درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
<div>[[پرونده:تظاهرات سال۱۳۸۸.jpg|جایگزین=اتظاهرات ۱۳۸۸|بندانگشتی|220x220پیکسل|تظاهرات ۱۳۸۸]]</div>
   <div>
   <div>
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.  
'''تظاهرات ۱۳۸۸،''' به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره [[محمود احمدی‌نژاد]]، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸  نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.


قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.  
برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی [[محمود احمدی‌نژاد]]، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]]، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.


منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند.
تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از [[انقلاب ضد سلطنتی]] سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، [[لباس شخصی‌ها]]، بسیج سپاه پاسداران و [[سپاه]] مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.


حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.  
[[علی خامنه‌ای]] در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.


پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.  
در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.  


پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
[[تظاهرات ۱۳۸۸|بیشتر بخوانید...]]
 
[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
<div class="box-content">
<div>[[پرونده:قتل زهرا کاظمی،خبرنگار.jpg|جایگزین=زهرا کاظمی|بندانگشتی|225x225پیکسل|زهرا کاظمی]]</div>
  <div>
'''زهرا (زیبا) کاظمی'''، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.


<div class="box-content">
بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین [[وزارت اطلاعات]] بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.


<div>[[پرونده:عبدالله موحد، کشتی‌گیر.jpg|جایگزین=عبدالله موحد|بندانگشتی|215x215پیکسل|عبدالله موحد]]</div>
زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲]
  <div>
[[زهرا کاظمی|بیشتر بخوانید...]]
'''عبدالله موحد'''، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان [[غلامرضا تختی]] بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد.
استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد.
با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور [[ساواک]] شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت.  
عبدالله موحد در نهایت با وقوع [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت.
[[عبدالله موحد|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:محراب عبدالله‌زاده،اعدام.jpg|جایگزین=محراب عبدالله‌زاده|بندانگشتی|170x170پیکسل|محراب عبدالله‌زاده]]</div>
<div>[[پرونده:مسجد گوهرشاد.jpg|جایگزین=واقعه مسجد گوهرشاد|بندانگشتی|180x180پیکسل|واقعه مسجد گوهرشاد]]</div>
   <div>
   <div>
'''محراب عبدالله‌زاده'''، (متولد حدوداً ۱۳۷۷، ارومیه - اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی ارومیه) زندانی سیاسی ۲۷ ساله کرد اهل ارومیه و از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ به صورت مخفیانه در [[زندان مرکزی اورمیه|زندان مرکزی ارومیه]] اعدام شد.
محراب عبدالله‌زاده پیش‌تر توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجف‌زاده به اتهام «بغی» و «افساد فی‌الارض» در پرونده مرتبط با کشته شدن یکی از نیروهای حکومتی به نام عباس فاطمیه در اعتراضات مهرماه ۱۴۰۱ نوشین‌شهر ارومیه، به اعدام محکوم شده بود. حکم وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید و درخواست اعاده دادرسی او توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی رد شد.
زندانی سیاسی محراب عبدالله‌زاده در ۳۰ مهر ۱۴۰۱ در محل کار خود بازداشت گردید. گزارش‌ها حاکی است که وی در ۳۸ روز نخست بازداشت تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت، از دسترسی به وکیل منتخب و تماس با خانواده محروم بود و تمامی اتهامات را رد کرده و خواستار بررسی موقعیت مکانی تلفن همراه خود برای اثبات عدم حضور در صحنه شده بود. اعترافات وی تحت شکنجه اخذ شده و پرونده فاقد ادله مستقل کافی دانسته می‌شود.
چند روز پیش از اجرای حکم اعدام، محراب عبدالله‌زاده به دلیل درگیری با یک سرباز زندان در زمان ملاقات، با دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده او در دی ۱۴۰۴ با انتشار پیام ویدیویی خواستار توقف حکم و رسیدگی عادلانه شدند. قوه قضائیه اجرای حکم را تأیید کرد اما جزئیات روند دادرسی و محل دقیق اعدام را به طور کامل شفاف نساخته است.
اعدام محراب عبدالله‌زاده در فضای تنش‌های منطقه‌ای انجام گرفت و به عنوان مصداق قتل حکومتی و انتقام‌گیری سیاسی از معترضان ارزیابی شده است. این مورد بخشی از موج گسترده اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ اخیر است که نهادهای حقوق بشری آن را نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و موازین بین‌المللی می‌دانند.


[[محراب عبدالله‌زاده|بیشتر بخوانید...]]
'''واقعه مسجد گوهرشاد'''، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند.
مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت [[رضاخان]] پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت.
[[واقعه مسجد گوهرشاد|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۲

نوشتارهای جدید هفته
اتظاهرات ۱۳۸۸
تظاهرات ۱۳۸۸

تظاهرات ۱۳۸۸، به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره محمود احمدی‌نژاد، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸ نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.

برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی محمود احمدی‌نژاد، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.

تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از انقلاب ضد سلطنتی سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، لباس شخصی‌ها، بسیج سپاه پاسداران و سپاه مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.

علی خامنه‌ای در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.

در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.

بیشتر بخوانید...

زهرا کاظمی
زهرا کاظمی

زهرا (زیبا) کاظمی، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.

بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین وزارت اطلاعات بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.

زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲] بیشتر بخوانید...


واقعه مسجد گوهرشاد
واقعه مسجد گوهرشاد

واقعه مسجد گوهرشاد، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند. مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت رضاخان پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت. بیشتر بخوانید...