بیژن نجدی
بیژن نجدی، (زادهی ۲۴ آبان ۱۳۲۰ در خاش – درگذشتهی ۴ شهریور ۱۳۷۶ در لاهیجان) شاعر و داستاننویس ایرانی بود که با نثر شاعرانه، تصاویر خیالانگیز و تلفیق واقعیت و فراواقعیت، جایگاه ویژهای در ادبیات داستانی معاصر فارسی یافت. او از پیشگامان داستاننویسی پستمدرن در ایران بهشمار میآید. تنها مجموعهداستانی که در زمان حیاتش منتشر شد، یوزپلنگانی که با من دویدهاند، بود که جایزه قلم زرین گردون را دریافت کرد. آثار دیگر او پس از مرگ، به کوشش همسرش منتشر گردید.[۱]
گاهشمار زندگی
بیژن نجدی در ۲۴ آبان ۱۳۲۰ از پدر و مادری گیلانی در شهر خاش استان سیستان و بلوچستان متولد شد. پدرش از مبارزان قیام افسران خراسان بود که در جریان آن کشته شد؛ واقعهای که تأثیر عمیقی بر ذهن و نگاه اجتماعی او بر جای گذاشت. تحصیلات ابتدایی را در رشت گذراند.[۲] پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۹، وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۴۳ در رشته ریاضی فارغالتحصیل گردید.
سپس با سمت دبیر ریاضی در دبیرستانهای لاهیجان مشغول به تدریس شد و تا پایان عمر در این شهر ماندگار گردید. از حدود سال ۱۳۴۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد.[۱] در سال ۱۳۴۹ با پروانه محسنی آزاد ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر بود.
بیماری و مرگ
بیژن نجدی در سالهای پایانی عمر به سرطان ریه مبتلا شد. حال او به تدریج وخیم گردید و سرانجام در چهارم شهریور ۱۳۷۶ در سن پنجاهوششسالگی در لاهیجان درگذشت. آرامگاه او در جوار بقعه شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان قرار دارد.[۳]
سبک و ویژگیهای ادبی
نثر بیژن نجدی ویژگیهای منحصربهفردی دارد که آن را از بسیاری از داستاننویسان معاصر متمایز میکند. او با تلفیق عناصر شعری (استعاره، تشبیه، تشخیص و تصاویر انتزاعی) با ساختار داستان، زبانی شاعرانه و در عین حال روایی خلق کرد. منتقدان او را از پیشگامان داستاننویسی پستمدرن در ایران میدانند که عناصر واقعگرایی، فراواقعگرایی و رئالیسم جادویی را در هم آمیخت.[۴]
از ویژگیهای بارز آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
همذاتپنداری با اشیاء و حیوانات (داستانهایی از زبان اسب یا عروسک)
آمیختن رؤیا و واقعیت
زبان فشرده و تصویری
روایتهای غیرخطی و گسسته
نگاه انسانی و همدلانه به شخصیتهای ساده و مطرود
نثر او گاه چنان به شعر نزدیک میشود که برخی منتقدان آن را «شعر در لباس داستان» خواندهاند.[۱]
آثار
مجموعهداستانها
یوزپلنگانی که با من دویدهاند (۱۳۷۳): تنها مجموعهای که در زمان حیات نویسنده منتشر شد و شامل ده داستان کوتاه است. این کتاب در سال ۱۳۷۴ جایزه قلم زرین گردون را دریافت کرد و بعدها برگزیده نویسندگان و منتقدان مطبوعات نیز شد. برخی از داستانهای آن مانند «تاریکی در پوتین»، «سپرده در زمین»، «گیاهی در قرنطینه» و «استخری پر از کابوس» به فیلم کوتاه اقتباس شدهاند.[۲]
دوباره از همان خیابانها (پس از مرگ): مجموعه داستانهایی که به کوشش همسرش منتشر شد و مورد توجه منتقدان قرار گرفت.
داستانهای ناتمام: مجموعهای از آثار ناتمام که پس از مرگ او به چاپ رسید.
مجموعهشعرها
خواهران این تابستان
واقعیت رؤیای من است
پسرعموی سپیدار
نجدی اشعاری به زبان گیلکی نیز سروده است که تعداد آنها اندک است.[۳]
تأثیرگذاری و میراث
با وجود تعداد نسبتاً اندک آثار منتشرشده در زمان حیات، بیژن نجدی تأثیر قابلتوجهی بر نسل بعدی داستاننویسان فارسی گذاشت. نثر شاعرانه و جسارت او در شکستن قراردادهای روایی سنتی، راه را برای تجربههای تازهتر در داستاننویسی پستمدرن ایران هموار کرد. بسیاری از منتقدان او را نویسندهای میدانند که نشان داد داستان لزوماً از فرمولهای کارگاهی بیرون نمیآید و میتواند از درون زبان و تخیل ناب نویسنده بجوشد.[۱]
پس از مرگ او، همسرش پروانه محسنی آزاد نقش مهمی در گردآوری و انتشار آثار باقیماندهاش ایفا کرد. امروزه یوزپلنگانی که با من دویدهاند از کتابهای پرتیراژ و مورد توجه ادبیات داستانی معاصر فارسی بهشمار میرود و بارها تجدید چاپ شده است.