بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۱: خط ۱۱:
|longtype      =ملی و باستانی ایرانی
|longtype      =ملی و باستانی ایرانی
|significance  = آغاز سال جدید خورشیدی
|significance  = آغاز سال جدید خورشیدی
|begins        = یک فروردین هر سال خورشیدی
|begins        = اول فروردین هر سال خورشیدی
|ends          = سیزده فروردین هر سال خورشیدی
|ends          = سیزده فروردین هر سال خورشیدی
|date          =اول تا سیزدهم فروردین هر سال خورشیدی
|date          =اول تا سیزدهم فروردین هر سال خورشیدی
خط ۲۶: خط ۲۶:
|relatedto    =فرهنگ ایرانی  
|relatedto    =فرهنگ ایرانی  
}}
}}
 
 
نوروز نخستین روز سال خورشیدی ایرانی را در تقویم ایرانیان به خود اختصاص داده‌است؛ جشن آغاز سال نو یکی از کهن‌ترین جشن‌های باقیمانده از ایران باستان است. در کشورهای ایران و افغانستان سال نو همان نوروز است و در برخی دیگر از کشورها مانند تاجیکستان، قزاقستان، سوریه، روسیه، قرقیزستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، عراق، ازبکستان، ترکمنستان، ترکیه، چین، هند، پاکستان و آلبانی تعطیل رسمی است. نوروز همچنین به عنوان نماد پیوند اقوام ایرانی شناخته می‌شود. ایرانی‌ها نوروز را شروع رستاخیز طبیعت و گاه رویش و زایش آن می‌دانند و بر این باورند که همراه با نوروز و همزمان با طبیعت، باید روز نوی را با روان و نگرشی نو و با تن‌پوشی نو آغاز کنند.
'''نوروز''' نخستین روز سال خورشیدی ایرانی را در تقویم ایرانیان به خود اختصاص داده‌است؛ جشن آغاز سال نو یکی از کهن‌ترین جشن‌های باقیمانده از ایران باستان است. در کشورهای ایران و افغانستان سال نو همان نوروز است و در برخی دیگر از کشورها مانند تاجیکستان، قزاقستان، سوریه، روسیه، قرقیزستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، عراق، ازبکستان، ترکمنستان، ترکیه، چین، هند، پاکستان و آلبانی تعطیل رسمی است. نوروز همچنین به عنوان نماد پیوند اقوام ایرانی شناخته می‌شود. ایرانی‌ها نوروز را شروع رستاخیز طبیعت و گاه رویش و زایش آن می‌دانند و بر این باورند که همراه با نوروز و همزمان با طبیعت، باید روز نوی را با روان و نگرشی نو و با تن‌پوشی نو آغاز کنند.


در این نوشتار هدف شناسایی نوروز در محتوا و عمق معنای آن است و نه صرف بیان روزها و تاریخ‌ها و اساطیر و بازنوشت آنها، که البته در حد نیاز به این وجه نیز پرداخته می‌شود.
===نوروز چیست؟===
===نوروز چیست؟===
در طول تاریخ، نوروز پدید آورندهٔ معانی مختلف و متعددی بوده‌است. معانی‌یی که از سطح کلام و اولین روز بهار شروع می‌شوند و به عمق افکار و تاریخ ما رسوخ می‌کنند. ما با قدوم بهار به استقبال نوروز می‌رویم و همچون طبیعت نو می‌شویم. در اذهان عموم ما معنی نوروز متداول است با: تحویل سال نو یا همان لحظه برابری با بهار. لحظه اعتدال هوا و طبیعت که با آن ما نیز پس از گذار از زمستانی سرد به سوی اعتدالی در خود و جهان پیرامونمان پیش می‌رویم.
در طول تاریخ، نوروز پدید آورندهٔ معانی مختلف و متعددی بوده‌است. معانی‌یی که از سطح کلام و اولین روز بهار شروع می‌شوند و به عمق افکار و تاریخ ما رسوخ می‌کنند. ما با قدوم بهار به استقبال نوروز می‌رویم و همچون طبیعت نو می‌شویم. در اذهان عموم ما معنی نوروز متداول است با: تحویل سال نو یا همان لحظه برابری با بهار. لحظه اعتدال هوا و طبیعت که با آن ما نیز پس از گذار از زمستانی سرد به سوی اعتدالی در خود و جهان پیرامونمان پیش می‌رویم.
خط ۴۳: خط ۴۴:
برای ایرانیان تبریک نوروز امری است بدیهی. حقیقتی بزرگ که برای بیان آن فکر نمی‌کنیم. حال باید دید آیا گذر زمان و رفتن روزها از پی یکدیگر که ما آنرا به یکدیگر تبریک می‌گوییم، سخنی هم با ما دارند؟
برای ایرانیان تبریک نوروز امری است بدیهی. حقیقتی بزرگ که برای بیان آن فکر نمی‌کنیم. حال باید دید آیا گذر زمان و رفتن روزها از پی یکدیگر که ما آنرا به یکدیگر تبریک می‌گوییم، سخنی هم با ما دارند؟
==زمان را چگونه می‌یابیم؟==
==زمان را چگونه می‌یابیم؟==
ما از گذر زمان چه احساسی داریم؟ آیا زمان یک پدیده مستقل است که در دینای واقعی خارج از ذهن و ادراک ما موجود است؟
ما از گذر زمان چه احساسی داریم؟ آیا زمان یک پدیده مستقل است که در دنیای واقعی خارج از ذهن و ادراک ما موجود است؟


آری. زمان عبارت است از احساس و ادراک ما از تداوم و استمرار خلقت و شدنی بی سکون در جهان عینی. ما زمان را در طول به راحتی حس می‌کنیم. مانند به اتمام رسیدن زمان کار یا گذر یک سال از عمر. اما آیا زمان عرض و عمقی هم دارد؟
آری. زمان عبارت است از احساس و ادراک ما از تداوم و استمرار خلقت و شدنی بی سکون در جهان عینی. ما زمان را در طول به راحتی حس می‌کنیم. مانند به اتمام رسیدن زمان کار یا گذر یک سال از عمر. اما آیا زمان عرض و عمقی هم دارد؟
خط ۵۲: خط ۵۳:


بعد سوم اما عمق زمان است. '''عمق زمان یک پدیده کیفی است'''. تا کنون تلاش کرده‌اید به عمق آب نگاه کنید؟ نگاه به عمق یک حوض کوچک راحت است اما نگاه به عمق یک استخر مشکل‌تر و نگاه به عمق دریا با چشم معمول غیرممکن. در عمق زمان است که مفاهیم تغییر می‌کنند. عمق زمان یک نگاه هدایت‌گر است. در عمق فقط تعداد کارهایی که انجام می‌دهیم مهم نیست، بلکه معنای کارها و آنچه که از آنها حاصل می‌شود نیز مهم است. در عمق زمان است که منافع شخصی که مثلاً در طول و عرض زمان ملموس است کنار رفته و جای خود را به منافع جمعی می‌دهند و یا خواست انجام کارها توسط دیگران به تمایل برای کار با دیگران مبدل می‌شود. در واقع هرچه عمق زمان را درک کنیم، به عمق رسالت انسانی خود نیز بیشتر پی‌برده‌ایم. آیا شنیده‌اید که می‌گویند: چقدر زیستن مهم نیست بلکه چگونه زیستن مهم است.
بعد سوم اما عمق زمان است. '''عمق زمان یک پدیده کیفی است'''. تا کنون تلاش کرده‌اید به عمق آب نگاه کنید؟ نگاه به عمق یک حوض کوچک راحت است اما نگاه به عمق یک استخر مشکل‌تر و نگاه به عمق دریا با چشم معمول غیرممکن. در عمق زمان است که مفاهیم تغییر می‌کنند. عمق زمان یک نگاه هدایت‌گر است. در عمق فقط تعداد کارهایی که انجام می‌دهیم مهم نیست، بلکه معنای کارها و آنچه که از آنها حاصل می‌شود نیز مهم است. در عمق زمان است که منافع شخصی که مثلاً در طول و عرض زمان ملموس است کنار رفته و جای خود را به منافع جمعی می‌دهند و یا خواست انجام کارها توسط دیگران به تمایل برای کار با دیگران مبدل می‌شود. در واقع هرچه عمق زمان را درک کنیم، به عمق رسالت انسانی خود نیز بیشتر پی‌برده‌ایم. آیا شنیده‌اید که می‌گویند: چقدر زیستن مهم نیست بلکه چگونه زیستن مهم است.
در این گفتار می‌توان ارتباط رسالت انسانی خود را با عمق زمان دریابیم.


در این گفتار می‌توان ارتباط رسالت انسانی خود را با عمق زمان دریابیم.
===تاریخچه زمان===
===تاریخچه زمان===
از طول زمان (یعنی تاریخچه آن) که از شروع بیگ‌بنگ محاسبه می‌شود، تا همین لحظه که این متن در حال نگارش است، تقریباً ۱۵ میلیارد سال می‌گذرد. در این «طول» آنچه به عمر زمین مربوط می‌شود حدوداً ۵ میلیارد سال است. می‌گویند، عمر تاریخ انسان به اندازه یک چشم برهم زدن از این تاریخ است! آیا عمق و ارزش این زمان که گذشت، با آنچه که پیش رو است قابل درک است؟ چگونه باید آنرا قدر بشناسیم؟
از طول زمان (یعنی تاریخچه آن) که از شروع بیگ‌بنگ محاسبه می‌شود، تا همین لحظه که این متن در حال نگارش است، تقریباً ۱۵ میلیارد سال می‌گذرد. در این «طول» آنچه به عمر زمین مربوط می‌شود حدوداً ۵ میلیارد سال است. می‌گویند، عمر تاریخ انسان به اندازه یک چشم برهم زدن از این تاریخ است! آیا عمق و ارزش این زمان که گذشت، با آنچه که پیش رو است قابل درک است؟ چگونه باید آنرا قدر بشناسیم؟
خط ۹۷: خط ۹۸:
====یا مدبر اللیل و النهار====
====یا مدبر اللیل و النهار====
مدبر در معنای لغوی به معنای حساب شده یا برنامه‌ریزی شده‌است. مدبر به کسی گفته می‌شود که تدبیر و تنظیم می‌کند و به تربیت اهمیت می‌دهد و کسی‌ که کارها را انجام می‌دهد. در این جمله خدا را «تدبیر کننده شب و روز» می‌نامیم. این معنا (مدبر) در قرآن یعنی اندیشه و طرحی که در پس هر امری است و مقدم بر آن وجود دارد. در حقیقت با این بیان به خدا می‌گوییم: تو هستی که قبل از آمدن هر روز و شب، نسبت به اموری که در آنها محقق می‌شود طرح مشخصی داری و چیزی بدون هدف و در عالم وجود به عین و ماده تحول نمی‌پذیرد. سمت و سودهنده و مدیر حرکت جهان تو هستی. حرکتی که شامل همه موجودات از بی‌جان و جاندار تا اندیشمند و غیراندیشمند می‌شود و ما در این جمله به تدبیر خدا برای سال آینده اشاره می‌کنیم.
مدبر در معنای لغوی به معنای حساب شده یا برنامه‌ریزی شده‌است. مدبر به کسی گفته می‌شود که تدبیر و تنظیم می‌کند و به تربیت اهمیت می‌دهد و کسی‌ که کارها را انجام می‌دهد. در این جمله خدا را «تدبیر کننده شب و روز» می‌نامیم. این معنا (مدبر) در قرآن یعنی اندیشه و طرحی که در پس هر امری است و مقدم بر آن وجود دارد. در حقیقت با این بیان به خدا می‌گوییم: تو هستی که قبل از آمدن هر روز و شب، نسبت به اموری که در آنها محقق می‌شود طرح مشخصی داری و چیزی بدون هدف و در عالم وجود به عین و ماده تحول نمی‌پذیرد. سمت و سودهنده و مدیر حرکت جهان تو هستی. حرکتی که شامل همه موجودات از بی‌جان و جاندار تا اندیشمند و غیراندیشمند می‌شود و ما در این جمله به تدبیر خدا برای سال آینده اشاره می‌کنیم.
=====یا محول الحول و الاحوال=====
====یا محول الحول و الاحوال====
محول کردن یا شدن یعنی تبدیل شدن یا تبدیل کردن از چیزی و حالتی به چیزی و حالتی دیگر. حول با جمع احوال نیز به معنی سال و یا مهارت و بصیرت در کار است. سال به این معنا که از نقطه ای شروع و در نقطه‌ای تمام می‌شود و در اینجا، شروع سال جدید از پایان سال قبل کاملاً تفکیک شده‌است. در فرهنگ قرآن «حول» به معنای تغییری است که بر اثر آن گسستی کامل از حالت قبل ایجاد می‌شود. در اینجا گویی مقصود این است که: خدایا تو که توانایی چنان تغییری را داری که تحول پس از آن با پیش از آن هیچ تشابهی ندارد، همچنان که بهار و شور و نشاطش با سردی و سکون زمستان، پس
محول کردن یا شدن یعنی تبدیل شدن یا تبدیل کردن از چیزی و حالتی به چیزی و حالتی دیگر. حول با جمع احوال نیز به معنی سال و یا مهارت و بصیرت در کار است. سال به این معنا که از نقطه ای شروع و در نقطه‌ای تمام می‌شود و در اینجا، شروع سال جدید از پایان سال قبل کاملاً تفکیک شده‌است. در فرهنگ قرآن «حول» به معنای تغییری است که بر اثر آن گسستی کامل از حالت قبل ایجاد می‌شود. در اینجا گویی مقصود این است که: خدایا تو که توانایی چنان تغییری را داری که تحول پس از آن با پیش از آن هیچ تشابهی ندارد، همچنان که بهار و شور و نشاطش با سردی و سکون زمستان، پس
======حول حالنا الی احسن الحال======
====حول حالنا الی احسن الحال====
پس از خواندن خدا به صفت‌های مدیر و مدبر و چرخاننده و برنامه‌ریز همه چیز، از او خواسته می‌شود که وضعیت و شرایط ما را نیز متحول کند. چگونه تحولی؟ احسن الحال یا نیکوترین وضعیت. چه وضعیتی؟ همانگونه که طبیعت دارای این استعداد است که در لحظه تحویل سال از زمستان گامی بلند بردارد و به بهار تبدیل شود پس ما هم این استعداد را در خودمان می‌یابیم و می‌توانیم در هر لحظه که بخواهیم خودمان را در معرض تابش نور هدایتش قرار بدهیم. در حقیقت ما از خدا  ّکه برای ما مظهر یگانگی حرکت تمام هستی استّ می‌خواهیم که، گردش و تحول ما نیز از جنس یگانگی و انسانی دیگر شدن، باشد. از او می‌خواهیم که دیگر آن آدم قبلی نباشیم! در حقیقت ما با اقرارمان به آگاه شدن به حقیقت قوانین حاکم بر طبیعت و سیر یکسویه و یگانه آن، این نیاز را در خودمان نیز یافته‌ایم و این جنس تحول و تغییر را خواستاریم و برای آن آماده شده‌ایم.
پس از خواندن خدا به صفت‌های مدیر و مدبر و چرخاننده و برنامه‌ریز همه چیز، از او خواسته می‌شود که وضعیت و شرایط ما را نیز متحول کند. چگونه تحولی؟ احسن الحال یا نیکوترین وضعیت. چه وضعیتی؟ همانگونه که طبیعت دارای این استعداد است که در لحظه تحویل سال از زمستان گامی بلند بردارد و به بهار تبدیل شود پس ما هم این استعداد را در خودمان می‌یابیم و می‌توانیم در هر لحظه که بخواهیم خودمان را در معرض تابش نور هدایتش قرار بدهیم. در حقیقت ما از خدا  ّکه برای ما مظهر یگانگی حرکت تمام هستی استّ می‌خواهیم که، گردش و تحول ما نیز از جنس یگانگی و انسانی دیگر شدن، باشد. از او می‌خواهیم که دیگر آن آدم قبلی نباشیم! در حقیقت ما با اقرارمان به آگاه شدن به حقیقت قوانین حاکم بر طبیعت و سیر یکسویه و یگانه آن، این نیاز را در خودمان نیز یافته‌ایم و این جنس تحول و تغییر را خواستاریم و برای آن آماده شده‌ایم.