هوشنگ گلشیری

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۵ توسط Safa (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
هوشنگ گلشیری

هوشنگ گلشیری در دهه ۱۳۵۰
زمینهٔ کاری داستان‌نویسی، نقد ادبی، روزنامه‌نگاری
زادروز ۲۵ اسفند ۱۳۱۶
اصفهان
مرگ ۱۶ خرداد ۱۳۷۹
تهران
ملیت ایرانی
محل زندگی اصفهان، آبادان، تهران
علت مرگ مننژیت
جایگاه خاکسپاری امامزاده طاهر، کرج
در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی و جمهوری اسلامی
رویدادهای مهم عضویت در کانون نویسندگان ایران، سخنرانی در شب‌های شعر گوته
پیشه داستان‌نویس، منتقد ادبی، سردبیر
سال‌های نویسندگی ۱۳۳۷–۱۳۷۹
سبک نوشتاری مدرنیسم، روایت چندلایه، جریان سیال ذهن
کتاب‌ها شازده احتجاب، کریستین و کید، بره گمشده راعی، جن‌نامه، آینه‌های دردار و…
فیلم‌نامه‌ها دوازده رخ
همسر(ها) فرزانه طاهری
فرزندان غزل، باربد
مدرک تحصیلی کارشناسی ادبیات فارسی
دانشگاه دانشگاه اصفهان
دلیل سرشناسی نوآوری در فرم داستان‌نویسی مدرن فارسی و رمان شازده احتجاب
اثرگذاشته بر نسل نویسندگان دهه هفتاد (عباس معروفی، شهریار مندنی‌پور، حسین سناپور و…)
اثرپذیرفته از بهرام صادقی، صادق هدایت، ادبیات کلاسیک فارسی و مدرنیسم غربی

هوشنگ گلشیری، (زاده‌ی ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان – درگذشته‌ی ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران) داستان‌نویس، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار و یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان نثر فارسی در نیمه‌ی دوم قرن بیستم بود. او از پیشگامان به‌کارگیری تکنیک‌های مدرن ادبی در داستان‌نویسی ایرانی به‌شمار می‌آید و با خلق رمان کوتاه شازده احتجاب جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر فارسی یافت.

گلشیری علاوه بر نویسندگی، نقش مهمی در فعالیت‌های کانون نویسندگان ایران، مبارزه با سانسور و پرورش نسل جدیدی از داستان‌نویسان ایفا کرد. آثار او با تمرکز بر روایت چندلایه، زبان فشرده و نقد قدرت و استبداد، تأثیر عمیقی بر روند نوگرایی ادبیات داستانی ایران گذاشت.[۱]

گاه‌شمار زندگی

هوشنگ گلشیری در ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در خانواده‌ای کارگری در اصفهان متولد شد. پدرش کارگر بنا در شرکت نفت بود و به همین دلیل خانواده از حدود سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۳۴ در آبادان زندگی کردند. اقامت در آبادان تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری نگاه اجتماعی و حساسیت‌های ادبی او داشت.[۲]

گلشیری پس از بازگشت به اصفهان، دیپلم ادبی گرفت و در سال ۱۳۳۷ به‌عنوان معلم در روستاهای اطراف اصفهان مشغول به کار شد. یک سال بعد وارد رشته‌ی ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان شد و در سال ۱۳۴۱ فارغ‌التحصیل گردید. در همین دوره با انجمن ادبی صائب آشنا شد و همراه با حمید مصدق و بهرام صادقی در انتشار جنگ اصفهان نقش داشت.[۳]

آغاز فعالیت ادبی

گلشیری ابتدا به شعر روی آورد اما به‌زودی دریافت که استعداد اصلی‌اش در داستان‌نویسی است. نخستین داستان‌های کوتاه او در نشریه‌هایی مانند پیام نوین و جنگ اصفهان منتشر شد. در سال ۱۳۴۷ مجموعه‌داستان مثل همیشه را به چاپ رساند و یک سال بعد با انتشار رمان کوتاه شازده احتجاب به شهرت گسترده‌ای دست یافت.

این اثر که داستان زوال یک خاندان اشرافی قاجاری را از خلال ذهن یک شاهزاده‌ی رو به مرگ روایت می‌کند، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رمان‌های مدرن فارسی شناخته شد.[۱]

فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی

گلشیری از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود و در مبارزه با سانسور نقش برجسته‌ای داشت. در پاییز ۱۳۵۶ در شب‌های شعر گوته سخنرانی مهمی با عنوان «جوان‌مرگی در نثر معاصر فارسی» ایراد کرد. او چندین بار بازداشت شد؛ از جمله در سال ۱۳۵۲ به مدت شش ماه زندانی گردید و از حق تدریس محروم شد.

پس از انقلاب نیز به فعالیت‌های کانون ادامه داد و در دهه‌ی هفتاد جلسات هفتگی داستان‌خوانی و نقد برگزار کرد که نسلی از نویسندگان جوان را پرورش داد.[۴]

در سال ۱۳۷۳ در انتشار بیانیه‌ی «ما نویسنده‌ایم» مشارکت داشت که خواستار آزادی بیان بود. او در سال ۱۳۷۶ به دعوت بنیاد هاینریش بل به آلمان سفر کرد و رمان جن‌نامه را در آنجا به پایان رساند. گلشیری در سال ۱۳۷۷ جایزه‌ی هلمن-همت و در سال ۱۳۷۸ جایزه‌ی صلح اریش ماریا رمارک را به خاطر دفاع از آزادی بیان دریافت کرد.[۱]

زندگی شخصی

گلشیری در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری، مترجم و منتقد ادبی، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های غزل و باربد است. برادر او احمد گلشیری مترجم و برادرزاده‌اش سیامک گلشیری نیز نویسنده است.[۲]

سبک و محتوای آثار

گلشیری از نخستین نویسندگان ایرانی بود که تکنیک‌های مدرنیستی مانند روایت چندصدا، جریان سیال ذهن، ساختار شکسته و زاویه‌دیدهای متغیر را به‌طور جدی در نثر فارسی به‌کار گرفت. او با تسلط بر زبان کلاسیک فارسی و درآمیختن آن با فرم‌های مدرن، نثری فشرده، دقیق و چندلایه خلق کرد.

مضامین اصلی آثار او شامل زوال قدرت و اشرافیت، نقد استبداد، انزوای روشنفکر، پیچیدگی روان انسان و رابطه‌ی فرد با تاریخ است. بسیاری از داستان‌های او با طنزی تلخ و نگاهی انتقادی به جامعه‌ی ایرانی نوشته شده‌اند.[۵]

آثار مهم

رمان‌ها

شازده احتجاب (۱۳۴۸): مشهورترین اثر او که داستان زوال یک شاهزاده‌ی قاجاری را روایت می‌کند و بعدها توسط بهرام فرمان‌آرا به فیلم تبدیل شد.

کریستین و کید (۱۳۵۰): رمانی نیمه‌اتوبیوگرافیک درباره‌ی رابطه‌ای عاشقانه.

بره گمشده راعی (۱۳۵۶): جلد اول رمانی ناتمام.

آینه‌های دردار (۱۳۷۱)

جن‌نامه (۱۳۷۶): آخرین رمان بزرگ او که در آلمان به پایان رسید و با طنزی تند به نقد خرافات و استبداد می‌پردازد.

در ولایت هوا (۱۳۷۰)

مجموعه‌داستان‌ها

مثل همیشه (۱۳۴۷)

نمازخانه کوچک من (۱۳۵۴)

جبه‌خانه (۱۳۶۲)

پنج گنج (۱۳۶۸)

دست تاریک، دست روشن (۱۳۷۴)

نیمه تاریک ماه (برگزیده آثار، ۱۳۸۰)

سایر آثار

حدیث ماهیگیر و دیو (داستان بلند)

شاه سیاه‌پوشان

مقالات نظری درباره‌ی شعر و داستان، از جمله «در ستایش شعر سکوت»[۳]

تأثیرگذاری و میراث

گلشیری نه تنها با آثار خود، بلکه با کارگاه‌های داستان‌نویسی و جلسات نقد، نسلی از نویسندگان دهه‌ی هفتاد را تربیت کرد. نویسندگانی چون عباس معروفی، شهریار مندنی‌پور، حسین سناپور، منیرو روانی‌پور و ابوتراب خسروی از شاگردان یا تأثیرپذیرفتگان او به‌شمار می‌آیند.

پس از درگذشت او، همسرش فرزانه طاهری «بنیاد هوشنگ گلشیری» را تأسیس کرد که تا سال‌ها جایزه‌ی ادبی گلشیری را برگزار می‌نمود. گلشیری به‌عنوان یکی از ستون‌های داستان‌نویسی مدرن فارسی و مدافع سرسخت آزادی بیان در تاریخ ادبیات معاصر ایران جایگاه ماندگاری دارد.[۴]

مرگ و آرامگاه

نشانه‌های بیماری گلشیری از پاییز ۱۳۷۸ ظاهر شد. او به عفونت ریه و سپس آبسه‌های مغزی مبتلا گردید و سرانجام در ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ بر اثر مننژیت در بیمارستان ایران‌مهر تهران درگذشت. پیکر او در امامزاده طاهر مهرشهر کرج به خاک سپرده شد.[۶]

منابع