کاربر:Khosro/صفحه تمرین1: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
اصلاح املا، اصلاح سجاوندی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:برای_صفحه_تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]]'''حسن سماکوش'''، معروف به «حسن دایی» (متولد اول آذر ۱۳۵۶، بابل - جانباخته ۲۱ دی ۱۴۰۴، بابل) معترض ۴۸ ساله اهل بابل، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]] در چهارراه شهربانی بابل، نزدیک کلانتری ۱۳، هدف شلیک مستقیم گلوله ساچمهای از فاصله نزدیک قرار گرفت. تیر به ناحیه چشم و سر او اصابت کرد و منجر به خونریزی شدید مغزی شد. حسن سماکوش سه روز در حالت کما بود و روز یکشنبه ۲۱ دیماه جان باخت. تصاویر سیتیاسکن تأیید میکند که گلوله از چشم وارد مغز شده، بخشهای وسیعی از مغز را تخریب کرده و باعث جابهجایی خط وسط مغز و فشار بر اندامهای حیاتی شده است. حسن سماکوش مشاور املاک، پدر دو فرزند و از چهرههای معتمد محله بود. پس از جان باختنش، خانواده وی برای تحویل پیکر با تعهدات اجباری مواجه شدند و نیروهای امنیتی فشارهایی برای معرفی او به عنوان نیروی [[بسیج]] وارد کردند که با مقاومت فرزندان مواجه شد. این پرونده نمونهای از موارد متعدد آسیب چشمی و شلیک مستقیم به معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است.<ref name=":0">[https://iranwire.com/fa/features/151496-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B3%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%B4-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA/ حسن سماکوش؛ به چشمش تیر زدند، مغز تخریب شد، جان باخت - ایران وایر]</ref> | [[پرونده:برای_صفحه_تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]] | ||
{{جعبه زندگینامه | |||
|نام_شخص=حسن سماکوش | |||
|تصویر=حسن سماکوش، بابل.jpg | |||
|عرض_تصویر=260px | |||
|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، حسن سماکوش | |||
|تاریخ_تولد= | |||
|محل_تولد=بابل | |||
|تاریخ_مرگ= | |||
|ملیت= | |||
|محل_مرگ=بابل | |||
|مدفن= | |||
|علت مرگ=رگبار گلوله ساچمهای به چشم | |||
|شناختهشده برای= | |||
|همسر= | |||
|والدین= | |||
|تاریخ تولد=اول آذر ۱۳۵۶ | |||
|تاریخ مرگ=۲۱ دی ۱۴۰۴}} | |||
'''حسن سماکوش'''، معروف به «حسن دایی» (متولد اول آذر ۱۳۵۶، بابل - جانباخته ۲۱ دی ۱۴۰۴، بابل) معترض ۴۸ ساله اهل بابل، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]] در چهارراه شهربانی بابل، نزدیک کلانتری ۱۳، هدف شلیک مستقیم گلوله ساچمهای از فاصله نزدیک قرار گرفت. تیر به ناحیه چشم و سر او اصابت کرد و منجر به خونریزی شدید مغزی شد. حسن سماکوش سه روز در حالت کما بود و روز یکشنبه ۲۱ دیماه جان باخت. تصاویر سیتیاسکن تأیید میکند که گلوله از چشم وارد مغز شده، بخشهای وسیعی از مغز را تخریب کرده و باعث جابهجایی خط وسط مغز و فشار بر اندامهای حیاتی شده است. حسن سماکوش مشاور املاک، پدر دو فرزند و از چهرههای معتمد محله بود. پس از جان باختنش، خانواده وی برای تحویل پیکر با تعهدات اجباری مواجه شدند و نیروهای امنیتی فشارهایی برای معرفی او به عنوان نیروی [[بسیج]] وارد کردند که با مقاومت فرزندان مواجه شد. این پرونده نمونهای از موارد متعدد آسیب چشمی و شلیک مستقیم به معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است.<ref name=":0">[https://iranwire.com/fa/features/151496-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B3%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%B4-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA/ حسن سماکوش؛ به چشمش تیر زدند، مغز تخریب شد، جان باخت - ایران وایر]</ref> | |||
== هویت و زندگی خانوادگی == | == هویت و زندگی خانوادگی == | ||
| خط ۷: | خط ۲۶: | ||
حسن سماکوش روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان تظاهرات در شهر بابل، در چهارراه شهربانی نزدیک کلانتری ۱۳، هدف چندین گلوله مستقیم قرار گرفت. تیر ساچمهای از فاصله بسیار نزدیک به ناحیه چشم و سر او اصابت کرد. یک منبع نزدیک گزارش داده است که او در میان جمعیت هدف گلوله قرار گرفت و رفیقش با دشواری او را روی دوش خود بیرون کشید. در کوچهها فریاد میزد تا دری باز کنند؛ سرانجام یک زن سالمند خانهاش را باز کرد و باند و گاز استریل در اختیارشان گذاشت تا خونریزی را کنترل کنند. سپس او را با ماشین به بیمارستان منتقل کردند. | حسن سماکوش روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان تظاهرات در شهر بابل، در چهارراه شهربانی نزدیک کلانتری ۱۳، هدف چندین گلوله مستقیم قرار گرفت. تیر ساچمهای از فاصله بسیار نزدیک به ناحیه چشم و سر او اصابت کرد. یک منبع نزدیک گزارش داده است که او در میان جمعیت هدف گلوله قرار گرفت و رفیقش با دشواری او را روی دوش خود بیرون کشید. در کوچهها فریاد میزد تا دری باز کنند؛ سرانجام یک زن سالمند خانهاش را باز کرد و باند و گاز استریل در اختیارشان گذاشت تا خونریزی را کنترل کنند. سپس او را با ماشین به بیمارستان منتقل کردند. | ||
=== | === درمان و وضعیت پزشکی === | ||
ابتدا حسن سماکوش را به مرکز آموزشی درمانی «هفده شهریور» مرزیکلا بردند که نزدیکترین مرکز درمانی بود، اما به دلیل تخصصی بودن در زنان و زایمان، پذیرش | ابتدا حسن سماکوش را به مرکز آموزشی درمانی «هفده شهریور» مرزیکلا بردند که نزدیکترین مرکز درمانی بود، اما به دلیل تخصصی بودن در زنان و زایمان، پذیرش نکردند؛ بنابراین او را به بیمارستان «روحانی» بابل منتقل کردند که ۲۰ دقیقه طول کشید. وی با وضعیت بسیار وخیم، خونریزی شدید و کمترین علائم حیاتی بستری شد و بلافاصله در کما قرار گرفت. پزشک متخصص چشم تأیید کرد که تیر ساچمهای از چشم وارد مغز شده و بخشهایی از مغز را تخریب کرده بود. تنها یک چهارم از مغز او سالم باقی مانده بود. | ||
دکتر روزبه اسفندیاری، پزشک مقیم هیوستون با سابقه فعالیت در اورژانس تهران، با بررسی تصاویر سیتیاسکن حسن سماکوش، توضیح داد که گلوله از فاصله نزدیک از چشم و کنار بینی وارد شده، بخشی از مغز را تخریب کرده، خونریزی داخل چشمی، بیرونزدگی چشم، قطع عصب بینایی، خونریزی اطراف بطن جانبی سمت راست و جابهجایی خط وسط مغز به دلیل ورم و فشار مغزی ایجاد شده است. این وضعیت سرانجام به مرگ منجر شد. وی تأکید کرد که تنها مراکز بسیار پیشرفته ممکن بود او را برای مدتی طولانی در کما نگه دارند، اما به دلیل تخریب گسترده مغز، امکان بهبود وجود نداشت. | دکتر روزبه اسفندیاری، پزشک مقیم هیوستون با سابقه فعالیت در اورژانس تهران، با بررسی تصاویر سیتیاسکن حسن سماکوش، توضیح داد که گلوله از فاصله نزدیک از چشم و کنار بینی وارد شده، بخشی از مغز را تخریب کرده، خونریزی داخل چشمی، بیرونزدگی چشم، قطع عصب بینایی، خونریزی اطراف بطن جانبی سمت راست و جابهجایی خط وسط مغز به دلیل ورم و فشار مغزی ایجاد شده است. این وضعیت سرانجام به مرگ منجر شد. وی تأکید کرد که تنها مراکز بسیار پیشرفته ممکن بود او را برای مدتی طولانی در کما نگه دارند، اما به دلیل تخریب گسترده مغز، امکان بهبود وجود نداشت. | ||
=== | === شرایط بیمارستان و حضور نیروهای امنیتی === | ||
حسن سماکوش اینتوبه شده بود و در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) و اتاق سیپیآر بستری بود. کادر درمان اعلام کردند که او دچار مرگ مغزی شده است. در این دوره، | حسن سماکوش اینتوبه شده بود و در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) و اتاق سیپیآر بستری بود. کادر درمان اعلام کردند که او دچار مرگ مغزی شده است. در این دوره، مأموران نهادهای اطلاعاتی مسلح بهطور مکرر به اتاق او رفتوآمد داشتند. خانواده اجازه ورود به اتاق را نداشتند، مأموران مسلح در حیاط بیمارستان حضور داشتند و نیروهای [[لباس شخصی]] آمار تمام مجروحان را ثبت میکردند. یک منبع مطلع در بیمارستان روحانی گزارش داد که حسن سماکوش تنها مورد نبود؛ فقط در روز جمعه هفت مورد اصابت به چشم در یک شیفت ثبت شد که برای سه نفر تشخیص کوری داده شد و در شبی که حسن بستری بود، بین ۱۰ تا ۱۲ مجروح با آسیب چشمی به بیمارستان منتقل شدند. | ||
=== | === خاکسپاری، تعهدات اجباری و فشار بر خانواده === | ||
خانواده حسن سماکوش تنها پس از امضای تعهد کتبی به نیروهای اطلاعاتی توانستند پیکر او را از سردخانه تحویل بگیرند. این تعهد با هدف جلوگیری از هرگونه تجمع یا اتفاق خاص در مراسم خاکسپاری اخذ شده بود. نیروهای امنیتی به خانواده اعلام کرده بودند که باید حسن را بهعنوان «نیروی بسیج» معرفی کنند، در غیر این صورت خانواده در زمره «خانوادههای تروریست» قرار خواهند گرفت. فرزندان او این خواسته را رد کردند و حاضر نشدند برای قاتلان پدرشان باج بدهند. پس از سخنرانی پسر ارشد در مراسم سوم پدر، فشارها و تهدیدهای نیروهای امنیتی علیه خانواده تشدید شد.<ref name=":0" /> | خانواده حسن سماکوش تنها پس از امضای تعهد کتبی به نیروهای اطلاعاتی توانستند پیکر او را از سردخانه تحویل بگیرند. این تعهد با هدف جلوگیری از هرگونه تجمع یا اتفاق خاص در مراسم خاکسپاری اخذ شده بود. نیروهای امنیتی به خانواده اعلام کرده بودند که باید حسن را بهعنوان «نیروی بسیج» معرفی کنند، در غیر این صورت خانواده در زمره «خانوادههای تروریست» قرار خواهند گرفت. فرزندان او این خواسته را رد کردند و حاضر نشدند برای قاتلان پدرشان باج بدهند. پس از سخنرانی پسر ارشد در مراسم سوم پدر، فشارها و تهدیدهای نیروهای امنیتی علیه خانواده تشدید شد.<ref name=":0" /> | ||
== منابع | == منابع == | ||
نسخهٔ ۸ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۱۶

| حسن سماکوش | |
|---|---|
| پرونده:حسن سماکوش، بابل.jpg شهید قیام سراسری، حسن سماکوش | |
| زادروز | اول آذر ۱۳۵۶ بابل |
| درگذشت | ۲۱ دی ۱۴۰۴ بابل |
| علت مرگ | رگبار گلوله ساچمهای به چشم |
حسن سماکوش، معروف به «حسن دایی» (متولد اول آذر ۱۳۵۶، بابل - جانباخته ۲۱ دی ۱۴۰۴، بابل) معترض ۴۸ ساله اهل بابل، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در چهارراه شهربانی بابل، نزدیک کلانتری ۱۳، هدف شلیک مستقیم گلوله ساچمهای از فاصله نزدیک قرار گرفت. تیر به ناحیه چشم و سر او اصابت کرد و منجر به خونریزی شدید مغزی شد. حسن سماکوش سه روز در حالت کما بود و روز یکشنبه ۲۱ دیماه جان باخت. تصاویر سیتیاسکن تأیید میکند که گلوله از چشم وارد مغز شده، بخشهای وسیعی از مغز را تخریب کرده و باعث جابهجایی خط وسط مغز و فشار بر اندامهای حیاتی شده است. حسن سماکوش مشاور املاک، پدر دو فرزند و از چهرههای معتمد محله بود. پس از جان باختنش، خانواده وی برای تحویل پیکر با تعهدات اجباری مواجه شدند و نیروهای امنیتی فشارهایی برای معرفی او به عنوان نیروی بسیج وارد کردند که با مقاومت فرزندان مواجه شد. این پرونده نمونهای از موارد متعدد آسیب چشمی و شلیک مستقیم به معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است.[۱]
هویت و زندگی خانوادگی
حسن سماکوش معروف به «حسن دایی»، متولد اول آذر ۱۳۵۶ در بابل، مشاور املاک، پدر دو فرزند و از چهرههای معتمد و شناختهشده محله خود بود. هممحلیها او را فردی دوستداشتنی توصیف کردهاند که با کوچک و بزرگ ارتباط نزدیک داشت. حسن سماکوش در میان جوانان شهر محبوبیت ویژهای داشت؛ به گونهای که برخی او را شبیه به شخصیتهایی همچون «مجید سوزوکی» در فیلم «اخراجیها» یا «کارادایی» در سریال «ایزل» میدانستند. پیکر او در زادگاهش، بابلکنار، به خاک سپرده شد.
شرکت در اعتراضات و نحوه مجروحیت
حسن سماکوش روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان تظاهرات در شهر بابل، در چهارراه شهربانی نزدیک کلانتری ۱۳، هدف چندین گلوله مستقیم قرار گرفت. تیر ساچمهای از فاصله بسیار نزدیک به ناحیه چشم و سر او اصابت کرد. یک منبع نزدیک گزارش داده است که او در میان جمعیت هدف گلوله قرار گرفت و رفیقش با دشواری او را روی دوش خود بیرون کشید. در کوچهها فریاد میزد تا دری باز کنند؛ سرانجام یک زن سالمند خانهاش را باز کرد و باند و گاز استریل در اختیارشان گذاشت تا خونریزی را کنترل کنند. سپس او را با ماشین به بیمارستان منتقل کردند.
درمان و وضعیت پزشکی
ابتدا حسن سماکوش را به مرکز آموزشی درمانی «هفده شهریور» مرزیکلا بردند که نزدیکترین مرکز درمانی بود، اما به دلیل تخصصی بودن در زنان و زایمان، پذیرش نکردند؛ بنابراین او را به بیمارستان «روحانی» بابل منتقل کردند که ۲۰ دقیقه طول کشید. وی با وضعیت بسیار وخیم، خونریزی شدید و کمترین علائم حیاتی بستری شد و بلافاصله در کما قرار گرفت. پزشک متخصص چشم تأیید کرد که تیر ساچمهای از چشم وارد مغز شده و بخشهایی از مغز را تخریب کرده بود. تنها یک چهارم از مغز او سالم باقی مانده بود.
دکتر روزبه اسفندیاری، پزشک مقیم هیوستون با سابقه فعالیت در اورژانس تهران، با بررسی تصاویر سیتیاسکن حسن سماکوش، توضیح داد که گلوله از فاصله نزدیک از چشم و کنار بینی وارد شده، بخشی از مغز را تخریب کرده، خونریزی داخل چشمی، بیرونزدگی چشم، قطع عصب بینایی، خونریزی اطراف بطن جانبی سمت راست و جابهجایی خط وسط مغز به دلیل ورم و فشار مغزی ایجاد شده است. این وضعیت سرانجام به مرگ منجر شد. وی تأکید کرد که تنها مراکز بسیار پیشرفته ممکن بود او را برای مدتی طولانی در کما نگه دارند، اما به دلیل تخریب گسترده مغز، امکان بهبود وجود نداشت.
شرایط بیمارستان و حضور نیروهای امنیتی
حسن سماکوش اینتوبه شده بود و در بخش مراقبتهای ویژه (آیسییو) و اتاق سیپیآر بستری بود. کادر درمان اعلام کردند که او دچار مرگ مغزی شده است. در این دوره، مأموران نهادهای اطلاعاتی مسلح بهطور مکرر به اتاق او رفتوآمد داشتند. خانواده اجازه ورود به اتاق را نداشتند، مأموران مسلح در حیاط بیمارستان حضور داشتند و نیروهای لباس شخصی آمار تمام مجروحان را ثبت میکردند. یک منبع مطلع در بیمارستان روحانی گزارش داد که حسن سماکوش تنها مورد نبود؛ فقط در روز جمعه هفت مورد اصابت به چشم در یک شیفت ثبت شد که برای سه نفر تشخیص کوری داده شد و در شبی که حسن بستری بود، بین ۱۰ تا ۱۲ مجروح با آسیب چشمی به بیمارستان منتقل شدند.
خاکسپاری، تعهدات اجباری و فشار بر خانواده
خانواده حسن سماکوش تنها پس از امضای تعهد کتبی به نیروهای اطلاعاتی توانستند پیکر او را از سردخانه تحویل بگیرند. این تعهد با هدف جلوگیری از هرگونه تجمع یا اتفاق خاص در مراسم خاکسپاری اخذ شده بود. نیروهای امنیتی به خانواده اعلام کرده بودند که باید حسن را بهعنوان «نیروی بسیج» معرفی کنند، در غیر این صورت خانواده در زمره «خانوادههای تروریست» قرار خواهند گرفت. فرزندان او این خواسته را رد کردند و حاضر نشدند برای قاتلان پدرشان باج بدهند. پس از سخنرانی پسر ارشد در مراسم سوم پدر، فشارها و تهدیدهای نیروهای امنیتی علیه خانواده تشدید شد.[۱]