علی امینی/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
او پلی میان نهضت ملی [[دکتر محمد مصدق]] و نسل روشنفکران مخالف دیکتاتوری بود و نقشش در تاریخ ایران، درس مهمی از محدودیت اصلاحات در برابر استبداد است. | او پلی میان نهضت ملی [[دکتر محمد مصدق]] و نسل روشنفکران مخالف دیکتاتوری بود و نقشش در تاریخ ایران، درس مهمی از محدودیت اصلاحات در برابر استبداد است. | ||
== '''زندگی اولیه و تحصیلات''' == | |||
دکتر علی امینی در ۲۱ شهریور ۱۲۸۴ در تهران متولد شد. او فرزند محسن امینی (محسنالسلطنه) و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار بود. خانوادهاش از رجال برجسته دوران قاجار و پهلوی به شمار میرفت و این زمینه اشرافی، فرصت تحصیلات عالی را برای او فراهم کرد.<ref>Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995).</ref> امینی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روشنایی و متوسطه را در دارلفنون تهران گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و دکترای حقوق از دانشگاه گرنوبل گرفت. او یکی از اولین ایرانیان با مدرک دکترای حقوق از اروپا بود و این تحصیلات بر دیدگاههای لیبرال و اصلاحطلبانهاش تأثیر عمیق گذاشت.<ref>U.S. Department of State, Office of the Historian, Foreign Relations of the United States (FRUS), 1961–1963, Volume XVII.</ref> | دکتر علی امینی در ۲۱ شهریور ۱۲۸۴ در تهران متولد شد. او فرزند محسن امینی (محسنالسلطنه) و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار بود. خانوادهاش از رجال برجسته دوران قاجار و پهلوی به شمار میرفت و این زمینه اشرافی، فرصت تحصیلات عالی را برای او فراهم کرد.<ref>Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995).</ref> امینی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روشنایی و متوسطه را در دارلفنون تهران گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و دکترای حقوق از دانشگاه گرنوبل گرفت. او یکی از اولین ایرانیان با مدرک دکترای حقوق از اروپا بود و این تحصیلات بر دیدگاههای لیبرال و اصلاحطلبانهاش تأثیر عمیق گذاشت.<ref>U.S. Department of State, Office of the Historian, Foreign Relations of the United States (FRUS), 1961–1963, Volume XVII.</ref> | ||
امینی در جوانی با محیط سیاسی رژیم پهلوی آشنا شد و به تدریج به عنوان تکنوکرات روشنفکر شناخته گردید. او ابتدا در وزارت دارایی مشغول شد و در کابینههای مختلف پیش از کودتای ۲۸ مرداد، پستهایی مانند معاونت وزارت دارایی و ریاست کل محاسبات را بر عهده داشت. در این دوره، امینی با [[جبهه ملی ایران]] و [[دکتر محمد مصدق]] همکاری نزدیک داشت و حتی در انتخابات مجلس چهاردهم از سوی جبهه ملی حمایت شد، اما پس از کودتا، از مسیر رادیکال مصدق فاصله گرفت و به اصلاحات تدریجی و همکاری با غرب روی آورد.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران، "بنویس! درس اول: آزادی"، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.</ref> | امینی در جوانی با محیط سیاسی رژیم پهلوی آشنا شد و به تدریج به عنوان تکنوکرات روشنفکر شناخته گردید. او ابتدا در وزارت دارایی مشغول شد و در کابینههای مختلف پیش از کودتای ۲۸ مرداد، پستهایی مانند معاونت وزارت دارایی و ریاست کل محاسبات را بر عهده داشت. در این دوره، امینی با [[جبهه ملی ایران]] و [[دکتر محمد مصدق]] همکاری نزدیک داشت و حتی در انتخابات مجلس چهاردهم از سوی جبهه ملی حمایت شد، اما پس از کودتا، از مسیر رادیکال مصدق فاصله گرفت و به اصلاحات تدریجی و همکاری با غرب روی آورد.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران، "بنویس! درس اول: آزادی"، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.</ref> | ||
== '''فعالیتهای سیاسی پیش از نخستوزیری''' == | |||
علی امینی پس از بازگشت از فرانسه در اواخر دهه ۱۳۰۰ خورشیدی، وارد خدمات دولتی شد و به سرعت در وزارت دارایی پیشرفت کرد. او در کابینههای مختلف دوران [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]] و اوایل سلطنت [[محمدرضا پهلوی]]، پستهای مهمی مانند معاونت وزارت دارایی، ریاست کل محاسبات و وزارت اقتصاد بر عهده داشت.<ref>Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995), 45-67.</ref> | |||
امینی در مذاکرات نفتی با کنسرسیوم بینالمللی نقش داشت و به عنوان تکنوکرات روشنفکر، به دنبال توافقی متوازن بود که منافع ایران را حفظ کند.<ref>[https://fis-iran.org/wp-content/uploads/Oral%20History%20-%20Transcripts/Ali-Amini-English.pdf Foundation for Iranian Studies, "Oral History Interview with Ali Amini" (1982), accessed January 7, 2026]</ref> | |||
در دهه ۱۳۲۰، امینی ابتدا با [[جبهه ملی ایران]] و [[دکتر محمد مصدق]] همکاری نزدیک داشت و در انتخابات مجلس چهاردهم حمایت جبهه ملی را دریافت کرد. اما پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]]، که رژیم پهلوی با حمایت خارجی قدرت را تثبیت کرد، امینی از مسیر رادیکال مصدق فاصله گرفت و به اصلاحات تدریجی روی آورد. | در دهه ۱۳۲۰، امینی ابتدا با [[جبهه ملی ایران]] و [[دکتر محمد مصدق]] همکاری نزدیک داشت و در انتخابات مجلس چهاردهم حمایت جبهه ملی را دریافت کرد. اما پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]]، که رژیم پهلوی با حمایت خارجی قدرت را تثبیت کرد، امینی از مسیر رادیکال مصدق فاصله گرفت و به اصلاحات تدریجی روی آورد. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
انتصاب امینی به نخستوزیری در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰، مستقیماً نتیجه اعتراضات گسترده معلمان در ۱۲ اردیبهشت بود که با سرکوب رژیم و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی همراه شد. این قیام، که یکی از بزرگترین اعتراضات پس از کودتای ۲۸ مرداد بود، رژیم پهلوی را در بحران مشروعیت قرار داد و شاه را وادار به عقبنشینی کرد. از دیدگاه اپوزیسیون، انتصاب امینی تلاش رژیم برای مهار خیزش مردمی و جلوگیری از تکرار سناریوی نهضت ملی بود.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران، "پاک کردن یک دروغ از روی تختهسیاه روز معلم در ایران"، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.</ref> | انتصاب امینی به نخستوزیری در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰، مستقیماً نتیجه اعتراضات گسترده معلمان در ۱۲ اردیبهشت بود که با سرکوب رژیم و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی همراه شد. این قیام، که یکی از بزرگترین اعتراضات پس از کودتای ۲۸ مرداد بود، رژیم پهلوی را در بحران مشروعیت قرار داد و شاه را وادار به عقبنشینی کرد. از دیدگاه اپوزیسیون، انتصاب امینی تلاش رژیم برای مهار خیزش مردمی و جلوگیری از تکرار سناریوی نهضت ملی بود.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران، "پاک کردن یک دروغ از روی تختهسیاه روز معلم در ایران"، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.</ref> | ||
== '''دوران نخستوزیری، اصلاحات و استعفاء''' == | |||
علی امینی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ به نخستوزیری رسید، انتصابی که مستقیماً نتیجه قیام معلمان در ۱۲ اردیبهشت بود. اعتراضات گسترده معلمان به دلیل حقوق پایین و شرایط نامناسب، با سرکوب رژیم پهلوی و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی همراه شد. این خیزش، که یکی از بزرگترین اعتراضات پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] بود، رژیم را در بحران مشروعیت قرار داد و شاه را وادار به عقبنشینی کرد. از دیدگاه اپوزیسیون، انتصاب امینی تلاشی برای مهار موج اعتراضات مردمی و جلوگیری[[پرونده:دکتر ابوالحسن خانعلی.jpg|جایگزین=دکتر ابوالحسن خانعلی|بندانگشتی|'''دکتر ابوالحسن خانعلی'''|225x225پیکسل]]از تکرار سناریوی نهضت ملی [[دکتر محمد مصدق]] بود.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران، "پاک کردن یک دروغ از روی تختهسیاه روز معلم در ایران"، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.</ref> | |||
امینی بلافاصله مجلس را منحل کرد و حکومت بدون مجلس برقرار نمود تا اصلاحات را بدون مقاومت زمینداران بزرگ پیش ببرد. کابینه او شامل تکنوکراتهایی مانند حسن ارسنجانی بود. | |||
مهمترین اقدامات: مبارزه گسترده با فساد اداری که صدها مقام ارشد و وابستگان دربار را هدف قرار داد، اصلاحات ارضی اولیه که مالکیت زمین را محدود کرد، افزایش حقوق معلمان و کارمندان، و سیاستهای اقتصادی برای کنترل تورم و کسری بودجه.<ref>U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1961–1963, Volume XVII, Document 97" (Anti-Corruption Campaign), https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1961-63v17/d97.</ref> این اصلاحات پیشزمینه مستقیم [[انقلاب سفید]] شاه شد، اما نسخه امینی رادیکالتر و متمرکز بر عدالت اجتماعی بود. | |||
با این حال، اصلاحات با مقاومت شدید دربار، زمینداران و شاه مواجه شد. اصلیترین اختلاف بر سر بودجه نظامی بود | با این حال، اصلاحات با مقاومت شدید دربار، زمینداران و شاه مواجه شد. اصلیترین اختلاف بر سر بودجه نظامی بود. امینی کاهش هزینههای ارتش را برای تعادل بودجه ضروری میدانست، اما شاه آن را رد کرد. ایالات متحده نیز تحت فشار شاه، حمایت مالی را محدود کرد. در نهایت، در ۲۸ تیر ۱۳۴۱، امینی استعفا داد. | ||
== سالهای پایانی و میراث == | |||
از دیدگاه اپوزیسیون، استعفای او نشاندهنده محدودیت اصلاحات در نظام دیکتاتوری پهلوی بود که وابسته به قدرت مطلقه شاه و حمایت خارجی باقی ماند.<ref>سازمان مجاهدین خلق ایران، "بنویس! درس اول: آزادی"، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.</ref> | |||
== '''سالهای پایانی و میراث''' == | |||
پس از استعفاء، امینی به اپوزیسیون لیبرال پیوست و از آزادی بیان و بازگشت به قانون اساسی مشروطه دفاع کرد. او با [[جبهه ملی ایران]] دوباره ارتباط برقرار کرد و در محافل روشنفکری، نماد تلاش ناکام برای دموکراتیزاسیون از درون رژیم بود. امینی سالهای پایانی را در فرانسه گذراند و هیچگاه با رژیم پهلوی آشتی نکرد. او در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس درگذشت.<ref>"Ali Amini, 87, Premier Of Iran in 1961-62," The New York Times, December 14, 1992, https://www.nytimes.com/1992/12/14/world/ali-amini-87-premier-of-iran-in-1961-62.html.</ref> | پس از استعفاء، امینی به اپوزیسیون لیبرال پیوست و از آزادی بیان و بازگشت به قانون اساسی مشروطه دفاع کرد. او با [[جبهه ملی ایران]] دوباره ارتباط برقرار کرد و در محافل روشنفکری، نماد تلاش ناکام برای دموکراتیزاسیون از درون رژیم بود. امینی سالهای پایانی را در فرانسه گذراند و هیچگاه با رژیم پهلوی آشتی نکرد. او در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس درگذشت.<ref>"Ali Amini, 87, Premier Of Iran in 1961-62," The New York Times, December 14, 1992, https://www.nytimes.com/1992/12/14/world/ali-amini-87-premier-of-iran-in-1961-62.html.</ref> | ||
میراث امینی از دیدگاه اپوزیسیون دوگانه است: اصلاحات او پایه تغییرات ساختاری شد، اما ناکامیاش درس مهمی از محدودیت اصلاحات از بالا در نظام استبدادی بود. او پلی میان نهضت ملی مصدق و نسل مخالفان دیکتاتوری پهلوی به شمار میرود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-428.</ref> | میراث امینی از دیدگاه اپوزیسیون دوگانه است: اصلاحات او پایه تغییرات ساختاری شد، اما ناکامیاش درس مهمی از محدودیت اصلاحات از بالا در نظام استبدادی بود. او پلی میان نهضت ملی مصدق و نسل مخالفان دیکتاتوری پهلوی به شمار میرود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-428.</ref> | ||
== منابع == | == '''منابع''' == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۵۵
علی امینی | |
|---|---|
دکتر علی امینی، نخستوزیر ایران | |
| نخستوزیر ایران | |
| مشغول به کار ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ – ۲۸ تیر ۱۳۴۱ | |
| در زمانِ | محمدرضا پهلوی |
| پس از | جعفر شریفامامی |
| پیش از | اسدالله علم |
| وزیر دارایی | |
| شروع به کار دورههای مختلف (۱۳۳۱–۱۳۳۴) | |
| سفیر ایران در ایالات متحده آمریکا | |
| مشغول به کار ۱۳۳۵ – ۱۳۳۷ | |
| نمایندهٔ مجلس شورای ملی (دورههای ۱۴ و ۱۵) | |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | ۲۱ شهریور ۱۲۸۴ تهران، ایران |
| درگذشت | ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۸۷ سال) پاریس، فرانسه |
| ملیت | مردمان ایرانی، ایرانی |
| حزب سیاسی | مستقل (پیشتر همکاری با جبهه ملی ایران) |
| همسر(ان) | بتول وثوق |
| فرزندان | ایرج |
| محل تحصیل | دانشگاه گرنوبل ،دکترای حقوق |
| مذهب | اسلام (شیعه) |
دکتر علی امینی (۲۱ شهریور ۱۲۸۴ تهران – ۲۱ آذر ۱۳۷۱ پاریس)، سیاستمدار، دیپلمات و نخستوزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ بود. او از خانواده اشرافی قاجار و نواده مظفرالدین شاه، یکی از تکنوکراتهای اصلاحطلب دوران محمدرضا پهلوی به شمار میرفت.
چکیده: علی امینی پس از اعتراضات گسترده معلمان در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، که با سرکوب رژیم پهلوی و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی همراه بود، به نخستوزیری رسید. این انتصاب نتیجه فشارهای مردمی پس از کودتای ۲۸ مرداد بود که رژیم را وادار به عقبنشینی کرد. امینی با حمایت اولیه ایالات متحده، برنامههای اصلاحی مانند مبارزه با فساد، اصلاحات ارضی و افزایش حقوق معلمان را پیش برد که پیشزمینه انقلاب سفید شد. او تلاش کرد قدرت مطلقه شاه را محدود کند و دموکراسی پارلمانی را تقویت نماید، اما با مقاومت دربار، زمینداران و شاه مواجه شد. اختلاف اصلی بر سر کاهش بودجه نظامی بود که شاه آن را نپذیرفت و منجر به استعفای امینی گردید. پس از آن، امینی به اپوزیسیون لیبرال پیوست و سالهای پایانی را در تبعید گذراند. دیدگاه اپوزیسیون، امینی را نماد تلاش ناکام برای اصلاحات از درون نظام دیکتاتوری پهلوی میداند که به دلیل وابستگی رژیم به قدرتهای خارجی و استبداد شاه شکست خورد.
او پلی میان نهضت ملی دکتر محمد مصدق و نسل روشنفکران مخالف دیکتاتوری بود و نقشش در تاریخ ایران، درس مهمی از محدودیت اصلاحات در برابر استبداد است.
زندگی اولیه و تحصیلات
دکتر علی امینی در ۲۱ شهریور ۱۲۸۴ در تهران متولد شد. او فرزند محسن امینی (محسنالسلطنه) و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار بود. خانوادهاش از رجال برجسته دوران قاجار و پهلوی به شمار میرفت و این زمینه اشرافی، فرصت تحصیلات عالی را برای او فراهم کرد.[۱] امینی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روشنایی و متوسطه را در دارلفنون تهران گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و دکترای حقوق از دانشگاه گرنوبل گرفت. او یکی از اولین ایرانیان با مدرک دکترای حقوق از اروپا بود و این تحصیلات بر دیدگاههای لیبرال و اصلاحطلبانهاش تأثیر عمیق گذاشت.[۲]
امینی در جوانی با محیط سیاسی رژیم پهلوی آشنا شد و به تدریج به عنوان تکنوکرات روشنفکر شناخته گردید. او ابتدا در وزارت دارایی مشغول شد و در کابینههای مختلف پیش از کودتای ۲۸ مرداد، پستهایی مانند معاونت وزارت دارایی و ریاست کل محاسبات را بر عهده داشت. در این دوره، امینی با جبهه ملی ایران و دکتر محمد مصدق همکاری نزدیک داشت و حتی در انتخابات مجلس چهاردهم از سوی جبهه ملی حمایت شد، اما پس از کودتا، از مسیر رادیکال مصدق فاصله گرفت و به اصلاحات تدریجی و همکاری با غرب روی آورد.[۳]
فعالیتهای سیاسی پیش از نخستوزیری
علی امینی پس از بازگشت از فرانسه در اواخر دهه ۱۳۰۰ خورشیدی، وارد خدمات دولتی شد و به سرعت در وزارت دارایی پیشرفت کرد. او در کابینههای مختلف دوران رضا شاه و اوایل سلطنت محمدرضا پهلوی، پستهای مهمی مانند معاونت وزارت دارایی، ریاست کل محاسبات و وزارت اقتصاد بر عهده داشت.[۴]
امینی در مذاکرات نفتی با کنسرسیوم بینالمللی نقش داشت و به عنوان تکنوکرات روشنفکر، به دنبال توافقی متوازن بود که منافع ایران را حفظ کند.[۵]
در دهه ۱۳۲۰، امینی ابتدا با جبهه ملی ایران و دکتر محمد مصدق همکاری نزدیک داشت و در انتخابات مجلس چهاردهم حمایت جبهه ملی را دریافت کرد. اما پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، که رژیم پهلوی با حمایت خارجی قدرت را تثبیت کرد، امینی از مسیر رادیکال مصدق فاصله گرفت و به اصلاحات تدریجی روی آورد.
این فاصلهگیری، از دیدگاه اپوزیسیون، نشاندهنده سازش با دیکتاتوری پهلوی بود که پس از سرکوب نهضت ملی شکل گرفت.[۶]
در دهه ۱۳۳۰، امینی چندین بار وزیر دارایی شد و در سال ۱۳۳۵ به عنوان سفیر ایران در ایالات متحده منصوب گردید. این دوره سفارت، روابط نزدیک او با سیاستمداران آمریکایی را تقویت کرد و زمینه حمایت بعدی واشنگتن از او را فراهم نمود.[۷]
انتصاب امینی به نخستوزیری در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰، مستقیماً نتیجه اعتراضات گسترده معلمان در ۱۲ اردیبهشت بود که با سرکوب رژیم و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی همراه شد. این قیام، که یکی از بزرگترین اعتراضات پس از کودتای ۲۸ مرداد بود، رژیم پهلوی را در بحران مشروعیت قرار داد و شاه را وادار به عقبنشینی کرد. از دیدگاه اپوزیسیون، انتصاب امینی تلاش رژیم برای مهار خیزش مردمی و جلوگیری از تکرار سناریوی نهضت ملی بود.[۸]
دوران نخستوزیری، اصلاحات و استعفاء
علی امینی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۰ به نخستوزیری رسید، انتصابی که مستقیماً نتیجه قیام معلمان در ۱۲ اردیبهشت بود. اعتراضات گسترده معلمان به دلیل حقوق پایین و شرایط نامناسب، با سرکوب رژیم پهلوی و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی همراه شد. این خیزش، که یکی از بزرگترین اعتراضات پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود، رژیم را در بحران مشروعیت قرار داد و شاه را وادار به عقبنشینی کرد. از دیدگاه اپوزیسیون، انتصاب امینی تلاشی برای مهار موج اعتراضات مردمی و جلوگیری

از تکرار سناریوی نهضت ملی دکتر محمد مصدق بود.[۹]
امینی بلافاصله مجلس را منحل کرد و حکومت بدون مجلس برقرار نمود تا اصلاحات را بدون مقاومت زمینداران بزرگ پیش ببرد. کابینه او شامل تکنوکراتهایی مانند حسن ارسنجانی بود.
مهمترین اقدامات: مبارزه گسترده با فساد اداری که صدها مقام ارشد و وابستگان دربار را هدف قرار داد، اصلاحات ارضی اولیه که مالکیت زمین را محدود کرد، افزایش حقوق معلمان و کارمندان، و سیاستهای اقتصادی برای کنترل تورم و کسری بودجه.[۱۰] این اصلاحات پیشزمینه مستقیم انقلاب سفید شاه شد، اما نسخه امینی رادیکالتر و متمرکز بر عدالت اجتماعی بود.
با این حال، اصلاحات با مقاومت شدید دربار، زمینداران و شاه مواجه شد. اصلیترین اختلاف بر سر بودجه نظامی بود. امینی کاهش هزینههای ارتش را برای تعادل بودجه ضروری میدانست، اما شاه آن را رد کرد. ایالات متحده نیز تحت فشار شاه، حمایت مالی را محدود کرد. در نهایت، در ۲۸ تیر ۱۳۴۱، امینی استعفا داد.
از دیدگاه اپوزیسیون، استعفای او نشاندهنده محدودیت اصلاحات در نظام دیکتاتوری پهلوی بود که وابسته به قدرت مطلقه شاه و حمایت خارجی باقی ماند.[۱۱]
سالهای پایانی و میراث
پس از استعفاء، امینی به اپوزیسیون لیبرال پیوست و از آزادی بیان و بازگشت به قانون اساسی مشروطه دفاع کرد. او با جبهه ملی ایران دوباره ارتباط برقرار کرد و در محافل روشنفکری، نماد تلاش ناکام برای دموکراتیزاسیون از درون رژیم بود. امینی سالهای پایانی را در فرانسه گذراند و هیچگاه با رژیم پهلوی آشتی نکرد. او در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس درگذشت.[۱۲]
میراث امینی از دیدگاه اپوزیسیون دوگانه است: اصلاحات او پایه تغییرات ساختاری شد، اما ناکامیاش درس مهمی از محدودیت اصلاحات از بالا در نظام استبدادی بود. او پلی میان نهضت ملی مصدق و نسل مخالفان دیکتاتوری پهلوی به شمار میرود.[۱۳]
منابع
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995).
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, Foreign Relations of the United States (FRUS), 1961–1963, Volume XVII.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، "بنویس! درس اول: آزادی"، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.
- ↑ Habib Ladjevardi, ed., Memoirs of Ali Amini (Harvard Iranian Oral History Project, 1995), 45-67.
- ↑ Foundation for Iranian Studies, "Oral History Interview with Ali Amini" (1982), accessed January 7, 2026
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، "بنویس! درس اول: آزادی"، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1958–1960, Volume XII."
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، "پاک کردن یک دروغ از روی تختهسیاه روز معلم در ایران"، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، "پاک کردن یک دروغ از روی تختهسیاه روز معلم در ایران"، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.
- ↑ U.S. Department of State, Office of the Historian, "Foreign Relations of the United States, 1961–1963, Volume XVII, Document 97" (Anti-Corruption Campaign), https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1961-63v17/d97.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، "بنویس! درس اول: آزادی"، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.
- ↑ "Ali Amini, 87, Premier Of Iran in 1961-62," The New York Times, December 14, 1992, https://www.nytimes.com/1992/12/14/world/ali-amini-87-premier-of-iran-in-1961-62.html.
- ↑ Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-428.