ژان زیگلر

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۱ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها) (درگذشت و میراث)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ژان زیگلر
ژان زیگلر، جامعه‌شناس و مدافع حقوق بشر
زادروز۱۹ آوریل ۱۹۳۴
تون، کانتون برن، سوئیس
درگذشت۱۰ ژوئن ۲۰۲۶
ژنو، سوئیس
علت مرگعوارض بیماری پارکینسون
ملیتسوئیسی
نام‌های دیگرهانس زیگلر (نام تولد)
تابعیتسوئیسی
تحصیلاتدکترای حقوق و دکترای جامعه‌شناسی
از دانشگاهدانشگاه برن، دانشگاه ژنو، دانشگاه سوربن (پاریس)
پیشهجامعه‌شناس، نویسنده، سیاستمدار، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد
سال‌های فعالیتدهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۶
شناخته‌شده برایدفاع از حق غذا به عنوان حق بشر، نقد سرمایه‌داری جهانی، حمایت از جنبش‌های آزادی‌خواهی
نقش‌های برجستهنماینده مجلس فدرال سوئیس (۱۹۸۱–۱۹۹۹)، گزارشگر ویژه حق غذا سازمان ملل (۲۰۰۰–۲۰۰۸)، معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل
تأثیرگذارانژان‌پل سارتر، سیمون دوبوار، ارنستو چه‌گوارا
آثاربیش از ۵۰ کتاب شامل «گفتگو با پسرم درباره گرسنگی در جهان»، «غارت آفریقا»، «امپراتوری شرم»، «امید کجاست؟»
همسراریکا
فرزندانیک پسر
جایزه ادبی حقوق بشر فرانسه (۲۰۰۸) و دیگر جوایز بین‌المللی

ژان زیگلر (به فرانسوی: Jean Ziegler؛ زادهٔ ۱۹ آوریل ۱۹۳۴ در تون سوئیس – درگذشتهٔ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ در ژنو)، جامعه‌شناس، نویسنده، سیاستمدار سوئیسی و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فکری چپ در جهان معاصر بود. او گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد در امور حق غذا (۲۰۰۰–۲۰۰۸) و معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. زیگلر با بی‌پروایی و تعهد عمیق، سرمایه‌داری جهانی را «وحشی» و «قاتل» می‌نامید و گرسنگی را نه یک بلای طبیعی، بلکه «جنایت سازمان‌یافته» علیه بشریت توصیف می‌کرد. جملهٔ معروف او «هر کودکی که از گرسنگی می‌میرد، به قتل رسیده است» به نماد تعهدش به عدالت جهانی تبدیل شد. زیگلر بیش از نیم قرن در عرصه‌های دانشگاهی، پارلمانی و بین‌المللی فعالیت کرد و کتاب‌هایی نوشت که به زبان‌های متعدد ترجمه شدند و میلیون‌ها خواننده یافتند. او منتقد سرسخت جهانی‌سازی لیبرال، بانکداری سوئیس، شرکت‌های چندملیتی و سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال بود. زیگلر دوست دیرینه دکتر کاظم رجوی و حامی مقاومت ایران بود و در دهه‌های مختلف از حقوق مجاهدین اشرف و زندانیان سیاسی ایران دفاع کرد.[۱][۲]

تاریخچه زندگی

ژان زیگلر با نام تولد هانس زیگلر در ۱۹ آوریل ۱۹۳۴ در شهر تون سوئیس به دنیا آمد. پدرش رئیس دادگاه محلی و سرهنگ ذخیره ارتش سوئیس بود. او در خانواده‌ای متوسط اما با ریشه‌های محافظه‌کار بزرگ شد، اما از نوجوانی تحت تأثیر جنبش‌های چپ و عدالت اجتماعی قرار گرفت. زیگلر تحصیلات اولیه را در سوئیس گذراند و سپس به دانشگاه‌های برن و ژنو رفت تا حقوق و جامعه‌شناسی بخواند. او دکترای حقوق و دکترای جامعه‌شناسی گرفت و برای ادامه تحصیل به پاریس، دانشگاه سوربن رفت. در پاریس، زیگلر با ژان‌پل سارتر و سیمون دوبوار آشنا شد که تأثیر عمیقی بر زندگی فکری او گذاشت. سارتر او را به حلقه روشنفکران چپ معرفی کرد و سیمون دوبوار پیشنهاد تغییر نام «هانس» به «ژان» را داد. زیگلر در حمایت از جنبش استقلال الجزایر فعال شد، پیغام‌رسانی برای گروه‌های چپ انجام می‌داد و گاهی پاسپورت خود را «گم» می‌کرد تا به فعالان بدهد. او جوان‌ترین عضو گروه مجله «عصر جدید» (Les Temps Modernes) سارتر بود.[۳] پس از دانشگاه، زیگلر دو سال به عنوان کارمند سازمان ملل در کنگو کار کرد. او شاهد فجایع پس از استقلال، گرسنگی گسترده کودکان و غارت منابع توسط موبوتو و شرکت‌های غربی بود که بخش عمده آن به بانک‌های سوئیس سرازیر می‌شد. این تجربیات او را برای همیشه به دفاع از کشورهای جنوب جهانی متعهد کرد. در سال ۱۹۶۴، به عنوان راننده و همراه ارنستو چه‌گوارا در ژنو خدمت کرد. چه‌گوارا به او گفت: «دوست من، مغز هیولا اینجا است. تو باید اینجا بجنگی.» این دیدار و گفت‌وگوها تأثیر ماندگاری بر زیگلر گذاشت.

فعالیت‌های سیاسی و دانشگاهی اولیه

زیگلر از دهه ۱۹۶۰ به تدریس جامعه‌شناسی در دانشگاه ژنو پرداخت و کتاب‌هایی مانند «جامعه‌شناسی آفریقای نو» (۱۹۶۴) و «قدرت آفریقایی» (۱۹۷۳) منتشر کرد. او نقش بانکداری سوئیس در جنگ جهانی دوم را در کتاب «سوئیسی‌ها، طلا و مردگان» افشا کرد که جنجال بزرگی ایجاد کرد و چندین شکایت قضایی علیه او به دنبال داشت. از ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۹، به عنوان نماینده سوسیال‌دموکرات در مجلس فدرال سوئیس خدمت کرد. او رئیس گروه پارلمانی سوئیس-جهان سوم بود و در کمیسیون‌های امور خارجه و تجارت بین‌المللی فعال بود. زیگلر سیاست‌های اقتصادی سوئیس را به شدت نقد می‌کرد و از تحریم‌ها علیه رژیم‌های دیکتاتوری حمایت می‌نمود.

مأموریت در سازمان ملل متحد

در سال ۲۰۰۰، زیگلر به عنوان اولین گزارشگر ویژه حق غذا در سازمان ملل منصوب شد و تا ۲۰۰۸ در این سمت ماند. گزارش‌های سالانه او بر موانع ساختاری گرسنگی، نقش سوداگری در بازار غلات، تأثیر سوخت‌های زیستی و سیاست‌های شرکت‌های چندملیتی تمرکز داشت. او biofuels را «جنایت علیه بشریت» نامید زیرا زمین‌های کشاورزی را از تولید غذا دور می‌کرد. زیگلر آمار مرگ هر پنج ثانیه یک کودک از گرسنگی را تکرار می‌کرد و سیاستمداران و بانکداران را «آلت دست باندهای بورس‌باز» می‌دانست. (منبع: مصاحبه دی تسایت) او در این دوره بارها به کشورهای بحران‌زده سفر کرد و گزارش‌های میدانی ارائه داد. زیگلر معتقد بود با کشاورزی فعلی جهان می‌توان ۱۲ میلیارد نفر را سیر کرد، اما نابرابری و سودجویی مانع است.

فعالیت‌های حقوق بشری و حمایت از مقاومت ایران

پروفسور ژان زیگلر از دوستان وفادار شهید بزرگ حقوق بشر دکتر کاظم رجوی بود. در دوران دیکتاتوری شاه، او به همراه دکتر رجوی فعالیت‌های گسترده‌ای برای لغو حکم اعدام مسعود رجوی و افشای جنایات رژیم پهلوی انجام داد. این دوستی و همکاری تا پایان عمر زیگلر ادامه یافت و او را به یکی از حامیان دیرینه مجاهدین خلق و مقاومت ایران تبدیل کرد.[۲] زیگلر در سال‌های محاصره کمپ اشرف۱ فعالیت‌های گسترده‌ای در ارگان‌های ملل متحد برای دفاع از حقوق مجاهدان اشرفی انجام داد. او بارها در جلسات شورای حقوق بشر سازمان ملل از محاصره و حملات به اشرف انتقاد کرد و آن را جنایت علیه بشریت خواند. در یکی از سخنرانی‌های مهم خود در حضور مریم رجوی، گفت:

«فضا در سازمان ملل به شدت به‌هم‌ریخته است... تنها امید ما، مقاومت و پایداری شورای ملی مقاومت ایران است.»

او محاصره غزه، کشتار در سوریه و بی‌عملی غرب را نیز محکوم کرد و مقاومت ایران را الگویی از همبستگی و بیداری وجدان جهانی دانست.[۱] زیگلر از پیشگامان کارزارهای بین‌المللی علیه اعدام زندانیان سیاسی در ایران، به‌ویژه قتل‌عام ۱۳۶۷ بود. او از جایگاه خود در نهادهای حقوق بشری همواره بر توقف مجازات اعدام تأکید داشت و از جامعه جهانی می‌خواست در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران سکوت نکند. حتی در روزهای آخر عمر، روی تخت بیماری، به پیروزی مردم ایران ایمان داشت و می‌گفت: «امید به آینده در توانایی مردم برای مقاومت در برابر استبداد نهفته است.»[۲] این حمایت‌ها تنها بخشی از فعالیت گسترده زیگلر در دفاع از حقوق بشر در نقاط مختلف جهان بود. او از جنبش‌های آزادی‌خواهی در آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه پشتیبانی کرد و همواره بر همبستگی جهانی تأکید داشت.

آثار و کتاب‌ها

ژان زیگلر بیش از ۵۰ کتاب و صدها مقاله نوشت که بسیاری از آن‌ها به زبان‌های مختلف ترجمه شده و به پرفروش‌ترین آثار در حوزه نقد اجتماعی تبدیل شدند. مهم‌ترین آثار او عبارتند از:

گفتگو با پسرم درباره گرسنگی در جهان (La faim dans le monde expliquée à mon fils): کتابی ساده و تأثیرگذار که گرسنگی را برای نسل جوان توضیح می‌دهد و آن را نتیجه سیاست‌های اقتصادی می‌داند. این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است.

غارت آفریقا: استعمار دوباره (La Suisse, l’or et les morts و نسخه‌های بعدی): افشای نقش سوئیس و شرکت‌های غربی در غارت منابع آفریقا.

اربابان جدید جهان و آن‌هایی که در مقابل‌شان می‌ایستند: نقد شدید نخبگان اقتصادی جهانی و دعوت به مقاومت.

امپراتوری شرم (L’Empire de la honte): یکی از مشهورترین آثار او که جهانی‌سازی لیبرال را امپراتوری شرم توصیف می‌کند.

تخریب عظیم: ژئوپلیتیک گرسنگی: تحلیل عمیق ساختارهای جهانی که باعث قحطی می‌شوند.

امید کجاست؟ (در ۹۰ سالگی): آخرین کتاب مهم او که دعوتنامه‌ای به مقاومت در برابر بحران‌های معاصر مانند جنگ‌ها، قحطی‌ها و نابرابری‌هاست. [۱]

زیگلر در تمام این آثار بر آمارهای سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل (FAO) تکیه می‌کرد: هر پنج ثانیه یک کودک از گرسنگی می‌میرد، در هر چهار دقیقه یک انسان به دلیل کمبود ویتامین A نابینا می‌شود، و با کشاورزی فعلی جهان می‌توان ۱۲ میلیارد نفر را سیر کرد. او بورس‌بازی در بازار غلات را «بازی با جان انسان‌ها» می‌نامید و معتقد بود باید ممنوع شود.

دیدگاه‌های فکری

ژان زیگلر در کنار عکسی از چه‌گوارا
ژان زیگلر در کنار عکسی از چه‌گوارا

زیگلر خود را مارکسیست می‌دانست اما مخالف استالینیسم بود. او تحت تأثیر سارتر تأکید داشت که برای دوست داشتن انسان‌ها باید از ساختارهایی که آن‌ها را ستم می‌کنند به شدت نفرت ورزید. سرمایه‌داری را «وحشی» (با عذرخواهی از حیوانات وحشی) می‌نامید و آن را عامل اصلی مرگ کودکان گرسنه می‌دانست. او سیاستمداران را «آلت دست باندهای بورس‌باز» توصیف می‌کرد و معتقد بود در بحران مالی ۲۰۰۸، نجات بانک‌ها با هزاران میلیارد یورو در حالی انجام شد که بودجه برنامه غذایی سازمان ملل نصف گردید. زیگلر خشم را انگیزه اصلی فعالیت خود می‌دانست: «وقتی بچه‌های خیابانی برزیل را می‌بینم که برای خوردن غذا حبس می‌شوند تا آن را با دیگران تقسیم نکنند، نمی‌توانم ساکت بنشینم.» او روشنفکر را فردی می‌دانست که هرگز بازنشسته نمی‌شود و باید همیشه از تحت ستم‌ها دفاع کند.

جنجال‌ها و انتقادها

بی‌پروایی زیگلر دشمنان زیادی برای او ایجاد کرد. او بارها به دادگاه کشیده شد: به دلیل توصیف هانس و. کوپ به عنوان «طماع» ۳۲۰ هزار فرانک جریمه شد، به پینوشه «فاشیست» گفت و جریمه پرداخت کرد، و درباره موسی تراره (دیکتاتور مالی) که میلیاردها دلار را به سوئیس منتقل کرده بود، افشاگری کرد. با این حال، بعدها بسیاری از ادعاهای او توسط دادگاه‌ها تأیید شد. منتقدان او را به جانبداری سیاسی، ضدآمریکایی بودن و اغراق متهم می‌کردند. با این وجود، مصونیت سازمان ملل و حمایت ناشران از او محافظت می‌کرد. او تهدید به مرگ نیز شد اما از فعالیت باز نایستاد.

زندگی شخصی

ژان زیگلر زندگی شخصی نسبتاً خصوصی داشت اما همواره آن را در خدمت تعهدات عمومی‌اش قرار داد. او با همسرش اریکا (Érika) سال‌ها زندگی مشترک داشت و یک پسر داشت. زیگلر بارها در کتاب‌ها و مصاحبه‌هایش از خانواده‌اش به عنوان منبع الهام و حمایت یاد می‌کرد. در کتاب «گفت‌وگو با پسرم درباره گرسنگی در جهان» مستقیماً با فرزندش صحبت می‌کند و پیچیدگی‌های جهان نابرابر را برای او توضیح می‌دهد. این سبک شخصی و صمیمی، آثار او را برای مخاطبان عام جذاب‌تر کرده است. او تا آخرین روزهای عمر در ژنو زندگی می‌کرد. زیگلر حتی در سن بالا، هر سال کتاب جدیدی منتشر می‌کرد و به مأموریت‌های بین‌المللی ادامه می‌داد. او روشنفکر بازنشسته نمی‌شد و معتقد بود «تا آخرین نفس باید از مظلومان دفاع کرد». دوستان و نزدیکانش او را فردی پرشور، رک و راست و خستگی‌ناپذیر توصیف کرده‌اند که خشم عمیق از بی‌عدالتی، موتور محرکه زندگی‌اش بود. زیگلر علاقه زیادی به ادبیات، فلسفه و سفر داشت. دیدارهایش با سارتر، دوبوار و چه‌گوارا را از خاطرات ماندگار زندگی‌اش می‌دانست. او سارتر را «مهمان‌نواز، خوش‌قلب و پرسش‌گر» توصیف می‌کرد که گلدان پر از پول روی بخاری‌اش برای همه باز بود. این تجربیات، او را به عنوان پلی میان روشنفکران فرانسوی و جنبش‌های جهانی تبدیل کرد.

درگذشت و میراث

پروفسور ژان زیگلر در سن ۹۲ سالگی، روز چهارشنبه ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۰ خرداد ۱۴۰۵) بر اثر عوارض بیماری پارکینسون در ژنو درگذشت. رادیو تلویزیون سراسری سوئیس خبر درگذشت او را اعلام کرد و جامعه‌شناس و نماینده پیشین مجلس فدرال سوئیس را «چهره فکری برجسته چپ سوئیس و منتقد خستگی‌ناپذیر جهانی‌سازی لیبرال» خواند که بیش از نیم قرن بر زندگی سیاسی و دانشگاهی این کشور تأثیر گذاشته است. درگذشت او واکنش‌های گسترده‌ای در سطح بین‌المللی برانگیخت. مقاومت ایران و مریم رجوی فقدان «وجدان بیدار بشریت معاصر» را تسلیت گفت و تأکید کرد که میراث فکری و عملی او الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود. زیگلر ۵۵ سال با مجاهدین و مقاومت ایران همدل بود و تلاش‌هایش برای نجات مسعود رجوی از اعدام در دهه ۵۰، و دفاع از اشرف، فراموش‌نشدنی است.[۱]

میراث زیگلر:

توسعه مفهوم حق غذا: او حق غذا را به عنوان حق بنیادین بشر تثبیت کرد و گزارش‌هایش مبنای بسیاری از قطعنامه‌های سازمان ملل شد.

نقد سرمایه‌داری: آثارش ابزار مهمی برای جنبش‌های ضدسرمایه‌داری شدند.

حمایت از مقاومت ایران: او صدای مهمی در افشای نقض حقوق بشر در ایران، به‌ویژه اعدام‌ها و سرکوب زنان و جوانان، بود.

سبک فعالیت: ترکیب آکادمی، سیاست و فعالیت را به الگویی تبدیل کرد که روشنفکران امروز از آن الهام می‌گیرند.

پیام مریم رجوی

مریم رجوی بعد از درگذشت زیگلر پیامی داد که در سایت او و نیز در رسانه‌های مقاومت ایران درج گردید:

ژان زیگلر و مریم رجوی
ژان زیگلر و مریم رجوی

«فقدان دریغ انگیز پروفسور ژان زیگلر ، وجدان بیدار بشریت معاصر، متفکر برجسته و مدافع سرسخت آزادی و حقوق‌بشر و دوست بزرگ مقاومت ایران را به عموم آزادیخواهان، به مردم سوئیس و به همسرگرامی اش اریکا و خانواده و دوستدارانش تسلیت می‌گویم.

ژان زیگلر نام و چهره‌یی آشنا برای عموم مردم ایران است که از ۵۵سال پیش و در پیچیده‌ترین شرایط با مجاهدین و مقاومت ایران همدرد و همدل بود، تلاش‌های ارزنده و موثرش در کنار دکتر کاظم رجوی برای آزادی و نجات مسعود رجوی از اعدام در دهه ۵۰ در تاریخ و خاطره مردم ایران ماندگار است.

او از جمله چهره‌هایی بود که با صدای رسا به دفاع از مجاهدین در اشرف در عراق در مقابل محاصره و حملات جنایتکارانه نیروی تروریستی قدس و دولت دست نشانده مالکی برخاست و نقشی موثر، و فراموشی ناپذیری در حفاظت آن‌ها ایفا کرد.

او از پیشگامان کارزارهای بین‌المللی علیه اعدام‌ زندانیان سیاسی در ایران به‌ویژه در قتل عام ۱۳۶۷ بود و از جایگاه خود در نهادهای حقوق بشری همواره بر ضرورت توقف مجازات اعدام تأکید می‌کرد و از جامعه جهانی می‌خواست که در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران سکوت نکند.

ژان زیگلر همواره و حتی در روزهای آخر عمر خود بر تخت بیماری به پیروزی مردم ایران ایمان داشت و می‌گفت: امید به آینده در توانایی مردم برای مقاومت در برابر استبداد و مبارزه برای آزادی نهفته است.

در این میان آنچه به ما تسلی خاطر می‌دهد اینست که میراث فکری و عملی و ارزش‌های او هم‌چنان الهام‌بخش نسل‌هایی خواهد بود که برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی مبارزه می‌کنند.»[۲]

گاه‌شماری زندگی

۱۹۳۴: تولد در تون سوئیس

دهه ۱۹۵۰: تحصیل در برن، ژنو و سوربن؛ آشنایی با سارتر

۱۹۶۰: کار در کنگو برای سازمان ملل

۱۹۶۴: همراه چه‌گوارا در ژنو

۱۹۶۴: انتشار اولین کتاب‌های مهم درباره آفریقا

۱۹۸۱–۱۹۹۹: نماینده مجلس فدرال سوئیس

۲۰۰۰–۲۰۰۸: گزارشگر ویژه حق غذا سازمان ملل ۲۰۰۸–۲۰۱۶: معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر

دهه ۲۰۱۰: فعالیت گسترده در دفاع از اشرف و مقاومت ایران

۲۰۲۴: انتشار «امید کجاست؟» در ۹۰ سالگی

۲۰۲۶: درگذشت در ژنو

نقل قول‌های برجسته

«مرگ هر بچه گرسنه، قتل است.»

«سرمایه‌داری وحشی. البته با عرض معذرت از حیوانات وحشی.»

«روشنفکر بازنشسته نمی‌شود.»

«برای آن‌که انسان‌ها را دوست بداریم، باید به شدت از آنچه آنها را مورد ستم قرار می‌دهد نفرت بورزیم.» (با استناد به سارتر)

«مغز هیولا اینجا است. تو باید اینجا بجنگی.» (نقل از چه‌گوارا به زیگلر)

«امید به آینده در توانایی مردم برای مقاومت در برابر استبداد نهفته است.»

گسترش فعالیت‌ها و گزارش‌های سازمان ملل

در طول مأموریت هشت‌ساله‌اش به عنوان گزارشگر ویژه حق غذا، ژان زیگلر ده‌ها گزارش رسمی به شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد. این گزارش‌ها نه تنها جنبه‌های آماری و اقتصادی داشتند، بلکه تحلیل‌های ساختاری عمیقی از علل ریشه‌ای گرسنگی ارائه می‌دادند. او تأکید داشت که گرسنگی نتیجه «سیاست‌های آگاهانه» نخبگان اقتصادی است و نه کمبود منابع. زیگلر بارها به کشورهای مختلف سفر کرد: از هند و بنگلادش گرفته تا برزیل، دارفور و کشورهای آفریقایی. گزارش‌های میدانی او صحنه‌های دلخراشی از کودکان گرسنه و مادرانی که فرزندانشان را از سوءتغذیه از دست می‌دادند، ثبت کرده است.

یکی از جنجالی‌ترین موضع‌گیری‌های او، محکومیت تولید سوخت‌های زیستی (biofuels) بود. او استدلال می‌کرد که اختصاص زمین‌های کشاورزی به تولید سوخت به جای غذا، «جنایت علیه بشریت» است، زیرا در حالی که میلیون‌ها نفر گرسنه می‌مانند، غلات برای ماشین‌ها سوزانده می‌شود. این موضع او با مخالفت شدید شرکت‌های نفتی و دولت‌های غربی روبرو شد اما توسط بسیاری از سازمان‌های غیردولتی حمایت گردید. زیگلر همچنین نقش صندوق‌های سرمایه‌گذاری و بورس‌بازی در بازار مواد غذایی را افشا کرد. او معتقد بود که سوداگری روی گندم، برنج و ذرت باعث افزایش ناگهانی قیمت‌ها و قحطی‌های مصنوعی می‌شود. در مصاحبه معروف با هفته‌نامه آلمانی «دی تسایت» گفت: «بورس‌بازی، بازی با جان انسان‌هاست. به‌خصوص بورس‌بازی در بازار غلات و مواد اولیه غذایی باید ممنوع شود.»

تأثیر بر جنبش‌های اجتماعی و فکری

آثار زیگلر الهام‌بخش جنبش‌های متعددی در جهان شد. کتاب‌های او در آمریکای لاتین، آفریقا و حتی جنبش‌های ضدجهانی‌سازی در اروپا و آمریکا مورد استقبال قرار گرفت. او از جنبش «ال بایو» در بولیوی، جنبش زمین‌کاران بی‌زمین در برزیل و اعتراضات علیه سازمان تجارت جهانی حمایت کرد. زیگلر را می‌توان در امتداد سنت روشنفکران متعهد فرانسوی مانند سارتر و فانون قرار داد که آکادمی را با عمل سیاسی پیوند می‌زنند.[۳]

در ایران، نام زیگلر به دلیل حمایت‌های صریحش از مقاومت ایران شناخته‌شده است. او نه تنها در سازمان ملل از حقوق مجاهدین دفاع کرد، بلکه در سخنرانی‌ها و مقالاتش از سرکوب زنان، اعدام‌های گسترده و سیاست‌های دوگانه غرب در قبال جمهوری اسلامی انتقاد نمود. این موضع‌گیری‌ها او را به الگویی برای روشنفکران مستقل تبدیل کرد که در برابر قدرت‌های بزرگ و دیکتاتوری‌ها سکوت نمی‌کنند.

نقدهای وارد بر زیگلر و پاسخ‌ها

منتقدان راست‌گرا و لیبرال زیگلر را به «چپ افراطی»، «ضدغربی» و «جانبداری از دیکتاتورها» (مانند کوبا یا ونزوئلا) متهم می‌کردند. برخی گزارش‌های او را اغراق‌آمیز و فاقد دقت علمی می‌دانستند. با این حال، زیگلر در دادگاه‌ها و مناظره‌ها با استناد به گزارش‌های رسمی FAO، بانک جهانی و سازمان ملل پاسخ می‌داد. او می‌گفت: «این ارقام سلاح‌های خوبی هستند، چون حتی آدم‌های بانک جهانی هم در آنها شک نمی‌کنند.»

او چندین بار تهدید به مرگ شد اما با حمایت پلیس سوئیس و مصونیت سازمان ملل به فعالیت ادامه داد. زیگلر این فشارها را نشانه تأثیرگذاری کارهایش می‌دانست و هرگز عقب‌نشینی نکرد.

منابع