درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۴: خط ۵:
<!-- نوشتار 1 -->
<!-- نوشتار 1 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:گیتی گیوه‌چینیان زاده.jpg|جایگزین=گیتی گیوه‌چینیان زاده|بندانگشتی|270x270پیکسل|گیتی گیوه‌چینیان زاده]]</div>
 
<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.
این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.
مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.
[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]
<div>


'''[[گیتی گیوه‌چینیان زاده]]'''


گیتی گیوه‌چینیان زاده، متولد ۱۷ شهریور ۱۳۳۷ در تهران، یکی از اعضای ارشد شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران بود که با مدرک لیسانس روانشناسی و سابقه ۳۵ سال مبارزه سیاسی، نقش کلیدی در جنبش مقاومت علیه رژیم جمهوری اسلامی ایفا کرد. او در خانواده‌ای مرفه بزرگ شد و از کودکی به دلیل هوش، شجاعت و مهربانی شناخته می‌شد. گیتی از سال ۱۳۵۷ با سازمان مجاهدین آشنا شد و فعالیت‌های خود را از فروش نشریه آغاز کرد، سپس به مسئولیت دانش‌آموزی شرق تهران رسید. پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وارد بخش ضداطلاعات شد و در سال ۱۳۶۱ به خارج کشور اعزام گردید. از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۶، مسئولیت آموزش کودکان مجاهدین در فرانسه، بغداد و کرکوک را بر عهده داشت و سپس فرماندهی قرارگاه حنیف را پذیرفت. با تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در ۱۳۶۶، در چهار عملیات بزرگ شرکت کرد: فرمانده آتشبار در عملیات آفتاب، گردان مکانیزه در چلچراغ، گردان پیاده در فروغ جاویدان، و محور چهارم در نبردهای مروارید. در سال ۱۳۷۱، ریاست ستاد تخصصی ارتش آزادی‌بخش و سپس فرماندهی ضداطلاعات را بر عهده گرفت. او اسوه‌ی صبر، استقامت و مسئولیت‌پذیری بود، به ویژه در دوران پایداری اشرفیان در دهه ۸۰. او در حمله ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ به اشرف، دوشادوش زهره قائمی فرماندهی کرد و به شهادت رسید.
<br>[[گیتی گیوه‌چینیان زاده |بیشتر بخوانید...]]


  </div>
</div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->


  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:جنایت علیه بشریت .jpg|جایگزین=جنایت علیه بشریت|بندانگشتی|270x270پیکسل|جنایت علیه بشریت]]</div>
 
<div>[[پرونده:وحید بنی عامریان.jpg|جایگزین=وحید بنی عامریان|بندانگشتی|180x180پیکسل|وحید بنی عامریان]]</div>
   <div>
   <div>
'''وحید بنی عامریان،'''(متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است.
نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد.
پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد.
دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ زندان اوین است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است.


'''[[جنایت علیه بشریت]]'''
سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.
 
زندانی سیاسی وحید بنی عامریان سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۵، همراه با زندانی سیاسی دیگر ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .
 
[[وحید بنی عامریان|بیشتر بخوانید...]]
 
<div>


جنایت علیه بشریت به جرایم جدی اشاره دارد که بخشی از حمله گسترده یا سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی است، بدون نیاز به وقوع در زمان جنگ. این مفهوم پس از جنگ جهانی دوم در دادگاه نورنبرگ شکل گرفت و در اساسنامه رم دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) در سال ۱۹۹۸ تعریف شد، شامل اعمال مانند قتل، نابودی، برده‌داری، شکنجه، تجاوز، و ناپدیدسازی اجباری. عناصر کلیدی شامل حمله گسترده یا سیستماتیک، دانش از حمله، و هدف‌گیری غیرنظامیان است. نمونه‌های تاریخی شامل هولوکاست نازی‌ها (۱۹۴۱-۱۹۴۵) است که شش میلیون یهودی را قربانی کرد و به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم شد؛ نسل‌کشی رواندا (۱۹۹۴) که ۸۰۰ هزار توتسی را کشت؛ جنگ‌های یوگسلاوی (۱۹۹۱-۱۹۹۹) با پاکسازی قومی در بوسنی؛ بحران دارفور (۲۰۰۳ به بعد) با کشتار سیستماتیک غیرعرب‌ها؛ و آزار روهینگیا در میانمار (۲۰۱۷) که شامل قتل، تجاوز و سوزاندن روستاها بود. در مورد قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷ در ایران، پرفسور جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در گزارش ۲۰۲۴ خود آن را جنایت علیه بشریت (شامل قتل، نابودی، شکنجه، و ناپدیدسازی اجباری) و بالقوه نسل‌کشی طبقه‌بندی کرد، بر اساس فتوای روح‌الله خمینی که منجر به اعدام هزاران زندانی سیاسی، اغلب از اعضای مجاهدین خلق، شد. این جنایات تأثیرات بلندمدتی بر حقوق بشر داشته و دادگاه‌هایی مانند ICTY، ICTR و ICC برای پیگرد آنها تأسیس شده‌اند. مبارزه با مصونیت، مانند در مورد ایران، نیازمند مکانیسم‌های بین‌المللی است تا عدالت برقرار شود و از تکرار جلوگیری شود.
<br>[[جنایت علیه بشریت|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
</div>


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->


   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:زینب همرنگ.jpg|جایگزین=زینب همرنگ|بندانگشتی|300x270پیکسل|زینب همرنگ]]</div>
<div>[[پرونده:ابوالحسن منتظر؛2.jpg|جایگزین=ابوالحسن منتظر|بندانگشتی|195x195پیکسل|ابوالحسن منتظر]]</div>
   <div>
   <div>
'''ابوالحسن منتظر'''، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران محمدرضا پهلوی و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود.
ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در سازمان مجاهدین خلق به پنج سال حبس محکوم شد.
او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.
منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.
ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.
ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.


'''[[زینب همرنگ سیدبگلو]]'''
عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد


زینب همرنگ سیدبگلو، (متولد سال ۱۳۵۱، پارس‌‌آباد مغان، اردبیل) معلم بازنشسته و فعال صنفی فرهنگیان، به دلیل فعالیت‌های مدنی و صنفی بارها توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران بازداشت و زندانی شده است. او که از فعالان شناخته‌شده در پیگیری حقوق معلمان است، در چندین نوبت بین سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ بازداشت شد و پس از تحمل حبس‌های کوتاه‌مدت، آزاد گردید. آخرین محکومیت او در مهر ۱۴۰۳ به ۵ سال حبس تعزیری بود که در حال حاضر در زندان اوین در حال سپری کردن آن است. خانم زینب همرنگ در طول دوران زندان خود به دلیل شرایط نامناسب بازداشت و محرومیت از حقوق اولیه، دست به اعتصاب غذا و دارو زد که نگرانی‌هایی درباره وضعیت سلامتی او ایجاد کرد. بازداشت‌های متعدد او اغلب به اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» صورت گرفته و در مواردی با ضرب و شتم همراه بوده است. او همچنین به دلیل فعالیت‌هایش در کانون صنفی معلمان، از جمله اعتراض به وضعیت معیشتی و حقوق فرهنگیان، تحت فشارهای قضایی قرار گرفته است. خانم زینب همرنگ متأهل و دارای دو فرزند است.
زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .
<br>[[زینب همرنگ سیدبگلو|بیشتر بخوانید...]]




  </div>
[[ابوالحسن منتظر|بیشتر بخوانید...]]
</div>


</div>
<div>
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۵

نوشتارهای جدید هفته
اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران
اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران

اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.

این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.

مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.

بیشتر بخوانید...



وحید بنی عامریان
وحید بنی عامریان

وحید بنی عامریان،(متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است.

نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد.

پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد.

دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ زندان اوین است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است.

سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.

زندانی سیاسی وحید بنی عامریان سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۵، همراه با زندانی سیاسی دیگر ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .

بیشتر بخوانید...



ابوالحسن منتظر
ابوالحسن منتظر

ابوالحسن منتظر، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران محمدرضا پهلوی و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود.

ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در سازمان مجاهدین خلق به پنج سال حبس محکوم شد.

او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.

منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.

ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.

ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.

عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد

زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .


بیشتر بخوانید...