محمدرضا میری

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۳ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه زندگینامه| اندازه جعبه = | عنوان =محمدرضا میری | نام = | تصویر =محمدرضا میری،اعدام.jpg | اندازه تصویر = ۲۴۰px | عنوان تصویر =محمدرضا میری | زادروز =حدوداً سال ۱۳۸۳ | زادگاه =مشهد | تاریخ مرگ =۱۳ اردیبهش...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محمدرضا میری
محمدرضا میری
زادروزحدوداً سال ۱۳۸۳
مشهد
درگذشت۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
زندان مرکزی مشهد
محل زندگیمشهد
شناخته‌شده برایفعالان سیاسی و مردم ایران
مخالفانحکومت جمهوری اسلامی
دیناسلام
اتهام‌هااقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاح‌های سرد و گرم و...
مجازات‌هامحکوم به اعدام

محمدرضا میری، (متولد حدوداً سال ۱۳۸۳، مشهد - اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی مشهد) جوان ۲۱ ساله، فرزند ناصر، یکی از زندانیان سیاسی مرتبط با اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر مشهد بود. وی در جریان این اعتراضات که از ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و به سرعت به سایر شهرها از جمله مشهد گسترش یافت، بازداشت گردید. جزئیات دقیق زمان و نحوه بازداشت او در گزارش‌های موجود محدود است و پیش از انتشار اخبار مربوط به اعدام، پرونده این زندانی برای بسیاری از گروه‌های حقوق بشری نیز تا حد زیادی ناشناخته مانده بود. مانند سایر معترضان بازداشت‌شده در این دوره، محمدرضا میری نیز از کارگرانی بود که در جریان ناآرامی‌های خیابانی مشهد دستگیر شد.

اتهامات و روند قضایی

قوه قضائیه جمهوری اسلامی محمدرضا میری را به همراه مهدی رسولی از عناصر مرتبط با موساد در اعتراضات دی‌ماه مشهد معرفی کرد و هر دو را به مشارکت مستقیم در کشته شدن حمیدرضا یوسفی‌نژاد، از نیروهای حکومتی، متهم نمود. اتهامات منتسب به وی شامل اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، غارت، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاح‌های سرد و گرم نظیر شمشیر دست‌ساز، کوکتل مولوتف و چاقو، تحریک به خشونت و مشارکت در قتل یک مأمور نیروی انتظامی بود.

نهادهای امنیتی مدعی شدند که ویدئویی از ضرب و شتم یک بسیجی در تلفن همراه مرتبط با پرونده کشف شده و آن را به عنوان دلیلی بر مشارکت محمدرضا میری و مهدی رسولی در این حادثه مطرح کردند. گزارش‌ها تأکید دارند که محمدرضا میری و همراهش این اتهامات را زیر سؤال برده بودند، اما به دلیل ضرب و شتم شدید جسمی و شکنجه‌های روانی ناچار به پذیرش اتهامات شده‌اند و اعترافات اجباری به عنوان مهم‌ترین سند علیه آنها در پرونده قضایی مورد استناد قرار گرفته است. خانواده‌ها نیز تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته و با وعده بررسی پرونده در کمیسیون عفو و احتمال تغییر حکم، به سکوت و عدم اطلاع‌رسانی عمومی واداشته شده بودند.

دادگاه انقلاب مشهد در شعبه اول محمدرضا میری را به اعدام محکوم کرد. قوه قضائیه اعلام داشت که دادگاه با استناد به گزارش‌های امنیتی، تصاویر و ویدیوهای موجود، اظهارات متهمان و نظر قضات، اتهامات را احراز کرده است. حکم صادره پس از بررسی در شعبه نهم دیوان عالی کشور تأیید گردید. با این حال، نهادهای حقوق بشری روند دادرسی را فاقد شفافیت کافی، همراه با محرومیت متهمان از دسترسی مؤثر به وکلای مستقل و مبتنی بر اعترافات اخذشده تحت شکنجه و فشار توصیف کرده‌اند.

انتقال به سلول انفرادی و اجرای حکم اعدام

روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، محمدرضا میری طی تماس تلفنی با خانواده خود از انتقال به سلول انفرادی خبر داد. این تماس در شرایطی انجام شد که خانواده‌ها تحت وعده‌های بررسی عفو به سکوت واداشته شده بودند، اما این وعده‌ها در عمل محقق نشد و پرونده به سمت اجرای حکم پیش رفت.

سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، حکم اعدام محمدرضا میری در زندان وکیل‌آباد مشهد بدون اطلاع قبلی به خانواده اجرا شد. پیکر او حوالی ساعت ۱۰ صبح همان روز به خانواده تحویل گردید. مرضیه محبی، وکیل مدافع محمدرضا میری و مهدی رسولی، تأیید کرد که دادگاه انقلاب خانواده‌ها را فریب داده و با وعده عفو آن‌ها را به سکوت واداشته بود.

اجرای این حکم بخشی از موج گسترده و تازه اعدام‌های زندانیان سیاسی و معترضان است که از ابتدای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، به اعدام دست‌کم ۳۰ نفر انجامیده است. این اعدام‌ها در فضای «آرایش جنگی» قوه قضائیه و تشدید تنش‌های منطقه‌ای انجام گرفته و نهادهای حقوق بشری آن را تلاش حکومت برای ایجاد رعب و وحشت عمومی و سرکوب اعتراضات توصیف کرده‌اند.[۱][۲][۳]

اطلاعیه شورای ملی مقاومت

شورای ملی مقاومت ایران با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که اعدام زندانیان سیاسی پایمال کردن ارزش‌های جهان‌شمول حقوق‌بشر است و رژیم ایران را در ادامه سرکوب و شکنجه و اعدام تشجیع می‌کند. در متن این اطلاعیه آمده است:

دژخیمان رژیم آخوندی در ادامه جنایت‌های روزانه و مستمر خود، ۳شورشگر دلیر از فرزندان مردم مشهد، مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولت‌آبادی را در زندان وکیل‌آباد این شهر اعدام کردند.

قضاییه جلادان که روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت خبر این جنایت سبعانه را اعلام کرد اتهامات آنها را «لیدری و هدایت اغتشاشگران با هدف مقابله با نظام»، مشارکت در مجازات شماری از بسیجیان با «استفاده از کوکتل مولوتف و چاقو»، «تهییج مردم در فضای مجازی برای شرکت در اغتشاشات» و «ساخت و همراه داشتن شمشیر دست‌ساز» ردیف کرده است.

مهدی رسولی کارگر ۲۵ساله و محمدرضا میری کارگر ۲۱ساله، بنا بر اطلاعیه قضاییه جلادان در جریان قیام دی‌ماه «اقدامات خشونت‌آمیزی انجام داده» و در هلاکت «نیروی حافظ امنیت حمیدرضا یوسفی‌نژاد، نقش مستقیم داشتند». «ابراهیم دولت‌آبادی از لیدرهای اصلی اغتشاشات منطقه طبرسی بود که منجر» به کشته شدن «تعدادی از نیروهای حافظ امنیت شد».

اطلاعیه می‌افزاید «رسولی با استفاده از شمشیر دست‌سازش که خود در همان روز ساخته بود، ساعت‌ها در اغتشاشات و در میان جمعیت حضور داشته و اقدام به تهییج جمعیت می‌کرده است. آنها پیش از حضور در اغتشاشات اقدام به انتشار فراخوان و تشویق دیگران برای حضور در آن کرده» بودند.

قضاییه جلادان تأکید می‌کند «ابراهیم دولت‌آبادی ضمن حضور در بلوار طبرسی مشهد، اقدام به لیدری و هدایت اغتشاشگران به سمت استانداری و صدا و سیما جهت اقدامات مخربانه کرده است. وی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی دعوت به شرکت به اغتشاشات کرده و مردم را به آشوب و اغتشاش تحریک کرده است. وی حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰اغتشاشگر قمه به دست را با خود همراه کرده که منتهی به درگیری با مأموران تأمین امنیت» و کشته شدن «تعدادی از حافظان امنیت، تخریب پایگاه بسیج و بانک شده است».

خانم مریم رجوی اعدام‌های شقاوت‌بار جوانان برومند ایران‌زمین در مناطق مختلف کشور را از ترس قیام و زهرچشم گرفتن از مردمی دانست که در دی‌ماه برای سرنگونی فاشیسم دینی و رسیدن به آزادی بپاخاستند. خیزش بزرگ مردم تهران و مشهد و اصفهان که ساعاتی به آزادی مناطقی از این شهرها منجر شد، آخوندهای حاکم را دچار چنان کابوسی کرده است که با این جنایت‌ها مذبوحانه تلاش می‌کنند از تکرار آن قیام‌ها جلوگیری شود. اما هیچ جنایتی نمی‌تواند این رژیم را از آتشفشان خشم خلق و سرنگونی محتوم در امان نگهدارد.

خانم رجوی با درود به جوانان شورشگر و رزم‌آور در سراسر ایران به‌ویژه در مشهد قهرمان بار دیگر خاطرنشان کرد: تردیدی نیست که این جنایت‌ها بی‌پاسخ نخواهد ماند و روز آزادای ایران و قرار گرفتن آمران و عاملان این جنایت‌ها در برابر عدالت نزدیک است.

وی افزود: بی‌عملی و سکوت در برابر اعدام‌های سبعانه و زنجیره‌یی پایمال کردن ارزش‌های جهان‌شمول حقوق‌بشر است و رژیم ایران را در ادامه سرکوب و شکنجه و اعدام تشجیع می‌کند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۴ می‌۲۰۲۶).»[۴]

منابع: