[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148px]]'''ابراهیم دولتآبادینژاد'''، یکی از زندانیان سیاسی مرتبط با [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] در شهر مشهد بود. قوه قضائیه وی را به عنوان یکی از لیدرهای اصلی اعتراضات منطقه طبرسی مشهد معرفی کرد. او در جریان ناآرامیهای این منطقه بازداشت شد و بر اساس گزارشها نقش محوری در سازماندهی و هدایت تجمعات اعتراضی داشته است.
حسین پژمان بختیاری (۱۲۷۹-۱۳۵۳ شمسی)، شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر برجسته ایرانی، در تهران زاده شد و در همان شهر درگذشت. او تنها فرزند علیمراد خان میرپنج بختیاری، یکی از خوانین بختیاری و مبارزان مشروطه، و عالمتاج قائممقامی معروف به ژاله، شاعره و نواده میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی بود. والدین وی اندکی پس از تولد او جدا شدند و پژمان کودکی پر از رنج و تنهایی را تجربه کرد. پدرش در سال ۱۲۸۸ شمسی درگذشت و سرپرستی او به علیقلی خان سردار اسعد بختیاری سپرده شد، اما وصیت پدر برای فرستادن وی به اروپا برای تحصیل اجرا نشد. پژمان در دشتک بختیاری، زادگاه پدریاش، بخشی از کودکی را گذراند و در آنجا با طبیعت و فرهنگ بختیاری آشنا شد که تأثیر عمیقی بر آثارش گذاشت. او در مدرسه سن لوئیس تهران تحصیل کرد و همکلاسی نیما یوشیج بود، سپس نزد ادیب نیشابوری و بدیعالزمان فروزانفر ادبیات فارسی و عربی آموخت. از سال ۱۳۰۴ شمسی در وزارت پست، تلگراف و تلفن مشغول به کار شد و تا بازنشستگی در ۱۳۳۷ شمسی ادامه داد. پژمان از سال ۱۳۴۷ شمسی مدیر ادبی برنامه گلهای رادیو ایران شد و تا ۱۳۵۲ شمسی در آن فعالیت کرد. او شعر را از نوجوانی آغاز کرد و ابتدا با تخلص سرمست و سپس پژمان شناخته شد. آثار منظوم وی شامل مجموعههایی چون زن بیچاره (۱۳۰۶)، محاکمه شاعر (۱۳۱۳)، خاشاک (۱۳۳۵)، اندرز یک مادر (۱۳۴۷) و کویر اندیشه (۱۳۴۹) است که غزلیات، مثنویها و قصاید patriotic را دربرمیگیرد. پژمان همچنین تصحیحاتی بر آثار کلاسیک مانند دیوان حافظ (۱۳۱۵)، کلیات جامی (۱۳۱۷) و آثار نظامی گنجوی انجام داد. ترجمههای او از ادبیات فرانسه شامل وفای زن از بنژامین کنستان (۱۳۰۸) و مادموازل اسکودری از هوفمان (۱۳۰۹) میشود. آثار نثر وی مانند تاریخ پست و تلگراف و تلفن (۱۳۲۶) و داستان زندگانی حافظ نیز قابل توجه است. پژمان بیش از ۷۰ مقاله در مجلاتی چون ارمغان، سخن و یغما منتشر کرد. شعرهای وی تمهایی چون تنهایی، عشق، وطنپرستی و فرهنگ بختیاری را پوشش میدهد و زبان ساده با تصاویر نوآورانه دارد. او در آذر ۱۳۵۳ بر اثر سرطان درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. آثار منتشرنشده وی شامل گویش بختیاری و تاریخ منظوم اشکانیان است. پژمان به عنوان شاعری که به سنتهای کلاسیک پایبند بود اما نوآوریهایی داشت، در ادبیات معاصر ایران جایگاه مهمی دارد. (حدود ۳۰۰ کلمه)
زندگی اولیه و خانواده
== اتهامات و روند قضایی ==
حسین پژمان بختیاری در آبان ۱۲۷۹ شمسی (نوامبر ۱۹۰۰ میلادی) در محله حسنآباد تهران زاده شد. او تنها فرزند علیمراد خان میرپنج بختیاری، یکی از خوانین برجسته بختیاری و مبارزان دوران مشروطه، و عالمتاج قائممقامی معروف به ژاله، شاعره و نواده میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی (۱۷۹۹-۱۸۳۵ میلادی) بود که نخستوزیر محمدشاه قاجار بود. والدین وی زمانی که پژمان یک ساله بود جدا شدند و مادرش خانه را ترک کرد و اجازه دیدار با فرزندش را نداشت. پژمان تا ۲۷ سالگی مادرش را ندید و سپس با او زندگی کرد تا زمان مرگ مادر در ۱۳۲۶ شمسی. این جدایی تأثیر عمیقی بر روحیه وی گذاشت و در شعرهایش منعکس شد، مانند: "طفلکی بودم که مادر خواست بییارم مرا / رفت در نه سالگی سایه پدر از سر مرا". (ایرانیکا آنلاین)
قوه قضائیه نظام جمهوری اسلامی، ابراهیم دولتآبادینژاد را به لیدری اعتراضات، دعوت مردم به حضور خیابانی، سازماندهی تجمعات اعتراضی، هدایت گروهی معترضان به سمت مراکز دولتی از جمله استانداری و صدا و سیما، همراه داشتن سلاح سرد، تحریک به خشونت، تخریب اموال عمومی و خصوصی و نقش داشتن در حوادثی که به کشته شدن تعدادی از نیروهای حکومتی انجامید، متهم کرد. قوه قضاییه مدعی شد که او سابقه کیفری داشته و نقش محوری در هدایت معترضان و ایجاد درگیری با نیروهای امنیتی ایفا کرده است.
پدر پژمان، علیمراد خان، در اواخر دوران قاجار به تهران آمد و عنوان میرپنج (سرتیپ) گرفت. او در نهضت مشروطه همراه علیقلی خان سردار اسعد بختیاری نقش فعالی داشت و فرمانده بخشی از قشون بختیاری در آذربایجان بود. علیمراد خان در سال ۱۲۸۸ شمسی (۱۹۰۹ میلادی) بر اثر بیماری درگذشت و سرپرستی پژمان را به علیقلی خان سردار اسعد بختیاری (متولد ۱۲۳۶ شمسی، درگذشت ۱۲۹۶ شمسی) سپرد، با وصیت فرستادن وی به اروپا برای تحصیل، اما این وصیت اجرا نشد و پژمان سهمی از ارث پدر نبرد. پس از مرگ پدر، پژمان تحت سرپرستی جعفرقلی خان سردار اسعد سوم (متولد ۱۲۵۷ شمسی، درگذشت ۱۳۱۳ شمسی) قرار گرفت، اما با بیتوجهی روبرو شد. (شعر و آوا)
در کودکی، پژمان از حدود سال ۱۲۸۵ شمسی به دشتک بختیاری، زادگاه پدری در ۸۵ کیلومتری مرکز چهارمحال و بختیاری، در دامنه زردکوه و کنار سرچشمه کارون، فرستاده شد. آنجا با ۴۰ سوار بختیاری سفر کرد و زندگی در طبیعت را تجربه کرد که الهامبخش شعرهایش شد: "دیدن و بهره بردن از آن همه چیزهای زیبا از آن همه کوه و بیشه و دشت و صحرا از آن زندگی بیتکلف برای من و روح من عوالم تازهای به وجود میآورد". او اسبسواری، تیراندازی و فنون رزم را آموخت. (استلوئیس)
اتهامات منتسب به این زندانی سیاسی شامل اقدام علیه امنیت کشور، ایجاد رعب و وحشت عمومی و مشارکت در حوادث منجر به کشته شدن نیروهای انتظامی بود. دادگاه انقلاب مشهد در شعبه اول او را به اعدام محکوم کرد و حکم صادره پس از بررسی در شعبه نهم دیوان عالی کشور تأیید گردید. گزارشها حاکی است که ادعاهای قوه قضائیه از سوی منابع مستقل تأیید نشده و روند دادرسی فاقد شفافیت کافی، همراه با محدودیتهای جدی در دسترسی به وکلای مستقل و احتمال استفاده از اعترافات تحت فشار بوده است.
آموزش
پژمان از سه سالگی تحت فشار پدر قرآن و خواندن و نوشتن آموخت. در دشتک، از شش سالگی در مکتبخانه نزد ملاعلی بنده بهرامی تحصیل کرد. پس از بازگشت به تهران، ابتدا در مدرسه اشرف و سپس در مدرسه سن لوئیس (۱۹۰۹-۱۹۱۷ میلادی) ادامه داد، جایی که همکلاسی نیما یوشیج بود و نزد نظام وفا درس خواند و زبان فرانسه را مسلط شد. بعدها در مشهد نزد ادیب نیشابوری ادبیات فارسی کلاسیک و نزد بدیعالزمان فروزانفر عربی آموخت. (دانشنامه جهان اسلام)
اعدام ابراهیم دولتآبادینژاد همزمان با دو زندانی دیگر (مهدی رسولی و محمدرضا میری) انجام گرفت و بخشی از همین موج اعدامهای جدید بود.
پس از فارغالتحصیلی، به دلیل آشنایی با فرانسه، در سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ میلادی) خدمت سربازی دو ساله را در بخش ارتباطات بیسیم وزارت جنگ گذراند و سپس به وزارت پست، تلگراف و تلفن منتقل شد. (بختیاری خبر)
حرفه و فعالیتهای ادبی
== اجرای حکم اعدام ==
پژمان از سال ۱۳۰۴ شمسی در وزارت پست، تلگراف و تلفن کار کرد و تا بازنشستگی در ۱۳۳۷ شمسی (۱۹۵۸ میلادی) ادامه داد. او روزنامه فکر آزاد را در ۱۳۰۳-۱۳۰۴ شمسی ویرایش کرد و با نصرالله فلسفی مجله پست ایران را راهاندازی کرد. در سال ۱۳۲۷ شمسی کتاب تاریخ پست و تلگراف و تلفن را منتشر کرد. (سرزمین ما)
حکم اعدام ابراهیم دولتآبادینژاد بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ در [[زندان مرکزی مشهد|زندان وکیلآباد مشهد]] اجرا شد. خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه اعلام کرد که حکم پس از طی تشریفات قانونی اجرا شده است. این اعدام همزمان با اجرای احکام مهدی رسولی و محمدرضا میری بود و خبر آن بامداد دوشنبه منتشر گردید.
در سال ۱۳۱۱ شمسی (۱۹۳۲ میلادی) به انجمن حکیم نظامی پیوست و در تصحیح و حاشیهنویسی پنج گنج نظامی گنجوی شرکت کرد. او جامعه ادبی گوهر را بنیان نهاد و با شاعرانی چون رهی معیری، امیری فیروزکوهی، شهریار، ایرج میرزا، ملکالشعرای بهار، مهدی سهیلی، احمد بهمنیار و حبیب یغمایی دوستی داشت. از سال ۱۳۴۷ شمسی پس از مرگ رهی معیری، مدیر ادبی برنامه گلهای رادیو ایران شد و تا ۱۳۵۲ شمسی ادامه داد، جایی که ترانههای بختیاری را مستند کرد و با موسیقیدانانی چون علی تجویدی، پرویز یاحقی، محمود محمودی خوانساری، جواد معروفی و عبدالوهاب شهیدی همکاری کرد. او عضو شورای شعر و ترانه رادیو بود. (ایرانیکا آنلاین)
آثار منظوم
این سه اعدام در ادامه موج تازه اعدامهای زندانیان سیاسی و معترضان پس از آغاز جنگ اخیر انجام گرفت که تاکنون به اعدام دستکم ۳۰ نفر انجامیده است. اجرای احکام در فضای «آرایش جنگی» قوه قضائیه و تشدید تنشهای منطقهای صورت پذیرفت. نهادهای حقوق بشری این روند را تلاش برای ایجاد رعب عمومی و سرکوب اعتراضات دیماه توصیف کردهاند. ادعاهای مطرحشده توسط قوه قضائیه از سوی منابع مستقل تأیید نشده و بر محرومیت متهمان از حقوق دفاعی و نبود شفافیت در پروندهها تأکید شده است.<ref>[https://ir.voanews.com/a/8146291.html جمهوری اسلامی سه زندانی مرتبط با اعتراضات دیماه مشهد را اعدام کرد - صدای آمریکا]</ref><ref>[https://bciran.org/mahamadrezam/ خبر تکمیلی، اعدام سه زندانی سیاسی از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مشهد - نفس در قفس]</ref> '''(صدای آمریکا) (نفس در قفس)'''
پژمان شعر را از نوجوانی آغاز کرد، ابتدا با تخلص سرمست و سپس پژمان. او در غزل، مثنوی، قصیده و چهارپاره مهارت داشت و به سبک کلاسیک پایبند بود اما تصاویر نوآورانه داشت. تمهای شعرش شامل تنهایی، عشق، وطنپرستی و فرهنگ بختیاری بود. مجموعهها عبارتند از: زن بیچاره (۱۳۰۶ شمسی)، محاکمه شاعر (۱۳۱۳ شمسی)، خاشاک (۱۳۳۵ شمسی)، اندرز یک مادر (۱۳۴۷ شمسی)، کویر اندیشه (۱۳۴۹ شمسی) و دیوان اشعار پژمان بختیاری (۱۳۶۸ شمسی). مثنوی تاریخ اشکانیان (منتشر نشده) بیش از ۲۰ هزار بیت دارد. (سرزمین ما)
نمونه غزل: "در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد / کس جای در این کلبه ویرانه ندارد / دل را به کف هر که نهم باز پس آرد / کس تاب نگهداری دیوانه ندارد". (دانشنامه جهان اسلام)
== منابع: ==
قصاید patriotic در جنگ جهانی دوم: نامه به استالین، نامه به وینستون چرچیل، آذربایجان. قطعه "دودکشها": "دودکشها بر فراز بامها / هر نفس آهی ز دل برمیکشند". شعر وطنی: "اگر ایران به جز ویرانسرا نیست / من این ویرانسرا را دوست دارم". (بختیاری خبر)
آثار نثر: بهترین اشعار (۱۳۱۳ شمسی)، به یادگار جشن هزارمین سال فردوسی (۱۳۱۳ شمسی)، داستان زندگانی حافظ (۱۳۱۵ شمسی)، تاریخ پست و تلگراف و تلفن (۱۳۲۷ شمسی). منتشر نشده: سخنوران پارسیگوی، گویش بختیاری، پادشاهان ایران، کاخهای فرانسه، تاریخ منظوم اشکانیان. (شعر و آوا)
ترجمهها
پژمان از فرانسه ترجمه کرد: وفای زن از بنژامین کنستان (۱۳۰۸ شمسی، از آدولف)، افسانه قمار از هوفمان (۱۳۱۰ شمسی)، مریمه، دزد اطفال، کرسپل، گربه سیاه از ادگار آلن پو، قمارباز، مادموازل اسکودری، رویای شارل، پسیشه از آپولینر (۱۳۰۹ شمسی)، رنه و آتالا از شاتوبریان، ژولی از روسو، شعرهای فرانسه از لامارتین. (سرزمین ما)
مقالات و دیگر فعالیتها
پژمان بیش از ۱۰۰ مقاله در مجلاتی چون ارمغان، یغما، سخن، وحید، آموزش و پرورش، نوبهار منتشر کرد. او موسیقی و ترانههای بختیاری را احیا کرد و مقدمههایی نوشت مانند مقدمه بر مجموعه اول شهریار (۱۳۱۰ شمسی) و ضربالمثلهای بختیاری (۱۳۴۳ شمسی). (شعر و آوا)
مرگ و میراث
پژمان در آذر ۱۳۵۳ شمسی (دسامبر ۱۹۷۴ میلادی) بر اثر سرطان در تهران درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. کتیبه سنگ قبر: "تا رهرو عدم شد جسم شکسته ما / آسایشی عجب یافت اندام خسته ما". او به عنوان شاعری متواضع، عاشق وطن و فرهنگ بختیاری شناخته میشود. (ایرانیکا آنلاین)
نسخهٔ ۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۴۹
ابراهیم دولتآبادینژاد، یکی از زندانیان سیاسی مرتبط با اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ در شهر مشهد بود. قوه قضائیه وی را به عنوان یکی از لیدرهای اصلی اعتراضات منطقه طبرسی مشهد معرفی کرد. او در جریان ناآرامیهای این منطقه بازداشت شد و بر اساس گزارشها نقش محوری در سازماندهی و هدایت تجمعات اعتراضی داشته است.
اتهامات و روند قضایی
قوه قضائیه نظام جمهوری اسلامی، ابراهیم دولتآبادینژاد را به لیدری اعتراضات، دعوت مردم به حضور خیابانی، سازماندهی تجمعات اعتراضی، هدایت گروهی معترضان به سمت مراکز دولتی از جمله استانداری و صدا و سیما، همراه داشتن سلاح سرد، تحریک به خشونت، تخریب اموال عمومی و خصوصی و نقش داشتن در حوادثی که به کشته شدن تعدادی از نیروهای حکومتی انجامید، متهم کرد. قوه قضاییه مدعی شد که او سابقه کیفری داشته و نقش محوری در هدایت معترضان و ایجاد درگیری با نیروهای امنیتی ایفا کرده است.
اتهامات منتسب به این زندانی سیاسی شامل اقدام علیه امنیت کشور، ایجاد رعب و وحشت عمومی و مشارکت در حوادث منجر به کشته شدن نیروهای انتظامی بود. دادگاه انقلاب مشهد در شعبه اول او را به اعدام محکوم کرد و حکم صادره پس از بررسی در شعبه نهم دیوان عالی کشور تأیید گردید. گزارشها حاکی است که ادعاهای قوه قضائیه از سوی منابع مستقل تأیید نشده و روند دادرسی فاقد شفافیت کافی، همراه با محدودیتهای جدی در دسترسی به وکلای مستقل و احتمال استفاده از اعترافات تحت فشار بوده است.
اعدام ابراهیم دولتآبادینژاد همزمان با دو زندانی دیگر (مهدی رسولی و محمدرضا میری) انجام گرفت و بخشی از همین موج اعدامهای جدید بود.
اجرای حکم اعدام
حکم اعدام ابراهیم دولتآبادینژاد بامداد دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان وکیلآباد مشهد اجرا شد. خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه اعلام کرد که حکم پس از طی تشریفات قانونی اجرا شده است. این اعدام همزمان با اجرای احکام مهدی رسولی و محمدرضا میری بود و خبر آن بامداد دوشنبه منتشر گردید.
این سه اعدام در ادامه موج تازه اعدامهای زندانیان سیاسی و معترضان پس از آغاز جنگ اخیر انجام گرفت که تاکنون به اعدام دستکم ۳۰ نفر انجامیده است. اجرای احکام در فضای «آرایش جنگی» قوه قضائیه و تشدید تنشهای منطقهای صورت پذیرفت. نهادهای حقوق بشری این روند را تلاش برای ایجاد رعب عمومی و سرکوب اعتراضات دیماه توصیف کردهاند. ادعاهای مطرحشده توسط قوه قضائیه از سوی منابع مستقل تأیید نشده و بر محرومیت متهمان از حقوق دفاعی و نبود شفافیت در پروندهها تأکید شده است.[۱][۲](صدای آمریکا) (نفس در قفس)