|
|
| (۲۸۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{جعبه زندگینامه
| |
| | اندازه جعبه =
| |
| | عنوان =
| |
| | عنوان ۲ =
| |
| | نام =کارل مارکس
| |
| | تصویر =کارل مارکس.jpg
| |
| | اندازه تصویر =
| |
| | عنوان تصویر = کارل هاینریش مارکس
| |
| | زادروز = ۵ می ۱۸۱۸
| |
| | زادگاه = راینلند تریر، پادشاهی پروس، کنفدراسیون آلمان
| |
| | مکان ناپدیدشدن =
| |
| | تاریخ ناپدیدشدن =
| |
| | وضعیت =
| |
| | تاریخ مرگ = ۱۴ مارس ۱۸۷۳
| |
| | مکان مرگ =گورستان هایگیت، لندن، انگلستان
| |
| |عرض جغرافیایی محل دفن=
| |
| |طول جغرافیایی محل دفن=
| |
| |latd=|latm=|lats=|latNS=N
| |
| |longd=|longm=|longs=|longEW=E
| |
| | علت مرگ =برونشیت و ذاتالریه
| |
| | پیداشدن جسد =
| |
| | آرامگاه =
| |
| | بناهای یادبود =
| |
| | محل زندگی = لندن
| |
| | ملیت =پروسی (۱۸۱۸–۱۸۴۵) بدون تابعیت (بعد از ۱۸۴۵)
| |
| | نامهای دیگر =مسیو رامبو
| |
| | نژاد =
| |
| | تابعیت =بدون تابعیت
| |
| | تحصیلات = دکترا در فلسفه از دانشگاه برلین
| |
| | دانشگاه =
| |
| | پیشه =
| |
| | سالهای فعالیت =۱۸۳۶ تا ۱۸۸۳
| |
| | کارفرما =
| |
| | نهاد =
| |
| | نماینده =
| |
| | شناختهشده برای =
| |
| | نقشهای برجسته = رهبر فکری جنبشهای سوسیالیستی
| |
| | سبک =
| |
| | تأثیرگذاران =پرودون، باکونین، آدام اسمیت، مورگان، فویرباخ، هگل
| |
| | تأثیرپذیرفتگان =کلیهی احزاب مارکسیست لنینست
| |
| | شهر خانگی = تریر
| |
| | دستمزد =
| |
| | دارایی خالص =
| |
| | قد =
| |
| | وزن =
| |
| | تلویزیون =
| |
| | لقب =
| |
| | دوره =
| |
| | پس از =
| |
| | پیش از =
| |
| | حزب =
| |
| | جنبش =سوسیالیستی
| |
| | مخالفان =
| |
| | هیئت =
| |
| | دین =
| |
| | مذهب =
| |
| | اتهام =
| |
| | مجازات =
| |
| | وضعیت گناهکاری =
| |
| | منصب =رهبر فکری جنبش سوسیالیستی
| |
| | مکتب =مارکسیسم
| |
| | آثار =سرمایه، هجدهم برومر لوئی بناپارت، کمون پاریس، آنتی دورینگ
| |
| | همسر =جنی فون وستفالن
| |
| | شریک زندگی =
| |
| | فرزندان =جنی کارولین (۱۸۴۴–۱۸۸۳)، جنی لورا (۱۸۴۵–۱۹۱۱)، ادگار (۱۸۴۷–۱۸۵۵)، هنری ادوآرد گای (۱۸۴۹–۱۸۵۰)، جنی ایولن فرانسیس (فرانتسیزکا؛ ۱۸۵۱–۱۸۵۲)، جنی جولیا النور (۱۸۵۵–۱۸۹۸) و فرزند دیگری که قبل از نامگذاری درگذشت (ژوئیه ۱۸۵۷)
| |
| | والدین =هاینریش مارکس و هنریت پرسبورگ
| |
| | خویشاوندان سرشناس =
| |
| | جوایز =
| |
| | امضا =
| |
| | اندازه امضا =
| |
| | signature_alt =
| |
| | وبگاه =
| |
| | imdb_id =
| |
| | Soure_id =
| |
| | پانویس =
| |
| }}
| |
|
| |
|
| کارل هاینریش مارکس متولد ۵ می ۱۸۱۸ در پروس. درگذشت ۱۴ مارس ۱۸۷۳
| |
|
| |
| والدین پدرش یهودی بودند، پدرش مسیحی شد. مارکس دانشآموز متوسطی بود. او تا ۱۲سالگی در خانه درس خواند. در ۱۸۳۵ وارد دانشگاه بن شد. در پایان سال به اصرار پدرش به دانشگاه برلین رفت. در برلین حقوق و فلسفه خواند و به فلسفه هگل علاقهمند شد. دکترایش را در سال ۱۸۴۱ از دانشگاه ینا دریافت کرد اما سیاست رادیکال او مانع از این شد که بتواند به تدریس بپردازد.
| |
|
| |
| مارکس کارش را با روزنامهنگاری آغاز کرد و در سال ۱۸۴۲ سردبیر Rheinisc Zeitung در کلن شد. یک سال بعد روزنامه توقیف شد. مارکس هجدهم مارس استعفا داد و سه ماه بعد با جنی فن وستفالن ازدواج کرد و در ماه اکتبر به پاریس رفت.
| |
|
| |
| در سال ۱۸۴۹ به لندن رفت. فکر نمیکرد اقامتش در این شهر چند ماهی بیشتر طول بکشد، اما تا لحظه مرگش در سال ۱۸۷۳ درلندن ماند. اولین سالهای اقامتش، در فقر مطلق و فاجعه بار گذشت. خانوادهاش ناگزیر در فلاکت میزیستند و تا سال ۱۸۵۵ سه فرزند از شش فرزندش از دست رفتند.
| |
|
| |
| مارکس به طور فزایندهای بر روی سرمایهداری متمرکز شد و در سال ۱۸۶۷ اولین جلد کتاب سرمایه را منتشر کرد
| |
|
| |
| ایزا برلین عادات مارکس را در آن موقع چنین توصیف می کند:
| |
|
| |
| روال زندگیاش چنین بود: روزها به تالار مطالعه بریتیش میوزیوم میرفت و از نه صبح تا هفت شب که تالار را میبستند ، همان جا میماند بعد تا پاسی از شب کار میکرد و بیوقفه سیگار میکشید. سیگار برایش نه تفننی هر از گاه که مسکنی حیاتی بود. این کار سلامتش را به خطر انداخته بود. همواره در معرض حملات نارسایی کبد بود که گاه با کورک و التهاب چشم همراه میشد. این بیماری نمیگذاشت کارش را انجام دهد، او را میفرسود و به ستوه میآورد و مجال نمیداد مشاغل ناپایدارش را پی بگیرد. در سال ۱۸۵۸ نوشت: ’’ مثل ایوب به جان امدهام، گر چه آنقدر ها هم خداترس نیستم.’’
| |
|
| |
| در این موقع چند سالی میشد که مارکس مشغول تالیف کتاب سرمایه بود، اثر سترگ در اقتصاد سیاسی که باقی عمرش را وقف آن کرد. هیچ گاه شغل ثابتی نداشت. در سال ۱۸۵۹ نوشت: ’’ به رغم همه این مصایب، باید هدف خود را دنبال کنم و نگذارم جامعه بورژوایی مرا به ماشین پولساز. بدل سازد.’’
| |
|
| |
| مارکس به کمکهایی متکی بود که دوست وهمکارش، فریدریش انگلس، مرتب برایش میفرستاد. انگلس این پول ها را از صندوق تنخواه کارخانه نساجی پدرش برداشت میکرد. مارکس هم که مطلقا استعدادی در صرفه جویی نداشت همه را به باد میداد خودش مینویسد ’’ بعید است کسی این همه درباره پول قلم فرسایی کرده باشد و خودش تا این حد از آن بی بهره باشد’’کورکهایش به چنان وضع وخیمی افتاد که: ’’ نه میتوانست بنشیند، نه راه برود و نه حتی راست بایستد.’’ سرانجام، پس از دو دهه رنج مداوم ، جلد اول سرمایه را به پایان برد، اما عمرش کفاف نداد که دو جلد باقی مانده را تکمیل کند. با این همه، تنها حسرت یک چیز را به دل داشت. در ۱۸۶۶ به یکی از همرزمان سیاسیاش نوشت: ’’میدانی که همه چیزم را فدای این مبارزه انقلابی کردهام البته پشیمان هم نیستم.برعکس اگر قرار بود یک بار دیگر در اغاز خط بایستم، باز هم همین کار را میکردم. اما تن به ازدواج نمیدادم. تا جایی که توان دارم، می کوشم دخترم را از. صخرههایی حفظ کنم که کشتی زندگی مادرش را در هم شکستند.<blockquote>انگلس بر سر تابوت مارکس چنین گفت: «او حقیقت سادهای را که پیش از وی در زیر لایههای آراء و عقاید و ایدئولوژیهای گوناگون نهفته مانده بود کشف کرد و آن اینست که آدمی باید قبل از هر چیز غذا و آشامیدنی و پوشاک و مسکن داشته باشد تا بتواند به سیاست و علم و هنر و مذهب و امثال اینها بپردازد. مفهوم این حقیقت این است که تولید ضروریترین مایحتاج مادی زندگی و در نتیجه نحوهی تکامل اقتصادی یک قوم یا یک دوره، مبنا و اساس دستگاههای دولتی و نظریات قضائی و هنری و حتی عقاید مذهبی آن قوم و ملت است.»</blockquote>
| |
|
| |
| == تاریخچهی زندگی مارکس ==
| |
| ''کارل هاینریش مارکس'' در پنجم مه ۱۸۱۸ در منطقه موسل در راینلند تریر پروس در غرب آلمان امروزی به دنیا آمد. وی سومین فرزند از نه فرزند هاینریش مارکس و هنریت پرسبورگ بود. مادر و پدر کارل مارکس، هر دو یهودی بودند و تبارشان به خاخام های معروف میرسید. پدرش حقوقدانی بود که بخاطر مسائل حرفهای یک سال قبل از تولد او، به آیین پروتستانهای مسیحی گرویده بود.
| |
|
| |
| ''کارل مارکس'' در محیط طبقه متوسط و با روش تربیت لیبرالی، رشد کرد. تا سه سال قبل از تولدش، تریر در دست فرانسویان بود، اندیشه های جمهوریخواهانه، نوآورانه و متأثر از روشنگری و حتی باورهای رادیکال سیاسی آن جا رواج داشت. پدر کارل مارکس یک وکیل موفق بود و به خاطر کمک به زندگی حرفهای خود از یهودیت به مسیحیت گرویده بود. پدر کارل مارکس نیز با این لیبرالیسم همراه بود، وطنپرستی شیفته ولتر بود، اگرچه رگههایی از محافظهکاری در نامههای وی به چشم میخورد. او آرزو داشت پسرش در رشته حقوق تحصیل کند و حرفه او را ادامه دهد، ولی کارل مارکس جوان شیفته فلسفه بود.
| |
|
| |
| کارل مارکس در فضای فرهنگی که آثار کانت، گوته، روسو و نیز ادبیات رمانتیک در آن ترویج داشت، تحصیل کرد. دوست خانوادگی آنها بارون فون وستفالن که هوادار سوسیالیستهای آرمان شهری بود، تأثیر زیادی بر او گذاشت کارل مارکس بعد از گذراندن دوران دبیرستان، ابتدا در سال ۱۸۳۵ در دانشگاه بن نام نویسی کرد، ولی سال بعد به برلین رفت تا رشته حقوق را ادامه دهد. کارل مارکس آن جا با وجود نارضایتی پدرش، رشته فلسفه را انتخاب کرد و تحصیل خویش را تا اخذ درجه دکترا در سال ۱۸۴۱ ادامه داد. موضوع رساله پایان نامه او بحران اندیشه فلسفه بعد از ارسطو و بطور خاص تفاوت بینش ماتریالیستی دمکریتوس با بینش ماتریالیستی اپیکور در مورد طبیعت، بود.
| |
|
| |
| "دستنوشته های اقتصادی- فلسفی سال ١٨٤٤" اولین طرح کارل مارکس برای یک سیستم اقتصادی بود که هم زمان، مسیر فلسفی افکار او را روشن میکرد. او در این اثر تئوری "کار از خود بیگانه" را که بر اندیشه هگل متکی بود تشریح کرد ولی این اثر را که به "دستنویس پاریس" هم مشهور شده است، به پایان نرساند؛ بلکه همراه با انگلس کتاب "خانواده مقدس" را تدوین کرد.
| |
|
| |
| در این دوران بود که فریدریش انگلس چند روزی میهمان کارل مارکس بود و دوستی بین آنها عمقی یافت که برای تمام زندگی ادامه داشت. این دو در سال های بعد با هم جزوه "مانیفست کمونیستی" را منتشر کردند که برای حدود دو قرن الگوی احزاب کمونیستی جهان بود. ایدئولوژی آلمانی کتاب دیگری بود که در سال های ١٨٤۵ و ١٨٤۶ توسط کارل مارکس نوشته شد، ولی بعد از مرگ او انتشار یافت.
| |
|
| |
| در جریان انقلاب فوریه ١٨٤٨ فرانسه، زمانی که تکانه های این انقلاب به بروکسل رسید، کارل مارکس بازداشت و محکوم به ترک خاک بلژیک شد ولی به دعوت دولت موقت جدید فرانسه به پاریس برگشت و با شروع انقلاب مارس آلمان بار دیگر کلن را برای زندگی و فعالیت برگزید. در این شهر او یکی از رهبران جنبش انقلابی محسوب می شد و روزنامه "نویه راینشه سایتونگ، ارگان دموکراسی" را منتشر کرد.
| |
|
| |
| در فاصله سال های ١٨٤٩ تا ١٨۶٤ میلادی کارل مارکس در تبعید لندن می زیست. انگلس نیز به او پیوست و پشتیبانی مالی از او را به عهده گرفت. در این سالها، کارل مارکس وقت خود را صرف تهییج کمونیسم در سطح بین المللی میکرد و به لحاظ تئوریک به نقد و تحلیل علمی کاپیتالیسم می پرداخت.
| |
|
| |
| کارل مارکس، اکثراً هنگام اجاره یک خانه یا آپارتمان جدید از نام مستعار استفاده میکرد. او تصمیم داشت پیگیری رد خود را برای مقامات دشوارتر کند. زمانی که در پاریس بود، خود را «مسیو رامبو» مینامید، در حالیکه در لندن نامههای خود را به نام «ا. ویلیامز» امضا میکرد. دوستانش به علت رنگ تیره چهره و موهای فرفری سیاهش او را «مورو» میخواندند، در حالیکه خود او از فرزندانش میخواست «نیک پیر» یا «چارلی» صدایش کنند. کارل مارکس نیز به دوستان و خانوادهاش نیز القاب و نام مستعار میداد. او فریدریش انگلس را «ژنرال»، خدمتکار خانهاش هلن را «لنچن» یا «نیم» دختر بزرگش را «کویی کویی، امپراتور چین» و دختر دومش را «کاکادو» یا «هوتنتوت» خطاب میکرد.
| |
|
| |
| == تاثیر مارکس بر انقلابیون ==
| |
| کارل مارکس فرزند سوم هاینریش مارکس لوی (Marx Levi)، یک وکیل دادگستری یهودی بود که از خانوادهٔ خاخامهای معروف شهر محسوب میشد. هاینریش «مارکس لوی» به خاطر محدودیتهایی که دولت پروس برای حقوقدانان یهودی قائل شده بود و به خاطر این که بتواند شغل خود را در دادگستری حفظ کند، به شاخهٔ پروتستان مسیحیت گروید و از آن پس خود را هاینریش مارکس نامید. در سال ۱۸۲۴ فرزندان وی نیز به مسیحیت گرویدند.
| |
|
| |
| کارل مارکس در شهر تریر دورهٔ دبیرستان را به پایان رساند و در دانشگاه شهر بن به تحصیل رشتهٔ حقوق پرداخت. یک سال بعد به برلین عزیمت کرد و در دانشگاه آن شهر در رشتههای فلسفه و تاریخ به تحصیل ادامه داد. مارکس در سال ۱۸۴۱ با ارائهٔ تز دکترای خود دربارهٔ اختلاف فلسفهٔ طبیعت دموکریتوس و اپیکور تحصیلات دانشگاهی خود را از راه مکاتبهای در دانشگاه ینا به پایان رساند. او به امید آن که بتواند در دانشگاه بن تدریس کند به آن شهر رفت ولی دولت پروس مانع اشتغال وی بهعنوان استاد دانشگاه شد. مارکس در این زمان به روزنامهٔ نوبنیاد لیبرالهای جبههٔ اوپوزیسیون شهر کلن پیوست و بهعنوان عضو ارشد کادر تحریریهٔ روزنامه مشغول به کار شد. در این دوره مارکس یک هگلی بود و در برلین به حلقهٔ هگلیهای چپ (شامل برونو باوئر و دیگران) تعلّق داشت. در طول همین سالها لودویگ فویرباخ نقد خود را از مذهب آغاز نموده و به تبیین دیدگاه ماتریالیستی خود پرداخت. ماتریالیسم فویرباخ در سال ۱۸۴۱ در کتاب جوهر مسیحیت به اوج خود رسید. دیدگاههای فویرباخ، بهخصوص مفهوم بیگانگی مذهبی او، تأثیر زیادی بر سیر تحوّل اندیشهٔ مارکس گذاشت. این تأثیرات را میتوان بهوضوح در کتاب «دستنوشتههای اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴» و بهصورت پختهتری در کتاب سرمایه مشاهده کرد.
| |
|
| |
| مارکس مبارزهٔ عملی سیاسی و فلسفی را بههمراه دوست نزدیکش، فردریک انگلس، آغاز کرد و با او بود که یک سال پیش از انقلابات ۱۸۴۸ «بیانیهٔ کمونیست» را به رشتهٔ تحریر درآورد. مارکس در این سالها با محیط دانشگاهی و ایدهآلیسم آلمانی و هگلیهای جوان قطع رابطه کرد و به مسائل جنبش کارگری اروپا پرداخت و از ابتدا در انجمن بینالملل اول که در ۱۸۶۴ تأسیس شد، نقش بازی کرد و نهایتاً دبیر این انجمن شد. او اوّلین جلد کتاب مشهورش، سرمایه، را در ۱۸۶۷ منتشر کرد. این کتاب حاوی نظریات او در نقد اقتصاد سیاسی است.
| |
|
| |
| == ابعاد شخصیت مارکس ==
| |
| در یک نظرخواهی از شنوندگان «رادیو ۴» (ایستگاه رادیویی متعلّق به رادیوی بیبیسی انگلستان در سال ۲۰۰۵)، کارل مارکس به عنوان بزرگترین متفکر هزارهٔ دوم انتخاب شد. پیشتر در آغاز هزارهٔ جدید کاری مشابه توسّط وبگاه انگلیسی زبان بیبیسی انجام گرفته بود که ۲ میلیون نفر از مردم کشورهای گوناگون از سرتاسر جهان در این نظرخواهی شرکت کرده و از میان اندیشمندان هزاره، کارل مارکس مقام نخست را یافت و آلبرت انیشتین و آیزاک نیوتون با فاصلهای بسیار از او بهعنوان نفرات دوم و سوم انتخاب شدند.
| |
|
| |
| برتراند راسل، فیلسوف مشهور انگلیسی بر این عقیده است که مارکس از یک جهت مانند هاجسکین محصول رادیکالهای فلسفی است، و مذهب عقلانی آنها و مخالفتشان را با رمانتیکها ادامه میدهد؛ از جهت دیگر احیا کننده مجدد فلسفه مادی است. مارکس تعبیر تازهای از این فلسفه به دست داده و میان آن و تاریخ بشر رابطه جدیدی برقرار کرده است. باز از جهت دیگر، مارکس آخرین فرد سلسله دستگاه سازان بزرگ و جانشین هگل است؛ و مانند هگل به یک فرمول عقلانی که سیر تکامل نوع بشر را خلاصه میکند اعتقاد دارد. تأکید بر هر کدام از این جهات به قیمت فراموش کردن جهات دیگر منظره مخدوشی از فلسفه مارکس به دست خواهد داد.
| |
|
| |
| == وصیت نامهی مارکس ==
| |
|
| |
| لنین در وصیتنامه خویش جانب تروتسکی را در مقابل استالین گرفت: «استالین بسیار خشن است و این نقص که برای ما کمونیستها قابل پذیرش است در مقام دبیر کلی حزب قابل پذیرش نیست. لذا به رفقا پیشنهاد میکنم راهی را بیابند که استالین را از مقام خود برکنار کرده و فرد دیگری را که از تمام جهات برتری، از استالین متفاوت باشد به جای او بگمارند.»
| |
|
| |
| == آثار مارکس ==
| |
| از کارل مارکس آثار زیر برجای مانده است: اختلاف بین فلسفه طبیعی دموکریت و اپیکور، مقدمه ای بر نقد اقتصاد سیاسی، تئوریهای ارزش افزوده، تزهائی در بارهی فویرباخ، جنگ داخلی فرانسه، جنگ داخلی آمریکا، درباره مسأله یهود، فقر فلسفه، مانیفست فلسفی مکتب تاریخی حقوق، کارمزدی و سرمایه، هیجدهم برومر لوئی بناپارت، یادداشتهائی در مورد جیمز میل، نقد فلسفه حق هگل، نبردهای طبقاتی در فرانسه، کشتارهای بلژیکی، کژدم و فلیکس، دست نوشته های اقتصادی و فلسفی و سرمایه (در سه جلد).
| |
|
| |
| == گاهشماری مارکس ==
| |
| ۱۸۷۰ (۱۰ آوریل) تولد لنین در سیمبرسک
| |
|
| |
| ۱۸۸۱ قتل الکساندر دوم
| |
|
| |
| ۱۸۸۳ تاسیس گروه آزادی کار در ژنو به وسیلهی پلخانف
| |
|
| |
| ۱۸۸۷ اعدام الکساندر اولیانف برادر بزرگتر لنین
| |
|
| |
| ۱۸۹۳ - ۱۸۹۵ استقرار لنین در سن پترزبورگ و ملاقات با کروپسکایا
| |
|
| |
| ۱۸۹۵ بازداشت لنین تا ۱۸۹۷
| |
|
| |
| ۱۸۹۷ تبعید به سیبری و پیوستن کروپسکایا به وی
| |
|
| |
| ۱۸۹۸ بنیانگذاری حزب سوسیال - دموکرات روسیه در شهر مینسک
| |
|
| |
| ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۰ شورشهای دانشجویی در روسیه
| |
|
| |
| ۱۹۰۰ ترک سیبری و اقامت در سویس با نام لنین
| |
|
| |
| ۱۹۰۰ انتشار اولین شماره روزنامهی ایسکرا
| |
|
| |
| ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۲ تشکیل حزب
| |
|
| |
| ۱۹۰۲ نوشتن کتاب چه باید کرد؟
| |
|
| |
| ۱۹۰۳ تشکیل دومین کنگره حزب سوسیال دموکرات روسیه و انشعاب آن به بولشویکها و منشویکها
| |
|
| |
| ۱۹۰۴ آغاز جنگ روس و ژاپن
| |
|
| |
| ۱۹۰۴ لنین کتاب یک گام به پیش، دو گام به پس را نوشت
| |
|
| |
| ۱۹۰۵
| |
|
| |
| انقلاب در ۹ ژانویه با یکشنبه خونین آغاز شد
| |
|
| |
| ۱۲ تا ۲۷ آوریل سومین کنگره خزب در لندن
| |
|
| |
| ۲۵ اوت عهدنامهی پرتسموث، پایان جنگ روس و ژاپن
| |
|
| |
| ۷ تا ۹ سپتامبر کنفرانس سازمانهای سوسیال دموکرات در ریگا، بازگشت لنین به روسیه
| |
|
| |
| ۱۷ اکتبر مانیفست امپراتور وعده اصلاحات و قانون اساسی میدهد
| |
|
| |
| اکتبر، اعتصاب عمومی در روسیه
| |
|
| |
| ۶ تا ۱۷ دسامبر قیام مسکو
| |
|
| |
| ۱۲ تا ۱۷ دسامبر اولین کنفرانس حزب psdor در تامر فورس
| |
|
| |
| ۱۹۰۶
| |
|
| |
| ۱۰ تا ۲۵ آوریل چهارمین کنگره psdor موسوم به کنگرهی اتحاد در استکهلم
| |
|
| |
| ۲۷ آوریل انتخابات دوما
| |
|
| |
| ۳ تا ۷ نوامبر دومین کنفرانس حزب psdor در تامر فورس
| |
|
| |
| ۹ نوامبر اصلاحات ارضی استولیپین
| |
|
| |
| ۱۹۰۷
| |
|
| |
| ۲۰ فوریه دومای دوم
| |
|
| |
| آوریل و مه پنجمین کنگره psdor در لندن
| |
|
| |
| ۳ تا ۵ اوت کنفرانس کوتلا
| |
|
| |
| اول نوامبر انتخابات دومای سوم، لنین روسیه را ترک و در سویس مستقر شد
| |
|
| |
| ۵ تا ۱۲ نوامبر چهارمین کنفرانس حزب در هلسینگفورس
| |
|
| |
| ۱۹۰۸ دسامبر پنجمین کنفرانس حزب در پاریس
| |
|
| |
| ۱۹۱۰ ژانویه پلنوم کمیتهی مرکزی psdor، آخرین تلاشها برای اتحاد بلشویکها و منشویکها
| |
|
| |
| ۱۹۱۱ تشکیل مدرسهی کادرهای حزب در لونٰژومو، حومهی پاریس
| |
|
| |
| ۱۹۱۱ اول سپتامبر قتل استولیپین
| |
|
| |
| ۱۹۱۲
| |
|
| |
| ژانویه ششمین کنفرانس حزب در پراگ، بلشویکها اعلام موجودیت میکنند
| |
|
| |
| آوریل تیراندازی در لنا
| |
|
| |
| ۲۳ انتشار اولین شمارهی پراودا
| |
|
| |
| تابستان لنین در کراکووی مستقر میشود
| |
|
| |
| اوت کنفرانس وین به وسیلهی تروتسکی سازمان داده میشود، جدایی قطعی بین منشویکها و بلشویکها
| |
|
| |
| نوامبر افتتاح دومای چهارم
| |
|
| |
| ۲۴ نوامبر کنگرهی بال، در سویس دومین انترناسیونال برای عدم پذیرش جنگ بعنوان یک امر ملی و میهن پرستانه
| |
|
| |
| ۱۹۱۴
| |
|
| |
| ۲۸ ژوئن قتل آرشیدوک فرانسوا فردیناند ولیعهد اتریش در سارایوو
| |
|
| |
| ۲۰ تا ۲۴ ژوئیه دیدار پوانکاره رئیس جمهور فرانسه از روسیه
| |
|
| |
| اجلاس انترناسیونال در بروکسل
| |
|
| |
| اول اوت آلمان به روسیه اعلان جنگ میدهد
| |
|
| |
| آخر ماه اوت شکست روسیه در کنار دریاچههای مازوری بازگشت لنین به سویس
| |
|
| |
| ۱۹۱۵ ۵ تا ۸ سپتامبر کنفرانس زیمروالد، لنین کتاب امپریالیسم بالاترین مرحلهی سرمایهداری را مینویسد
| |
|
| |
| ۱۹۱۶
| |
|
| |
| فوریه کنفرانس کینتال
| |
|
| |
| مارس حملهی روسیه در جبهه شمال برای کاستن فشار از روی ارتش فرانسه که در وردون در محاصرهی آلمان قرار گرفته بود
| |
|
| |
| ۱۷ دسامبر قتل راسپوتین
| |
|
| |
| ۱۹۱۷
| |
|
| |
| ۲۳ تا ۲۵ فوریه انقلاب در پتروگراد
| |
|
| |
| ۲۷ فوریه تصرف کاخ زمستانی شوراها در کاخ تورید مستقر میشوند
| |
|
| |
| ۲ مارس تشکیل حکومت موقت و استعفای نیکلای دوم
| |
|
| |
| ۹ مارس ایالات متحده حکومت موقت را به رسمیت میشناسد
| |
|
| |
| ۲۳ فوریه روز بین المللی زن . تظاهرات در سن پترزبورگ آغاز میشود.
| |
|
| |
| ۲۷ فوریه آخرین دولت تزاری به نخست وزیری شاهزاده گلیتسین استعفا میکند.
| |
|
| |
| ۲۸ فوریه تشکیل شورای پتروگراد
| |
|
| |
| ۲ مارس کنارهگیری نیکلای دوم از سلطنت
| |
|
| |
| ۳ آوریل لنین وارد پتروگراد میشود
| |
|
| |
| ۴ آوریل انتشار تزهای آوریل توسط لنین
| |
|
| |
| ۲۴ تا ۲۹ آوریل تشکیل هفتمین کنفرانس بلشویکها
| |
|
| |
| ۵ مه تشکیل دولت ائتلافی
| |
|
| |
| ژوئن تهاجم ناموفق کرنسکی، اولین کنگره پان روس شوراها
| |
|
| |
| ۳-۵ ژوئیه تظاهرات مسلحانهی کارگران، سربازان، و ملوانان کرونشتات. بازداشت بلشویکها توسط دولت کرنسکی و مخفی شدن لنین
| |
|
| |
| ۲۳ ژوئیه تا ۳ اوت کنگره بلشویکها با شعار وحدت و پیوستن تروتسکی به بلشویکها
| |
|
| |
| ۲۶ اوت تلاش کورنیلوف برای کودتا فرومیپاشد.
| |
|
| |
| سپتامبر بلشویک ها در شوراهای پتروگراد و مسکو حائز اکثریت میشوند.
| |
|
| |
| ۲۵ سپتامبر تروتسکی آزاد و به ریاست شورای پتروگراد انتخاب میشود.
| |
|
| |
| ۱۰ اکتبر کمیته مرکزی بلشویکها تصمیم به قیام میگیرد.
| |
|
| |
| ۲۵-۲۶ اکتبر انقلاب پیروز میشود و بلشویک ها قدرت را به دست میگیرند.
| |
|
| |
| ۲۶ اکتبر لنین فرمان راجع به زمین و صلح را صادر میکند و دولت شوروی تشکیل میشود.
| |
|
| |
| ۱۲ تا ۲۷ نوامبر انتخابات مجلس مؤسسان
| |
|
| |
| ۲ دسامبر آتش بس آلمان و روسیه مذاکرات برست لیتوفسک
| |
|
| |
| ۷ دسامبر تشکیل چکا ( کمیسیون فوقالعاده برای مبارزه با ضد انقلاب و خرابکاری ) .
| |
|
| |
| ۱۹۱۸
| |
|
| |
| ۵ ژانویه بلشویکها مجلس مؤسسان را منحل میکنند.
| |
|
| |
| ژانویه ارتش داوطلب ضد بلشویک تشکیل میشود.
| |
|
| |
| ۲۱ ژانویه سوونارکوم تمام طلبهای حکومت تزاری را کان لم یکن اعلام میکند.
| |
|
| |
| ۳ مارس دولت شوروی با قدرتهای محور در برستلیتوفسک پیمان صلح امضا میکند.
| |
|
| |
| ۶ تا ۸ مارس هفتمین کنگره بلشویکها
| |
|
| |
| مارس مداخلهی متفقین آغاز میشود.
| |
|
| |
| مه سربازان چکسلواکی که با خط آهن سراسری سیبری مسافرت میکنند برضد دولت شوروی شورش میکنند و به این وسیله این امکان را برای سفیدها فراهم میآورند که حرکت خود را در سیبری سازمان دهند.
| |
|
| |
| مه آغاز جنگ داخلی
| |
|
| |
| تابستان برقراری سیاستهای کمونیسم جنگی
| |
|
| |
| ۶ ژوئیه شورش سوسیالیستهای انقلابی
| |
|
| |
| ۱۷ ژوئیه اعدام تزار و خانوادهاش
| |
|
| |
| ۳۰ اوت ترور لنین توسط اف کاپلان و آغاز خشونت سرخ
| |
|
| |
| نوامبر دریاسالار کلچاک رهبری نیروهای ضد بلشویک در سیبری را به عهده میگیرد. پایان جنگ در اروپا مداخلهی متفقین را دگرگون میسازد.
| |
|
| |
| ۱۹۱۹
| |
|
| |
| پاریس آغاز کنفرانس صلح
| |
|
| |
| ۱۵ ژانویه قتل رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت
| |
|
| |
| ۲ تا ۷ مارس تأسیس بین الملل کمونیست در مسکو
| |
|
| |
| بهار ارتشهای کلچاک، مسکو را تهدید میکنند.
| |
|
| |
| اکتبر ارتشهای دنیکین و کلچاک، ۲۰۰ میلی مسکو، را اشغال میکنند.
| |
|
| |
| زمستان ارتش یودنیچ پتروگراد را تهدید میکند.
| |
|
| |
| ارتش سرخ در تمام جبههها پیروز است.
| |
|
| |
| ۲ تا ۴ دسامبر هشتمین کنفرانس بلشویکها
| |
|
| |
| ۱۹۲۰
| |
|
| |
| شکست سفیدها در سیبری
| |
|
| |
| ۲۹ مارس نهمین کنگره حزب
| |
|
| |
| ۲۴ آوریل جنگ شوروی ـ لهستان
| |
|
| |
| ۲۱ ژوئیه دومین کنگره بینالملل کمونیست
| |
|
| |
| اوت شکست ارتش سرخ در دروازهی ورشو
| |
|
| |
| سپتامبر کنگره ی مردمان کارگر شرق در باکو
| |
|
| |
| ۱۳ اکتبر صلح با لهستان
| |
|
| |
| ۲۵ اکتبر تا ۱۶ نوامبر شکست ژنرال ورانگل، رهبر آخرین ارتش سفید، وی کریمه را برای تبعید ترک میکند.
| |
|
| |
| زمستان حکومت شوروی در سه جمهوری قفقاز برقرار میشود. مداخلهی متفقین پایان مییابد.
| |
|
| |
| ۱۹۲۱
| |
|
| |
| ژانویه قیام دهقانان تامبوف
| |
|
| |
| مارس قیام ملاحان کرونشتات
| |
|
| |
| دهمین کنگرهی حزب قطعنامهی ضد جناحها را به تصویب میرساند، سیاست نپ به اجرا درمیآید.
| |
|
| |
| ۲۴ ژوئن تا ۱۳ ژوئیه سومین کنگره بینالملل کمونیست
| |
|
| |
| اوت تصفیهی حزب
| |
|
| |
| ۱۲ اکتبر تاسیس بانک دولتی
| |
|
| |
| ۱۹۲۱ـ۱۹۲۲ قحطی
| |
|
| |
| ۱۹۲۲
| |
|
| |
| ۶ فوریه نام چکا به گ پ او تغییر مییابد.
| |
|
| |
| ۲۶ فوریه مصادرهی اموال کلیسا مبارزات ضد مذهبی
| |
|
| |
| ۲ آوریل استالین دبیر کل کمیته مرکزی میشود.
| |
|
| |
| ۲۶ مه اولین سکته مغزی لنین او تا اکتبر کارها را رها میکند.
| |
|
| |
| ژوئن محاکمهی سوسیالیستهای انقلابی
| |
|
| |
| ۴ نوامبر تا ۵ دسامبر چهارمین کنگره بینالملل کمونیست
| |
|
| |
| ۱۶ دسامبر دومین سکته مغزی لنین
| |
|
| |
| ۲۲ دسامبر نامه موسوم به وصیت نامه توسط لنین به کنگره
| |
|
| |
| ۳۰ دسامبر تأسیس اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
| |
|
| |
| ۳۰ و ۳۱ دسامبر لنین یادداشتهای خود در باره مسئله ملی را دیکته میکند
| |
|
| |
| ۱۹۲۳
| |
|
| |
| ۴ ژانویه یادداشت لنین درباره دور کردن استالین از قدرت
| |
|
| |
| ژانویه تا مارس لنین آخرین مطالب خود را دیکته میکند
| |
|
| |
| ۶ مارس قطع رابطه لنین با استالین
| |
|
| |
| ۱۷ تا ۲۵ آوریل دوازدهمین کنگره حزب بدون حضور لنین
| |
|
| |
| ۲۳ اکتبر چهل و شش رهبر از گروه حاکم انتقاد میکنند.
| |
|
| |
| ۱۹۲۴
| |
|
| |
| سیزدهمین کنفرانس حزب محکوم کردن نظریات تروتسکی
| |
|
| |
| ۲۱ ژانویه درگذشت و. ا. لنین و جانشینی ریکوف در مقام رئیس دولت
| |
|
| |
| ۳۱ ژانویه قانون اساسی شوروی به تصویب میرسد.
| |
|
| |
| مارس برقراری روبل ثابت
| |
|
| |
| == منابع ==
| |
| <references />
| |