کاربر:Khosro/صفحه تمرین1: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
== فعالیتهای اداری و تخصصی == | == فعالیتهای اداری و تخصصی == | ||
یدالله سحابی ریاست اداره فرهنگ تهران و توابع را در آبان ۱۳۲۵ بر عهده داشت و در دی همان سال استعفا داد. وی عضو شورای عالی فرهنگی در بهمن ۱۳۲۵ به صورت افتخاری بود، معاونت وزارت فرهنگ را تجربه کرد، و مدیریت اداره امتحانات نهایی متوسطه را در ۱۳۲۳-۱۳۲۴ و اداره فرهنگ تهران پس از شهریور ۱۳۲۰ بر عهده داشت. او در بنای برج ۱۲ طبقهای برای اسکان همفکران در ۱۳۵۲ نقش داشت. همچنین در کمیسیون تعلیمات دینی وزارت فرهنگ در مرداد ۱۳۲۷ شرکت کرد. سحابی تعلیم مبانی دینی را در دانشسرای تربیت معلم دینی و دبیرستان کمال انجام داد و الگویی از اعتدال، انصاف، ایمان، اخلاص و انضباط بود. وی در اصلاح فکری دانشآموزان در مورد تکامل به عنوان ضددین فعالیت کرد و قانون مدارس غیرانتفاعی را در مجلس برای کمک به آموزش محرومها تصویب نمود. پس از زندان، در امور فنی شرکت یاد مانند آبرسانی کرمانشاه همکاری کرد.<ref>[https://nehzateazadi.org/project/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c/ دکتر یدالله سحابی - نهضت آزادی ایران]</ref> | یدالله سحابی ریاست اداره فرهنگ تهران و توابع را در آبان ۱۳۲۵ بر عهده داشت و در دی همان سال استعفا داد. وی عضو شورای عالی فرهنگی در بهمن ۱۳۲۵ به صورت افتخاری بود، معاونت وزارت فرهنگ را تجربه کرد، و مدیریت اداره امتحانات نهایی متوسطه را در ۱۳۲۳-۱۳۲۴ و اداره فرهنگ تهران پس از شهریور ۱۳۲۰ بر عهده داشت. او در بنای برج ۱۲ طبقهای برای اسکان همفکران در ۱۳۵۲ نقش داشت. همچنین در کمیسیون تعلیمات دینی وزارت فرهنگ در مرداد ۱۳۲۷ شرکت کرد. سحابی تعلیم مبانی دینی را در دانشسرای تربیت معلم دینی و دبیرستان کمال انجام داد و الگویی از اعتدال، انصاف، ایمان، اخلاص و انضباط بود. وی در اصلاح فکری دانشآموزان در مورد تکامل به عنوان ضددین فعالیت کرد و قانون مدارس غیرانتفاعی را در مجلس برای کمک به آموزش محرومها تصویب نمود. پس از زندان، در امور فنی شرکت یاد مانند آبرسانی کرمانشاه همکاری کرد.<ref name=":0">[https://nehzateazadi.org/project/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c/ دکتر یدالله سحابی - نهضت آزادی ایران]</ref> | ||
== فعالیتهای سیاسی پیش از انقلاب == | == فعالیتهای سیاسی پیش از انقلاب == | ||
یدالله سحابی عضو [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] بود و از مشی دکتر مصدق در ۱۳۳۰-۱۳۳۲ حمایت کرد. او در تأسیس نهضت مقاومت ملی در سال ۱۳۳۲، نهضت آزادی ایران (اعلام در اردیبهشت ۱۳۴۰، تأسیس در تیر ۱۳۴۰)، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر در ۱۶ آذر ۱۳۵۶، جمعیت تأمین آزادی انتخابات در زمستان ۱۳۳۲، و جمعیت دفاع از حاکمیت ملت در ۱۳۶۵ نقش داشت. وی در زمستان ۱۳۳۲ به دلیل نامه اعتراض به [[قرارداد کنسرسیوم|قرارداد کنسرسیوم نفت]] (با ۱۲ استاد) از دانشگاه اخراج شد و تا پایان صدارت زاهدی ادامه یافت. سحابی چهار سال زندان و تبعید به برازجان را از ۴ بهمن ۱۳۴۱ تا ۱۷ اسفند ۱۳۴۵ تحمل کرد (محکوم به ۶ سال در ۱۳۴۲، کاهش به ۴ سال). او با مهدی بازرگان در تیر ۱۳۴۰ دستگیر شد و در [[زندان قزلقلعه]] بود. در روزهای پیش از انقلاب، [[روحالله خمینی]] وی را به مدیریت کمیته تنظیم اعتصابات در دی ۱۳۵۷ منصوب کرد. | یدالله سحابی عضو [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] بود و از مشی دکتر مصدق در ۱۳۳۰-۱۳۳۲ حمایت کرد. او در تأسیس نهضت مقاومت ملی در سال ۱۳۳۲، نهضت آزادی ایران (اعلام در اردیبهشت ۱۳۴۰، تأسیس در تیر ۱۳۴۰)، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر در ۱۶ آذر ۱۳۵۶، جمعیت تأمین آزادی انتخابات در زمستان ۱۳۳۲، و جمعیت دفاع از حاکمیت ملت در ۱۳۶۵ نقش داشت. وی در زمستان ۱۳۳۲ به دلیل نامه اعتراض به [[قرارداد کنسرسیوم|قرارداد کنسرسیوم نفت]] (با ۱۲ استاد) از دانشگاه اخراج شد و تا پایان صدارت زاهدی ادامه یافت. سحابی چهار سال زندان و تبعید به برازجان را از ۴ بهمن ۱۳۴۱ تا ۱۷ اسفند ۱۳۴۵ تحمل کرد (محکوم به ۶ سال در ۱۳۴۲، کاهش به ۴ سال). او با مهدی بازرگان در تیر ۱۳۴۰ دستگیر شد و در [[زندان قزلقلعه]] بود. در روزهای پیش از انقلاب، [[روحالله خمینی]] وی را به مدیریت کمیته تنظیم اعتصابات در دی ۱۳۵۷ منصوب کرد.<ref name=":0" /> | ||
یدالله سحابی یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران در کنار مهدی بازرگان و آیتالله محمود طالقانی بود. او فعالیت سیاسی را با وظیفه دینی مرتبط میدانست و نهضت آزادی را از گروههای سکولار مانند جبهه ملی متمایز میکرد. در ۱۳۴۱، همراه با دیگر رهبران در سرکوب جبهه ملی به دلیل انتقاد از انقلاب سفید شاه دستگیر شد و ابتدا به ۶ سال زندان محکوم گردید که به دلیل ۳۷ سال خدمت فرهنگی و علمی به ۴ سال کاهش یافت. وی چندین بار دیگر تا ۱۳۵۷ زندانی و تبعید شد. در روزهای پیش از انقلاب، | یدالله سحابی یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران در کنار مهدی بازرگان و آیتالله محمود طالقانی بود. او فعالیت سیاسی را با وظیفه دینی مرتبط میدانست و نهضت آزادی را از گروههای سکولار مانند جبهه ملی متمایز میکرد. در ۱۳۴۱، همراه با دیگر رهبران در سرکوب جبهه ملی به دلیل انتقاد از [[انقلاب سفید]] شاه دستگیر شد و ابتدا به ۶ سال زندان محکوم گردید که به دلیل ۳۷ سال خدمت فرهنگی و علمی به ۴ سال کاهش یافت. وی چندین بار دیگر تا ۱۳۵۷ زندانی و تبعید شد. در روزهای پیش از انقلاب، خمینی از تبعید وی را برای سازماندهی اعتصابات و کاهش آسیب به مردم منصوب کرد.<ref name=":1">[https://www.zeitoons.com/59714 «فرزندان انقلاب»، محذوفان و مطرودان - زیتون]</ref> | ||
== نقش در انقلاب و پس از آن == | |||
پس از انقلاب ۱۳۵۷، سحابی عضو شورای انقلاب شد و به عنوان وزیر مشاور در امور طرحها و برنامههای انقلاب در دولت موقت مهدی بازرگان خدمت کرد. وی نماینده مردم تهران در اولین مجلس شورای اسلامی بود و ریاست سنی آن را بر عهده داشت. او در تدوین سیاستهای توسعه و پیشنویس قانون اساسی نقش داشت. سحابی در بیانیههای سیاسی نهضت آزادی شرکت کرد، از جمله دعوت به شرکت در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری خاتمی در ۱۳۸۰ علیرغم بازداشتها. وی با تغییر عنوان مجلس به شورای اسلامی مخالفت کرد، نامهای به | پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷، یدالله سحابی عضو شورای انقلاب شد و به عنوان وزیر مشاور در امور طرحها و برنامههای انقلاب در دولت موقت مهدی بازرگان خدمت کرد. وی نماینده مردم تهران در اولین مجلس شورای اسلامی بود و ریاست سنی آن را بر عهده داشت. او در تدوین سیاستهای توسعه و پیشنویس قانون اساسی نقش داشت. سحابی در بیانیههای سیاسی نهضت آزادی شرکت کرد، از جمله دعوت به شرکت در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری [[سید محمد خاتمی|محمد خاتمی]] در ۱۳۸۰ علیرغم بازداشتها. وی با تغییر عنوان مجلس به شورای اسلامی مخالفت کرد، نامهای به خمینی علیه ادامه جنگ ایران-عراق در سال ۱۳۶۵ نوشت، و به حمله به کوی دانشگاه اعتراض کرد (نامه به خامنهای در ۱۳۷۹، منتشر در نشاط). او در تحصن مجلس علیه بازداشتها در ۱۳۸۱ شرکت کرد که با وساطت [[مهدی کروبی]] پایان یافت. سحابی چندین بار توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد.<ref name=":0" /> | ||
پس از انقلاب، تنشها با نیروهای انقلابی افزایش یافت. در خرداد ۱۳۵۹، سحابی، بازرگان و کاظم سامی نامه اعتراضی در مجلس خواندند علیه توهینها، تهدیدها، محدودیت دسترسی، سانسور و بایکوت رسانهای، و تحریم جلسات را اعلام کردند. خاطرات هاشمی رفسنجانی به درگیریها اشاره دارد، از جمله تقاضا برای فاصلهگیری از گروههای خصمانه و حملات حزبالله به همراهان. نهضت آزادی در ۱۳۶۰ مجوز رسمی نگرفت و روزنامه میزان آن توسط صادق خلخالی بسته شد. تفاوتها بر سر ولایت | پس از انقلاب، تنشها با نیروهای انقلابی افزایش یافت. در خرداد ۱۳۵۹، سحابی، بازرگان و [[کاظم سامی]] نامه اعتراضی در مجلس خواندند علیه توهینها، تهدیدها، محدودیت دسترسی، سانسور و بایکوت رسانهای، و تحریم جلسات را اعلام کردند. خاطرات [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] به درگیریها اشاره دارد، از جمله تقاضا برای فاصلهگیری از گروههای خصمانه و حملات حزبالله به همراهان. نهضت آزادی در سال ۱۳۶۰ مجوز رسمی نگرفت و روزنامه میزان آن توسط [[صادق خلخالی]] بسته شد. تفاوتها بر سر [[رژیم ولایت فقیه|ولایت فقیه]]، ادامه جنگ ایران-عراق و دخالت روحانیت در سیاست تشدید شد. در اواخر دهه ۱۳۷۰، سحابی نامهای به خامنهای نوشت و به تخریب چهرههای مرجع، [[قتلهای زنجیرهای]] و حمله به دانشجویان اعتراض کرد و قوه قضائیه و رسانهها را نقد نمود، با اشاره به اینکه همه راهها به رهبر ختم میشود. پاسخی عمومی از خامنهای صادر نشد.<ref name=":1" /> | ||
== فعالیتهای بعدی و مرگ == | |||
فعالیتهای سیاسی سحابی تا اواسط دهه ۱۳۷۰ ادامه یافت اما با سرکوب گروههای میانهرو کاهش یافت. وی انتقادات خود را حفظ کرد اما از | فعالیتهای سیاسی یدالله سحابی تا اواسط دهه ۱۳۷۰ ادامه یافت اما با سرکوب گروههای میانهرو کاهش یافت. وی انتقادات خود را حفظ کرد اما از رویارویی عمیقتر اجتناب نمود. سحابی در ۱۲ آوریل ۲۰۰۲ (۲۳ فروردین ۱۳۸۱) درگذشت. خامنهای پیام تسلیت فرستاد و وی را برای عدم تبدیل تفاوتها به کینه یا منافع شخصی پس از خروج از نقشهای اجرایی و تقنینی ستود.<ref name=":1" /> | ||
تشییع جنازه یدالله سحابی در بهار ۱۳۸۲ علیرغم دستگیریهای گسترده نیروهای ملی-مذهبی مجاز بود. | تشییع جنازه یدالله سحابی در بهار ۱۳۸۲ علیرغم دستگیریهای گسترده نیروهای ملی-مذهبی مجاز بود.<ref name=":2">[https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF/a-15126543 آنچه مرگ سحابیها به ما درباره حاکمیت و جنبش مردم میگوید - دویچهوله]</ref> | ||
== خانواده و میراث == | |||
سحابی بخشی از شبکه خانوادگی سحابی بود؛ برادرش عزتالله سحابی نیز بنیانگذار نهضت آزادی بود. خانواده شامل یدالله (پدر عزتالله)، عزتالله (پدر هاله) و هاله سحابی (دختر عزتالله) است. عزتالله سحابی چهره برجسته شورای فعالان ملی-مذهبی و بنیانگذار نهضت آزادی ایران بود و تا مرگ تمایلات ملی-مذهبی داشت. وی نیروهای ملی-مذهبی را رقیب رژیم میدانست زیرا دموکراسیخواهی را با ارزشهای دینی پیوند میزد و تناقضی بین آموزههای اسلامی و نظام دموکراتیک نمیدید. رژیم آنها را به دلیل تفسیر خشونتآمیز خود از دین، جایگزین بالقوه میبیند. عزتالله در سحرگاه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ درگذشت و تشییع جنازهاش در ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ مختل شد. مراسم ابتدا در تهران برنامهریزی شد اما به لواسان منتقل گردید و زمان آن چندین بار تغییر کرد، اما حتی برای ۱۰۰ متر مسدود شد علیرغم توافق قبلی. پیامهای تسلیت از سیاستمدارانی مانند محمد خاتمی، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی (که ریاست جمهوریاش شامل دستگیری، زندان و شکنجه شدید عزتالله بود) صادر شد. مقایسه با تشییع مهدی بازرگان در اوایل دهه ۱۳۷۰ در خیابان میرداماد تهران و یدالله در ۱۳۸۲ که مجاز بودند. هاله سحابی فعال جنبش صلح، حقوق زنان، حمایت از خانواده زندانیان سیاسی و پژوهشگر مطالعات دینی بود که رویکرد غیرخشونتآمیز داشت. وی در ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ طی تشییع پدرش بر اثر ضرب و شتم مأموران رژیم دچار ایست قلبی شد و درگذشت. او به عنوان زنی صلحجو شناخته میشد که با لبخند و مهربانی رویکرد غیرخشونتآمیز را ترویج میکرد. | یدالله سحابی بخشی از شبکه خانوادگی سحابی بود؛ برادرش عزتالله سحابی نیز بنیانگذار نهضت آزادی بود. خانواده شامل یدالله (پدر عزتالله)، عزتالله (پدر هاله) و هاله سحابی (دختر عزتالله) است. عزتالله سحابی چهره برجسته شورای فعالان ملی-مذهبی و بنیانگذار نهضت آزادی ایران بود و تا مرگ تمایلات ملی-مذهبی داشت. وی نیروهای ملی-مذهبی را رقیب رژیم میدانست زیرا دموکراسیخواهی را با ارزشهای دینی پیوند میزد و تناقضی بین آموزههای اسلامی و نظام دموکراتیک نمیدید. رژیم آنها را به دلیل تفسیر خشونتآمیز خود از دین، جایگزین بالقوه میبیند. عزتالله در سحرگاه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ درگذشت و تشییع جنازهاش در ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ مختل شد. مراسم ابتدا در تهران برنامهریزی شد اما به لواسان منتقل گردید و زمان آن چندین بار تغییر کرد، اما حتی برای ۱۰۰ متر مسدود شد علیرغم توافق قبلی. پیامهای تسلیت از سیاستمدارانی مانند محمد خاتمی، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی (که ریاست جمهوریاش شامل دستگیری، زندان و شکنجه شدید عزتالله بود) صادر شد. مقایسه با تشییع مهدی بازرگان در اوایل دهه ۱۳۷۰ در خیابان میرداماد تهران و یدالله در ۱۳۸۲ که مجاز بودند. هاله سحابی فعال جنبش صلح، حقوق زنان، حمایت از خانواده زندانیان سیاسی و پژوهشگر مطالعات دینی بود که رویکرد غیرخشونتآمیز داشت. وی در ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ طی تشییع پدرش بر اثر ضرب و شتم مأموران رژیم دچار ایست قلبی شد و درگذشت. او به عنوان زنی صلحجو شناخته میشد که با لبخند و مهربانی رویکرد غیرخشونتآمیز را ترویج میکرد.<ref name=":2" /> | ||
میراث سحابی به عنوان بنیانگذار انقلاب («پدر انقلاب») در کنار بازرگان و طالقانی یاد میشود که پیوند ملیگرایی و اسلام را برقرار کرد. نهضت آزادی تحت تأثیر وی، اسلامی-سیاسی را ترویج داد و نسبت به دیگر گروهها طولانیتر در قدرت ماند اما به تدریج حذف شد: ابتدا تحمل، سپس ممنوع پس از مخالفت با ولایت فقیه و ادامه جنگ. تعامل اولیه با رژیم تحت خمینی به درگیری تبدیل شد؛ انتصاب به پستهای کلیدی اما حاشیهنشینی به دلیل اختلافات ایدئولوژیک. رژیم مشروعیت آنها را انکار کرد، محدودیتها اعمال نمود و اعضا را ایزوله کرد. منتقدان رژیم مانند هاشمی رفسنجانی، نهضت آزادی را متهم به ارتباط با خارجیها، لیبرالیسم و تضعیف انقلاب با همسویی با گروههایی مانند مجاهدین خلق کردند. خمینی نهضت آزادی را مضر دانست زیرا به عنوان اسلامی ظاهر میشد و جوانان را گمراه میکرد، و در ۱۳۶۶ دستور اقدام شدید داد که به دستگیریها و ممنوعیت تجمعات منجر شد. | === میراث یدالله سحابی === | ||
میراث یدالله سحابی به عنوان بنیانگذار انقلاب («پدر انقلاب») در کنار مهندس بازرگان و [[سید محمود طالقانی]] یاد میشود که پیوند ملیگرایی و اسلام را برقرار کرد. نهضت آزادی تحت تأثیر وی، اسلامی-سیاسی را ترویج داد و نسبت به دیگر گروهها طولانیتر در قدرت ماند اما به تدریج حذف شد: ابتدا تحمل، سپس ممنوع پس از مخالفت با ولایت فقیه و ادامه جنگ. تعامل اولیه با رژیم تحت خمینی به درگیری تبدیل شد؛ انتصاب به پستهای کلیدی اما حاشیهنشینی به دلیل اختلافات ایدئولوژیک. رژیم مشروعیت آنها را انکار کرد، محدودیتها اعمال نمود و اعضا را ایزوله کرد. منتقدان رژیم مانند هاشمی رفسنجانی، نهضت آزادی را متهم به ارتباط با خارجیها، لیبرالیسم و تضعیف انقلاب با همسویی با گروههایی مانند [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] کردند. خمینی نهضت آزادی را مضر دانست زیرا به عنوان اسلامی ظاهر میشد و جوانان را گمراه میکرد، و در ۱۳۶۶ دستور اقدام شدید داد که به دستگیریها و ممنوعیت تجمعات منجر شد.<ref name=":1" /> | |||
== منابع == | |||