درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
<div>[[پرونده:تظاهرات سال۱۳۸۸.jpg|جایگزین=اتظاهرات ۱۳۸۸|بندانگشتی|220x220پیکسل|تظاهرات ۱۳۸۸]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.
'''تظاهرات ۱۳۸۸،''' به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره [[محمود احمدی‌نژاد]]، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸  نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.


این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.
برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی [[محمود احمدی‌نژاد]]، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]]، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.


مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.
تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از [[انقلاب ضد سلطنتی]] سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، [[لباس شخصی‌ها]]، بسیج سپاه پاسداران و [[سپاه]] مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.


[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]
[[علی خامنه‌ای]] در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.
 
<div>


در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.


[[تظاهرات ۱۳۸۸|بیشتر بخوانید...]]


<div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:قتل زهرا کاظمی،خبرنگار.jpg|جایگزین=زهرا کاظمی|بندانگشتی|225x225پیکسل|زهرا کاظمی]]</div>
<div>[[پرونده:پویا قبادی؛1.jpg|جایگزین=پویا قبادی|بندانگشتی|180x180پیکسل|پویا قبادی]]</div>
   <div>
   <div>
'''پویا قبادی،''' با نام کامل پویا قبادی بیستونی، (متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه) مهندس برق فارغ‌التحصیل دانشگاه سنندج است که به دلیل فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است. او در خانواده‌ای با پیشینه سیاسی، از کودکی تحت تأثیر ارزش‌های مقاومت و عدالت‌خواهی قرار گرفت و در دانشگاه با سازمان‌دهی جلسات نقد سیاست‌های دولت، به چهره‌ای برجسته تبدیل شد. از سال ۱۳۹۷، پویا چندین بار دستگیر شد؛ اولین بار به دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی و آخرین بار در ۴ اسفند ۱۴۰۲ در چالدران، که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
'''زهرا (زیبا) کاظمی'''، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.
 
در این بند، او تحت شکنجه‌های شدید شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و تهدید خانواده برای اعتراف اجباری قرار گرفت که منجر به شکستگی دنده‌ها و مشکلات تنفسی شد. اتهامات او شامل «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی» بود که در دادگاه مخفیانه سال ۱۴۰۳ بدون وکیل به حکم اعدام منجر شد. پس از بازداشت، بیش از پنج ماه بلاتکلیفی و بی‌خبری خانواده را در پی داشت؛ تجمعات آن‌ها در مقابل زندان اوین با سرکوب مواجه شد.
 
سازمان‌های حقوق بشری مانند کانون حقوق بشر ایران و سازمان حقوق بشر ایران این حکم را نقض حقوق بشر خواندند و خواستار مداخله بین‌المللی شدند. پویا قبادی به همراه پنج زندانی دیگر بیانیه‌ای برای ایستادگی مردم منتشر کردند. وضعیت فعلی او در زندان اوین وخیم است؛ محرومیت از مراقبت پزشکی و وخامت حالش، او را در معرض خطر فوری قرار داده است.


مجاهد خلق پویا قبادی سرانجام در صبح سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، همراه با مجاهد دیگر بابک علیپور، توسط نظام جمهوری اسلامی در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که روز قبل از آن، یعنی دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، مجاهدان خلق اکبر دانشورکار و محمد تقوی نیز اعدام شدند.
بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین [[وزارت اطلاعات]] بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.


[[پویا قبادی|بیشتر بخوانید...]]
زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲]
[[زهرا کاظمی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:بابک علیپور؛3.jpg|جایگزین=بابک علیپور|بندانگشتی|195x195پیکسل|بابک علیپور]]</div>
<div>[[پرونده:مسجد گوهرشاد.jpg|جایگزین=واقعه مسجد گوهرشاد|بندانگشتی|180x180پیکسل|واقعه مسجد گوهرشاد]]</div>
   <div>
   <div>
'''بابک علیپور'''، (متولد سال ۱۳۶۳، رشت) یکی از برجسته‌ترین فعالان مدنی و سیاسی ایران است که به دلیل فعالیت‌هایش در دفاع از حقوق بشر و اعتراض به سیاست‌های سرکوبگرانه نظام جمهوری اسلامی، با حکم اعدام مواجه شده است. او در خانواده‌ای با پیشینه سیاسی و مبارزاتی بزرگ شده و از جوانی به مسائل اجتماعی و عدالت‌خواهی علاقه‌مند بود. این مسیر او را به فعالیت‌های گسترده‌ای در سازمان‌دهی تجمعات و حمایت از حقوق قشرها محروم سوق داد. 
بابک علیپور در سال‌های ۱۳۹۷، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به دلیل مشارکت فعال در اعتراضات خیابانی و تلاش برای سازمان‌دهی گروه‌های مدنی دستگیر شد و هم‌اکنون در بند ۲۰۹ [[زندان اوین]]، تحت شرایطی غیرانسانی و با محرومیت از حقوق اولیه، در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد. اتهامات او شامل  «بغی» (قیام مسلحانه علیه نظام)، «عضویت در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» است.
فرایند دادگاهی او در سال ۱۴۰۳ به‌صورت مخفیانه و بدون حضور وکیل برگزار شد و دیوان عالی کشور نیز حکم اعدام را تأیید کرد، که این امر واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت. خانواده‌اش پس از بیش از سه ماه بلاتکلیفی و بی‌خبری، با برگزاری تجمعات اعتراضی در مقابل زندان اوین، تلاش کردند صدای بابک را به گوش جهانیان برسانند، اما این اقدامات با سرکوب شدید مواجه شد.
سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های آزاد این حکم را محکوم کرده و خواستار لغو فوری آن شده‌اند. فعالان خارج از کشور نیز با تظاهرات در شهرهای بزرگ، از جمله لندن و پاریس، و کمپین‌های آنلاین، فشار بر حکومت ایران را افزایش داده‌اند. وضعیت فعلی بابک بسیار وخیم گزارش شده؛ او از مراقبت‌های پزشکی محروم است و آسیب‌های جسمی ناشی از شکنجه، از جمله مشکلات تنفسی و شکستگی استخوان‌ها، زندگی‌اش را در خطر جدی قرار داده است.
مجاهد خلق بابک علیپور سرانجام در صبح سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، همراه با مجاهد دیگر [[پویا قبادی]]، توسط نظام جمهوری اسلامی در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که روز قبل از آن، یعنی دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، مجاهدان خلق [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|اکبر دانشورکار]] و [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]] نیز اعدام شدند.


[[بابک علیپور|بیشتر بخوانید...]]
'''واقعه مسجد گوهرشاد'''، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند.
مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت [[رضاخان]] پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت.
[[واقعه مسجد گوهرشاد|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۲

نوشتارهای جدید هفته
اتظاهرات ۱۳۸۸
تظاهرات ۱۳۸۸

تظاهرات ۱۳۸۸، به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره محمود احمدی‌نژاد، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸ نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.

برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی محمود احمدی‌نژاد، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.

تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از انقلاب ضد سلطنتی سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، لباس شخصی‌ها، بسیج سپاه پاسداران و سپاه مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.

علی خامنه‌ای در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.

در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.

بیشتر بخوانید...

زهرا کاظمی
زهرا کاظمی

زهرا (زیبا) کاظمی، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.

بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین وزارت اطلاعات بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.

زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲] بیشتر بخوانید...


واقعه مسجد گوهرشاد
واقعه مسجد گوهرشاد

واقعه مسجد گوهرشاد، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند. مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت رضاخان پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت. بیشتر بخوانید...