کاربر:Khosro/صفحه تمرین افشارطوس: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
اصلاح املا، اصلاح سجاوندی، اصلاح نویسه‌های عربی
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷۲: خط ۷۲:
| پانویس            =
| پانویس            =
}}
}}
'''محمود افشارطوس'''، معروف به سرتیپ محمودخان افشارطوس (زاده ۱۲۸۶، تهران – درگذشته ۲ اردیبهشت ۱۳۳۲، حومه تهران) از افسران طرفداران '''[[دکتر محمد مصدق]]''' بود. او دکتر محمد مصدق را کاملاً قبول داشت؛ و در کمک و یاری به وی، نهایت کوشش خود را به کار گرفت. سرتیپ افشارطوس در دی‌ماه ۱۳۳۱، فرماندار نظامی تهران شد؛ و با صلاحیتی که از خود نشان داد، مورد توجه بیشتر دکتر محمد مصدق قرار گرفت که به‌دنبال آن در اول بهمن‌ماه ۱۳۳۱، به سمت ریاست شهربانی کشور منصوب گردید. یکی از خدمات مهم سرتیپ محمود افشارطوس، خنثی کردن توطئه قتل دکتر محمد مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، بود. شب ۳۱ فروردین ۱۳۳۲، سرتیپ محمود افشارطوس توسط حسین خطیبی و ۴ افسر دیگر ربوده شد؛ و در روز ششم اردیبهشت‌ماه جسد طناب‌پیچ شده‌ی او در حالی که قرآن کوچکی در جیب کت افسری او قرار داشت، کشف شد. قتل سرتیپ افشار کمر دولت ملی را شکست و ضربه بسیار سنگینی به روحیه ملی‌گرایان وارد کرد. دکتر مصدق هرگز نتوانست فرد دیگری را جایگزین او کند. در کودتای ۲۸ مردادماه، همگان به‌ویژه توده‌های مردم متوجه شدند که نبود افسری نظیر سرتیپ محمود افشارطوس تا چه اندازه می‌تواند برای ملتی گران تمام شود. پس از '''[[کودتای ۲۸ مرداد]]''' تمامی متهمان از زندان آزاد شدند. کودتاگران سعی داشتند تا این جنایت فجیع را به دکتر مصدق نسبت دهند. در آخرین جلسه دادگاه نیز پس از قرائت رای متهمان و تبرئه‌ی آن‌ها، اوباشانی چون '''[[شعبان جعفری|شعبان بی‌مخ]]''' فریاد زدند: زنده باد قاتلین افشار طوس…
'''محمود افشارطوس'''، معروف به سرتیپ محمودخان افشارطوس (زاده ۱۲۸۶، تهران – درگذشته ۲ اردیبهشت ۱۳۳۲، حومه تهران) از افسران هوادار '''[[دکتر محمد مصدق]]''' بود. او دکتر محمد مصدق را کاملاً قبول داشت؛ و در کمک و یاری به وی، نهایت کوشش خود را به کار گرفت. سرتیپ افشارطوس در دی‌ماه ۱۳۳۱، فرماندار نظامی تهران شد؛ و با صلاحیتی که از خود نشان داد، مورد توجه بیشتر دکتر محمد مصدق قرار گرفت که به‌دنبال آن در اول بهمن‌ماه ۱۳۳۱، به سمت ریاست شهربانی کشور منصوب گردید. یکی از خدمات مهم سرتیپ محمود افشارطوس، خنثی کردن توطئه قتل دکتر محمد مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، بود. شب ۳۱ فروردین ۱۳۳۲، سرتیپ محمود افشارطوس توسط حسین خطیبی و ۴ افسر دیگر ربوده شد؛ و در روز ششم اردیبهشت‌ماه جسد طناب‌پیچ شده‌ی او در حالی که قرآن کوچکی در جیب کت افسری او قرار داشت، کشف شد. قتل سرتیپ افشارطوس کمر دولت ملی را شکست و ضربه بسیار سنگینی به روحیه ملی‌گرایان وارد کرد. دکتر مصدق هرگز نتوانست فرد دیگری را جایگزین او کند. در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، همگان به‌ویژه توده‌های مردم متوجه شدند که نبود افسری نظیر سرتیپ محمود افشارطوس تا چه اندازه می‌تواند برای ملتی گران تمام شود. پس از '''[[کودتای ۲۸ مرداد]]''' تمامی متهمان از زندان آزاد شدند. کودتاگران سعی داشتند تا این جنایت فجیع را به دکتر مصدق نسبت دهند. در آخرین جلسه دادگاه نیز پس از قرائت رای متهمان و تبرئه‌ی آن‌ها، اوباشانی چون '''[[شعبان جعفری|شعبان بی‌مخ]]''' فریاد زدند: زنده باد قاتلین افشار طوس…


== تحصیلات و اشتغال ==
== تحصیلات و اشتغال ==
خط ۷۸: خط ۷۸:


=== ریاست شهربانی اصفهان ===
=== ریاست شهربانی اصفهان ===
پس از شهریور ۱۳۲۰، که همه رؤسای املاک سلطنتی برکنار و تحت پیگرد قرار گرفتند، محمود افشارطوس به اصفهان منتقل شد؛ و با درجه‌ی سرهنگ دومی فرمانده هنگ پیاده‌ی اصفهان و مسئول امنیت اصفهان گردید. وی سپس رئیس شهربانی اصفهان شد و با وجود اوضاع ناامن در این منطقه، به خاطر از هم‌پاشیدگی ارتش و نفوذ شدید '''[[حزب توده ایران|حزب توده]]''' در بین کارگران که منجربه درگیری‌های پیوسته شده بود، توانست نظم و امنیت را در اصفهان برقرار کند.<ref name=":1">[https://mandegar.tarikhema.org/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D8%B3 محمود افشارطوس - سایت تاریخ ما]</ref>  
پس از شهریور ۱۳۲۰، که همه رؤسای املاک سلطنتی برکنار و تحت پیگرد قرار گرفتند، محمود افشارطوس به اصفهان منتقل شد؛ و با درجه‌ی سرهنگ دومی فرمانده هنگ پیاده‌ی اصفهان و مسئول امنیت اصفهان گردید. وی سپس رئیس شهربانی اصفهان شد و با وجود اوضاع ناامن در این منطقه، به خاطر از هم‌پاشیدگی ارتش و نفوذ شدید '''[[حزب توده ایران|حزب توده]]''' در بین کارگران که منجربه درگیری‌های پیوسته شده بود، توانست نظم و امنیت را در اصفهان برقرار کند.<ref name=":1">[https://mandegar.tarikhema.org/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D8%B3 محمود افشارطوس - سایت تاریخ ما]</ref>
[[پرونده:افشار3.JPG|alt=افشارطوس همراه با همسر و فرزندانش|بندانگشتی|279x279پیکسل|افشارطوس همراه با همسر و فرزندانش]]


== در جبهه مصدق ==
== در جبهه مصدق ==
خط ۱۰۴: خط ۱۰۵:


== وقایع '''[[۳۰ تیر]]''' ==
== وقایع '''[[۳۰ تیر]]''' ==
[[پرونده:افشار1.JPG|جایگزین=محمود افشارطوس|بندانگشتی|محمود افشارطوس]]
دکتر مصدق به خاطر مبارزه با ابرقدرت‌های جهان، نمی‌توانست باعث تنش در کشور شود؛ و در صدد بود تا آرام‌آرام و به‌مرور، دموکراسی را پی‌ریزی و در کشور نهادینه کند. به‌همین دلیل در سال اول نخست‌وزیری خود، به موضوع ارتش نپرداخت؛ و خواهان برگزاری انتخاباتی آزاد بود. اما ارتش با فرمان '''[[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه]]''' به شدت در برابر این امر پافشاری می‌کرد؛ و با دخالت مستقیم در انتخابات و هم‌چنین ایجاد ناامنی مشکل ایجاد می‌نمود، تا جایی که می‌رفت دیکتاتوری شاه مطلق شود؛ بنابراین دکتر مصدق براساس قانون از شاه خواست تا ارتش را خودش در دست داشته باشد؛ اما محمدرضا شاه با این امر موافقت نکرد؛ و می‌خواست که ارتش را هم‌چنان تحت کنترل خود داشته باشد. به همین خاطر دکتر مصدق مجبور شد در تیرماه ۱۳۳۱، استعفا بدهد. شاه نیز قوام‌السلطنه را به جای دکتر مصدق منصوب کرد؛ و به‌دنبال آن درگیری بین نیروهای مسلح و توده‌های مردم آغاز شد.  
دکتر مصدق به خاطر مبارزه با ابرقدرت‌های جهان، نمی‌توانست باعث تنش در کشور شود؛ و در صدد بود تا آرام‌آرام و به‌مرور، دموکراسی را پی‌ریزی و در کشور نهادینه کند. به‌همین دلیل در سال اول نخست‌وزیری خود، به موضوع ارتش نپرداخت؛ و خواهان برگزاری انتخاباتی آزاد بود. اما ارتش با فرمان '''[[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه]]''' به شدت در برابر این امر پافشاری می‌کرد؛ و با دخالت مستقیم در انتخابات و هم‌چنین ایجاد ناامنی مشکل ایجاد می‌نمود، تا جایی که می‌رفت دیکتاتوری شاه مطلق شود؛ بنابراین دکتر مصدق براساس قانون از شاه خواست تا ارتش را خودش در دست داشته باشد؛ اما محمدرضا شاه با این امر موافقت نکرد؛ و می‌خواست که ارتش را هم‌چنان تحت کنترل خود داشته باشد. به همین خاطر دکتر مصدق مجبور شد در تیرماه ۱۳۳۱، استعفا بدهد. شاه نیز قوام‌السلطنه را به جای دکتر مصدق منصوب کرد؛ و به‌دنبال آن درگیری بین نیروهای مسلح و توده‌های مردم آغاز شد.  


خط ۱۲۷: خط ۱۲۹:


== ربودن افشارطوس و قتل او ==
== ربودن افشارطوس و قتل او ==
[[پرونده:جسد کشف شده افشارطوس.JPG|جایگزین=جسد کشف شده افشارطوس|بندانگشتی|265x265پیکسل|جسد کشف شده افشارطوس]]
شب ۳۱ فروردین ۱۳۳۲، سرتیپ محمود افشارطوس توسط حسین خطیبی و ۴ افسر دیگر ربوده شد که خود ماجراهایی دارد. روز ششم اردیبهشت‌ماه جسد طناب‌پیچ شده‌ی سرتیپ افشارطوس در حالی که قرآن کوچکی در جیب کت افسری او قرار داشت، کشف شد. نشریه‌ها عکس‌های از جسد محمود افشارطوس که صورت او تماماً سیاه شده بود؛ و به طرز بسیار فجیعی به قتل رسیده بود، چاپ کردند.<ref name=":1" />  
شب ۳۱ فروردین ۱۳۳۲، سرتیپ محمود افشارطوس توسط حسین خطیبی و ۴ افسر دیگر ربوده شد که خود ماجراهایی دارد. روز ششم اردیبهشت‌ماه جسد طناب‌پیچ شده‌ی سرتیپ افشارطوس در حالی که قرآن کوچکی در جیب کت افسری او قرار داشت، کشف شد. نشریه‌ها عکس‌های از جسد محمود افشارطوس که صورت او تماماً سیاه شده بود؛ و به طرز بسیار فجیعی به قتل رسیده بود، چاپ کردند.<ref name=":1" />  


خط ۱۴۲: خط ۱۴۵:


== افشارطوس از نگاه مصدق ==
== افشارطوس از نگاه مصدق ==
[[پرونده:مصدق 010.JPG|جایگزین=دکتر محمد مصدق|بندانگشتی|220x220پیکسل|دکتر محمد مصدق]]
دکتر محمد مصدق در بی‌دادگاه نظامی بر نقش بی‌نظیر سرتیپ افشارطوس به‌تأکید می‌گوید: <blockquote>«مرحوم سرلشکر افشار طوس در شغل ریاست شهربانی افسری بی‌نظیر بود؛ و غیر از انجام وظیفه نظری نداشت و به‌همین جهت با وضع فجیعی به قتل رسید. غرض از از قتل او دو چیز بود، یکی آن‌که چنین افسری را از بین ببرند؛ و دیگر آن‌که ثابت کنند دولت آنقدر ضعیف است که رئیس شهربانی آن را می‌ربایند ولی قادر نیست قاتل او را دستگیر نماید. من با دستگاهی کار می‌کردم که زیر نفوذ استعمار بود پس از چند تغییر و تبدیل سرتیپ افشارطوس را در رأس اداره کل شهربانی گذاردم شاید اصلاحاتی بکند. او را از بین بردند؛ و با آن همه بیانات و اقاریری که متهمان به قتل او در نوار ضبط صوت نمودند، همگی بدون استثناء در دادگاه نظامی تبرئه شدند؛ و پرونده قتل او که با آن طرز فجیع از بین رفته بود مختوم گردید.<ref name=":1" /> </blockquote>
دکتر محمد مصدق در بی‌دادگاه نظامی بر نقش بی‌نظیر سرتیپ افشارطوس به‌تأکید می‌گوید: <blockquote>«مرحوم سرلشکر افشار طوس در شغل ریاست شهربانی افسری بی‌نظیر بود؛ و غیر از انجام وظیفه نظری نداشت و به‌همین جهت با وضع فجیعی به قتل رسید. غرض از از قتل او دو چیز بود، یکی آن‌که چنین افسری را از بین ببرند؛ و دیگر آن‌که ثابت کنند دولت آنقدر ضعیف است که رئیس شهربانی آن را می‌ربایند ولی قادر نیست قاتل او را دستگیر نماید. من با دستگاهی کار می‌کردم که زیر نفوذ استعمار بود پس از چند تغییر و تبدیل سرتیپ افشارطوس را در رأس اداره کل شهربانی گذاردم شاید اصلاحاتی بکند. او را از بین بردند؛ و با آن همه بیانات و اقاریری که متهمان به قتل او در نوار ضبط صوت نمودند، همگی بدون استثناء در دادگاه نظامی تبرئه شدند؛ و پرونده قتل او که با آن طرز فجیع از بین رفته بود مختوم گردید.<ref name=":1" /> </blockquote>


خط ۱۷۸: خط ۱۸۲:


== منابع ==
== منابع ==
<references />