احمد میرعلایی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده |نام=احمد میرعلایی |تصویر=احمد میرعلایی.png |توضیح تصویر= |نام اصلی=احمد میرعلایی |زمینه فعالیت=ترجمه، نقد ادبی، روزنامه‌نگاری فرهنگی، ویرایش و آموزش |ملیت=ایرانی |تاریخ تولد=۲۱ فروردین ۱۳۲۱ |محل تولد=اصفهان، ایران |...» ایجاد کرد
 
 
خط ۲۰۳: خط ۲۰۳:
== نسبت با قتل‌های زنجیره‌ای ==
== نسبت با قتل‌های زنجیره‌ای ==


اصطلاح '''[[قتل‌های زنجیره‌ای ایران]]''' بیش از همه پس از قتل داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در سال ۱۳۷۷ رایج شد. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در دی ۱۳۷۷ پذیرفت که شماری از کارکنان این وزارتخانه در قتل‌های همان سال نقش داشته‌اند.
اصطلاح [[قتل‌های زنجیره‌ای ایران]] بیش از همه پس از قتل داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در سال ۱۳۷۷ رایج شد. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در دی ۱۳۷۷ پذیرفت که شماری از کارکنان این وزارتخانه در قتل‌های همان سال نقش داشته‌اند.


با این حال، شماری از پژوهشگران، روزنامه‌نگاران و نهادهای حقوق بشری دامنهٔ قتل‌های زنجیره‌ای را محدود به چهار قتل سال ۱۳۷۷ نمی‌دانند و مرگ‌های مشکوک شماری از نویسندگان و روشنفکران در سال‌های پیش از آن، از جمله احمد میرعلایی، را نیز در همین زمینه بررسی کرده‌اند.<ref name="aasoo"/>
با این حال، شماری از پژوهشگران، روزنامه‌نگاران و نهادهای حقوق بشری دامنهٔ قتل‌های زنجیره‌ای را محدود به چهار قتل سال ۱۳۷۷ نمی‌دانند و مرگ‌های مشکوک شماری از نویسندگان و روشنفکران در سال‌های پیش از آن، از جمله احمد میرعلایی، را نیز در همین زمینه بررسی کرده‌اند.<ref name="aasoo"/>
خط ۳۱۰: خط ۳۱۰:
* [[کانون نویسندگان ایران]]
* [[کانون نویسندگان ایران]]
* [[سانسور در ایران]]
* [[سانسور در ایران]]
* [[قتل‌های زنجیره‌ای ایران]]
* [[قتل‌های زنجیره‌ای|قتل‌های زنجیره‌ای ایران]]
* [[محمد مختاری]]
* [[محمد مختاری]]
* [[محمدجعفر پوینده]]
* [[محمدجعفر پوینده]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۶

احمد میرعلایی

نام اصلی احمد میرعلایی
زمینهٔ کاری ترجمه، نقد ادبی، روزنامه‌نگاری فرهنگی، ویرایش و آموزش
زادروز ۲۱ فروردین ۱۳۲۱
اصفهان، ایران
پدر و مادر علی میرعلایی
مرگ ۲ آبان ۱۳۷۴
اصفهان، ایران
ملیت ایرانی
محل زندگی اصفهان، تهران، لیدز، دهلی نو، کراچی
علت مرگ مرگ مشکوک؛ در منابع حقوق بشری قتل فراقضایی ثبت شده است
در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی، جمهوری اسلامی ایران
رویدادهای مهم عضویت و همکاری با جُنگ اصفهان؛ معرفی و ترجمهٔ آثار خورخه لوئیس بورخس، اکتاویو پاز و شماری از نویسندگان معاصر جهان؛ امضای متن «ما نویسنده‌ایم»؛ مرگ مشکوک در ۱۳۷۴
بنیانگذار نشر آفتاب در اصفهان
پیشه مترجم، نویسنده، منتقد، ویراستار، مدرس دانشگاه و ناشر
سال‌های نویسندگی دههٔ ۱۳۴۰ تا ۱۳۷۴

احمد میرعلایی (۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۲ آبان ۱۳۷۴) مترجم، نویسنده، منتقد ادبی، ویراستار، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی ایرانی بود. او از چهره‌های مرتبط با جُنگ اصفهان و از مترجمانی بود که در معرفی بخشی از ادبیات مدرن جهان به خوانندگان فارسی‌زبان نقش داشت. نام میرعلایی بیش از همه با ترجمهٔ آثار خورخه لوئیس بورخس پیوند خورده است؛ با این حال، دامنهٔ ترجمه‌های او نویسندگانی چون اکتاویو پاز، میلان کوندرا، گراهام گرین، جوزف کنراد، لارنس دارل و جان وایتینگ را نیز دربرمی‌گرفت.[۱]

میرعلایی در کنار ترجمه، در دانشگاه تدریس می‌کرد و در ویرایش و روزنامه‌نگاری فرهنگی نیز فعال بود. او در مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین فعالیت داشت و با نشریاتی چون کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی و جُنگ اصفهان همکاری و در دوره‌هایی مسئولیت سردبیری داشت.[۲]

میرعلایی همچنین از امضاکنندگان متن مشهور «ما نویسنده‌ایم»، معروف به «نامهٔ ۱۳۴ نویسنده»، در دفاع از آزادی بیان و مخالفت با سانسور بود. او در ۲ آبان ۱۳۷۴ در اصفهان ناپدید شد و پیکرش همان روز پیدا شد. بنیاد عبدالرحمن برومند مرگ او را در شمار اعدام‌های فراقضایی ثبت کرده است و منابع بعدی آن را در زنجیرهٔ قتل دگراندیشان و نویسندگان در دههٔ ۱۳۷۰ بررسی کرده‌اند.[۲]

زندگی

کودکی و خانواده

احمد میرعلایی در ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ در اصفهان متولد شد. پدرش دکتر علی میرعلایی بود. خود او در گفت‌وگویی دربارهٔ زندگی و فعالیت‌هایش، سال تولد را ۱۳۲۱ و زادگاهش را اصفهان ذکر کرده است.[۳]

میرعلایی در خانواده‌ای فرهنگی رشد کرد. محیط خانوادگی و آشنایی زودهنگام او با کتاب و ادبیات از زمینه‌های گرایش بعدی‌اش به زبان انگلیسی، ترجمه و ادبیات جهان بود.

او در سال ۱۳۳۹ دیپلم گرفت و سپس در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه اصفهان در رشتهٔ زبان انگلیسی تحصیل کرد. در سال ۱۳۴۲ مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد.[۳]

تحصیل در انگلستان

میرعلایی برای ادامهٔ تحصیل به انگلستان رفت و در دانشگاه لیدز تحصیل کرد. او در سال ۱۳۴۶ مدرک کارشناسی ارشد خود را از این دانشگاه دریافت کرد.[۳]

اقامت در انگلستان امکان آشنایی نزدیک‌تر او با ادبیات انگلیسی‌زبان و جریان‌های ادبی و فکری اروپا را فراهم کرد. این آشنایی بعدها در انتخاب نویسندگان و آثاری که برای ترجمه برمی‌گزید آشکار شد.

میرعلایی پس از بازگشت به ایران، از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۸ دورهٔ خدمت نظام وظیفه را در سپاه دانش گذراند.[۳]

تدریس

میرعلایی از سال ۱۳۴۸ فعالیت دانشگاهی خود را آغاز کرد. او در دوره‌های مختلف در دانشگاه اصفهان، مدرسهٔ عالی هنرهای دراماتیک، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه هنر، دانشگاه آزاد و همچنین در کراچی تدریس کرد.[۲]

موضوع فعالیت آموزشی او عمدتاً با زبان انگلیسی، ادبیات و ترجمه ارتباط داشت.

تدریس برای میرعلایی فعالیتی جدا از ترجمه نبود. شناخت ادبیات جدید جهان و انتقال آن به دانشجویان و خوانندگان فارسی‌زبان دو وجه مرتبط از فعالیت فرهنگی او بودند.

مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین

میرعلایی مدتی در مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین در تهران فعالیت کرد. او تا سال ۱۳۵۱ حدود چهار سال در این مؤسسه به ویرایش آثار ادبی پرداخت.[۲]

مؤسسهٔ فرانکلین در آن دوره از مراکز مهم ترجمه، ویرایش و نشر کتاب در ایران بود و شماری از مترجمان و ویراستاران برجستهٔ معاصر با آن همکاری داشتند.

تجربهٔ میرعلایی در فرانکلین با فعالیت‌های بعدی او در ترجمه و ویرایش ارتباط داشت و توجه او به نثر فارسی و کیفیت ترجمه را تقویت کرد.

جُنگ اصفهان

احمد میرعلایی از چهره‌های مرتبط با جُنگ اصفهان بود؛ حلقه و نشریه‌ای ادبی که در دههٔ ۱۳۴۰ به یکی از کانون‌های ادبیات نوگرای ایران تبدیل شد.

در جلسات این حلقه نویسندگان، شاعران، مترجمان و منتقدانی چون هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی، ابوالحسن نجفی، بهرام صادقی، جلیل دوستخواه، محمد کلباسی و میرعلایی حضور داشتند.

جلسات اعضای حلقه در خانه‌های برخی از اعضا برگزار می‌شد و خانهٔ میرعلایی نیز از محل‌های برگزاری این نشست‌ها بود.[۴]

میرعلایی در این جمع بیش از هر چیز نقش مترجم و واسطه‌ای میان ادبیات معاصر جهان و محیط ادبی ایران داشت. ترجمهٔ آثار نویسندگانی که هنوز در ایران چندان شناخته‌شده نبودند، بخشی از فعالیت او در این دوره بود.

معرفی بورخس به زبان فارسی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کارنامهٔ میرعلایی ترجمهٔ آثار خورخه لوئیس بورخس است.

بر اساس پژوهشی منتشرشده در فصلنامهٔ مترجم، نخستین ترجمهٔ داستانی از بورخس به فارسی، «ویرانه‌های مدور» به ترجمهٔ احمد میرعلایی بود که در سال ۱۳۴۵ در جُنگ اصفهان منتشر شد.[۵]

میرعلایی در سال‌های بعد نزدیک به پنجاه قطعه از آثار بورخس را در نشریات و کتاب‌های مختلف ترجمه و منتشر کرد.[۵]

از ترجمه‌های او از بورخس می‌توان به ویرانه‌های مدور، الف و داستان‌های دیگر، مرگ و پرگار و مجموعه‌های دیگری از داستان‌ها و نوشته‌های بورخس اشاره کرد.

ترجمه‌های میرعلایی از بورخس در آشنایی مخاطبان فارسی‌زبان با جهان داستانی این نویسندهٔ آرژانتینی، از جمله هزارتو، زمان، کتابخانه، آینه، رؤیا و رابطهٔ واقعیت و خیال، نقش داشت.

شیوهٔ میرعلایی در ترجمه

میرعلایی ترجمهٔ ادبی را صرفاً انتقال واژه‌ها از یک زبان به زبان دیگر نمی‌دانست. انتخاب نویسنده و اثر برای او بخشی از فعالیت فکری و فرهنگی مترجم بود.

در مقدمه‌ای که بر یکی از مجموعه‌های بورخس نوشته بود، از دشواری ترجمهٔ آثار این نویسنده و بازگشت مکرر خود به ترجمهٔ بورخس سخن گفته است.[۱]

علی خزاعی‌فر، مدیر فصلنامهٔ مترجم، پس از مرگ میرعلایی او را مترجمی «نواندیش و جست‌وجوگر» توصیف کرد و ترجمهٔ سنگ آفتاب اکتاویو پاز را از نمونه‌های برجستهٔ ترجمهٔ شعر در فارسی معاصر دانست.[۶]

سنگ آفتاب

یکی از ترجمه‌های مهم میرعلایی سنگ آفتاب، شعر بلند اکتاویو پاز، شاعر و نویسندهٔ مکزیکی و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات است.

ترجمهٔ این اثر در سال ۱۳۵۰ منتشر شد. سنگ آفتاب شعری بلند و پیچیده است و ترجمهٔ آن به دلیل ساختار، تصویرپردازی و زبان فشردهٔ شعر، با دشواری‌های ویژه‌ای همراه است.

ترجمهٔ میرعلایی از این اثر مورد توجه منتقدان ترجمه قرار گرفت و علی خزاعی‌فر آن را از نمونه‌های شاخص ترجمهٔ شعر به فارسی ارزیابی کرده است.[۶]

ترجمهٔ آثار اکتاویو پاز بخشی از کوشش گسترده‌تر میرعلایی برای معرفی ادبیات آمریکای لاتین و ادبیات مدرن جهان به خوانندگان ایرانی بود.

میلان کوندرا

میرعلایی از مترجمانی بود که آثار میلان کوندرا را در دوره‌ای که این نویسنده هنوز در ایران شهرت گسترده‌ای نداشت به فارسی معرفی کرد.

از جمله ترجمه‌های مرتبط با کوندرا، کلاه کلمنتیس بود.[۲]

انتخاب کوندرا با علایق گسترده‌تر میرعلایی به ادبیاتی ارتباط داشت که در آن مسائل قدرت، حافظه، فردیت، تاریخ و آزادی با تجربه‌های ادبی تازه پیوند می‌خورند.

گراهام گرین

میرعلایی شماری از آثار گراهام گرین را نیز ترجمه کرد.

از جملهٔ این آثار:

  • کنسول افتخاری
  • عامل انسانی

بودند.[۱]

گرین از نویسندگانی بود که مسائل اخلاقی، سیاست، جاسوسی، دین و مسئولیت فردی را در قالب داستان بررسی می‌کرد و ترجمهٔ آثار او بخش دیگری از فعالیت میرعلایی در معرفی ادبیات سدهٔ بیستم بود.

لارنس دارل

میرعلایی به آثار لارنس دارل نیز توجه داشت و بخش‌هایی از مجموعهٔ مشهور چهارگانهٔ اسکندریه او را ترجمه کرد.

بر اساس گزارش بنیاد عبدالرحمن برومند، دو جلد از ترجمهٔ این مجموعه اجازهٔ انتشار نیافت و جلد نخست پس از چاپ خمیر شد.[۲]

این نمونه یکی از مواردی بود که فعالیت ترجمه‌ای میرعلایی با مسئلهٔ سانسور روبه‌رو شد.

فعالیت مطبوعاتی و سردبیری

میرعلایی علاوه بر ترجمه و تدریس، در مطبوعات فرهنگی نیز فعالیت گسترده‌ای داشت.

در فاصلهٔ اواخر دههٔ ۱۳۴۰ تا میانهٔ دههٔ ۱۳۵۰، با نشریاتی چون:

  • کتاب امروز
  • فرهنگ و زندگی
  • آیندگان ادبی
  • جُنگ اصفهان

همکاری داشت و در دوره‌هایی مسئولیت سردبیری آنها را برعهده گرفت.[۲]

فعالیت مطبوعاتی به میرعلایی امکان می‌داد ترجمه، نقد ادبی و معرفی ادبیات جهان را در قالبی گسترده‌تر دنبال کند.

هند و پاکستان

میرعلایی در سال‌های پایانی حکومت پهلوی مدتی خارج از ایران فعالیت فرهنگی داشت.

او از ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ سرپرستی خانهٔ فرهنگ ایران در دهلی نو را برعهده داشت و سپس از ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ مسئول خانهٔ فرهنگ ایران در کراچی بود.[۲]

این دوره امکان ارتباط او با محیط فرهنگی شبه‌قاره و ادامهٔ فعالیت آموزشی و ادبی در خارج از ایران را فراهم کرد.

پس از پایان این مأموریت، میرعلایی به ایران بازگشت.

بازگشت به اصفهان

میرعلایی پس از بازگشت به ایران بار دیگر در اصفهان ساکن شد و فعالیت‌های ادبی، آموزشی و ترجمه‌ای خود را ادامه داد.

در سال ۱۳۶۸ کتاب‌فروشی و مرکز فرهنگی نشر آفتاب را در اصفهان تأسیس کرد. این مرکز بعدها با نام زنده‌رود فعالیت کرد و در کنار کتاب‌فروشی، به‌طور محدود در زمینهٔ انتشار کتاب نیز فعال بود.[۲]

این مرکز به محلی برای ارتباط نویسندگان، مترجمان و علاقه‌مندان ادبیات در اصفهان تبدیل شد.

میرعلایی و آزادی بیان

در سال‌های پایانی زندگی، مسئلهٔ آزادی بیان و سانسور در فعالیت فرهنگی میرعلایی اهمیت بیشتری یافت.

او از جمله نویسندگان و مترجمانی بود که از آزادی فعالیت ادبی و حق نویسنده برای انتشار اثر بدون سانسور دفاع می‌کرد.

در سال ۱۳۷۳، متن مشهور «ما نویسنده‌ایم» با امضای ۱۳۴ نویسنده، شاعر، مترجم و روشنفکر منتشر شد. این متن که بعدها به «نامهٔ ۱۳۴ نویسنده» شهرت یافت، بر آزادی اندیشه و بیان و مخالفت با سانسور تأکید داشت.

احمد میرعلایی یکی از امضاکنندگان این متن بود.[۷]

دیدار با وی. اس. نایپل

یکی از رویدادهایی که در روایت‌های مربوط به ماه‌های پایانی زندگی میرعلایی مورد توجه قرار گرفته، دیدار او با وی. اس. نایپل، نویسندهٔ بریتانیایی و برندهٔ بعدی جایزهٔ نوبل ادبیات، در سفر نایپل به ایران بود.

میرعلایی در این دیدار دربارهٔ شرایط فرهنگی و وضعیت نویسندگان و روشنفکران ایران سخن گفت. برخی منابع مربوط به پروندهٔ او این ملاقات را در شرح فضای سیاسی و امنیتی پیش از مرگش ذکر کرده‌اند.[۲]

با این حال، رابطهٔ علّی میان این دیدار و مرگ میرعلایی در یک رسیدگی قضایی مستقل و علنی اثبات نشده است و از این رو باید از ارائهٔ چنین رابطه‌ای به‌عنوان واقعیت قطعی پرهیز کرد.

ناپدیدشدن و مرگ

صبح ۲ آبان ۱۳۷۴، احمد میرعلایی در اصفهان از خانه خارج شد و به محل کار خود نرسید.

پیکر او بعدتر در یکی از کوچه‌های اصفهان پیدا شد. گزارش‌های خانواده و منابع بعدی از وجود آثار مشکوک بر بدن او، از جمله اثر تزریق، سخن گفته‌اند.[۲]

مرگ میرعلایی در ابتدا به‌عنوان مرگ طبیعی یا ایست قلبی مطرح شد، اما خانواده و دوستان او دربارهٔ این توضیح تردید داشتند. بنیاد عبدالرحمن برومند پروندهٔ او را به‌عنوان اعدام فراقضایی ثبت کرده است.[۲]

گزارش‌های بعدی دربارهٔ قتل‌های سیاسی دههٔ ۱۳۷۰ نیز مرگ میرعلایی را در کنار مرگ یا قتل چهره‌هایی چون علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، احمد تفضلی، داریوش فروهر، پروانه اسکندری فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده بررسی کرده‌اند.

نسبت با قتل‌های زنجیره‌ای

اصطلاح قتل‌های زنجیره‌ای ایران بیش از همه پس از قتل داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در سال ۱۳۷۷ رایج شد. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در دی ۱۳۷۷ پذیرفت که شماری از کارکنان این وزارتخانه در قتل‌های همان سال نقش داشته‌اند.

با این حال، شماری از پژوهشگران، روزنامه‌نگاران و نهادهای حقوق بشری دامنهٔ قتل‌های زنجیره‌ای را محدود به چهار قتل سال ۱۳۷۷ نمی‌دانند و مرگ‌های مشکوک شماری از نویسندگان و روشنفکران در سال‌های پیش از آن، از جمله احمد میرعلایی، را نیز در همین زمینه بررسی کرده‌اند.[۷]

بنیاد عبدالرحمن برومند مرگ میرعلایی در ۲ آبان ۱۳۷۴ را قتل فراقضایی ثبت کرده است.[۲]

جزئیات کامل چگونگی مرگ او و سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری احتمالی دربارهٔ آن در یک دادرسی علنی و مستقل روشن نشده است. از این رو، نسبت دادن مسئولیت به اشخاص مشخص، فراتر از آنچه منابع مستند گزارش کرده‌اند، نیازمند احتیاط است.

سانسور آثار

فعالیت میرعلایی در سال‌های مختلف با سانسور نیز روبه‌رو شد.

برخی ترجمه‌های او اجازهٔ انتشار نیافتند. از جمله، بنا بر گزارش بنیاد عبدالرحمن برومند، دو جلد از ترجمهٔ چهارگانهٔ اسکندریه لارنس دارل مجوز انتشار دریافت نکرد و جلد نخست پس از چاپ خمیر شد.[۲]

تجربهٔ سانسور یکی از زمینه‌های مشارکت او در دفاع جمعی نویسندگان از آزادی بیان بود.

جایگاه در ترجمهٔ معاصر ایران

میرعلایی در تاریخ ترجمهٔ ادبی معاصر ایران بیش از هر چیز به دلیل انتخاب نویسندگان و آثاری شناخته می‌شود که بخشی از آنها هنگام ترجمه هنوز برای مخاطب فارسی‌زبان چندان شناخته‌شده نبودند.

علی خزاعی‌فر پس از مرگ او نوشت که خوانندگان ایرانی از طریق ترجمه‌های میرعلایی با نویسندگانی چون بورخس، میلان کوندرا و اکتاویو پاز آشنا شدند.[۶]

ترجمهٔ میرعلایی از بورخس جایگاه ویژه‌ای در این میان دارد. پژوهش فصلنامهٔ مترجم نخستین ترجمهٔ داستان بورخس به فارسی را ترجمهٔ «ویرانه‌های مدور» توسط میرعلایی در سال ۱۳۴۵ می‌داند و شمار قطعات ترجمه‌شدهٔ بورخس به دست او را نزدیک به پنجاه عنوان ذکر می‌کند.[۵]

این فعالیت تنها انتقال آثار یک نویسنده نبود؛ آشنایی با بورخس و دیگر نویسندگان مدرن جهان بر فضای داستان‌نویسی و نقد ادبی ایران نیز اثر گذاشت.

رابطه با هوشنگ گلشیری

هوشنگ گلشیری و احمد میرعلایی از سال‌های فعالیت جُنگ اصفهان با یکدیگر ارتباط داشتند.

هر دو به ادبیات مدرن جهان علاقه‌مند بودند و ترجمه‌های میرعلایی یکی از مسیرهای آشنایی حلقهٔ اصفهان با نویسندگانی چون بورخس بود.

گلشیری در سال ۱۳۵۰ مقاله‌ای دربارهٔ بورخس نوشت که نخستین بار در مجلهٔ فرهنگ و زندگی منتشر شد.[۵]

پس از مرگ میرعلایی، گلشیری در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود به او و شرایط مرگش پرداخت. داستان گنج‌نامه گلشیری نیز با روزهای پایانی زندگی میرعلایی و فضای پیرامون او ارتباط دارد.[۵]

آثار

میرعلایی بیش از سی عنوان کتاب ترجمه کرد و ترجمه‌ها، مقاله‌ها، شعرها و نوشته‌های دیگری نیز در نشریات مختلف منتشر کرد.[۷]

ترجمه از خورخه لوئیس بورخس

  • ویرانه‌های مدور
  • الف و داستان‌های دیگر
  • مرگ و پرگار
  • مجموعه‌ای از داستان‌ها و جستارهای بورخس

[۱][۵]

ترجمه از اکتاویو پاز

  • سنگ آفتاب

ترجمه از ژان وایتینگ

  • شیاطین

ترجمه از گراهام گرین

  • کنسول افتخاری
  • عامل انسانی

ترجمه از دیگر نویسندگان

میرعلایی آثاری از نویسندگان و متفکران دیگری چون:

را نیز به فارسی ترجمه یا معرفی کرد.[۱]

میراث فرهنگی

میراث احمد میرعلایی را می‌توان در چند حوزه بررسی کرد:

ترجمهٔ ادبی: ترجمهٔ آثار نویسندگان برجستهٔ سدهٔ بیستم و معرفی برخی از آنان به مخاطبان فارسی‌زبان.

بورخس‌شناسی در ایران: ترجمهٔ نزدیک به پنجاه قطعه از آثار بورخس و انتشار نخستین ترجمهٔ داستانی او به فارسی.[۵]

جُنگ اصفهان: مشارکت در یکی از حلقه‌های مهم ادبیات نوگرای ایران و انتقال آثار و اندیشه‌های ادبی جهان به این محیط.

ویرایش و مطبوعات فرهنگی: همکاری با مؤسسهٔ فرانکلین و نشریاتی چون کتاب امروز، فرهنگ و زندگی و آیندگان ادبی.

آموزش: تدریس ادبیات و زبان در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی مختلف.

آزادی بیان: مشارکت در اعتراض نویسندگان به سانسور و امضای متن «ما نویسنده‌ایم».

مرگ مشکوک میرعلایی در سال ۱۳۷۴ نیز نام او را با تاریخ فشار بر نویسندگان و روشنفکران ایران در دههٔ ۱۳۷۰ پیوند داده است. منابع حقوق بشری مرگ او را قتل فراقضایی ثبت کرده‌اند، در حالی که ابعاد کامل پرونده و مسئولیت افراد و نهادهای دخیل در یک رسیدگی قضایی مستقل و عمومی روشن نشده است.[۲]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ «آشنایی با مترجمان معاصر (۱)؛ احمد میرعلایی». فصلنامه مترجم. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  2. ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ ۲٫۱۳ ۲٫۱۴ «احمد میرعلایی: یک سرگذشت». بنیاد عبدالرحمن برومند. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ علی خزاعی‌فر. «گفت‌وگو با احمد میرعلایی». فصلنامه مترجم. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  4. ↑ مجید نفیسی. «پیکار در پیکار: من و جنبش چپ؛ پیش از پیکار ـ جُنگ اصفهان». تریبون زمانه. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ «بورخس در فارسی». فصلنامه مترجم. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  6. ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ علی خزاعی‌فر. «در رثای روان‌شاد احمد میرعلایی». فصلنامه مترجم. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  7. ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «قتل‌های زنجیره‌ای ـ احمد میرعلایی». آسو. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. 

پیوند به بیرون