کاربر:Khosro/صفحه تمرین1: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
جایگزینی صفحه با 'وسط|بندانگشتی|1148x1148px'
برچسب‌ها: جایگزین شد واگردانی دستی ویرایشگر دیداری
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
اصلاح املا، اصلاح سجاوندی، اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی
برچسب: برگردانده‌شده
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|وسط|بندانگشتی|1148x1148px]]
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|وسط|بندانگشتی|1148x1148px]]
<part1>
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه =
| عنوان = هاله سحابی
| عنوان ۲ =
| نام =
| تصویر = هاله سحابی.jpg
| اندازه تصویر = 200px
| عنوان تصویر =
| زادروز = ۱۵ بهمن ۱۳۳۶
| زادگاه = تهران
| تاریخ مرگ = ۱۱ خرداد ۱۳۹۰
| مکان مرگ = لواسان
| علت مرگ = ایست قلبی در پی ضرب و شتم
| آرامگاه = بهشت فاطمیه لواسان
| بناهای یادبود =
| محل زندگی =
| ملیت = ایرانی
| نام‌های دیگر =
| نژاد =
| تابعیت =
| تحصیلات = فیزیک از دانشگاه تهران
| دانشگاه = دانشگاه تهران
| پیشه = قرآن‌پژوه، روزنامه‌نگار، فعال حقوق زنان
| سال‌های فعالیت =
| کارفرما =
| نهاد = شورای فعالان ملی-مذهبی، مادران صلح
| نماینده =
| شناخته‌شده برای = فعالیت‌های حقوق بشر، دفاع از زندانیان سیاسی
| نقش‌های برجسته =
| سبک =
| تأثیرگذاران =
| تأثیرپذیرفتگان =
| شهر خانگی =
| دستمزد =
| Net worth =
| قد =
| وزن =
| تلویزیون =
| لقب =
| دوره =
| پس از =
| پیش از =
| حزب =
| جنبش = ملی-مذهبی
| مخالفان =
| هیئت =
| دین = اسلام
| مذهب =
| اتهام = تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی
| مجازات = دو سال حبس
| وضعیت گناهکاری =
| منصب =
| مکتب =
| آثار =
| همسر = تقی شامخی
| شریک زندگی =
| فرزندان = یحیی شامخی
| والدین = عزت‌الله سحابی، زرین‌دخت عطایی
| خویشاوندان سرشناس = یدالله سحابی (پدربزرگ)
| گفتاورد =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| signature_alt =
| وبگاه =
| imdb_id =
| Soure_id =
| پانویس =
}}
</part1>
<part2>
'''چکیده'''
هاله سحابی، قرآن‌پژوه، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، در ۱۵ بهمن ۱۳۳۶ در تهران به دنیا آمد. وی دختر عزت‌الله سحابی، رهبر شورای فعالان ملی-مذهبی، و زرین‌دخت عطایی بود و پدربزرگش یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی به‌شمار می‌رفت. هاله با تحصیل در رشته فیزیک از دانشگاه تهران، به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی مسلط شد و فعالیت‌هایش را بر قرآن‌پژوهی متمرکز کرد تا برابری زن و مرد را از متون مقدس استخراج نماید. او معتقد بود که قرآن زنان را در جایگاه بالایی قرار می‌دهد و بر حقوق اقتصادی آنان مانند ارث و منع زنده‌به‌گور کردن دختران تأکید دارد. وی تأکید داشت که تفاسیر امروزی باید با پیشرفت اجتماعی زنان همخوانی داشته باشد و در سمیناری دربارهٔ زن و شریعتی، پرسید آیا آیات مربوط به زنان دائمی هستند یا موقتی. هاله فضیلت در قرآن را مادی می‌دانست و زنان را قادر به کسب آن می‌شمرد.
هاله سحابی از اعضای انجمن مادران صلح و شورای فعالان ملی-مذهبی بود و در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نقش برجسته‌ای ایفا کرد. او با نشریه چشم‌انداز ایران همکاری داشت و در جنبش سبز شرکت کرد. هاله در مرداد ۱۳۸۸ در تجمع میدان بهارستان علیه تحلیف محمود احمدی‌نژاد بازداشت شد و به دو سال حبس محکوم گردید. از بهمن ۱۳۸۹ در زندان اوین به سر می‌برد و درخواست مرخصی برای دیدار با پدر بیمارش را به دلیل شرط تعهدنامه رد کرد، اما پس از اغمای پدر در اردیبهشت ۱۳۹۰، مرخصی بدون شرط گرفت.
عزت‌الله سحابی در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ درگذشت و مراسم تشییع وی در ۱۱ خرداد در لواسان تحت فشار نیروهای امنیتی برگزار شد. ستاد امنیتی در فرمانداری تشکیل شد و مسیر محدود به سر کوچه تعیین گردید. از صبح، منطقه تحت کنترل بود. در ساعت ۷ صبح، تشییع آغاز شد، اما مأموران حمله کردند، عکس‌ها را پاره کردند و تابوت را گرفتند. هاله که عکسی از پدر در دست داشت، مورد ضربه به پهلو یا سینه قرار گرفت، بر زمین افتاد و دچار ایست قلبی شد. پزشکان احیا کردند، اما در راه درمانگاه لواسان درگذشت. پیکرش شبانه و تحت فشار، بدون غسال و با نور خودرو شسته و در کنار پدر دفن گردید.
خانواده سحابی شکایتی مطرح کرد و چهار شاهد به ضربه مستقیم شهادت دادند، اما دادگاه رابطه علیت را رد و پرونده را مختومه اعلام کرد. درخواست بازنگری به ریاست قوه قضاییه بی‌پاسخ ماند. مرگ هاله واکنش‌های بین‌المللی برانگیخت و سازمان‌هایی مانند گزارشگران بدون مرز، عفو بین‌الملل و اتحادیه اروپا آن را محکوم کردند. هاله نمادی از مقاومت مسالمت‌آمیز شد و مرگش نشان‌دهنده بحران مشروعیت حاکمیت تلقی گردید. (حدود ۴۵۰ کلمه برای گسترش)
</part2>
<part3>
'''هاله سحابی'''
هاله سحابی (متولد ۱۵ بهمن ۱۳۳۶ - درگذشت ۱۱ خرداد ۱۳۹۰) قرآن‌پژوه، روزنامه‌نگار، فعال حقوق بشر و عضو شورای فعالان ملی-مذهبی بود. وی دختر عزت‌الله سحابی و زرین‌دخت عطایی به‌شمار می‌رفت و از کودکی با فعالیت‌های سیاسی آشنا شد، زیرا پدر و پدربزرگش (یدالله سحابی) از چهره‌های برجسته نهضت آزادی بودند. هاله فارغ‌التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران بود و به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی تسلط داشت. او مدتی در فرانسه تحصیل کرد و به عنوان شاعر و مدرس زبان فرانسوی فعالیت داشت. همچنین آثار نقاشی از وی باقی مانده‌است.<ref name="tavaana">https://tavaana.org/haleh_sahabi/</ref>
هاله سحابی از فعالان حوزه زنان بود و تلاش می‌کرد از طریق قرآن‌پژوهی، برابری زن و مرد را اثبات کند. وی معتقد بود که قرآن زنان را در جایگاه بالایی قرار می‌دهد و بر حقوق اقتصادی آنان مانند ارث و منع زنده‌به‌گور کردن دختران تأکید دارد. او می‌گفت تفاسیر امروزی باید با پیشرفت اجتماعی زنان همخوانی داشته باشد. در سمیناری دربارهٔ زن و شریعتی، پرسید آیا آیات مربوط به زنان دائمی هستند یا موقتی. وی تأکید داشت که فضیلت در قرآن معنای مادی دارد و زنان نیز می‌توانند به آن دست یابند.<ref name="kar-online">https://kar-online.com/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%82/</ref>
== زندگی شخصی و خانواده ==
هاله سحابی در خانواده‌ای مبارز بزرگ شد. پدرش عزت‌الله سحابی از رهبران شورای فعالان ملی-مذهبی و مادرش زرین‌دخت عطایی خواهرزاده مهدی بازرگان بود. وی از کودکی با درد خانواده‌های زندانیان سیاسی آشنا بود و این تجربه او را به دفاع از حقوق آنان سوق داد. هاله همسر تقی شامخی و مادر یحیی شامخی بود. او نقش غیرقابل انکاری در سازماندهی اعتراضات خانواده‌های روزنامه‌نگاران زندانی داشت.<ref name="rsf">https://rsf.org/fa/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF</ref>
وی در خانواده‌ای شناخته‌شده و اصیل و مبارز در ایران فرارویید. او محقق پیگیر و خستگی‌ناپذیر متون مقدس (قرآن مجید) بود و سال‌های طولانی از عمر خود را به جستجو و استخراج جایگاه و منزلت متعالی زنان و برابری آنان نسبت به مردان در قرآن مجید صرف کرد.<ref name="kar-online" />
</part3>
<part4>
== تحصیلات و فعالیت‌های حرفه‌ای ==
هاله سحابی فارغ‌التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران بود و به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی تسلط داشت. او مدتی در فرانسه تحصیل و زندگی کرد و به عنوان شاعر و مدرس زبان فرانسوی فعالیت داشت. وی دارای آثار نقاشی نیز بود.<ref name="sedayekhamoosheyekzandani">https://sedayekhamoosheyekzandani.wordpress.com/2015/02/05/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%89-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%D9%89/</ref> وی ضمن فعالیت‌های قرآن‌پژوهی و تألیف کتاب با دو ماهنامه چشم‌انداز ایران نیز همکاری داشت و همزمان در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی فعال بود.<ref name="justice4iran">https://justice4iran.org/persian/reports/halehsahabi/</ref>
هاله سحابی به همراه نادر قیداری و لطف‌الله میثمی کتابی با نام «احد، قله بحران، قله مدیریت» را در ۳۰۵ صفحه تألیف کرد. دغدغه‌اش یافتن راهی برای ورود و اثبات برابری زن و مرد و سرایت دادن آن به افکار بخشی از جامعه بود که ملی-مذهبی نامیده می‌شوند.<ref name="kar-online" /> وی معتقد بود وقتی قرآن را با نگاهی زنانه بخوانی و دغدغه‌ات حضور زنان در قرآن باشد، چهره زنی را می‌بینی که از منزلت بالایی برخوردار است. دسترسی به حق اقتصادی، ممانعت از زنده به گور کردن دختران، و اجبار به ازدواج با آنان نکات مثبتی است که در تاریخ آن روزگار برای زنان اتفاق افتاد.<ref name="kar-online" />
== فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ==
هاله سحابی از اعضای مادران صلح بود و در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی فعال. وی با نشریه چشم‌انداز ایران همکاری داشت و در جنبش سبز شرکت کرد. او قرآن را با نگاهی زنانه بررسی می‌کرد و بر منزلت زنان در آن تأکید داشت. هاله معتقد بود که مردان در قرآن به دلیل امکانات بیشتر خطاب قرار می‌گیرند، اما زنان امروز نیز می‌توانند فضیلت کسب کنند. وی کتاب‌هایی مانند «احد، قله بحران، قله مدیریت» را تألیف کرد.<ref name="justice4iran" />
وی یکی از مبارزان قدیمی ایران بود که از قبل از انقلاب سوابق مبارزاتی داشت و بعد از انقلاب نیز ادامه داد. او از اعضای «مادران صلح» بود و عضو رسمی شورای فعالان ملی مذهبی و قرآن‌پژوه و از فعالان حوزه زنان بود.<ref name="kar-online" /> هاله سحابی از کودکی با دستگیری پدر و نزدیکانش در رژیم شاه دردآشنای خانواده‌های زندانیان سیاسی بود. هم از این رو همیاریش با خانواده‌های زندانیان سیاسی و همبستگی‌اش با خانواده‌های اعدام‌شدگان دهه شصت از او چهره‌ای معتمد و مردمی ساخته بود.<ref name="rsf" />
از آغاز سرکوب مطبوعات اصلاح‌طلب ایران در سال ۱۳۷۹ و در پی بازداشت گسترده روزنامه‌نگاران، هاله سحابی نقش غیرقابل انکاری در سازماندهی اعتراضات خانواده‌های روزنامه‌نگاران زندانی و دفاع بدون قید و شرط از حقوق زندانیان سیاسی داشت.<ref name="rsf" />
</part4>
<part5>
== بازداشت و زندان ==
هاله سحابی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ در تجمع میدان بهارستان علیه تحلیف احمدی‌نژاد بازداشت شد. وی با زخم در پیشانی به زندان رفت و به تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی متهم گردید. دادگاه دو سال حبس و جریمه برای او تعیین کرد. شورای فعالان ملی-مذهبی هشدار داد که بیماری دیابت و زخم وی سلامتی‌اش را تهدید می‌کند.<ref name="mojahedin">https://news.mojahedin.org/i/news/86389</ref>
از بهمن ۱۳۸۹ در زندان اوین بود. برای دیدار با پدر بیمار، شرط تعهدنامه را رد کرد. پس از اغمای پدر در اردیبهشت ۱۳۹۰، مرخصی بدون شرط گرفت.<ref name="zeitoon">https://www.zeitoons.com/50967</ref> هاله سحابی در پی حوادث سال ۱۳۸۸ به دلیل شرکت در راهپیمایی اعتراضی و مسالمت‌آمیز در حالی که چند شاخه گل در دست داشت بازداشت و نهایتاً به جرم اقدام علیه امنیت ملی به تحمل دو سال حبس محکوم شد. او در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ برای گذراندن حکم خود به زندان اوین منتقل شد.<ref name="zeitoon" />
در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ پدر هاله، زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی، در پی بیش از یک ماه بستری در بیمارستان دچار خونریزی مغزی شد و به اغما رفت. در مدت بستری پدر، مقامات زندان و دادگاه انقلاب دادن مرخصی به هاله را منوط به امضای ندامت‌نامه از طرف وی کردند که طبیعتاً مورد پذیرش وی قرار نگرفت. اما بلافاصله پس از رفتن مهندس سحابی به اغما، وزارت اطلاعات قبل از درخواست هاله و خانواده و بدون هیچ شرایطی دستور به مرخصی موقت او دادند.<ref name="zeitoon" />
== درگذشت عزت‌الله سحابی ==
عزت‌الله سحابی در اردیبهشت ۱۳۹۰ دچار خونریزی مغزی شد و به اغما رفت. مأموران مرخصی هاله را مشروط به ندامت‌نامه کردند که رد شد، اما پس از اغما، مرخصی دادند. وی در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ درگذشت. مأموران فشار آوردند که همان روز دفن شود، اما خانواده مقاومت کرد.<ref name="zeitoon" />
بلافاصله پس از درگذشت مهندس سحابی، در حالی که هنوز بسیاری از خویشاوندان، دوستان و دوستداران وی از حادثه مطلع نشده بودند، مقامات امنیتی (فرمانداری، نیروی انتظامی و….) خانواده را تحت فشار قرار دادند که پیکر وی در همان روز به خاک سپرده شود. این فشارها با مقاومت خانواده مواجه شد و نهایتاً خانواده پذیرفت که پیکر مهندس، فردای روز درگذشت در خانه ایشان در لواسان شستشو داده شده، و فقط در فاصله درب منزل تا ابتدای خیابان (فاصله‌ای کمتر از ۱۰۰ متر) تشییع شده و سپس جهت تدفین به آرامگاهی در لواسان منتقل گردد.<ref name="zeitoon" />
جزییات مراسم شستشو، تشییع و کفن و دفن بارها با مقامات مسئول هماهنگ شد و حتی ساعت برنامه به دستور مقامات در آخرین ساعات شب قبل عوض شد و قرار شد که تشییع راس ساعت ۷ بامداد آغاز شود.<ref name="zeitoon" />
</part5>
<part6>
== مراسم تشییع و مرگ هاله ==
مراسم در ۱۱ خرداد در لواسان برگزار شد. ستاد امنیتی در فرمانداری تشکیل شد و مسیر محدود به سر کوچه تعیین گردید. از صبح، منطقه تحت کنترل بود. در ساعت ۷ صبح، تشییع آغاز شد، اما مأموران حمله کردند، عکس‌ها را پاره کردند و تابوت را گرفتند. هاله با عکس پدر اعتراض کرد و مورد ضربه به پهلو یا سینه قرار گرفت، افتاد و ایست قلبی کرد. پزشکان احیا کردند، اما در راه درمانگاه درگذشت.<ref name="hambastegimeli">https://www.hambastegimeli.com/23665_2011-06-02-07-02-31</ref>
مطابق یک گزارش ویژه رسیده از درون یکی از ارگانهای اطلاعاتی رژیم، بلافاصله بعد از درگذشت مهندس عزت‌الله سحابی، یک ستاد امنیتی، در فرمانداری لواسانات، برای نظارت بر مراسم تشییع جنازه و تدفین مرحوم سحابی و مقابله با شکل‌گیری حرکتهای اعتراضی در جریان این مراسم تشکیل شد. همین ستاد تصمیم گرفت که قتل هاله سحابی را «فوت دراثر ایست قلبی» اعلام کند. به رئیس و پزشکان اورژانس لواسانات ابلاغ شد که علت فوت را «ایست قلبی» اعلام کنند و هیچ‌کس حق ندارد چیزی غیر از این را در مصاحبه‌ها اعلام کند.<ref name="hambastegimeli" />
ستاد امنیتی متشکل از عناصر زیر در فرمانداری لواسانات تشکیل شد: دکتر لاریجانی فرماندار لواسانات، عزیزی رئیس دادگاه لواسانات، سرهنگ علی‌آبادی رئیس کلانتری لواسانات، رضائیان سرکلانتر شمیرانات، فرهادی رابط وزارت اطلاعات و یک سرهنگ به نام نوری رئیس پلیس امنیت منطقه.<ref name="hambastegimeli" />
این گزارش حاکیست، از دیروز صبح (سه شنبه ۱۰ خرداد)، نیروهای امنیتی و بسیج و سپاه و اطلاعات منطقه منزل مرحوم سحابی در لواسانات را تحت کنترل گرفته و کوچه منزل سحابی را محاصره و دور تا دور خانه و کوچه‌های اطراف نیروی امنیتی و لباس شخصی مستقر کردند وکلیه رفت و آمدها را زیر کنترل گرفتند.<ref name="hambastegimeli" />
بنا به این گزارش، عصر روز گذشته، (سه شنبه) تعدادی از مسئولین اطلاعاتی برای تعیین برنامه و مسیر تشییع جنازه به خانه مرحوم سحابی رفته و با برادر مرحوم سحابی، پسر و داماد ایشان چندین ساعت صحبت کردند و مسیر حرکت و برنامه تشییع جنازه را با جزئیات مشخص کردند. مطابق این برنامه قرار بود از درب منزل تا سر خیابان، جنازه بر روی دوش تشییع کنندگان حمل شود و در آنجا جنازه را در آمبولانس قرار دهند و تا قبرستان، جنازه به وسیله آمبولانس حمل شود. این برنامه اگرچه مورد قبول خانواده مرحوم سحابی نبود، اما عناصر اطلاعاتی با تهدید، به آنها تحمیل کردند. در جریان همین صحبتها، مسئولین اطلاعاتی خانواده سحابی را را از دادن هرگونه شعار در مراسم تشییع و دفن برحذر داشتند.<ref name="hambastegimeli" />
امروز از صبح زود، خیابان گلستان لواسان که منزل مرحوم سحابی در آن قرار دارد، و تمام منطقه از نیروهای اطلاعات و ضد شورش و لباس شخصی‌ها چیده شده بود. ساعت ۷ صبح، در حالیکه نزدیک به هزار نفر اجتماع کرده بودند، تشییع جنازه شروع شد، هنوز ۵۰ متر از درب خانه فاصله نگرفته بودند که مسئولین امنیتی به خاطر نگرانی از اجتماع بیش از حد مردم و خارج شدن حرکت از کنترل آنها، تصمیم می‌گیرند مسیر حرکت را عوض کنند. این اقدام با مقاومت و ممانعت خانواده سحابی و به طور خاص، هاله دختر وی، روبرو می‌شود.<ref name="hambastegimeli" />
هاله سحابی در حالیکه تصویری از پدرش در دست داشت و شاخه ای گل روی سینه اش بود، و در پیشاپیش جمعیت حرکت می‌کرد، به نفرات امنیتی که از او می‌خواستند مسیرش را عوض کند، گفت این همان مسیری است که خودتان مشخص کردید و حاضر نشد مسیر را تغییر دهد، در این هنگام لباس شخصی‌ها به او حمله کردند، عکس و گل را از او گرفتند و با پنجه بکس به قفسه سینه او کوبیدند که او نقش بر زمین شد.<ref name="hambastegimeli" />
مادر هاله و تعدادی از خانم‌ها که در کنار او بودند، به طرفش رفته و سعی کردند او را از زمین بلند کنند، لباس شخصی‌ها مادر هاله را نیز مورد حمله قرار داده و به صورت او سیلی زدند. یک دکتر که برای کمک به هاله آمده بود نیز مورد ضرب و شتم لباس شخصی‌ها قرار گرفت. یک خانم دکتر را نیز که سعی می‌کرد به ماشینی که هاله را به داخل آن انداخته بودند، وارد شود و به او کمک کند، با کتک از ماشین بیرون انداختند.<ref name="hambastegimeli" />
هاله سحابی را به اورژانس ۱۱۵ بردند، که قبل از رسیدن به اورژانس فوت کرده بود. در جریان حمله و هجوم نیروهای امنیتی به مردم، تعدادی مجروح و تعدادی هم دستگیر شدند. از جمله خواهر مرحوم سحابی و دو نفر دیگر از بستگان ایشان جزو مجروحین بودند که به درمانگاه لواسانات منتقل شدند.<ref name="hambastegimeli" />
لباس شخصی‌ها عکسهای مهندس سحابی را از دست جمعیت گرفته و همان‌جا پاره کردند. حمله و هجوم به جمعیت در حالی انجام شد که هیچ شعاری از سوی جمعیت جز لااله الاالله داده نشده بود.<ref name="hambastegimeli" />
در قبرستان نیز مأموران امنیتی به اقدامات تحریک آمیز و ایجاد تنش ادامه دادند. حتی هنگام شستشوی جنازه، تعدادی از لباس شخصی‌ها وارد غسالخانه شده و با سر و صدای زیاد، به تحریک مردم پرداختند. در قبرستان نیز نیروهای امنیتی ۸ نفر را دستگیر کردند. جنازه مرحوم سحابی در ساعت ۹٫۳۰ در فضای امنیتی بسیار شدید، به خاک سپرده شد و نیروهای امنیتی بلافاصله از مردم خواستند قبرستان را ترک کنند.<ref name="hambastegimeli" />
هاله به همراه چند نفر دیگر از در صف مقدم مشایعت کنندگان و در مرکز مشاجره و مقاومت برای تشییع پدر قرار داشت. به گفته همراهان وی، او در حالی که عکسی از مهندس سحابی در دست داشت وارد مشاجره با نیروهای امنیتی و لباس شخصی که بر خلاف وعده قصد ممانعت از تشییع داشتند شد. بنابر شهادت دو نفر از افرادی که در آن لحظه در نزدیکی هاله حضور داشتند (این شهادت متعاقباً به طور رسمی در دادگاه استماع و ثبت شد) شخصی به هاله نزدیک شده و با دست ضربه‌ای به ناحیه پهلوی شکم هاله وارد نمود و بلافاصله هاله به حالت غیر هشیار و به زمین افتاد.<ref name="zeitoon" />
چند تن از پزشکان حاضر در محل حادثه فوراً بالای سر هاله آمدند و در میان هجمه نیروهای امنیتی تلاش به احیای هاله از راه فشار بر قفسهٔ سینه و تنفس مصنوعی نمودند. تلاش ایشان در آن فضای بسیار پرتنش بی‌حاصل بود بنابراین هاله را بلافاصله سوار بر خودروی یکی از اقوام نموده و در حالیکه هنوز پیکرش به طور کامل در خودرو جای نگرفته بود، خودرو به سمت درمانگاه لواسان حرکت کرد.<ref name="zeitoon" />
پس از ورود خودرو به محوطه درمانگاه، پیکر هاله در حالی که هنوز در خودرو بود توسط دو تکنیسین امداد مورد معاینه قرار گرفت. تکنیسین ارشد بعد از معاینه و مشاهده چشم‌ها و نبض‌های هاله که همچنان برروی تشک عقب اتوموبیل دراز کشیده بود اطمینان داد که خیلی دیر شده و کاری نمی‌توان کرد. خودروی حامل پیکر هاله در همان حال به سمت منزل وی در تهران حرکت کرد.<ref name="zeitoon" />
پزشک بیمارستانی که هاله سحابی را به آن منتقل کردند، پس از معاینه او گفت: هاله سحابی به قتل رسیده‌است و به مرگ طبیعی از دنیا نرفته‌است. این پزشک ایست قلبی را کاملاً رد کرد و گفت، احتمالاً بر اثر پارگی طحال و خون ریزی داخلی بر اثر ضربه فوت کرده‌است. او گفت اگر اتاق عملی نزدیکی بود و می‌توانست با باز کردن شکم، جلوی خون ریزی داخلی را بگیرد، هاله سحابی زنده می‌ماند. این پزشک گفت، علت دقیق را باید پزشکی قانونی مشخص کند، اما مأموران حکومتی از بردن پیکر او به پزشک قانونی جلوگیری کردند و خانواده او را وادار به دفن شبانه هاله سحابی کردند.<ref name="ncr-iran">https://www.ncr-iran.org/en/news/iran-protests/haleh-sahabi-was-murdered-doctor-says/</ref>
پیش از این تعداد زیادی از شاهدان صحنه از جمله عموی هاله سحابی گفته بودند که دژخیمان دیکتاتوری آخوندی با یورش وحشیانه ضربه محکمی به ناحیه قفسه سینه و بعد به پهلوی او وارد آورده بودند که بر اثر آن هاله سحابی نقش زمین شد و دیگر به هوش نیامد.<ref name="mojahedin" />
حسین شاه حسینی عضو شورای مرکزی جبهه ملی یکی از ده‌ها نفری بود که صبح روز چهارشنبه ۱۱ خرداد برای تشییع جنازه پیکر مهندس عزت‌الله سحابی به لواسانات رفت. او می‌گوید از زمان روشن شدن هوا یعنی حدود ساعت ۶ صبح جمعیت آرام آرام به لواسان می‌آمدند.<ref name="dw1">https://www.dw.com/fa-ir/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%DA%AF%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%AF/a-15124018</ref>
به گفتهٔ آقای شاه‌حسینی پلیس راه تمامی راه‌های منتهی به لواسان را بسته بوده و مردم مجبور بودند از راه‌های فرعی خود را به منزل مهندس سحابی برسانند با این وجود تعداد جمعیت حاضر تا ساعت ۸ صبح به ده‌ها نفر می‌رسید.<ref name="dw1" />
آقای شاه‌حسینی می‌گوید جنازه مهندس سحابی در منزل خودش شستشو داده شد و مراسم مذهبی آن انجام گرفت اما از همان داخل منزل عده‌ای ناشناس که وارد خانه شخصی مهندس سحابی شده بودند شروع به اختلال در مراسم کردند. او می‌گوید: «از حدود ساعت ۷ صبح که مراسم شستشوی جنازه در داخل خانه آغاز شد عواملی که وارد خانه شده بودند فشار می‌آوردند که زودتر مراسم را تمام کنید و جنازه را ببرید و از خانه خارج شوید ولی خانواده و دوستان مقید بودند که تمامی مسایل رعایت شود».<ref name="dw1" />
وی می‌گوید پس از اتمام مراسم عده‌دیگری لباس شخصی داخل خانه شدند و می‌خواستند جنازه را با خود ببرند که با مخالفت جمعیت حاضر روبرو شدند و در داخل خانه موفق نشدند جنازه را با خود ببرند.<ref name="dw1" />
خانواده سحابی قصد داشتند جنازه را تا سر کوچه تشییع کنند اما وقتی به نزدیک خیابان می‌رسند همان عده به همراه تعداد دیگری لباس شخصی به سمت جنازه هجوم آورده و آن را از دست مشایعت‌کنندگان می‌گیرند.<ref name="dw1" />
آقای شاه‌حسینی آن لحظه را اینگونه توصیف می‌کند: «نزدیک سر کوچه که شدیم، یک آمبولانس بهداری شهر لواسان در آنجا گذاشته شده بود و تعدادی از همان عوامل داخل جمعیت ایستاده بودند و یکباره کسانی را که مشغول حمل جنازه بودند و با تنها شعار لااله الاالله، محمد رسول‌الله، علی ولی‌الله می‌گفتند، این را صریح به شما عرض کنم هیچ شعار دیگری نمی‌دادند، همه را کنار زدند و مرحوم مهندس سحابی را گرفتند. عده‌ای که جلوی جنازه بودند ممانعت کردند، اعتراض کردند که ناگهان به دختر مهندس حمله کردند، دختر زمین‌خورد و پنج شش لگد به پهلویش زدند. مردم عقب‌نشینی کردند و آقایان جنازه را از دست مردم گرفتند و در حینی که می‌گرفتند، مختصر توهینی شد، جنازه به زمین افتاد که مجدداً جنازه را بلند کردند و در داخل آمبولانس گذاشتند و آمبولانس را به سرعت به طرف قبرستان لواسان حرکت دادند. البته به طبع مردمی که آنجا بودند، تا به دختر رسیدند و همچنین به برادر مهندس سحابی که اسم‌شان مهندس سعید سحابی‌است و به دختر ایشان هم چندین لگد به پهلوهایش زدند و مردم سروصدا کردند و محمد رسول‌الله گفتند ولی آقایان جنازه را برداشتند و رفتند».<ref name="dw1" />
مردم مشایعت‌کننده با خودروهای خود به قبرستان لواسانات می‌روند و در آنجا با در بسته روبرو می‌شوند و به آنها گفته می‌شود که نماز خوانده شده و جنازه دفن شده‌است.<ref name="dw1" />
به گفتهٔ أقای شاه‌حسینی پسر آیت‌الله منتظری و تعدادی دیگر از قم آمده بودند تا مراسم نماز مهندس سحابی را به جا آورند ولی به کسی اجازه ورود به قبرستان داده نشده‌است.<ref name="dw1" />
شاه‌حسینی می‌گوید مردم پس از خواندن فاتحه در پشت درهای بسته قبرستان به سمت خودروها بازگشتند و در راه بازگشت عده‌ای را دستگیر کردند: «در حینی که مشایعین داشتند از در خارج می‌شدند، بدون هیچ مقدمه‌ای بعضی از اشخاص را همین طوری نشان‌یابی می‌کردند و موهای سرشان را می‌گرفتند و با لگد به طرف ماشین می‌کشیدند و می‌بردند».<ref name="dw1" />
آقای شاه‌حسینی می‌گوید پس از رسیدن به خانه متوجه می‌شوند که هاله سحابی پس از رسیدن به درمانگاه لواسانات پس از مدتی در اثر ضربه‌های واردشده بر بدنش دچار ایست قلبی شده و درگذشته است.<ref name="dw1" />
هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش بر اثرضرب و شتم وارده از سوی لباس شخصی‌ها درگذشت. هاله سحابی صبح امروز، ۱۱ خردادماه ۱۳۸۹ در صف جلو تشییع کنندگان پیکر مهندس سحابی به رفتار خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها اعتراض کرده، مورد حمله آنان قرار می‌گیرد. مأموران مانع طی مسیر برای تشییع پیکر مهندس سحابی شده‌اند. هاله سحابی که دسته گلی به دست داشته و پیشاپیش همه حرکت می‌کرده‌است با ممانعت مأموران مواجه می‌شود؛ ولی او می‌گوید باید از همین مسیر، تشییع جنازه صورت گیرد. با مقاومت او مأموران با وارد آوردن ضربات لگد و … به شدت او را مضروب می‌کنند. هاله بر اثر ضربات وارده، بیهوش روی زمین می‌غلطد. برخی از زنان شرکت کننده در مراسم، با مشاهدهٔ بیهوشی هاله، به یاری او می‌شتابند و سعی می‌کنند با دادن تنفس مصنوعی، وی را تا رسیدن آمبولانس، زنده نگه دارند. پس ازمدتی، آمبولانس می‌رسد و تن خسته و بیهوش هاله به بیمارستان محلی منتقل می‌شود؛ اما متأسفانه معالجات بخش اورژانس بیمارستان، نتیجه نمی‌دهد و در کمال ناباوری و بهت همگان، دختر ارشد مهندس سحابی به شهادت می‌رسد.<ref name="kar-online" />
حسین شاه حسینی عضو شورای مرکزی جبهه ملی یکی از ده‌ها نفری بود که صبح روز چهارشنبه ۱۱ خرداد برای تشییع جنازه پیکر مهندس عزت‌الله سحابی به لواسانات رفت. او می‌گوید از زمان روشن شدن هوا یعنی حدود ساعت ۶ صبح جمعیت آرام آرام به لواسان می‌آمدند.<ref name="dw1" />
شاهدان عینی کوچه گلستان در لواسان خبر می‌دهند، نیروهای امنیتی در اقدامی شتابزده، بدن نیمه جان هاله سحابی را در اتومبیلی انداختند و همراه همسرش به درمانگاه بردند و پیکر عزت‌الله سحابی را در آمبولانسی گذاشتند و به بهشت فاطمیه انتقال دادند.<ref name="radiofarda1">https://www.radiofarda.com/a/f4_haleh_sahabi_new_details_dies/24212037.html</ref>
نزدیکان به خانواده عزت‌الله سحابی به رادیو فردا خبر دادند زمانی که آنها به بهشت فاطمیه رسیدند، پشت درهای بسته ماندند تا خاکسپاری تمام شد.<ref name="radiofarda1" />
در حالی که احمد منتظری برای خواندن نماز میت بر عزت‌الله سحابی، آماده شده بود، روحانی ناشناسی که از صبح در محل حاضر بود، نماز را اقامه کرد و پیکر مرحوم سحابی به خاک سپرده شد.<ref name="radiofarda1" />
یک شاهد عینی عصر روز چهارشنبه به رادیو فردا گفت که مأموران امنیتی پیکر هاله سحابی را برای شستشو و دفن به بهشت فاطمیه لواسان منتقل کردند.<ref name="radiofarda1" />
وی اظهار داشت: نیروهای امنیتی گفته‌اند تنها شمار اندکی از اعضاء خانواده و دوستان خانم سحابی اجازه حضور در مراسم تدفین او را خواهند داشت.<ref name="radiofarda1" />
از سوی دیگر، به نوشته سایت «جرس»، خانواده هاله سحابی ناچار شده‌اند که بر خلاف میلشان، و با توجه به فشار مأموران امنیتی، پیکر خانم سحابی را در گورستان بهشت فاطمیه لواسان به خاک بسپارند.<ref name="radiofarda1" />
هاله سحابی در پی بیماری پدرش توانسته بود از زندان به مرخصی بیاید تا ساعات آخر را در کنار پدرش بگذراند.<ref name="radiofarda1" />
آن گونه که نزدیکان وی می گویند قرار بود که روز پنج شنبه بعد از ظهر در مسجد الجواد خیابان سهرودی مراسم یادبود مهندس سحابی برگزار شود.<ref name="radiofarda1" />
</part6>
<part7>
== خاکسپاری ==
پیکر هاله شبانه تحت فشار دفن شد. مأموران تعهد گرفتند که مراسم برگزار نشود و وی را در کنار پدر دفن کردند. غسالخانه تجهیز نبود و با نور خودرو شستشو دادند.<ref name="radiofarda2">https://www.radiofarda.com/a/o2haleh_sahabi_funeral_lavasan/24212506.html</ref>
ساعتی پس از انتقال هاله به منزل، یک مقام قضایی و چندین گروه از نیروهای امنیتی وارد منزل شدند. ناهماهنگی زیادی بین گروه‌های مختلف امنیتی وجود داشت. به طوری که درخواست‌ها، دستورات و تهدیدهای مختلفی ابراز می‌شد و حتی در حین مذاکره با حضور مقام قضایی و همراهان در داخل خانه، تعداد دیگری از نیروهای لباس شخصی ناگهان به داخل خانه هجوم آوردند برای اینکه جنازه را در اختیار گرفته و از خانه خارج کنند.<ref name="zeitoon" />
ما حصل مذاکرات این افراد این بود که اولا یا هاله باید بلافاصله و در همان روز به خاک سپرده شود و یا در صورت عدم موافقت خانواده با خاک‌سپاری در همان روز، کالبدشکافی و خاک‌سپاری به بعد از تعطیلات نیمه خرداد موکول می‌شد. ثانیاً حتی در صورت پذیرش گزینه اول (تدفین فوری) خانواده باید تعهد کند که ادعایی نسبت به نحوه درگذشت هاله نداشته باشد.<ref name="zeitoon" />
پس از مذاکرات طولانی مقامات قضایی به هیچ وجه حاضر به انعطاف در برابر خواسته‌های خانواده (مبنی بر انجام مراسم تدفین به صورت متعارف) نشدند. ساعتی بعد از ظهر، اعضای خانواده درجه اول به این جمع‌بندی رسیدند که با گزینه اول، یعنی دفن فوری موافقت کنند. این تصمیم بر مبنای دلایل زیر گرفته شد: ۱- طبق نظر پزشکان معتمد خانواده و پس از معاینه بالینی، «شکل» مرگ هاله ایست قلبی بوده‌است، اما «علت» بروز ایست قلبی نامعلوم بود. ۲- با توجه به اطلاعات موجود در آن لحظه، بروز ایست قلبی احتمالاً ناشی از فشار عصبی غیرعادی در طول مشاجرات و درگیری نیروهای امنیتی با هاله بوده‌است. تمامی شهودی که بعداً در دادگاه نسبت به وقوع ضربه شهادت دادند، در لحظه تصمیم‌گیری در بازداشت به سر می‌بردند و یا در محل حاضر نبودند؛ بنابراین خانواده اطلاع دقیقی از نحوه وقوع حادثه نداشت. ۳- بنابر موارد فوق نتیجه‌گیری شد که حتی در صورت کالبدشکافی، تنش عصبی به عنوان علت اعلام خواهد شد و امکان تعیین قطعی «علت» بروز ایست قلبی وجود نداشت؛ بنابراین امیدی به پیگیری قضایی افرادی که مسئول بروز علت ایست قلبی بودند نیز وجود نداشت.<ref name="zeitoon" />
با اعلام تصمیم خانواده مقرر شد پیکر هاله از محل منزل در تهران به خانه پدری در لواسان منتقل شود تا فرزندان و سایر اعضای خانواده بتوانند به مدت ۲ ساعت در خلوت با هاله وداع کنند و سپس پیش از تاریکی هوا مراسم تدفین انجام شود. اما بلافاصله بعد از خروج پیکر از درب منزل مجدداً نیروهای امنیتی با اعمال زور و خشونت پیکر را در اختیار قرار گرفته و سوار بر یک آمبولانس کردند. در حالی که اقوام و اعضای خانواده با خودروهای شخصی به سمت لواسان حرکت کردند، آمبولانس تغییر مسیر داده و به سمت دیگری رفت.<ref name="zeitoon" />
بعداً مشخص شد که در پایین آپارتمان و هنگام حرکت علیرغم توافقی که با حضور قاضی و رئیس کلانتری، سر کلانتر و مأمورین اطلاعات و امنیت صورت گرفته اختلاف نظر به وجود آمده و آمبولانس به سمت پزشکی قانونی در کهریزک حرکت کرده‌است. شدت ناهماهنگی بین نیروها به حدی بود که در طول مسیر مأمور انتظامی تهدید به تیراندازی به خودروی دیگر حامل نیروهای لباس‌شخصی می‌کرد. یکی از فرزندان در داخل آمبولانس حضور داشت اما اجازه ورود به محوطه پزشکی قانونی به او داده نشد در حالیکه پیکر آن مرحومه به مدت یک ساعت و نیم داخل پزشکی قانونی بود. هیچ‌وقت گزارشی از این بررسی پزشکی قانونی به خانواده ارائه نشده‌است.<ref name="zeitoon" />
نهایتاً و با چند ساعت تأخیر پیکر هاله هنگام غروب آفتاب به محل بهشت فاطمه لواسان رسید. غسالخانه گورستان برای غسل دادن در تاریکی تجهیز نشده بود و حتی چراغی داخل ساختمان غسالخانه وجود نداشت. نور با استفرار یک خودرو در مقابل درب غسالخانه تأمین شد و با کمک بعضی از افراد فامیل و دوستان شستشو انجام شد. نهایتاً حدود ساعت ده شب با حضور تعدادی از اعضای فامیل و در حضور تعداد بسیار زیادی از نیروهای امنیتی و ضدشورش پیکر هاله در کنار پدرش به خاک سپرده شد.<ref name="zeitoon" />
شاهدان عینی می‌گویند، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خانواده هاله سحابی را مجبور کرده‌اند تا برخلاف میل شان جنازه وی را شامگاه چهارشنبه به خاک بسپارند.<ref name="radiofarda2" />
شاهدان عینی به رادیو فردا گفتند که هاله سحابی ساعت ده شب چهارشنبه در بهشت فاطمیه روستای گلندوک لواسان به خاک سپرده شد.<ref name="radiofarda2" />
یک شاهد عینی حاضر درمراسم خاکسپاری هاله سحابی به رادیو فردا گفته‌است، نیروهای امنیتی خانواده هاله سحابی را مجبور کردند تا مراسم همان چهارشنبه و در شب برگزار شود، این در حالی است که خاکسپاری شبانه در بین ایرانی‌ها «عرف» نیست.<ref name="radiofarda2" />
این شاهد عینی همچنین گفته‌است، بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از دوستان و آشنایان در مراسم تدفین هاله سحابی حضور داشتند.<ref name="radiofarda2" />
وی اضافه کرده‌است که نیروهای امنیتی از خانوده هاله سحابی خواسته‌اند که تعداد حاضران در مراسم خاکسپاری بسیار محدود باشد.<ref name="radiofarda2" />
شاهدان عینی در گفت و گو با رادیو فردا می گویند به دلیل تاریکی هوا نیروهای امنیتی نورافکن هایی را در محل نصب کرده تا مراسم انجام شود.<ref name="radiofarda2" />
یک منبع موثق پیشتر به رادیو فردا گفته بود، مأموران امنیتی قول داده بودند که جنازه هاله سحابی را از منزلش در گیشا به لواسان منتقل کرده و اجازه دهند دو ساعت جنازه وی در خانه پدریش باشد، سپس آن را برای تدفین در طبقه دوم قبر پدرش حرکت خواهند داد.<ref name="radiofarda2" />
وی گفته بود مأموران امنیتی جنازه هاله سحابی را برای انجام مراحل قانونی به پزشکی قانونی کهریزک منتقل کردند و سپس جنازه را برای انجام مراسم تدفین به لواسان بردند.<ref name="radiofarda2" />
کشته شدن هاله سحابی، ترس و حشت زیادی در میان کارگزاران امنیتی حکومت به وجود آورد، به همین دلیل و برای جلوگیری از برگزاری یک تشییع جنازه مسئله ساز و مشکل آفرین، جنازه هاله سحابی را با گرفتن تعهد که مراسمی برای وی برگزار نشود، به خانواده اش تحویل دادند و آنها را واداشتند که وی را تحت نظارت مأموران رژیم و بدون اطلاع آشنایان و نزدیکان، دفن کنند.<ref name="hambastegimeli" />
جنازه هاله سحابی را ساعت ۱۸ روز چهارشنبه به خانه مرحوم سحابی منتقل کردند که بعد از یک مراسم کوتاه توسط خانواده اش، او را با ماشین به قبرستان لواسان منتقل کرده و در کنار قبر پدرش عزت‌الله سحابی دفن کردند.<ref name="hambastegimeli" />
== پیگیری قضایی ==
خانواده شکایت کرد. چهار شاهد به ضربه شهادت دادند، اما دادگاه رابطه علیت را رد کرد و پرونده را مختومه اعلام نمود.<ref name="zeitoon" />
اعلام رضایت خانواده نسبت به عدم پیگیری قضایی در شرایطی بود که تمامی شهودی که نحوه بروز حادثه را مشاهده کرده بودند حضور نداشتند و یا در بازداشت به سر می‌بردند. بنابر وجود این شواهد جدید، شکایتی از طرف خانواده تنظیم شد. به علاوه درخواست شد تصاویر ضبط شده توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به سمع دادگاه برسد. چراکه از لحظه درگذشت مهندس سحابی تا زمان بروز کلیه درگیری‌ها در طول تشییع و سپس تا بعد از تدفین هاله، تعداد زیادی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به طور پیوسته در حال فیلم‌برداری از افراد و وقایع بودند؛ بنابراین با احتمال بسیار قوی نیروهای اطلاعاتی تصاویری از نحوه بروز حادثه در دست دارند.<ref name="zeitoon" />
رسیدگی قضایی به این پرونده در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ در شعبه ۱۰۸۳ در دادگاه مجتمع کارکنان دولت در تهران انجام شد. در این جلسه دو نفر شاهد که بعینه وقوع ضربه به پهلوی هاله را مشاهده کرده بودند، به علاوه دو شاهد دیگر در نزدیکی هاله حضور داشته و بروز درگیری و مشاجرات را مشاهده کرده بودند حاضر شده و شهادت خود را به طور رسمی به استماع قاضی رساندند.<ref name="zeitoon" />
چکیده حکم دادگاه این بود که اولا «تشخیص رابطه علیت مابین فوت و علت واقعه رابطه مستقیم احراز نشده»، ثانیاً «در انتساب علت مرگ با جریان مذکور (ضربه مورد ادعا) تردید و شبهه جدی وجود دارد»، و ثالثاً «مشاهده فیلم و عکس احتمالی نیز کمکی به این موضوع نمی‌کند». بنابراین حتی با درخواست مبنی بر ارائه تصاویر نیز موافقت نشد. شبهه مورد اشاره در رای دادگاه در حالی‌است که بنا به گفته شهود، هاله بلافاصله بعد از وقوع ضربه به زمین افتاده و دار فانی را وداع گفته‌است. جزییات شهادت این افراد (به ترتیبی که گفته شد) در متن حکم نهایی دادگاه مستند شده‌است. بعد از صدور حکم دادگاه، خانواده طی نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه خواستار بازنگری در این پرونده شد که در این مورد هم پاسخی دریافت نگردید.<ref name="zeitoon" />
در روزها و هفته‌های بعد از درگذشت هاله، افراد مختلف از جمله تعدادی از مسئولین امنیتی و انتظامی علت درگذشت هاله را عواملی مانند «فشار و شوک عصبی ناشی از درگذشت پدر»، «گرمای هوا» و «سابقه بیماری قلبی» اعلام کردند. تمام کسانی که هاله را در ساعات بعد از درگذشت پدر دیده‌اند بی‌شک گواهی می‌دهند که در حال و هوای آن روز هاله چیزی جز تسلیم و رضا دیده نمی‌شد. هاله در مصاحبه‌ای که در شب درگذشت داشت، در کمال آرامش و متانت توصیه‌های پدر در پرهیز از تندروی و خشونت و تشویق به بردباری را برای جوانان بازگو می‌کند. در ساعات اولیه بامداد و پیش از آغاز مراسم شستشو مهندس سحابی، هاله در حال تدارک صبحانه نه تنها برای مهمانان، بلکه برای نیروهای امنیتی بیرون از خانه بود. حتی در آخرین دقایق پیش از خروج از منزل، در حالی که زمزمه‌هایی از طرف تعدادی از مأموران مبنی بر تغییر در برنامه تشییع مطرح شد، هاله با زبان شوخی با آنان به صحبت پرداخت؛ بنابراین اگر شوک و فشار عصبی در کار بوده، تنها و تنها بعد از آغاز هجمه‌ها، توهین‌ها، مشاجرات، درگیری، بر زمین انداختن جنازه پدر و ضرب و شتم هاله و دیگران بوده‌است.<ref name="zeitoon" />
سکوت کامل خبری در هشتمین سالگرد درگذشت هاله سحابی، فعال حقوق زنان. او فرزند عزت‌الله سحابی، فعال سیاسی شناخته‌شده، بود که در مراسم تشییع پدرش و در سن ۵۲ سالگی جان باخت، آن هم در شرایطی که برای حضور در این مراسم، از زندان به مرخصی آمده بود.<ref name="iranintl">https://old.iranintl.com/%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%88%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA</ref>
خانواده هاله سحابی پس از خاکسپاری او، خواستار روشن شدن چگونگی مرگش شدند. پرونده قضایی تشکیل و ۴ شاهد در دادگاه شهادت دادند که مأموران به او ضربه مستقیم وارد کردند. سرانجام تقی شامخی، همسر هاله سحابی، از خودداری دادگاه از بررسی شواهد از جمله فیلم‌ها و عکس‌های دوربین‌های حاضر در محل خبر داد و گفت پرونده را مختومه اعلام کردند.<ref name="iranintl" />
یک سال پس از مرگ هاله سحابی و هدی صابر، محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که «کسی در این خصوص مقصر نیست». دادستان کشور نیز در همان زمان در مصاحبه مطبوعاتی خود پرونده هاله سحابی و هدی صابر را مختومه اعلام کرد.<ref name="justice4iran" />
پس از نشست مطبوعاتی دادستان کشور خانواده‌های هاله سحابی و هدی صابر در مصاحبه‌های جداگانه اعلام کردند که پرونده باز است و آنها پیگیر قتل عزیزانشان خواهند بود و دادگاه وظیفه دارد که به شهادت شاهدان دربارهٔ ضرب و شتم منجر به قتل این دو رسیدگی کند.<ref name="justice4iran" />
تقی شامخی همسر هاله سحابی در مصاحبه با سایت کلمه در واکنش به خبر مختومه شدن پرونده قتل هسرش اعلام کرد که علیرغم شهادت ۴ شاهد، دادگاه بدون بررسی فیلم‌ها و عکس‌های دوربین‌های حاضر در محل، مرگ هاله سحابی را مرگ عادی عنوان و پرونده را مختومه کرده‌است.<ref name="justice4iran" />
</part7>
<part8>
== بازتاب‌ها و واکنش‌ها ==
مرگ هاله محکومیت بین‌المللی داشت. گزارشگران بدون مرز آن را جنایت دانست. عفو بین‌الملل و اتحادیه اروپا محکوم کردند. در ایران، اعتراضات و بازداشت‌ها رخ داد. رسانه‌های حکومتی مرگ را طبیعی خواندند، اما شاهدان رد کردند.<ref name="dw1" />
این واقعه نشان‌دهنده بحران مشروعیت حاکمیت بود و جنبش سبز را زنده نگه داشت.<ref name="dw2">https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF/a-15126543</ref>
در پی درگذشت مهندس سحابی، سیاستمدارانی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی اطلاعیه داده و تسلیت گفتند. در آن میان تسلیت هاشمی رفسنجانی جلب نظر می‌کرد که در دوره ریاست جمهوری‌اش، عزت‌الله سحابی دستگیر و زندانی و بسیار شکنجه شده بود.<ref name="dw2" />
حمله به مراسم تشییع مهندس سحابی و مرگ خشونت‌بار هاله سحابی باز هم عدم تحمل حکومت را نسبت به حتی اپوزیسیون مسالمت‌جو نشان داد. به نظر مرتضی کاظمیان، از شورای فعالان ملی‌مذهبی، این واقعه نشانگر بحران مشروعیت حاکمیت است.<ref name="dw2" />
با توجه به وضعیت جنبش سبز و فضای انتقادی حاکم بر ایران، تردید نباید داشت حاکمیتی که خود را فاقد مشروعیت می‌داند و اقتدارش مبتنی بر سلاح و سرکوب و خشونت است، تلاش کند تا مانع از شکل گیری هر گونه تجمع و بروز و ظهور اعتراضی شود.<ref name="dw2" />
آن‌چه در مورد آقای مهندس سحابی و خانم هاله سحابی رخ داد، می‌تواند در مشی و تحلیل شما از حکومت تأثیری داشته باشد؟ اتفاقی که دیروز رخ داد، واقعهٔ هولناکی بود. شاید شوکی که این فاجعه به جامعهٔ ایران وارد کرد، شاید خیلی باورنکردنی بود که چنین اتفاقی رخ بدهد.<ref name="dw2" />
مدرسه فمینیستی یاد و خاطره هاله سحابی را گرامی می‌دارد و خواهان پی گیری قضایی عاملان این واقعه است که منجر به مرگ دلخراش این زن برجسته ایرانی شد، زنی که جسارت او در کاویدن متون مقدس برای گشودن راه برای زندگی بهتر زنان کشورش کم‌نظیر است؛ و همین‌طور یاد پدرش، مهندس عزت‌الله سحابی گرامی باد که مردی مبارز و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بود.<ref name="kar-online" />
گزارش‌گران بدون مرز با تأثر و تاسف از مرگ هاله سحابی فعال مدافع حقوق زنان و همکار نشریه چشم‌آنداز مطلع شد. در تاریخ ۱۱ خرداد مأموران امنیتی رِژیم جمهوری اسلامی برای پیشگیری از حضور مردمی در مراسم خاک‌سپاری پدرش عزت‌الله سحابی چهره برجستهٔ اپوزیسیون ایران و مدیر مجله ایران فردا که دو روز پیش درگذشته بود، با ضرب و شتم هاله سحابی را به قتل رساندند.<ref name="rsf" />
گزارش‌گران بدون مرز مراتب تسلیت و همدردی خود را با خانواده سحابی و شامخی اعلام می‌کند. ایران با مرگ عزت‌اله سحابی یکی از بزرگترین حامیان آزادی بیان را از دست داد و رژیم دخترش مدافع پرتلاش حقوق خانواده‌های زندانیان سیاسی و ستم‌دیدگان، هاله سحابی را به قتل رساند. ما همچون مردم ایران این جنایات را فراموش نمی‌کنیم. سید علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد دو دشمن آزادی بیان و مطبوعات که حکومت ایران را در دست دارند، عاملان قتل این زن شجاع هستند. ما خواهان روشن شدن همهٔ حقایق و بازداشت و محاکمه آمران و عاملان این قتل هستیم. سرکوبگری پرخشونت نظام جمهوری اسلامی علیه مخالفان نامی جز هولناک ندارد. این رژیم تنها به ممنوع کردن هر فعالیتی رضایت نمی‌دهد که می‌خواهد با ممنوعیت هر مراسم حافظهٔ جمعی را پاک کند.<ref name="rsf" />
مرگ هاله سحابی واکنش‌های سازمان‌های حقوق بشری را برانگیخت. تعدادی از مقام‌های بین‌المللی خواستار روشن شدن علت مرگ او شدند و سازمان گزارشگران بدون مرز و دیگر نهادها در برخی کشورهای اروپایی تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند.<ref name="iranintl" />
با گذشت ۸ سال و با وجود مختومه اعلام شدن پرونده مرگ هاله سحابی از سوی دستگاه قضایی ایران، خانواده او همچنان این پرونده را پیگیری می‌کنند، پرونده‌ای مختومه که همچنان گشوده‌است و به پایان خود می‌نگرد.<ref name="iranintl" />
بیانیه جمعی از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی- سیاسی ایرانی قتل هاله سحابی و بازتاب مخدوش آن در رسانه‌ها با امضاهای جدید دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰–۰۶ ژوین ۲۰۱۱ ما جمعی از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی- سیاسی ایرانی خواستار روشنگری و شفاف‌سازی در مورد وقایع مراسم تشییع آقای عزت‌الله سحابی و مرگ هاله سحابی از سوی خانواده وی و منابع ذیصلاح مستقل مانند نهادهای بین‌المللی حقوق بشری هستیم و مرگ هاله سحابی را جنایتی تلقی می‌کنیم که نمی‌توان بررسی آن را در چهارچوب قوانین و مجازاتهای کیفری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت و آن را به عنوان «قتل نفس» توسط یک شخص فرو کاست، همچنانکه پرونده‌های قتلهای زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی این واقعیت را بخوبی نشان داده‌است. بر این باوریم که این‌گونه دادخواهی‌ها تنها در صورت ساقط شدن رژیم جمهوری اسلامی ممکن است حاصل شود. نظام جمهوری اسلامی مسؤل مستقیم مرگ هاله سحابی است. وقوع این جنایت به هر شکلی که رخ داده باشد، جدا از مجموعهٔ سرکوبهائی که او به عنوان یک زن و یک زندانی سیاسی متحمل شده و همهٔ فشارهائی سیستماتیکی که رژیم بر وی وارد کرده، نبوده‌است.<ref name="asre-nou">https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=15744</ref>
ما جمعی از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی- سیاسی ایرانی خواستار روشنگری و شفاف‌سازی در مورد وقایع مراسم تشییع آقای عزت‌الله سحابی و مرگ هاله سحابی از سوی خانواده وی و منابع ذیصلاح مستقل مانند نهادهای بین‌المللی حقوق بشری هستیم و مرگ هاله سحابی را جنایتی تلقی می‌کنیم که نمی‌توان بررسی آن را در چهارچوب قوانین و مجازاتهای کیفری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت و آن را به عنوان «قتل نفس» توسط یک شخص فرو کاست، همچنانکه پرونده‌های قتلهای زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی این واقعیت را بخوبی نشان داده‌است. بر این باوریم که این‌گونه دادخواهی‌ها تنها در صورت ساقط شدن رژیم جمهوری اسلامی ممکن است حاصل شود.<ref name="asre-nou" />
ما به خبررسانی‌های نادقیق و متناقض از سوی رسانه‌های رسمی (مدعی اصل استقلال و بیطرفی خبرنگاری) و رسانه‌های اپوزیسیون سبز مانند جنبش راه سبز (جرس) اعتراض شدید داریم. ما این نوع خبررسانی شتابزده، ناشفاف، نامسؤلانه، مشکوک، جناحی و تبلیغاتی را نشانهٔ همدستی با سانسور و حذف دگراندیشان و گامی در جهت مخدوش کردن افکار عمومی و بی‌اعتبار ساختن حرفهٔ خطیر و پرمسؤلیت خبرنگاری مستقل می‌دانیم و بر این باوریم که این نوع «خبر رسانی» فاقد ارزش اخلاقی و حرفه‌ای است.<ref name="asre-nou" />
ما ضمن آنکه با خانوادهٔ هاله سحابی ابراز همدردی عمیق می‌کنیم و به نفس مبارزات و فعالیتهای مستقل هاله به عنوان یک زن و یک زندانی سیاسی، از جمله تلاشهای وی به عنوان یک مادر صلح، احترام می‌گذاریم، به روشهای تجویز شده برای مبارزه که تاکنون توسط گروهی از فعالان، از جمله «اصلاح طلبان» و افراد مجهول الهویه شورای راه سبز امید، در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ترویج شده‌است، انتقاد جدی داریم و یک بار دیگر علیه سکوت، دروغ، دورویی و همدستی در باز تولید فرهنگ جنایت با صدای بلند اعتراض می‌کنیم. از همهٔ هم‌اندیشان تقاضا داریم که ما را در این اعتراض تنها نگذارند.<ref name="asre-nou" />
== منابع ==
<references />
</part8>

نسخهٔ ‏۲۲ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۵

<part1>

هاله سحابی
پرونده:هاله سحابی.jpg
زادروز۱۵ بهمن ۱۳۳۶
تهران
درگذشت۱۱ خرداد ۱۳۹۰
لواسان
علت مرگایست قلبی در پی ضرب و شتم
آرامگاهبهشت فاطمیه لواسان
ملیتایرانی
تحصیلاتفیزیک از دانشگاه تهران
از دانشگاهدانشگاه تهران
پیشهقرآن‌پژوه، روزنامه‌نگار، فعال حقوق زنان
نهادشورای فعالان ملی-مذهبی، مادران صلح
شناخته‌شده برایفعالیت‌های حقوق بشر، دفاع از زندانیان سیاسی
جنبشملی-مذهبی
دیناسلام
اتهام‌هاتبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی
مجازات‌هادو سال حبس
همسرتقی شامخی
فرزندانیحیی شامخی
والدینعزت‌الله سحابی، زرین‌دخت عطایی
خویشاوندانیدالله سحابی (پدربزرگ)

</part1> <part2> چکیده هاله سحابی، قرآن‌پژوه، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، در ۱۵ بهمن ۱۳۳۶ در تهران به دنیا آمد. وی دختر عزت‌الله سحابی، رهبر شورای فعالان ملی-مذهبی، و زرین‌دخت عطایی بود و پدربزرگش یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی به‌شمار می‌رفت. هاله با تحصیل در رشته فیزیک از دانشگاه تهران، به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی مسلط شد و فعالیت‌هایش را بر قرآن‌پژوهی متمرکز کرد تا برابری زن و مرد را از متون مقدس استخراج نماید. او معتقد بود که قرآن زنان را در جایگاه بالایی قرار می‌دهد و بر حقوق اقتصادی آنان مانند ارث و منع زنده‌به‌گور کردن دختران تأکید دارد. وی تأکید داشت که تفاسیر امروزی باید با پیشرفت اجتماعی زنان همخوانی داشته باشد و در سمیناری دربارهٔ زن و شریعتی، پرسید آیا آیات مربوط به زنان دائمی هستند یا موقتی. هاله فضیلت در قرآن را مادی می‌دانست و زنان را قادر به کسب آن می‌شمرد. هاله سحابی از اعضای انجمن مادران صلح و شورای فعالان ملی-مذهبی بود و در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نقش برجسته‌ای ایفا کرد. او با نشریه چشم‌انداز ایران همکاری داشت و در جنبش سبز شرکت کرد. هاله در مرداد ۱۳۸۸ در تجمع میدان بهارستان علیه تحلیف محمود احمدی‌نژاد بازداشت شد و به دو سال حبس محکوم گردید. از بهمن ۱۳۸۹ در زندان اوین به سر می‌برد و درخواست مرخصی برای دیدار با پدر بیمارش را به دلیل شرط تعهدنامه رد کرد، اما پس از اغمای پدر در اردیبهشت ۱۳۹۰، مرخصی بدون شرط گرفت. عزت‌الله سحابی در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ درگذشت و مراسم تشییع وی در ۱۱ خرداد در لواسان تحت فشار نیروهای امنیتی برگزار شد. ستاد امنیتی در فرمانداری تشکیل شد و مسیر محدود به سر کوچه تعیین گردید. از صبح، منطقه تحت کنترل بود. در ساعت ۷ صبح، تشییع آغاز شد، اما مأموران حمله کردند، عکس‌ها را پاره کردند و تابوت را گرفتند. هاله که عکسی از پدر در دست داشت، مورد ضربه به پهلو یا سینه قرار گرفت، بر زمین افتاد و دچار ایست قلبی شد. پزشکان احیا کردند، اما در راه درمانگاه لواسان درگذشت. پیکرش شبانه و تحت فشار، بدون غسال و با نور خودرو شسته و در کنار پدر دفن گردید. خانواده سحابی شکایتی مطرح کرد و چهار شاهد به ضربه مستقیم شهادت دادند، اما دادگاه رابطه علیت را رد و پرونده را مختومه اعلام کرد. درخواست بازنگری به ریاست قوه قضاییه بی‌پاسخ ماند. مرگ هاله واکنش‌های بین‌المللی برانگیخت و سازمان‌هایی مانند گزارشگران بدون مرز، عفو بین‌الملل و اتحادیه اروپا آن را محکوم کردند. هاله نمادی از مقاومت مسالمت‌آمیز شد و مرگش نشان‌دهنده بحران مشروعیت حاکمیت تلقی گردید. (حدود ۴۵۰ کلمه برای گسترش) </part2> <part3> هاله سحابی هاله سحابی (متولد ۱۵ بهمن ۱۳۳۶ - درگذشت ۱۱ خرداد ۱۳۹۰) قرآن‌پژوه، روزنامه‌نگار، فعال حقوق بشر و عضو شورای فعالان ملی-مذهبی بود. وی دختر عزت‌الله سحابی و زرین‌دخت عطایی به‌شمار می‌رفت و از کودکی با فعالیت‌های سیاسی آشنا شد، زیرا پدر و پدربزرگش (یدالله سحابی) از چهره‌های برجسته نهضت آزادی بودند. هاله فارغ‌التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران بود و به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی تسلط داشت. او مدتی در فرانسه تحصیل کرد و به عنوان شاعر و مدرس زبان فرانسوی فعالیت داشت. همچنین آثار نقاشی از وی باقی مانده‌است.[۱] هاله سحابی از فعالان حوزه زنان بود و تلاش می‌کرد از طریق قرآن‌پژوهی، برابری زن و مرد را اثبات کند. وی معتقد بود که قرآن زنان را در جایگاه بالایی قرار می‌دهد و بر حقوق اقتصادی آنان مانند ارث و منع زنده‌به‌گور کردن دختران تأکید دارد. او می‌گفت تفاسیر امروزی باید با پیشرفت اجتماعی زنان همخوانی داشته باشد. در سمیناری دربارهٔ زن و شریعتی، پرسید آیا آیات مربوط به زنان دائمی هستند یا موقتی. وی تأکید داشت که فضیلت در قرآن معنای مادی دارد و زنان نیز می‌توانند به آن دست یابند.[۲]

زندگی شخصی و خانواده

هاله سحابی در خانواده‌ای مبارز بزرگ شد. پدرش عزت‌الله سحابی از رهبران شورای فعالان ملی-مذهبی و مادرش زرین‌دخت عطایی خواهرزاده مهدی بازرگان بود. وی از کودکی با درد خانواده‌های زندانیان سیاسی آشنا بود و این تجربه او را به دفاع از حقوق آنان سوق داد. هاله همسر تقی شامخی و مادر یحیی شامخی بود. او نقش غیرقابل انکاری در سازماندهی اعتراضات خانواده‌های روزنامه‌نگاران زندانی داشت.[۳] وی در خانواده‌ای شناخته‌شده و اصیل و مبارز در ایران فرارویید. او محقق پیگیر و خستگی‌ناپذیر متون مقدس (قرآن مجید) بود و سال‌های طولانی از عمر خود را به جستجو و استخراج جایگاه و منزلت متعالی زنان و برابری آنان نسبت به مردان در قرآن مجید صرف کرد.[۲] </part3> <part4>

تحصیلات و فعالیت‌های حرفه‌ای

هاله سحابی فارغ‌التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران بود و به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و عربی تسلط داشت. او مدتی در فرانسه تحصیل و زندگی کرد و به عنوان شاعر و مدرس زبان فرانسوی فعالیت داشت. وی دارای آثار نقاشی نیز بود.[۴] وی ضمن فعالیت‌های قرآن‌پژوهی و تألیف کتاب با دو ماهنامه چشم‌انداز ایران نیز همکاری داشت و همزمان در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی فعال بود.[۵] هاله سحابی به همراه نادر قیداری و لطف‌الله میثمی کتابی با نام «احد، قله بحران، قله مدیریت» را در ۳۰۵ صفحه تألیف کرد. دغدغه‌اش یافتن راهی برای ورود و اثبات برابری زن و مرد و سرایت دادن آن به افکار بخشی از جامعه بود که ملی-مذهبی نامیده می‌شوند.[۲] وی معتقد بود وقتی قرآن را با نگاهی زنانه بخوانی و دغدغه‌ات حضور زنان در قرآن باشد، چهره زنی را می‌بینی که از منزلت بالایی برخوردار است. دسترسی به حق اقتصادی، ممانعت از زنده به گور کردن دختران، و اجبار به ازدواج با آنان نکات مثبتی است که در تاریخ آن روزگار برای زنان اتفاق افتاد.[۲]

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی

هاله سحابی از اعضای مادران صلح بود و در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی فعال. وی با نشریه چشم‌انداز ایران همکاری داشت و در جنبش سبز شرکت کرد. او قرآن را با نگاهی زنانه بررسی می‌کرد و بر منزلت زنان در آن تأکید داشت. هاله معتقد بود که مردان در قرآن به دلیل امکانات بیشتر خطاب قرار می‌گیرند، اما زنان امروز نیز می‌توانند فضیلت کسب کنند. وی کتاب‌هایی مانند «احد، قله بحران، قله مدیریت» را تألیف کرد.[۵] وی یکی از مبارزان قدیمی ایران بود که از قبل از انقلاب سوابق مبارزاتی داشت و بعد از انقلاب نیز ادامه داد. او از اعضای «مادران صلح» بود و عضو رسمی شورای فعالان ملی مذهبی و قرآن‌پژوه و از فعالان حوزه زنان بود.[۲] هاله سحابی از کودکی با دستگیری پدر و نزدیکانش در رژیم شاه دردآشنای خانواده‌های زندانیان سیاسی بود. هم از این رو همیاریش با خانواده‌های زندانیان سیاسی و همبستگی‌اش با خانواده‌های اعدام‌شدگان دهه شصت از او چهره‌ای معتمد و مردمی ساخته بود.[۳] از آغاز سرکوب مطبوعات اصلاح‌طلب ایران در سال ۱۳۷۹ و در پی بازداشت گسترده روزنامه‌نگاران، هاله سحابی نقش غیرقابل انکاری در سازماندهی اعتراضات خانواده‌های روزنامه‌نگاران زندانی و دفاع بدون قید و شرط از حقوق زندانیان سیاسی داشت.[۳] </part4> <part5>

بازداشت و زندان

هاله سحابی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ در تجمع میدان بهارستان علیه تحلیف احمدی‌نژاد بازداشت شد. وی با زخم در پیشانی به زندان رفت و به تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی متهم گردید. دادگاه دو سال حبس و جریمه برای او تعیین کرد. شورای فعالان ملی-مذهبی هشدار داد که بیماری دیابت و زخم وی سلامتی‌اش را تهدید می‌کند.[۶] از بهمن ۱۳۸۹ در زندان اوین بود. برای دیدار با پدر بیمار، شرط تعهدنامه را رد کرد. پس از اغمای پدر در اردیبهشت ۱۳۹۰، مرخصی بدون شرط گرفت.[۷] هاله سحابی در پی حوادث سال ۱۳۸۸ به دلیل شرکت در راهپیمایی اعتراضی و مسالمت‌آمیز در حالی که چند شاخه گل در دست داشت بازداشت و نهایتاً به جرم اقدام علیه امنیت ملی به تحمل دو سال حبس محکوم شد. او در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ برای گذراندن حکم خود به زندان اوین منتقل شد.[۷] در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ پدر هاله، زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی، در پی بیش از یک ماه بستری در بیمارستان دچار خونریزی مغزی شد و به اغما رفت. در مدت بستری پدر، مقامات زندان و دادگاه انقلاب دادن مرخصی به هاله را منوط به امضای ندامت‌نامه از طرف وی کردند که طبیعتاً مورد پذیرش وی قرار نگرفت. اما بلافاصله پس از رفتن مهندس سحابی به اغما، وزارت اطلاعات قبل از درخواست هاله و خانواده و بدون هیچ شرایطی دستور به مرخصی موقت او دادند.[۷]

درگذشت عزت‌الله سحابی

عزت‌الله سحابی در اردیبهشت ۱۳۹۰ دچار خونریزی مغزی شد و به اغما رفت. مأموران مرخصی هاله را مشروط به ندامت‌نامه کردند که رد شد، اما پس از اغما، مرخصی دادند. وی در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ درگذشت. مأموران فشار آوردند که همان روز دفن شود، اما خانواده مقاومت کرد.[۷] بلافاصله پس از درگذشت مهندس سحابی، در حالی که هنوز بسیاری از خویشاوندان، دوستان و دوستداران وی از حادثه مطلع نشده بودند، مقامات امنیتی (فرمانداری، نیروی انتظامی و….) خانواده را تحت فشار قرار دادند که پیکر وی در همان روز به خاک سپرده شود. این فشارها با مقاومت خانواده مواجه شد و نهایتاً خانواده پذیرفت که پیکر مهندس، فردای روز درگذشت در خانه ایشان در لواسان شستشو داده شده، و فقط در فاصله درب منزل تا ابتدای خیابان (فاصله‌ای کمتر از ۱۰۰ متر) تشییع شده و سپس جهت تدفین به آرامگاهی در لواسان منتقل گردد.[۷] جزییات مراسم شستشو، تشییع و کفن و دفن بارها با مقامات مسئول هماهنگ شد و حتی ساعت برنامه به دستور مقامات در آخرین ساعات شب قبل عوض شد و قرار شد که تشییع راس ساعت ۷ بامداد آغاز شود.[۷] </part5> <part6>

مراسم تشییع و مرگ هاله

مراسم در ۱۱ خرداد در لواسان برگزار شد. ستاد امنیتی در فرمانداری تشکیل شد و مسیر محدود به سر کوچه تعیین گردید. از صبح، منطقه تحت کنترل بود. در ساعت ۷ صبح، تشییع آغاز شد، اما مأموران حمله کردند، عکس‌ها را پاره کردند و تابوت را گرفتند. هاله با عکس پدر اعتراض کرد و مورد ضربه به پهلو یا سینه قرار گرفت، افتاد و ایست قلبی کرد. پزشکان احیا کردند، اما در راه درمانگاه درگذشت.[۸] مطابق یک گزارش ویژه رسیده از درون یکی از ارگانهای اطلاعاتی رژیم، بلافاصله بعد از درگذشت مهندس عزت‌الله سحابی، یک ستاد امنیتی، در فرمانداری لواسانات، برای نظارت بر مراسم تشییع جنازه و تدفین مرحوم سحابی و مقابله با شکل‌گیری حرکتهای اعتراضی در جریان این مراسم تشکیل شد. همین ستاد تصمیم گرفت که قتل هاله سحابی را «فوت دراثر ایست قلبی» اعلام کند. به رئیس و پزشکان اورژانس لواسانات ابلاغ شد که علت فوت را «ایست قلبی» اعلام کنند و هیچ‌کس حق ندارد چیزی غیر از این را در مصاحبه‌ها اعلام کند.[۸] ستاد امنیتی متشکل از عناصر زیر در فرمانداری لواسانات تشکیل شد: دکتر لاریجانی فرماندار لواسانات، عزیزی رئیس دادگاه لواسانات، سرهنگ علی‌آبادی رئیس کلانتری لواسانات، رضائیان سرکلانتر شمیرانات، فرهادی رابط وزارت اطلاعات و یک سرهنگ به نام نوری رئیس پلیس امنیت منطقه.[۸] این گزارش حاکیست، از دیروز صبح (سه شنبه ۱۰ خرداد)، نیروهای امنیتی و بسیج و سپاه و اطلاعات منطقه منزل مرحوم سحابی در لواسانات را تحت کنترل گرفته و کوچه منزل سحابی را محاصره و دور تا دور خانه و کوچه‌های اطراف نیروی امنیتی و لباس شخصی مستقر کردند وکلیه رفت و آمدها را زیر کنترل گرفتند.[۸] بنا به این گزارش، عصر روز گذشته، (سه شنبه) تعدادی از مسئولین اطلاعاتی برای تعیین برنامه و مسیر تشییع جنازه به خانه مرحوم سحابی رفته و با برادر مرحوم سحابی، پسر و داماد ایشان چندین ساعت صحبت کردند و مسیر حرکت و برنامه تشییع جنازه را با جزئیات مشخص کردند. مطابق این برنامه قرار بود از درب منزل تا سر خیابان، جنازه بر روی دوش تشییع کنندگان حمل شود و در آنجا جنازه را در آمبولانس قرار دهند و تا قبرستان، جنازه به وسیله آمبولانس حمل شود. این برنامه اگرچه مورد قبول خانواده مرحوم سحابی نبود، اما عناصر اطلاعاتی با تهدید، به آنها تحمیل کردند. در جریان همین صحبتها، مسئولین اطلاعاتی خانواده سحابی را را از دادن هرگونه شعار در مراسم تشییع و دفن برحذر داشتند.[۸] امروز از صبح زود، خیابان گلستان لواسان که منزل مرحوم سحابی در آن قرار دارد، و تمام منطقه از نیروهای اطلاعات و ضد شورش و لباس شخصی‌ها چیده شده بود. ساعت ۷ صبح، در حالیکه نزدیک به هزار نفر اجتماع کرده بودند، تشییع جنازه شروع شد، هنوز ۵۰ متر از درب خانه فاصله نگرفته بودند که مسئولین امنیتی به خاطر نگرانی از اجتماع بیش از حد مردم و خارج شدن حرکت از کنترل آنها، تصمیم می‌گیرند مسیر حرکت را عوض کنند. این اقدام با مقاومت و ممانعت خانواده سحابی و به طور خاص، هاله دختر وی، روبرو می‌شود.[۸] هاله سحابی در حالیکه تصویری از پدرش در دست داشت و شاخه ای گل روی سینه اش بود، و در پیشاپیش جمعیت حرکت می‌کرد، به نفرات امنیتی که از او می‌خواستند مسیرش را عوض کند، گفت این همان مسیری است که خودتان مشخص کردید و حاضر نشد مسیر را تغییر دهد، در این هنگام لباس شخصی‌ها به او حمله کردند، عکس و گل را از او گرفتند و با پنجه بکس به قفسه سینه او کوبیدند که او نقش بر زمین شد.[۸] مادر هاله و تعدادی از خانم‌ها که در کنار او بودند، به طرفش رفته و سعی کردند او را از زمین بلند کنند، لباس شخصی‌ها مادر هاله را نیز مورد حمله قرار داده و به صورت او سیلی زدند. یک دکتر که برای کمک به هاله آمده بود نیز مورد ضرب و شتم لباس شخصی‌ها قرار گرفت. یک خانم دکتر را نیز که سعی می‌کرد به ماشینی که هاله را به داخل آن انداخته بودند، وارد شود و به او کمک کند، با کتک از ماشین بیرون انداختند.[۸] هاله سحابی را به اورژانس ۱۱۵ بردند، که قبل از رسیدن به اورژانس فوت کرده بود. در جریان حمله و هجوم نیروهای امنیتی به مردم، تعدادی مجروح و تعدادی هم دستگیر شدند. از جمله خواهر مرحوم سحابی و دو نفر دیگر از بستگان ایشان جزو مجروحین بودند که به درمانگاه لواسانات منتقل شدند.[۸] لباس شخصی‌ها عکسهای مهندس سحابی را از دست جمعیت گرفته و همان‌جا پاره کردند. حمله و هجوم به جمعیت در حالی انجام شد که هیچ شعاری از سوی جمعیت جز لااله الاالله داده نشده بود.[۸] در قبرستان نیز مأموران امنیتی به اقدامات تحریک آمیز و ایجاد تنش ادامه دادند. حتی هنگام شستشوی جنازه، تعدادی از لباس شخصی‌ها وارد غسالخانه شده و با سر و صدای زیاد، به تحریک مردم پرداختند. در قبرستان نیز نیروهای امنیتی ۸ نفر را دستگیر کردند. جنازه مرحوم سحابی در ساعت ۹٫۳۰ در فضای امنیتی بسیار شدید، به خاک سپرده شد و نیروهای امنیتی بلافاصله از مردم خواستند قبرستان را ترک کنند.[۸] هاله به همراه چند نفر دیگر از در صف مقدم مشایعت کنندگان و در مرکز مشاجره و مقاومت برای تشییع پدر قرار داشت. به گفته همراهان وی، او در حالی که عکسی از مهندس سحابی در دست داشت وارد مشاجره با نیروهای امنیتی و لباس شخصی که بر خلاف وعده قصد ممانعت از تشییع داشتند شد. بنابر شهادت دو نفر از افرادی که در آن لحظه در نزدیکی هاله حضور داشتند (این شهادت متعاقباً به طور رسمی در دادگاه استماع و ثبت شد) شخصی به هاله نزدیک شده و با دست ضربه‌ای به ناحیه پهلوی شکم هاله وارد نمود و بلافاصله هاله به حالت غیر هشیار و به زمین افتاد.[۷] چند تن از پزشکان حاضر در محل حادثه فوراً بالای سر هاله آمدند و در میان هجمه نیروهای امنیتی تلاش به احیای هاله از راه فشار بر قفسهٔ سینه و تنفس مصنوعی نمودند. تلاش ایشان در آن فضای بسیار پرتنش بی‌حاصل بود بنابراین هاله را بلافاصله سوار بر خودروی یکی از اقوام نموده و در حالیکه هنوز پیکرش به طور کامل در خودرو جای نگرفته بود، خودرو به سمت درمانگاه لواسان حرکت کرد.[۷] پس از ورود خودرو به محوطه درمانگاه، پیکر هاله در حالی که هنوز در خودرو بود توسط دو تکنیسین امداد مورد معاینه قرار گرفت. تکنیسین ارشد بعد از معاینه و مشاهده چشم‌ها و نبض‌های هاله که همچنان برروی تشک عقب اتوموبیل دراز کشیده بود اطمینان داد که خیلی دیر شده و کاری نمی‌توان کرد. خودروی حامل پیکر هاله در همان حال به سمت منزل وی در تهران حرکت کرد.[۷] پزشک بیمارستانی که هاله سحابی را به آن منتقل کردند، پس از معاینه او گفت: هاله سحابی به قتل رسیده‌است و به مرگ طبیعی از دنیا نرفته‌است. این پزشک ایست قلبی را کاملاً رد کرد و گفت، احتمالاً بر اثر پارگی طحال و خون ریزی داخلی بر اثر ضربه فوت کرده‌است. او گفت اگر اتاق عملی نزدیکی بود و می‌توانست با باز کردن شکم، جلوی خون ریزی داخلی را بگیرد، هاله سحابی زنده می‌ماند. این پزشک گفت، علت دقیق را باید پزشکی قانونی مشخص کند، اما مأموران حکومتی از بردن پیکر او به پزشک قانونی جلوگیری کردند و خانواده او را وادار به دفن شبانه هاله سحابی کردند.[۹] پیش از این تعداد زیادی از شاهدان صحنه از جمله عموی هاله سحابی گفته بودند که دژخیمان دیکتاتوری آخوندی با یورش وحشیانه ضربه محکمی به ناحیه قفسه سینه و بعد به پهلوی او وارد آورده بودند که بر اثر آن هاله سحابی نقش زمین شد و دیگر به هوش نیامد.[۶] حسین شاه حسینی عضو شورای مرکزی جبهه ملی یکی از ده‌ها نفری بود که صبح روز چهارشنبه ۱۱ خرداد برای تشییع جنازه پیکر مهندس عزت‌الله سحابی به لواسانات رفت. او می‌گوید از زمان روشن شدن هوا یعنی حدود ساعت ۶ صبح جمعیت آرام آرام به لواسان می‌آمدند.[۱۰] به گفتهٔ آقای شاه‌حسینی پلیس راه تمامی راه‌های منتهی به لواسان را بسته بوده و مردم مجبور بودند از راه‌های فرعی خود را به منزل مهندس سحابی برسانند با این وجود تعداد جمعیت حاضر تا ساعت ۸ صبح به ده‌ها نفر می‌رسید.[۱۰] آقای شاه‌حسینی می‌گوید جنازه مهندس سحابی در منزل خودش شستشو داده شد و مراسم مذهبی آن انجام گرفت اما از همان داخل منزل عده‌ای ناشناس که وارد خانه شخصی مهندس سحابی شده بودند شروع به اختلال در مراسم کردند. او می‌گوید: «از حدود ساعت ۷ صبح که مراسم شستشوی جنازه در داخل خانه آغاز شد عواملی که وارد خانه شده بودند فشار می‌آوردند که زودتر مراسم را تمام کنید و جنازه را ببرید و از خانه خارج شوید ولی خانواده و دوستان مقید بودند که تمامی مسایل رعایت شود».[۱۰] وی می‌گوید پس از اتمام مراسم عده‌دیگری لباس شخصی داخل خانه شدند و می‌خواستند جنازه را با خود ببرند که با مخالفت جمعیت حاضر روبرو شدند و در داخل خانه موفق نشدند جنازه را با خود ببرند.[۱۰] خانواده سحابی قصد داشتند جنازه را تا سر کوچه تشییع کنند اما وقتی به نزدیک خیابان می‌رسند همان عده به همراه تعداد دیگری لباس شخصی به سمت جنازه هجوم آورده و آن را از دست مشایعت‌کنندگان می‌گیرند.[۱۰] آقای شاه‌حسینی آن لحظه را اینگونه توصیف می‌کند: «نزدیک سر کوچه که شدیم، یک آمبولانس بهداری شهر لواسان در آنجا گذاشته شده بود و تعدادی از همان عوامل داخل جمعیت ایستاده بودند و یکباره کسانی را که مشغول حمل جنازه بودند و با تنها شعار لااله الاالله، محمد رسول‌الله، علی ولی‌الله می‌گفتند، این را صریح به شما عرض کنم هیچ شعار دیگری نمی‌دادند، همه را کنار زدند و مرحوم مهندس سحابی را گرفتند. عده‌ای که جلوی جنازه بودند ممانعت کردند، اعتراض کردند که ناگهان به دختر مهندس حمله کردند، دختر زمین‌خورد و پنج شش لگد به پهلویش زدند. مردم عقب‌نشینی کردند و آقایان جنازه را از دست مردم گرفتند و در حینی که می‌گرفتند، مختصر توهینی شد، جنازه به زمین افتاد که مجدداً جنازه را بلند کردند و در داخل آمبولانس گذاشتند و آمبولانس را به سرعت به طرف قبرستان لواسان حرکت دادند. البته به طبع مردمی که آنجا بودند، تا به دختر رسیدند و همچنین به برادر مهندس سحابی که اسم‌شان مهندس سعید سحابی‌است و به دختر ایشان هم چندین لگد به پهلوهایش زدند و مردم سروصدا کردند و محمد رسول‌الله گفتند ولی آقایان جنازه را برداشتند و رفتند».[۱۰] مردم مشایعت‌کننده با خودروهای خود به قبرستان لواسانات می‌روند و در آنجا با در بسته روبرو می‌شوند و به آنها گفته می‌شود که نماز خوانده شده و جنازه دفن شده‌است.[۱۰] به گفتهٔ أقای شاه‌حسینی پسر آیت‌الله منتظری و تعدادی دیگر از قم آمده بودند تا مراسم نماز مهندس سحابی را به جا آورند ولی به کسی اجازه ورود به قبرستان داده نشده‌است.[۱۰] شاه‌حسینی می‌گوید مردم پس از خواندن فاتحه در پشت درهای بسته قبرستان به سمت خودروها بازگشتند و در راه بازگشت عده‌ای را دستگیر کردند: «در حینی که مشایعین داشتند از در خارج می‌شدند، بدون هیچ مقدمه‌ای بعضی از اشخاص را همین طوری نشان‌یابی می‌کردند و موهای سرشان را می‌گرفتند و با لگد به طرف ماشین می‌کشیدند و می‌بردند».[۱۰] آقای شاه‌حسینی می‌گوید پس از رسیدن به خانه متوجه می‌شوند که هاله سحابی پس از رسیدن به درمانگاه لواسانات پس از مدتی در اثر ضربه‌های واردشده بر بدنش دچار ایست قلبی شده و درگذشته است.[۱۰] هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش بر اثرضرب و شتم وارده از سوی لباس شخصی‌ها درگذشت. هاله سحابی صبح امروز، ۱۱ خردادماه ۱۳۸۹ در صف جلو تشییع کنندگان پیکر مهندس سحابی به رفتار خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها اعتراض کرده، مورد حمله آنان قرار می‌گیرد. مأموران مانع طی مسیر برای تشییع پیکر مهندس سحابی شده‌اند. هاله سحابی که دسته گلی به دست داشته و پیشاپیش همه حرکت می‌کرده‌است با ممانعت مأموران مواجه می‌شود؛ ولی او می‌گوید باید از همین مسیر، تشییع جنازه صورت گیرد. با مقاومت او مأموران با وارد آوردن ضربات لگد و … به شدت او را مضروب می‌کنند. هاله بر اثر ضربات وارده، بیهوش روی زمین می‌غلطد. برخی از زنان شرکت کننده در مراسم، با مشاهدهٔ بیهوشی هاله، به یاری او می‌شتابند و سعی می‌کنند با دادن تنفس مصنوعی، وی را تا رسیدن آمبولانس، زنده نگه دارند. پس ازمدتی، آمبولانس می‌رسد و تن خسته و بیهوش هاله به بیمارستان محلی منتقل می‌شود؛ اما متأسفانه معالجات بخش اورژانس بیمارستان، نتیجه نمی‌دهد و در کمال ناباوری و بهت همگان، دختر ارشد مهندس سحابی به شهادت می‌رسد.[۲] حسین شاه حسینی عضو شورای مرکزی جبهه ملی یکی از ده‌ها نفری بود که صبح روز چهارشنبه ۱۱ خرداد برای تشییع جنازه پیکر مهندس عزت‌الله سحابی به لواسانات رفت. او می‌گوید از زمان روشن شدن هوا یعنی حدود ساعت ۶ صبح جمعیت آرام آرام به لواسان می‌آمدند.[۱۰] شاهدان عینی کوچه گلستان در لواسان خبر می‌دهند، نیروهای امنیتی در اقدامی شتابزده، بدن نیمه جان هاله سحابی را در اتومبیلی انداختند و همراه همسرش به درمانگاه بردند و پیکر عزت‌الله سحابی را در آمبولانسی گذاشتند و به بهشت فاطمیه انتقال دادند.[۱۱] نزدیکان به خانواده عزت‌الله سحابی به رادیو فردا خبر دادند زمانی که آنها به بهشت فاطمیه رسیدند، پشت درهای بسته ماندند تا خاکسپاری تمام شد.[۱۱] در حالی که احمد منتظری برای خواندن نماز میت بر عزت‌الله سحابی، آماده شده بود، روحانی ناشناسی که از صبح در محل حاضر بود، نماز را اقامه کرد و پیکر مرحوم سحابی به خاک سپرده شد.[۱۱] یک شاهد عینی عصر روز چهارشنبه به رادیو فردا گفت که مأموران امنیتی پیکر هاله سحابی را برای شستشو و دفن به بهشت فاطمیه لواسان منتقل کردند.[۱۱] وی اظهار داشت: نیروهای امنیتی گفته‌اند تنها شمار اندکی از اعضاء خانواده و دوستان خانم سحابی اجازه حضور در مراسم تدفین او را خواهند داشت.[۱۱] از سوی دیگر، به نوشته سایت «جرس»، خانواده هاله سحابی ناچار شده‌اند که بر خلاف میلشان، و با توجه به فشار مأموران امنیتی، پیکر خانم سحابی را در گورستان بهشت فاطمیه لواسان به خاک بسپارند.[۱۱] هاله سحابی در پی بیماری پدرش توانسته بود از زندان به مرخصی بیاید تا ساعات آخر را در کنار پدرش بگذراند.[۱۱] آن گونه که نزدیکان وی می گویند قرار بود که روز پنج شنبه بعد از ظهر در مسجد الجواد خیابان سهرودی مراسم یادبود مهندس سحابی برگزار شود.[۱۱] </part6> <part7>

خاکسپاری

پیکر هاله شبانه تحت فشار دفن شد. مأموران تعهد گرفتند که مراسم برگزار نشود و وی را در کنار پدر دفن کردند. غسالخانه تجهیز نبود و با نور خودرو شستشو دادند.[۱۲] ساعتی پس از انتقال هاله به منزل، یک مقام قضایی و چندین گروه از نیروهای امنیتی وارد منزل شدند. ناهماهنگی زیادی بین گروه‌های مختلف امنیتی وجود داشت. به طوری که درخواست‌ها، دستورات و تهدیدهای مختلفی ابراز می‌شد و حتی در حین مذاکره با حضور مقام قضایی و همراهان در داخل خانه، تعداد دیگری از نیروهای لباس شخصی ناگهان به داخل خانه هجوم آوردند برای اینکه جنازه را در اختیار گرفته و از خانه خارج کنند.[۷] ما حصل مذاکرات این افراد این بود که اولا یا هاله باید بلافاصله و در همان روز به خاک سپرده شود و یا در صورت عدم موافقت خانواده با خاک‌سپاری در همان روز، کالبدشکافی و خاک‌سپاری به بعد از تعطیلات نیمه خرداد موکول می‌شد. ثانیاً حتی در صورت پذیرش گزینه اول (تدفین فوری) خانواده باید تعهد کند که ادعایی نسبت به نحوه درگذشت هاله نداشته باشد.[۷] پس از مذاکرات طولانی مقامات قضایی به هیچ وجه حاضر به انعطاف در برابر خواسته‌های خانواده (مبنی بر انجام مراسم تدفین به صورت متعارف) نشدند. ساعتی بعد از ظهر، اعضای خانواده درجه اول به این جمع‌بندی رسیدند که با گزینه اول، یعنی دفن فوری موافقت کنند. این تصمیم بر مبنای دلایل زیر گرفته شد: ۱- طبق نظر پزشکان معتمد خانواده و پس از معاینه بالینی، «شکل» مرگ هاله ایست قلبی بوده‌است، اما «علت» بروز ایست قلبی نامعلوم بود. ۲- با توجه به اطلاعات موجود در آن لحظه، بروز ایست قلبی احتمالاً ناشی از فشار عصبی غیرعادی در طول مشاجرات و درگیری نیروهای امنیتی با هاله بوده‌است. تمامی شهودی که بعداً در دادگاه نسبت به وقوع ضربه شهادت دادند، در لحظه تصمیم‌گیری در بازداشت به سر می‌بردند و یا در محل حاضر نبودند؛ بنابراین خانواده اطلاع دقیقی از نحوه وقوع حادثه نداشت. ۳- بنابر موارد فوق نتیجه‌گیری شد که حتی در صورت کالبدشکافی، تنش عصبی به عنوان علت اعلام خواهد شد و امکان تعیین قطعی «علت» بروز ایست قلبی وجود نداشت؛ بنابراین امیدی به پیگیری قضایی افرادی که مسئول بروز علت ایست قلبی بودند نیز وجود نداشت.[۷] با اعلام تصمیم خانواده مقرر شد پیکر هاله از محل منزل در تهران به خانه پدری در لواسان منتقل شود تا فرزندان و سایر اعضای خانواده بتوانند به مدت ۲ ساعت در خلوت با هاله وداع کنند و سپس پیش از تاریکی هوا مراسم تدفین انجام شود. اما بلافاصله بعد از خروج پیکر از درب منزل مجدداً نیروهای امنیتی با اعمال زور و خشونت پیکر را در اختیار قرار گرفته و سوار بر یک آمبولانس کردند. در حالی که اقوام و اعضای خانواده با خودروهای شخصی به سمت لواسان حرکت کردند، آمبولانس تغییر مسیر داده و به سمت دیگری رفت.[۷] بعداً مشخص شد که در پایین آپارتمان و هنگام حرکت علیرغم توافقی که با حضور قاضی و رئیس کلانتری، سر کلانتر و مأمورین اطلاعات و امنیت صورت گرفته اختلاف نظر به وجود آمده و آمبولانس به سمت پزشکی قانونی در کهریزک حرکت کرده‌است. شدت ناهماهنگی بین نیروها به حدی بود که در طول مسیر مأمور انتظامی تهدید به تیراندازی به خودروی دیگر حامل نیروهای لباس‌شخصی می‌کرد. یکی از فرزندان در داخل آمبولانس حضور داشت اما اجازه ورود به محوطه پزشکی قانونی به او داده نشد در حالیکه پیکر آن مرحومه به مدت یک ساعت و نیم داخل پزشکی قانونی بود. هیچ‌وقت گزارشی از این بررسی پزشکی قانونی به خانواده ارائه نشده‌است.[۷] نهایتاً و با چند ساعت تأخیر پیکر هاله هنگام غروب آفتاب به محل بهشت فاطمه لواسان رسید. غسالخانه گورستان برای غسل دادن در تاریکی تجهیز نشده بود و حتی چراغی داخل ساختمان غسالخانه وجود نداشت. نور با استفرار یک خودرو در مقابل درب غسالخانه تأمین شد و با کمک بعضی از افراد فامیل و دوستان شستشو انجام شد. نهایتاً حدود ساعت ده شب با حضور تعدادی از اعضای فامیل و در حضور تعداد بسیار زیادی از نیروهای امنیتی و ضدشورش پیکر هاله در کنار پدرش به خاک سپرده شد.[۷] شاهدان عینی می‌گویند، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خانواده هاله سحابی را مجبور کرده‌اند تا برخلاف میل شان جنازه وی را شامگاه چهارشنبه به خاک بسپارند.[۱۲] شاهدان عینی به رادیو فردا گفتند که هاله سحابی ساعت ده شب چهارشنبه در بهشت فاطمیه روستای گلندوک لواسان به خاک سپرده شد.[۱۲] یک شاهد عینی حاضر درمراسم خاکسپاری هاله سحابی به رادیو فردا گفته‌است، نیروهای امنیتی خانواده هاله سحابی را مجبور کردند تا مراسم همان چهارشنبه و در شب برگزار شود، این در حالی است که خاکسپاری شبانه در بین ایرانی‌ها «عرف» نیست.[۱۲] این شاهد عینی همچنین گفته‌است، بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از دوستان و آشنایان در مراسم تدفین هاله سحابی حضور داشتند.[۱۲] وی اضافه کرده‌است که نیروهای امنیتی از خانوده هاله سحابی خواسته‌اند که تعداد حاضران در مراسم خاکسپاری بسیار محدود باشد.[۱۲] شاهدان عینی در گفت و گو با رادیو فردا می گویند به دلیل تاریکی هوا نیروهای امنیتی نورافکن هایی را در محل نصب کرده تا مراسم انجام شود.[۱۲] یک منبع موثق پیشتر به رادیو فردا گفته بود، مأموران امنیتی قول داده بودند که جنازه هاله سحابی را از منزلش در گیشا به لواسان منتقل کرده و اجازه دهند دو ساعت جنازه وی در خانه پدریش باشد، سپس آن را برای تدفین در طبقه دوم قبر پدرش حرکت خواهند داد.[۱۲] وی گفته بود مأموران امنیتی جنازه هاله سحابی را برای انجام مراحل قانونی به پزشکی قانونی کهریزک منتقل کردند و سپس جنازه را برای انجام مراسم تدفین به لواسان بردند.[۱۲] کشته شدن هاله سحابی، ترس و حشت زیادی در میان کارگزاران امنیتی حکومت به وجود آورد، به همین دلیل و برای جلوگیری از برگزاری یک تشییع جنازه مسئله ساز و مشکل آفرین، جنازه هاله سحابی را با گرفتن تعهد که مراسمی برای وی برگزار نشود، به خانواده اش تحویل دادند و آنها را واداشتند که وی را تحت نظارت مأموران رژیم و بدون اطلاع آشنایان و نزدیکان، دفن کنند.[۸] جنازه هاله سحابی را ساعت ۱۸ روز چهارشنبه به خانه مرحوم سحابی منتقل کردند که بعد از یک مراسم کوتاه توسط خانواده اش، او را با ماشین به قبرستان لواسان منتقل کرده و در کنار قبر پدرش عزت‌الله سحابی دفن کردند.[۸]

پیگیری قضایی

خانواده شکایت کرد. چهار شاهد به ضربه شهادت دادند، اما دادگاه رابطه علیت را رد کرد و پرونده را مختومه اعلام نمود.[۷] اعلام رضایت خانواده نسبت به عدم پیگیری قضایی در شرایطی بود که تمامی شهودی که نحوه بروز حادثه را مشاهده کرده بودند حضور نداشتند و یا در بازداشت به سر می‌بردند. بنابر وجود این شواهد جدید، شکایتی از طرف خانواده تنظیم شد. به علاوه درخواست شد تصاویر ضبط شده توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به سمع دادگاه برسد. چراکه از لحظه درگذشت مهندس سحابی تا زمان بروز کلیه درگیری‌ها در طول تشییع و سپس تا بعد از تدفین هاله، تعداد زیادی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به طور پیوسته در حال فیلم‌برداری از افراد و وقایع بودند؛ بنابراین با احتمال بسیار قوی نیروهای اطلاعاتی تصاویری از نحوه بروز حادثه در دست دارند.[۷] رسیدگی قضایی به این پرونده در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ در شعبه ۱۰۸۳ در دادگاه مجتمع کارکنان دولت در تهران انجام شد. در این جلسه دو نفر شاهد که بعینه وقوع ضربه به پهلوی هاله را مشاهده کرده بودند، به علاوه دو شاهد دیگر در نزدیکی هاله حضور داشته و بروز درگیری و مشاجرات را مشاهده کرده بودند حاضر شده و شهادت خود را به طور رسمی به استماع قاضی رساندند.[۷] چکیده حکم دادگاه این بود که اولا «تشخیص رابطه علیت مابین فوت و علت واقعه رابطه مستقیم احراز نشده»، ثانیاً «در انتساب علت مرگ با جریان مذکور (ضربه مورد ادعا) تردید و شبهه جدی وجود دارد»، و ثالثاً «مشاهده فیلم و عکس احتمالی نیز کمکی به این موضوع نمی‌کند». بنابراین حتی با درخواست مبنی بر ارائه تصاویر نیز موافقت نشد. شبهه مورد اشاره در رای دادگاه در حالی‌است که بنا به گفته شهود، هاله بلافاصله بعد از وقوع ضربه به زمین افتاده و دار فانی را وداع گفته‌است. جزییات شهادت این افراد (به ترتیبی که گفته شد) در متن حکم نهایی دادگاه مستند شده‌است. بعد از صدور حکم دادگاه، خانواده طی نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه خواستار بازنگری در این پرونده شد که در این مورد هم پاسخی دریافت نگردید.[۷] در روزها و هفته‌های بعد از درگذشت هاله، افراد مختلف از جمله تعدادی از مسئولین امنیتی و انتظامی علت درگذشت هاله را عواملی مانند «فشار و شوک عصبی ناشی از درگذشت پدر»، «گرمای هوا» و «سابقه بیماری قلبی» اعلام کردند. تمام کسانی که هاله را در ساعات بعد از درگذشت پدر دیده‌اند بی‌شک گواهی می‌دهند که در حال و هوای آن روز هاله چیزی جز تسلیم و رضا دیده نمی‌شد. هاله در مصاحبه‌ای که در شب درگذشت داشت، در کمال آرامش و متانت توصیه‌های پدر در پرهیز از تندروی و خشونت و تشویق به بردباری را برای جوانان بازگو می‌کند. در ساعات اولیه بامداد و پیش از آغاز مراسم شستشو مهندس سحابی، هاله در حال تدارک صبحانه نه تنها برای مهمانان، بلکه برای نیروهای امنیتی بیرون از خانه بود. حتی در آخرین دقایق پیش از خروج از منزل، در حالی که زمزمه‌هایی از طرف تعدادی از مأموران مبنی بر تغییر در برنامه تشییع مطرح شد، هاله با زبان شوخی با آنان به صحبت پرداخت؛ بنابراین اگر شوک و فشار عصبی در کار بوده، تنها و تنها بعد از آغاز هجمه‌ها، توهین‌ها، مشاجرات، درگیری، بر زمین انداختن جنازه پدر و ضرب و شتم هاله و دیگران بوده‌است.[۷] سکوت کامل خبری در هشتمین سالگرد درگذشت هاله سحابی، فعال حقوق زنان. او فرزند عزت‌الله سحابی، فعال سیاسی شناخته‌شده، بود که در مراسم تشییع پدرش و در سن ۵۲ سالگی جان باخت، آن هم در شرایطی که برای حضور در این مراسم، از زندان به مرخصی آمده بود.[۱۳] خانواده هاله سحابی پس از خاکسپاری او، خواستار روشن شدن چگونگی مرگش شدند. پرونده قضایی تشکیل و ۴ شاهد در دادگاه شهادت دادند که مأموران به او ضربه مستقیم وارد کردند. سرانجام تقی شامخی، همسر هاله سحابی، از خودداری دادگاه از بررسی شواهد از جمله فیلم‌ها و عکس‌های دوربین‌های حاضر در محل خبر داد و گفت پرونده را مختومه اعلام کردند.[۱۳] یک سال پس از مرگ هاله سحابی و هدی صابر، محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که «کسی در این خصوص مقصر نیست». دادستان کشور نیز در همان زمان در مصاحبه مطبوعاتی خود پرونده هاله سحابی و هدی صابر را مختومه اعلام کرد.[۵] پس از نشست مطبوعاتی دادستان کشور خانواده‌های هاله سحابی و هدی صابر در مصاحبه‌های جداگانه اعلام کردند که پرونده باز است و آنها پیگیر قتل عزیزانشان خواهند بود و دادگاه وظیفه دارد که به شهادت شاهدان دربارهٔ ضرب و شتم منجر به قتل این دو رسیدگی کند.[۵] تقی شامخی همسر هاله سحابی در مصاحبه با سایت کلمه در واکنش به خبر مختومه شدن پرونده قتل هسرش اعلام کرد که علیرغم شهادت ۴ شاهد، دادگاه بدون بررسی فیلم‌ها و عکس‌های دوربین‌های حاضر در محل، مرگ هاله سحابی را مرگ عادی عنوان و پرونده را مختومه کرده‌است.[۵] </part7> <part8>

بازتاب‌ها و واکنش‌ها

مرگ هاله محکومیت بین‌المللی داشت. گزارشگران بدون مرز آن را جنایت دانست. عفو بین‌الملل و اتحادیه اروپا محکوم کردند. در ایران، اعتراضات و بازداشت‌ها رخ داد. رسانه‌های حکومتی مرگ را طبیعی خواندند، اما شاهدان رد کردند.[۱۰] این واقعه نشان‌دهنده بحران مشروعیت حاکمیت بود و جنبش سبز را زنده نگه داشت.[۱۴] در پی درگذشت مهندس سحابی، سیاستمدارانی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی اطلاعیه داده و تسلیت گفتند. در آن میان تسلیت هاشمی رفسنجانی جلب نظر می‌کرد که در دوره ریاست جمهوری‌اش، عزت‌الله سحابی دستگیر و زندانی و بسیار شکنجه شده بود.[۱۴] حمله به مراسم تشییع مهندس سحابی و مرگ خشونت‌بار هاله سحابی باز هم عدم تحمل حکومت را نسبت به حتی اپوزیسیون مسالمت‌جو نشان داد. به نظر مرتضی کاظمیان، از شورای فعالان ملی‌مذهبی، این واقعه نشانگر بحران مشروعیت حاکمیت است.[۱۴] با توجه به وضعیت جنبش سبز و فضای انتقادی حاکم بر ایران، تردید نباید داشت حاکمیتی که خود را فاقد مشروعیت می‌داند و اقتدارش مبتنی بر سلاح و سرکوب و خشونت است، تلاش کند تا مانع از شکل گیری هر گونه تجمع و بروز و ظهور اعتراضی شود.[۱۴] آن‌چه در مورد آقای مهندس سحابی و خانم هاله سحابی رخ داد، می‌تواند در مشی و تحلیل شما از حکومت تأثیری داشته باشد؟ اتفاقی که دیروز رخ داد، واقعهٔ هولناکی بود. شاید شوکی که این فاجعه به جامعهٔ ایران وارد کرد، شاید خیلی باورنکردنی بود که چنین اتفاقی رخ بدهد.[۱۴] مدرسه فمینیستی یاد و خاطره هاله سحابی را گرامی می‌دارد و خواهان پی گیری قضایی عاملان این واقعه است که منجر به مرگ دلخراش این زن برجسته ایرانی شد، زنی که جسارت او در کاویدن متون مقدس برای گشودن راه برای زندگی بهتر زنان کشورش کم‌نظیر است؛ و همین‌طور یاد پدرش، مهندس عزت‌الله سحابی گرامی باد که مردی مبارز و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بود.[۲] گزارش‌گران بدون مرز با تأثر و تاسف از مرگ هاله سحابی فعال مدافع حقوق زنان و همکار نشریه چشم‌آنداز مطلع شد. در تاریخ ۱۱ خرداد مأموران امنیتی رِژیم جمهوری اسلامی برای پیشگیری از حضور مردمی در مراسم خاک‌سپاری پدرش عزت‌الله سحابی چهره برجستهٔ اپوزیسیون ایران و مدیر مجله ایران فردا که دو روز پیش درگذشته بود، با ضرب و شتم هاله سحابی را به قتل رساندند.[۳] گزارش‌گران بدون مرز مراتب تسلیت و همدردی خود را با خانواده سحابی و شامخی اعلام می‌کند. ایران با مرگ عزت‌اله سحابی یکی از بزرگترین حامیان آزادی بیان را از دست داد و رژیم دخترش مدافع پرتلاش حقوق خانواده‌های زندانیان سیاسی و ستم‌دیدگان، هاله سحابی را به قتل رساند. ما همچون مردم ایران این جنایات را فراموش نمی‌کنیم. سید علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد دو دشمن آزادی بیان و مطبوعات که حکومت ایران را در دست دارند، عاملان قتل این زن شجاع هستند. ما خواهان روشن شدن همهٔ حقایق و بازداشت و محاکمه آمران و عاملان این قتل هستیم. سرکوبگری پرخشونت نظام جمهوری اسلامی علیه مخالفان نامی جز هولناک ندارد. این رژیم تنها به ممنوع کردن هر فعالیتی رضایت نمی‌دهد که می‌خواهد با ممنوعیت هر مراسم حافظهٔ جمعی را پاک کند.[۳] مرگ هاله سحابی واکنش‌های سازمان‌های حقوق بشری را برانگیخت. تعدادی از مقام‌های بین‌المللی خواستار روشن شدن علت مرگ او شدند و سازمان گزارشگران بدون مرز و دیگر نهادها در برخی کشورهای اروپایی تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند.[۱۳] با گذشت ۸ سال و با وجود مختومه اعلام شدن پرونده مرگ هاله سحابی از سوی دستگاه قضایی ایران، خانواده او همچنان این پرونده را پیگیری می‌کنند، پرونده‌ای مختومه که همچنان گشوده‌است و به پایان خود می‌نگرد.[۱۳] بیانیه جمعی از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی- سیاسی ایرانی قتل هاله سحابی و بازتاب مخدوش آن در رسانه‌ها با امضاهای جدید دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰–۰۶ ژوین ۲۰۱۱ ما جمعی از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی- سیاسی ایرانی خواستار روشنگری و شفاف‌سازی در مورد وقایع مراسم تشییع آقای عزت‌الله سحابی و مرگ هاله سحابی از سوی خانواده وی و منابع ذیصلاح مستقل مانند نهادهای بین‌المللی حقوق بشری هستیم و مرگ هاله سحابی را جنایتی تلقی می‌کنیم که نمی‌توان بررسی آن را در چهارچوب قوانین و مجازاتهای کیفری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت و آن را به عنوان «قتل نفس» توسط یک شخص فرو کاست، همچنانکه پرونده‌های قتلهای زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی این واقعیت را بخوبی نشان داده‌است. بر این باوریم که این‌گونه دادخواهی‌ها تنها در صورت ساقط شدن رژیم جمهوری اسلامی ممکن است حاصل شود. نظام جمهوری اسلامی مسؤل مستقیم مرگ هاله سحابی است. وقوع این جنایت به هر شکلی که رخ داده باشد، جدا از مجموعهٔ سرکوبهائی که او به عنوان یک زن و یک زندانی سیاسی متحمل شده و همهٔ فشارهائی سیستماتیکی که رژیم بر وی وارد کرده، نبوده‌است.[۱۵] ما جمعی از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی- سیاسی ایرانی خواستار روشنگری و شفاف‌سازی در مورد وقایع مراسم تشییع آقای عزت‌الله سحابی و مرگ هاله سحابی از سوی خانواده وی و منابع ذیصلاح مستقل مانند نهادهای بین‌المللی حقوق بشری هستیم و مرگ هاله سحابی را جنایتی تلقی می‌کنیم که نمی‌توان بررسی آن را در چهارچوب قوانین و مجازاتهای کیفری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت و آن را به عنوان «قتل نفس» توسط یک شخص فرو کاست، همچنانکه پرونده‌های قتلهای زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی این واقعیت را بخوبی نشان داده‌است. بر این باوریم که این‌گونه دادخواهی‌ها تنها در صورت ساقط شدن رژیم جمهوری اسلامی ممکن است حاصل شود.[۱۵] ما به خبررسانی‌های نادقیق و متناقض از سوی رسانه‌های رسمی (مدعی اصل استقلال و بیطرفی خبرنگاری) و رسانه‌های اپوزیسیون سبز مانند جنبش راه سبز (جرس) اعتراض شدید داریم. ما این نوع خبررسانی شتابزده، ناشفاف، نامسؤلانه، مشکوک، جناحی و تبلیغاتی را نشانهٔ همدستی با سانسور و حذف دگراندیشان و گامی در جهت مخدوش کردن افکار عمومی و بی‌اعتبار ساختن حرفهٔ خطیر و پرمسؤلیت خبرنگاری مستقل می‌دانیم و بر این باوریم که این نوع «خبر رسانی» فاقد ارزش اخلاقی و حرفه‌ای است.[۱۵] ما ضمن آنکه با خانوادهٔ هاله سحابی ابراز همدردی عمیق می‌کنیم و به نفس مبارزات و فعالیتهای مستقل هاله به عنوان یک زن و یک زندانی سیاسی، از جمله تلاشهای وی به عنوان یک مادر صلح، احترام می‌گذاریم، به روشهای تجویز شده برای مبارزه که تاکنون توسط گروهی از فعالان، از جمله «اصلاح طلبان» و افراد مجهول الهویه شورای راه سبز امید، در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ترویج شده‌است، انتقاد جدی داریم و یک بار دیگر علیه سکوت، دروغ، دورویی و همدستی در باز تولید فرهنگ جنایت با صدای بلند اعتراض می‌کنیم. از همهٔ هم‌اندیشان تقاضا داریم که ما را در این اعتراض تنها نگذارند.[۱۵]

منابع

  1. https://tavaana.org/haleh_sahabi/
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ https://kar-online.com/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%82/
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ https://rsf.org/fa/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF
  4. https://sedayekhamoosheyekzandani.wordpress.com/2015/02/05/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%89-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%D9%89/
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ https://justice4iran.org/persian/reports/halehsahabi/
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ https://news.mojahedin.org/i/news/86389
  7. ۷٫۰۰ ۷٫۰۱ ۷٫۰۲ ۷٫۰۳ ۷٫۰۴ ۷٫۰۵ ۷٫۰۶ ۷٫۰۷ ۷٫۰۸ ۷٫۰۹ ۷٫۱۰ ۷٫۱۱ ۷٫۱۲ ۷٫۱۳ ۷٫۱۴ ۷٫۱۵ ۷٫۱۶ ۷٫۱۷ ۷٫۱۸ ۷٫۱۹ https://www.zeitoons.com/50967
  8. ۸٫۰۰ ۸٫۰۱ ۸٫۰۲ ۸٫۰۳ ۸٫۰۴ ۸٫۰۵ ۸٫۰۶ ۸٫۰۷ ۸٫۰۸ ۸٫۰۹ ۸٫۱۰ ۸٫۱۱ ۸٫۱۲ https://www.hambastegimeli.com/23665_2011-06-02-07-02-31
  9. https://www.ncr-iran.org/en/news/iran-protests/haleh-sahabi-was-murdered-doctor-says/
  10. ۱۰٫۰۰ ۱۰٫۰۱ ۱۰٫۰۲ ۱۰٫۰۳ ۱۰٫۰۴ ۱۰٫۰۵ ۱۰٫۰۶ ۱۰٫۰۷ ۱۰٫۰۸ ۱۰٫۰۹ ۱۰٫۱۰ ۱۰٫۱۱ https://www.dw.com/fa-ir/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%DA%AF%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%AF/a-15124018
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ ۱۱٫۴ ۱۱٫۵ ۱۱٫۶ ۱۱٫۷ https://www.radiofarda.com/a/f4_haleh_sahabi_new_details_dies/24212037.html
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ ۱۲٫۵ ۱۲٫۶ ۱۲٫۷ ۱۲٫۸ https://www.radiofarda.com/a/o2haleh_sahabi_funeral_lavasan/24212506.html
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ۱۳٫۳ https://old.iranintl.com/%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%88%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ ۱۴٫۴ https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF/a-15126543
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=15744

</part8>