سلطنت‌طلبی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات مفهوم | نام = سلطنت‌طلبی | نام اصلی = Monarchism | نام‌های دیگر = پادشاهی‌خواهی، مونارشیسم، شاه‌دوستی، هواداری از سلطنت | تصویر = | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | حوزه = علوم سیاسی، فلسفه سیا...» ایجاد کرد
 
نوشتن یک مقاله جدید
 
خط ۳۵: خط ۳۵:
سلطنت نظامی است که در آن مقام ریاست کشور در اختیار یک فرد با عنوان پادشاه، ملکه، شاه، امیر، سلطان یا عنوانی مشابه قرار دارد. جانشینی در بیشتر نظام‌های سلطنتی بر اساس وراثت خانوادگی انجام می‌شود، هرچند در برخی نمونه‌های تاریخی، پادشاه از سوی گروه محدودی از اشراف یا شاهزادگان انتخاب می‌شد.
سلطنت نظامی است که در آن مقام ریاست کشور در اختیار یک فرد با عنوان پادشاه، ملکه، شاه، امیر، سلطان یا عنوانی مشابه قرار دارد. جانشینی در بیشتر نظام‌های سلطنتی بر اساس وراثت خانوادگی انجام می‌شود، هرچند در برخی نمونه‌های تاریخی، پادشاه از سوی گروه محدودی از اشراف یا شاهزادگان انتخاب می‌شد.


سلطنت‌طلبی صرفاً به معنای پذیرش موجودیت یک پادشاه نیست، بلکه از مشروعیت سیاسی، تاریخی یا فرهنگی نهاد سلطنت دفاع می‌کند. سلطنت‌طلبان ممکن است پادشاهی را ضامن ثبات، وحدت ملی، تداوم تاریخی یا استقلال مقام ریاست کشور از رقابت‌های حزبی بدانند.
سلطنت‌طلبی فقط  به معنای پذیرش موجودیت یک پادشاه نیست، بلکه از مشروعیت سیاسی، تاریخی یا فرهنگی نهاد سلطنت دفاع می‌کند. سلطنت‌طلبان ممکن است پادشاهی را ضامن ثبات، وحدت ملی، تداوم تاریخی یا استقلال مقام ریاست کشور از رقابت‌های حزبی بدانند.


در مقابل، جمهوری‌خواهی بر این اصل استوار است که هیچ فرد یا خانواده‌ای نباید به‌دلیل تبار و وراثت از حق ویژه برای تصدی مقام عمومی برخوردار باشد. در یک جمهوری دموکراتیک، مشروعیت مقام‌های حکومتی از رأی مردم ناشی می‌شود و دوره و حدود مسئولیت آنان در قانون تعیین می‌گردد.
در مقابل، جمهوری‌خواهی بر این اصل استوار است که هیچ فرد یا خانواده‌ای نباید به‌دلیل تبار و وراثت از حق ویژه برای تصدی مقام عمومی برخوردار باشد. در یک جمهوری دموکراتیک، مشروعیت مقام‌های حکومتی از رأی مردم ناشی می‌شود و دوره و حدود مسئولیت آنان در قانون تعیین می‌گردد.
خط ۱۴۰: خط ۱۴۰:
رضا پهلوی، فرزند محمدرضاشاه، مهم‌ترین چهره سلطنت‌طلبی معاصر ایران است. او در سال ۱۳۵۹ در خارج از ایران خود را پادشاه قانونی ایران معرفی و سوگند سلطنت یاد کرد، اما در سال‌های بعد بیشتر با عنوان «شاهزاده» و چهره دوران گذار فعالیت کرده است.
رضا پهلوی، فرزند محمدرضاشاه، مهم‌ترین چهره سلطنت‌طلبی معاصر ایران است. او در سال ۱۳۵۹ در خارج از ایران خود را پادشاه قانونی ایران معرفی و سوگند سلطنت یاد کرد، اما در سال‌های بعد بیشتر با عنوان «شاهزاده» و چهره دوران گذار فعالیت کرده است.


رضا پهلوی در مواضع عمومی می‌گوید شکل نظام آینده باید از طریق همه‌پرسی تعیین شود و خود را طرفدار حکومت سکولار و دموکراتیک معرفی می‌کند. با این حال، هواداران او از عنوان‌هایی مانند «ولیعهد»، «شاهزاده» و «شاه آینده» استفاده می‌کنند و جایگاهی ویژه برای او در دوران انتقال در نظر می‌گیرند.
رضا پهلوی در مواضع عمومی مدعی است که شکل نظام آینده باید از طریق همه‌پرسی تعیین شود و خود را طرفدار حکومت سکولار و دموکراتیک معرفی می‌کند. با این حال، هواداران او از عنوان‌هایی مانند «ولیعهد»، «شاهزاده» و «شاه آینده» استفاده می‌کنند و جایگاهی ویژه برای او در دوران انتقال در نظر می‌گیرند.


تشکل‌هایی مانند [[فرشگرد]]، حزب مشروطه ایران، بنیاد فرشگرد و [[حزب ایران نوین]] از نقش محوری یا رهبری رضا پهلوی حمایت کرده‌اند. شماری از طرح‌های نزدیک به او نیز اختیارات گسترده‌ای برای وی یا نهادهای منصوب او در دوره انتقال پیش‌بینی کرده‌اند.
تشکل‌هایی مانند [[فرشگرد]]، حزب مشروطه ایران، بنیاد فرشگرد و [[حزب ایران نوین]] از نقش محوری یا رهبری رضا پهلوی حمایت کرده‌اند. شماری از طرح‌های نزدیک به او نیز اختیارات گسترده‌ای برای وی یا نهادهای منصوب او در دوره انتقال پیش‌بینی کرده‌اند.
خط ۱۶۹: خط ۱۶۹:


منابع مقاومت ایران، این شعارها را بیانگر نفی هم‌زمان استبداد سلطنتی و دینی می‌دانند. سلطنت‌طلبان یا برخی رسانه‌های نزدیک به آنان، گستردگی شعارهای ضدسلطنتی را انکار یا آن‌ها را به نیروهای سازمان‌یافته مخالف پهلوی نسبت می‌دهند.
منابع مقاومت ایران، این شعارها را بیانگر نفی هم‌زمان استبداد سلطنتی و دینی می‌دانند. سلطنت‌طلبان یا برخی رسانه‌های نزدیک به آنان، گستردگی شعارهای ضدسلطنتی را انکار یا آن‌ها را به نیروهای سازمان‌یافته مخالف پهلوی نسبت می‌دهند.
در نبود فضای آزاد سیاسی، تعیین دقیق وزن اجتماعی این شعارها امکان‌پذیر نیست و استفاده گزینشی از تصاویر تجمع‌ها نمی‌تواند جایگزین انتخابات آزاد و قابل نظارت شود.


== فعالیت رسانه‌ای ==
== فعالیت رسانه‌ای ==
خط ۱۷۷: خط ۱۷۵:
منتقدان سلطنت‌طلبی از پوشش نامتناسب رسانه‌ای رضا پهلوی در مقایسه با وزن تشکیلاتی و حضور قابل ارزیابی او در داخل ایران انتقاد می‌کنند. منابع مقاومت ایران این وضعیت را بخشی از پروژه [[چلبی‌سازی]] می‌دانند؛ اصطلاحی که به تلاش برای معرفی یک چهره خارج از کشور به‌عنوان رهبر آماده انتقال قدرت با پشتیبانی دولت‌ها و رسانه‌های خارجی اشاره دارد.
منتقدان سلطنت‌طلبی از پوشش نامتناسب رسانه‌ای رضا پهلوی در مقایسه با وزن تشکیلاتی و حضور قابل ارزیابی او در داخل ایران انتقاد می‌کنند. منابع مقاومت ایران این وضعیت را بخشی از پروژه [[چلبی‌سازی]] می‌دانند؛ اصطلاحی که به تلاش برای معرفی یک چهره خارج از کشور به‌عنوان رهبر آماده انتقال قدرت با پشتیبانی دولت‌ها و رسانه‌های خارجی اشاره دارد.


گزارش‌هایی نیز درباره حملات هماهنگ، تهدید، توهین و برچسب‌زنی به روزنامه‌نگاران، فعالان قومی، جمهوری‌خواهان و حامیان مقاومت ایران از سوی برخی حساب‌های سلطنت‌طلب منتشر شده است. نمی‌توان رفتار همه هواداران سلطنت را به رضا پهلوی یا تمامی تشکل‌های این جریان نسبت داد، اما منتقدان، محکوم‌نکردن روشن و مستمر چنین رفتارهایی را نشانه تحمل فرهنگ اقتدارگرایانه می‌دانند.
گزارش‌هایی نیز درباره حملات هماهنگ، تهدید، توهین و برچسب‌زنی به روزنامه‌نگاران، فعالان قومی، جمهوری‌خواهان و حامیان مقاومت ایران از سوی برخی حساب‌های سلطنت‌طلب منتشر شده است. منتقدان، محکوم‌نکردن روشن و مستمر چنین رفتارهایی را نشانه تحمل فرهنگ اقتدارگرایانه می‌دانند.


== ساواک در گفتمان سلطنت‌طلبان ==
== ساواک در گفتمان سلطنت‌طلبان ==
خط ۱۸۴: خط ۱۸۲:
برخی جریان‌های سلطنت‌طلب عملکرد ساواک را انکار یا محدود به مقابله با «تروریسم» معرفی می‌کنند. نمایش تصویر [[پرویز ثابتی]]، مقام ارشد امنیت داخلی ساواک، در تظاهرات سلطنت‌طلبان با اعتراض قربانیان شکنجه و خانواده‌های زندانیان سیاسی روبه‌رو شد.
برخی جریان‌های سلطنت‌طلب عملکرد ساواک را انکار یا محدود به مقابله با «تروریسم» معرفی می‌کنند. نمایش تصویر [[پرویز ثابتی]]، مقام ارشد امنیت داخلی ساواک، در تظاهرات سلطنت‌طلبان با اعتراض قربانیان شکنجه و خانواده‌های زندانیان سیاسی روبه‌رو شد.


شورای ملی مقاومت، دفاع از ثابتی و ساواک را نشانه قطع‌نشدن پیوند بخشی از سلطنت‌طلبان با فرهنگ امنیتی حکومت گذشته می‌داند. این شورا میان نقد جمهوری اسلامی و سفیدشویی سرکوب‌های حکومت شاه تمایز می‌گذارد.<ref name="SabetiCase">[https://www.ncr-iran.org/en/fake-opposition/the-sabeti-case-is-not-just-about-irans-past/ پرونده ثابتی فقط درباره گذشته ایران نیست]، شورای ملی مقاومت ایران.</ref>
[[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، دفاع از ثابتی و ساواک را نشانه قطع‌نشدن پیوند بخشی از سلطنت‌طلبان با فرهنگ امنیتی حکومت گذشته می‌داند.<ref name="SabetiCase">[https://www.ncr-iran.org/en/fake-opposition/the-sabeti-case-is-not-just-about-irans-past/ پرونده ثابتی فقط درباره گذشته ایران نیست]، شورای ملی مقاومت ایران.</ref>


== سلطنت‌طلبی و ملی‌گرایی ==
== سلطنت‌طلبی و ملی‌گرایی ==
خط ۲۰۰: خط ۱۹۸:
مفهوم [[چلبی‌سازی]] در ادبیات مقاومت ایران، در نقد تلاش برای ساختن آلترناتیوی وابسته به حمایت خارجی و فاقد سازمان اجتماعی گسترده در داخل کشور به‌کار می‌رود.
مفهوم [[چلبی‌سازی]] در ادبیات مقاومت ایران، در نقد تلاش برای ساختن آلترناتیوی وابسته به حمایت خارجی و فاقد سازمان اجتماعی گسترده در داخل کشور به‌کار می‌رود.


== کارزار وکالت ==
== طرح «وکالت می‌دهم» ==
در جریان قیام ۱۴۰۱، کارزاری اینترنتی با عنوان «من وکالت می‌دهم» برای معرفی رضا پهلوی به‌عنوان نماینده یا رهبر دوران گذار شکل گرفت. حامیان این کارزار آن را راهی برای ایجاد تمرکز در اپوزیسیون می‌دانستند.
در جریان قیام ۱۴۰۱، کارزاری اینترنتی با عنوان «من وکالت می‌دهم» برای معرفی رضا پهلوی به‌عنوان نماینده یا رهبر دوران گذار شکل گرفت. حامیان این کارزار آن را راهی برای ایجاد تمرکز در اپوزیسیون می‌دانستند.


خط ۲۱۷: خط ۲۱۵:
این اصطلاح همه هواداران پادشاهی مشروطه را دربر نمی‌گیرد، بلکه ناظر بر گرایش‌هایی است که از ادبیات تهدیدآمیز، ستایش ساواک، نفرت‌پراکنی قومی یا سرکوب گروه‌های رقیب استفاده می‌کنند.
این اصطلاح همه هواداران پادشاهی مشروطه را دربر نمی‌گیرد، بلکه ناظر بر گرایش‌هایی است که از ادبیات تهدیدآمیز، ستایش ساواک، نفرت‌پراکنی قومی یا سرکوب گروه‌های رقیب استفاده می‌کنند.


مریم رجوی با به‌کارگیری این تعبیر، شباهت‌هایی میان فرهنگ سیاسی ولایت فقیه و سلطنت استبدادی مطرح کرده است: تمرکز قدرت در یک فرد، تقدس رهبر، نفی پاسخ‌گویی و دشمن‌سازی از مخالفان.
[[مریم رجوی]] با به‌کارگیری این تعبیر، شباهت‌هایی میان فرهنگ سیاسی ولایت فقیه و سلطنت استبدادی مطرح کرده است: تمرکز قدرت در یک فرد، تقدس رهبر، نفی پاسخ‌گویی و دشمن‌سازی از مخالفان.
 
سلطنت‌طلبان این تعبیر را تبلیغاتی و نادرست می‌دانند و می‌گویند هدف آنان ایجاد پادشاهی مشروطه یا نظامی است که شکل آن با رأی مردم تعیین شود.


== دیدگاه سازمان مجاهدین خلق ایران ==
== دیدگاه سازمان مجاهدین خلق ایران ==
خط ۲۳۶: خط ۲۳۲:


== شعار «نه شاه نه شیخ» ==
== شعار «نه شاه نه شیخ» ==
[[شعار نه شاه نه شیخ]] صورت فشرده موضع جمهوری‌خواهانه مقاومت ایران است. این شعار بازگشت به سلطنت و ادامه ولایت فقیه را رد می‌کند و هدف را حرکت به‌سوی جمهوری دموکراتیک می‌داند.
شعار [[نه شاه نه شیخ]] صورت فشرده موضع جمهوری‌خواهانه مقاومت ایران است. این شعار بازگشت به سلطنت و ادامه ولایت فقیه را رد می‌کند و هدف را حرکت به‌سوی جمهوری دموکراتیک می‌داند.


مریم رجوی این مرزبندی را برای جلوگیری از «دور باطل» جابه‌جایی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر ضروری دانسته است. به‌گفته او، مردم ایران شاه را سرنگون کردند تا به حاکمیت مردم برسند، اما خمینی انقلاب را مصادره و استبداد دینی را جایگزین کرد.<ref name="MaryamBoundary" />
مریم رجوی این مرزبندی را برای جلوگیری از «دور باطل» جابه‌جایی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر ضروری دانسته است. به‌گفته او، مردم ایران شاه را سرنگون کردند تا به حاکمیت مردم برسند، اما خمینی انقلاب را مصادره و استبداد دینی را جایگزین کرد.<ref name="MaryamBoundary" />
خط ۲۴۳: خط ۲۳۹:


== شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» ==
== شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» ==
[[شعار مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر]] در اعتراضات سال‌های اخیر مطرح شد و به یکی از شعارهای شاخص مخالفان هم‌زمان جمهوری اسلامی و سلطنت تبدیل گردید.
شعار [[مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر]] در اعتراضات سال‌های اخیر مطرح شد و به یکی از شعارهای شاخص مخالفان هم‌زمان جمهوری اسلامی و سلطنت تبدیل گردید.


شورای ملی مقاومت این شعار را بیانگر جبهه‌بندی مردم با هر دو نوع استبداد معرفی می‌کند. کانون‌های شورشی و هواداران مقاومت نیز آن را در فعالیت‌های اعتراضی، دیوارنویسی و نصب بنر در شهرهای مختلف به‌کار برده‌اند.<ref name="ResistanceUnits">[https://www.ncr-iran.org/en/ncri-statements/statement-iran-resistance/resistance-units-mark-anniversary-of-irans-november-2019-uprising/ فعالیت کانون‌های شورشی با شعارهای ضدسلطنتی و ضدولایت فقیه]، شورای ملی مقاومت ایران.</ref>
شورای ملی مقاومت این شعار را بیانگر جبهه‌بندی مردم با هر دو نوع استبداد معرفی می‌کند. کانون‌های شورشی و هواداران مقاومت نیز آن را در فعالیت‌های اعتراضی، دیوارنویسی و نصب بنر در شهرهای مختلف به‌کار برده‌اند.<ref name="ResistanceUnits">[https://www.ncr-iran.org/en/ncri-statements/statement-iran-resistance/resistance-units-mark-anniversary-of-irans-november-2019-uprising/ فعالیت کانون‌های شورشی با شعارهای ضدسلطنتی و ضدولایت فقیه]، شورای ملی مقاومت ایران.</ref>
سلطنت‌طلبان این شعار را به سازمان مجاهدین یا گروه‌های چپ نسبت می‌دهند و آن را نماینده اکثریت معترضان نمی‌دانند. بدون انتخابات و نظرسنجی مستقل نمی‌توان هیچ‌یک از شعارهای خیابانی را به‌تنهایی معیار قطعی خواست همه جامعه دانست.


== جمهوری دموکراتیک در برابر سلطنت ==
== جمهوری دموکراتیک در برابر سلطنت ==
خط ۳۰۲: خط ۲۹۶:


مقاومت ایران میان نقد مستند دیکتاتوری شاه و تبلیغات جمهوری اسلامی تمایز قائل می‌شود و معتقد است مخالفت با سلطنت نباید به توجیه ولایت فقیه بینجامد.
مقاومت ایران میان نقد مستند دیکتاتوری شاه و تبلیغات جمهوری اسلامی تمایز قائل می‌شود و معتقد است مخالفت با سلطنت نباید به توجیه ولایت فقیه بینجامد.
== جایگاه سلطنت‌طلبی در اپوزیسیون ایران ==
سلطنت‌طلبی یکی از جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی است، اما تمام اپوزیسیون را نمایندگی نمی‌کند. جمهوری‌خواهان سکولار، نیروهای چپ، سازمان مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت، گروه‌های قومی و ملی و فعالان مستقل نیز در مخالفت با حکومت فعالیت دارند.
اختلاف درباره شکل نظام آینده، شیوه گذار، رابطه با قدرت‌های خارجی و سابقه حکومت پهلوی از موانع اتحاد میان سلطنت‌طلبان و دیگر جریان‌هاست.
مریم رجوی گفته است مقاومت ایران با همه نیروهایی که سرنگونی کامل جمهوری اسلامی، جدایی دین و دولت و استقرار جمهوری را می‌پذیرند آماده همکاری است، اما بازگشت سلطنت و اعطای حق ویژه موروثی را نمی‌پذیرد.<ref name="Newsmax">[https://www.maryam-rajavi.com/newsmax-iran-rebellion-is-unabated-and-irreversible/ قیام ایران بی‌وقفه و برگشت‌ناپذیر است؛ نه شاه، نه شیخ]، وبگاه مریم رجوی.</ref>
== ارزیابی ==
سلطنت‌طلبی مفهومی گسترده است و از پادشاهی‌های نمادین و پارلمانی تا نظام‌های مطلقه و اقتدارگرا را دربر می‌گیرد. بنابراین، وجود یک پادشاه لزوماً به معنای نبود دموکراسی نیست؛ همان‌گونه که جمهوری‌بودن نام یک نظام نیز دموکراتیک‌بودن آن را تضمین نمی‌کند.
معیارهای اساسی دموکراسی شامل حاکمیت مردم، انتخابات آزاد، تفکیک قوا، استقلال قضایی، آزادی بیان و احزاب، گردش قدرت و برابری در برابر قانون است. سلطنت‌های پارلمانی اروپا این معیارها را از طریق محدودکردن کامل قدرت پادشاه پذیرفته‌اند.
در ایران، تجربه تاریخی سلطنت پهلوی با تمرکز قدرت، دخالت در انتخابات، ساواک و حکومت تک‌حزبی همراه بود. ازاین‌رو، مقایسه مستقیم آن با پادشاهی‌های تشریفاتی اروپا بدون درنظرگرفتن این سابقه، مقایسه‌ای ناقص است.
از دید مقاومت ایران، مشکل صرفاً عنوان «شاه» یا «ولی فقیه» نیست، بلکه هر ساختاری است که حاکمیت مردم را به سود امتیاز موروثی، دینی یا فردی محدود کند. شعار «نه شاه، نه شیخ» بیان همین اصل و خواست حرکت به‌سوی جمهوری دموکراتیک است.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۳۳۵: خط ۳۱۳:
* [[نئوفاشیسم سلطنتی]]
* [[نئوفاشیسم سلطنتی]]
* [[چلبی‌سازی]]
* [[چلبی‌سازی]]
* [[شعار نه شاه نه شیخ]]
* شعار [[نه شاه نه شیخ]]
* [[شعار مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر]]
* شعار [[مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر]]
* [[جمهوری دموکراتیک]]
* [[جمهوری دموکراتیک]]
* [[حاکمیت مردم]]
* [[حاکمیت مردم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ نوامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۲۶

سلطنت‌طلبی
شناسنامه
نام‌های دیگرپادشاهی‌خواهی، مونارشیسم، شاه‌دوستی، هواداری از سلطنت
حوزهعلوم سیاسی، فلسفه سیاسی، تاریخ سیاسی، جامعه‌شناسی سیاسی، مطالعات حکومت و دولت
خاستگاهنظام‌های پادشاهی موروثی و واکنش نیروهای محافظه‌کار به انقلاب‌ها، جمهوری‌خواهی و برچیده‌شدن سلطنت‌ها
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیتاج‌وتخت، وراثت سیاسی، دودمان، شاه، سلطنت، ولیعهد، مشروعیت موروثی، حق الهی، پادشاهی مشروطه، سلطنت مطلقه، دربار و جانشینی
جریان‌های مرتبطپادشاهی مطلقه، پادشاهی مشروطه، مشروعه‌خواهی، محافظه‌کاری، ملی‌گرایی سلطنتی، پهلوی‌گرایی، اقتدارگرایی، نئوفاشیسم سلطنتی
تأثیرپذیرفته ازسنت‌های دودمانی، اشرافیت، حق الهی پادشاهان، دولت‌های متمرکز، محافظه‌کاری سیاسی و ملی‌گرایی
تأثیرگذار برشکل‌گیری جنبش‌های بازگشت سلطنت، احزاب پادشاهی‌خواه، نظام‌های پادشاهی مشروطه و رقابت تاریخی میان سلطنت و جمهوری
نقد و ارزیابی

سلطنت‌طلبی یا پادشاهی‌خواهی (انگلیسی: Monarchism) دیدگاهی سیاسی است که نظام پادشاهی را شکل مشروع یا مطلوب حکومت می‌داند. سلطنت‌طلبان معمولاً از قرارگرفتن یک پادشاه، ملکه، امیر یا سلطان در رأس کشور حمایت می‌کنند؛ مقامی که اغلب به‌صورت موروثی و درون یک خاندان منتقل می‌شود. دامنه سلطنت‌طلبی از حمایت از پادشاهی مطلقه، که در آن پادشاه دارای اختیارات گسترده سیاسی است، تا پادشاهی مشروطه و پارلمانی، که در آن پادشاه نقشی عمدتاً نمادین دارد، امتداد می‌یابد.[۱]

در ایران، سلطنت‌طلبی معاصر عمدتاً به حمایت از بازگرداندن خاندان پهلوی یا ایجاد نوعی پادشاهی مشروطه با محوریت رضا پهلوی اشاره دارد. این جریان پس از سرنگونی محمدرضا شاه پهلوی در انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷، به‌ویژه در میان بخش‌هایی از مهاجران ایرانی خارج از کشور شکل گرفت و از دهه ۱۳۹۰ با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان فعالیت بیشتری پیدا کرد.

سلطنت‌طلبان ایرانی طیفی ناهمگون را تشکیل می‌دهند. برخی خواستار بازگشت مستقیم خاندان پهلوی و قرارگرفتن رضا پهلوی در جایگاه پادشاه هستند؛ گروهی از پادشاهی مشروطه پارلمانی دفاع می‌کنند و برخی نیز می‌گویند شکل نهایی حکومت باید پس از سرنگونی جمهوری اسلامی در یک همه‌پرسی تعیین شود. با وجود این تفاوت‌ها، جایگاه ویژه و ازپیش‌تعیین‌شده برای خاندان پهلوی وجه مشترک بخش مهمی از این جریان است.

سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران، سلطنت‌طلبی در ایران را تلاشی برای بازگرداندن یک نظام موروثی و تجربه‌شده می‌دانند. مقاومت ایران با شعار نه شاه نه شیخ، هم دیکتاتوری سلطنتی و هم دیکتاتوری دینی را رد می‌کند و بر استقرار یک جمهوری دموکراتیک بر اساس رأی آزاد مردم، جدایی دین و دولت و برابری همه شهروندان تأکید دارد.[۲]

تعریف

سلطنت نظامی است که در آن مقام ریاست کشور در اختیار یک فرد با عنوان پادشاه، ملکه، شاه، امیر، سلطان یا عنوانی مشابه قرار دارد. جانشینی در بیشتر نظام‌های سلطنتی بر اساس وراثت خانوادگی انجام می‌شود، هرچند در برخی نمونه‌های تاریخی، پادشاه از سوی گروه محدودی از اشراف یا شاهزادگان انتخاب می‌شد.

سلطنت‌طلبی فقط به معنای پذیرش موجودیت یک پادشاه نیست، بلکه از مشروعیت سیاسی، تاریخی یا فرهنگی نهاد سلطنت دفاع می‌کند. سلطنت‌طلبان ممکن است پادشاهی را ضامن ثبات، وحدت ملی، تداوم تاریخی یا استقلال مقام ریاست کشور از رقابت‌های حزبی بدانند.

در مقابل، جمهوری‌خواهی بر این اصل استوار است که هیچ فرد یا خانواده‌ای نباید به‌دلیل تبار و وراثت از حق ویژه برای تصدی مقام عمومی برخوردار باشد. در یک جمهوری دموکراتیک، مشروعیت مقام‌های حکومتی از رأی مردم ناشی می‌شود و دوره و حدود مسئولیت آنان در قانون تعیین می‌گردد.

از دید مقاومت ایران، تفاوت بنیادی سلطنت و جمهوری در منشأ مشروعیت است: در سلطنت، تعلق به خاندان سلطنتی زمینه برخورداری از جایگاهی ممتاز را فراهم می‌کند؛ اما در جمهوری، همه شهروندان باید از حق برابر برای انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن برخوردار باشند.[۳]

انواع سلطنت‌طلبی

سلطنت مطلقه

سلطنت مطلقه نظامی است که در آن پادشاه بخش عمده قدرت سیاسی، اجرایی، نظامی و گاه قانون‌گذاری و قضایی را در اختیار دارد. در چنین نظامی، اختیارات شاه یا فاقد محدودیت حقوقی مؤثر است یا نهادهای ظاهراً قانونی توان نظارت واقعی بر او را ندارند.

مدافعان تاریخی سلطنت مطلقه، فرمان‌روایی پادشاه را ناشی از اراده الهی، سنت، فتح نظامی یا میراث دودمانی می‌دانستند. در دوران جدید، سلطنت‌های مطلقه با گسترش اندیشه حاکمیت مردم، تفکیک قوا و حقوق شهروندی به چالش کشیده شدند.

سلطنت مشروطه

در سلطنت مشروطه، اختیارات پادشاه به‌وسیله قانون اساسی محدود می‌شود. با این حال، نظام‌هایی که عنوان مشروطه دارند از نظر میزان قدرت پادشاه یکسان نیستند. در برخی کشورها، پادشاه هنوز در انتصاب دولت، انحلال پارلمان، فرماندهی نیروهای مسلح یا سیاست خارجی نقش مؤثر دارد.

قانون اساسی مشروطه ایران در سال ۱۲۸۵ با هدف محدودکردن قدرت شاه، تشکیل مجلس و ایجاد حکومت قانون تصویب شد. انقلاب مشروطه سلطنت را «ودیعه‌ای» معرفی کرد که از سوی ملت به شاه سپرده شده است، نه حق مطلق و مستقل او.[۴]

سلطنت پارلمانی

در سلطنت پارلمانی، پادشاه مقام نمادین کشور است و قدرت اجرایی در اختیار نخست‌وزیر و دولت برخاسته از پارلمان قرار دارد. پادشاه معمولاً از دخالت حزبی و تصمیم‌گیری روزمره سیاسی پرهیز می‌کند.

کشورهایی مانند بریتانیا، سوئد، نروژ، دانمارک، هلند و بلژیک نمونه‌هایی از پادشاهی پارلمانی هستند. مؤسسه بین‌المللی دموکراسی و مساعدت انتخاباتی، پادشاه مشروطه در یک دموکراسی پارلمانی را رئیس موروثی و نمادین کشور تعریف می‌کند که نقش‌های نمایندگی و مدنی دارد، اما سیاست‌گذاری و قدرت اجرایی را در اختیار ندارد.[۱]

سلطنت انتخابی

در برخی نظام‌ها، پادشاه از سوی گروهی محدود از حاکمان محلی، اشراف یا اعضای خاندان‌های سلطنتی انتخاب می‌شود. این شکل از سلطنت نیز با انتخابات عمومی و دموکراتیک تفاوت دارد، زیرا عموم شهروندان معمولاً در انتخاب فرمان‌روا نقشی مستقیم ندارند.

سلطنت‌طلبی بازگشت‌گرا

سلطنت‌طلبی بازگشت‌گرا در کشورهایی شکل می‌گیرد که نظام پادشاهی در آن‌ها سرنگون شده است. هدف این جریان، احیای سلطنت پیشین یا بازگرداندن یکی از اعضای خاندان سابق به ریاست کشور است.

سلطنت‌طلبی معاصر ایران، فرانسه پس از انقلاب، روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی و شماری از کشورهای اروپای شرقی نمونه‌هایی از این نوع گرایش بوده‌اند.

استدلال‌های موافقان

حامیان سلطنت مشروطه یا پارلمانی برای دفاع از این نظام استدلال‌هایی مطرح می‌کنند:

  • پادشاه می‌تواند نماد تداوم تاریخی و وحدت ملی باشد؛
  • رئیس موروثی کشور در رقابت‌های کوتاه‌مدت حزبی شرکت نمی‌کند؛
  • تفکیک مقام نمادین ریاست کشور از ریاست دولت می‌تواند از تمرکز قدرت جلوگیری کند؛
  • نهاد سلطنت ممکن است در بحران‌های سیاسی نقش میانجی یا تشریفاتی داشته باشد؛
  • وجود سنت‌های دیرپای سلطنتی در برخی کشورها به ثبات سیاسی کمک کرده است؛
  • هزینه و مناقشه انتخابات ریاست‌جمهوری تشریفاتی کاهش می‌یابد.

این استدلال‌ها عمدتاً به تجربه سلطنت‌های پارلمانی اروپایی استناد می‌کنند که در آن‌ها قدرت واقعی در اختیار دولت و پارلمان منتخب است.

نقدهای جمهوری‌خواهانه

منتقدان سلطنت‌طلبی، وراثتی‌بودن مقام ریاست کشور را با اصل برابری شهروندان ناسازگار می‌دانند. مهم‌ترین نقدهای آنان عبارت‌اند از:

  • مقام موروثی فاقد مشروعیت انتخاباتی است؛
  • تعلق خانوادگی به‌جای شایستگی یا رأی مردم معیار جانشینی می‌شود؛
  • پادشاه و خاندان او از امتیازهایی برخوردار می‌شوند که دیگر شهروندان ندارند؛
  • حتی پادشاه نمادین ممکن است در بحران‌ها یا روند تشکیل دولت نفوذ سیاسی اعمال کند؛
  • هزینه‌های دربار بر بودجه عمومی تحمیل می‌شود؛
  • قداست‌بخشی به خاندان سلطنتی با پاسخ‌گویی و برابری در برابر قانون تعارض دارد؛
  • سلطنت می‌تواند فرهنگ اطاعت از فرد و سلسله‌مراتب موروثی را بازتولید کند؛
  • بازگشت یک خاندان سرنگون‌شده ممکن است شکاف‌های تاریخی و سیاسی را تشدید کند.

در دیدگاه جمهوری‌خواهانه، ثبات و وحدت ملی باید بر نهادهای قانونی، حقوق برابر شهروندان و انتخابات آزاد استوار باشد، نه بر تبار یک خانواده.

پیشینه سلطنت در ایران

ایران در بخش بزرگی از تاریخ خود تحت حکومت دودمان‌های پادشاهی اداره شده است. هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، صفویان، افشاریان، زندیان، قاجاریان و پهلویان از مهم‌ترین سلسله‌های سلطنتی ایران بوده‌اند.

ماهیت و ساختار این پادشاهی‌ها یکسان نبود. برخی دولت‌هایی متمرکز و برخی متکی بر پیوندهای ایلی، نظامی یا اشرافی بودند. مفهوم شهروندی، قانون اساسی و دولت ملی در معنای جدید نیز در بیشتر این دوره‌ها وجود نداشت.

در ادبیات سلطنت‌طلبان، قدمت پادشاهی در ایران به‌عنوان مبنایی برای مشروعیت تاریخی سلطنت مطرح می‌شود. منتقدان می‌گویند طولانی‌بودن پیشینه یک نهاد، به‌خودی‌خود مشروعیت دموکراتیک ایجاد نمی‌کند و برده‌داری، اشرافیت و امتیازهای موروثی نیز دارای پیشینه‌ای طولانی بوده‌اند.

انقلاب مشروطه و محدودکردن سلطنت

انقلاب مشروطه ایران در سال‌های ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۸ تلاشی برای پایان‌دادن به استبداد مطلقه و محدودکردن قدرت شاه بود. تشکیل مجلس شورای ملی، تدوین قانون اساسی، مسئولیت‌پذیری وزیران و به‌رسمیت‌شناختن برخی حقوق ملت از دستاوردهای این انقلاب بود.

مشروطه‌خواهان الزاماً خواهان الغای سلطنت نبودند؛ بخش مهمی از آنان می‌خواستند شاه سلطنت کند، نه حکومت. با این حال، محمدعلی‌شاه قاجار با کمک نیروهای قزاق مجلس را به توپ بست و دوره‌ای موسوم به استبداد صغیر را برقرار کرد.

مقاومت مسلحانه مشروطه‌خواهان در تبریز، گیلان و اصفهان به فتح تهران و برکناری محمدعلی‌شاه انجامید. این رویداد نشان داد که تعارض اصلی میان مشروطه‌خواهان و دربار بر سر منشأ قدرت و حدود اختیار شاه بود.

تأسیس سلسله پهلوی

رضاخان پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ به یکی از چهره‌های اصلی قدرت تبدیل شد. او ابتدا فرمانده قزاق‌ها، سپس وزیر جنگ و نخست‌وزیر شد. در سال ۱۳۰۴، مجلس انقراض سلسله قاجار را اعلام کرد و مجلس مؤسسان سلطنت را به رضاخان و فرزندان ذکور او واگذار کرد.

پس از تاج‌گذاری رضاشاه پهلوی، قدرت مجلس کاهش یافت و مخالفان سیاسی تحت فشار قرار گرفتند. دانشنامه ایرانیکا نوشته است که نمایندگان مخالف با تهدید روبه‌رو شدند، مصونیت پارلمانی نقض شد و از دوره نهم مجلس، شاه با واردکردن هواداران خود، مجلس را به نهادی تأییدکننده سیاست‌هایش تبدیل کرد.[۴]

سلطنت‌طلبان رضاشاه را بنیان‌گذار دولت متمرکز جدید، ارتش منظم، نظام آموزشی جدید و برخی زیرساخت‌های مدرن معرفی می‌کنند. منتقدان، سرکوب آزادی‌های سیاسی، برچیدن احزاب و مطبوعات مستقل، تصاحب املاک، سرکوب اقوام و عشایر و قتل یا زندانی‌کردن مخالفان را از ویژگی‌های حکومت او می‌دانند.

سلطنت محمدرضاشاه

پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و کناره‌گیری اجباری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، محمدرضا پهلوی به سلطنت رسید. در سال‌های نخست سلطنت او، فضای سیاسی بازتر و قدرت مجلس و دولت بیشتر بود.

در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، تعارض میان شاه و دولت محمد مصدق افزایش یافت. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با همکاری سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، دولت مصدق را سرنگون و موقعیت محمدرضاشاه را تثبیت کرد.

پس از کودتا، قدرت دربار، ارتش و نهادهای امنیتی افزایش یافت. ساواک با همکاری خارجی تشکیل شد و در سرکوب سازمان‌های سیاسی، کنترل مطبوعات، بازداشت، بازجویی و شکنجه مخالفان نقش داشت.

در سال ۱۳۵۳، محمدرضاشاه احزاب موجود را منحل و حزب رستاخیز را به‌عنوان تنها حزب قانونی کشور ایجاد کرد. عضویت در این حزب عملاً به نشانه وفاداری سیاسی به نظام سلطنتی تبدیل شد. حکومت تک‌حزبی، کنترل انتخابات، سانسور و سرکوب مخالفان با ادعای مشروطه‌بودن نظام تعارض داشت.[۵]

انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷

گسترش اعتراضات سیاسی و اجتماعی در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ به سقوط حکومت پهلوی انجامید. محمدرضاشاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و نظام سلطنتی در بهمن همان سال فروپاشید.

در ادبیات مقاومت ایران، انقلاب ۱۳۵۷ «انقلاب ضدسلطنتی» خوانده می‌شود. این تعبیر بر نقش مردم، نیروهای سیاسی، دانشجویان، کارگران و دیگر گروه‌های اجتماعی در مبارزه با دیکتاتوری شاه تأکید دارد و انقلاب را به‌طور انحصاری متعلق به روح‌الله خمینی و روحانیان نمی‌داند.

سازمان مجاهدین معتقد است خمینی انقلاب مردم ایران را مصادره کرد و به‌جای دیکتاتوری سلطنتی، دیکتاتوری دینی را مستقر ساخت. از این دیدگاه، عملکرد جمهوری اسلامی دلیلی برای مشروعیت‌بخشیدن دوباره به سلطنت نیست و مردم نباید میان دو شکل استبداد یکی را انتخاب کنند.[۶]

سلطنت‌طلبی پس از انقلاب ۱۳۵۷

پس از سقوط پهلوی، اعضای خاندان سلطنتی و شماری از مقام‌ها و حامیان حکومت پیشین ایران را ترک کردند. گروه‌هایی از آنان در آمریکا و اروپا به فعالیت سیاسی، رسانه‌ای و فرهنگی پرداختند.

در دهه‌های نخست پس از انقلاب، سلطنت‌طلبان دارای چند حزب و انجمن پراکنده بودند. اختلاف درباره نقش رضا پهلوی، شیوه تغییر حکومت، میزان دفاع از عملکرد محمدرضاشاه و شکل نظام آینده مانع شکل‌گیری سازمانی واحد شد.

با گسترش اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های اجتماعی، این جریان امکان بیشتری برای تبلیغ دیدگاه‌های خود یافت. افزایش نارضایتی از جمهوری اسلامی نیز زمینه بازسازی تصویری آرمانی از دوره پهلوی را در میان بخشی از جامعه و مهاجران فراهم کرد.

این بازسازی معمولاً بر توسعه اقتصادی، آزادی‌های اجتماعی، روابط با غرب و برخی پروژه‌های عمرانی دوره پهلوی تأکید می‌کند و سرکوب سیاسی، نبود انتخابات آزاد، ساواک، کودتای ۲۸ مرداد، حکومت تک‌حزبی و شکاف‌های اجتماعی را کم‌رنگ می‌سازد.

رضا پهلوی

رضا پهلوی، فرزند محمدرضاشاه، مهم‌ترین چهره سلطنت‌طلبی معاصر ایران است. او در سال ۱۳۵۹ در خارج از ایران خود را پادشاه قانونی ایران معرفی و سوگند سلطنت یاد کرد، اما در سال‌های بعد بیشتر با عنوان «شاهزاده» و چهره دوران گذار فعالیت کرده است.

رضا پهلوی در مواضع عمومی مدعی است که شکل نظام آینده باید از طریق همه‌پرسی تعیین شود و خود را طرفدار حکومت سکولار و دموکراتیک معرفی می‌کند. با این حال، هواداران او از عنوان‌هایی مانند «ولیعهد»، «شاهزاده» و «شاه آینده» استفاده می‌کنند و جایگاهی ویژه برای او در دوران انتقال در نظر می‌گیرند.

تشکل‌هایی مانند فرشگرد، حزب مشروطه ایران، بنیاد فرشگرد و حزب ایران نوین از نقش محوری یا رهبری رضا پهلوی حمایت کرده‌اند. شماری از طرح‌های نزدیک به او نیز اختیارات گسترده‌ای برای وی یا نهادهای منصوب او در دوره انتقال پیش‌بینی کرده‌اند.

منتقدان می‌پرسند اگر همه شهروندان برابرند، بر چه مبنایی فرزند آخرین شاه باید پیش از هر انتخابات آزاد در جایگاه رهبر دوران گذار قرار گیرد. آنان استفاده از عنوان موروثی «شاهزاده» را با ادعای بی‌طرفی نسبت به شکل نظام آینده ناسازگار می‌دانند.

تشکل‌های سلطنت‌طلب

سلطنت‌طلبی ایرانی فاقد سازمان واحد است. از جمله تشکل‌ها و شبکه‌های مرتبط با این جریان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • حزب مشروطه ایران؛
  • شبکه و بنیاد فرشگرد؛
  • حزب ایران نوین؛
  • انجمن‌ها و گروه‌های هوادار خاندان پهلوی؛
  • شبکه‌های رسانه‌ای و حساب‌های فعال در فضای مجازی؛
  • گروه‌های هوادار «پروژه شکوفایی ایران»؛
  • سازمان‌ها و انجمن‌های ایرانی نزدیک به رضا پهلوی در آمریکا و اروپا.

میان این تشکل‌ها درباره پادشاهی مشروطه، نقش رضا پهلوی، چگونگی گذار، رابطه با دولت‌های خارجی و برخورد با دیگر نیروهای مخالف جمهوری اسلامی اختلاف وجود دارد.

بخشی از سلطنت‌طلبان خود را لیبرال و دموکرات معرفی می‌کنند؛ در مقابل، جریان‌هایی از ادبیات اقتدارگرایانه، ملی‌گرایی افراطی و ستایش ساواک یا چهره‌های امنیتی حکومت پیشین استفاده می‌کنند.

شعارهای سلطنت‌طلبانه

از دی‌ماه ۱۳۹۶، شعار «رضاشاه روحت شاد» در برخی تجمع‌های اعتراضی شنیده شد. در اعتراضات بعدی نیز شعارهایی مانند «جاوید شاه»، «پهلوی برمی‌گرده» و «شاهزاده کجایی» در برخی نقاط گزارش شده است.

سلطنت‌طلبان این شعارها را نشانه گرایش عمومی جامعه به بازگشت پهلوی معرفی می‌کنند. مخالفان می‌گویند وجود یک شعار در بخشی از تجمع‌ها برای اثبات خواست اکثریت جامعه کافی نیست؛ به‌ویژه در شرایطی که امکان نظرسنجی، فعالیت آزاد احزاب و رقابت رسانه‌ای برابر وجود ندارد.

در مقابل، شعارهایی مانند «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، «نه سلطنت، نه رهبری؛ دموکراسی، برابری» و «نه شاه، نه شیخ» نیز در اعتراضات، دانشگاه‌ها و فعالیت‌های مقاومت ایران مطرح شده است.

منابع مقاومت ایران، این شعارها را بیانگر نفی هم‌زمان استبداد سلطنتی و دینی می‌دانند. سلطنت‌طلبان یا برخی رسانه‌های نزدیک به آنان، گستردگی شعارهای ضدسلطنتی را انکار یا آن‌ها را به نیروهای سازمان‌یافته مخالف پهلوی نسبت می‌دهند.

فعالیت رسانه‌ای

بخش عمده فعالیت سلطنت‌طلبان در خارج از کشور و در شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون‌های ماهواره‌ای، رسانه‌های اینترنتی و نشست‌های سیاسی انجام می‌شود. این رسانه‌ها در بازسازی تصویر حکومت پهلوی، معرفی رضا پهلوی به‌عنوان آلترناتیو و سازمان‌دهی کارزارهای مجازی نقش دارند.

منتقدان سلطنت‌طلبی از پوشش نامتناسب رسانه‌ای رضا پهلوی در مقایسه با وزن تشکیلاتی و حضور قابل ارزیابی او در داخل ایران انتقاد می‌کنند. منابع مقاومت ایران این وضعیت را بخشی از پروژه چلبی‌سازی می‌دانند؛ اصطلاحی که به تلاش برای معرفی یک چهره خارج از کشور به‌عنوان رهبر آماده انتقال قدرت با پشتیبانی دولت‌ها و رسانه‌های خارجی اشاره دارد.

گزارش‌هایی نیز درباره حملات هماهنگ، تهدید، توهین و برچسب‌زنی به روزنامه‌نگاران، فعالان قومی، جمهوری‌خواهان و حامیان مقاومت ایران از سوی برخی حساب‌های سلطنت‌طلب منتشر شده است. منتقدان، محکوم‌نکردن روشن و مستمر چنین رفتارهایی را نشانه تحمل فرهنگ اقتدارگرایانه می‌دانند.

ساواک در گفتمان سلطنت‌طلبان

ساواک سازمان اطلاعات و امنیت حکومت محمدرضاشاه بود که در کنترل مخالفان، سانسور، بازداشت و شکنجه زندانیان سیاسی نقش داشت. کارنامه این سازمان در گزارش‌های حقوق‌بشری دوران شاه و شهادت زندانیان سیاسی ثبت شده است.

برخی جریان‌های سلطنت‌طلب عملکرد ساواک را انکار یا محدود به مقابله با «تروریسم» معرفی می‌کنند. نمایش تصویر پرویز ثابتی، مقام ارشد امنیت داخلی ساواک، در تظاهرات سلطنت‌طلبان با اعتراض قربانیان شکنجه و خانواده‌های زندانیان سیاسی روبه‌رو شد.

شورای ملی مقاومت، دفاع از ثابتی و ساواک را نشانه قطع‌نشدن پیوند بخشی از سلطنت‌طلبان با فرهنگ امنیتی حکومت گذشته می‌داند.[۷]

سلطنت‌طلبی و ملی‌گرایی

بخشی از سلطنت‌طلبان، حکومت پهلوی را نماد ملی‌گرایی ایرانی، تمرکز دولت و حفظ تمامیت ارضی معرفی می‌کنند. نمادهایی مانند شیر و خورشید، درفش کاویانی، تصاویر کوروش، رضاشاه و محمدرضاشاه در اجتماعات آنان به‌کار می‌رود.

منتقدان، میان میهن‌دوستی و برتری‌جویی قومی یا تمرکزگرایی اجباری تفاوت قائل می‌شوند. گروه‌هایی از کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترک‌ها و دیگر اقوام ایرانی سیاست‌های حکومت پهلوی در زمینه زبان، فرهنگ، کوچ اجباری، تمرکز اداری و سرکوب جنبش‌های محلی را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

مریم رجوی سلطنت پهلوی را دارای ویژگی‌های تمرکزگرا و سرکوبگر نسبت به ملیت‌های ایران توصیف کرده و گفته است نظام آینده باید حقوق برابر، خودمختاری در چهارچوب تمامیت ارضی و مشارکت همه اقوام در حاکمیت را تضمین کند.[۸]

سلطنت‌طلبی و مداخله خارجی

برخی تشکل‌ها و چهره‌های سلطنت‌طلب از تحریم‌های گسترده، فشار حداکثری یا اقدام نظامی خارجی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده‌اند. آنان استدلال می‌کنند که فشار خارجی منابع حکومت برای سرکوب داخلی، برنامه اتمی و مداخله منطقه‌ای را کاهش می‌دهد.

منتقدان می‌گویند وابستگی سیاسی به دولت‌های خارجی می‌تواند استقلال اپوزیسیون را تضعیف و هزینه سیاست‌ها را بر مردم ایران تحمیل کند. مقاومت ایران نیز بر استقلال سیاسی و نفی دیکتاتوری و وابستگی تأکید می‌کند و شعار «نه شاه، نه شیخ» را مرزبندی هم‌زمان با استبداد و وابستگی می‌داند.

مفهوم چلبی‌سازی در ادبیات مقاومت ایران، در نقد تلاش برای ساختن آلترناتیوی وابسته به حمایت خارجی و فاقد سازمان اجتماعی گسترده در داخل کشور به‌کار می‌رود.

طرح «وکالت می‌دهم»

در جریان قیام ۱۴۰۱، کارزاری اینترنتی با عنوان «من وکالت می‌دهم» برای معرفی رضا پهلوی به‌عنوان نماینده یا رهبر دوران گذار شکل گرفت. حامیان این کارزار آن را راهی برای ایجاد تمرکز در اپوزیسیون می‌دانستند.

منتقدان گفتند امضای اینترنتی نمی‌تواند جای انتخابات آزاد را بگیرد و هیچ فردی را به نماینده مردم ایران تبدیل نمی‌کند. آنان همچنین از حملات لفظی برخی حامیان کارزار به مخالفان رضا پهلوی انتقاد کردند.

مقاومت ایران این کارزار را تلاشی برای مصادره قیام و تحمیل رهبری موروثی بر جنبش مردم دانست. از دید این مقاومت، مشروعیت سیاسی باید از صندوق رأی آزاد و پس از سرنگونی حکومت به‌دست آید، نه از تبار خانوادگی یا کارزار مجازی.

منشور همبستگی

در اسفند ۱۴۰۱، رضا پهلوی و شماری از چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی سندی موسوم به «منشور همبستگی و سازمان‌دهی برای آزادی ایران» یا «منشور مهسا» منتشر کردند. این ائتلاف پس از مدت کوتاهی با اختلاف میان اعضا روبه‌رو شد و عملاً از هم پاشید.

منتقدان، شکست این ائتلاف را ناشی از نبود برنامه مشخص، اختلاف بر سر رهبری، رفتار هواداران و تلاش برای قرار دادن رضا پهلوی در مرکز اپوزیسیون دانستند. منابع مقاومت ایران نیز آن را پروژه‌ای فاقد پایگاه سازمان‌یافته و جایگزین برنامه‌ریزی‌شده معرفی کردند.

نئوفاشیسم سلطنتی

اصطلاح نئوفاشیسم سلطنتی در ادبیات مقاومت ایران برای توصیف بخش‌هایی از جریان سلطنت‌طلب به‌کار می‌رود که به‌گفته این منابع، از تمرکز قدرت، رهبر موروثی، ملی‌گرایی افراطی، حذف مخالفان و سفیدشویی دستگاه سرکوب شاه حمایت می‌کنند.

این اصطلاح همه هواداران پادشاهی مشروطه را دربر نمی‌گیرد، بلکه ناظر بر گرایش‌هایی است که از ادبیات تهدیدآمیز، ستایش ساواک، نفرت‌پراکنی قومی یا سرکوب گروه‌های رقیب استفاده می‌کنند.

مریم رجوی با به‌کارگیری این تعبیر، شباهت‌هایی میان فرهنگ سیاسی ولایت فقیه و سلطنت استبدادی مطرح کرده است: تمرکز قدرت در یک فرد، تقدس رهبر، نفی پاسخ‌گویی و دشمن‌سازی از مخالفان.

دیدگاه سازمان مجاهدین خلق ایران

سازمان مجاهدین خلق، سلطنت پهلوی و جمهوری اسلامی را دو شکل متفاوت دیکتاتوری می‌داند. در این دیدگاه، شاه از طریق ارتش، ساواک، دربار و حزب واحد حکومت می‌کرد و ولی فقیه از طریق سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و نهادهای دینی قدرت را در اختیار دارد.

این سازمان معتقد است سرکوب نیروهای دموکراتیک و انقلابی توسط ساواک، زمینه را برای مصادره انقلاب ۱۳۵۷ به‌وسیله خمینی فراهم کرد. از این منظر، خمینی «وارث سیاسی» دستگاه سرکوب شاه شد، هرچند نظامی با ایدئولوژی و ساختاری متفاوت ایجاد کرد.

سازمان مجاهدین، انقلاب ۱۳۵۷ را قیامی مشروع علیه استبداد می‌داند و با روایتی که آن انقلاب را اشتباه تاریخی مردم معرفی می‌کند، مخالف است. به‌گفته این سازمان، خطای تاریخی نه سرنگونی شاه، بلکه تسلط روحانیت و فقدان امکان استقرار حاکمیت دموکراتیک بود.[۶]

دیدگاه شورای ملی مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت، جمهوری دموکراتیک را جایگزین هر دو نظام سلطنتی و ولایت فقیه معرفی می‌کند. برنامه این شورا بر انتقال حاکمیت به مردم، تشکیل دولت موقت، برگزاری انتخابات آزاد برای مجلس مؤسسان و قانون‌گذاری ملی و تدوین قانون اساسی جدید استوار است.

از نظر شورا، هیچ فردی به‌دلیل وابستگی خانوادگی یا مقام مذهبی حق ویژه برای حکومت ندارد. همه مناصب عمومی باید انتخابی، محدود به قانون و پاسخ‌گو باشند.

شورای ملی مقاومت مقایسه سلطنت پهلوی با پادشاهی‌های پارلمانی اروپا را نادرست می‌داند. به‌گفته این شورا، سلطنت در بریتانیا یا کشورهای اسکاندیناوی طی قرن‌ها به نهادی تشریفاتی تبدیل شد، اما حکومت پهلوی در مسیر معکوس حرکت کرد و از مشروطه محدود به حکومت متمرکز، امنیتی و تک‌حزبی رسید.[۹]

شعار «نه شاه نه شیخ»

شعار نه شاه نه شیخ صورت فشرده موضع جمهوری‌خواهانه مقاومت ایران است. این شعار بازگشت به سلطنت و ادامه ولایت فقیه را رد می‌کند و هدف را حرکت به‌سوی جمهوری دموکراتیک می‌داند.

مریم رجوی این مرزبندی را برای جلوگیری از «دور باطل» جابه‌جایی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر ضروری دانسته است. به‌گفته او، مردم ایران شاه را سرنگون کردند تا به حاکمیت مردم برسند، اما خمینی انقلاب را مصادره و استبداد دینی را جایگزین کرد.[۲]

در این دیدگاه، نفی سلطنت به معنای نفی تاریخ یا فرهنگ ایران نیست، بلکه به معنای رد امتیاز موروثی در حاکمیت سیاسی است.

شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر»

شعار مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر در اعتراضات سال‌های اخیر مطرح شد و به یکی از شعارهای شاخص مخالفان هم‌زمان جمهوری اسلامی و سلطنت تبدیل گردید.

شورای ملی مقاومت این شعار را بیانگر جبهه‌بندی مردم با هر دو نوع استبداد معرفی می‌کند. کانون‌های شورشی و هواداران مقاومت نیز آن را در فعالیت‌های اعتراضی، دیوارنویسی و نصب بنر در شهرهای مختلف به‌کار برده‌اند.[۱۰]

جمهوری دموکراتیک در برابر سلطنت

الگوی پیشنهادی مقاومت ایران، یک جمهوری سکولار، کثرت‌گرا و مبتنی بر رأی عمومی است. مهم‌ترین تفاوت‌های این الگو با سلطنت عبارت‌اند از:

  • انتخابی‌بودن رئیس کشور؛
  • محدودبودن دوره مسئولیت؛
  • پاسخ‌گویی در برابر قانون و نهادهای منتخب؛
  • نبود حق ویژه برای هیچ خانواده یا طبقه؛
  • امکان برکناری مسالمت‌آمیز مقام‌ها؛
  • برابری همه شهروندان در حق انتخاب‌شدن؛
  • جدایی دین و دولت؛
  • استقلال قوه قضائیه؛
  • آزادی احزاب، رسانه‌ها و اجتماعات؛
  • تضمین حقوق ملیت‌ها، زنان و اقلیت‌ها.

طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی صندوق رأی را تنها معیار مشروعیت می‌داند و خواهان جمهوری مبتنی بر حق رأی عمومی، جدایی دین و دولت، برابری زنان و مردان و رعایت حقوق بشر است.

سلطنت‌طلبی و حاکمیت مردم

اصلی‌ترین اختلاف نظری میان سلطنت‌طلبی و جمهوری‌خواهی درباره منشأ مشروعیت ریاست کشور است. سلطنت‌طلبان مشروطه استدلال می‌کنند که مردم می‌توانند با رأی خود یک نظام موروثی را انتخاب کنند و از آن پس پادشاه در محدوده قانون اساسی قرار گیرد.

جمهوری‌خواهان پاسخ می‌دهند که یک نسل نمی‌تواند برای نسل‌های بعد تعیین کند که ریاست کشور همواره در انحصار یک خاندان باشد. از دید آنان، همه مقام‌های عمومی باید در دوره‌های معین و از طریق رأی آزاد قابل انتخاب و تغییر باشند.

بحث دیگر به دوران گذار مربوط است. سلطنت‌طلبان نزدیک به رضا پهلوی برای او نقشی محوری یا رهبری‌کننده در دوران انتقال قائل‌اند؛ در حالی که منتقدان می‌گویند چنین جایگاهی پیش از انتخابات آزاد فاقد مأموریت دموکراتیک است.

اختلاف‌های درونی سلطنت‌طلبان

جریان سلطنت‌طلب با وجود اشتراک در حمایت از خاندان پهلوی، دارای اختلاف‌های متعددی است:

  • اختلاف میان طرفداران سلطنت مستقیم و پادشاهی تشریفاتی؛
  • اختلاف درباره همه‌پرسی جمهوری یا سلطنت؛
  • اختلاف بر سر میزان اختیارات رضا پهلوی در دوران گذار؛
  • اختلاف میان مشروطه‌خواهان و اقتدارگرایان؛
  • اختلاف درباره رابطه با دولت‌های خارجی؛
  • اختلاف درباره تمرکزگرایی و حقوق اقوام؛
  • اختلاف درباره برخورد با مخالفان سیاسی؛
  • اختلاف درباره ارزیابی ساواک و حکومت محمدرضاشاه؛
  • اختلاف میان احزاب سنتی و شبکه‌های مجازی جدید.

انشعاب‌ها و مناقشه‌های درونی تشکل‌هایی مانند فرشگرد و ناکامی ائتلاف منشور همبستگی نمونه‌هایی از این اختلاف‌هاست.

ارزیابی پایگاه اجتماعی

به‌دلیل نبود انتخابات آزاد، رسانه‌های مستقل سراسری و امکان فعالیت علنی احزاب در ایران، سنجش دقیق میزان حمایت از سلطنت‌طلبی ممکن نیست. نظرسنجی‌های اینترنتی یا خارج از کشور با مشکلاتی مانند دسترسی نامساوی، خودگزینی پاسخ‌دهندگان، شرایط امنیتی و دشواری نمونه‌گیری مواجه‌اند.

وجود شعارهای طرفدار پهلوی در برخی اعتراضات نشان‌دهنده حضور این گرایش در بخشی از جامعه است، اما میزان آن را مشخص نمی‌کند. به همین ترتیب، وجود شعارهای ضدسلطنتی نیز به‌تنهایی برای تعیین نسبت دقیق جمهوری‌خواهان و سلطنت‌طلبان کافی نیست.

مقاومت ایران انتخابات آزاد پس از سرنگونی جمهوری اسلامی را معیار واقعی سنجش گرایش‌های سیاسی می‌داند، اما تأکید می‌کند که حق انتخاب مردم نباید به اعطای موقعیت ازپیش‌تعیین‌شده به یک فرد یا خاندان تبدیل شود.

نقد بازنویسی تاریخ

یکی از محورهای مناقشه درباره سلطنت‌طلبی، بازنمایی حکومت پهلوی است. برخی هواداران سلطنت آن دوره را زمان ثبات، پیشرفت، آزادی اجتماعی و توسعه معرفی می‌کنند. منتقدان می‌گویند این روایت، توسعه اقتصادی و اجتماعی را از ساختار دیکتاتوری سیاسی جدا می‌کند.

مواردی مانند کودتای ۲۸ مرداد، سرکوب قیام‌ها، اعدام و زندانی‌کردن مخالفان، سانسور مطبوعات، شکنجه در زندان‌ها، حزب واحد رستاخیز و دخالت شاه در همه ارکان حکومت، بخش‌هایی از تاریخ دوره پهلوی هستند.

از سوی دیگر، ارزیابی تاریخی دوره پهلوی نباید به تکرار روایت تبلیغاتی جمهوری اسلامی محدود شود. بررسی دانشنامه‌ای باید هم‌زمان دستاوردهای عمرانی و اجتماعی، ساختار طبقاتی، وابستگی خارجی، نبود دموکراسی و سرکوب سیاسی را در نظر بگیرد.

مقاومت ایران میان نقد مستند دیکتاتوری شاه و تبلیغات جمهوری اسلامی تمایز قائل می‌شود و معتقد است مخالفت با سلطنت نباید به توجیه ولایت فقیه بینجامد.

جستارهای وابسته

منابع