مجید کاووسی‌فر

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجید کاووسی فر
مجیدکا1.JPG
مجید کاووسی فر
درگذشت۱۱ مرداد ۱۳۸۶
زندان اوین
علت مرگحلق‌آویز
آرامگاهبهشت زهرا
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایمردم ایران

مجید کاووسی‌فر، جوانی ۲۸ ساله بود که به همراه برادرزاده‌اش در روز ۱۱ مردادماه ۱۳۸۴، یک قاضی جمهوری اسلامی بنام حسن احمدی مقدس را به خاطر جنایاتش، در مقابل محل کارش در دادسرای ارشاد، در خیابان وزرای تهران با شلیک گلوله به قتل رساند. او در آخرین صحبت‌هایش گفت که من به درجه‌ای از فهم و شعور رسیده‌ام و با برادرزاده‌ام حسین هم قسم شدم ریشه ظلم را خشک کنیم. مجید کاووسی‌فر پیش از اعدام، لبخند بر لب داشت و لحظاتی قبل از اعدامش، با دست بسته برای مردمی که در محل بودند، به علامت پیروزی دست تکان داد. او در آخرین کلماتش فریاد کشید: مرد می‌میرم. مجید کاووسی فر به نقل از دوستانش، شورشگری جوانمرد و از جنوب شهر تهران و زاده‌ی رنج و فقر بود و زمانی که مشاهده کرد قاضی احمدی مقدس به دختران و پسران تعرض و دست درازی می‌کند،تصمیم گرفت شخصاً عدالت را اجرا کند. مجید کاووسی‌فر پس از کشتن قاضی حسن مقدس احمدی به امارات گریخت؛ و به سفارت آمریکا در ابوظبی رفت و درخواست پناهندگی کرد. اما سفارت آمریکا با آگاهی از هویت مجید کاووسی‌فر، بی‌درنگ وی را دستگیر و به پلیس امارات تسلیم کرد و امارات نیز وی را به نظام جمهوری اسلامی ایران استرداد نمود. مجید کاووسی‌فر و برادرزاده‌اش اسفندماه سال ۱۳۸۴، در دادگاه تهران محکوم به اعدام شدند؛ و حکم آن‌ها همزمان با سالگرد قتل قاضی حسن احمدی مقدس به اجرا درآمد. مجید کاووسی فر هنگام اعدام با حرکتی عجیب دنیا را مبهوت کرد. تصویر  او پیش از اعدام، در حالی‌که با لبخندی بر لب و روحیه‌ای بالا و محکم برای مردم دست تکان می‌دهد، به سرعت در سراسر جهان مشهور شد؛ و در سینه‌ی تاریخ به ثبت رسید. خبرگزاری رویترز، عکس اعدام مجید کاووسی‌فر و برادر زاده وی حسین کاووسی‌فر با جراثقال را به‌عنوان عکس دهه انتخاب کرد.

ماجرای قتل قاضی مقدس

قاضی حسن مقدس احمدی

مجید کاووسی فر به همراه برادرزاده‌اش حسین کاووسی فر، در روز ۱۱ مردادماه ۱۳۸۴، یک قاضی نظام جمهوری اسلامی بنام حسن احمدی مقدس را در مقابل محل کارش در دادسرای ارشاد، در خیابان وزرا تهران با شلیک گلوله به قتل رساند. حسن احمدی مقدس، معاون دادستان تهران و رئیس مجتمع قضایی ارشاد - دادسرای منکرات خیابان وزرا - را که عامل زندان، شکنجه و اعدام بسیاری از مردم و فعالان سیاسی و مدنی بود، علاوه بر صدور احکام ناعادلانه در خصوص نویسندگان معترض، یکی از دست اندرکاران کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز بود. به نقل از یکی از زندانیان سیاسی هم بند مجید کاووسی‌فر، قاضی احمدی مقدس علاوه بر جنایت‌های ذکر شده، فردی بود که به دلیل داشتن سمت در بی‌دادسرای منکرات خیابان وزرا، شخصاً به دختران و زنانی که تحت عناوین مختلفی چون بدحجابی و یا در میهمانی‌های مختلط دستگیر می‌شدند، تعرض و حتی تجاوز می‌کرده است؛ و برای آزار و اذیت بیشتر اجرای حکم شلاق را توسط مردان اجرا می‌کرده است؛ و مجید کاووسی‌فر از تمام این مسائل مطلع بوده و حتی پیش از اجرای حکم اعدام مجید کاووسی‌فر وی را به ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده بود.[۱]

قاضی سعید مرتضوی که جنایاتش در جریان زندان کهریزک افشا گردید، مدعی شد که متهمان دارای سابقه چندین مورد سرقت مسلحانه از بانک‌ها و غیره بوده‌اند، اما با این وجود او گفت مجید در آخرین گفتگو اظهار پشیمانی نکرده و اعلام داشته‌ است:

«من به درجه‌ای از فهم و شعور رسیده‌ام و با برادرزاده‌ام حسین هم قسم شدم ریشه ظلم را خشک کنیم.»

قاضی مرتضوی خودش کمی پیش از اعدام مجید کاووسی فر گفت:

« تا همین لحظه آخر، این اشخاص به هیچ وجه از کرده‌هایشان پشیمان نبودند؛ و می‌گفتند می‌خواستیم آن‌قدر مسئول و قاضی در این مملکت بکشیم تا اشک رئیس قوه قضاییه در بیاید.»

مجید کاووسی فر پیش از اعدام، لبخند بر لب داشت و لحظاتی قبل از اعدامش، با دست بسته برای مردمی که در محل بودند، به علامت پیروزی دست تکان داد. او در آخرین کلماتش فریاد کشید: مرد می‌میرم.[۲]

عصیان برای عدالت

مجید کاووسی فر به نقل از دوستانش، شورشگری جوانمرد واز جنوب شهر تهران و زاده‌ی رنج وفقر بود؛ و زمانی که مشاهده کرد قاضی احمدی مقدس که دم از اسلام  و دین و خدا می‌زند، اما در واقع فردی فاسد است که حتی به دختران اسیر زندانی هم رحمی ندارد؛ و به آن‌ها تعرض و دست درازی می‌کند، تاب نیاورد و تصمیم گرفت شخصاً عدالت را اجرا کند.[۱]

مجيد كاووسى جوانی ۲۸ساله بود؛ و با شغل بنایی امورات زندگیش را می‌گذراند. او برادرزاده ۲۴ ساله‌اش حسین کاووسی با هم قسم خورده بودند که ریشه‌ی ظلم را از بن بکنند.[۲]

استرداد مجید کاووسی فر

مجید کاووسی فر به هنگام اعدام

مجید کاووسی فر پس از کشتن قاضی حسن مقدس احمدی به امارات گریخت؛ و به سفارت آمریکا در ابوظبی رفت و درخواست پناهندگی کرد. اما سفارت آمریکا با آگاهی از هویت مجید کاووسی فر، بی درنگ وی را دستگیر و به پلیس امارات تسلیم کرد؛ و امارات نیز وی را به نظام جمهوری اسلامی ایران استرداد نمود.[۳]

اری بن مناشه، مأمور امنیت ملی دولت اسرائیل در کتاب «پول خون» در باره‌ی استرداد مجید کاووسی‌فر افشاگری کرد؛ و اثبات شد که پشت پرده، دولت آمریکا با رژیم ایران برای تحویل دادن مجید کاووسی‌فر، زد وبند کرده است.[۴]

دوران بازداشت

مجید کاووسی‌فر تمام مدت بازداشت خود را در بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند؛ و حکم اعدامش توسط ابوالقاسم صلواتی صادر شده بود.

اعدام مجید کاووسی‌فر

مجیدکا5.JPG
مجید کاووسی فر در سایه طناب دار

مجيد کاووسی‌فر و حسين کاووسی‌فر که اتهام آن‌ها از سوی نظام جمهوری اسلامی، محاربه و مفسد فی‌الارض اعلام شده است، اسفندماه سال ۱۳۸۴، در دادگاه تهران محکوم به اعدام شدند؛ و حکم آن‌ها همزمان با سالگرد قتل قاضی حسن احمدی مقدس به اجرا درآمد. به نقل از دادگاه انقلاب اسلامی که حکم اين متهمان را صادر کرده بود، آن‌ها اين ترور را با کلت کمری پايه بلندی که از يک مأمور بانک صادرات به سرقت برده بودند، انجام دادند.[۵]

پیکر او در بهشت زهرا قطعه‌ی ۳۵ ردیف ۷۵ شماره‌ی ۲۴۵ دفن شده‌ است.[۲]

لبخند پیروزی

مجید کاووسی متهم به قتل قاضی حسن احمدی مقدس، هنگام اعدام با حرکتی عجیب دنیا را مبهوت کرد.[۲]

تصویر  او پیش از اعدام، در حالی‌که با لبخندی بر لب و روحیه‌ای بالا و محکم برای مردم دست تکان می‌دهد، به سرعت در سراسر جهان مشهور شد؛ و در سینه‌ی تاریخ به ثبت رسید.[۳]

مشهور شدن عکس اعدام

خبرگزاری رویترز، عکس اعدام مجید کاووسی‌فر و برادر زاده وی حسین کاووسی‌فر با جرثقال را به‌عنوان عکس دهه انتخاب کرد. این عکس از دو جوان ایرانی که در ۱۱مرداد سال ۱۳۸۶، حلق آویز شدند، توسط عکاس رویترز برداشته شده بود.

عکسی که مشهور شد

رویترز در توضیح این عکس نوشت:

«رژیم ایران روز پنجشنبه هنگام تجمع صدها نفر از مردم، مجـید و حسین را بعلت کشتن یک قاضی که تعدادی از مخالفان را زندانی کرده بود به ‌دار آویخت. مـجید کاووسی‌فر، همراه با برادر زاده‌اش، در مرداد سال ۱۳۸۴، حسن مقدس، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای ارشاد را در حالی که با اتوموبیل خود از دادسرا خارج می‌شد، به قتل رساند. مـجید در صحنه اعدام لبخند بر لب داشت و شجاعانه به سوی مرگ شتافت.»[۶]

ایران رتبه دوم اعدام در جهان

این در حالی است که ميزان اعدام‌ها در ایران در سال ۱۳۸۶، رشد فزاينده‌ای داشته که همين امر انتقاد سازمان‌های حقوق بشری را به همراه داشت. در همان روزها ۷ نفر در شهر مشهد در ملاء عام به دار آويخته شدند؛ و دو نفر نيز در زندان زاهدان اعدام شدند. قاضی مرتضوی، دادستان تهران نیز اعلام کرد که ۱۶ نفر که اتهام آن‌ها اراذل و اوباش بود، دار زده شدند؛ و هم‌چنین صدور حکم اعدام برای ۱۷ نفر دیگر در دستور کار قرار دارد. بر اساس گزارش سازمان‌های بين المللی، ايران در سال ۲۰۰۶، نزديک به ۱۷۷ نفر را اعدام کرده است که به لحاظ اعدام پس از چين در رتبه‌ی دوم جهانی قرار دارد. این اعدام‌ها اغلب با طناب دار و در ملاءعام صورت گرفته است.[۵]

شعری در وصف اعدام مجید کاووسی فر

آخرین وداع

چه بیباکانه زیر دار

دلاور مرد آزادی

تنفر را به لبخندی

سراسر صحنه را

با دستی در بندی

که جلاد زمان را

بس زبون می‌کرد

سکوت زندگان را

واژگون می کرد

شکوهمندانه برپا داشت.

چه «خسرو» * گونه اعدامی!

چه عشق پرور لبخندی!

که می‌آموخت؛

جهان را با تبسم شاد باید کرد

ستمگر را باید کشت.

کابل – آژن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* اشاره به خسرو گلسرخی مبارز و شاعر ستم ستیز ایران که در برابر بیدادگاه رژیم شاه از مردمش به دفاع برخاست و مرگ را بر تسلیم و خواری ترجیح داد.[۴]

منابع: