کاربر:Khosro/صفحه تمرین2

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۰۳ توسط Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بهاران طاهرخانی، (متولد ۱۳۸۱، قزوین – جان‌باخته ۲۲ دی ۱۴۰۴، قزوین) دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بود که در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ در قزوین مورد اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس منابع دانشجویی و گزارشات منتشرشده در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بهاران طاهرخانی در اعتراضات مردمی شهر قزوین در ۲۲ دی‌ماه، هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و با اینکه او را مراکز درمانی منتقل کردند، اما به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد. مقامات رسمی حکومتی هیچ جزئیاتی از تیراندازی و هویت عاملان این تیراندازی، توضیحی ارائه نداده‌اند.

کشته‌شدن بهاران طاهرخانی در شرایطی صورت گرفت که پیش‌تر هم گزارش‌های زیادی از استفاده سلاح جنگی علی مردم معترض غیرمسلح، از جمله دانشجویان و جوانان در شهرهای مختلف کشور منتشر شده است. این اقدام مطابق استانداردهای حقوق بین‌الملل بشر، مصداق نقض حق حیات و استفاده غیرقانونی از قوه‌ی قهریه به شمار می‌رود.

جمعیت حقوق بشر آذربایجان ارک که مقام مشورتی در سازمان ملل متحد دارد، از خانواده‌ی بهاران طاهرخانی، شاهدان عینی در صحنه و سایر بازماندگان جان‌باختگان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴، درخواست کرده است که برای ثبت در تاریخ، مستندسازی و پیگیری قضایی در مراجع حقوق بشری و بین‌المللی، چه در این زمان و چه در پروسه آینده عدالت انتقالی، همه‌ی اسناد و مدارک، تصاویر و شهادت‌های مرتبط را در اختیار این انجمن قرار دهند. جمعیت حقوق بشر آذربایجان تاکید کرده است که جمع‌آوری این مستندات نقشی مهم و اساسی در احقاق حقوق جان‌باختگان و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان نقض‌های جدی حقوق بشر خواهد داشت.

بهاران طاهرخانی در لحظات آخر، پیش از کشته‌شدن توسط ماموران سرکوبگر حکومتی، متنی را به‌عنوان آخرین نوشته در صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی خطاب به خواهرش منتشر کرده بود که پس از جان‌باختنش بسیار مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. فعالان دانشجویی و کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز این نوشته را بازتابی از فضای نگرانی، ناامنی، اختناق و فشار روانی حاکم بر جوانان معترض در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه دانشته‌اند. بهاران طاهرخانی در این متن نوشته بود:

«از صبح یه حس عجیبی باهامه، انگار امروز شبیه هیچ‌وقت دیگه نیست. نمی‌دونم چرا دلم خواست حتماً بهت بگم دوستت دارم و حواست به خودت باشه، اگه امروز نتونستم جواب بدم یا صدام نرسید بدون دلم پیش توئه

اگه یه‌هو همه‌چی ساکت شد، خواهش می‌کنم خودتو سرزنش نکن. تو همیشه بهترین کاری رو که می‌تونستی انجام دادی. من با خاطه‌هامن آرومم، با خنده‌هامون، با دعواهای کوچیکمون، با همون چیزهایی که فقط ما می‌فهمیدیم...

اگه دلت گرفت، امشب قبل خواب یه‌بار اسممو آروم بگو، من یه جایی نزدیکت هستم. مراقب خودت باش. خواهرم امروز بیشتر از همیشه دوست دارم. قول میدم اگه امشب جسمم برای همیشه خاموش شد، تا ابد تو یادمی هفت دقیقه آخر

میدونی همان نزاری از یادت برم.»[۱]

منبع: