مولوی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
|امضا = | |امضا = | ||
}} | }} | ||
'''مولانا جلالالدین محمد بلخی'''، با نام کامل | '''مولانا جلالالدین محمد بلخی'''، با نام کامل محمدبن محمدبن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی (زادهی ۱۵ مهر ۵۸۶ ه.ش، بلخ – درگذشتهی ۴ دی ۶۵۲ ه.ش، قونیه ترکیه) از مشهورترین شاعران و عارفان ایرانی است. مولانا به ملّای رومی و مولوی رومی نیز مشهور است. تخلص او در اشعار خاموش، خامُش و خموش عنوان شده است. پدر مولانا معروف به بهاءالدین ولد و سلطانالعلما، از اکابر صوفیه و عارفان بود. خانواده مولانا همزمان با حمله مغول، از بلخ کوچ کردند. | ||
مولانا همراه با خانواده پس از سفری طولانی سرانجام به دعوت پادشاه سلجوقی روم، عازم قونیه شدند؛ و تا آخر عمر ساکن آن دیار بودند. مولانا در طول سفر با '''[[عطار نیشابوری]]''' ملاقات داشت. سید برهانالدین محقق ترمذی، یکی از مریدان پدر مولانا بود. وی نخستین کسی بود که مولانا جلالالدین را به وادی طریقت راهنمایی کرد. مولانا جلالالدین در سن ۳۷ سالگی عارف و دانشمند دوران خود شد و همه از وجود او بهرهمند بودند تا اینکه شمسالدین محمد بن ملکداد تبریزی، معروف به شمس تبریزی در ۱۶ آذرماه ۶۲۳ ه.ش، با مولانا آشنا شد و مولانا به یکباره شیفتهی او شد. پس از آن مولانا دوران پُرشوری را آغاز کرد. طی ۳۰ سال مولانا آثاری از خود برجای گذاشت که از عالیترین نتایج اندیشهی بشری است. | |||
شمس تبریزی تقریباً در سال ۶۲۳ ه.ش، به مولانا جلالالدین پیوست. شمس چنان مولانا را شیفته کرد که درس و وعظ و منبر را کنار گذاشت و به شعر و دف و سماع روی آورد. مولانا از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پرشور عرفانی پرداخت. پس از غیبت شمس، شیخ صلاحالدین زرکوب تا حدودی جای خالی شمس تبریزی را برای مولانا پُر کرد. پس از وفات زرکوب، حسامالدین چلپی که یکی از مریدان مولانا بود تا ۱۰ سال همدم و انیس وی شد. مولانا جلالالدین به سفارش و تأکید حسامالدین چلپی مثنوی معنوی را به رشتهی تحریر درآورد. | |||
مجموعه آثار مولانا به دو دسته تقسیم میشود: آثار منظوم و منثور. آثار منظوم او شامل: غزلیات و رباعیات که در دیوان شمس تبریزی است و مثنوی معنوی که مشتمل بر شش دفتر است. آثار منثور مولانا شامل: فیه ما فیه، مجالس سبعه و مکاتیب یا مکتوبات است. در طول سالیان مدید برای علاقهمندان عرفان و حکمت، آثار مولانا از بهترین منابع موجود بودهاند. آثار مولانا در نقاط گوناگون جهان ترجمه شدهاند و موجب روی آوردن بسیاری از اندیشمندان دنیا به عرفان شرقی و شرقشناسی هستند. در واقع اشعار مولانا دروازه دخول به فرهنگ مشرقزمین و پارسیزبانان برای بسیاری از مردم جهان است. | |||
سرانجام مولانا پس از مدتها بیماری به دنبال تبی سوزان در ۴ دیماه ۶۵۲ ه.ش، درگذشت. در روز وفات مولانا، قونیه در سرما و یخبندان بود. سیل پرخروش مردم از پیر و جوان تا مسلمان و گبر، مسیحی و یهودی همگی در این ماتم شرکت داشتند. آرامگاه و موزه مولانا جلالالدین بلخی در شهر قونیه ترکیه و در بین استانهای آنکارا و آنتالیا در محلهی غزیزیه، خیابان مولانا واقع شده است. قونیه یکی از بزرگترین استانهای ترکیه که بیش از یک میلیوننفر جمعیت دارد. موزه مولانا یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری کشور ترکیه به حساب میآید. | |||
== خانواده مولانا == | == خانواده مولانا == | ||
مولانا جلالالدین محمد بلخی، با نام کامل ”جلالالدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی” در ۱۵ مهرماه ۵۸۶ هجری شمسی برابر با ۶ ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری، در بلخ زاده شد. پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطانالعلما، از اکابر صوفیه و عارفان بود؛ و در طریقت نسبت او به احمد غزالی برمیگشت. او در عرفان و سلوک پیشینهای دیرین داشت؛ و اهل بحث و جدال نبود. سلطانالعلماء معرفت و دانش حقیقی را در سلوک باطنی میدانست و مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی را رد میکرد. از اینرو اهل کلام و مناقشه با او مخالفت کردند. از جمله مخالفان او، فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود؛ و بیش از دیگران خوارزمشاه را بر ضد پدر مولانا برانگیخت.<ref name=":0">[http://persian-man.ir/senior/poets/%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C/ زندگینامه جلالالدین محمد بلخی - سایت مردان پارس]</ref> | مولانا جلالالدین محمد بلخی، با نام کامل ”جلالالدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی” در ۱۵ مهرماه ۵۸۶ هجری شمسی برابر با ۶ ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری، در بلخ زاده شد. پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطانالعلما، از اکابر صوفیه و عارفان بود؛ و در طریقت نسبت او به احمد غزالی برمیگشت. او در عرفان و سلوک پیشینهای دیرین داشت؛ و اهل بحث و جدال نبود. | ||
سلطانالعلماء معرفت و دانش حقیقی را در سلوک باطنی میدانست و مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی را رد میکرد. از اینرو اهل کلام و مناقشه با او مخالفت کردند. از جمله مخالفان او، فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود؛ و بیش از دیگران خوارزمشاه را بر ضد پدر مولانا برانگیخت.<ref name=":0">[http://persian-man.ir/senior/poets/%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C/ زندگینامه جلالالدین محمد بلخی - سایت مردان پارس]</ref> | |||
== هجرت از بلخ == | == هجرت از بلخ == | ||
| خط ۵۶: | خط ۶۶: | ||
مولانا در طول سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، ضمن ستایش مولانا او را به پدرش سفارش کرد؛ و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد.<ref name=":0" /> | مولانا در طول سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، ضمن ستایش مولانا او را به پدرش سفارش کرد؛ و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد.<ref name=":0" /> | ||
مولانا موقع ملاقات با عطار نیشابوری پنج سال داشت. عطار به بهاءالدین پدر مولانا میگوید:<blockquote>«این پسر را گرامی بدار. زود باشد که این پسر تو، آتش در سوختگان عالم زند.»</blockquote>ابن عربی فیلسوف و عارف مشهور نیز، روزی مولانای جوان را میبیند که پشت سر پدر بزرگوارش میرفته است. ابن عربی میگوید | مولانا موقع ملاقات با عطار نیشابوری پنج سال داشت. عطار به بهاءالدین پدر مولانا میگوید:<blockquote>«این پسر را گرامی بدار. زود باشد که این پسر تو، آتش در سوختگان عالم زند.»</blockquote>ابن عربی فیلسوف و عارف مشهور نیز، روزی مولانای جوان را میبیند که پشت سر پدر بزرگوارش میرفته است. ابن عربی میگوید ”سبحانالله اقیانوسی از پی دریا میرود”.<ref name=":1">[https://www.kojaro.com/2020/9/10/190731/rumi-poet-biography/ زندگینامه مولانا - سایت کجارو]</ref> | ||
== کشورهای سکونت == | == کشورهای سکونت == | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۱۳: | ||
=== آشنایی شمس به مولانا === | === آشنایی شمس به مولانا === | ||
روزی مولانا جلاالدین از راه بازار به خانه بازمیگشت که عابری ناشناس جلویش سبز شد و از او پرسید: ای صراف عالم معنی، محمد (ص) برتر بود یا بایزید بسطامی؟!. مولانا با لحنی خشمگینانه جواب داد: محمد (ص) سر حلقه انبیاست. بایزید بسطام را با او چه نسبت؟. شمس گفت: پس چرا آن یک سبحانک ما عرفناک گفت و این یک سبحانی ما اعظم شأنی به زبان راند؟. مولانا اندکی فکر کرد و گفت: بایزید تنگحوصله بود، به یک جرعه عربده کرد. محمد (ص) دریانوش بود، به یک جام عقل و سکون خود را از دست نداد. پس از این گفتار بود که بیگانگی آن دو عارف به آشنایی تبدیل شد. شمس تبریزی به مولانا جلاالدین گفته بود، از راه دور به جستجویت آمدهام؛ اما با این بار گران علم و پندار که بر دوش داری چهگونه به ملاقات الله میتوانی رسید؟. مولانا به او پاسخ داده بود که مرا ترک مکن درویش و این بار مزاحم را از شانههایم بردار. | روزی مولانا جلاالدین از راه بازار به خانه بازمیگشت که عابری ناشناس جلویش سبز شد و از او پرسید: ای صراف عالم معنی، محمد (ص) برتر بود یا بایزید بسطامی؟!. مولانا با لحنی خشمگینانه جواب داد: محمد (ص) سر حلقه انبیاست. بایزید بسطام را با او چه نسبت؟. شمس گفت: پس چرا آن یک سبحانک ما عرفناک گفت و این یک سبحانی ما اعظم شأنی به زبان راند؟. | ||
مولانا اندکی فکر کرد و گفت: بایزید تنگحوصله بود، به یک جرعه عربده کرد. محمد (ص) دریانوش بود، به یک جام عقل و سکون خود را از دست نداد. پس از این گفتار بود که بیگانگی آن دو عارف به آشنایی تبدیل شد. شمس تبریزی به مولانا جلاالدین گفته بود، از راه دور به جستجویت آمدهام؛ اما با این بار گران علم و پندار که بر دوش داری چهگونه به ملاقات الله میتوانی رسید؟. مولانا به او پاسخ داده بود که مرا ترک مکن درویش و این بار مزاحم را از شانههایم بردار. | |||
شمس تبریزی تقریباً در سال ۶۲۳ ه.ش، به مولانا جلاالدین پیوست. شمس چنان مولانا را شیفته کرد که درس و وعظ و منبر را کنار گذاشت و به شعر و دف و سماع روی آورد. مولانا از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد؛ و به سرودن اشعار پرشور عرفانی پرداخت. کسی نمیداند که شمس تبریزی به مولانا چه گفت و چه آموخت که اینچنین دگرگونش کرد؛ اما روشن است که شمس تبریزی عالم و جهاندیده بوده است و برخلاف گمان برخیها که او را از حیث دانش و فن بیبهره میپنداشتند، نوشتههای او بهترین شاهد و گواه بر علم و دانش گستردهاش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است.<ref name=":0" /> | شمس تبریزی تقریباً در سال ۶۲۳ ه.ش، به مولانا جلاالدین پیوست. شمس چنان مولانا را شیفته کرد که درس و وعظ و منبر را کنار گذاشت و به شعر و دف و سماع روی آورد. مولانا از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد؛ و به سرودن اشعار پرشور عرفانی پرداخت. کسی نمیداند که شمس تبریزی به مولانا چه گفت و چه آموخت که اینچنین دگرگونش کرد؛ اما روشن است که شمس تبریزی عالم و جهاندیده بوده است و برخلاف گمان برخیها که او را از حیث دانش و فن بیبهره میپنداشتند، نوشتههای او بهترین شاهد و گواه بر علم و دانش گستردهاش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است.<ref name=":0" /> | ||
| خط ۱۹۴: | خط ۲۰۶: | ||
در واقع آرامگاه مولانا در خانهی محل سکونتش در گذشته قرار دارد؛ و در طول ایام سال و بهویژه سالگرد تولد و درگذشت مولانا، مراسم گوناگونی در این آرامگاه برگزار میشود. هر ساله ۷ تا ۱۷ دسامبر، بهمدت ده شب، بزرگداشت مولانا را به مناسبت سالگرد درگذشت این عارف و شاعر نامی ایرانزمین برگزار میکنند. برگزاری این مراسم در این شبها با مناسکی خاص همراه است. مراسم این ده شب با اجرای نمایش و رقصهای گروهی سماع، بخشهای گوناگونی از زندگی مولانا رابه تصویر میکشند. '''«سایت کجارو»''' | در واقع آرامگاه مولانا در خانهی محل سکونتش در گذشته قرار دارد؛ و در طول ایام سال و بهویژه سالگرد تولد و درگذشت مولانا، مراسم گوناگونی در این آرامگاه برگزار میشود. هر ساله ۷ تا ۱۷ دسامبر، بهمدت ده شب، بزرگداشت مولانا را به مناسبت سالگرد درگذشت این عارف و شاعر نامی ایرانزمین برگزار میکنند. برگزاری این مراسم در این شبها با مناسکی خاص همراه است. مراسم این ده شب با اجرای نمایش و رقصهای گروهی سماع، بخشهای گوناگونی از زندگی مولانا رابه تصویر میکشند. '''«سایت کجارو»''' | ||
[[پرونده:چشمه تزکیه یا شست و شو.jpg|جایگزین=چشمه تزکیه یا شستوشو در مقبره و موزه مولانا|بندانگشتی|248x248پیکسل|چشمه تزکیه یا شستوشو در مقبره و موزه مولانا]] | [[پرونده:چشمه تزکیه یا شست و شو.jpg|جایگزین=چشمه تزکیه یا شستوشو در مقبره و موزه مولانا|بندانگشتی|248x248پیکسل|چشمه تزکیه یا شستوشو در مقبره و موزه مولانا]] | ||
مزار مولانا بر روی تپهای با ارتفاع ۱۰۱۶، متر بنا شده است؛ و منظرهای بسیار دیدنی دارد. این تپه تا کنون چندین بار مورد کاوش باستانشناسان قرار گرفته است. در این تپه آثار ارزشمندی به دست آمده است که متعلق به هزاران سال پیش هستند. مساحت مزار مولانا در آغاز ۶.۵۰۰، متر مربع بود؛ اما اکنون گسترش یافته و به ۱۸.۰۰۰، متر مربع رسیده است. ساخت مقبره مولانا یک سال پس از مرگش در سال ۱۲۷۴، آغاز شد؛ و با نظارت همسر امیرسلیمان سلجوقی به پایان رسید. همچنین در سال ۱۸۵۴میلادی، نیز چند بخش دیگر به این مقبره افزوده شد تا جمعیت بیشتری را پذیرا باشد. بر فراز قبر مولانا یک گنبد مخروطی شکل به رنگ فیروزهای ساخته شده است که تشکیلشده از صدها سفال است؛ و اکنون مقبرهی این عارف و شاعر نامآور با همین گنبد فیروزهای شناخته میشود. در سال ۱۹۲۶میلادی، تبدیل مزار مولانا به موزه آغاز شد؛ و در سال ۱۹۲۷میلادی، مقبرهی او به شکل کامل به موزه تبدیل شده بود؛ و در سال ۱۹۵۴میلادی، مقبرهی مولانا را موزهی مولانا نامیدند. موزه مولانا یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری کشور ترکیه به حساب میآید.<ref>[https://www.karnaval.ir/things-to-do/mevlana-museum-konya-turkey آرامگاه مولانا در قونیه - سایت کارناوال]</ref> | مزار مولانا بر روی تپهای با ارتفاع ۱۰۱۶، متر بنا شده است؛ و منظرهای بسیار دیدنی دارد. این تپه تا کنون چندین بار مورد کاوش باستانشناسان قرار گرفته است. در این تپه آثار ارزشمندی به دست آمده است که متعلق به هزاران سال پیش هستند. مساحت مزار مولانا در آغاز ۶.۵۰۰، متر مربع بود؛ اما اکنون گسترش یافته و به ۱۸.۰۰۰، متر مربع رسیده است. | ||
ساخت مقبره مولانا یک سال پس از مرگش در سال ۱۲۷۴، آغاز شد؛ و با نظارت همسر امیرسلیمان سلجوقی به پایان رسید. همچنین در سال ۱۸۵۴میلادی، نیز چند بخش دیگر به این مقبره افزوده شد تا جمعیت بیشتری را پذیرا باشد. بر فراز قبر مولانا یک گنبد مخروطی شکل به رنگ فیروزهای ساخته شده است که تشکیلشده از صدها سفال است؛ و اکنون مقبرهی این عارف و شاعر نامآور با همین گنبد فیروزهای شناخته میشود. | |||
در سال ۱۹۲۶میلادی، تبدیل مزار مولانا به موزه آغاز شد؛ و در سال ۱۹۲۷میلادی، مقبرهی او به شکل کامل به موزه تبدیل شده بود؛ و در سال ۱۹۵۴میلادی، مقبرهی مولانا را موزهی مولانا نامیدند. موزه مولانا یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری کشور ترکیه به حساب میآید.<ref>[https://www.karnaval.ir/things-to-do/mevlana-museum-konya-turkey آرامگاه مولانا در قونیه - سایت کارناوال]</ref> | |||
همچنین در محل آرامگاه و موزه مولانا آثار ارزشمندی نظیر قرآن خطی و دستنوشتهها، دیوان حافظ، آلات موسیقی دوران رومی و آثار هنری دوره سلجوقیان نگهداری میشود. قسمتی از این موزه را هم به نگهداری از لباس، کلاه، تسبیح، جانماز و دیگر وسایل باقی مانده از دوران مولانا اختصاص دادهاند. | همچنین در محل آرامگاه و موزه مولانا آثار ارزشمندی نظیر قرآن خطی و دستنوشتهها، دیوان حافظ، آلات موسیقی دوران رومی و آثار هنری دوره سلجوقیان نگهداری میشود. قسمتی از این موزه را هم به نگهداری از لباس، کلاه، تسبیح، جانماز و دیگر وسایل باقی مانده از دوران مولانا اختصاص دادهاند. | ||
| خط ۴۳۵: | خط ۴۵۱: | ||
=== عشق از نگاه مولانا === | === عشق از نگاه مولانا === | ||
[[پرونده:عشق از... مولانا.JPG|جایگزین=عشق از نگاه مولانا|بندانگشتی|204x204پیکسل|عشق از نگاه مولانا]] | [[پرونده:عشق از... مولانا.JPG|جایگزین=عشق از نگاه مولانا|بندانگشتی|204x204پیکسل|عشق از نگاه مولانا]] | ||
نگاه مولانا به محبت، همان عشق الهی است که درمانگر همهی دردهای بیدرمانی است که بهقول خودش: از محبت دردها شافی شود. یکی از عُرفای هند میگوید: بیشتر عشق بورزید، عشق و خنده را در جهان گسترش بدهید. این تنها راه حفاظت جوامع بشریت، در برابر سلاحهای هستهای است. یکی از ویژگیهای شعر و کلام شاعران ایرانی نظیر [[حافظ | نگاه مولانا به محبت، همان عشق الهی است که درمانگر همهی دردهای بیدرمانی است که بهقول خودش: از محبت دردها شافی شود. یکی از عُرفای هند میگوید: بیشتر عشق بورزید، عشق و خنده را در جهان گسترش بدهید. این تنها راه حفاظت جوامع بشریت، در برابر سلاحهای هستهای است. یکی از ویژگیهای شعر و کلام شاعران ایرانی نظیر [[حافظ]]، سنائی، [[نظامی گنجوی|نظامی]]، [[سعدی]]، مولانا و… این است که به هر قیمت و با هر بهانهای از عشق و عاشق و معشوق سخن میگویند، انگار که مایههای اصلی همهی آثار ماندگار و ارزندهی آنان، چیزی جز عشق و عاشقی نیست. | ||
مولانا که خود دردآشنای عشق است؛ و طعم آنرا چشیده است، تجلی شگفتانگیز عشق را کلید رمز گنجینهی افکار و آثار خودش قرار داده و کتاب ذیقیمت مثنوی معنوی را با آن آغاز و با آن ختم کرده است. هرچند که مولانا خود و آثارش را به اعتبار عشق آغاز و پایانی نیست، همچنانکه خود گوید: ”همچو فکر عاشقان بیپا و سر!” مولوی همواره از عشق سخن میگوید؛ و آن را در دفتر اول مثنوی معنوی چنین توصیف میکند: | مولانا که خود دردآشنای عشق است؛ و طعم آنرا چشیده است، تجلی شگفتانگیز عشق را کلید رمز گنجینهی افکار و آثار خودش قرار داده و کتاب ذیقیمت مثنوی معنوی را با آن آغاز و با آن ختم کرده است. هرچند که مولانا خود و آثارش را به اعتبار عشق آغاز و پایانی نیست، همچنانکه خود گوید: ”همچو فکر عاشقان بیپا و سر!” مولوی همواره از عشق سخن میگوید؛ و آن را در دفتر اول مثنوی معنوی چنین توصیف میکند: | ||
| خط ۵۸۶: | خط ۶۰۲: | ||
{{ب|این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی|راه شدی تا نبُدی این همه گفتار مرا}}{{پایان شعر}} | {{ب|این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی|راه شدی تا نبُدی این همه گفتار مرا}}{{پایان شعر}} | ||
'''آخرین غزل مولانا''' | === '''آخرین غزل مولانا''' === | ||
مولانا در بستر بیماری و در آخرین لحظات حیاتش که فرزندش بالای سرش بود، این غزل را سرود: | مولانا در بستر بیماری و در آخرین لحظات حیاتش که فرزندش بالای سرش بود، این غزل را سرود: | ||
{{شعر}}{{ب|رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن|ترک من خراب شب گرد مبتلا کن}} | |||
{{ب|ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها|خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن}} | |||
{{ب|از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی|بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن}} | {{ب|از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی|بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن}} | ||
{{ب| | {{ب|ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده|بر آب دیده ما صد جای آسیا کن}} | ||
{{ب| | {{ب|خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا|بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن}} | ||
{{ب|بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد|ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن}} | {{ب|بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد|ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن}} | ||
{{ب| | {{ب|دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد|پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن}} | ||
{{ب|در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم|با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن}} | |||
{{ب|گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد|از برق این زمرد هین دفع اژدها کن}} | |||
{{ب|بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی|تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن}}{{پایان شعر}} | |||
== منابع: == | |||
<references /> | <references /> | ||