کاربر:Khosro/صفحه تمرین ناظم حکمت: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۵۲: خط ۵۲:
ناظم حکمت در پانزدهم ژانویه ۱۹۰۲میلادی، برابر با ۲۵ دی‌ماه ۱۲۸۰شمسی، در سلاونیکا، تسالونیکی امروزی در یونان به دنیا آمد.<ref name=":0">[https://eshtrak.wordpress.com/2020/01/27/%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%85-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C/ ناظم حکمت نماد آزادی و برابری - سایت اشتراک]</ref>  
ناظم حکمت در پانزدهم ژانویه ۱۹۰۲میلادی، برابر با ۲۵ دی‌ماه ۱۲۸۰شمسی، در سلاونیکا، تسالونیکی امروزی در یونان به دنیا آمد.<ref name=":0">[https://eshtrak.wordpress.com/2020/01/27/%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%85-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C/ ناظم حکمت نماد آزادی و برابری - سایت اشتراک]</ref>  


پدر بزرگ او  ناظم پاشا از سلسله‌ی دراویش و اهل سماع بود؛ و  شعرهای عرفانی می‌سرود. پدرش حکمت کارمند دولت بود؛ و مادرش «چلیل هانیم»، معلم و زبان‌شناس، دختر حسن انور پاشا بود که هم به زبان فرانسوی مسلط بود؛ و هم پیانو می‌نواخت و نقاشی نیز می‌کرد. پدربزرگ پدری او، محمد ناظم پاشا، فرماندار سالونیک بود؛ و شعر نیز می‌سرود. شخصیت ادبی ناظم حکمت در چنین خانواده‌ای شکل گرفت.<ref name=":0" /> <ref name=":1">[https://bepish.org/node/6202 شرحی بر زندگی و آثار ناظم حکمت - سایت به پیش]</ref>
پدر بزرگ او  ناظم پاشا از سلسله‌ی دراویش و اهل سماع بود؛ و  شعرهای عرفانی می‌سرود. پدرش حکمت کارمند دولت بود؛ و مادرش "چلیل هانیم"، معلم و زبان‌شناس، دختر حسن انور پاشا بود که هم به زبان فرانسوی مسلط بود؛ و هم پیانو می‌نواخت و نقاشی نیز می‌کرد. پدربزرگ پدری او، محمد ناظم پاشا، فرماندار سالونیک بود؛ و شعر نیز می‌سرود. شخصیت ادبی ناظم حکمت در چنین خانواده‌ای شکل گرفت.<ref name=":0" /> <ref name=":1">[https://bepish.org/node/6202 شرحی بر زندگی و آثار ناظم حکمت - سایت به پیش]</ref>


== تحصیلات ==
== تحصیلات ==
خط ۱۸۹: خط ۱۸۹:
[[پرونده:نظام3.JPG|جایگزین=داستان یک وان|بندانگشتی|160x160پیکسل|داستان یک وان]]
[[پرونده:نظام3.JPG|جایگزین=داستان یک وان|بندانگشتی|160x160پیکسل|داستان یک وان]]
[[پرونده:ناظم1.JPG|جایگزین=از چهار زندان|بندانگشتی|178x178پیکسل|از چهار زندان]]
[[پرونده:ناظم1.JPG|جایگزین=از چهار زندان|بندانگشتی|178x178پیکسل|از چهار زندان]]
[[پرونده:نظام4.JPG|جایگزین=زرد کاهی|بندانگشتی|170x170پیکسل|زرد کاهی]]
[[پرونده:شمشیر دا.JPG|جایگزین=شمشیر داموکلس|بندانگشتی|145x145پیکسل|شمشیر داموکلس]]
[[پرونده:شمشیر دا.JPG|جایگزین=شمشیر داموکلس|بندانگشتی|145x145پیکسل|شمشیر داموکلس]]
[[پرونده:نظام2.JPG|جایگزین=نامه‌های زندان|بندانگشتی|183x183پیکسل|نامه‌های زندان]]
[[پرونده:نظام2.JPG|جایگزین=نامه‌های زندان|بندانگشتی|183x183پیکسل|نامه‌های زندان]]
خط ۲۲۸: خط ۲۲۷:
* پاریس گل من
* پاریس گل من
* آدم فراموش شده
* آدم فراموش شده
* فرهاد و شیرین و عوضی…<ref name=":5" />  
* فرهاد و شیرین و عوضی…<ref name=":5" />[[پرونده:نظام5.JPG|جایگزین=کتاب خون حرف نمی‌زند|بندانگشتی|160x160پیکسل|کتاب خون حرف نمی‌زند]]
[[پرونده:نظام5.JPG|جایگزین=کتاب خون حرف نمی‌زند|بندانگشتی|160x160پیکسل|کتاب خون حرف نمی‌زند]]
 
=== خون حرف نمی‌زند ===
=== خون حرف نمی‌زند ===
داستان خون حرف نمی‌زند یکی از برجسته‌ترین رمان‌های ترکی در ادبیات ترکیه به‌شمار می‌رود. داستان خون حرف نمی‌زند، شرح سلطه‌ی سرمایه‌داری بر کشور ترکیه، تبدیل شدن صنعتگران خُرده‌پا به کارگران مزدبگیر، دلالان خرده‌پا به دلالان بازار و اشراف به سرمایه‌داری وابسته است. این کتاب داستانی واقع گراست. داستانی مشتمل بر خیانت‌ها، دوستی‌ها و دشمنی‌هاست. به بیان دیگر باید گفت که این کتاب بازگو کننده‌ی دو نسل مختلف از شهروندان استانبول است. مضمون این داستان نشأت گرفته از نوعی تفکر دیالکتیکی است؛ و به  نوعی بیان‌گر شرایط سیاسی-اجتماعی و اقتصادی استانبول است.<ref name=":4" />  
داستان خون حرف نمی‌زند یکی از برجسته‌ترین رمان‌های ترکی در ادبیات ترکیه به‌شمار می‌رود. داستان خون حرف نمی‌زند، شرح سلطه‌ی سرمایه‌داری بر کشور ترکیه، تبدیل شدن صنعتگران خُرده‌پا به کارگران مزدبگیر، دلالان خرده‌پا به دلالان بازار و اشراف به سرمایه‌داری وابسته است. این کتاب داستانی واقع گراست. داستانی مشتمل بر خیانت‌ها، دوستی‌ها و دشمنی‌هاست. به بیان دیگر باید گفت که این کتاب بازگو کننده‌ی دو نسل مختلف از شهروندان استانبول است. مضمون این داستان نشأت گرفته از نوعی تفکر دیالکتیکی است؛ و به  نوعی بیان‌گر شرایط سیاسی-اجتماعی و اقتصادی استانبول است.<ref name=":4" />