کاربر:Hamidreza۱۵/صفحه تمرین
مقاله درحال ویرایش است
استان زنجان
────────────────────────────────────────────────────────────
مرکز استان: زنجان
مساحت: ۲۱,۷۷۳ کیلومتر مربع
جمعیت: حدود ۱.۰ میلیون نفر (۱۴۰۰)
شهرستانها: ۸ شهرستان (زنجان، ابهر، خدابنده، طارم، ماهنشان، ایجرود، سلطانیه، خرمدره)
آب و هوا: سرد و نیمهخشک؛ زمستانهای بسیار سرد
زبان: ترکی آذربایجانی، فارسی، تاتی
────────────────────────────────────────────────────────────
موقعیت جغرافیایی
استان زنجان، در شمالغرب ایران واقع شده و از شمال به استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی، از جنوب به استان مرکزی و همدان، از شرق به قزوین و از غرب به استان کردستان محدود میشود. ارتفاع شهر زنجان حدود ۱,۶۶۳ متر از سطح دریاست.
رودخانه قزلاوزن، از مهمترین رودهای این منطقه، از دل کوهستانهای استان میگذرد و در طول تاریخ زندگی کشاورزی و استقرار انسانی را در این منطقه شکل داده است. اقلیم استان بهطور کلی نیمهخشک و کوهستانی است و آبوهوای آن بسیار سرد، زمستانها دما تا منفی ۲۵ درجه و بارش برف سنگین و تابستانها معتدل و خنک است.
تاریخچه
شهر زنجان «شهر چاقو» از شهرهای تاریخی شمالغربی ایران با قدمت بیش از ۲,۵۰۰ سال است. نام زنجان از «زنگان» یا «زنگآن» (محل فراوانی زنگ/فلز) گرفته شدهاست.
مناطق این استان قدمتی کهن دارند، محوطه باستانی تپه خالصه در خرمدره، که به هزاره ششم پیش از میلاد بازمیگردد، از قدیمیترین شواهد استقرار انسانی در منطقه به شمار میرود. در دوران اسلامی، زنجان در مسیرهای بازرگانی میان آذربایجان و مرکز ایران جایگاهی راهبردی یافت و در دوره ایلخانی، پایتخت به سلطانیه (نزدیک زنجان)، منتقل گردید.
با انتقال پایتخت به سلطانیه در دوره ایلخانی (قرن هفتم و هشتم هجری) این شهر به کانون سیاسی و معماری مهمی در ایران و یکی از بزرگترین شهرهای جهان تبدیل شد. ایلخانان مغول پس از مسلمان شدن، سلطانیه را با شکوه بسیار ساختند و محل دفن اُلجایتو و از مهمترین آثار معماری دوره اسلامی جهان بهشمار میرود.
در دوره قاجار، زنجان صحنه یکی از مهمترین رویدادهای مذهبی-اجتماعی سده نوزدهم ایران «قیام بابیان زنجان» بود. در پنجم مه ۱۸۵۰ میلادی، پیروان باب به رهبری روحانی کاریزماتیکی معروف به «حجت زنجانی» در برابر حاکم قجری شهر دست به قیام زدند. حدود دو هزار رزمنده بابی همراه با خانوادههای خویش بخشی از شهر را در برابر ارتشی بسیار بزرگتر برای نزدیک به نه ماه حفظ کردند، تا آنکه سرانجام آخرین خانههای ویرانشده در تصرف بابیان سقوط کرد و کمتر از صد رزمنده بازمانده به اعدام سپرده شدند.
این واقعه در کنار قیامهای مازندران (۱۸۴۸-۱۸۴۹) و نیریز (۱۸۵۰)، از سه قیام بزرگ بابیان در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.
در جنبش مشروطه، علیرغم فضای غالب ضد مشروطه در زنجان و نفوذ خوانین و روحانیونی مانند ملا قربانعلی، مردم این شهر در مقاطعی از جنبش مشروطه حمایت فعالانهای نشان دادند و پس از صدور فرمان مشروطیت، مردم زنجان خواستار تدوین قانون اساسی شدند.
شاهکارهای مهندسی و بناهای تاریخی
برجستهترین شاهکار مهندسی و معماری استان زنجان، گنبد سلطانیه است؛ بنایی از دوره ایلخانی که بهعنوان یکی از بزرگترین گنبدهای آجری جهان شناخته میشود و در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. در نزدیکی این گنبد، بنای تاریخی چلبیاوغلی، یادگار هنر آجرچینی دوره ایلخانی، و معبد صخرهای داشکسن (معبد اژدها) با نقشبرجستههای الهامگرفته از هنر شرق آسیا در دوره ایلخانی، از دیگر نمونههای مهندسی و حجاری تاریخی منطقهاند.
شهر زیرزمینی دژمنده در روستای خویین نیز نمونهای از مهندسی دفاعی زیرزمینی پیش از اسلام است که دالانها و فضاهای درهمتنیده آن هنوز موضوع بررسیهای باستانشناسی است.
گنبد سلطانیه و تاریخچه آن
گنبد سلطانیه یکی از باشکوهترین آثار معماری ایران است که در شهر سلطانیه، استان زنجان قرار دارد. این بنا آرامگاه سلطان محمد خدابنده (اولجایتو)، هشتمین فرمانروای ایلخانی، است و بین سالهای ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ میلادی ساخته شد.
سلطانیه در اوایل قرن چهاردهم میلادی پایتخت حکومت ایلخانان مغول بود و اولجایتو آن را به یکی از بزرگترین و آبادترین شهرهای زمان خود تبدیل کرد.
سلطان محمد خدابنده در طول زندگی خود از مسیحیت به بودایی و سپس به اسلام گروید و سرانجام به تشیع گرایش پیدا کرد و همین دگرگونیهای مذهبی در شکلگیری این مجموعه نیز تأثیر داشت.
گنبد سلطانیه با ارتفاع حدود ۵۰ متر و قطر نزدیک به ۲۵ متر، از بزرگترین گنبدهای آجری دوپوسته جهان به شمار میرود و از شاهکارهای مهندسی دوره ایلخانی است.
ساختمان هشتضلعی آن با هشت مناره باریک، کاشیهای فیروزهای، گچبریهای ظریف، کتیبههای قرآنی، نقاشیهای دیواری و مقرنسکاریهای چشمگیر، اوج هنر معماری ایرانی-اسلامی را نشان میدهد.
نوآوریهای این بنا در ساخت گنبد دوپوسته و شیوه تزیینات داخلی، الگوی بسیاری از بناهای دوره تیموری و صفوی شد و حتی برخی پژوهشگران آن را از الهامبخشهای گنبدهای بزرگی مانند تاج محل میدانند.
یونسکو در سال ۲۰۰۵ گنبد سلطانیه را به دلیل ارزش تاریخی، معماری و نقش آن در تحول معماری اسلامی، با شماره ۱۱۸۸ در فهرست میراث جهانی ثبت کرد.
امروزه این اثر نهتنها نماد شکوه دوره ایلخانی، بلکه یکی از ارزشمندترین گنجینههای فرهنگی ایران و از مهمترین جاذبههای تاریخی استان زنجان به شمار میآید. [۱][۲]
اقتصاد و منابع
بر پایه سرشماریهای رسمی مرکز آمار ایران، جمعیت شهر زنجان از 900890 نفر در سال ۱۹۹۱ (بر اساس دادههای تاریخی) به 1137000نفر در سال ۲۰۲۳ رسیده است؛ رشدی که نشاندهنده گسترش شهری و اقتصادی منطقه در دهههای اخیر است. یکی از مهمترین صنایع دستی و اقتصاد سنتی استان، چاقوسازی زنجان است و از دیگر صنایع مهم این استان معدن سرب و روی انگوران میباشد. کشاورزی و صنایع دستی نیز در این استان از مهمترین منابع اقتصادی این استان میباشند.
چاقوسازی زنجان:
زنجان «شهر چاقو» ایران است. چاقو سازی، صنعتی با ریشههای باستانی که به گفته مسئولان میراث فرهنگی استان، بر اساس چاقوهای یافتشده در کنار «مردان نمکی» معدن نمک چهرآباد (از دوره هخامنشی)، سابقهای نزدیک به ۲٬۱۵۰ سال دارد وبرخی فعالان صنفی حتی از ریشهای تا ششهزار ساله برای این حرفه سخن میگویند.
امروزه صنعتگران زنجان انواع چاقو از جمله چاقوی شکار، گاوکش، چاقوهای ضامندار، میوهخوری و چاقوهای تشریفاتی مانند چاقوی حیدری و چاقوی شمس را تولید میکنند و این صنعت هرچند سهم کوچکی (حدود ۳ تا ۴ درصد) از بازار داخلی چاقو در ایران دارد، اما ظرفیت رشد قابل توجهی دارد.
معادن:
معدن سرب و روی انگوران (بزرگترین معدن سرب و روی ایران و خاورمیانه) در نزدیکی ماهنشان واقع شده. معادن طلای زنجان نیز از منابع معدنی مهم هستند.
کشاورزی:
انگور و کشمش زنجان و خدابنده از مرغوبترین محصولات هستند. گندم، جو و حبوبات از محصولات زراعی مهم این استان هستند.
صنایع دستی:
ملیلهسازی زنجان، ساخت اشیای هنری از سیمهای ظریف نقره، با دست هنرمندان این استان، از هنرهای منحصربهفرد ایران و میراث ناملموس فرهنگی است. قالیبافی و گلیمبافی نیز از صنایع دستی مهم استان هستند.
گردشگری:
استان زنجان جاذبههای گردشگری متنوعی از بناهای تاریخی تا طبیعت کوهستانی دارد. علاوه بر گنبد سلطانیه و بازار تاریخی، موزه مردمشناسی در بنای قدیمی رختشویخانه، موزه باستانشناسی و مردان نمکی در عمارت ذوالفقاری، و موزه نسخ خطی از مقاصد فرهنگی مهم شهر هستند.
در میان جاذبههای طبیعی میتوان به کوههای رنگینکمانی آلاداغلار، غار کتلهخور، آبشارهای شارشار و آرانا، و رودخانه قزلاوزن اشاره کرد که مقصد بسیاری از طبیعتگردان داخلی هستند.
غار کاتالهخور:
غار کاتالهخور (در نزدیکی زنجان) دومین غار بزرگ آبی جهان و یکی از زیباترین غارهای ایران است — با استالاکتیتها و استالاگمیتهای بینظیر.
فرهنگ و آداب و رسوم
فرهنگ زنجان ترکیبی از فرهنگ ترکی آذربایجانی و ایرانی است. فرهنگ عامه زنجان با صنایعدستی و آداب اجتماعی سنتی آن پیوند خوردهاست.
رختشویخانه تاریخی شهر، که امروز به موزه مردمشناسی بدل شده، یادآور نقش اجتماعی زنان در دوره قاجار و شیوه زندگی روزمره در زمستانهای سخت منطقه است. مراسم عاشورای زنجان و مراسم نخلگردانی، از آیینهای خاص این شهر است وصنعت چاقوسازی نیز نهتنها یک فعالیت اقتصادی بلکه بخشی از هویت فرهنگی زنجان است و هر استادکار با حکاکی نام یا نمادهای خاص خود بر روی تیغه چاقو، سنتی از هنر فردی و نشان خانوادگی را حفظ کردهاست.
مراسم عاشورا — نخلگردانی:
مراسم عاشورای زنجان از مشهورترین مراسم عاشورا در ایران و جهان اسلام است. نخلگردانی زنجان — حمل نخلهای عظیم چوبی در خیابانها — از آیینهای منحصربهفرد و ثبتشده ملی است.
مفاخر:
حسین منزوی (۱۳۲۵–۱۳۸۳) از برجستهترین غزلسرایان معاصر ایران بود که در زنجان متولد شد و نقش مهمی در نوسازی غزل فارسی داشت. او از جوانی به شعر روی آورد و با انتشار مجموعه «حنجره زخمی تغزل» به شهرت رسید و جایزه شعر فروغ فرخزاد را دریافت کرد. منزوی علاوه بر غزل، در سرودن شعر نو، ترانه و ترجمه نیز فعالیت داشت و آثارش سرشار از مضامین عشق، تنهایی، آزادی و اسطورههای ایرانی است.
یکی از تلخترین رویدادهای زندگی او، اعدام برادرش حسن منزوی در دهه ۱۳۶۰ بود. برادر او که از هواداران سازمان مجاهدین خلق بود، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد و این حادثه تأثیر عمیقی بر زندگی و شعرهای حسین منزوی گذاشت. او تا پایان عمر داغدار این فقدان ماند و چندین شعر از جمله «حسن دوست» را در سوگ برادرش سرود که در آن به پیراهن سبز برادرش و جای گلولهها اشاره کرده است.
حسین منزوی سرانجام در اردیبهشت ۱۳۸۳ پس از یک عمل جراحی در تهران درگذشت و در کنار آرامگاه پدرش در زنجان به خاک سپرده شد.
، حسین قلیخان نظامالسلطنه مافی (سیاستمدار مشروطه) و سید عبدالرحیم خلخالی (عالم دینی) از چهرههای مطرح هستند.
غذاهای محلی:
قیمهنثار زنجانی (پلوی زعفرانی با گوشت و مغزیجات)، آش زنجانی، دولمه، کوفته زنجانی، رشتهپلو، حلوای و مربای گل زنجان از غذاهای سنتی هستند.
مبارزات و مقاومت مردمی
زنجان در تاریخ معاصر شاهد مبارزات مردمی بوده و از انقلاب مشروطه و جانفشانی مردم این استان برای تدوین قانون اساسی و از محاکمه و اعدام شیخ فضلالله نوری در محکمهای به قضاوت شیخ ابراهیم زنجانی قزلباش و مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی و جانفشانی مجاهدانی همچون سعید محسن و سرگرد علی محبی، و قیامهای مستمر علیه رژیم ولایتفقیه روح آزادیخواهی مردم این استان همواره از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاست.
جنبش مشروطه در زنجان
علیرغم فضای غالب ضد مشروطه در زنجان و نفوذ خوانین و روحانیونی مانند ملا قربانعلی، مردم این شهر در مقاطعی از جنبش مشروطه حمایت فعالانهای نشان دادند. در جریان مهاجرت کبری که گروهی از علما به دنبال درخواستهای مشروطهخواهان به قم مهاجرت کردند، مردم زنجان همراه با اهالی چند شهر دیگر نسبت به نفی بلد علما اعتراض کردند و شورش به راه انداختند. پس از آنکه مظفرالدین شاه درخواستهای اولیه مهاجرین را پذیرفت، زنجانیها به این امتیازات قانع نشدند و از طریق تلگراف به تهران خواستار برقراری مشروطیت شدند. علمای زنجان نیز آخوند غلامرضا هیدجی را به نمایندگی خود به قم فرستادند تا همراهی آنان را با این خواستهها اعلام کند. پس از صدور فرمان مشروطیت هم مردم زنجان خواستار تدوین سریع قانون اساسی شدند.
انجمن ایالتی در زنجان تشکیل شد و هرچند با مخالفتهای جدی روبهرو بود، گزارشهای مربوط به اعزام یپرمخان برای دستگیری و سرکوب ملا قربانعلی و پیروانش نشان میدهد که تمایلات مشروطهخواهانه در میان مردم ریشه داشت. به گفته یکی از صاحبمنصبان حاضر در آن اردو، حدود دو ثلث مردم شهر با دولت مشروطهخواه همراهی میکردند.
در سال ۱۲۸۹ شمسی هنگامی که داراب میرزا به حمایت روسها به زنجان حمله کرد، مردم میرزا صالحخان حاکم مشروطهخواه را که نیروی مسلح نداشت یاری دادند و مهاجمان را با دادن کشته از شهر بیرون راندند. در همان سال نیز از ستارخان و باقرخان، دو سردار مشروطهخواه، هنگام ورود به زنجان استقبال بسیار باشکوهی کردند و سه روز میهمانی بزرگ دادند؛ این استقبال نشان میداد که مردم ارج و جانفشانیهای آنان را نیک میشناختند.
اشرف ربیعی (۱۳۳۰–۱۳۶۰) از اعضای شاخص سازمان مجاهدین خلق ایران بود که در زنجان به دنیا آمد و در رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف تحصیل کرد. او از اوایل دهه ۱۳۵۰ به سازمان مجاهدین پیوست و در دوران حکومت پهلوی چند بار بازداشت شد، زیر شکنجه قرار گرفت و به اعدام محکوم شد، اما این حکم اجرا نشد و تا انقلاب ۱۳۵۷ در زندان ماند. پس از آزادی، در سازماندهی فعالیتهای زنان در مجاهدین نقش فعالی داشت و در سال ۱۳۵۸ با مسعود رجوی ازدواج کرد.
پس از آغاز درگیریهای مسلحانه میان حکومت و مجاهدین، اشرف ربیعی زندگی مخفیانه را در پیش گرفت و در کنار موسی خیابانی از مسئولان اصلی تشکیلات داخلی سازمان بود. سرانجام در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، در جریان یورش نیروهای سپاه به خانهای در زعفرانیه تهران، همراه با موسی خیابانی و شماری دیگر از اعضای سازمان کشته شد. پسر خردسال او و مسعود رجوی نیز پس از این واقعه به دست نیروهای حکومتی افتاد و بعدها به خانواده پدریاش تحویل داده شد. قرارگاه «اشرف» در عراق نیز بعدها به یاد او نامگذاری شد.
مهدی حسنی (۱۳۵۵–۱۴۰۴) اهل زنجان و ساکن شهرری بود که بهعنوان یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق شناخته میشد. او در شهریور ۱۴۰۲ بازداشت شد و دادگاه انقلاب تهران وی را با اتهاماتی از جمله عضویت در سازمان مجاهدین، بغی، محاربه و افساد فیالارض به اعدام محکوم کرد. حکم او با وجود اعتراضهای گسترده داخلی و بینالمللی و درخواست نهادهای حقوق بشری برای توقف اجرای آن، در دیوان عالی کشور تأیید شد. در ماههای پایانی زندگی چند بار از زندان اوین به زندان قزلحصار منتقل شد و این جابهجاییها نگرانیهای زیادی درباره اجرای حکم ایجاد کرد. سرانجام بامداد ۵ مرداد ۱۴۰۴، مهدی حسنی همراه با بهروز احسانی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ رخدادی که با واکنش و محکومیت گسترده از سوی سازمانهای حقوق بشری و شماری از شخصیتهای بینالمللی همراه شد.
گورستان زنجان
سازمان مجاهدین خلق پس از انقلاب در زنجان و ابهر فعالیت سیاسی داشت. هواداران سازمان در تظاهرات و فعالیتهای سیاسی شرکت داشتند و پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تحت سرکوب قرار گرفتند.
کشتار ۶۷ در زنجان:
زندان زنجان نیز در تابستان ۱۳۶۷ شاهد اعدام زندانیان سیاسی و مجاهد بود.
قیام ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴:
زنجان و ابهر در قیامهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ شاهد اعتراضات مردمی بودند. ابهر و خرمدره از شهرهای فعال در قیام ۱۴۰۱ بودند.
واحدهای مقاومت:
واحدهای مقاومت سازمان مجاهدین خلق در زنجان و ابهر فعالیتهای مستمری در زمینه نصب پوسترهای رهبران مقاومت داشتهاند.[۳][۴]
منابع
- ↑ Soltaniyeh-unesco
- ↑ Soltaniyeh Dome, Zanjan: Complex of Ruins-re-thinkingthefuture
- ↑ مرکز اسناد تاریخی
- ↑ بیست مقاله محمد قزوینی به اهتمام عباس اقبال آشتیانی و پورداود، ج 1، ص13 به بعد