|
|
| (۱۸۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{جعبه زندگینامه | | {{جعبه زندگینامه |
| | اندازه جعبه = | | | اندازه جعبه = |
| | عنوان = شیخ فضل الله نوری | | | عنوان =ویکتور خارا |
| | عنوان ۲ =
| | | نام =ویکتور لیدیو خارا مارتینز |
| | نام = | | | تصویر =ویکتور خارا 3.JPG |
| | تصویر = شیخ فضلالله نوری.jpg | | |
| | اندازه تصویر = | | | اندازه تصویر = |
| | عنوان تصویر = | | | عنوان تصویر = |
| | زادروز = <!-- {{۱۲۲۲}} --> | | | زادروز = ۲۸سپتامبر ۱۹۳۲ |
| | زادگاه = تهران | | | زادگاه =حاشیه شهر سانتیاگو |
| | مکان ناپدیدشدن =
| | | تاریخ مرگ = ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۳ |
| | تاریخ ناپدیدشدن =
| | | مکان مرگ =سانتیاگو ـ شیلی |
| | وضعیت =
| |
| | تاریخ مرگ = <!-- {{۹ مرداد ۱۲۸۸}} (تاریخ مرگ سپس تولد) --> | |
| | مکان مرگ = تهران | |
| |عرض جغرافیایی محل دفن= | | |عرض جغرافیایی محل دفن= |
| |طول جغرافیایی محل دفن= | | |طول جغرافیایی محل دفن= |
| | <!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیشفرض شمال--> |
| |latd=|latm=|lats=|latNS=N | | |latd=|latm=|lats=|latNS=N |
| | <!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیشفرض غرب--> |
| |longd=|longm=|longs=|longEW=E | | |longd=|longm=|longs=|longEW=E |
| | علت مرگ = اعدام در میدان توپخانه تهران توسط انقلابیون
| | | محل زندگی =سانتیاگو ـ شیلی |
| | پیداشدن جسد =
| | | ملیت =شیلیایی |
| | آرامگاه = شهر قم
| |
| | بناهای یادبود =
| |
| | محل زندگی = | |
| | ملیت = | |
| | نامهای دیگر =
| |
| | نژاد = | | | نژاد = |
| | تابعیت = | | | تابعیت =شیلیایی |
| | تحصیلات = حوزه | | | تحصیلات =نامعلوم |
| | دانشگاه = | | | دانشگاه = |
| | پیشه = مجتهد - سیاستمدار | | | پیشه =شاعرـ ترانه سرا ـ خواننده |
| | سالهای فعالیت = | | | سالهای فعالیت = |
| | کارفرما = | | | کارفرما = |
| | نهاد = | | | نهاد = |
| | نماینده = | | | نماینده = |
| | شناختهشده برای = | | | شناختهشده برای =مردم شیلی و جهان |
| | نقشهای برجسته = | | | نقشهای برجسته = |
| | سبک = | | | سبک =مبارزه سیاسی |
| | تأثیرگذاران = | | | تأثیرگذاران = |
| | تأثیرپذیرفتگان = روح الله خمینی | | | تأثیرپذیرفتگان =مردم شیلی ـ هنرمندان آمریکای لاتین |
| | شهر خانگی = | | | شهر خانگی =سانتیاگو |
| | دستمزد =
| |
| | دارایی خالص =
| |
| | قد =
| |
| | وزن =
| |
| | تلویزیون = | | | تلویزیون = |
| | لقب = | | | لقب =ویکتور خارا |
| | دوره =
| |
| | پس از =
| |
| | پیش از =
| |
| | حزب = | | | حزب = |
| | جنبش = مشروعه خواه | | | جنبش = |
| | مخالفان = مشروطه خواهان | | | مخالفان =آگوستو پینوشه |
| | هیئت = | | | هیئت = |
| | دین = اسلام | | | دین = |
| | مذهب = شیعه | | | مذهب = |
| | اتهام = مفسده برانگیزی و فساد در میان مردم و سوء استفاده از اسلام
| | | منصب = |
| | مجازات =
| |
| | وضعیت گناهکاری =
| |
| | منصب = مجتهد اول تهران | |
| | مکتب = | | | مکتب = |
| | آثار = | | | آثار = |
| | همسر =
| |
| | شریک زندگی =
| |
| | فرزندان =
| |
| | والدین =
| |
| | خویشاوندان سرشناس = | | | خویشاوندان سرشناس = |
| | جوایز = | | | جوایز = |
| | امضا = | | | امضا = |
| | اندازه امضا = | | | اندازه امضا = |
| | signature_alt =
| |
| | وبگاه = | | | وبگاه = |
| | imdb_id =
| |
| | Soure_id =
| |
| | پانویس = | | | پانویس = |
| }} | | }} |
| '''شیخ فضلالله نوری''' (زاده ۳ دی ۱۲۲۲- درگذشته ۹ مرداد ۱۲۸۸) پسر ملاعباس نوری مازندرانی از آخوندهای صاحب نفوذ شیعه و مخالف حکومت مشروطه در ایران بود. شیخ فضلالله نوری درسهای مقدماتی را در تهران تمام کرد. وی سپس راهی نجف در عراق شد و در کلاس شیخ رازی نجفی شرکت کرد. شیخ فضلالله نوری در سامرا به همراه داییاش محدث نوری چند سالی نیز در کلاس درس میرزای شیرازی شرکت کرد. | | '''ویکتور خارا “ Victor Jara ”''' به اسپانیایی Víctor Lidio Jara Martínez (زاده ۲۸سپتامبر ۱۹۳۲ جان باخته ۱۵سپتامبر ۱۹۷۳) شاعر، خواننده و ترانه سرای اهل شیلی بود. <ref name=":0">[https://worldofmusic.ir/artist/victor-jara ویکتور خارا ـ دنیای موسیقی]</ref> |
| | |
| | == زندگینامه == |
| | ویکتور خارا با نام کامل ویکتور لیدیو خارا مارتینزدر سپتامبر ۱۹۳۲ در خانوادهای کارگری و فقیر در حاشیه شهر سانتیاگو به دنیا آمد. نام مادرش آماندا و پدرش مانوئل بود. پدرش کارگر روزمزد بود. ویکتور هنوز سن و سالی نداشت که پدرش آنها را ترک کرد تا برای کار به مزارع برود. پس از رفتن پدر تامین مخارج خانواده بر عهده مادربود. او صبح تا شب کار میکرد و شبها برای دلخوشی فرزندانش گیتار مینواخت و این اولین آشنایی ویکتور خارا با موسیقی بود. در واقع مادر ویکتور خارا تأثیر زیادی در گرایش او به سمت موسیقی داشت. مادر ویکتورخارا زمانی که او ۱۵ ساله بود مرد. ویکتور خارا از نوجوانی آواز میخواند ولی نه به طور حرفهای. در ابتدا میخواست حسابداری بخواند بعد تصمیم گرفت کشیش شود ولی آنرا نیز رها کرد و به سراغ تئاتر رفت. |
| | |
| | == فعالیت هنری ویکتورخارا == |
| | ویکتور خارا درسالهای ابتدایی دهه ۱۹۶۰ میلادی به اروپا سفر کرد. دههای که هر روز شاهد انقلابی تازه و یا کودتایی دیگر بود. ویکتور خارا در همین سفر نوشت: «اصطلاح «موسیقی اعتراض» دیگر نمیتواند کاربردی داشته باشد چون معنا و مفهوم آن از بین رفته است. به نظر من باید از اصطلاح «آواز انقلابی» استفاده کرد... یک هنرمند باید خالقی قابل اعتماد و در شکل پیشرفته، یک انقلابی باشد... فردی که به همان اندازه چریکهای مسلح خطرناک است آن هم به دلیل قدرتی که در برقراری ارتباط با مردم دارد.» |
| | |
| | ترانه Te Recuerdo Amanda را در سفر اروپا سرود و در آن یاد پدر و مادرش را زنده کرد. در همان زمان شیلی هم شکلهای تازه ای از موسیقی را تجربه می کرد. گروه هایی مثل «اینتی - للیمانی» و «کویلاپایون» علاقه شدیدی به استفاده از ساز و آوازهای فراموش شده مردم مناطق روستایی و کارگری شیلی داشتند. ویکتور خارا درسال ۱۹۶۶ اولین آلبوم به نام خودش را منتشر کرد و به گروه کویلا پایون پیوست و تا سال ۱۹۶۹ به عنوان مدیر هنری آن کار خود را ادامه داد. یک سال بعد «چه گوارا»، چریک انقلابی آرژانتینی در بولیوی کشته شد و خارا در یادبود او اثری منتشر کرد که به دلیل مخالفت کمپانی ضبط آن، امکان اشاره مستقیم به نام این مبارز وجود نداشت. |
| | [[پرونده:ویکتور خارا 2.JPG|جایگزین=کانونهای شورشی|بندانگشتی|ویکتور خارا در حال نواختن گیتار]] |
| | سال ۱۹۶۹ ویکتور خارا در واکنش به شلیک به خانوادههایی که در«پورتو مونت» خانه ساخته بودند و طی آن ۷نفر از جمله یک کودک نه ماهه کشته شد، ترانه «پرسشهایی درباره پورتو مونت» سرود که در آن «پرس سوخبیس» وزیر کشور وقت که دستور شلیک داده بود را به عنوان یک جنایتکار معرفی میکرد. این ترانه به سرعت در میان جامعه گل کرد. همین ترانه بود که موجب حمله گروههای تندرو راستگرا به ویکتور خارا در خیابان شد و مورد نفرت احزاب راست قرار گرفت و از طرف دیگر در دل جنبش کارگری شیلی جای پای خود را محکم کرد. |
| | |
| | '''قسمتی از ترانه «پرسشهایی در باره پورتومونت»''' |
| | |
| | '''«پرسش من این است''' |
| | |
| | '''هرگز به فکرتان رسیده که این سرزمین مال ماست''' |
| | |
| | '''مال کسی است که بخش بزرگی از آن را در اختیار دارد''' |
| | |
| | '''... حصارها را ویران کن''' |
| | |
| | '''آنها را در هم بکوب»'''<ref name=":1">[https://web.archive.org/web/20070928152333/http://forum.shafighi.com/showthread.php?t=2621 ویکتور خارا، خواننده انقلابی شیلی '''ـ''' چنگیز محمود زاده ـ انجمن ادبی استاد هارون شفیقی عنبران]</ref> |
| | |
| | == فعالیت سیاسی == |
| | سال ۱۹۷۰ «سالوادور آلنده» چپ گرا در انتخابات ریاست جمهوری شیلی پیروز شد. خارا در برنامه های انتخاباتی او حضور داشت و بارها برنامه اجرا کرد. ترانه معروف (ما پیروز خواهیم شد) را در همین زمان سرود که به شعار اتحاد چپ گرای شیلی تبدیل شد. |
| | |
| | '''«ما پیروز خواهیم شد''' |
| | |
| | '''و زنجیرها چاره ای جز گسستن نخواهند داشت''' |
| | |
| | '''... و ما کنار هم، تاریخ را محقق خواهیم کرد.»''' |
| | |
| | پیروزی آلنده فقط تغییرات اقتصادی به همراه نداشت و رویدادهای فرهنگی بسیاری را نیز به همراه آورد. در آن زمان گروه های تئاتر، موسیقی و شعر در مناطق کارگرنشین تشکیل می شد و گروههای متعدد هنری به مناطق مختلف شیلی سفر میکردند. حرکتهایی مثل «جنبش ترانه نوین» در همین روزها شکل گرفت که خارا هم یکی از سردمداران آن بود. |
| | [[پرونده:ویکتور خارا سمت راست در تظاهراتی در سانتیاگو.JPG|جایگزین=ویکتور خارا ـ انقلاب|بندانگشتی|ویکتور خارا در تظاهراتی در سانتیاگو ]] |
| | در آن زمان در شیلی آثار مهم ادبیات جهان روی کاغذهای ارزان و با قیمتی که هر فردی قادر به خرید باشد، عرضه می شد و فروش این آثار با فروش کمیک استریپ در دکههای روزنامه فروشی آمریکا قابل قیاس بود. زیاد پیش می آمد که کارگری در حال خواندن داستان های جک لندن، توماس مان، داستایوفسکی یا مارک تواین در اتوبوسها دیده شود . نقاشها روی دیوارهای سانتیاگو نقاشی می کشیدند و ویکتور خارا در بین مردم آواز می خواند، اما همه چیز فقط ۳سال طول کشید و سرنوشت همه جنبشهای دموکراتیک آمریکای لاتین گریبان شیلی را گرفت؛ «پینوشه» کودتا کرد. تانکها دانشگاه پلی تکنیک را که دانشجویان در آن برای مقابله با کودتاچیان سنگربندی کرده بودند مانند کارخانهها بمباران کردند و سالوادور آلنده رئیس جمهور قانونی شیلی هم در کاخ ریاست جمهوری کشته شد. |
| | |
| | مدتی قبل از کودتا خارا ترانهای سرود که مانیفست او نام گرفت. «یوان ترنر» همسر انگلیسی خارا می گوید که او از قبل می دانست در کودتا کشته خواهد شد و به همین دلیل مانیفست خود را سرود. |
| | |
| | '''«نه برای خواندن است که می خوانم''' |
| | |
| | '''و نه برای عرضه صدایم، نه''' |
|
| |
|
| شیخ فضلالله نوری در سال ۱۳۰۰ به تهران بازگشت و مشغول تدریس در ایران شد. پس از درگذشت میرزای شیرازی علیرغم مخالفتهای بسیار با اعلام مرجعیت او، پس از درگذشت میرزای آشتیانی مجتهد اول تهران شد<ref>[https://www.bartarinha.ir/fa/news/447514/%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%81%D8%B6%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF شیخ فضل الله نوری که بود و چرا اعدام شد-سایت بالاترین]</ref>. شیخ فضلالله نوری از جمله کسانی بود که با انقلاب مشروطه که محصول مبارزه انقلابیون برای آزادی بود، مخالفت میکرد. اما با وجود مخالفتها و ضدیتهای شیخ شیخ فضلالله نوری با مشروطه، سرانجام جنبش مشروطه در سال ۱۲۸۷ به پیروزی رسید. شیخ فضلالله نوری با همدست شدن با محمد علی شاه علیه مشروطه، «مشروعه« را علم کرد. وی در توجیه مخالفتهایش با مشروطه از حربه دین استفاده کرد و با آن به سرکوب مشروطه خواهان پرداخت. سرانجام بعد از فتح تهران شیخ فضلالله نوری به اتهام مفسدهبرانگیزی در بین مردم و سوءاستفاده از نام اسلام توسط مشروطهخواهان به اعدام محکوم شد. او در ۹ مرداد ۱۲۸۸ به جرم صدور فتواهای بسیار در قتل و شکنجه و مثله کردن مشروطهطلبان در میدان توپخانه تهران به دار آویخته شد<ref>[https://event.mojahedin.org/i/events/4414 شیخ فضل الله نوری رسما به جنگ با مشروطه خواهان برخاست-سایت مجاهد]</ref><ref>[https://www.bartarinha.ir/fa/news/447514/%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%81%D8%B6%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF شیخ فضل الله نوری که بود و چرا اعدام شد؟-سایت بالاترین]</ref>.
| | '''من آن شعر را با آواز می خوانم''' |
| | [[پرونده:ویکتور خارا در میان کودکان محروم.JPG|جایگزین=ویکتور خارا، انقلابی، هنرمند، اعتراض|بندانگشتی|ویکتور خارا در میان کودکان محروم شیلی]] |
| | '''که گیتار پراحساسم می سراید''' |
|
| |
|
| == دوران جوانی شیخ فضلالله نوری ==
| | '''... چراکه ترانه آن زمانی معنا می یابد''' |
| فضلالله نوری در ۳ دی ۱۳۲۲ در تهران به دنیا آمد. او پسر ملاعباس نوری مازندرانی بود. فضلالله نوری دروس مقدماتی را در تهران گذراند. وی برای شرکت در کلاس درس شیخ رازی نجفی به نجف رفت. شیخ فضلالله نوری در سامرا نیز به همراه دایی خود «محدث نوری» در کلاسهای درس میرزای شیرازی شرکت کرد. همسر او سکینه دختر محدث نوری بود. نام فرزندان پسر او، شیخ مهدی(کیا) نوری، ضیا الدین کیا (نوری)، حاج هادی (کیا) نوری و جلال الدین کیا (نوری) بود. وی هشت دختر به نامهای، زینب الشریه، مرضیه، احترام الشریه، بدیه الزمان، منیره، اقدس الزمان، انور الزمان و خدیجه داشت<ref>[http://www.asrislam.com/fa/news/1321/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C فرزندان و نوه های شیخ فضل الله نوری-سایت عصر اسلام]</ref>. وی، سال ۱۳۰۰ به ایران بازگشت و به تدریس دروس حوزوی مشغول شد.
| |
|
| |
|
| == شیخ فضلالله نوری همدست محمدعلی شاه ==
| | '''که قلبش نیرومندانه در تپش باشد''' |
|
| |
|
| شیخ فضلالله نوری پس از سفر حج، به نجف رفت و از آنجا به ایران برگشت. بعد از بازگشت شیخ فضلالله نوری، [[سید عبدالله بهبهانی]]، از او و سید محمد طباطبایی دعوت کرد تا علیه اقدامات اتباع بیگانه و تبعیض و تجاوز به حقوق مردم متحد شوند. اما شیخ فضلالله نوری این دعوت را رد کرد. شیخ فضلالله نوری همچنین با وجود اصرار آیتالله طباطبایی و بهبهانی برای تحصن، در تحصن شرکت نکرد. وی تحصن را باعث تحریک جناحهای رقیب درحکومت میدانست.
| | '''و انسانی آن ترانه را بسراید''' |
|
| |
|
| پس از ادامه نهضت علیه دولت از جانب انقلابیون و مبارزین مشروطه، شیخ فضلالله نوری در مخالفت با مشروطه گفت: <blockquote>«مشروطه خوب لفظی است، شاه دستخط مشروطیت را دادند، شاه مرحوم دستخط دادهاند، مشروطه باید باشد ولی مشروطه مشروعه و مجلس محدود، نه هرج و مرج.»</blockquote>شیخ فضلالله نوری قانونی که شرع در آن نباشد را قبول نداشت و با تشکیل مجلس انتخابی و تقسیم قوا نیز مخالفت کرد. یکی از مواد قانون مشروطه این بود که «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساویالحقوق خواهند بود.»
| | '''که سرودخوانان شهادت را پذیرا شود»'''<ref name=":1" /> |
|
| |
|
| شیخ فضلالله نوری با این ماده به شدت مخالفت کرد و گفت: «محال است با اسلام حکم مساوات».
| | == دستگیری ویکتور خارا == |
| | [[پرونده:استادیوم سانتیاگو در روزهای کودتا.JPG|جایگزین=انقلاب، اعتراض، کانون شورشی|بندانگشتی|بازداشت هواداران حکومت آلنده توسط نظامیان در استادیوم سانتیاگو بعد از کودتای پینوشه]] |
| | در یازده سپتامبر ۱۹۷۳ با همکاری مستقیم دولت آمریکا، آگوستو پینوشه در کودتایی خونین دولت مردمی سالوادور آلنده را سرنگون کرد و هزاران نفر از مردم شیلی را دستگیر کرد. تعداد زیادی از این دستگیرشدگان در استادیوم ملی سانتایگو پایتخت شیلی گرد آورده شده بودند. <ref name=":0" /> ویکتورخارا، ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۳، یک روز پس از کودتای ارتش علیه دولت سالوادور آلنده، در دانشگاه فنی در کنار دانشجویان بازداشت و به استادیوم معروف سانتیاگو منتقل شد.<ref name=":2">[https://www.radiofarda.com/a/chilean-viktor-jara-trial/32576679.html پرونده قتل ویکتور خارا؛ محکومیت قطعی متهمان پس از ۵۰ سال ـ رادیو فردا]</ref> او در این استادیوم به همراه حدود ۵۰۰۰ نفر دیگر نگهداری میشد. جایی که مرکز بازجویی، شکنجه و اعدام هواداران دولت قانونی آلنده بود. شاهدان عینی خبر دادهاند که در همین استادیوم بود که استخوانهای دست و انگشتان ویکتور خارا را شکستند و از او خواستند در حضور سایر بازداشتشدگان آواز بخواند و او ترانه معروف خود به نام «ماپیروز خواهیم شد» را خواند.<ref>'''[https://www.dw.com/fa-ir/art-culture/a-44530936 محکومیت قاتلان ویکتور خارا ۴۵ سال پس از مرگ خواننده نامدار ـ دویچه وله فارسی]'''</ref> |
|
| |
|
| مخالفت و ضدیت با مشروطهخواهان به آنجا رسید که شیخ فضلالله نوری با بررسی قانون اساسی و تطبیق آن با شرع توسط بعضی علما گفت: <blockquote>«...وقتی را صرف این کار با جمعی از علما کردم و به قدر میسور تطبیق به شرع، یک درجه شد...لیکن فرقهای که زمام امور حلّ و عقد مطالب و قبض و بسط مهامّ کلیه بدست آنها بود مساعدت نمیکردند، بلکه صریحاً و علناً گفته که ممکن نیست مشروطه منطبق شود با قواعد الهیه و اسلامیه و با این تصحیحات و تطبیقات دول خارجه ما را به عنوان مشروطه نخواهند شناخت»<ref>[[شیخ فضل الله نوری که بود و چرا اعدام شد-سایت جهان نیوز]]</ref>.</blockquote>شیخ فضلالله نوری نمیخواست با استناد به رأی اکثریت، حتی برخلاف حکم شرع هم که باشد، قانونی وضع شود. چون برای او حکم و قانون،حکم و قانون شرع اسلام بود و بقیه قوانین برای او بی ارزش بود.
| | == جان باختن ویکتور خارا == |
| | روز ۱۵ سپتامبر دوباره خارا را به شکنجه کشیدند و بعد هم ۴۳ گلوله به او شلیک کردند. یک روز بعد جسد خارا و ۵ نفر دیگر از بازداشتشدگان در زمینی اطراف یک گورستان در نزدیکی استادیوم پیدا شد. اجساد را برای شناسایی به پزشکی قانونی منتقل کردند. یکی از کارمندان این اداره چهره خارا را شناخت و با خبردادن به همسر او مانع از آن شد که خارا را در گورهای دستهجمعی دفن کنند. جسد خارا که ۵۶ شکستگی و ضرب و جرح در آن تشخیص داده شده بود، به صورت ناشناس در گوشهای از گورستان سانتیاگو به خاک سپرده شد. |
|
| |
|
| شیخ فضلالله نوری در ۲۲ آبان سال ۱۲۸۷ در تجمع مخالفان مشروطیت سخنرانی کرد. او مشروطیت را مغایر با شرع اسلام دانست و طرفداران و دستجات او نامهیی به محمدعلی شاه علیه مشروطیت نوشتند و امضا جمع آوری کردند.
| | سال ۲۰۰۹ جسد خارا در مراسمی رسمی از گور محقرش در گورستان سانتیاگو به مقبرهای آبرومند و درخور او منتقل شد. در این مراسم، خانم میشل باشله، رئیس جمهور وقت شیلی که پدرش از افسران وفادار به آلنده بود و قربانی کودتا شد، همراه با ۱۲ هزار نفر دیگر حضور داشت. |
| | [[پرونده:جوان خارا همسر ویکتور خارا.JPG|جایگزین=ویکتور خارا، اعتراض، انقلاب، سرنگونی دیکتاتور|بندانگشتی|جوان خارا همسر انگلیسی ویکتور خارا]] |
| | در زمان دیکتاتوری ۱۸ ساله پینوشه (۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰) نزدیک به ۴۰ هزار نفر به صورت غیرقانونی دستگیر و به طور منظم مورد شکنجه قرار گرفتند. بیش از ۳هزار نفر از مخالفان رژیم زیر شکنجه کشته شدند. |
|
| |
|
| == توهین شیخ فضلالله نوری به مراجع ==
| | ویکتور خارا در روزهای بازداشت در استایوم سانتیاگو ترانهی «استادیوم» را سرود که مدتی بعد به طور مخفیانه توسط یکی از آنهایی که از استادیوم شیلی جان سالم به در برده بود، به دست همسرش رسید. او در این ترانه میگوید: |
| [[پرونده:شیخ فضل الله نوری.jpg|جایگزین=شیخ فضل الله نوری|بندانگشتی|شیخ فضلالله نوری]]
| |
| شیخ فضلالله نوری که از بزرگترین مراجع تقلید شیعه و پرچمدار مخالفت با مشروطهخواهان بود تا آخر عمر خود با مشروطه موافقت نکرد.
| |
|
| |
|
| از جمله هنگامی که میان مجلس و دربار اختلاف افتاد، ملا عبدالله مازندرانی و حاج میرزا حسین تهرانی تلگرافی در حمایت مجلس نوشتند و از شیخ فضلالله نوری خواستند که آنرا امضا کند اما وی از امضای آن سرباز زد و گفت:<blockquote>«آخوند خراسانی عالم است ولی دین ندارد،حاج میرزا حسین دین دارد ولی علم ندارد و مازندرانی نه دین دارد و نه علم و من هرگز از چنین کسانی پیروی نمیکنم. ما هم قبول داریم ظلم به رعیت در حکومت مشروطه به مراتب کمتر از حکومت استبدادی ست لیکن از آنجا که درحکومت مطلقه ظواهر شریعت و اسلام محترم شمرده میشود لطماتی که از جانب آن به شرع شریف وارد خواهد شد به مراتب کمتر از لطماتیست که مشروطه به شریعت میزند، بر همین اساس نباید درنگ کرد و بر هر مسلمان باغیرتی واجب است که در حمایت و حفاظت از حکومت مطلقه در مقابل مشروطیت و مشروطه خواهان برخیزد...»</blockquote>
| | '''«پنج هزار تن اینجاییم''' |
|
| |
|
| == رشوه گرفتن شیخ فضل الله از محمدعلی شاه ==
| | '''در این بخش کوچک شهر''' |
| احمد کسروی از رشوه گرفتن شیخ فضل الله نوری از محمدعلی شاه پرده برداشته است. با توجه به نزدیکی شیخ فضلالله به دربار و دشمنی او مشروطهخواهان این موضوع بسیار محتمل است بخصوص اینکه در همین ایام شیخ فضلالله نوری روزانه دستکم هشتاد نفر از طلاب را به میهمانی دعوت کرده و از مشروطه در مقابل آنها بدگویی کرده و با دادن صلههای یک قرانی آنها را روانه میکرد. گفته میشود که وی مبلغ هفت هزار تومان برای پیشبرد فعالیتهای خود علیه مشروطهخواهان از دربار محمدعلی شاه دریافت کرده بود.
| |
|
| |
|
| همچنین وینستون چرچیل در گزارشی در مورد شیخ فضلالله نوری نوشته است که او با استفاده از کمکهای مالی دربار به مخالفت با مشروطهخواهی پرداخت.<ref>[https://www.farsnews.com/news/13960511001172/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%81%D8%B6%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-% آیا شیخ فضل الله نوری از محمد علیشاه پول گرفت؟-خبرگزاری فارس]</ref>
| | '''چه دشوار است سرودی سر کردن''' |
|
| |
|
| == دیدگاه شیخ فضلالله در مورد آزادی ==
| | '''آن گاه که وحشت را آواز میخوانیم''' |
| یکی از دلایلی که شیخ فضلالله نوری علیه مشروطه دشمنی میکرد این بود که مشروطه را برآمده از تاریخ و تمدن غرب میدانست. از جمله او مخالف آزادی پوشش و حجاب بود. البته با توجه به اینکه پایگاه طبقاتی آخوندها بطور عام فئودالیزم و جامعه ارباب رعیتی بود، حرکت جامعه به سمت بورژوازی مطلوب اغلب آنها نبود. تکنولوژی و تمدن و پیشرفت علم رونق ملوکالطوایفی آخوندی را به خطر میانداخت.
| |
|
| |
|
| علامه محمدحسین نائینی چنین استدلالی را از جانب شیخ فضلالله نوری رد میکند و میگوید: <blockquote>«گوهر آزادی و اصل آزادی در جامعه از ابتدا در دین اسلام و شروع حرکت پیامبر و خلافت امام علی بوده است و پدیده ای غربی و جدید و صادراتی نیست و اختصاص به دین خاصی ندارد. برای مثال درحکومت فرانسه و انگلیس که مسیحی نیز هستند، آزادی وجود دارد اما در روسیه تزاری که مسیحی نیز هست استبداد حاکم است<ref>[https://www.bbc.com/persian/iran-features-48109855 کتابهای صد سال اخیر ایران-تنبیه الامه نائینی، صدایی متفاوت از حوزه برای آزادی ایران-سایت رادیو بی بی سی]</ref>.»</blockquote>
| | '''وحشت آن که من زندهام''' |
|
| |
|
| == مخالفت شیخ فضلالله نوری با تأسیس مدارس ==
| | '''وحشت آن که میمیرم من''' |
| شیخ فضلالله نوری با تأسیس مدارس مخالف بود. او درباره تدریس علومی نظیر فیزیک و شیمی و یادگیری زبانهای خارجی میگفت:
| |
| [[پرونده:اعدام شیخ فضل الله نوری.jpg|جایگزین=اعدام شیخ فضل الله نوری|بندانگشتی|'''اعدام شیخ فضلالله نوری''']]<blockquote>«تو را به حقیقت اسلام قسم میدهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست... ؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمیکند..؟»</blockquote>شیخ فضلالله نوری همچنین با تحصیل زنان مخالف بود و در فتوایی تأسیس مدرسهی دخترانه را خلاف شرع اعلام کرد. او تأسیس این مدارس را معادل با تأسیس فاحشهخانه برشمرد. در همین رابطه زنان فعال در جنبش مشروطه نیز در روزنامهی حبل المتین عقاید شیخ فضلالله نوری را زیر سوال برده و خواهان برکناری او از مقام مذهبی خود بودند.<ref>[https://www.balatarin.com/permlink/2010/7/13/2119927 باز شدن مدارس در ردیف باز شدن فاحشه خانه است]</ref>
| |
|
| |
|
| == دادگاه شیخ فضلالله نوری ==
| | '''خود را در انبوه این همه دیدن''' |
| شیخ فضلالله نوری با پیش کشیدن مشروعه در مقابل مشروطه و همدستی با محمدعلی شاه قاجار علیه مبارزان مشروطه فتوا میداد و دسته های چماقدار را برای سرکوب کردن مشروطه خواهان گسیل میکرد. در همین رابطه قتلهای زیادی انجام داد و تمام این قتلها را به نام دین توجیه میکرد. شیخ فضلالله نوری بهواسطه مراجع تقلید آن زمان به «مفسده برانگیزی و فساد در میان مردم و سوء استفاده از اسلام» متهم شد.
| |
|
| |
|
| == اعدام شیخ فضلالله نوری ==
| | '''در میان این لحظههای بیشمار ابدیّت''' |
| شیخ فضلالله نوری بعد از فتح تهران توسط مشروطه خواهان در ۹ مرداد سال ۱۲۸۸ به جرم صدور فتاوی بسیار در کشتار و شکنجه و مثلهکردن مشروطهخواهان، در میدان توپخانه در میان شادی مردم اعدام شد.
| |
|
| |
|
| پسر شیخ فضلالله نوری یکی از کسانی بود که خواهان اعدام پدرش بود. او بعد از اعدام شیخ فضلالله نوری با شادی کف زد. شنیدم که بعضیها میگفتند: «شیخ فضله به درک رفت!» از بالای ایوان نظمیه یک کسی فریاد کشید و به مردم گفت: «همچین دست بزنید که صداش تو سفارت به گوشاش برسه!» یعنی به گوش «محمدعلیشاه»<ref>دلیل کف زدن پسر شیخ فضل الله نوری، بعد از اعدامش چه بود؟</ref>.
| | '''که در آن سکوت و فریاد هست''' |
| | [[پرونده:میشل باشله رئیس جمهور شیلی در کنار عکسی از ویکتور خارا.JPG|جایگزین=حقوق بشر، آزادی|بندانگشتی|میشل باشله رئیس جمهور شیلی در کنار عکسی از ویکتور خارا در مراسم یادبود او]] |
| | '''لحظه پایان آوازم رقم میخورد.»'''<ref name=":2" /> |
|
| |
|
| == نامه شیخ فضلالله نوری به محمد علی شاه == | | == ترانههای خارا در ایران == |
| شیخ فضلالله نوری در ضدیت با مشروطه نامهای به محمد علی شاه نوشته است:<blockquote>«بسماللّه الرحمن الرحیم ـ به موقف عرض بندگان اعلیحضرت شاهنشاه اسلامیان پناه خلدالله ملکه و سلطانه، معروض میداریم: در روز دوازدهم شهر حال شوال که کارگزاران دولت جمع کثیری از وجوه علما و شاهزادگان و وزرا و امرا و اعیان و اشراف و تجار را حسبالامر احضار به دربار گردون مدار نمودند، از طرف قرینالشرف ارادهٌ سنیه را به اعطای مجلس شورای عمومی و تأسیس قوانین آن ابلاغ فرمودند تمام حاضرین متفقالکلمه جواب عرض نمودند که مجلس شورای عمومی منافی با قواعد اسلام است و ممکنالجمع نیست چنانچه به رأیالعین مشاهده کردیم و ما مسلمانان که در تحت اقتدار سلطنت اسلامیه هستیم ابدا راضی نمیشویم که وهنی به اسلام و دین ما برسد و در مقابل احکام اسلامیه، شاه و رعیت یکسان است و بر همه لازم است حفظ دین و آیین شریعت سیدالمرسلین (ص) بعد از آن تلگرافات عموم ولایات که قریب به دویست طغری بود بعضی تفصیلا و بعضی بر وجه اجمال قرائت شد. </blockquote><blockquote>و پس از آن احکام حجج اسلام و علمای اعلام ولایات گوشزد حاضرین شد و عرایض عدیده متظلمانه در استیمان از این بلیهٌ عظیمه از طبقات علما و اهل علم و طلاب و تجار و اصناف که غایب از آن محضر بودند یکان یکان خوانده شد بعد ذلک کله حضار مجلس از علما و تمام طبقات توسط جناب اشرف صدراعظم عریضه [ای] متضرعانه در استدعای انصراف از این عزیمت به حضور باهرالنور ملوکانه تقدیم داشتند و پس از استیذان شرفیاب حضور معدلت ظهور شدند و استدعای مجدانه حضوری هم نمودند و به وعده مراحم ملوکانه و قبول استدعای مقصد اسلامی به اصدار دستخط انجم نقط مرخص شدند تاکنون که یوم بیستو چهارم است از ناحیه مقدسه اعلیحضرت همایونی دستخط آسایش شرف صدور نپذیرفته از آنجایی که بهحکم محکم خلاق عالم جل اسمه، حفظ بیضه اسلام در قرون و اعصار برعهدهٌ سلطان وقت و علمای اعلام است؛ از آن روز تا حال همه روزه از داعیان مطالبهٌ انجاز وعد و اصدار دستخط مینمایند و داعیان به دفعالوقت گذرانیده تا امروز که مطالبه از حد گذشت چاره ندیده جز شرفیابی در دربار معدلت آثار و به حمدالله نایل شدیم و از پیشگاه همایونی ایفا به وعد را جدا مستدعی هستیم و چون این استدعا از جهت ادای تکلیف شرعی است از صاحب شرع رخصت رجوع نداریم و متضرعانه جدا دستخط آفتاب نقط [را] در آسودگی اهل اسلام از اضطراب و وحشت و دهشت که در این مرحله دارند از سدهٌ سنیه استدعا داریم. قسم به جمیع معظمات شرعیه که ماها بلکه تمام اهالی اسلام این مملکت برای تأسیس مجلس شورای عمومی حاضر نیستند و نتیجهٌ آن را جز هدم دین و هرج ومرج و هدر دماء محترمه و هتک نوامیس اسلامیه نمیدانیم ـ الامر امر الاقدس الاعلی مطاع مطاع.»<ref>تاریخ بیداری ایرانیان-ناظم الاسلام کرمانی</ref>. لازم به ذکر است که درست پنج روز بعد از نامه شیخ فضلالله نوری، محمد علیشاه قاجار حکم به لغو مشروطه داد<ref>[https://event.mojahedin.org/i/events/4414 شیخ فضل الله نوری رسما به جنگ با انقلاب مشروطه برخاست-سایت مجاهد]</ref>.</blockquote>
| | نام ویکتور خارا در ایران، بیشتر در سال ۱۳۵۸ و در کتاب جمعه که احمد شاملو مسئولیت و سردبیری آن را به عهده داشت مطرح شد. در ماههای پایانی همین سال «سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار» کاست اولین مجموعه از ترانههای ویکتور خارا را به ترجمه و دکلمه احمد شاملو منتشر کرد. این سازمان انتشاراتی تحت مسئولیت و مدیریت «ابراهیم زالزاده» اداره میشد و سال ۱۳۶۰ دومین و سومین مجموعه سرودهای ویکتور خارا را با ترجمه احمد شاملو و محمد زرینبال و با دکلمه محمد مقدم منتشر کرد. زالزاده اسفند سال ۱۳۷۵ در تهران درجریان قتلهای زنجیرهای ناپدید شد و یک ماه بعد جسدش را که ضربات چاقو بر آن دیده میشد، در اطراف شهر پیدا کردند.<ref name=":2" /> |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| <references />
| |