|
|
| (۴۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | {{ |
| | جعبه اطلاعات سیاستمدار |
| | | نام = زهرا نوروزی |
| | | تصویر =عزیز رضایی مادر رضاییهای شهید.jpg |
| | | معروف به = عزیز رضاییها |
| | | زادروز = ۱۳۰۸ |
| | | شهر تولد = تهران |
| | | کشور تولد = ایران |
| | | تاریخ مرگ = |
| | | شهر مرگ = |
| | | کشور مرگ = |
| | | فرزندان = احمد، رضا، مهدی، ابوالقاسم، فاطمه، آذر، مهین، صدیقه |
| | | تحصیلات = |
| | | دین = اسلام |
| | | حزب سیاسی = سازمان مجاهدین خلق ایران |
| | | سمت = |
| | | فعالیتها = از ۱۳۵۰ تاکنون همواره یار و پشتیبان مجاهدین بوده است |
| | |شناختهشده برای = مبارزه طولانی علیه دو دیکتاتوری شاه و شیخ |
| | |همسر=خلیل رضایی |
| | }}'''عزیز رضایی'''، با اسم اصلی '''«زهرا نوروزی»''' (زاده ۱۳۰۸ خورشیدی، تهران) مادر رضاییهای شهید است. او سه پسر خود یعنی احمد، رضا و مهدی و سه دختر خود یعنی صدیقه، آذر و مهین را که اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند از دست داده است. علاوه بر سه پسر و سه دختر، علی زرکش همسر مهین رضایی، شهید سردار موسی خیابانی همسر شهید آذر رضایی نیز از جمله شهدای خانواده رضاییها هستند. عزیز رضایی پس از انقلاب ضدسلطنتی توسط بسیاری از رسانهها مورد توجه قرار گرفت و سخنرانیهایی نیز داشت. محبوبیت او در بین مردم تا حدی بود که حتی دیداری بین خمینی و او ترتیب داده شد. عزیز رضایی از همان ابتدای انقلاب با سرکوب احزاب سیاسی و به ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق مخالفت کرد. پس از آغاز مبارزه مسلحانه عزیز رضایی نیز از ایران خارج شد و تا کنون از نزدیکان سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است. چند فرزند دیگر او همچنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران هستند. او چندی قبل در دهه دهم زندگی خود با نوشتن نقشه مسیر مجددا برای مبارزه تجدید پیمان کرد. [[حمید اسدیان]] درباره کلمه مادر گفته است: «مادر رضاییها» که بیشتر در ادبیات سیاسی خودمان به کار میبریم، حاوی پیام مشخصیست از «مادر»ی همچون مادران دیگر که یک، دو، سه، چهار، یا چند فرزند خود را در مسیر مبارزه از دست دادهاند. |
|
| |
|
| {{ستون سریهای سیاسی
| | == تولد == |
| | name = نوار کناری اسلام
| | زهرا نوروزی (عزیز) سال ۱۳۰۸ در تهران و در خانوادهای مذهبی و خوشنام چشم به جهان گشود. پدرش با مغازهای درناصرخسرو به کسب و کار اشتغال داشت و بعدا مغازه لولافروشی باز کرد که یگانه برادر عزیز و فرزندان او هنوز هم آن را همراه با یک مغازه پردهفروشی اداره میکنند. مادرش زنی خانهدار بود که تنها سواد خواندن قران داشت. عزیز بهعنوان اولین فرزند خانواده به اصرارخودش توانست تا کلاس ششم ابتدایی را به تحصیل ادامه دهد گرچه به علت قانون اجباری عدم حجاب و اینکه خانواده نیز با نصب عکس بدون حجاب او در گواهینامه به هیچوجه موافق نبود، عزیز نتوانست گواهینامه پایان تحصیلات ابتدایی را بدست آورد و برای سایر خواهران نیز معلم سرخانه آوردند تا اینکه بهتدریج با رفتن فرزندان عزیز به مدرسه و تغییر محیط فرهنگی خانه، یگانه برادر و سایر خواهران عزیز نیز اجازه یافتند در مدرسه تحصیل کنند. عزیز درباره آن دوران میگوید: ” مدرسه رفتن و درس خواندن را خیلی دوست داشتم اما جوّ خانواده با آنکه بسیار صمیمی و مهربان بود اجازه نمیداد. من برای دانستن پاسخ سؤالاتی که داشتم با دختر همسایه که تحصیلکرده و باسواد بود، دوست شدم.“ |
| | class = plainlist
| |
| | titlestyle = padding-top:0.2em;
| |
| | title = {{Hlist|[[شیطان سازی]]}}
| |
| | headingstyle = line-height:1.3em;
| |
| | contentstyle = text-align: ;
| |
|
| |
|
| | heading1 = پایهها
| | == خانواده عزیز رضایی == |
| | content1 =
| | عزیز رضایی سپس به عقد ازدواج خلیل الله رضایی (پدر رضائیهای شهید) که شاگرد مغازه «حاج آقا» (پدر عزیز) بود، درمیآید. |
| * تکفیر
| | [[پرونده:حاج خلیل رضایی.jpg|بندانگشتی|250x250پیکسل|حاج خلیل رضایی]] |
| * ماکیاولیسم
| | پدر عزیز طی ده روز اول عاشورا مجلس روضهخوانی ترتیب میداد و از نوههای خود بهخصوص پسران عزیز میخواست حتما در این مجالس شرکت کنند. عزیز در این باره میگوید: احمد اما بهسبب تیزهوشی و انگیزههای سیاسی ـ مبارزاتی اما با برگزاری مراسم سوگواری عاشورا بدون تکیه بر وجوه حماسی و انسانی آن مخالف و معتقد بود: «اینکه پیرمردها در یک اتاق جمع شده برای امام حسین گریهزاری کنند و جوانهایشان هم در اتاق دیگر جمع شده و راجع به شکل و شمایل دخترها حرف بزنند، مفهوم فلسفه عاشورا و شهادت امام حسین که از قضا جوهره مراسم سوگواریست، در این میان گمشده از دست میرود». |
| * فیک نیوز
| |
| * فریبکاری
| |
| * تبلیغات دروغ
| |
| {{پایان فهرست یکدست}}
| |
|
| |
|
| | heading2 = نوشتارهای مرتبط
| | طی دوران اقامت عزیز و بچهها در خانه «حاج آقا»، والدین عزیز بهخصوص مادربزرگ که زنی مذهبی و بسیار فهمیده بود، در پرورش اخلاق مذهبی، نظم و احساس انسانی نسبت به دیگران در بچهها تأثیر بهسزایی داشتند زیرا خودشان نیز بسیار انساندوست و کمکرسان دیگران بودند طوری که نیازمندان اغلب به خانه آنها آمده و مادر عزیز به آنها کمک میکرد و در این زمینه چنان دست باز داشت که پدر عزیز اغلب میگفت: «اگر صد تومان هم به خانم بدهم برای خرید برود به خانه که برمیگردد هیچ ندارد همه را به این و آن کمک کرده یا چیزی برایشان خریده“ |
| | content2style = font-style:italic;<!--(most are non-English terms)-->
| |
| | content2 = {{فهرست یکدست}}
| |
| <!--(Alphabetical by linktext:)-->
| |
| * {{Noitalic|}}
| |
| * [[چماقداری]]
| |
| * [[انقلاب فرهنگی]]
| |
| * [[جنگ ایران و عراق]]
| |
| * [[قتل عام ۶۷]]
| |
| * [[حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸)]]
| |
| * [[قتلهای زنجیرهای]]
| |
| * [[ترور میکونوس]]
| |
| * [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]
| |
| * [[سپاه قدس]]
| |
| *اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
| |
| * [[قتل کشیشهای مسیحی]]
| |
| * [[قتل عام اشرف]]
| |
| {{پایان فهرست یکدست}}
| |
|
| |
|
| | heading3 = شخصیتها
| | خانواده رضایی پس از حدود ۲۰ سال زندگی در منزل پدری عزیز و بعد از اینکه او برایشان در میدان شاه خیابان درختی خانهای خرید، بهآنجا نقل مکان نمودند. اما با ضربه سال ۱۳۵۰ به مجاهدین، جمع صمیمی خانواده عزیز از هم پاشید و با دستگیری رضا رضایی سایر فرزندانش نیز ناچار مخفی گردیدند. |
| | content3 =
| |
| {{نوار جانبی|bodystyle={{Subinfobox bodystyle}} |navbar=off
| |
| |headingstyle=padding-bottom:0; |contentstyle=padding-top:0;
| |
| | content1 =
| |
| | content2 = {{فهرست یکدست}}
| |
| <!--(Alphabetical by linktext:)-->
| |
| * [[روحالله خمینی]]
| |
| * [[سید علی خامنه ای]]
| |
| * [[احمد جنتی]]
| |
| * [[ابراهیم رئیسی]]
| |
| *[[مصطفی پورمحمدی]]
| |
| *[[اسدالله لاجوردی]]
| |
| *[[محمود هاشمی شاهرودی]]
| |
| *[[غلامحسین محسنی اژهای]]
| |
| *[[علی فلاحیان]]
| |
| *[[صادق لاریجانی]]
| |
| *[[حسینعلی نیری]]
| |
| *[[حسن روحانی]]
| |
| {{پایان فهرست یکدست}}
| |
| }}
| |
|
| |
|
| | heading4 = نیروهای درگیر
| | سایه سنگین خاطرات دور شهادت فرزندان و یادمان آنها را که عزیز هنگام بازگو به ملاحظه احساس شنونده، در پنهان کردنشان سخت میکوشد را اما در پیچ و تاب قطرههای اشکی که در لابلای پلکها پیچیده یا در شیار چینهای صورت گم میشوند خوب میتوان دید و صعوبت آنها را به سهولت فهمید. |
| | content4 =
| |
| {{فهرست یکدست}}
| |
| * [[سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی]]
| |
| * [[حزب الله لبنان]]
| |
| * [[سپاه بدر]]
| |
| * [[جمعیت مؤتلفه اسلامی]]
| |
| * [[حزب جمهوری اسلامی ایران]]
| |
| * [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]
| |
| * [[نیروی قدس سپاه پاسداران]]
| |
| * {{Longitem|[[بسیج]]}}
| |
| * [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی]]
| |
| * [[جناح اصولگرایان جمهوری اسلامی]]
| |
| <!-- * [[Hisbah]]
| |
| * [[Hizbul Islam]]
| |
| * [[Indonesian Mujahedeen Council]] -->
| |
| * [[جناح اصلاحطلبان جمهوری اسلامی]]
| |
| <!-- * [[Islamic Defenders Front]]
| |
| * [[Islam Hadhari]] -->
| |
| {{پایان فهرست یکدست}}
| |
|
| |
|
| | heading5 =
| | == شهادت احمد رضایی == |
| | content5 =
| | [[پرونده:احمد رضایی (2).jpg|بندانگشتی|290x290پیکسل|احمد رضایی اولین شهید سازمان]] |
| }}
| | عزیز رضایی درباره شهادت اولین فرزند خود احمد، اولین شهید سازمان مجاهدین خلق میگوید: ”احمد سال پنجاه شهید شد که بعد از فرار رضا بود. نباید سر قرار میرفت چون یک قرار احتیاط بود. رضا هم به او گفته بود نرود اما احمد در جوابش میگوید خون ما باید ریخته شود تا راه باز شود و رفته بود سر قراری که با دوستش در چهار راه غفاری داشت که یکهو میبیند در محاصرهاند و شروع به تیراندازی میکند تا دوستش را فرار دهد و بعد که تیرش تمام میشود عمدا بهحالت تسلیم میایستد تا مأموران ساواک برای دستگیری به او نزدیک شوند. آن وقت نارنجکش را میکشد.... در رادیو گفتند در چهار راه غفاری یک خرابکار کشته شده. آن موقع رضا از زندان فرار کرده و با مهدی مخفی بودند. صبح روز بعد من چند بسته برای پدر و محسن که در زندان بودند درست کردم که به آنجا بروم. تاکسی گرفتم و به راننده که گفتم قزل قلعه، پرسید زندانی داری؟ گفتم بله. پرسید مواد داشته؟ گفتم نه، سیاسی بوده، گفت خدا به فریادت برسد. گفتم آن کسی که دیروز سر چهار راه غفاری کشته شد پسر من بوده، پسر ۲۴ ساله مرا کشتهاند. راننده دوباره گفت خدا به دادت برسد. آنوقت خانمی که در تاکسی بود رو کرد به من که خوب چرا این کارها را میکنند که هم خودشان و هم دیگران را به کشتن بدهند که راننده تاکسی در جوابش گفت: خوب به خاطر من، به خاطر تو، به خاطر خلق و امیدوارم که یک روز با مشتهایمان در زندان را باز کنیم. بعد که رسیدیم جلوی زندان، راننده هم پیاده شد و ایستاد به تماشا که جمعیت زیادی از خانوادههای زندانیان سیاسی که مقابل زندان جمع بودند تا چشمشان به من افتاد یکهو همگی گریهکنان آمدند بطرف من، اما من به آنها گفتم احمد سفارش کرده که بعد از شهادت او مبادا کسی گریه کند. تازه شماها باید انتقام اینها را هم بگیرید. آن روز به هرحال بهمن ملاقات ندادند اما جمعیت با من به خانه ما آمد و مراسمی گرفتیم. شهادت احمد در یازدهم بهمن ۱۳۵۰، یک روز برفی خیلی سرد بود و جریان آن را روزنامههای عصر نوشته و رادیو هم خبرش را پخش کرد که ولولهای انداخت میان مردم و خون احمد از سال پنجاه به بعد راه مبارزه را باز کرد.<ref>[https://iranntv.com/205429-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7 یاد اولین شهید مجاهد خلق احمد رضایی گرامی باد - سایت سیمای آزادی]</ref> |
| '''شیطان سازی''' اپوزیسیون (Demonization) در جمهوری اسلامی، یکی از اهرمهای اصلی جنگ سیاسی برای نامشروع کردن هر گونه مخالفت با حاکمیت مطلق و سرکوبگرانه [[ولایتفقیه در ایران|ولایتفقیه]] و مشروع کردن سرکوب هر نوعی از اعتراض و مطالبهی مشروع است.
| |
|
| |
|
| شیطانسازی یک روش تبلیغی است که ایدهای شرورانه را در مورد شخص، گروه یا یک جریان باهدف تخریب آن بکار میبنند. هدف از شیطانسازی ایجاد نفرت کور نسبت به سوژهی آن است تا بتوان صدمه زدن به وی را مشروع جلوه داده و راحتتر کند.<ref>[https://books.google.com/books?id=HthyxpY6uYcC&pg=PA162 The Power of Ideas: A Political Social-Psychological Theory of Democracy, Political Development and Political Communication]</ref>
| |
|
| |
|
| این روش در طول سالها توسط رژیم ایران به شکلی گسترده به کار گرفته شده است. جمهوریاسلامی ایران برای حذف و سرکوب مخالفان، آنها را با القاب مذهبی مختلفی مانند یاغی، باغی ، کافر، مرتد، ملحد،فتنهگر و منافق تخریب میکند و از سویی زمینه را برای حذف فیزیکی آنها آماده میسازد.
| |
|
| |
|
| سازمان مجاهدین خلق ایران بزرگترین سوژهی شیطان سازی در رژیم ایران است. رژیم ایران از ابتدای انقلاب ضدسلطنتی تا کنون دهها هزار کتاب، هزاران نمایشگاه، صدها فیلم سینمایی، صدها مستند و مشابه آن برای این کار اختصاص داده است. سپاه پاسداران دارای یک ارتش سایبری چندده هزار نفری است که مهمترین کار آنها پیش بردن پروژهی شیطان سازی علیه سازمان مجاهدین خلق است. این ارتش اغلب تلاش میکند با تمرکز بر روی موضوعات اخلاقی، نسبتدادن تروریسم، سکت، وابستگی و...این سازمان را هدف قرار دهد.
| | سال ۱۳۵۰ رضا و بنیانگذاران در زندان بودند. گفتند برویم منزل آیتالله خوانساری که در بازار فرشفروشها بود. به مادران گفتند ابتدا در مسجد شاه جمع شوند و از آنجا به اتفاق برویم منزل خوانساری. مادرها همگی رفتیم منزل او اما آن روز ما را راه ندادند. دوباره قرار گذاشتیم. من رفتم مسجد شاه دیدم هیچکس نیست خیال کردم دیر آمدهام و مادران دیگر رفتهاند. بهتنهایی رفتم منزل خوانساری. در که زدم پیشخدمت در را باز کرد و پرسید چکار داری؟ گفتم برای حساب و کتاب خمس آمدهام خدمت آقا. در را باز کرد و گفت بفرمایید. رفتم دیدم هیچکس نیامده. نشستم توی اتاق. یک عده بدبخت بیچاره نشسته بودند دورتادور اتاق. من هم نشستم. یکی یکی میرفتند پیش آقا. نوبت من که رسید پسر خوانساری، سید جعفر مرا صدا زد و پرسید چکار دارید؟ گفتم بچههای من و پدرشان در زندان هستند خواستم شما کاری برای آنها انجام دهید. رفت یک مقدار پول آورد که به من بدهد. گفتم من احتیاج به پول ندارم من از شما میخواهم اقدامی کنید لااقل پدرشان را آزاد کنند. گفت ما برای همه اقدام میکنیم. دیدم نمیخواهد کاری کند خواستم از منزل خارج شوم که صدای همهمهای به گوشم رسید. پیشخدمت گفت صبر کن و رفت در را باز کرد دید جمعیت زیادیست. در را بست و به من گفت قدری صبر کن تا اینها بروند. من ایستادم توی حیاط و بعد رفتم از در دیگر که توی ساختمان بود در را باز کردم و همه مادران آمدند تو طوری که حیاط و پلهها پر از جمعیت شد و مجبور شدند جمعیت را ببرند پیش آقا. مادران از زندان گفتند، از شکنجهها گفتند، از بچههایشان تعریف کردند که این بچهها مسلمانند باید کاری کنید که اینها را اعدام نکنند، آقا بهظاهر قدری متأثر شد که پسرش به او گفت آقا وقت نماز است. آقا از جا بلند شد، ما صبر کردیم آقا وضو گرفت تا از در رفت بیرون، ما هم دنبالش حرکت کردیم بهطرف مسجد سید عزیزالله. آن روزها مصادف با عاشورا بود و بازار هم بسته بود اما آقای خوانساری که به طرف مسجد و پیشاپیش جمعیت راه افتاد ما ۶۰ ـ ۵۰ مادر هم به دنبالش حرکت کردیم و جمعیت هم در دو طرف ایستاده بود و تماشا میکرد. آنوقت من دیدم ما مادران با بودن این جماعت خیلی ساکت هستیم که یکهو با صدای بلند گفتم آهای بازاریها بیشتر شما احمد رضایی را میشناسید، او را کشتند حالا هم بچههای ما در زندان زیر شکنجه هستند. بعد مادر بدیعزادگان گفت بچه مرا چهار ساعت روی اجاق برقی سوزاندهاند، مادران دیگر هم هرکدام در این باره چیزی گفتند که جمعیتی هم که در دو طرف ایستاده بود همه گریه میکردند و به مسجد که رسیدیم دیگر خیلی شلوغ شده بود، مادرها هم گریه میکردند و بعضی حالشان به هم خورد. من هم کناری ایستاده بودم اما جمعیت سراغم آمده سؤال میکردند چه خبر شده و من بهآنها میگفتم من مادر احمد رضایی هستم و این مادران هم فرزندانشان در زندان زیر شکنجه هستند.... “<blockquote>حمید اسدیان درباره حرفهای عزیز گفته است: «توجه کنیم که این خاطرات متعلق به سال ۱۳۵۰ است یعنی زمانی که بر اثر حاکمیت ساواک هیچ خبری از اعتراضات زنان نبوده و راه انداختن چنین تظاهراتی با ۶۰ ـ ۵۰ مادر در واقع پدیده جدیدی بود که قبلا نمونهاش را نداشتیم بلکه مهمتر اینکه عزیز بهعنوان مادر اولین شهید سازمان مجاهدین خلق، فرزند خود را پرچمی ساخته تا زندانیان دیگر را که زیر شکنجه هستند مطرح کند»</blockquote> |
|
| |
|
| ژول بویکوف نویسندهی آمریکا چهار معیاربرای شیطان سازی بر میشمرد:
| | == دستگیری مهدی رضایی == |
| | عزیز رضایی گفته است: |
| | [[پرونده:مهدی رضایی در دادگاه.jpg|بندانگشتی|262x262پیکسل|مهدی رضایی در دادگاه]]<blockquote>مهدی سال ۱۳۵۱ در درگیری دستگیر شد. قرصش را میخورد اما اثر نکرده بود، سلاحش را میکشد که آن هم گیر کرده عمل نمیکند. بعد از دستگیری چهار ماه زیر شدیدترین شکنجهها بود ملاقات هم نمیدادند تا یک شب خواب دیدم و فکر کردم شاید ملاقات بدهند.....من با سایر فرزندانم رفتم کمیته. مهدی را با دو مأمور ساواک آوردند. با آن که خیلی شکنجه شده بود اما با خنده شروع به صحبت کرد و روحیه خیلی بالایی داشت و گفت آخرین تیر ترکشم را هم میکشم. گفتهام دادگاهم علنی باشد و آقاجون و محسن را آزاد کنند. نگهبانان هم خیلی تحت تأثیر او بودند حتی بازجوهای وحشی در مقابلش زانو زده التماس میکردند که فقط یک کلمه هم که شده بگوید ولی مهدی با آنکه همه امکانات آن دوران سخت سازمان را میدانست اما قهرمانانه همه اسرار سازمان را در سینه حفظ کرده و حتی یک هم کلمه نیز درباره آنها فاش نگفته بود. </blockquote><blockquote>احمد سال ۱۳۵۰ هنگام جابجاییها یا ترددهای مخفیانه، گاهگاهی هم برای دادن خبر سلامتی خود، تلفنی با عزیز تماس میگرفت. پس از تصمیم و طرح سازمان برای فرار رضا و حضور او در معیت نفرات ساواک در خانه، رضا به نوعی عزیز را در جریان موضوع فرار قرار میدهد طوری که عزیز نیز در تماس بعدی احمد با او، با تیزهوشی و تجارب مبارزاتی آموخته، احمد را نیز به هرصورت از قصد فرار رضا آگاه نموده و او را نسبت به حضور رضا در خانه هوشیار مینماید که احمد از همان موقع به سرعت در تدارک آمادهسازیهای ضروری برای فرار او برمیآید. طرح فرار رضا ابتدا با موفقیت کامل به انجام رسیده و او توانست پس از گریختن از چنگ ساواک، انبوهی از تجارب گرانبهای مبارزاتی پیشتازان، امکانات مبارزه مسلحانه، شیوههای بازجویی و تاکتیکهای ساواک و نیز گزارشی از شرایط سخت زندانها را به خارج از زندان منتقل نماید اما رضا بعدا در خرداد ماه ۱۳۵۲ در مخفیگاه خود واقع در خیابان غیاثی توسط ماموران ساواک محاصره و به شهادت رسید. </blockquote> |
|
| |
|
| در شیطان سازی رسانهها تلاش میکنند بر قالبهایی متمرکز شوند که بتوانند سوژهی خود را بیشتر با تمرکز بر روی موضوعات اخلاقی به تصویر بکشند. | | == دستگیری عزیز رضایی == |
| | عزیز در مصاحبه باسیمای آزادی میگوید:<blockquote>«اولش شکنجه خیلی زیاد بود و چهار مرتبه مرا شلاق زدند که کف پاهایم آش و لاش شد مثل همه بچههایم یک پایم بهتر بود اما پای چپم خیلی ناجور بود که وقتی دفعه آخر شلاق زدند، دیگر جان در بدن نداشتم و فکر کردم الان میمیرم و اشهدم را گفتم. بعد که دیدند من تکان نمیخورم شلاق زدن پایم را قطع کردند ولی منوچهری توی سر و گوش و پشتم مرتب شلاق میزد که بگو از کی پول گرفتی، به کی پول دادی؟ من هم گفتم نه از کسی پول گرفتم و نه به کسی پول دادم..... بعد یک شب دوباره مرا صدا زدند بالا توی اتاق رسولی و باز شلاق و شلاق.....که پاهایم دوباره خونریزی کرد و من که افتاده بودم روی زمین، منوچهری پایش را گذاشته بود روی پشتم و فشار میداد. بعد آویزانم کردند. دوتا دستم را بهپنجره بستند و صندلی را از زیر پایم کشیدند و آن زندانیان شکنجه شدهای که شلاقخوردن مرا دیده و خودشان هم قبلا بهشدت شکنجه شده و برای شلاقزدن دوباره آنها را بهاجبار دور اتاق راه برده میچرخاندند، برای دادن قوت قلب بهمن مرتب میگفتند مادر سلام، مادر سلام..... بعد منوچهری دوباره مرا با یک دست آویزان کرد که خیلی ورم کرد و آوردم پایین و انداختند توی سلول و پاهایم شدیدا عفونت کرده بود. چند ماهی هم در سلول کمیته در انفرادی بودم، یک سال هم در اوین بدون کوچکترین خبری حتی از فرزندان کوچکم. بعد هم مرا در دادگاههای مسخره خودشان محاکمه و به سه سال زندان محکوم کردند»</blockquote>عزیز روزی را که در اتاق شکنجه رسولی، «مسعود» را که سخت شکنجه شده پیچیده در پتویی میبیند، هنوز از آن با اندوه بسیار یاد میکند. |
|
| |
|
| در شیطان سازی شخصیت حریف به شکلی یکسویه به مثابه شر در برابر خیر به تصویر کشیده میشود.
| | علاوه بر سه پسر عزیز و صدیقه و آذر دختران او، شهید علی زرکش همسر شهید مهین رضایی، شهید سردار موسی خیابانی همسر شهید آذر رضایی نیز از جمله خانواده رضاییها هستند. خانواده رضاییها و بهویژه ”مادر رضاییها“ درد و داغ فرزندان را از دو دیکتاتوری شاه و شیخ یکسان بر تن و جان دارد اما..... |
|
| |
|
| اغلب شیطانسازی ها منشاء دولتی و حکومتی دارند.
| | این ” عزیز“ میگوید: من به وجود فرزندان دلیرم که در راه آزادی میهن و مردمشان شهید شدهاند افتحار میکنم، احساس غرور میکنم چون زندگی خود را در راه رهایی خلق و فدیه آرمان عدالت و آزادی نمودهاند. نسبت به مادران ایران نیز احساس غرور میکنم و شجاعت و پایداریشان را آن هم در چنین شرایط سخت فقر، سرکوب، شکنجه و زندان میستایم.<ref>[https://women.ncr-iran.org/fa/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%b6%d8%af%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa%db%8c-%db%b1%db%b3%db%b5%db%b7/ انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷: روحیه شکست ناپذیر زنان ایرانی - سایت زنان نیروی تغییر]</ref> |
|
| |
|
| در شیطان سازی هرگز هیچگونه ادعای قابل توجه و مستندی وجود ندارد.
| | == سخنان و نقشه مسیرها عزیز رضایی مادر رضاییهای شهید == |
|
| |
|
| [[روحالله خمینی|خمینی]] از فردای پیروزی انقلاب، به هیچ قرارداد و یا تعهدی پایبند نبود و به الزامات قراردادهای اجتماعی گردن نمیگذاشت، ولایتفقیه این اصل بدیهی را رد میکرد که مشروعیت حکومت ناشی از تعهداتی است که در برابر مردم قبول کرده و نمی تواند یکسویه آنها را نادیده بگیرد. | | === نقشه مسیر عزیز رضایی === |
| | عزیز رضایی در سن ۹۲ سالگی در سال ۱۴۰۰ مجددا با سازمان مجاهدین و رهبری آن تجدید پیمان کرد و تعهدنامه نوشت: |
| | [[پرونده:عزیز در کنار مریم رجوی.jpg|بندانگشتی|عزیز در کنار مریم رجوی]] |
| | تعهدنامه و نقشه مسیر |
|
| |
|
| قرارداد اجتماعی - برخلاف احکام فقهی که نیازی به موافقت مقلد ندارد- دو سویه است در قرارداد اجتماعی، مردم از فقیه تقلید نکردهاند. خمینی خود را ملزم به رعایت این قوانین نمیدانست. نقطهی کانونی استبداد در نظریهی ولایتفقیه همینجا است، خمینی قرار خود با مردم را مانند فتوایش میدانست که هر لحظه میتواند تغییر دهد و فردا نیز چیز دیگری بگوید. مردم و اراده آنان محلی از اعراب ندارند و هر نظر مخالفی تکفیر خواهد شد.
| | مریم عزیزم |
|
| |
|
| == تعریف تکفیر یا شیطان سازی ==
| | وقتی مطلع شدم که این افتخار نصیبم شده که خدمت شما برسم، مثل هر مجاهد خلق تصمیم گرفتم از این فرصت تاریخی استفاده کنم و تعهدم را به شما بدهم. |
| بر مبنای یک تعریف ایدئولوژیک، تکفیراصطلاحی در کلام و فقه به معنای نسبت کفر دادن به حامل یک دین مانند مسلمان و مسیحی و... میباشد. تکفیر در اصل به معنای پوشیدن و پوشاندن است، ولی درعربی و فارسی به معانی گوناگونی به کار رفته، از جمله پاک کردن گناهان و پرداختن کفاره سوگند و یا کافر خواندن کسی است.
| |
|
| |
|
| === دیدگاه پیامبر اسلام در باره تکفیر ===
| | افتخار میکنم که در آستانه ۹۲ سالگی به برکت راهیافتگی توسط راهبران عقیدتیم شما و مسعود، نه تنها برسر عهد و پیمانهایم هستم بلکه بارها و بارها مصممتر بر آنها پای میفشارم. |
| از حضرت محمد (ص) در باره تکفیر نقل شده است:
| |
|
| |
|
| هرکس برادرش را «ای کافر!» خطاب کند اگر درست گفته بود یکی از آن دو، گرفتار پیامدهای آن میشوند و در غیر این صورت، به خودش باز میگردد.<ref>کتاب صحیح مسلم جلد یک صفحه ۷۹ ح ۱۱۱</ref>
| | مریم عزیزم، |
|
| |
|
| در روایتی دیگر فرمود: هر مسلمانی که مسلمان دیگری را تکفیر کند و او را کافر بخواند اگر کافر نبود، خود کافر میگردد.<ref>کتاب سجستانی جلد ۴ صفحه ۲۲۱</ref> | | شما میدانید که من با مسعود از شکنجهگاه کمیته و در اطاق بازجویان شکنجهگر پیوند خوردم. او در حالیکه زیر شدیدترین فشارها و روی زمین اطاق بازجویی لای یک پتو بود به محض خروج بازجو از اطاق سرش را در آورد و به روحیه دادن به من هم که زیر فشار و شکنجه بازجو بودم پرداخت. کاری که در آن شرایط برایش خطر شکنجه شدن بیشتر را بدنبال داشت. من هیچگاه این فداکاری و کار شجاعانهاش از ذهنم خارج نمیشود. |
|
| |
|
| مخالفت این امر با قرآن، به دلیل مغایرت کامل آن با دو اصلی است که قرآن مطرح کرده است:
| | بعدها که بیشتر مسعود را شناختم، او را به عنوان رهبر و پیشوا و رهبر عقیدتی خودم انتخاب کردم. من میدانم او تمام لحظات عمرش را صرف آزادی مردم ایران میکند. |
|
| |
|
| اصل اول: عدم اجبار در دین. «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ؛ در کار دین هیچ اکراهی نیست.» <ref>قران کریم سوره بقره آیه ۲۵۶</ref>
| | فکر میکنم وجود مسعود و شما مریم عزیز فضل خداوند به مردم ایران است و من چه خوشبختم که در دورانی زندگی کردم که رهبری چون شما و مسعود را داشتم و دارم . |
|
| |
|
| اصل دوم: ضرورت گوش دادن به سخنان «دیگران» برای پیروی از بهترین آنها. «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه.»<ref>سوره زمر آیات ۱۷ و ۱۸</ref>
| | به اینجهت در آستانه ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۰، که همه مجاهدین نقشه مسیر مینویسند، با تمسک به امام مجاهدین علی علیهالسلام تعهد میدهم و صدبار و هزار بار تاکید میکنم که من تا آخرش در رکاب و در کنار شما و مسعود هستم و به این افتخار میکنم. |
|
| |
|
| «فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ * لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ؛ پس پند بده که تنها تو پند دهندهای * تو بر آنان چیره نیستی».<ref>قران کریم سوره غاشیه آیه ۲۲</ref>
| | به نظر من هرکس با شما و مسعود دشمنی میورزد، دشمن مردم و آزادی و استقلال ایران است و نمیخواهد به ظلم و جور آخوندی پایان داده شود و هرکس با شما دوستی دارد، قدمش در راه مردم ایران خیر است. |
|
| |
|
| «أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُوءْمِنِینَ؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مومن باشند؟».<ref>قران کریم سوره یونس آیه ۹۹</ref>
| | این تجربه من از مبارزه با دو نظام دیکتاتوری شاه و شیخ است. |
|
| |
|
| در نتیجه، اسلام برای دفاع از حق و ترویج آن، اجازه استفاده از زور و قوهی قهریه و همچنین تکفیر و تفسیق را نداده است. به هیچ وجه این اقدامات را در راه تبلیغ دین و هدایت مردم، تجویز نکرده است، این گونه اقدامات، وسیلهای شیطانی و نامشروع است، که استفاده از آن حتی در راه دین، باطل و مصداق بیدینی است. کسانی که این حربهها را به عنوان ابزار اعمال حاکمیت انتخاب میکنند، از حربهای شیطانی و استعماری استفاده کردهاند. | | من در دهمین دهه عمرم، فقط یک آرزو دارم، |
|
| |
|
| === پیشینهی تکفیر در مسیحیت ===
| | آزادی مردم ایران، و طلوع خورشید آزادی در ایران، با رسیدن شما و مسعود به خاک میهنمان ایران. |
| به دوران قرون وسطی و دادگاههای انگیزیسیون برمیگردد که هر نوع انکار مطالب عنوان شده توسط کلیسا و کشیشان تحت عنوان تحقیق علمی یا فلسفی یا انکار خرافات مذهبی، با تکفیر کلیسا مواجه میشد و نتیجه آن سوزانده شدن در آتش تحت عنوان جادوگر و یا شکنجههای وحشتناک برای انکار مطالب عنوان شده بود.
| |
|
| |
|
| وحشتناکترین حادثه تاریخی در دنیای مسیحیت کشتار سنبارتلمی در پاریس میباشد. بدنبال انشعاب بزرگ در دین مسیحیت به دو شاخه کاتولیک و پروتستان و تکفیر رهبر پروتستانها و پیروانش بوسیله کلیسای کاتولیک، این کشتار توسط شارل نهم و همسرش کاترین دومدیسی علیه پروتستانها سازماندهی و اجرا شد.
| | این عالیترین شکل به بار نشستن خون تمامی شهدای مردم و بخصوص همه فرزندان مجاهد شهید من است. |
|
| |
|
| درفاجعه معروف سن بارتلمی درفرانسه دریک شبانهروز یعنی روز ۲۳ اوت ۱۵۷۲ ، ۶۰۰۰۰ مرد و زن و کودک حتی آنهایی که هنوز جنین مادر بودند توسط مردمی که میخواستند بهشت را با تضمینی بیشتر برای خود بخرند در کوچهها و میادین پاریس
| | این البته ضامن بهروزی و خوشبختی مردم ایران و پایان دادن به رنج و محنت مردم ایران است و بیتردید اولین گام در مسیر سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندیست و من برای تحقق این هدف با تمام قوا آمادهام و حاضر حاضر میگویم. |
|
| |
|
| کشته شدند. کشیش پاریسی در دفترخاطرات خود نوشت: «امروز به چشم خود دیدم که شکمهای زنان را با خنجر میدریدند و بچههای شیرخوار را از آغوش مادرانشان بیرون میکشیدند و آنها را از بالای دیوارها پرتاب میکردند یا مغزشان را به تیرک میکوفتند ویا گردنهایشان را خرد میکردند تا عیسی مسیح را ازخود بیشتر راضی کرده باشند».
| | === سخنان عزیز رضایی، مادر رضاییهای شهید دراجلاس آغاز چهلمین سالگرد تأسیسی شورای ملی مقاومت ایران === |
| | [[پرونده:عزیز-رضاییهای.jpg|جایگزین=عزیز-رضاییهای|بندانگشتی|عزیز-رضاییهای]] |
|
| |
|
| === پیشینهی تکفیردر تاریخ اسلام ===
| |
| نمونههای فراوانی در تاریخ صدر اسلام دیده میشود که مسلمین بی گناهی، بهراحتی و با کوچکترین بهانه مورد تکفیر واقع شدهاند. بهطور مثال سعد بن ابیوقاص، عمار را صرفا به خاطر مخالفت با سیاستهای نادرست عثمان، کافر میخواند و میگفت: «اخرجت رقبة الاسلام من عنقک.<ref>ابن قتیبه الدینوری، المعارف صفحه ۵۵۰ الهیئه المصریه العامه للکتاب: القاهره</ref> عهد اسلام از گردنت برداشته شده (و کافر گشتهای).»
| |
|
| |
|
| در تاریخ اسلام، اولین موارد تکفیر سازمان یافته توسط خوارج اجرایی شد، خوارج کسانی را که به زعم آنها مرتکب گناه کبیره بود ند ولو امت پیامبر بودند کافر میخواندند. | | سلام به مریم عزیزم و با سلام به اعضای محترم شورای ملی مقاومت ایران! آغاز چهلمین سال تاسیس شورای ملی مقاومت ایران را به همه شما تبریک میگویم. خیلی خوشحال هستم که در این جلسه با شکوه از من دعوت شد که شرکت کنم. این شورا نقطه امید مردم ایران است و ادامه بیش از ۱۰۰ سال مبارزه مردم ایران برای رسیدن به آزادی است. من میدانم مسعود و مریم عزیزم چقدر برای استواری شورا و سازمان مجاهدین زحمت کشیدند و خون همه شهدا و رنج اسرا را این چنین به بار و ثمر نشاندند. |
|
| |
|
| در جنگ صفین که عمروعاص با دسیسه در سر نیزه کردن قرآن و درهم آمیختن حق و باطل، منطقه شام را از حکومت مرکزی جدا کرد؛ خوارج با بهانه کردن این موضوع و صلح بین معاویه و امام علی (ع) امام خود را تکفیر کردند.
| | کهکشان عظیم امسال دراین شرایط سخت نشان داد که این مقاومت درچه قلهای هست. الحمدالله که امروز همه زحمات درراه ثمر دادن است و گسترش کانونهای شورشی در شهرهای ایران گواه این است. من نمیخواهم زیاد صحبت کنم ولی باید این حقیقت را بگویم. |
|
| |
|
| تکفیر امام علی (ع) توسط خوارج و معاویه از مشهورترین وقایع سیاسی تاریخ اسلام است.
| | هرچه شما پیشرفت کنید دشمن و همه مزدورانش بیشتر علیه شما تبلیغ میکند و دروغ میگویند و سمپاشی میکنند ولی من بهعنوان کسی که شاهد جنایتهای دو دیکتاتوری سلطنتی و آخوندی بودهام، و تبلیغات سراسر دروغ این دو دیکتاتوری را علیه فرزندان مجاهدم شاهد بودهام، میخواهم بگویم که حقیقت مجاهدین چون چشمهای زلال در جامعه و بین مردم ایران جاری میشود. برای من که اولین بار مسعود را که به شدت شکنجه شده بود در اطاق بازجویی در زندان شاه دیدم، با وجود وضعیتی که داشت از چند لحظهای که بازجو از اطاق بیرون رفت، استفاده کرده و به تشویق و روحیه دادن به من پرداخت. این تبلیغات نه تنها پشیزی ارزش ندارد، بلکه عمق کینه و دجالگری دشمن را نشان میدهد. به این جهت میخواستم به همه هم میهنان عزیزم و به خانواده ها و مادران شهدا و زندانیان قیام بگویم که اینکار همیشه دشمن است و نشان میدهد که از همین مقاومت میترسد و پایان کارش را میبینیم. |
|
| |
|
| معاویه تکفیر را چنان به اوج رساند که وقتی سفیان غامدی را به عراق میفرستد، به او چنین دستور میدهد: «اقتل کلّ من لقیت ممن لیس هو علی رأیک.<ref>ابراهیم بن محمد ثقفی،الغارت: جلد ۲ ص ۴۶۷ انجمن آثار ملی: تهران</ref> به هرکس برخورد نمودی که با نظر تو مخالف بود، او را به قتل برسان.» تکفیر ابزاری برای حذف مخالفین و توجیه قتل و غارت آنها بوده است!
| | پس مثل همه فرزندان مجاهدم و همه اشرف نشانها به مسعود و مریم عزیزم میگویم درود بر شما! خون شهیدان ما رنج اسیران مان در تو گره میخورد رجوی قهرمان! برای شما در شورای ملی مقاومت آرزوی موفقیت میکنم خدانگهدار همه شما! |
|
| |
|
| در تاریخ اسلام همچنین علات شیعه (کسانی که درباره شخصیت امامان علیهم السلام غلو و زیاده روی کنند) نیز تکفیر شدهاند.
| |
|
| |
|
| == پیشینهی سیاسی شیطان سازی ==
| | صحبت خانم مریم رجوی پساز سخنان عزیز: با سلام بر عزیز عزیزها! مثل همیشه ما را سورپریز کردی! عزیز حضورتان و پایداری تان از ابتدا که این جلسه تا الآن. بالاخره شما خودتان را توانستید با این شرایط سخت با این تکنیک پیچیده ولی مثل همیشه پایدار واستوار و راهگشا و پیشتازید ولی چه کار خوبی کردید عزیز! امروز ما شما را شنیدیم همچنانکه گفتید از لحظه اول، از زندان و شکنجه که خود شما هم سوژه آن بودید بعنوان شاهد شاهدان گواهی دادید وضعیت بسیار بسیار تلخ و دردناک مسعود را که آنقدر شکنجه شده بود کسی قادر به شناختش نبود ولی در عین حال این چنین روحیه میداد به همه. مثل همیشه حاضرید! مثل همیشه شاهدید! بخصوص کنار دستتان الآن میبینم هم فاطمه عزیز را و هم آن ویترین پر از تصاویر را که تصاویر فرزندان شهید شما هست، بهدست دو دیکتاتوری شاه و شیخ. به هر حال فکر میکنم هر کس دستی در آتش داشته باشد معنی همه اینها را میفهمد و معنی تک تک کلمات شما را که چگونه نویدبخش همه مادران و همه خانوادههایی که الآن در ایران از شهادت فرزندانشان داغ دارند ویا از اسارت فرزندانشان درد و رنج میکشند. ولی خوشبختانه از الگوی مادرانی چون شما برخوردارند که میتوان در هر شرایطی با روحیهای صدچندان ،همه این شرایط را تحمل کرد، خم به ابرو نیاورد، سر خم نکرد، به عکس با تهاجم حداکثر دشمن، را به زانو در آورد. درود بر شما عزیز! هر چه در مورد شما بگویم کم است. ولی فقط میتوانم بگویم دستتان را میبوسم و رویتان را بهخاطر همه مقاومتها پایداریها و جنگآوریتان! درود برشما عزیز، میبوسمتان.<ref>[https://iran-efshagari.com/%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%84/ سخنان عزیز رضایی، مادر رضاییهای شهید دراجلاس آغاز چهلمین سالگرد تأسیسی شورای ملی مقاومت ایران - سایت ایران افشاگر]</ref> |
|
| |
|
| === شیطان سازی در نازیسم === | | === نقشهمسیر ”عزیز“ مادر رضائیهای شهید در ۹۴ سالگی در شب شهادت مولای متقیان ۲۱ رمضان -۲۳ فروردین ۱۴۰۲ === |
| دکتر جوزف گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر که سهم زیادی در قدرت گرفتن نازیها داشت میگفت: وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی و فساد و ناکارآمدی و فلاکت اقتصادی شود و نتواند نیازهای ابتدایی مردمش (از قبیل نان و کار و رفاه و امنیت و اعتبار و آسایش) را تامین کند، با موجی از نارضایتی و خشم و اعتراض عمومی مواجه میشود و کشور به سوی انقلاب و سرنگونی حاکمیت پیش میرود.
| | [[پرونده:دیدار--خانم-رجوی-با-عزیز-رضایی-های.jpg|جایگزین=دیدار--خانم-رجوی-با-عزیز-رضایی-های|بندانگشتی|دیدار--خانم-رجوی-با-عزیز-رضایی-های]] |
| | من این نامه را در شب ۲۱ رمضان شروع کردم و با تأنی و تأخیر نوشتم. از اینکه دیر ارسال میکنم ببخشید. |
|
| |
|
| در چنین حالتی حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ منحرف کند… باید وارد یک جنگ شود. حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد. دشمنان خارجی، دشمنان داخلی. اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی… باید دائما از توطئهها گفت، از نقشههایی که دشمنان برای ما میکشند… باید از هر فرصتی و هر حادثهای برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد. باید دائما درگیر بود؛ درگیر جنگ، درگیر تبلیغات علیه همسایگان، علیه کشورهای قدرتمند، علیه سازمانهای جهانی… باید بحران ساخت. رمز موفقیت و ماندگاری حکومتهای ضعیف در وضعیت جنگی و بحرانهاست.
| | نقشه مسیر سال ۱۴۰۲ |
|
| |
|
| در جنگها و بحرانها است که مردم بدبختیهای مالی و شغلی و شخصی و معیشتیشان را فراموش میکنند و با حکومت همدل میشوند و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدان داخلی است. کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت میشوند. باید کشور را دائما در حالت جنگی نگه داشت. باید کاری کرد که مردم وقتی به هم میرسند، دائما از جنگ و از دشمن بگویند.
| | عزیز رضایی ۲۱ رمضان-۲۳ فروردین ۱۴۰۲ |
|
| |
|
| === مک کارتیزم ===
| | یا علی ای مولای من در شب شهادت تو که غمی تاریخی بر قلب انسانیت نهاد رو به تو میآورم تا قدر خودم را رقم بزنم و با الهام از راهت و رسالتت که رهایی انسان است نقشه مسیرم را برای سال ۱۴۰۲ ترسیم و به خاکپایت تقدیم کنم. و برای پیشبرد آن، از تو و خون به ناحق ریختهات مدد بخواهم. |
| در اواخر دهه ١٣٢٠ و اوايل ١٣٣٠، آمريكا با مككارتيسم مواجه بود. در يك جلسهی كلوپ زنان جمهوریخواه، مككارتی در حالی كه يك دسته كاغذ را در دستانش نشان میداد، فرياد زد: در اینجا من يك ليست ٢٠٥ نفره دارم، اسامی اعضای حزب كمونيست كه در اختيار وزير خارجه قرار گرفته است ولی كماكان در وزارتخارجه كار میكنند و سياست تعيين مینمايند. روز بعد وی ادعا كرد كه نام ٥٧ كمونيست را كه در وزارتخارجه كار می كنند در اختيار دارد . چندی بعد وی در سنا حاضر شد درحالی كه نسخههايی از حدود صد پروندهی محرمانهی وزارت خارجه را در دست داشت . اين نسخهها مربوط به سه سال قبل بودند و اكثر آن افراد، ديگر با وزارتخارجه كار نمیكردند. ولی مككارتی در حالی كه از روی آنها میخواند، چيزهايی از خودش اضافه میكرد يا در متن تغيير میداد. به عنوان مثال: در توصيف يك نفر كه در پروندهاش عبارت «كمونيست فعال» ذكر شده بود، را به «با تمايلات كمونيستی» تغيير داد. | |
|
| |
|
| بر اثر تبليغات و جو سازیهاي ايجاد شده عليه وزارتخارجه، اين وزارتخانه با صدور بخشنامههايی به جمعآوری كتابهای كسانی كه اتهام «كمونيست بودن» را داشتند، از كتابخانهها پرداخت و اين، شامل بخشی از كتابهای توماس جفرسون، نويسندهی بيانيهی استقلال آمريكا نيز میشد.<ref>[https://www.mashreghnews.ir/news/177192/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9% سایت مشرق نیوز، آشنایی با جنبش مککارتیسم]</ref>
| | یا علی، مولای من در این مسیر هر چه زمان میگذرد و عمرم پیش میرود به حقانیت مسعود بنده راهنما به جانب خودت بیشتر پی میبرم، ضمن اینکه درخشش او برای تکتک انسانهایی که صداقت دارند بیشتر روشن میشود. من کارهای نکرده زیاد دارم ولی همیشه مدیون مسعود و مریم هستم که مرا در این راه هدایت کردند. وقتی این شبها شنیدم که بحثهایی سر قیامت شد، به کارنامه خودم فکر کردم و به خاطر قصورهایم شرمندهام. |
|
| |
|
| === فیک نیوز ===
| | افتخارم این است که در ۹۴ سالگی به برکت حضور راهبران عقیدتیم، نه تنها بر سر عهد و پیمانهایم هستم بلکه مصممتر از قبل هستم. |
| [[پرونده:فیک نیوز.JPG|جایگزین=فیک نیوز در جمهوری اسلامی|بندانگشتی|فیک نیوز در جمهوری اسلامی]]
| |
| نحوهی تولید و نشر فیک نیوز یا اخبار جعلی چگونه است. اخبار جعلی به حقیقت اهمیت میدهند فقط تا آن اندازه که بتوانند ما را از آن منحرف کرده و بر باورها و رفتارهای ما تأثیر بگذارند.
| |
|
| |
|
| «اکسل گلفرت» در «فیلاسوفر مگزین» (مجله فیلسوفان) به علل پخش اخبار جعلی و ویژگیهای آنها پرداخته است.
| | در شرایطی که مردم ایران آمادهتر از همیشه برای سرنگونی رژیم جنایتکار آخوندی هستند، توطئههای عوامل شاه و شیخ بالا گرفته است و همه این توطئه متوجه مجاهدین و مقاومت و شورای ملی مقاومت است که چهل سال است برای آزادی ایران از شر آخوندها مبارزه میکنند. |
|
| |
|
| «اکسل گلفرت» پس از یک مقدمهچینی به سراغ تاریخچه این اخبار رفته و شکلگیری آن را اینگونه بیان میکند: ویلیام راندولف هرست (که اورسن ولز فیلم «همشهری کین» را بر مبنای زندگی او ساخت)، ناشر نیویورک ژورنال در سدهی نوزدهم را به یاد آوریم که جنگافروزیِ فریبکارانهاش را زمینهساز جنگ میان اسپانیا و آمریکا در سال ۱۸۹۷ میدانند. نیویورک ایوینینگ نیوز که یکی از رقیبان نیویورک ژورنال بود اظهار تأسف میکند که نیویورک ژورنال «فاکتها را بهطور فاحشی کژنمایی میکند» و «داستانهایی جعل میکند تا عامهی مردم را برانگیزد» گلفرت ضمن اینکه تئوری گوبلز (رئیس تبلیغات هیتلر ) مبنی بر اینکه «دروغ هر چه بزرگتر، باورش آسان تر است» را یکی از ملاکهای ساخت اخبار جعلی میداند، مینویسد: میزان دروغ و اطلاعات غلطی را که دست به دست میچرخد افزایش بده و آنگاه ممکن است افکار عمومی بهطور برگشتناپذیری در مسیری تازه بیفتد و روز به روز بدتر شود او یکی از دلائل افزایش اخبار جعلی را علاوه بر گردش سریعتر اخبار و اطلاعات و همچنین تعدد حیرت آور مراکز خبرپراکنی، پذیرش مردم میداند و اضافه میکند: هرچه که باشد مشکل «اخبار جعلی» نه فقط به عرضه بلکه به تقاضا نیز مربوط است: افکار عمومی دوقطبی شده و هر طرف علائق و سلیقه خود را میجوید. اکسل گلفرت، اخبار جعلی را با اخبار کذب متفاوت دانسته و تفاوتش را در عمدی بودنش در دروغ پردازی و فریب به حساب میآورد و جداکردنش از سیستم خبر رسانی امروز را نه تنها دشوار، بلکه جزیی از ذات این سیستم به شمار میآورد. او مینویسد: این احساس که شبکههای مختلف رسانه ای بهطور پیوسته ما را غرق در اطلاعات میکنند، وادارمان میسازد به شیوهای سردستی و عجولانه راههای سریعتری را به کار گیریم تا از آخرین خبرها مطلع شویم. بسیاری از این راههای سریعتر ذهنی، تابع علائق و سلیقههایی هستند، که طی سالها در ما بهوجود آمده است. این سلیقههای احساساتی انتخابگر اخبار در کنار تکرار مداوم، عامل اصلی تأثیر اخبار جعلی میشوند. تکرار باعث میشود اطلاعات در ذهن ما، حتی ذهنهایی که انتظار میرود آگاهتر باشند، هرچه بیشتر جاگیر شوند و وقتی با زبان احساسات آماده شده باشیم، آنگاه نخواهیم توانست اطلاعاتی را که به ما میرسد درست ارزیابی کنیم.»
| | یادم میآید در سال ۱۳۵۷ وقتی خمینی تازه به ایران آمده بود، خانواده ما را به محلش در مدرسه رفاه دعوت کرد که بهعنوان خانواده شهیدان توجهش را نشان دهد. او تصور میکرد که ما به امکاناتی که مد نظرش بود به ما بدهد چشم دوختهایم و پرسید که مشکل خانه و معیشت داریم یا نه. |
|
| |
|
| مطلب مجله «فیلسوفان» اینگونه خاتمه مییابد:
| | من با اعتماد کامل به او مثل این که بزرگ فامیل باشد جواب دادم که ما هیچ نیاز مالی یا خانه احتیاج نداریم. فقط یک دغدغه داریم و آن هم وضعیت این بچههایمان است که یک عدهیی چشم دیدن آنها را ندارند و میترسم فرصتطلبها بیایند اطراف شما را بگیرند جای مجاهدینی که برای آزادی ایران مبارزه کردند. مقداری هم از وضعیت چیزهایی که در همین زمینه از چند ماه پیش دیده بودم به او گفتم که الآن یادم نیست. |
|
| |
|
| «آنچه اخبار جعلی در دوران کنونی را بهطور خاص تنفرانگیز میکند این است که این اخبار از نهادهایی بهره میگیرند که ظاهرا باید بتوان به آنها اعتماد کرد، نهادهایی چون رسانه و مطبوعات در کشورهای غربی، علم و نهادهای آموزشی در این ممالک. خبرهای جعلی بهظاهر خبر هستند اما به شیوهای سیستمی فریبآمیز و گمراهکنندهاند طوری که همیشه نمیتوان بهآسانی فریبآمیز و گمراهکننده بودنشان را تشخیص داد.»<ref>[https://www.radiozamaneh.com/473215 رادیو زمانه، فیک نیوز چیست؟ ۱۷ آبان ۱۳۹۸]</ref>
| | اما او از حرفهای من ناراحت شد و با لحن تند جواب داد اینطور نیست و نمیشود. من فهمیدم انتظار این حرفها را از طرف من نداشت. بعد هم برنامه شام خوردن با خانواده او را که از قبل گفته بودند بهم زد و پسرش احمد گفت آقا حالش خوب نیست و گذاشت رفت. البته من قبل از آمدن خمینی همه این حرفها را خیلی مفصلتر به دختر خمینی که با ما در رابطه بود زدم ولی میخواستم مستقیم هم به خودش که بزرگتر همه است بگویم. |
|
| |
|
| === بی بی سی و مصدق ===
| | حالا بعد از این همه سال، همه میدانند که خمینی و نفرات او و خامنهای با مردم و با مجاهدین و با بقیه چه کردند، اما یک فرصتطلبانی هم پیدا شدهاند زیر علم سلطنت یا اسمهای دیگر که در این ۴۴ سال که گذشت خبری از آنها نبود. نمیدانم در شب شهادت موسی و اشرف و آذر و بقیه مجاهدین کجا بودند؟ در آن تیرخلاص ها و قتلعام و فروغ و آنهمه بمباران و حملات بعدی و موشک و کشت و کشتار مجاهدین کجا بودند که امروز سروکلهشان پیدا شده و بدون هیچ خجالتی باز هم به مجاهدین میتازند. به خدا هنوز جای شکنجههای زندانهای شاه بر بدن زندانیهای آن زمان هست. ممکن است نسل جوان خبری از جنایتهای شاه نداشته باشد به این جهت وظیفه امثال من این است که با گفتن آنها نگذاریم که جنایتهای بیحد و حصر آخوندها آنها از یاد ببرد. یعنی این قسمت از تاریخ را بخواهند پاک کنند. اینکه ما میگوییم نه شاه و شیخ به این خاطر است که در زندان و شکنجه و اعدام و کشتار و دزدی و دیکتاتوری، دو روی یک سکهاند و تفاوت در اندازهها چیزی از جرم و جنایت سلطنتی که بچه شاه آنرا وکالت میکند کم نمیکند. |
| «اینجا لندن است و اکنون دقیقا ساعت ۱۲ نیمه شب است». این پیام رمز عملیات آژاکس در شب کودتا علیه حکومت ملی دکتر محمد مصدق بود که از رادیو بی بی سی پخش شد. کلمه «دقیقا» کد رمز شروع عملیات کودتا بود که بی بی سی آنرا به تیتراژ برنامه خود اضافه کرده بود.
| |
|
| |
|
| تقریبا ۶۰ سال بعد از آن کودتای ننگین در ۲۷ مرداد سال ۱۳۹۰ همین رادیو در گزارش مستندی از وقایع آنزمان، به صراحت به نقش خود در کودتا برای ساقط کردن دولت قانونی دکتر مصدق اعتراف کرد و گفت:«دولت انگلیس از رادیوی فارسیزبان بیبیسی برای پیشبرد پروپاگاندای خود علیه دولت قانونی ایران استفاده کرد و مرتباً مطالبی بر ضد مصدق از این شبکه رادیویی پخش میشد، به حدی که کارکنان ایرانی رادیوی فارسیزبان بیبیسی به خاطر این حرکت دست به اعتصاب زدند.»
| | این را هم به جوانها بگویم که دل من به این خوش است که به یمن وجود سازمان با این تشکیلات مستحکم و رهبری مسعود و مریم کسی نمیتواند انقلاب را مثل سال ۵۷ کند. من خودم را در هر شرایط و سن و سالی یک سرباز برای مسعود و مریم میدانم و آنچه را بتوانم و وظیفه من است انجام میدهم. |
|
| |
|
| درهمین گزارش به یک سند محرمانه اشاره میشود که در آن یکی از مقامات وقت وزارت خارجه از سفیر انگلیس در تهران به خاطر پیشنهاد وی مبنی بر استفاده از بخش فارسی رادیو بی بی سی برای حمله و اتهام پراکنی علیه دکتر مصدق و نهضت مقاومت ملی تشکر کرده بود.<ref>[http://www.dana.ir/news/129304.html/%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AF%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86--%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82% شبکه اطلاع رسانی دانا ۲۸ مرداد ۱۳۹۳]</ref>
| | در شبهای قدر حرف من با جوانها این است که میخواهم تجربهام را بگویم که به اعتقاد من مسعود و مریم بهترین نفرات برای قیام و انقلاب جدید شما هستند. و هر کس با آنها دشمنی میکند، دشمن مردم ایران از ستم این آخوندها است. خدا را گواه میگیرم که این مهمترین معیار تشخیص دوستان و دشمنان انقلاب مردم است. |
|
| |
|
| === بی بی سی و مجاهدین ===
| | خدایا، تو بر درون هرکس واقفی و میدانی من هیچ آرزویی جز رسیدن مسعود و مریم به ایران و آزادی مردم و رفاه و خوشبختی و سعادت آنها ندارم.<ref>[https://iranntv.com/930940-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87--%D8%B9%D8%B2 نقشهمسیر ”عزیز“ مادر رضائیهای شهید در ۹۴ سالگی در شب شهادت مولای متقیان ۲۱ رمضان ـ سایت سیمای آزادی] </ref> |
| بی بی سی «دقیقا» از جان مجاهدین چه میخواهد؟ از هنگامی که در سال ۱۳۶۵ و پس از فشار دولت فرانسه و عدم پذیرش دیگر کشورهای اروپایی، سازمان مجاهدین خلق مقر خود را از پاریس به بغداد منتقل کرد تا امروز که آنها در آلبانی مستقر شده اند، رادیو بی بی سی با گزارشات مغرضانه و بعضا دروغ، با به صحنه آوردن وابستگان به جمهوریاسلامی تحت عناوین مختلف، در مورد وزن و طول و عرض مجاهدین همواره تلاش میکند تا «دقیقا» در راستای شیطان سازی سازمان اطلاعات رژیم با همان فرهنگ و اصطلاحات (نظیر سکت، فرقه، وابسته و...) از آنها تصویری واژگونه نشان دهد. نگاهی به نحوه خبر رسانی این رسانه در مورد مجاهدین نحوه سانسور و جعل خبر را توسط رسانهای که خود را «اتاق خبر جهان» مینامد و قرار است تا واقعیتها را «برای ما قصه کند» نشان میدهد. برای مثال چشمهای تیزبین این اتاق خبر هرگز تجمعات و تظاهرات چند ده هزار نفری مجاهدین در پاریس، برلین؛ بروکسل، استکهلم، نیویورک و دیگر شهرهای مختلف جهان را نمیبیند. اما تا دلتان بخواهد لابیها و مقامات جمهوری اسلامی را از گوشه و کنار جهان به استودیو یا روی خط میآورد تا سرکوب و جنایات سیستماتیک در ایران را توجیه کنند. این کار تا آنجا پیش میرود که یکی از مجریان بخش فارسی به صراحت از قتل زندانیان سیاسی توسط آخوندهای جنایتکار دفاع کرده و میگوید: چرا حکومت ایران اجازه ندارد مخالفین خود را اعدام کند؟!!<ref>[https://www.youtube.com/watch?v=1qN49pItGmk دفاع مجری زن بی بی سی از اعدام و حذف مخالفان در ایران]</ref>
| |
|
| |
|
| این دفاع از حکومتهای دیکتاتوری آن چنان در بی بی سی و رسانههای اروپایی نهادینه شده است که گویا همان گونه که جمهوری اسلامی عمق استراتژیک خود را عراق و لبنان و سوریه میداند، جمهوری اسلامی هم عمق استراتژیک آنها است و اگر خط را در ایران نبندند در لندن و برلین باید با مردم خود بجنگند.
| | == نامههای مجاهد شهید رضا رضایی به مادرش عزیز رضاییهای شهید == |
|
| |
|
| === اشپیگل و مجاهدین === | | === شعر رضا رضایی خطاب به عزیز پس از شهادت مجاهد شهید مهدی رضایی === |
| تارنمای اینترنتی مجله «اشپیگل» گزارشی اختصاصی در مورد کمپ سازمان مجاهدین خلق در آلبانی منتشر کرده است. این گزارش با اشاره به سخنان شماری از اعضای سابق مجاهدین خلق آغاز میشود که از تمرینهای هفتگی خود برای بریدن گلو با چاقو، شکستن دست و درآوردن چشم با انگشت گفتهاند.
| | [[پرونده:مجاهد-کبیر-رضا-رضایی.jpg|جایگزین=مجاهد کبیر رضا رضایی|بندانگشتی|مجاهد کبیر رضا رضایی]] |
| | شعر رضا رضایی خطاب به مادر رضاییهای شهید پس از شهادت برادر کوچکش مهدی رضایی با صدای خودش ضبط و ارسال کرد: |
|
| |
|
| کمپ مجاهدین خلق در آلبانی مساحتی حدود ۵۰ زمین فوتبال دارد و حدود دو هزار نفر ساکن آن هستند. اشپیگل نوشته است که فاصله این کمپ تا رستورانها و میکدههای مرکز تیرانا، پایتخت آلبانی، حدود ۳۵ دقیقه با ماشین است.اما کسانی که موفق شدند از آن بگریزند، گفتهاند بسیاری از ساکنان کمپ اجازه ندارند گوشی همراه، ساعت یا تقویم داشته باشند و به نوشته اشپیگل آنها «در کپسول زمان» زندگی میکنند.
| | '''به یاد برادر مجاهدم مهدی شهید''' |
|
| |
|
| بدنبال شکایت سازمان مجاهدین خلق از اشپیگل بخشهایی از این مقاله حذف شد.<ref>[https://www.dw.com/fa-ir/politic/a-48061673 سایت دویچه وله]</ref><ref>[https://www.youtube.com/watch?v=15Hdz45umbw یو تیوب دادگاه آلمان شکایت مجاهدین از اشپیگل را تایید کرد]</ref>
| | مادر بدان امید که گردم دوباره باز |
|
| |
|
| == شیطان سازی علیه مجاهدین خلق ==
| | بر راه کوچه دیده گریان خود مدوز |
| === پیشینه تکفیر در ایران پس از انقلاب ===
| |
| <blockquote>[[روحالله خمینی]] حکومتش را، حکومت اسلام می دانست و به همین دلیل هرگونه مخالفت با آن را نیز مخالفت با اسلام تلقی میکرد. در شهریور سال ۱۳۵۸ گفت: «آنهایی که در مقابل حکومت طاغوت که جمهوری اسلام به همت مسلمین برپا شد، و [اینها] رأی ندادند بر جمهوری اسلام و همان طاغوت را خواستند، رأی به جمهوری اسلامی ندادند یعنی ما طاغوت میخواهیم، اینها منافق هستند، اینها مسْلم نیستند، مسْلم باید به جمهوری اسلام رأی بدهد؛ مسْلم باید حکومت عدل اسلامی را بپذیرد. آنهایی که تحریم کردند رأی دادن بر جمهوری اسلامی را، منافق هستند؛ مسْلم نیستند.»<ref>[https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/9/page/337 صحیفه خمینی جلد ۹ صفحه ۳۳۷]</ref></blockquote><blockquote>در آذرماه همان سال نیز گفت: «قیام بر ضد حکومت اسلام، خلاف ضروری اسلام است. خلاف اسلام است بالضروره. حکومت الآن حکومت اسلامی است. قیام کردن برخلاف حکومت اسلامی، جزایش جزای بزرگی است. این را نمیشود بگوییم که یک ملا عقیدهاش این است که باید برخلاف حکومت اسلامی قیام کرد. همچو چیزی محال است، که یک ملایی بگوید؛ یک ملایی عقیده داشته باشد به این معنا که برخلاف اسلام باید عمل کرد؛ باید شکست اسلام را. اینها نسبت میدهند به بعضی از مراجع این مسائل را. دروغ است این حرفها. هرگز نخواهند گفت. قیام بر ضد حکومت اسلامی در حکم کفر است. بالاتر از همه معاصی است. همان بود که معاویه قیام میکرد، حضرت امیر قتلش را واجب میدانست. قیام بر ضد حکومت اسلامی یک چیز آسانی نیست.»<ref>[https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/11/page/202 صحیفه خمینی جلد ۱۱ صفحه ۲۰۲]</ref></blockquote><blockquote>او تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ گفت: «و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم [...] اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم، و چوبههای دار را در میدانهای بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمیآمد.»<ref>[https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/9/page/282 صحیفه خمینی جلد ۹ صفحه ۲۸۲]</ref></blockquote><blockquote>خمینی در جای دیگر و در مرداد ماه سال ۱۳۵۸ اعلام کرد: «اگر ما الآن ديگر انقلابى رفتار كنيم، نمى توانند بگويند كه شما آزادى نداديد. ما آزادى داديم، سوء استفاده شد و ديگر آزادى نخواهيم داد.» در آن ایام او بارها تکرار کرد که «ما آزادى دادیم و شما نگذاشتید این آزادى باقى بماند، حالا که این طور شد، ما انقلابى با شما رفتار مىکنیم.»<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/5774/1/42 صحیفه نور جلد ۸ صفحه ۲۴۲]</ref></blockquote><blockquote>او گفت، «ما آزادی دادیم» در حالی که چند ماه قبل شاه را به دلیل گفتن همین کلمات محکوم کرده بود. خمینی در پاسخ به شاه گفته بود: «اين چه آزادى است كه اعطا فرمودهاند آزادى را؟! مگر آزادى اعطا شدنى است؟! خود اين كلمه جرم است. كلمه اينكه «اعطا كرديم آزادى را» اين جرم است. آزادى مال مردم هست، قانون آزادى داده، خدا آزادى داده به مردم، اسلام آزادى داده، قانون اساسى آزادى داده به مردم. «اعطا كرديم» چه غلطى است؟ به تو چه كه اعطا بكنى؟ تو چه كاره هستى اصلن؟»<ref>[https://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh-imam-khomeini/vol/3/page/406 صحیفه خمینی جلد ۳ صفحه ۴۰۶]</ref></blockquote>
| |
| کمپین شیطانسازی اپوزیسیون و بطور خاص سازمان مجاهدین خلق ایران توسط جمهوریاسلامی به اندازه عمر جریان شکنجه و اعدام آنها طول دارد. شیطانسازی مکمل سرکوبی است که بهطور مستمر توسط جمهوریاسلامی علیه مخالفان خود اعمال کرده است و نتیجه آن حذف هزاران هزار مخالف سیاسی بوسیله ترور، شکنجه و اعدام بوده است.
| |
|
| |
|
| اما واقعیت را امام جمعه ارومیه بهگونهای دیگر بازتاب میدهد. ملاحسنی، امام جمعه سابق ارومیه: «حضرت امام خمینی (ره) در جواب برخی از رؤسای دادگاههای انقلاب، البته رؤسای قبل دادگاههای انقلاب، که نمیخواستند خیلی اعدام بدهند، فرمودند: اگر یک میلیون نفر هم باشند، یکشبه دستور میدهم همه اینها را به رگبار ببندند و قتلعام کنند»<ref>روزنامه حیات نو، ۳ دی ۱۳۹۷</ref>
| | خورشید زندگانی پرالتهاب من |
|
| |
|
| در اولین سالهای حکومت روحالله خمینی، مجاهدین مدارک و شواهد مهمی درباره رواج شکنجه در زندانها را فاش کردند. برای مقابله با آن، خمینی گفت شکنجه صورت گرفته. اما آنها (مجاهدین) خودشان خودشان را شکنجه کردهاند.<ref>سخنرانی خمینی در جمع دادگاههای انقلاب اسلامی ۱۹ فروردین ۱۳۶۰ صحیفه نور جلد ۱۴ ص ۱۷۱</ref>
| | خواهد کند غروب بههنگام نیمروز |
|
| |
|
| موضوع اصلی شیطانسازی این است که اپوزیسیون به صورت یک سکت جنایتپیشه و تروریست معرفی شود که اعضای خود، مخالفان خود، مسلمانان، مسیحیان، کردها، و ... را ترور میکند. با شیطان سازی حکومت ایران تلاش میکند توجه جهان را از تمرکز بر نسلکشی و جنایت علیه بشریت که خود مرتکب میشوند برداشته و آن را روی اپوزیسیون برگردانند.
| | ایام کودکی که به لبهای خرد من |
|
| |
|
| به این منظور آنها بودجه هنگفتی صرف میکنند، بخش مهمی از سرویسهای اطلاعاتی را به این کار اختصاص دادهاند و حتی به توطئههای جنایتکارانه دست میزنند.
| | اول سخن ز آیه قرآن گذاشتی |
|
| |
|
| === ستون پنجم ===
| | آن روز بذر مهر ضعیفان خلق را |
|
| |
|
| ==== تعریف ستون پنجم ====
| | در جان من به مزرع اندیشه کاشتی |
| اصطلاح ستون پنجم برای اولین بار در جریان جنگ های داخلی اسپانیا (۱۹۳۶-۱۹۳۹) به کار گرفته شد و سپس وارد ادبیات سیاسی در اکثر کشورها گردید.
| |
|
| |
|
| هنگامیکه ژنرال امیلیومولا یکی از سرکردگان ارتش فرانکو با افراد خود به سوی مادرید پایتخت اسپانیا پیشروی میکرد. برای مسوولین حکومتی در شهر مادرید پیغام فرستاده گفته بود، من با چهار ستون نظامی از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوی پایتخت میآیم ولی شما فقط روی این چهار ستون حساب نکنید بلکه ستون پنجمی هم داریم که در مادرید و حتی در میان جمع شما رهبران حکومت اسپانیا حضور دارند که دانسته یا ندانسته برای ما فعالیت میکنند.
| | گفتی به من که راه خدا راه مردم است |
|
| |
|
| شاید از نظر فکری هم با ما موافق نباشند ولی چون با عقیده و نظریه شما صددرصد مخالف هستند بنابراین اعمالشان غیرمستقیم به نفع ما تمام میشود. اگر از چهار ستون اعزامی نگرانی ندارید از این ستون پنجم بترسید که در تمام امور و شوون شما نفوذ دارند و راه ورود چهار ستون دیگر ما را به آسانی به داخل شهر هموار میکنند. از آن پس اصطلاح ستون پنجم به کسانی اطلاق گردید که بهعنوان جاسوس و عوامل مخفی در یک دولت و یا سازمان برای دولت متبوع خود کار میکنند.<ref>[https://iranrepublicblog.wordpress.com/2017/08/05/%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85/ سایت جمهوری ایران]</ref>
| | در راه او به مایه جانت جهاد کن |
|
| |
|
| ==== مجاهدین و اتهام ستون پنجم ====
| | مردان حق طلیعهٌ آزادمردیاند |
| در سال ۱۳۶۵ پس از سفر علیرضا معیری به فرانسه و تقاضای استرداد مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، این سازمان برای ادامه مبارزه پس از قرارداد صلح با نایب نخستوزیر وقت عراق طارق عزیز به عراق منتقل شد. و به تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران اقدام کرد. به دنبال این اقدام جمهوری اسلامی در برنامههای تبلیغاتی خود وابستگی سازمان مجاهدین خلق ایران به حکومت عراق و ستون پنجم بودن آن را در دستور کار خود قرار داد. <blockquote>رهبر مجاهدین خلق ''مسعود رجوی قبل از ترک فرانسه و رفتن به عراق (خرداد۶۵)'' مطالبی را عنوان کرد که بخشی از آن چنین است:</blockquote><blockquote>''خطاب به کلیه احزاب و شخصیتهای سیاسی''</blockquote><blockquote>''…. آقا جنگ است! یک میلیون نفر کشته و مجروح و معلول شدهاند!''</blockquote><blockquote>''می فهمید یا نه؟''</blockquote><blockquote>''خانوادهای نیست که عزادار نباشد.''</blockquote><blockquote>''می فهمید یا نه؟''</blockquote><blockquote>''در هیچ مقطع تاریخ، فحشا اینقدر گسترش نیافته.''</blockquote><blockquote>''می فهمید یا نه؟''</blockquote><blockquote>''یک جو غیرت دارید یا نه؟''</blockquote><blockquote>… اجازه بدید قبل از تودیع در آخرین صحبتهایم به شما بگویم که باید جلوی همه، این سوال را بگذارید که: چه هستی؟ و چه میکنی؟ ادعا موقوف!</blockquote><blockquote>خمینی یک هیولای واقعی است. آنجاست، برو بجنگ! و الا خیلی بیغیرتی!».<ref>[https://www.iran-efshagari.com/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82%d8%8c-%d9%85%db%8c%d9%87%d9%86%e2%80%8c%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa/ سایت ایران افشاگر، مجاهدین خلق، میهن پرستان واقعی]</ref></blockquote>
| |
|
| |
|
| === شکنجه اعضاء ===
| | خود را رها ز سلطه هر انقیاد کن |
| جمهوری اسلامی همواره کوشیده است که واقعیت شکنجه و سرکوبی را که در سراسر دوران حاکمیت خود اعمال کرده است انکار کند و آن را به نیروهای مخالف خود نسبت دهد، واقعیت این است که نه مجاهدین کسی را دردرون مناسبات خود زندانی کرده و نه کسی را اعدام کردهاند. حتی یک مورد از پاسداران و نفوذیهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران که گاه چند تن از مجاهدین را به قتل رسانده و سپس توسط مجاهدین بازداشت شدند، اعدام نشدهاند.
| |
|
| |
|
| گزارشهای مفصل مدیریت ضداطلاعات ارتش آزادیبخش ملی ایران از ۷۰ عامل نفوذی جمهوریاسلامی نام بردهاند و همچنین اسامی ۲۳ تن از مجاهدین را که به دست آنان جان باختهاند درج کردهاند. این اطلاعیهها همچنین تصریح میکنند که صدها تن دیگر از مجاهدین و هوادارانشان در داخل ایران براثرکارهای این نفوذیها دستگیر یا اعدام شدهاند. برخی از این نفوذیها به گفته خودشان در شکنجه مجاهدین شرکت داشتهاند و برخی درعملیات تروریستی علیه مجاهدین در کشورهای دیگر شرکت نموده بودند که اسناد آن تماما نزد سازمان مجاهدین خلق ایران موجود است. تردیدی نیست که هر دادگاه عادلانهیی در هر کجای جهان این جاسوسان و تروریستها را مشمول مجازات سنگین مینمود. اما مأموران فوق، پس از خاتمه تحقیقات اخراج و از هر طریقی که به ارتش آزادیبخش ملی آمده بودند بازگردانده شدند.<ref>نشریه مجاهد، شماره ۳۸۰ مورخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۶ و مجاهد شماره ۵۹۲ به تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۸۱</ref>
| | زان پس به گرد خویش نگه کرده یافتم |
|
| |
|
| === انفجار حرم امام رضا ===
| | انبوه کودکان گرفتار درد را |
| ۳۰ خرداد ۱۳۷۳، ۲۶عزادار بیگناه حاضر در آرامگاه امام هشتم شیعیان در مشهد در اثر انفجار بمبی که مأموران وزارت اطلاعات کار گذاشته بودند کشته شدند. ابتدا ۳ عضو سازمان مجاهدین به عنوان عاملان انفجار معرفی شدند اما بعد از افشای نام برخی از دستاندرکاران قتلهای حکومتی در سال ۱۳۷۷، مشخص شد که این انفجار را هم معاونت امنیت وزارت اطلاعات ترتیب داده است.<blockquote>عمادالدین باقی عضو سابق سپاه پاسداران و محقق «موسسه تنظیم و نشر آثار خمینی» در مقالاتی که در روزنامهها انتشار داد و در کتاب «تراژدی دموكراسی در ایران» نیز به موضوع انفجار در حرم امام رضا پرداخته و با ذکر جزئیاتی پرده از توطئهی وزارت اطلاعات برداشت. وی مینویسد:</blockquote><blockquote>«با توجه به فرضیه قریب به واقع زندانی بودن «مهدی نحوی» میتوان گفت كه وی در طی این مدت تحت فشار و شكنجه برای اعتراف به انفجار حرم امام رضا قرار گرفته است. بدیهی است فردی كه روح او از ماجرا بیاطلاع بوده به آسانی تن به چنین اعترافی نمیدهد، به ویژه اگر عرق مذهبی داشته باشد و از طرف دیگر میداند با چنین اعترافی حكم مرگ خویش را امضا خواهد كرد. سرانجام پس از ناامید شدن از كسب اعتراف باید سناریو را به گونهای دیگر اجرا كرد. مهدی نحوی با اتومبیل افراد سعید امامی به تهرانپارس در یكی از شلوغترین نقاط كه ایستگاه مسافران نیز هست، آورده میشود تا عده زیادی از مردم تهران شاهد باشند. به او یك قبضه كلت كمری خالی از فشنگ داده و جنین فریب داده میشود كه میخواهند او را فراری دهند. مهدی نحوی، جوان بیتجربهای كه گمان میكند فرشته نجات به سراغ او آمده است با خیالی خام از اتومبیل بیرون فرستاده میشود. او چونان محكومی گریزپا به سوی سرنوشتی نامعلوم –به امید رهایی و بیخبر از سناریوی طراحی شده- شتابان میدود.</blockquote><blockquote>چند لحظه بعد ماموران از اتومبیل بیرون آمده و فرمان ایست میدهند. نحوی همچنان شتابان میدود، اما گلولهها امان نمیدهند و او نقش بر زمین میشود و در حالیكه عده زیادی از مردم شاهد بودند كه او در حال فرار و ماموران در حال تعقیب بودند و به او ایست دادند اما فرد فراری كه اسلحهای هم نزد خود داشت تسلیم نشد و هدف قرار گرفت. شب همان روز در اخبار سراسری صدا و سیما گفته شد كه عده زیادی از مردم شاهد این درگیری بودهاند. ماجرا به اندازهای طبیعی بود كه هیچكس به ساختگی بودن سناریوی نحوی تردید نمیكند.»<ref>کتاب تراٰژدی دموکراسی در ایران، عماد الدین باقی صفحه</ref></blockquote>
| |
|
| |
|
| === قتل کشیشان ===
| | پوشانده با غبار قدمهای عابران |
| درسالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ سه تن از رهبران مسیحی ایران، اسقف «هائیک هوسپیان مهر»، کشیش «مهدی دیباج» و اسقف «تدهیس میکائیلیان» بطرز مشکوکی به قتل رسیدند.
| |
|
| |
|
| مدتی بعد، مقامهای وزرات اطلاعات سه زن را به عنوان اعضای مجاهدین در تلویزیون ظاهر کردند. آنها «اعتراف» کردند که رهبران مسیحی ایران را به دستور مجاهدین کشتهاند و اجساد آنها را قطعه قطعه کرده در فریزر خانهای جا دادهاند. جمهوری اسلامی سپس برای آنها یک دادگاه تشکیل داد.
| | از دیدگان رهگذران روی زرد را |
|
| |
|
| بعدها وقتی که جناحهای حکومت جمهوریاسلامی اختلافهایشان بالا گرفت، این موضوع را فاش کردند که قتل اسقفهای مسیحی به وسیله وزارت اطلاعات صورت گرفته است.<ref>[https://mohabatnews.com/?p=27011 سایت محبت نیوز ۲۲ مرداد ۱۳۹۷]</ref>
| | دیدم چگونه کودک بیمار یک فقیر |
|
| |
|
| === طلاق اجباری ===
| | بر روی دست مادر خود جان سپرد و مرد |
| سال ۱۹۹۱ طلاقهای اجباری وارد سازمان شد. همه زوجها از هم جدا شدند و ازدواج ممنوع شد. سپس به تنها حلقه وصل زوجها یعنی فرزندان پرداخته شد آنها را از پدر و مادر جدا کردند و به این ترتیب وقتی از خانههایشان جدا بودند میبایست که خود را فقط روی فعالیت سازمان متمرکز کنند.
| |
|
| |
|
| اگر روزنامههای جمهوری اسلامی، و اظهارات مقامات آن در داخل و خارج ایران را طی ۱۲ سال گذشته نگاه کنید، هزاران بار به جملاتی مشابه عبارات فوق بر میخورید. هدف جمهوریاسلامی با طرح این دعاوی دو چیز است:
| | غلطید اشک مادر و دندان خویش را |
|
| |
|
| یکی در درون جامعه ایران این طرز تفکر را القا کند که مجاهدین علیه مناسبات و ارزشهای خانوادگی هستند و چنانچه رژیم کنونی سقوط کند و کار دست این مقاومت بیفتد دست به انحلال خانوادهها خواهند زد و دیگری و مهمتر اینکه در کشورهای غربی این تلقی را ایجاد کند که مجاهدین و مقاومت ایران عناصری بیعاطفه، خشک، خشن و یک فرقه درونگرا میباشند جمهوری اسلامی تلاش میکنند اصل مبارزه و مقاومت برای آزادی را هم زیر سوال ببرد.
| | از فرط اضطرار به لبهای خود فشرد |
|
| |
|
| === سرکوب اعضاء ===
| | دیدم که اهرمن ز ره آورد مردمان |
| یکی از مبانی استراتژی جمهوری اسلامی برای تکفیر سیاسی مجاهدین متهم کردن آنان به بدرفتاری یا شکنجه و اعدام اعضای خود از ابتدا پیروزی انقلاب ضدسلطنتی بود. هرگاه مجاهدین به دستگیری و شکنجه و اعدام اعضای خود اشاره و شکایتی میکردند مقامات نظام اسلامی خود مجاهدین را به شکنجه اعضایش متهم میکردند.
| |
|
| |
|
| جمشید تفریشی در فصل ۲ کتاب خاطراتش مینویسد: خواجهنوری (مامور لابی جمهوریاسلامی در امریکا) گفت: «شما باید به کاپیتورن (گزارشگر ویژه وقت سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران) بگویید که مخالف رژیم هستید و در زندانهای رژیم بوده اید ولی مخالف سازمان هم هستید و زمانی که نخواستید با سازمان همکاری کنید شما را زندان کردند و شکنجه روحی و روانی کردند.» وقتی به او گفتم حداقل خود ما که میدانیم سازمان نه زندانی دارد و نه کسی را شکنجه روحی و جسمی کرده، چطور میتوانیم قبول کنیم که کاپیتورن هم این را باور کند؟
| | پر میکند دهان به غارت گشوده را |
|
| |
|
| تفریشی ادامه میدهد:«خواجه نوری جواب داد: «وقتی همه» یکصدا بگویید که سازمان زندان دارد و شما را آزار و اذیت کرده، کاپیتورن چارهای جز باور کردن ندارد.
| | از خون روستایی صحرای دوردست |
|
| |
|
| با این شهادتها ما به سه هدف نزدیک میشویم: اول این که به کاپیتورن میقبولانید که مخالفان رژیم هستید،
| | لبریز میکند همه شب جام باده را |
|
| |
|
| دوم این که با بدنام کردن سازمان برای خودتان وجههای به دست میآورید،
| | دیدم چگونه مردم محروم و بی امید |
|
| |
|
| سوم این که در مجامع بینالمللی به عنوان نیروهای دمکرات که هم مخالف رژیم هستید و هم سازمان، شناسایی می
| | چشمان بیفروغ به آینده بستهاند |
|
| |
|
| شوید و روی شما حساب باز میکنند.»
| | دزد از میان خانه به تاراج میبرد |
| | [[پرونده:مجاهد-شهید-مهدی-رضایی.jpg|جایگزین=مجاهد شهید رضا رضایی|بندانگشتی|مجاهد شهید مهدی رضایی]] |
| | یاران به گوشهیی به تماشا نشستهاند |
|
| |
|
| === کردکشی ===
| | شب سرد بود و تیره و صحرا خموش و رام |
| خلیل الدلیمی رئیس هیات دفاع از صدام حسین در مصاحبه با شبکه ماهواره ای ابوظبی گفت: «..... حکومت ایران مبلغ ۲۰ میلیون دلار به هیئت دفاع در عمان و مبلغ صد میلیون دلار به بخشی از هیئت دفاع در پاریس پیشنهاد کرده است تا در مورد قضیه حلبچه صحبت نکنند و بمباران شیمیایی این شهر را به گردن مجاهدین خلق بیندازند».<ref>روزنامه العراق الیوم مستقل ۲۱ فوریه ۲۰۰۶</ref>
| |
|
| |
|
| == شیطان سازی علیه مسعود رجوی ==
| | ابر سیه گرفته فروغ ستاره را |
| ترور شخصيت يك تاكتيك شناخته شده در دنيای سياست است كه شديدًا مورد انزجار افكار عمومی میباشد. اما در طول تاريخ، اين حربه بارها مورد استفاده قرار گرفته است . نوع افراطی آن در تاريخ معاصر آمريكا، مككارتيسم میباشد كه در زمان خود مورد نكوهش افكار عمومی و همهٌ جناحهای سياسی اعم از دموكرات و جمهوريخواه قرار گرفت. در آن دوران، اتهامهايی بدون مدرک و دليل عليه هنرمندان و نویسندگان مختلف مطرح میشد تا با ايجاد فضای تبليغاتی منفی، آنان را بیاعتبار سازند. اين موج، حتی شخصيتهای اجتماعی را نيز دربر میگرفت. افترا، تحريف، جعل و سفسطه، جزء لاينفك ترور شخصيت میباشد. گوبلز، وزير تبليغات هيتلر، معتقد بود دروغ هرچه بزرگتر باشد باوركردنیتر است. ماكياول نيز معتقد است برای رسيدن به هدف، هر وسيلهيی مشروع میباشد. استفاده از اين دو شيوه برای ترورشخصيت، امر رايجی است. گزارش وزارت خارجه در مورد مجاهدين، يك نمونهٌ روشن از ترورشخصيت در مورد آقای مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت ايران است.
| |
|
| |
|
| کمتر اتهامی است که در این گزارش به وی زده نشده باشد: «کیش شخصیت»، «رهبر مورد پرستش»، «متد دیکتاتور مآبانه»، خواستار «کنترل کامل»، «شیوه اتو کراتیک»، «کنترل کامل بر مجاهدین از سال ۱۳۵۴»، «بعد از آزادی از زندان وی یک رهبری جدید را از میان هم زندانیانش برگزید». «به طور یکجانبه شورای مرکزی مجاهدین را منحل نمود و شخصاٌ یک شورای ۵۰۰ نفره انتخاب کرد»، «تصمیم یک جانبه به اتحاد با عراق» گرفت. «مجاهدین را در هستههای جداگانه سازماندهی کرد که تنها پاسخگوی فرامین وی یا منصوبینش باشند» «امروزه نیز فرامین خودکامه وی، بدون حسابرسی به نظر میرسد»، تحت رهبری وی مجاهدین «کنترل کامل» روی شورای ملی مقاومت داشته و «تصمیم میگیرند که چه کسی میتواند بپیوندد و به چه کسی حق رای داده شود»، «زوجها مجبور به جدایی میشدند چون مردم باید فقط به مسعود و مریم رجوی عشق بورزند»، و...
| | اندیشههای مردم آزاده وطن |
|
| |
|
| در اين جا هدف، حمايت از شخص رجوی نيست، چرا كه پروندهٌ رجوی طی سه دهه مبارزه با ديكتاتوری شاه و ديكتاتوری مذهبی تروريستی ولایت فقیه، برای همه روشن است. هدف بازگو كردن يك حقيقت و افشای كسانی است كه براي رسيدن به مقاصد سياسیشان، از هيچ شيوهيی رويگردان نيستند. در حالی كه بخش قابل توجهی از اتهامها متوجه آقای رجوی، به عنوان مسئول شورای ملی مقاومت میباشد، نويسندگان گزارش لازم نديدهاند كه در مورد آنها حتی يك سؤال از نمايندگان و اعضای شورای ملی مقاومت بنمايند. | | گم کرده در طریق هدف راه چاره را |
| | |
| | آن نغمههای پاک که خواندی هزار بار |
| | |
| | در گوش جان خستهام آغاز راز کرد |
| | |
| | با آیههای سوره فجر و حدید و صف |
| | |
| | بر روی من دریچه امید باز کرد |
| | |
| | ناگاه در سپیده صبحی ز هم گسست |
| | |
| | بانگ گلولههای مجاهد سکوت را |
| | |
| | طوفان یک اراده پرشور همرهان |
| | |
| | از هم درید لانه صد عنکبوت را |
| | |
| | مادر ببین که بذر نخستین که کاشتی |
| | |
| | در جان من شکفت و ز هر سو جوانه زد |
| | |
| | آن شعلهیی که در دل من برفروختی |
| | |
| | از لوله سلاح من اکنون زبانه زد |
| | |
| | مادر سپاس آخرم آخر قبول کن |
| | |
| | پاداش آن سرود نخستین که خواندهای |
| | |
| | آن آیههای پاک که با رازهای آن |
| | |
| | در جانم اشتیاق شهادت نشاندهای |
| | |
| | ای هموطن طریق تو تاریک بود و من |
| | |
| | با خون خود چراغ رهت برفروختم |
| | |
| | دیدی که راه و میروی اکنون و با شتاب |
| | |
| | من نیز مفتخر که در این راه سوختم<ref>[https://hambastegimeli.com/8434_2010-06-15-15-16-24 مجاهد کبیر رضا رضایی- سخن این است که خاکستر تو تخم رزم آور دیگر باشد - سایت همبستگی ملی]</ref> |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| <references />
| |