اپوزیسیون

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اپوزیسیون چیست؟
اپوزیسیون چیست؟

اپوزیسیون، (فرانسه: Opposition) به سازمان‌ها یا گروه‌هایی گفته می‌شود که مخالف تمامیت نظام حاکم یا سیاست‌های آن هستند و برای اصلاح یا تغییر حاکمیت مبارزه می‌کنند.

اپوزیسیون در‌ کشورهای دموکراتیک به حزب یا گروهی گفته می‌شود که در مقابل جریان حاکم قرار دارد و با آن مخالف است. در این کشورها اپوزیسیون، فعالیت‌های خود را به‌طور قانونی دنبال می‌کند تا بتواند در انتخابات به اکثریت آرا دست پیدا کند. به این ترتیب همه‌ی جریانات اپوزیسیون‌، مخالف اساس حکومت و خواهان سرنگونی نیستند، هر چند در ادبیات عمومی این واژه اغلب به جریانات برانداز یا سرنگون کننده اطلاق می‌شود.

در حکومت‌های دیکتاتوری و غیر دمکراتیک، اپوزیسیون، گروه یا سازمانی است که در صدد براندازی و سرنگونی نظام حاکم است. اپوزیسیون در دانش سیاسی دارای ویژگی‌هایی است. در صورتی که جریانی فاقد این ویژگی‌ها باشد نمی‌توان آن‌را اپوزیسیون نامید. اپوزیسیون به جریانی گفته می‌شود که دارای رهبری مشخص، برنامه‌های سیاسی و توان بسیج نیرویی است. یک نیروی اپوزیسیون در جریان رشد خود می‌تواند به جایگاه آلترناتیو دست یابد. تنها در این صورت است که یک جریان سیاسی قادر خواهد بود حرکت‌های اجتماعی را به سمت اهداف معین شده هدایت کند.

آلترناتیو، اپوزیسیونی رشدیافته است که علیه یک نظام دیکتاتوری و برای جایگزینی آن مبارزه می‌کند. آلترناتیو مابعد اپوزیسیون است. یک اپوزیسیون در مراحل تکامل خود می‌تواند خود را به عنوان آلترناتیو معرفی کند و صلاحیت خود را به اثبات برساند.

یک آلترناتیو دارای رهبری، قدرت سازماندهی، برنامه‌‌های مدون و ارائه شده، استراتژی مشخص و مرحله‌بندی شده برای سرنگونی و نیروی فداکار و آماده برای محقق کردن آن است. این درحالی است که اپوزیسیون همه این شرایط را دارا نیست و صرفا جریانی مخالف به شمار می‌رود. هنگامی که یک حکومت به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بن‌بست می‌رسد و از قهر و خشونت برای مهار جامعه استفاده می‌کند، سخن گفتن از آلترناتیو موضوعیت پیدا می‌کند.

آلترناتیو نیروی اصلی برانداز به شمار می‌رود. از سویی آلترناتیو در جریان مبارزه‌یی پیگیرانه با نظام حاکم ساخته می‌شود و به بلوغ می‌رسد.

به این ترتیب در اغلب موارد به‌وجود آمدن یک آلترناتیو خلق الساعه نیست و نمی‌تواند به سرعت ایجاد و خلق شود. آلترناتیو و اپوزیسیون برانداز، با تلاش و مبارزه‌ی پیگیر و مستمر خود، نظام حاکم را به سمت فروپاشی، شقه و سرانجام سرنگونی سوق می‌دهد.[۱][۲][۳][۴].

ویژگی‌های اپوزیسیون

یک اپوزیسیون به ویژه زمانی که به سطح یک آلترناتیو بالغ شود باید ویژگی‌های مشخصی داشته باشد. برخی از این ویژگی‌ها چنین تعریف می‌شوند:

  1. ساختار سازمانیِ استوار و توانمندی‌های سازمانی پایدار، هم در داخل کشور و هم در خارج از آن، این ویژگی یک اپوزیسیون را  قادر می‌سازد که به عنوان موتوری برای تغییر عمل کند.
  2. رهبری خبره و ذیصلاح که قادر به برخورد با حاکمیت (در ایران استبداد مذهبی)، متحد کردن مردم و متمرکز کردن آن‌ها بر تغییر رژیم است.
  3. یک برنامه صریح که نشان دهنده آرمان‌های مردم است و با معیارهای بین المللی انطباق دارد و با دیکتاتوری‌های پیشین متفاوت است.
  4. تحت پوشش قرار دادن گرایش‌های گوناگون سیاسی و ترویج حقوق قومیت‌های مختلف و اقلیت‌های مذهبی و برخوردار از حمایت طیف‌های مختلف در داخل و خارج کشور.
  5. تمایل به تحمل سختی و ریسک  برای رسیدن به هدف آزادسازی و توان پرداخت هزینه و سابقه‌یی که این ویژگی را در او اثبات می‌کند.
  6. اثربخشی در تضعیف اقدامات و موقعیت های دیکتاتور و توانایی حمایت از مبارزات ضددولتی پیچیده مانند افشای فعالیت‌های سرکوب‌گرانه، سایت‌های نظامی یا هسته‌ای، شبکه‌های تروریستی و...
  7. شبکه نیرویی کافی و آماده که نقش محوری در سازماندهی اعتراضات داشته باشد. جدی‌گرفته شدن این نیرو توسط رژیم حاکم نشان‌دهنده‌ی مؤثر بودن فعالیت‌های اوست. 
  8. برخورداری از مشروعیت و پشتیبانی بین المللی، و توانایی تحقق فشار بین‌المللی علیه رژیم و حمایت از مردم .[۵]

اپوزیسیون در ایران

اپوزیسیون پیش از انقلاب ضدسلطنتی

در ایران، اپوزیسیون نقش عمده و مهمی در سقوط محمدرضا شاه پهلوی به عهده داشت.

تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان در انقلاب ضدسلطنتی
تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان در انقلاب ضدسلطنتی

در دوره محمدرضا شاه به دلیل تبعیض، اختلاف طبقاتی، فقر و بیکاری مردم ایران موقعیت انقلابی برای شکل‌گیری اپوزیسیون فراهم بود. پس از سال ۱۳۴۲ که در تاریخ ایران به گورستان رفرمیزم شهرت دارد، مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز و پارلمانتاریستی غیرممکن شد  و جای خود را به مبارزه‌ی قهر‌آمیز داد.

دو اپوزیسیون برجسته در آن زمان سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران بودند که با مشی مسلحانه تأسیس شدند. این دو جریان، مخالف نظام سلطنتی و به دنبال براندازی نظام پادشاهی بودند.

این دو سازمان انقلابی با انتخاب مبارزه مسلحانه و جنگ چریکی شهری نقش عمده‌ای درصحنه سیاسی و اجتماعی ایران داشتند. بسیاری از  رهبران و اعضاء این دو سازمان در مسیر سرنگونی نظام شاهنشاهی جان باختند و یا در زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها به حبس‌های طولانی محکوم شدند. جلسات دادگاه رهبران و اعضای این دو سازمان به صورت فیلم یا فایل صوتی یا متن نوشتاری قابل استناد است.

این دو سازمان چریکی در دوران مبارزه انقلابی خود در زمان شاه با اقبال اجتماعی در میان دانشجویان و قشر تحصیل‌کرده روبرو بودند. نیروهای این دو سازمان با تحمل شکنجه، زندان و اعدام نقش مؤثری در تهییج توده‌های مردم در جهت مبارزه با حکومت پهلوی داشتند. آن‌ها توانستند با منتشر کردن کتاب‌ها، جزوه‌ها و دفاعیاتشان، دانشجویان و جوانان بسیاری را نسبت به مبارزه‌ی خود آگاه کنند و سرانجام سرنگونی رژیم شاهنشاهی را رقم بزنند.

اپوزیسیون پس از انقلاب ضدسلطننتی

پس از انقلاب ضدسلطنتی  خمینی در رأس حاکمیت قرار گرفت. خمینی توانست در خلاء حضور رهبران اپوزیسیون که در زندان به‌سر می‌بردند رهبری تظاهرات‌های گسترده‌ را به دست بگیرد. سران کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلستان در کنفرانسی به نام کنفرانس گوادلوپ، برای جلوگیری از رادیکال شدن جریان مبارزه علیه شاه که می‌توانست به قدرت گرفتن انقلابیون و اپوزیسیون واقعی منجر شود، با خروج شاه از ایران و رهبری خمینی موافقت کردند. خمینی پس رسیدن به قدرت با به‌کارگیری قهر و خشونت  به سرکوب تمامی جریان‌های سیاسی پرداخت. خمینی در آن زمان به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی قدرتمند اغلب گروه‌ها، احزاب و جریان‌های سیاسی و اپوزیسیون را از صحنه‌ی سیاسی و تاریخی ایران حذف کرد. این جریانات یکی پس از دیگری به دلیل سرکوب سازمان‌یافته‌ی خمینی از میان رفتند. از جمله مهمترین جریان اپوزیسیون و مخالف، سازمان چریک‌های فدایی بود که پس از کشته‌شدن بسیاری از اعضاء و رهبرانش، دچار انشعابات متعدد شد. تنها یکی از شاخه‌های باقی مانده از این سازمان به شورای ملی مقاومت پیوست.

دراین بین سازمان مجاهدین خلق ایران به رغم کشتار‌های دهه‌ی شصت و از دست دادن بسیاری از اعضاء و هواداران خود، توانست موجودیت خود را حفظ کند و یک اپوزیسیون سازمان‌یافته به نام شورای ملی مقاومت را علیه رژیم ولایت فقیه شکل دهد. در ۵ مهر ۱۳۶۰ سازمان مجاهدین با تظاهراتی که توسط نیروهای مسلح این سازمان حمایت می‌شد برای اولین بار شعار مرگ بر خمینی را در خیابان‌‌های تهران و دیگر شهرها سرداد و او را دیکتاتور نامید. سازمان مجاهدین خلق با اصل ولایت فقیه مخالف بود. از سال ۱۳۶۰ تا کنون نزدیک به ۱۰۰ هزار تن از اعضاء این سازمان توسط رژیم ایران به قتل رسیده‌اند.

سازمان مجاهدین خلق ایران

طی چهل سال که از عمر رژیم کنونی ایران می‌گذرد همچنان می‌توان از سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان اصلی‌ترین و خطرناک‌ترین اپوزیسیون رژیم ایران نام برد. عملکرد این سازمان از ابتدای انقلاب تا کنون و موضع رژیم ایران در قبال او نشان می‌دهد که این سازمان همچنان خط قرمز تمامی جناح‌ها و باندهای رژیم ایران است.

نزدیک به ۱۰۰ هزار تن از اعضاء این سازمان توسط رژیم ایران جان‌باخته‌اند. در طرف مقابل ده‌ها هزار تن از نیروهای بسیج، سپاه پاسداران و عناصر وابسته به رژیم ایران در عملیات این سازمان کشته شده‌اند.

سازمان مجاهدین هم‌چنان دارای سازمان‌دهی و نیروهای زیادی در کشورهای مختلف و از جمله در ایران است. استراتژی سازمان مجاهدین برای سرنگونی رژیم ایران استراتژی کانون‌های شورشی و ارتش آزادی‌بخش است.  این سازمان در پاریس هر ساله جلساتی با شرکت بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی برگزار می‌کند و حمایت بسیاری از شخصیت‌های سیاسی در سراسر جهان را به خود جلب کرده است. سازمان مجاهدین دارای یک نیروی رزمنده و تمام وقت است که برخی از آن‌ها در پایگاه اصلی این سازمان یعنی در قرارگاهی به نام اشرف۳ در آلبانی مستقر هستند. شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۷۲ مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور برگزیده‌ی این شورا برای دوران انتقال حاکمیت برگزید. این انتخاب به این معناست که اگر این سازمان موفق به سرنگونی رژیم ایران شود، مریم رجوی یک دولت موقت را تا پیش از برگزاری انتخابات شکل خواهد داد. طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی پلتفرم و برنامه او برای آینده ایران است. بر طبق مصوبات این شورا شش ماه پس از سرنگونی رژیم ایران باید انتخابات مجلس مؤسسان برگزار شود.

شورای ملی مقاومت هم‌چنین دارای کمیسیون‌های مختلفی چون کمیسیون آموزش و پرورش، کمیسیون محیط زیست، کمیسیون فرهنگ و هنر و... است که برنامه‌های مشخصی را تدوین کرده و نقش دولت در تبعید را ایفا می‌کنند.

سازمان مجاهدین خلق معتقد است که تشکیل شورای ملی مقاومت تضمین می‌کند که انقلاب آتی ایران به سرنوشت انقلاب ضدسلطنتی دچار نشود و آلترناتیوی شناخته شده و آماده داشته باشد.[۶][۷][۸]

نوشتارهای مرتبط

آلترناتیو

رژیم ولایت فقیه

موقعیت انقلابی

منابع