درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:صمد بهرنگی ۱.JPG|جایگزین=اصمد بهرنگی|بندانگشتی|180x180پیکسل|صمد بهرنگی]]</div>
<div>[[پرونده:تظاهرات سال۱۳۸۸.jpg|جایگزین=اتظاهرات ۱۳۸۸|بندانگشتی|220x220پیکسل|تظاهرات ۱۳۸۸]]</div>
   <div>
   <div>
'''صمد بهرنگی،''' (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.  
'''تظاهرات ۱۳۸۸،''' به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره [[محمود احمدی‌نژاد]]، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸  نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.


صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر [[غلامحسین ساعدی]] و [[منوچهر هزارخانی]] و [[جلال آل احمد]] و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان [[بهروز دهقانی]] برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|سازمان چریک‌های فدایی خلق ایرا]]<nowiki/>ن داشتند.
برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی [[محمود احمدی‌نژاد]]، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]]، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.


صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو  اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی
تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از [[انقلاب ضد سلطنتی]] سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، [[لباس شخصی‌ها]]، بسیج سپاه پاسداران و [[سپاه]] مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.


صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...
[[علی خامنه‌ای]] در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.


او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و [[جلال آل احمد]] و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به [[ساواک]] ارتباط می‌دهند.
در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.  


بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و  مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»
[[تظاهرات ۱۳۸۸|بیشتر بخوانید...]]
 
[[صمد بهرنگی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:ندای1.JPG|جایگزین=ندا حسنی|بندانگشتی|195x195پیکسل|ندا حسنی]]</div>
<div>[[پرونده:قتل زهرا کاظمی،خبرنگار.jpg|جایگزین=زهرا کاظمی|بندانگشتی|225x225پیکسل|زهرا کاظمی]]</div>
   <div>
   <div>
'''ندا حسنی'''، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از [[حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین]] خلق در ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری [[مریم رجوی]] و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان [[قتل عام ۶۷|قتل‌عام زندانیان سیاسی]] در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد.
'''زهرا (زیبا) کاظمی'''، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.
او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند.
در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.


[[ندا حسنی|بیشتر بخوانید...]]
بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین [[وزارت اطلاعات]] بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.
 
زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲]
[[زهرا کاظمی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
خط ۳۸: خط ۳۷:
<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:قائم‌مقام‌ فرهانی21.jpg|جایگزین=قائم‌مقام فرهانی|بندانگشتی|147x147پیکسل|قائم‌مقام فرهانی]]</div>
<div>[[پرونده:مسجد گوهرشاد.jpg|جایگزین=واقعه مسجد گوهرشاد|بندانگشتی|180x180پیکسل|واقعه مسجد گوهرشاد]]</div>
   <div>
   <div>


'''میرزا ابوالقاسم فراهانی''' مشهور به '''قائم‌مقام فراهانی'''، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.
'''واقعه مسجد گوهرشاد'''، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند.  
 
مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت [[رضاخان]] پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت.
وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.
[[واقعه مسجد گوهرشاد|بیشتر بخوانید...]]
 
سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.
 
[[قائم‌مقام فراهانی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۲

نوشتارهای جدید هفته
اتظاهرات ۱۳۸۸
تظاهرات ۱۳۸۸

تظاهرات ۱۳۸۸، به سلسله تظاهراتی گفته می‌شود که پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعلام پیروزی دوباره محمود احمدی‌نژاد، در تهران و سایر شهرهای ایران،‌ آغاز گردید. تظاهرات ۱۳۸۸ نخست با شعار «رای من کو؟!» در اعتراض به شمارش آرا و نتایج آن بود که در تهران و سایر شهرهای ایران آغاز گردید، اما کم‌کم با شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» رنگ و بوی ضدحکومتی گرفت.

برخی تحلیل‌گران سیاسی حکومت ایران پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی محمود احمدی‌نژاد، از تظاهرات ۱۳۸۸ تحت عنوان کودتا یاد کردند. سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران، این انتخابات را «نمایش» قلمداد کردند و خواهان انتخابات آزاد با شرکت همه نیروها زیر نظر سازمان ملل متحد شدند.

تظاهرات ۱۳۸۸ و اعتراضات پس از آن از روز ۲۳ خرداد، توسط هزاران تن و در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید. روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از انقلاب ضد سلطنتی سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، لباس شخصی‌ها، بسیج سپاه پاسداران و سپاه مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.

علی خامنه‌ای در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که این سخنرانی "چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب" بود.

در ایام انتخابات امکان ارسال پیامک کوتاه وجود نداشت و قطع شده بود، سایت‌های اینترنتی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج نیز مسدود گردیده بود.

بیشتر بخوانید...

زهرا کاظمی
زهرا کاظمی

زهرا (زیبا) کاظمی، (۱۳۲۷ – ۲۰ تیر ۱۳۸۲) خبرنگار ایرانی - کانادایی بود که در حین عکاسی از گردهمایی خانواده‌های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین در تهران بازداشت و در حین بازداشت کشته شد.

بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی مدعی‌العموم تهران که در موارد متعددی در نقض حقوق بشر نقش داشته است انجام گرفت. پرونده‌ی وی پس از گذشت سال‌ها در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سرانجامی نرسید و تنها متهم پرونده نیز که یکی از کارمندان رده پایین وزارت اطلاعات بود، تبرئه شد. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش در شیراز به خاک سپرده شد.

زهرا کاظمی در دوم تیرماه ۱۳۸۲ بازداشت شد. او در مدت بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت و در اثر ضربات وارده، روز ۲۰ تیرماه همان سال در بیمارستان نظامی «بقیه‌الله» جانش را از دست داد. وضعیت جسمانی زهرا کاظمی از پنجم تیرماه رو به وخامت گذاشته بود و او به فاصله کوتاهی به علت خونریزی مغزی به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد. بعدتر علت خونریزی او، ضربه‌ مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده شد.[۲] بیشتر بخوانید...


واقعه مسجد گوهرشاد
واقعه مسجد گوهرشاد

واقعه مسجد گوهرشاد، در ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ رخ داد. این ماجرا یکی از وقایع خونین در دوران سلطنت رضاخان است. هنگامی که کلاه شاپو به جای کلاه لبه‌دار برای مردان اجباری شد و همچنین مردم زمزمه‌های اجباری شدن بی‌حجابی (کشف حجاب) را شنیدند دست به اعتراض زدند. مردم در مسجد گوهر شاد تحصن کردند اما جمعیت توسط نظامیان به رگبار بسته شد. در روز اول یعنی ۲۰ تیر حدود ۱۰۰ نفر و در روز دوم تحصن یعنی ۲۱ تیر حدود ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. این ماجرا نقطه‌ عطفی در سلطنت رضاخان پهلوی به شمار می‌رفت و اعتراضات بسیاری را برانگیخت. بیشتر بخوانید...