درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:وفایی ثانی2.jpg|جایگزین=محمدجواد وفایی ثانی|بندانگشتی|180x180پیکسل|محمدجواد وفایی ثانی]]</div>
<div>[[پرونده:تظاهرات سال۱۳۸۸.jpg|جایگزین=اتظاهرات ۱۳۸۸|بندانگشتی|220x220پیکسل|تظاهرات ۱۳۸۸]]</div>
   <div>
   <div>
}}'''محمدجواد وفایی ثانی'''، (زاده سال ۱۳۷۴، مشهد) زندانی سیاسی است که پس از [[اعتراضات ۱۳۹۸ ایران|'''قیام سراسری آبان‌ماه ۱۳۹۸''']]، در مشهد دستگیر شد. محمدجواد وفایی ثانی قهرمان بوکس باشگاه‌های مشهد به افساد فی‌الارض از طریق آتش زدن و تخریب ساختمان تعزیرات حکومتی، شرکت در اعتراضات آبان ۹۸، و اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شدمحمدجواد وفایی ثانی پس از دستگیری، توسط نیروهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی، مورد شکنجه‌های روحی و جسمی برای اعترافات اجباری قرار گرفت. او در دی‌ماه سال ۱۴۰۰، توسط قاضی منصوری در شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد. این حکم اعدام با تلاش وکلا در دادگاه دیوان عالی نقض شد، اما پرونده‌ی این زندان سیاسی به شعبه‌ی دیگر دادگاه انقلاب ارسال و مجدداً حکم اعدام برای او صادر شد که این حکم به بابک پاک‌نیا، وکیل محمدجواد وفایی ثانی در دوم مردادماه ۱۴۰۲، ابلاغ گردید. خبر اعدام این زندانی سیاسی و انتقال وی به سلول‌های انفرادی، بازتاب‌های بسیاری در سطح بین‌المللی داشت، از جمله نامه‌ی ۸۵ تن از کارشناسان و مدافعان حقوق بشر به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای اقدام فوری و ممانعت از اعدام محمدجواد وفایی ثانی، نامه‌ی ۱۵ تن از سیاستمداران و اعضای پارلمان بلژیک، نامه‌ی ۱۰ تن از وزیران پیشین کشورهای مختلف و نامه‌ی ۲۵ تن از پارلمان فدرال استرالیا به کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد جهت اقدام فوری برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی، نمونه‌های از واکنش جهانی نسبت به خطر اعدام محمدجواد وفایی ثانی بود. هم‌چنین [[شورای ملی مقاومت ایران|'''شورای ملی مقاومت''']] و کمیسیون این شورا، برای جلوگیری از اعدام این زندانی سیاسی فراخوان داد؛ و اطلاعیه‌هایی صادر کرد. خانواده‌ی محمدجواد وفایی ثانی، به‌شدت زیر نظر و فشار نهادهای امنیتی رژیم ایران هستند تا درباره‌ی وضعیت فرزندشان در زندان، با رسانه‌ها مصاحبه‌ای انجام ندهند. همچنین در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۴، برای بار سوم، حکم اعدام این زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور تایید شد.
'''تظاهرات ۱۳۸۸،''' به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره [[محمود احمدی‌نژاد]]، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸ نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.


[[محمدجواد وفایی ثانی|بیشتر بخوانید...]]
برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی [[محمود احمدی‌نژاد]]، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]]، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.
 
تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از [[انقلاب ضد سلطنتی]] سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، [[لباس شخصی‌ها]]، بسیج سپاه پاسداران و [[سپاه]] مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.
 
[[علی خامنه‌ای]] در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.
 
در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.
 
[[تظاهرات ۱۳۸۸|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:ژان زیگلر -۲.jpg|جایگزین=ژان زیگلر|بندانگشتی|180x180پیکسل|ژان زیگلر]]</div>
<div>[[پرونده:قتل زهرا کاظمی،خبرنگار.jpg|جایگزین=زهرا کاظمی|بندانگشتی|225x225پیکسل|زهرا کاظمی]]</div>
   <div>
   <div>
'''ژان زیگلر''' (به فرانسوی: Jean Ziegler؛ زادهٔ ۱۹ آوریل ۱۹۳۴ در تون سوئیس درگذشتهٔ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ در ژنو)، جامعه‌شناس، نویسنده، سیاستمدار سوئیسی و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فکری چپ در جهان معاصر بود. او گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد در امور حق غذا (۲۰۰۰–۲۰۰۸) و معاون کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. زیگلر با بی‌پروایی و تعهد عمیق، سرمایه‌داری جهانی را «وحشی» و «قاتل» می‌نامید و گرسنگی را نه یک بلای طبیعی، بلکه «جنایت سازمان‌یافته» علیه بشریت توصیف می‌کرد.  
'''زهرا (زیبا) کاظمی'''، (۱۳۲۷ ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.


جملهٔ معروف او «هر کودکی که از گرسنگی می‌میرد، به قتل رسیده است» به نماد تعهدش به عدالت جهانی تبدیل شد. زیگلر بیش از نیم قرن در عرصه‌های دانشگاهی، پارلمانی و بین‌المللی فعالیت کرد و کتاب‌هایی نوشت که به زبان‌های متعدد ترجمه شدند و میلیون‌ها خواننده یافتند. او منتقد سرسخت جهانی‌سازی لیبرال، بانکداری سوئیس، شرکت‌های چندملیتی و سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال بود. زیگلر دوست دیرینه دکتر [[کاظم رجوی]] و حامی مقاومت ایران بود و در دهه‌های مختلف از حقوق مجاهدین اشرف و زندانیان سیاسی ایران دفاع کرد.
بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین [[وزارت اطلاعات]] بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.


[[ژان زیگلر|بیشتر بخوانید...]]
زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲]
[[زهرا کاظمی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
خط ۲۸: خط ۳۷:
<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|180x180پیکسل|ژاندارک]]</div>
<div>[[پرونده:مسجد گوهرشاد.jpg|جایگزین=واقعه مسجد گوهرشاد|بندانگشتی|180x180پیکسل|واقعه مسجد گوهرشاد]]</div>
   <div>
   <div>


'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.
'''واقعه مسجد گوهرشاد'''، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند.  
 
مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت [[رضاخان]] پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت.
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.
[[واقعه مسجد گوهرشاد|بیشتر بخوانید...]]
 
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.
 
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.
 
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…
 
در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.
 
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۲

نوشتارهای جدید هفته
اتظاهرات ۱۳۸۸
تظاهرات ۱۳۸۸

تظاهرات ۱۳۸۸، به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره محمود احمدی‌نژاد، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸ نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.

برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی محمود احمدی‌نژاد، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.

تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از انقلاب ضد سلطنتی سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، لباس شخصی‌ها، بسیج سپاه پاسداران و سپاه مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.

علی خامنه‌ای در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.

در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.

بیشتر بخوانید...

زهرا کاظمی
زهرا کاظمی

زهرا (زیبا) کاظمی، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.

بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین وزارت اطلاعات بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.

زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲] بیشتر بخوانید...


واقعه مسجد گوهرشاد
واقعه مسجد گوهرشاد

واقعه مسجد گوهرشاد، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند. مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت رضاخان پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت. بیشتر بخوانید...