کاربر:Hamidreza/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: برگرداندهشده ویرایشگر دیداری |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: برگرداندهشده ویرایشگر دیداری |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
با وجود کمی بهبود نسبی، در تاریخ ۲۶بهمن (حدود یک ماه پس از بازداشت) دستگاه تنفس مصنوعی او خاموش شد و جان باخت. | با وجود کمی بهبود نسبی، در تاریخ ۲۶بهمن (حدود یک ماه پس از بازداشت) دستگاه تنفس مصنوعی او خاموش شد و جان باخت. | ||
با وجود اینکه ماموران به خانواده اجازه دیدن پیکر آرش را نداده | با وجود اینکه ماموران به خانواده اجازه دیدن پیکر آرش را نداده و تهدید کردند که نباید کفن او را باز کنند، اما خانوادهاش پیکر او را با آثار واضح شکنجه دید ( سر تراشیده، شکستگیهای متعدد، کبودی شدید). پیکر او در ۲۹بهمن یا ۲اسفند۱۴۰۴ در قطعه ۲۵ آرامستان بهشت رضا در مشهد، با حضور محدود خانواده و تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور ماموران لباسشخصی و نظامی و شرایط سخت بدون اجرای مراسم تشییع و تنها با حضور اقوام درجهیک به خاک سپرده شد.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":2" /> | ||
نام آرش در فهرست [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جانباختگان اعتراضات سراسری]] در ردیف ... بهثبت رسیدهاست. | |||
== منابع == | |||
نسخهٔ ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۶
درحال ویرایش
آرش طلوع شیخزاده، (متولد ۲۳ آذر ۱۳۶۷ در مشهد-شهادت حدود۲۸بهمن زیرشکنجه ماموران اطلاعات سپاه)، جوان ۳۵ سالهای بود که به عنوان باریستا در یک کافه کار میکرد. او به تنهایی زندگی میکرد و جوانی آگاه و حساس به مسائل اجتماعی و سیاسی بود که بدون ترس دیدگاههای انتقادیاش را بیان میکرد.
فعالیتها
آرش در صفحه اینستاگرامش باورهای دجالگرانه مسولان رژیم را نقد میکرد و جهل را ریشه بسیاری از مشکلات جامعه میدانست. او از «قیام ۱۴۰۱» حمایت کرده بود. آرش، آهنگهای انتقادی منتشر میکرد و مستقیماً خطاب به مقامات نظام مطالبی مینوشت (مثل پیام «کمکم جمع بکن بساطتو که وقت رفتنه» یا انتشار سرودطنز «سلام پسمانده» که خواننده بسیجی آنرا تحت عنوان «سلام فرمانده» خطاب به خامنهای خوانده بود).
آخرین فعالیتهای او مربوط به اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ درمشهد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ بود که ویدیوهایی از این تجمعات را در اینستاگرامش به اشتراک گذاشت.[۱][۲][۳]
بازداشت و شهادت
طبق گزارشها، آرش طلوع در تاریخ ۲۲دی (یا حدود ۱۷ بهمن در برخی روایتها) توسط مأموران لباسشخصی اداره اطلاعات سپاه با یورش به خانهاش در مشهد بازداشت شد. مأموران خانه را بههم ریختند و شیشهها را شکستند. خانواده آرش، پس از چند روز بیخبری وپیگیریهای مستمر مطلع شدند که او در بازداشت است. اما اطلاعات سپاه اجازه تماس یا دیدار به آنها نداد و حتی مادرش را تهدید به سکوت کردند.
او در بازداشتگاه تحت شکنجه شدید قرار گرفت، به طوریکه دستها و پاهایش شکسته شد، جمجمهاش آسیب دید، صورتش کبود و ورمکرده بود و رد ضربات باتوم روی سرش مشهود بود. پس از شکنجه به کما رفت و در بیمارستان ولایت مشهد (وابسته به سپاه) بستری شد.
مأموران ابتدا ادعا کردند او «سکته» کردهاست، اما شواهد جسمی خلاف آن را نشان میداد.
با وجود کمی بهبود نسبی، در تاریخ ۲۶بهمن (حدود یک ماه پس از بازداشت) دستگاه تنفس مصنوعی او خاموش شد و جان باخت.
با وجود اینکه ماموران به خانواده اجازه دیدن پیکر آرش را نداده و تهدید کردند که نباید کفن او را باز کنند، اما خانوادهاش پیکر او را با آثار واضح شکنجه دید ( سر تراشیده، شکستگیهای متعدد، کبودی شدید). پیکر او در ۲۹بهمن یا ۲اسفند۱۴۰۴ در قطعه ۲۵ آرامستان بهشت رضا در مشهد، با حضور محدود خانواده و تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور ماموران لباسشخصی و نظامی و شرایط سخت بدون اجرای مراسم تشییع و تنها با حضور اقوام درجهیک به خاک سپرده شد.[۱][۲][۳]
نام آرش در فهرست جانباختگان اعتراضات سراسری در ردیف ... بهثبت رسیدهاست.