محمد حیاتی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۵۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۰ اوت ۲۰۱۹
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱۱: خط ۱۱:
| حزب سیاسی        = سازمان مجاهدین خلق ایران-شورای ملی مقاومت ایران
| حزب سیاسی        = سازمان مجاهدین خلق ایران-شورای ملی مقاومت ایران
| سمت              = از مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران( مسئولیت روابط سیاسی،روابط خارجی، پشتیبانی و آموزش)-از اعضای شورای ملی مقاومت ایران
| سمت              = از مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران( مسئولیت روابط سیاسی،روابط خارجی، پشتیبانی و آموزش)-از اعضای شورای ملی مقاومت ایران
| پست‌های قبلی      = دبیر مدرسه علوی
| فعالیت‌ها        = عضویت در سازمان مجاهدین خلق از سال۱۳۴۶ تا کنون
| فعالیت‌ها        = تکثیر و نشر اطلاعیه در دوران دیکتاتوری شاه-عضویت در سازمان مجاهدین خلق از سال۱۳۴۶تا کنون-نماینده سازمان در انجمن حجتیه-عضو گروه بازار سازمان مجاهدین
}}
}}
محمد حیاتی (سیاوش) یکی از مسؤلان [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]] است. وی در ۱۶ فروردین ۱۳۲۷ در یک خانوادهٔ مذهبی در تهران به دنیا آمد. دوران کودکی را در تهران سپری کرد. در سال ۱۳۴۴ در آزمون ورودی دانشگاه تهران شرکت کرد و در رشتهٔ ریاضیات به ادامهٔ تحصیل پرداخت. محمد حیاتی فعالیتهای سیاسی خود را از سال ۱۳۴۱ با پخش اعلامیه و شرکت در محافل مختلف اجتماعی و مذهبی شروع کرد. او در سال ۱۳۴۵ با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] آشنا شد و توسط [[موسی خیابانی]]، عضوگیری شد در سال ۱۳۴۶ به عضویت [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] درآمد. وی از آن به بعد خود را به طور حرفه‌ای، وقف مبارزه کرد. محمد حیاتی در سال ۱۳۵۰به خاطر فعالیتهایش در [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] توسط [[ساواک]] دستگیر و به۶ سال زندان محکوم شد. او در سال ۱۳۵۶ از زندان آزاد شد و فعالیتهای مخفی خود را ادامه داد. بعد از [[۳۰ خرداد ۱۳۶۰]] و شروع مقاومت مسلحانه، در مرداد ۱۳۶۱ از کشور خارج شد و در سال ۱۳۶۲ به قرارگاه‌های [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان]] در نوار مرزی ایران ـ عراق رفت. محمد حیاتی طی حضورش در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]]، اگر چه که در موضع مسؤلیتهای زیادی همچون پشتیبانی و روابط بوده‌است ولی اصلی‌ترین مسؤلیت وی آموزش کادرها و امورتشکیلاتی بود.
محمد حیاتی (سیاوش) یکی از مسؤلان [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]] است. وی در ۱۶ فروردین ۱۳۲۷ در یک خانوادهٔ مذهبی در تهران به دنیا آمد. دوران کودکی را در تهران سپری کرد. در سال ۱۳۴۴ در آزمون ورودی دانشگاه تهران شرکت کرد و در رشتهٔ ریاضیات به ادامهٔ تحصیل پرداخت. محمد حیاتی فعالیتهای سیاسی خود را از سال ۱۳۴۱ با پخش اعلامیه و شرکت در محافل مختلف اجتماعی و مذهبی شروع کرد. او در سال ۱۳۴۵ با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] آشنا شد و توسط [[موسی خیابانی]]، عضوگیری شد در سال ۱۳۴۶ به عضویت [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] درآمد. وی از آن به بعد خود را به طور حرفه‌ای، وقف مبارزه کرد. محمد حیاتی در سال ۱۳۵۰به خاطر فعالیتهایش در [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] توسط [[ساواک]] دستگیر و به۶ سال زندان محکوم شد. او در سال ۱۳۵۶ از زندان آزاد شد و فعالیتهای مخفی خود را ادامه داد. بعد از [[۳۰ خرداد ۱۳۶۰]] و شروع مقاومت مسلحانه، در مرداد ۱۳۶۱ از کشور خارج شد و در سال ۱۳۶۲ به قرارگاه‌های [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان]] در نوار مرزی ایران ـ عراق رفت. محمد حیاتی طی حضورش در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]]، اگر چه که در موضع مسؤلیتهای زیادی همچون پشتیبانی و روابط بوده‌است ولی اصلی‌ترین مسؤلیت وی آموزش کادرها و امورتشکیلاتی بود.
خط ۶۷: خط ۶۶:
''در اولین نشست و اولین برخوردم، [[محمد حنیف‌نژاد|حنیف کبیر]] همهٔ زندگی‌ام را تغییر داد. او تلاشهایم را سمت و سو داد. درست است که وارد سازمان شده بودم و عضو شده بودم، اما هنوز تمایلاتی به انجمن‌ها و جلساتی که قبل از ورودم به سازمان در آنها شرکت می‌کردم را داشتم. راستش دل نکنده بودم. چیزی که من در حنیف دیدم و از آموزشهای او یادگرفتم، آنچنان عطشم را برای خدمت به خلق سیراب می‌کرد که دیگر هیچ انجمن، گروه، جلسات از هرنوع نمی‌توانست ذهنم را بگیرد. درحالیکه قبل از این نشست هنوز دل در گروِ آنها داشتم.''
''در اولین نشست و اولین برخوردم، [[محمد حنیف‌نژاد|حنیف کبیر]] همهٔ زندگی‌ام را تغییر داد. او تلاشهایم را سمت و سو داد. درست است که وارد سازمان شده بودم و عضو شده بودم، اما هنوز تمایلاتی به انجمن‌ها و جلساتی که قبل از ورودم به سازمان در آنها شرکت می‌کردم را داشتم. راستش دل نکنده بودم. چیزی که من در حنیف دیدم و از آموزشهای او یادگرفتم، آنچنان عطشم را برای خدمت به خلق سیراب می‌کرد که دیگر هیچ انجمن، گروه، جلسات از هرنوع نمی‌توانست ذهنم را بگیرد. درحالیکه قبل از این نشست هنوز دل در گروِ آنها داشتم.''


''من سرقرار با اورفتم و به اتفاق هم به خانه آمدیم. سه نفر بودیم. چنان راحت و صمیمی برخورد کرد که ما انتظارش را نداشتیم گویی سالها است همدیگر را می‌شناسیم. مناسبات او بسیار صمیمی و گرم بود. محمد حنیف آموزشهایش را با ما شروع کرد. خاطرم هست که اولین آموزش او، جایگاه انسان در هستی بود. محمد حنیف نژار با تسلطی که در بحثهای تکامل و ایدئولوژی داشت، هرم تکامل هستی را از ابراولیه و مدارهای پدیده‌های مکانیکی، مدار بعدی پدیده‌های شیمیایی و مدار بالاتر یعنی پیدایش پدیده‌های شیمی آلی را توضبح داد. او با استفاده از قوانین تکامل، پیدایش پدیده‌ها، خلقت جهان و انسان را برایم تشریح کرد و اینکه چگونه انسان در این مارپیچ تکامل در نوک پیکان هستی قرار گرفت. از این نقطه به بعد است که تکامل بیولوژیک در خلقت به اوج خود می‌رسد و به تکامل اجتماعی می‌رسیم.''
''من سرقرار با اورفتم و به اتفاق هم به خانه آمدیم. سه نفر بودیم. چنان راحت و صمیمی برخورد کرد که ما انتظارش را نداشتیم گویی سالها است همدیگر را می‌شناسیم. مناسبات او بسیار صمیمی و گرم بود. محمد حنیف آموزشهایش را با ما شروع کرد. خاطرم هست که اولین آموزش او، جایگاه انسان در هستی بود. محمد حنیف نژاد با تسلطی که در بحثهای تکامل و ایدئولوژی داشت، هرم تکامل هستی را از ابراولیه و مدارهای پدیده‌های مکانیکی، مدار بعدی پدیده‌های شیمیایی و مدار بالاتر یعنی پیدایش پدیده‌های شیمی آلی را توضبح داد. او با استفاده از قوانین تکامل، پیدایش پدیده‌ها، خلقت جهان و انسان را برایم تشریح کرد و اینکه چگونه انسان در این مارپیچ تکامل در نوک پیکان هستی قرار گرفت. از این نقطه به بعد است که تکامل بیولوژیک در خلقت به اوج خود می‌رسد و به تکامل اجتماعی می‌رسیم.''
[[پرونده:محمد حیاتی در اعتصاب غذا.JPG|جایگزین=محمد حیاتی در اعتصاب غذا|بندانگشتی|'''[null محمد حیاتی در اعتصاب غذا]''']]
[[پرونده:محمد حیاتی در اعتصاب غذا.JPG|جایگزین=محمد حیاتی در اعتصاب غذا|بندانگشتی|'''[null محمد حیاتی در اعتصاب غذا]''']]
محمد حیاتی که در فعالیتهای سیاسی و مذهبی جنبشها و گروه‌های آن دوران شرکت فعال داشت، با مقایسهٔ شخصیتهای برجستهٔ مذهبی و سیاسی آن دوران مانند، [[دکتر شریعتی]]، [[محمد تقی جعفری]]، [[بازرگان]] و … با [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]] می‌گوید: [[محمد حنیف‌نژاد|محمد آقا]] از هر لحاظ قابل قیاس با شخصیتهای نامبرده نبود. او ادامه داد:
محمد حیاتی که در فعالیتهای سیاسی و مذهبی جنبشها و گروه‌های آن دوران شرکت فعال داشت، با مقایسهٔ شخصیتهای برجستهٔ مذهبی و سیاسی آن دوران مانند، [[دکتر شریعتی]]، [[محمد تقی جعفری]]، [[بازرگان]] و … با [[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]] می‌گوید: [[محمد حنیف‌نژاد|محمد آقا]] از هر لحاظ قابل قیاس با شخصیتهای نامبرده نبود. او ادامه داد:
خط ۸۳: خط ۸۲:
محمد حیاتی در این مورد می‌گوید:
محمد حیاتی در این مورد می‌گوید:
[[پرونده:از راست مسعود رجوی - محمد حیاتی - مریم رجوی.jpg|جایگزین=از راست مسعود رجوی - محمد حیاتی - مریم رجوی|بندانگشتی|از راست مسعود رجوی - محمد حیاتی - مریم رجوی]]
[[پرونده:از راست مسعود رجوی - محمد حیاتی - مریم رجوی.jpg|جایگزین=از راست مسعود رجوی - محمد حیاتی - مریم رجوی|بندانگشتی|از راست مسعود رجوی - محمد حیاتی - مریم رجوی]]
«''وقتی که [[مسعود رجوی|مسعود]] شنید من می‌خواهم آزاد شوم خیلی خوشحال شد. او به بهانه‌ای از سربازجو خواست که به بند ۲ که من در آنجا بودم من بیاید. سپس او از بند ۳ زندان اوین به بند ۲ جایی که من بودم آمد. از آن به بعد برایم کلاسهای فشرده‌ای گذاشت و تمام مباحث ایدئولوژیکی و آموزشهای سازمان و از جمله بیانیهٔ ۱۲ ماده‌ای بعد از ضریه جریان [[اپورتونیستی چپ نما]] را به من آموزش داد. در حقیقت او من را مسئول کرد که این آموزشها و بیانیه را به بیرون زندان منتقل کنم. مسؤلیت بزرگی بر دوش من گذاشته بود. من در بیرون از زندان باید با همین ۱۲ ماده‌ای شروع به آموزش و تصحیح مواضع اعضای سازمان می‌کردم. بعد از ضربهٔ اپورتونیستها چیزی از سازمان نمانده بود. کادرهای مرکزیت شهید شده بودند، بقیهٔ اعضای سازمان هم در زندان بودند. مهمتر اینکه اعتماد مردم به سازمان بر اثر همین ضربه که موجودیت آرمانی و ایدئولوژیکی سازمان را نشانه گرفته بود از بین رفته بود.» برایم مشخص بود که چه مسؤولیت سنگینی بر دوشم گذاشته شد. این بود که من بعد از آزادی از زندان با بیانیهٔ ۱۲ ماده‌ای که [[مسعود رجوی|مسعود]] تدوین کرده بود سازمان را در بیرون زندان آموزش داده به مواضع صحیح که همان موضع [[مسعود رجوی|مسعود]] بود راهمایی کردم.. این آموزشها و پیامهای [[مسعود رجوی|مسعود]] از داخل زندان توسط خانوادها نقش بسیار زیادی در راهپیمایی و تظاهراتهای سالهای آخر شاه داشت بطوری که پلاکاردهای شهدای سازمان و آرم سازمان به میان مردم رفت. مردم در شعارهایشان آزادی زندانیان سیاسی را خواستار شدند. یادم هست که در یکی از این پلاکاردها نوشته شده بود که: مجاهدین واقعی هنوز در زندان هستند: [[مسعود رجوی]]، [[موسی خیابانی]] و …''
«''وقتی که [[مسعود رجوی|مسعود]] شنید من می‌خواهم آزاد شوم خیلی خوشحال شد. او به بهانه‌ای از سربازجو خواست که به بند ۲ که من در آنجا بودم بیاید. سپس او از بند ۳ زندان اوین به بند ۲ جایی که من بودم آمد. از آن به بعد برایم کلاسهای فشرده‌ای گذاشت و تمام مباحث ایدئولوژیکی و آموزشهای سازمان و از جمله بیانیهٔ ۱۲ ماده‌ای بعد از ضریه جریان [[اپورتونیستی چپ نما]] را به من آموزش داد. در حقیقت او من را مسئول کرد که این آموزشها و بیانیه را به بیرون زندان منتقل کنم. مسؤلیت بزرگی بر دوش من گذاشته بود. من در بیرون از زندان باید با همین ۱۲ ماده‌ای شروع به آموزش و تصحیح مواضع اعضای سازمان می‌کردم. بعد از ضربهٔ اپورتونیستها چیزی از سازمان نمانده بود. کادرهای مرکزیت شهید شده بودند، بقیهٔ اعضای سازمان هم در زندان بودند. مهمتر اینکه اعتماد مردم به سازمان بر اثر همین ضربه که موجودیت آرمانی و ایدئولوژیکی سازمان را نشانه گرفته بود از بین رفته بود.» برایم مشخص بود که چه مسؤولیت سنگینی بر دوشم گذاشته شد. این بود که من بعد از آزادی از زندان با بیانیهٔ ۱۲ ماده‌ای که [[مسعود رجوی|مسعود]] تدوین کرده بود سازمان را در بیرون زندان آموزش داده به مواضع صحیح که همان موضع [[مسعود رجوی|مسعود]] بود راهمایی کردم.. این آموزشها و پیامهای [[مسعود رجوی|مسعود]] از داخل زندان توسط خانوادها نقش بسیار زیادی در راهپیمایی و تظاهراتهای سالهای آخر شاه داشت بطوری که پلاکاردهای شهدای سازمان و آرم سازمان به میان مردم رفت. مردم در شعارهایشان آزادی زندانیان سیاسی را خواستار شدند. یادم هست که در یکی از این پلاکاردها نوشته شده بود که: مجاهدین واقعی هنوز در زندان هستند: [[مسعود رجوی]]، [[موسی خیابانی]] و …''


== فعالیتهای محمد حیاتی بعد از انقلاب ضد سلطنتی ==
== فعالیتهای محمد حیاتی بعد از انقلاب ضد سلطنتی ==
۸٬۷۴۷

ویرایش