درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۵: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:احمد شاملو.jpg|جایگزین=احمد شاملو|بندانگشتی|230x230پیکسل|احمد شاملو]]</div>
<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.


'''احمد شاملو'''، (زاده‌ی ۲۱ آذر ۱۳۰۴ مصادف با ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵در تهران، درگذشته‌ در ۲ مرداد ۱۳۷۹)، با نام شعری الف.بامداد، برجسته‌ترین شاعر معاصر ایران، از فرهنگ‌سازان وفرهنگ‌نویسان بزرگ ایران، نویسنده، پژوهشگر و مترجم ایرانی است. پدرش حیدر و مادرش کوکب نام داشت و از قفقاز به ایران آمده بود. پدر احمد شاملو افسر ارتش و مدام در سفر بود و خانواده‌‌ی آن‌ها از شهری به شهر دیگر می‌کوچید.
این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.
 
احمد شاملو دبیرستان را به پایان برد اما شرایط زندگی به وی امکان ادامه‌ی تحصیل نداد. شوق آموختن و علاقه‌ی او به شعر او را به کار در روزنامه‌ها و سپس سرودن شعر هدایت کرد. احمد شاملو اولین دفتر شعر خود را با نام آهنگ‌های فراموش‌شده به چاپ رساند اما بعدها آن‌را ناچیز خواند و از انتشار آن اظهار پشیمانی کرد. از نخستین اشعار وی که بسیار مورد توجه واقع شد، شعر «از شکوفه‌ی سرخ یک پیراهن» بود که در سال ۱۳۲۹ برای عبور از سد سانسور با نام دیگری منتشر شد. این اولین شعر غیرموزون احمدشاملو بود. به این ترتیب احمد شاملو آغازگر شعر سپید فارسی گشت. احمد شاملو سه بار ازدواج کرد اما تنها ازدواج سوم او با آیدا سرکیسیان دوام داشت. او نام «آیدا» را بر دو دفتر شعری خود به نام‌های «آیدا، درخت و خنجر و خاطره» و «آیدا در آینه» نیز گذاشته است. آیدا سرکیسیان علاوه بر همسر،‌ همکار و تنها یار و پشتیبان او در جمع‌آوری اشعار و پژوهش‌هایش بود.
 
احمد شاملو در طول زندگی خود سه بار دستگیر شد. در یکی از حملات توسط نیروهای امنیتی [[محمدرضا پهلوی]] به خانه‌ی او برخی کتاب‌ها و نوشته‌های او برای همیشه از بین رفت. همواره شعرها و کتاب‌های او مورد سانسور و ممیزی قرار می‌گرفت. پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] وی در همان ابتدا نسبت به سرکوب رو به رشد در حاکمیت جدید هشدار داد. او در دوران جمهوری اسلامی به طور کامل با رسانه‌ها و افراد و تمامیت سیستم خط قرمز داشت و انزوا را ترجیح داد. از اشعار معروف او پس از انقلاب شعر «در این بن بست» است که با مطلع مشهور «دهانت را می‌بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم! » آغاز می‌شود.


احمدشاملو هم‌چنین تلاشی بسیار دشوار را در ساختن اولین فرهنگنامه واژه‌های عامیانه انجام داد. این فرهنگ‌نامه که به کتاب کوچه شهرت دارد دارای ده‌ها جلد است و نوشتن آن سال ها زمان برده است. احمد شاملو این کار را به تنهایی و بدون هیچ‌ پشتیبانی انجام داد، به طوری که بسیاری از مجلدهای آن تا پس از مرگ وی نیز هنوز تدوین و منتشر نشده بود. احمد شاملو در سال‌های پایانی از بیماری قند رنج می‌برد. یک سال پیش از درگذشت پزشکان مجبور به قطع یکی از پاهای وی شدند. احمدشاملو سرانجام در ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت.
مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.


 
[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]
 
[[احمد شاملو|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
خط ۲۸: خط ۲۴:
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">


<div>[[پرونده:علیرضا شوریده.jpg|جایگزین=علیرضا شوریده|بندانگشتی|180x180پیکسل|علیرضا شوریده]]</div>
<div>[[پرونده:وحید بنی عامریان.jpg|جایگزین=وحید بنی عامریان|بندانگشتی|180x180پیکسل|وحید بنی عامریان]]</div>
   <div>
   <div>
'''وحید بنی عامریان،'''(متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است.
نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد.
پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد.


'''علیرضا شوریده'''، (تولد ۱۳۲۰ - درگذشت ۱۸ آذر ۱۳۷۹) در شهر انزلی به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در انزلی به اتمام رساند. علیرضا شوریده در سال ۱۳۳۴ به تهران کوچ کرد و دبیرستان را در تهران گذراند. او به دلیل صدای خوشی که داشت در مسابقات امور تربیتی دبیرستان نفر اول شد. همین امر باعث شد تا او را به هنرستان موسیقی معرفی کنند. در سال ۱۳۴۴ نزد استاد کریمی آواز ایرانی فراگرفت و گوشه‌ها و ردیف‌ها را در موسیقی ایرانی آموخت و سپس شاگرد اسماعیل مهرتاش شد. علیرضا شوریده در سال ۱۳۵۴ با رادیو همکاری کرد و با ورود به ارکستر گل‌ها که رهبر آن فرهاد فخرالدینی بود مجموعا ۱۰ برنامه ضبط کرد. علیرضا شوریده همچنین با گروه عشاق به سرپرستی عبدالله ملت‌پرست همکاری کرد و نوار اشک‌ وارش حاصل کار او بود. در سال ۱۳۵۶ با ارکستر پایور همکاری کرد. یکی دیگر از ترانه‌های مشهور او ترانه‌ی «بخوان ای همسفر با من» و «سرود شهادت» از سری ترانه‌های [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] است. وی در سال‌های پس از انقلاب حاضر به همکاری با ارگان‌های حکومتی نشد و به همین دلیل از کار هنری کنار گذاشته‌ شد و تا پایان عمر در سکوت بسر برد. سرانجام علیرضا شوریده در ۱۸ آذر ۱۳۷۹ بر اثر سکته مغزی در بیمارستان ایران تهران درگذشت و در زادگاهش، بندرانزلی به خاک سپرده شد.[۱]
دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ زندان اوین است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است.


سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.


[[علیرضا شوریده|بیشتر بخوانید...]]
زندانی سیاسی وحید بنی عامریان سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۵، همراه با زندانی سیاسی دیگر ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .


[[وحید بنی عامریان|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




خط ۴۳: خط ۴۷:


   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:لگوی8.PNG|جایگزین=لگوی8.PNG|بندانگشتی|235x175پیکسل|اعلامیه جهانی حقوق بشر]]</div>
<div>[[پرونده:ابوالحسن منتظر؛2.jpg|جایگزین=ابوالحسن منتظر|بندانگشتی|195x195پیکسل|ابوالحسن منتظر]]</div>
   <div>
   <div>
'''ابوالحسن منتظر'''، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران محمدرضا پهلوی و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود.
ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در سازمان مجاهدین خلق به پنج سال حبس محکوم شد.
او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.


'''اعلامیه جهانی حقوق بشر'''، در روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ برابر با ۱۹ آذر ۱۳۲۷، بدون رأی مخالف، با ۴۸ رأی موافق و ۸ رأی ممتنع توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. اعلامیه جهانی حقوق بشر، یک پیمان بین‌المللی برای تضمین حقوق و با هدف برقراری آزادی‌های برابر برای تمام مردم است. این پیمان بین‌المللی نتیجه مستقیم فجایع جنگ جهانی دوم بود و برای نخستین بار حقوق اساسی مدنی،‌ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را که تمام انسان‌ها در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند به صورت جهانی مشخص کرد. اعلامیه جهانی حقوق بشر دارای ۳۰ ماده است که نظرگاه سازمان ملل متحد را در مورد حقوق بشر تشریح می‌کند. هرساله این روز در جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود.
منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.


ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.


ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.


<br>[[اعلامیه جهانی حقوق بشر|بیشتر بخوانید...]]
عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد


</div>
زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .
 
 
[[ابوالحسن منتظر|بیشتر بخوانید...]]
 
<div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۵

نوشتارهای جدید هفته
اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران
اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران

اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.

این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.

مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.

بیشتر بخوانید...



وحید بنی عامریان
وحید بنی عامریان

وحید بنی عامریان،(متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است.

نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد.

پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد.

دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ زندان اوین است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است.

سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.

زندانی سیاسی وحید بنی عامریان سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۵، همراه با زندانی سیاسی دیگر ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .

بیشتر بخوانید...



ابوالحسن منتظر
ابوالحسن منتظر

ابوالحسن منتظر، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران محمدرضا پهلوی و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود.

ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در سازمان مجاهدین خلق به پنج سال حبس محکوم شد.

او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.

منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.

ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.

ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.

عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد

زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی اکبر دانشورکار و محمد تقوی و در ۱۱ فروردین پویا قبادی و بابک علیپور نیز اعدام شدند .


بیشتر بخوانید...