سلطنت رمیم

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۰ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه زندگینامه | اندازه جعبه = | عنوان = | نام = سلطنت رمیم | نام‌های دیگر = مادر هاجر | تصویر = | اندازه تصویر = | عنوان تصویر = | زادروز = ۱۳۱۵ | زادگاه = کرمانشاه، ایران | تاریخ درگذشت = حدود ۱۴۰۴ (آستانه ۹۰ سالگی) | مکان درگذشت = آلبانی | علت درگذشت = بیما...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سلطنت رمیم
زادروز۱۳۱۵
کرمانشاه، ایران
درگذشتحدود ۱۴۰۴ (آستانه ۹۰ سالگی)
آلبانی
ملیتایرانی
نام‌های دیگرمادر هاجر
تابعیتایرانی
پیشهفعال سیاسی
سال‌های فعالیتاز حدود ۱۳۵۷ تا درگذشت
شناخته‌شده برایفعالیت در سازمان مجاهدین خلق ایران
نقش‌های برجستهعضو سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادی‌بخش ملی ایران؛ مادر پنج عضو سازمان (از جمله دو شهید)
حزب سیاسیسازمان مجاهدین خلق ایران
همسرمحمدکریم معدومی (درگذشته ۱۳۶۳)
فرزندانراشد معدومی (شهید)، زاهد معدومی (اعدام ۱۳۶۲)، فرید معدومی، جاهد معدومی، فرزانه معدومی

سلطنت رمیم (مادر هاجر)، متولد ۱۳۱۵ در کرمانشاه، از فعالان انقلاب ضد سلطنتی سال ۱۳۵۷ بود و خانه‌اش به مرکزی برای فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. پنج فرزند او (راشد، زاهد، فرید، جاهد و فرزانه معدومی) به عضویت سازمان درآمدند. خانواده‌اش با فشارهای شدید امنیتی از جمله دستگیری، شکنجه، مصادره اموال و شهادت دو فرزند (زاهد در سال ۱۳۶۲ و راشد در عملیات فروغ جاویدان) مواجه شد. پدر خانواده نیز در سال ۱۳۶۳ در حادثه‌ای مشکوک درگذشت. سلطنت رمیم در سال ۱۳۶۴ به همراه فرزندان به نیروهای سازمان در مناطق مرزی پیوست و در بخش پشتیبانی ارتش آزادی‌بخش فعالیت کرد. او طی ۱۴ سال اقامت در کمپ‌های اشرف و لیبرتی در عراق، با وجود بیماری و حملات نظامی، به مقاومت ادامه داد. تا آخرین روزهای زندگی در کمپ اشرف ۳ در آلبانی، با تعهد و روحیه استقامتی الگویی برای همرزمانش بود. مریم رجوی درگذشت او را تسلیت گفت و وی را نمادی از زنان مقاوم ایرانی در برابر دو نظام سلطنتی و جمهوری اسلامی توصیف کرد. زندگی‌نامه و فعالیت‌ها سلطنت رمیم در دوران انقلاب ۱۳۵۷ در تظاهرات و فعالیت‌های مخالف رژیم پهلوی مشارکت داشت. پس از انقلاب، در دوره مخالفت با جمهوری اسلامی، خانه او در کرمانشاه به یکی از پایگاه‌های جلسات و فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق ایران تبدیل شد. پنج فرزند او به عضویت سازمان درآمدند. در دوره فعالیت سیاسی سازمان، زاهد معدومی هنگام توزیع نشریه مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد. از ابتدای دهه ۱۳۶۰، سلطنت رمیم و خانواده‌اش تحت فشارهای شدید شامل دستگیری، مصادره اموال و تهدیدهای مستمر قرار گرفتند. او به طور منظم برای ملاقات با فرزندان زندانی به زندان مراجعه می‌کرد و در یک مورد، پیکر شکنجه‌شده زاهد را به او نشان دادند تا از حمایت سازمان منصرف شود، اما او تسلیم نشد. زاهد معدومی در فروردین ۱۳۶۲ در زندان سنندج اعدام شد. در سال ۱۳۶۳، همسر او محمدکریم معدومی در حادثه‌ای که به عنوان تصادف ساختگی توصیف شده، مجروح و سپس درگذشت. در همان سال، دخترش فرزانه معدومی دستگیر و در زندان اسلام‌آباد تحت شکنجه قرار گرفت. در آبان ۱۳۶۴، سلطنت رمیم به همراه فرزندان به نیروهای سازمان در منطقه مرزی پیوست. با تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، او لباس نظامی بر تن کرد و در بخش‌های پشتیبانی و تدارکات فعالیت نمود. راشد معدومی، یکی دیگر از فرزندان، در عملیات فروغ جاویدان کشته شد، اما مادر با وجود این فقدان به فعالیت ادامه داد. او به مدت ۱۴ سال در کمپ اشرف و سپس لیبرتی در عراق حضور داشت و در برابر حملات نظامی (از جمله به فرماندهی قاسم سلیمانی) و موشک‌باران‌ها، با وجود بیماری، مقاومت کرد و از همرزمان و فرزندانش حمایت نمود. تا آخرین روزهای زندگی در کمپ اشرف ۳ در آلبانی، سلطنت رمیم در مسئولیت‌های مختلف مشارکت فعال داشت و به عنوان الگویی از تعهد، فروتنی و استقامت شناخته می‌شد. در نامه‌ای، خود را «خاک پای مجاهدین و فرزندانش» توصیف کرده بود. واکنش‌ها به درگذشت مریم رجوی، رئیس‌جمهور شورای ملی مقاومت ایران، در پیامی درگذشت سلطنت رمیم را به همرزمان او در اشرف ۳، بستگان و مردم کرمانشاه تسلیت گفت. وی او را «الگوی درخشان دیگری از زن آزاد و مقاوم ایرانی» در مبارزه با دو دیکتاتوری سلطنتی و دینی نامید و افزود که او از ابتدای انقلاب راه سازمان را برگزید و با خانواده‌اش تا پایان عمر وفادار ماند. رجوی برای او رحمت و علو درجات آرزو کرد و اظهار داشت که راه مجاهدت او در ایران، به ویژه کرمانشاه، ادامه خواهد یافت. درگذشت سلطنت رمیم (مادر هاجر) در منابع مرتبط با سازمان مجاهدین خلق به عنوان نمادی از صبر، شجاعت، فداکاری خانوادگی و تعهد به مبارزه سیاسی ثبت شده است. زندگی او گواهی بر ایستادگی زنان ایرانی در برابر سرکوب و خشونت سیاسی به شمار می‌رود.