن‌چه ما از دست می‌دادیم دیگر بزرگ نبود و غلبه بر شرایط دیگر سخت نبود. زندان بهای این انتخاب و سنگ محک آن است. به تجربه دیده‌ایم آن‌ها‌ که کم‌تر چیزی برای خود خواسته‌اند و قاطع‌تر ایستادگی را انتخاب کردند شرایط سخت‌تری را تاب آورده‌اند و این عامل اصلی تفاوت است میان آن کسانی که حتی یک ماه زندان را تحمل نمی‌‌کنند و آنها که ۱۰، ۱۵، ۲۰ و یا حتی ۲۵ سال زندان را سرزنده و مقاوم تاب آورده‌اند.

و ما هر روز باید این انتخاب را انجام دهیم، انتخابی با الگو گرفتن از صد‌ها هزار نفری که این مسیر را طی کرده‌اند و بر سر انتخابشان تا آخر ایستادند.

انتخابی که هر روز بیش از پیش دانشجویان در معرض آن قرار می‌گیرند آن ها که در حالیکه چیز‌های بیشتری برای از دست دادن دارند اما صدای بلندتری نیز دارند.

آن‌ها که می‌توانند اهل ماندن و پس گرفتن باشند امروز می‌توانند نه فقط همراهی‌کننده مردم در قیام‌ها بلکه شروع‌کننده آن باشند. با انتخابی برای نادیده نگرفتن کسانی که بیشتر رنج می‌کشند و کمتر صدایی دارند. انتخابی که با پرداخت هزینه آن می‌توان در کنار مردم ایستاد، می‌توان بخشی از تاریخ بود و می‌توان آغازگر حرکت‌ها بود.

ما در چهارمین سالگرد دستگیری‌مان تکرار می‌کنیم انتخاب ما، مقاومت کردن است هر چقدر هم که این زندان ادامه پیدا کند.

ایمان داریم آزادی ایران نزدیک است.»

امیرحسین مرادی و علی یونسی ـ فروردین ۱۴۰۳

  1. زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد[۶]

انعکاسات بازداشت علی یونسی

جمعی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی اعلام کردند که روند پرونده علی یونسی و امیرحسین مرادی طبیعی نیست.

آنان در این نامه به محرومیت این دو زندانی از حقوقشان در مدت یک سال بازداشت و «فشارجسمی و روحی» به آنان برای «انجام مصاحبه‌های تلویزیونی و پذیرش اتهامات» اشاره کردند.

در این نامه درخواست شده که از «ادامه اقدامات خلاف قانون» در این پرونده جلوگیری و پس از تعیین «میزان آسیب‌های روحی و جسمی» به  این دو دانشجو، آنان تحت درمان قرار گیرند.

این دانشجویان با اشاره به اعلام اتهام «افساد فی‌الارض» برای این دو نفر اعلام کردند که برای این اتهام باید «اخلال شدید در نظم عمومی کشور یا ناامنی یا ورود خسارت عمده در حد وسیع » انجام شده باشد.

نویسندگان این بیانیه تاکید کردند که تنها اقدام «گسترده» علی یونسی و امیرحسین مرادی در پنج سال گذشته کسب مدال در المپیادهای علمی از جمله المپیاد جهانی نجوم بوده است.[۷]

منابع