کاربر:خراسانی/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۲: خط ۹۲:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


'''علی باکری''' (زاده 1322 در مياندوآب ـشهادت 30 فروردين 1351)وی در خانواده اي نسبتاً مرفه به دنيا آمد. با توجه به وضع مالي نسبتاً خوبي كه خانواده اش داشت، و نيز در اثر استعداد و پشتكارش، سالهاي تحصيل را با موقعيت گذرانده و به دانشكده فني تهران، رشته شيمي وارد  
'''علی باکری''' (زاده 1322 در مياندوآب ـشهادت 30 فروردين 1351)وی در خانواده اي نسبتاً مرفه به دنيا آمد. با توجه به وضع مالي نسبتاً خوبي كه خانواده اش داشت، و نيز در اثر استعداد و پشتكارش، سالهاي تحصيل را با موقعيت گذرانده و به دانشكده فني تهران، رشته شيمي وارد<ref>نشریه مجاهد شماره 44- 30 فروردین 1359</ref>


فعالیت سیاسی
== فعالیت سیاسی ==
علي كه چشمش به واقعيات اجتماع ما باز بود، به تمامي آ مزايا و رفاه ناشي ازموقعیتی که داشت پشت كرده، وعملاً فكر و ايدئولوژي طبقات محروم و مستضعف جامعه را كه همان اسلام انقلابي بود برگزيد. و بعد از آن تمام استعداد فكر و انديشهاش را در اين جهت به كار انداخت.علي بعد از پايان تحصيلات به عنوان استاديار دانشگاه صنعتي (شريف) مشغول به كار شد و ازاين موقعيت تا حدامكان به نفع سازمان استفاده كرد. او همواره سرمشق صداقت و حل شدگي درامر مبارزه بود. او با آگاهي و اعتقاد كامل، وجود خود را در خدمت راه خدا و خلق يعني مبارزه عليه ستم و استثمار قرارداد. 


اعزام به فلسطين و شركت در جنگ سپتامبر
== دوران بحران ==
علی پيش از آنكه به عضويت سازمان در آيد، يك دوران بحران را گذراند. او بر سر دو راهي قرار گرفته بود، آيا بايد درمسير امواج خود به خودي حركت كرد، يا نه برخلاف آن بايد شنا كرد؟
 
او ايمان داشت كه زندگي در پناه رژيم شاه يعني سكوت و رضايت در برابر جنايات رژيم و غارت منابع طبيعي و انساني خلق. 
 
علي نميتوانست آرام باشد، خيلي فكر ميكرد. كتاب ميخواند. به جامعهگردي و مطالعهي زندگي مردم ميپرداخت و به خاطر همين كارها چندين بار مريض شد وزخم معده گرفت. در چنين وضعيتي بود كه با سازمان آشنا شد و خود را همدرد آنها يافت. او به جمع ياران پيوست و خوش فكري، ايمان، خلوص و لياقت خود را تماماً در اين راه به كارگرفت. بهروز با آگاهي كامل نسبت به مشكلات مبارزه، آن را برگزيدو ميدانست كه دراين راه دشواريهاي بسيار وجود دارد. او خود در اين زمينه به برادري ميگفت :
 
”عمل را كه شروع كردي، ضربه ميخوري، ضربه نخوردن ندارد. منتها بايد سعي كني كمتر ضربه بخوري“ . 
 
== اعزام به فلسطين و شركت در جنگ سپتامبر ==
سال 49 ظاهراً براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت. ولي در واقع براي تعليمات نظامي و تعليمات ديگر به فلسطين رفته بود. او از انقلاب فلسطين درس و تجربه آموخت و بدينگونه با تجربهاي بيش از پيش و با كوله باري از سلاح به ايران بازگشت او درايران تجارب خود را به خصوص در مسائل انفجاري در اختيار ساير برادران گذاشت. علي درباره مشكلات آينده با روشن بيني خاصي ميگفت:
 
”شرايطي بر ما تحميل خواهد شد. ما بايد خود را به نقطه هایي ازآمادگي برسانيم كه درصورت روبرو شدن با وقايع غير قابل پيش بيني، قادر به حفظ خود باشيم“ . 
 
== دستگیری و شهادت ==
علی در جريان دستگيري سراسري اول شهريور 50،  دستگيرشد. رژيم از محاكمه او حرفي نزد و تنها خبر شهادت او را با سه تن ديگر از برادران در 30 فروردين 51  اعلام كرد.