کاربر:Alireza/۴صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
روز سوم اسفند ۱۲۹۹،کودتای استعماری رضاخان بهوقوع پیوست.در سالهاي آخر دوران قاجاريه و در پي اوجگيري اغتشاشات و قيامهاي داخلي, استعمار انگليس كه منافع خود را در استقرار يك حكومت مركزي در ايران ميديد، با بهكارگرفتن يكي از سركردگان قشون قزاق به نام رضاخان، كودتايي استعماري را به انجام رساند. این کودتا که در ادامهی طرح و نقشهی دولت انگلیس بر ادامهی نفوذ خود بر کشور ایران بود توسط سیدضیاء الدین طباطبائی و رضاخان میرپنج انجام گرفت. این تاریخ شروع دیکتاتوری پهلوی است که به مدت ۵۰ سال بر ایران حکومت کردند. | روز سوم اسفند ۱۲۹۹،کودتای استعماری رضاخان بهوقوع پیوست.در سالهاي آخر دوران قاجاريه و در پي اوجگيري اغتشاشات و قيامهاي داخلي, استعمار انگليس كه منافع خود را در استقرار يك حكومت مركزي در ايران ميديد، با بهكارگرفتن يكي از سركردگان قشون قزاق به نام رضاخان، كودتايي استعماري را به انجام رساند. این کودتا که در ادامهی طرح و نقشهی دولت انگلیس بر ادامهی نفوذ خود بر کشور ایران بود توسط سیدضیاء الدین طباطبائی و رضاخان میرپنج انجام گرفت. این تاریخ شروع دیکتاتوری پهلوی است که به مدت ۵۰ سال بر ایران حکومت کردند. | ||
| خط ۷: | خط ۶: | ||
'''رضا خان که بود؟''' | '''رضا خان که بود؟''' | ||
رضاشاه در اسفند ماه سال ۱۲۵۶ در سوادکوه بهدنیا آمد. رضاشاه از تولد تا سلطنت ۳۶ پدر رضاخان ـ عباسعلیخان ـ جمعی فوج سواد کوه و پدر بزرگ او هم در زمان محمد علی شاه قاجار در جنگ بین ایران و هرات در سال ۱۸۵۶ میلادی کشته شده بود. مادر رضاخان نوشآفرین نام داشت. رضاخان در تمامی وقایع قبل از آغاز سلطنت پهلوی و برقراری دیکتاتوری وی با نامهای رضاپهلوی، رضاپالانی(اسم سابقش)، رضاقزاق، رضا آلاشتی، رضا سوادکوهی، رضاشاه یا رضاخان میرپنج شناخته میشد. رضاشاه از نوجوانی و در دوران سلطنت مظفرالدین شاه به خدمت نیروی قزاق در آمد و تا کودتای ۱۲۹۹ و سپس کودتای ۱۳۰۴ و برقراری سلطنت پهلوی، به نیروی قزاق وفادار ماند | رضاشاه در اسفند ماه سال ۱۲۵۶ در سوادکوه بهدنیا آمد. <ref>رضاشاه از تولد تا سلطنت ـ رضا نیازمند صفحهی ۳۶</ref> پدر رضاخان ـ عباسعلیخان ـ جمعی فوج سواد کوه و پدر بزرگ او هم در زمان محمد علی شاه قاجار در جنگ بین ایران و هرات در سال ۱۸۵۶ میلادی کشته شده بود. مادر رضاخان نوشآفرین نام داشت. رضاخان در تمامی وقایع قبل از آغاز سلطنت پهلوی و برقراری دیکتاتوری وی با نامهای رضاپهلوی، رضاپالانی(اسم سابقش)، رضاقزاق، رضا آلاشتی، رضا سوادکوهی، رضاشاه یا رضاخان میرپنج شناخته میشد. رضاشاه از نوجوانی و در دوران سلطنت مظفرالدین شاه به خدمت نیروی قزاق در آمد و تا کودتای ۱۲۹۹ و سپس کودتای ۱۳۰۴ و برقراری سلطنت پهلوی، به نیروی قزاق وفادار ماند. | ||
''رضاخان در دوران فرماندهی سرهنگ چنور وارد ارتش قزاق شد. دایی رضا ابوالقاسم بیگ، او را به قزاقخانه برد تا به کار بگمارد. رضاخان ابتدا مشغول کار شد. اما کار غیر رسمی مانند پادویی و خدمات سرپایی را انجام میداد. در ازای این کار گرچه رضاخان رسما قزاق نشده بود ولی در تمرینهای قزاقان شرکت میکرد''.<ref> ''رضا خان از تولد تا سلطنت ـ رضا نیازمند ـ صفحهی ۶۸''</ref> | |||
از بین افرادی که مظفرالدین شاه برای تعلیم با شصت تیر انتخاب شدند یکی هم رضاخان بود که بعدها به خاطر تسلطش، به رضا شصت تیر معروف شد. رضاخان بعد از جنگ جهانی اول به درجهی میرپنجی رسید. او طی دوران خدمت خود در نیروی قزاق و همچنین در زمان تصدی منصب سردار سپهی در سرکوب نهضتها و جنبشهای آزادیخواهانهی ایران شرکت فعال داشت. | از بین افرادی که مظفرالدین شاه برای تعلیم با شصت تیر انتخاب شدند یکی هم رضاخان بود که بعدها به خاطر تسلطش، به رضا شصت تیر معروف شد. رضاخان بعد از جنگ جهانی اول به درجهی میرپنجی رسید. او طی دوران خدمت خود در نیروی قزاق و همچنین در زمان تصدی منصب سردار سپهی در سرکوب نهضتها و جنبشهای آزادیخواهانهی ایران شرکت فعال داشت. | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۷: | ||
برای شناخت دقیق کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ باید حوادث و اوضاع سیاسی دوران قبل از کودتا را مورد مطالعه قرار داد. | برای شناخت دقیق کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ باید حوادث و اوضاع سیاسی دوران قبل از کودتا را مورد مطالعه قرار داد. | ||
'''شرایط داخلی''' | |||
* ''حسین مکی در کتاب تاریخ بیست سالهی ایران از وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی مینویسد: ممکلت ایران در تحت اشغال قشون اجنبی بود در بعضی از ایالات ما یک تشکیلاتی بود که با حکومت مرکزی در حال جنگ و ستیز بود در همان موقع خزانهی مملکت خالی بود درهمان موقع عدهای افراد قشونی و ژاندارمری و امنیه و نظمیه که در حدود چهل هزار نفر بود حقوق آنها هشت ماه و ده ماه عقب افتاده بود چندین صد نفر و چندین هزار نفر مهاجر از گیلان و مازندران آمده بودند که میبایست از خزانهی دولت زندگانی کنند و چون در خزانهی دولت پولی نبود همه ماهه وزراء و رئیس الوزراهای ایران باید به سفارت انگلیس ملتجی شوند برای دویست هزار تومان قرضه ماهیانه و گدائي بکنند و این دویست هزار تومان را بین این و آن تقسیم کنندعدلیه نظمیه و ژاندارمری هشت ماه مواجبشان عقب افتاده و تمام تشکیلات هیئت اجتماعیه مختل شده بود شاه مملکت که تازه از اروپا برگشته بود به واسطهی این وضعیات و بواسطهی خبر رفتن قشون انگلیس از ایران هراسان بود. مرحوم احمد شاه میخواست ایران را ترک کند و مراجعت کند... میگفت من درامان نیستم. اگر قشون انگلیس برود چگونه میتوانم در پایتخت خودم که قشون و پلیس و ژاندارم ده ماه مواجب نگرفتهاند زندگانی کنم. اگر متاجسرین به من هجوم کنند چه کنم؟<ref>تاریخ بیست سالهی ایران( جلد اول ) حسین مکی ـ صفحهی ۱۵۲</ref>'' | |||
=== '''اوضاع بینالمللی''' === | === '''اوضاع بینالمللی''' === | ||
کشور ایران طی سدهها مورد تاخت وتاز دو ابرقدرت آن زمان یعنی دولتین بریتانیای کبیر و روسیهی تزاری قرار داشت. این دو دولت با تحمیل قراردادهایی که ایران در انعقاد آنها هیچگونه دخل و تصرفی نداشت بر مقدرات ایران سلطهی کامل داشتند. این دو امپراتوری در قراردادی که به قرارداد ۱۹۰۷ مشهور شد کشور ایران را به سه منطقهی نفوذ خود تقسیم کردند. طوریکه هر یک از این دولتین ملتزم بودند که در مناطق نفوذ دیگری دخالتی نداشته باشند. | |||
جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ با بیش از ۱۰میلیون کشته، تغییرات بزرگی در جهان به وجود آورد. در سال ۱۹۱۷ انقلاب اکتبر رخ داد و دولت شوروی متولد شد و آرایش سیاسی جهان کیفاً تغییر کرد. نخستین مانورهای سیاسی انقلابیون روس در لغو یکجانبه امتیازات استعماری، سقف فلک دنیای کهن را فرو ریخت و در چشمبهمزدنی جهان را دوقطبی کرد. با سقوط امپراتوری تزار روس وعقب نشینی آن از خاک ایران تمامی قراردادهای پیشین روسیهی تزاری کان لم یکن اعلام و ملغی گردید. | جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ با بیش از ۱۰میلیون کشته، تغییرات بزرگی در جهان به وجود آورد. در سال ۱۹۱۷ انقلاب اکتبر رخ داد و دولت شوروی متولد شد و آرایش سیاسی جهان کیفاً تغییر کرد. نخستین مانورهای سیاسی انقلابیون روس در لغو یکجانبه امتیازات استعماری، سقف فلک دنیای کهن را فرو ریخت و در چشمبهمزدنی جهان را دوقطبی کرد. با سقوط امپراتوری تزار روس وعقب نشینی آن از خاک ایران تمامی قراردادهای پیشین روسیهی تزاری کان لم یکن اعلام و ملغی گردید. | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۷: | ||
== '''پایان استعمار کهن و آغاز استعمار نو''' == | == '''پایان استعمار کهن و آغاز استعمار نو''' == | ||
شکست روسیهی تزاری در مقابل ژاپن افسانهی شکست ناپذیری دولتهای استعماری را باطل کرد. انقلابیون روس شکست نیروهای تزار از ژاپن را به فرصتی برای انقلاب تبدیل کردند و در ایران نیز شکست روسیهی تزاری، موجب افزایش روحیه و باور در اذهان ملت ایران شد و قدرت و امکانات نهفتهی خویش را برای مبارزه با استعمار بازیافتند. | شکست روسیهی تزاری در مقابل ژاپن افسانهی شکست ناپذیری دولتهای استعماری را باطل کرد. انقلابیون روس شکست نیروهای تزار از ژاپن را به فرصتی برای انقلاب تبدیل کردند و در ایران نیز شکست روسیهی تزاری، موجب افزایش روحیه و باور در اذهان ملت ایران شد و قدرت و امکانات نهفتهی خویش را برای مبارزه با استعمار بازیافتند. | ||
* ''وقایعی که موجبات ورود رضاخان را به صحنهی سیاست ایران و کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ از بازتاب انقلاب بلشویکی روسیه در ایران در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ ناشی میشود. به دنبال امضای قرارداد متارکهی جنگ بین آلمان و روسیه، نیروهای روسیه ایران را تخلیه کردند. همزمان با تخیلهی ایران از نیروهای روسیه، وثوق الدوله، که از سیاستمداران طرفدار سیاست انگلیس در ایران بود به رئيس الوزرائی انتخاب شد. دو ماه پس از تشکیل کابینهی وثوقالدوله جنگ بینالملل با شکست متحدین پایان یافت و نیروهای عثمانی نیز که بخش بزرگی از غرب ایران را در اشغال خود داشتند خاک ایران را تخلیه کردند. تخلیهی ایران از سربازان روس وعثمانی با تقویت نیروهای انگلیس درایران و گسترش دامنهی عملیات آنها تا شمال کشور همراه بود و انگلیسیها که میخواستند ایران را بدون رقیب و مزاحم دیگری در اختیار خود بگیرند با امضای قرار داد جدیدی با دولت وثوقالدوله قشون و مالیهی ایران را تحت کنترل خود در آوردند''<ref>''کتاب پدر و پسر تألیف محمد طلوعی صفحه ۳۲''</ref> | |||
''وقایعی که موجبات ورود رضاخان را به صحنهی سیاست ایران و کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ از بازتاب انقلاب بلشویکی روسیه در ایران در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ ناشی میشود. به دنبال امضای قرارداد متارکهی جنگ بین آلمان و روسیه، نیروهای روسیه ایران را تخلیه کردند. همزمان با تخیلهی ایران از نیروهای روسیه، وثوق الدوله، که از سیاستمداران طرفدار سیاست انگلیس در ایران بود به رئيس الوزرائی انتخاب شد. دو ماه پس از تشکیل کابینهی وثوقالدوله جنگ بینالملل با شکست متحدین پایان یافت و نیروهای عثمانی نیز که بخش بزرگی از غرب ایران را در اشغال خود داشتند خاک ایران را تخلیه کردند. تخلیهی ایران از سربازان روس وعثمانی با تقویت نیروهای انگلیس درایران و گسترش دامنهی عملیات آنها تا شمال کشور همراه بود و انگلیسیها که میخواستند ایران را بدون رقیب و مزاحم دیگری در اختیار خود بگیرند با امضای قرار داد جدیدی با دولت وثوقالدوله قشون و مالیهی ایران را تحت کنترل خود در آوردند'' | |||
'' | |||
به این ترتیب آخرین مرحله از دوران «استعمار کهن» پس از قرنها بهسر آمد و استعمار به مفهوم «کشورگشایی با نیرو و قشون نظامی» و تسلط مستقیم و بیپردهی استعمارگر بر مستعمره، عمرش به پایان رسید. کشورهای استعمارگر از آن پس باید فکر دیگری برای حفظ و گسترش مستعمرات خود میکردند. | به این ترتیب آخرین مرحله از دوران «استعمار کهن» پس از قرنها بهسر آمد و استعمار به مفهوم «کشورگشایی با نیرو و قشون نظامی» و تسلط مستقیم و بیپردهی استعمارگر بر مستعمره، عمرش به پایان رسید. کشورهای استعمارگر از آن پس باید فکر دیگری برای حفظ و گسترش مستعمرات خود میکردند. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۴: | ||
=== '''قرارداد ۱۹۱۹''' === | === '''قرارداد ۱۹۱۹''' === | ||
انگلستان که عرصه را برای یکه تازی در صحنهی سیاسی ایران مهیا و آماده دید، در حذف حریف دیرینه، خود را برای تحقق ایدههای سلطهطلبانهی خود آماده کرد. دولت انگیس برای تحکیم جای پای خود در ایران و مستعمره کردن آن اجرای قرارداد ۱۹۱۹ را مطرح کرد. بر خلاف سیاست پیشین دولت انگلیس مبنی بر دخالت آشکار در سیاست داخلی ایران و مستعمره کردن آن ویژگی قرارداد ۱۹۱۹ در عدم حضور آشکار و اجرای نیات انگلیس توسط عوامل ایرانی بود. همچنین با انعقاد این قرارداد سلطه دراز مدت خود را با اتکا بر یک رژیم وابسته تضمین مینمود. سفارت بریتانیا در تهران برای اجرای نیات خود و عقد این قرارداد برای پیشبرد مقاصد انگلیس در ایران، وثوقالدوله را به عنوان نخست وزیر بر احمد شاه تحمیل کرد. با تشکیل دولت توسط وثوقالدوله، انگلیس قرارداد ۱۹۱۹ را برای امضا به وی سپردند. انگلستان برای حفظ ایران در مدار مستعمرات خودش به یک حاکم دستنشانده در ایران نیاز داشت! | انگلستان که عرصه را برای یکه تازی در صحنهی سیاسی ایران مهیا و آماده دید، در حذف حریف دیرینه، خود را برای تحقق ایدههای سلطهطلبانهی خود آماده کرد. دولت انگیس برای تحکیم جای پای خود در ایران و مستعمره کردن آن اجرای قرارداد ۱۹۱۹ را مطرح کرد. بر خلاف سیاست پیشین دولت انگلیس مبنی بر دخالت آشکار در سیاست داخلی ایران و مستعمره کردن آن ویژگی قرارداد ۱۹۱۹ در عدم حضور آشکار و اجرای نیات انگلیس توسط عوامل ایرانی بود. همچنین با انعقاد این قرارداد سلطه دراز مدت خود را با اتکا بر یک رژیم وابسته تضمین مینمود. سفارت بریتانیا در تهران برای اجرای نیات خود و عقد این قرارداد برای پیشبرد مقاصد انگلیس در ایران، وثوقالدوله را به عنوان نخست وزیر بر احمد شاه تحمیل کرد. با تشکیل دولت توسط وثوقالدوله، انگلیس قرارداد ۱۹۱۹ را برای امضا به وی سپردند. انگلستان برای حفظ ایران در مدار مستعمرات خودش به یک حاکم دستنشانده در ایران نیاز داشت! | ||
<references /> | |||