درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۵: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:غلامحسین ساعدی؛21.jpg|جایگزین=غلامحسین ساعدی؛21.jpg|بندانگشتی|240x180پیکسل|غلامحسین ساعدی]]</div>
<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.


'''غلامحسین ساعدی'''، با نام مستعار گوهرمراد (زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ - درگذشته در ۲ آذر ۱۳۶۴) رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس نامدار ایرانی بود. وی نویسنده داستان عزاداران بیل است که تبدیل به فیلمنامه «گاو» شد. فیلم سینمایی گاو از فیلم‌های موج نوی سینمای ایران به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی و [[پرویز فنی‌زاده]] بر اساس همین داستان ساخته شد. غلامحسین ساعدی پزشک اعصاب و روان بود اما در زمینه نویسندگی بسیار پرکار بود و تا پایان عمر پنجاه ساله‌اش آثار زیادی از خود به جا گذاشت. غلامحسین ساعدی فعالیت ادبی خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و سپس پا به عرصه‌های دیگر گذاشت. او با [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]] فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. این فعالیت‌ها منجر به دستگیری چند ماهه‌ی او بعد از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شد. او یک‌بار دیگر در سال ۱۳۵۳ دستگیر و به مدت یک سال در زندان‌های [[ساواک]] زندانی و شکنجه شد.
این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.


غلامحسین ساعدی پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] با سرکوب هنرمندان و دگراندیشان از ایران خارج شد و مواضع تندی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. او در یکی از مقالات خود نوشت:
مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.


«شرف کفتار بر رژیم خمینی در این است که او به مرده‌خواری قناعت می‌کند، ولی این یک، نه تنها به تناول زنده‌ها و مرده‌ها مشغول است که نفس زندگی را می‌خواهد نابود کند، شرف و حیثیت و فرهنگ انسانی را می‌خواهد به خاک بسپارد»
[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]


غلامحسین ساعدی همچنین به همه هنرمندانی که حاضر به همکاری با این رژیم شدند حمله کرد. وی همچنین از شورای ملی مقاومت حمایت کرد و درکنار آن‌ها قرار گرفت. او تا پایان عمر داستانها و نمایشنامه‌های زیادی نوشت که از جمله می‌توان به آثاری چون، عزاداران بیل، چوب به‌دست‌های ورزیل اشاره کرد. وی پس از انقلاب مقالات و آثار زیادی در اعتراض به سرکوب و اختناق در ایران نوشت که از جمله‌ی آنها «اتللو در سرزمین عجایب» است.
<div>
<br>[[غلامحسین ساعدی|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
</div>




خط ۲۵: خط ۲۴:
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">


<div>[[پرونده:زهره بنی‌جمالی.jpg|جایگزین=زهره بنی‌جمالی|بندانگشتی|200x200پیکسل|زهره بنی‌جمالی]]</div>
<div>[[پرونده:وحید بنی عامریان.jpg|جایگزین=وحید بنی عامریان|بندانگشتی|180x180پیکسل|وحید بنی عامریان]]</div>
   <div>
   <div>
'''وحید بنی عامریان،'''(متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است.
نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد.
پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد.


'''زهره بنی‌جمالی'''، (متولد سال ۱۳۳۶، اراک – درگذشته ۲۹ آبان ۱۴۰۴، آلبانی) از کادرهای قدیمی و عضو شورای مرکزی [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او هنگامی که دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه ملی تهران بود به سازمان مجاهدین پیوست. زهره بنی‌جمالی در قیام‌های [[انقلاب ضدسلطنتی]] شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب به طور حرفه‌ای به فعالیت‌های خود در سازمان مجاهدی ادامه داد. با آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وظایف گوناگونی را در پایگاه‌های عملیاتی مجاهدین انجام داد. زهره بنی‌جمالی در تابستان ۱۳۶۱، به خارج کشور منتقل شد و تا سال ۱۳۶۵، مسئولیت تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، انگلستان، فرانسه و اسکاندیناوی عهده‌دار شد. با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۵، زهره بنی‌جمالی به ارتش آزادی‌بخش منتقل شد و مدیریت‌های مختلف از جمله اداره‌ی آموزشگاه‌ها را به عهده گرفت. زهره بنی‌جمالی در دهه‌های گذشته به هزاران بیمار و مجروح در سخت‌ترین شرایط رسیدگی‌های پزشکی انجام داد. او در حملات موشکی و محاصره‌ی شدید کمپ [[لیبرتی]]، شب و روز مشغول رسیدگی به دیگران بود و بر اثر کثرت کارها و فشارهای ناشی از آن، دچار عارضه‌های قلبی و ریوی شد. زهره بنی‌جمالی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین بود که سرانجام پس از ۵۰ سال مبارزه حرفه‌ای با دیکتاتوری‌های شاه و جمهوری اسلامی، در اثر نارسایی قلبی و عوارض ریوی در ۲۹ آبان‌ماه ۱۴۰۴، در آلبانی درگذشت. خانم [[مریم رجوی]] رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، با تسلیت به شورای مرکزی و مسئول اول مجاهدین و عموم مجاهدان اشرفی، به‌خاطر درگذشت زهره بنی جمالی، او را الگوی مسئولیت‌پذیری و صدق و فدا و شاخص درخشانی از زنان پیشتاز و راهگشای مجاهد خلق توصیف کرد.
دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ زندان اوین است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است.


[[زهره بنی‌جمالی|بیشتر بخوانید...]]
سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.


زندانی سیاسی وحید بنی عامریان سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۵، همراه با زندانی سیاسی دیگر ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .
[[وحید بنی عامریان|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<div>
 
 


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->


   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:ابوالحسن منتظر؛2.jpg|جایگزین=ابوالحسن منتظر|بندانگشتی|195x195پیکسل|ابوالحسن منتظر]]</div>
  <div>
'''ابوالحسن منتظر'''، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران محمدرضا پهلوی و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود.
ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در سازمان مجاهدین خلق به پنج سال حبس محکوم شد.


<div>[[پرونده:زهرا طبری؛1.jpg|جایگزین=زهرا شهباز طبری|بندانگشتی|245x245پیکسل|زهرا شهباز طبری]]</div>
او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.
  <div>


'''زهرا شهباز طبری'''، (متولد سال ۱۳۳۷، بابل، ساکن رشت) زندانی سیاسی ۶۷ ساله، مهندس برق و فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه بوروس سوئد در رشته انرژی پایدار است. در روز ۲۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی با یورش به منزل شهباز طبری، او را بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل کردند. او پس از ۷ ماه بلاتکلیفی، در روز شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ (۲۵ اکتبر ۲۰۲۵)، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اتهام «محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» به اعدام محکوم شد. او پیش از این نیز در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۱، در زندان لاکان رشت بازداشت و تحت بلاتکلیفی طولانی قرار گرفته بود. زهرا شهباز طبری، فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی پیشین، همچنین در دهه ۱۳۶۰ به ۱۵ سال زندان محکوم شده بود. اتهامات شامل «ارتباط با گروه‌های مخالف نظام»، «فعالیت تبلیغاتی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» است. گزارش‌ها از بازجویی‌های شدید، محرومیت از مرخصی و وکیل مستقل، و شرایط نامناسب سلامتی خبر می‌دهند. خانواده‌اش از حکم اعدام ابراز نگرانی کرده و خواستار مداخله نهادهای حقوق بشری شده‌اند. این حکم بخشی از سرکوب مخالفان سیاسی در ایران است و امکان تجدیدنظرخواهی وجود دارد. شورای ملی مقاومت ایران بر پرونده‌سازی و شکنجه خانم شهباز طبری تأکید کرده‌است.  
منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.


ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.


<br>[[زهرا شهباز طبری |بیشتر بخوانید...]]
ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.


عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد


زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .




[[ابوالحسن منتظر|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
<div>
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۵

نوشتارهای جدید هفته
اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران
اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران

اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.

این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.

مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.

بیشتر بخوانید...



وحید بنی عامریان
وحید بنی عامریان

وحید بنی عامریان،(متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است.

نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد.

پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد.

دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ زندان اوین است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است.

سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.

زندانی سیاسی وحید بنی عامریان سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۵، همراه با زندانی سیاسی دیگر ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .

بیشتر بخوانید...



ابوالحسن منتظر
ابوالحسن منتظر

ابوالحسن منتظر، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران محمدرضا پهلوی و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود.

ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در سازمان مجاهدین خلق به پنج سال حبس محکوم شد.

او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.

منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.

ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.

ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.

عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد

زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .


بیشتر بخوانید...