کاربر:Safa/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
=== چارلز سندرز پیرس === | === چارلز سندرز پیرس === | ||
چارلز سندرز پیرس (۱۸۳۹-۱۹۱۲) فرزند دوم بنجامین پیرس، استاد ریاضیات و نجوم دانشگاه هاروارد و یكی از ریاضی دانان برجسته آمریكا در سال ۱۸۳۹ در كمبریج ماساچوست به دنیا آمد. در دههی ۱۸۶۰، گاه به تدریس منطق و فلسفه میپرداخت؛ پیرس در ۱۸۷۱ انجمن ما بعد الطبیعه را بنیان نهاد، جایی كه پراگماتیسم پا گرفت. او ابتدا فیزیك خواند و خیلي دیر به فلسفه علاقهمند شد. هر چند از وي اثری به جاي نمانده، اما مجموعه مقالات وی در هشت مجلد پس از مرگش گردآوری شده است. مؤسس مکتب پراگماتیسم در آمریكا چارلز ساندرس پیرس است. او در طول زندگی شهرتی پیدا نكرد، ویلیام جیمز و دیوئی خود را مرهون پیرس میدانستند. ایدهی اصلی این مکتب به وسیلة پیرس ارائه شد، و آن این گزاره بود که آزمون نهایی هرمفهوم یا فرایندی، سودمندی آن درعمل است. چون عمل مبناست و فایدهی هر فکر و اندیشهای درعمل موجب اصالت و ارزش آن خواهدبود. | |||
=== ویلیام جیمز === | === ویلیام جیمز === | ||
ویلیام جیمز (۱۸۴۲-۱۹۱۰) فهم عام پراگماتیسم کاری است که او انجام داد. او بزرگترین فرزند از پنج فرزند خانواده بود. پدرش هنری جیمز بزرگ، به شخصیت مستقل كودكان خود و شكلگیری افکار و نظریاتشان در جریان بحث عقلانی و مراودهای عمیقاً اعتقاد داشت. فضای خانواده گرم و در عین حال عقلانی و منطقی بود و عقاید در تبادل آزادانه نظرات، و بدون دیكته شدن از سوی والدین شكل میگرفتند. ویلیام جیمز هم ابتدا پزشكی خواند، اما بعد به فلسفه و روانشناسی روی آورد. عناوین برخی از آثار وی عبارتند از: اصول روانشناسی، انواع تجربه دینی و مكتب اصالت عمل | |||
=== جان دیویی === | === جان دیویی === | ||
نسخهٔ ۲۱ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۰۵
پراگماتیسم، برگرفته از واژه یونانی Pragma به معنی عمل است. این واژه نخستین بار توسط چارلز سندرز پپرس آمریکایی، بکارگرفته شد.
مقصود از به کار بردن این واژه، روشی برای ارزیابی مسائل عقلی بود، امروزه، پراگماتیسم یعنی اینکه درباره هر کار، نظریه یا آموزهای باید بر پایه نتایجی که از آن به دست میآید قضاوت کرد. به نظر پراگماتیستها، اگر عقیدهای به نتیجه مفید و کارا برای انسان بینجامد، باید آن را حقیقی و صحیح دانست.
با این تعریف، پراگماتیسم میگوید که حقیقت امری جدا از انسان نیست، بلکه ملاک قضاوت دربارهی اینکه چه چیز درست و خقیقی است و چه چیزی غلط و باطل، این است که اولی در عمل به درد انسان بخورد و برای او کارآمد و موثر باشد و دیگری اینگونه نباشد.
از دیدگاه پراگماتیسم، معیار حقیقت عبارت است از سودمندی، فایده، نتیجه و نه انطباق با واقعیت عینی. در واقع حقیقت هر چیز به وسیله نتیجه نهایی آن اثبات میشود.
پراگماتیسم در سیاست بیشتر به معنای واقعگرایی و مصلحتگرایی است. به پراگماتیسم فلسفه اصالت عمل نیز میگویند.
در دنیای سیاست «پراگماتیست» به کسانی اطلاق میشود که امکانات موجود و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم میشمارند و به عبارت دیگر برای تحقق اهداف خود و ماندن در قدرت انعطافپذیر هستند.
تاریخچه پراگماتیسم
متفكران معروف این مكتب عبارتند از: چارلز سندرز پیرس، ویلیام جیمز و جان دیویی. اساس جهان بینی پراگماتیسم بر تجربه به مفهوم وسیع آن یعنی ادراك، احساس، تفكر، قضاوت، مقایسه، توصیف، سیر عقلانی و توجه به ارتباط امور با یكدیگر گذاشته شده است. محور اندیشهي مكتب پراگماتیسم، مفید بودن و عملی بودن محتواي اندیشه آدمی است. ارزش حقیقت، در گرو فایده عملی آن است. فلسفهي اصالت عمل خاستگاه فرهنگ آمریكایي است.
چارلز سندرز پیرس
چارلز سندرز پیرس (۱۸۳۹-۱۹۱۲) فرزند دوم بنجامین پیرس، استاد ریاضیات و نجوم دانشگاه هاروارد و یكی از ریاضی دانان برجسته آمریكا در سال ۱۸۳۹ در كمبریج ماساچوست به دنیا آمد. در دههی ۱۸۶۰، گاه به تدریس منطق و فلسفه میپرداخت؛ پیرس در ۱۸۷۱ انجمن ما بعد الطبیعه را بنیان نهاد، جایی كه پراگماتیسم پا گرفت. او ابتدا فیزیك خواند و خیلي دیر به فلسفه علاقهمند شد. هر چند از وي اثری به جاي نمانده، اما مجموعه مقالات وی در هشت مجلد پس از مرگش گردآوری شده است. مؤسس مکتب پراگماتیسم در آمریكا چارلز ساندرس پیرس است. او در طول زندگی شهرتی پیدا نكرد، ویلیام جیمز و دیوئی خود را مرهون پیرس میدانستند. ایدهی اصلی این مکتب به وسیلة پیرس ارائه شد، و آن این گزاره بود که آزمون نهایی هرمفهوم یا فرایندی، سودمندی آن درعمل است. چون عمل مبناست و فایدهی هر فکر و اندیشهای درعمل موجب اصالت و ارزش آن خواهدبود.
ویلیام جیمز
ویلیام جیمز (۱۸۴۲-۱۹۱۰) فهم عام پراگماتیسم کاری است که او انجام داد. او بزرگترین فرزند از پنج فرزند خانواده بود. پدرش هنری جیمز بزرگ، به شخصیت مستقل كودكان خود و شكلگیری افکار و نظریاتشان در جریان بحث عقلانی و مراودهای عمیقاً اعتقاد داشت. فضای خانواده گرم و در عین حال عقلانی و منطقی بود و عقاید در تبادل آزادانه نظرات، و بدون دیكته شدن از سوی والدین شكل میگرفتند. ویلیام جیمز هم ابتدا پزشكی خواند، اما بعد به فلسفه و روانشناسی روی آورد. عناوین برخی از آثار وی عبارتند از: اصول روانشناسی، انواع تجربه دینی و مكتب اصالت عمل