کاربر:Khosro/صفحه تمرین شفیعی کدکنی: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴۵: خط ۴۵:
|امضا                    =
|امضا                    =
}}
}}
'''محمدرضا شفیعی کدکنی'''، متخلص به  م. سرشک (زاده ۱۹ مهرماه ۱۳۱۸، روستای کدکن نیشابور) استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده، پژوهشگر، اندیشمند و ادیب ایرانی است. شفیعی کدکنی دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد سپری کرد؛ و مدتی نیز به آموختن زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول پرداخت. وی پس از آموختن مقدمات علوم دینی در نزد پدرش، وارد حوزه‌ی علمیه خراسان شد؛ و در آن‌جا به ویژه از شخصیت و آموزش شیخ هاشم قزوینی خیلی تأثیر پذیرفت. علاوه بر او ادیب نیشابوری هم نقش به‌سزایی در پرورش علمی و معنوی  شفیعی کدکنی داشت. شفیعی کدکنی در انفوان جوانی به شعر و شاعری پرداخت. وی شاعری را با غزل آغاز کرد؛ و در سال ۱۳۴۴، با انتشار کتاب  ''زمزمه‌ها'' و سپس در مجموعه‌های دیگر، توانایی خود را در سرودن غزل و قالب‌های دیگر به به اثبات رساند. وی در سال ۱۳۴۴، از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد فارغ‌التحصیل شد؛ و در سال ۱۳۴۸، دوره‌ی دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تمام کرد و از همان زمان به کار آموزشگری در دانشکده ادبیات پرداخت. شفیعی کدکنی مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا مشغول به کار شد؛ و سپس به عنوان استاد دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک شناسی و نقد ادبی به تدریس پرداخت. آثار ادبی شفیعی کدکنی و جلسات درسی که در دانشگاه دارد، از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار هستند. او هم‌چنین مدتی را بنا به دعوت دانشگاه‌های آکسفورد انگلستان و پرینستون آمریکا به عنوان استاد، مشغول تدریس و تحقیق شد. شفیعی کدکنی با انتشار مجموعه  ''در کوچه باغهای نشابور'' در سال ۱۳۵۰، نشان داد که اشعارش در مسیر تکامل افتاده و راه واقعی خود را یافته است. این مجموعه تأثیر بسیاری برخاطره گروهی از مردم گذاشت به گونه‌ای که برخی از ابیات این مجموعه به‌عنوان مثل در میان توده‌های مردم به کار برده می‌شود. دکتر شفیعی کدکنی علاوه بر کتاب‌های اشعار، آثار تصحیح و مقدمه و تعلیقات متعدد و بی‌نظیری دارد. شفیعی کدکنی غیر از تألیف و ترجمه و شاعری، مقالات کوتاه فراوانی نیز نوشته است. تا کنون نزدیک به ۹۰ مقاله از وی در جاهای مختلف به چاپ رسیده است. ذوق وروش علمی، دو ویژگی ممتازی است که در اکثر این مقالات مشاهده می‌شود.
'''محمدرضا شفیعی کدکنی''' ، متخلص به  م. سرشک (زاده ۱۹ مهرماه ۱۳۱۸، روستای کدکن نیشابور) استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده، پژوهشگر، اندیشمند و ادیب ایرانی است. شفیعی کدکنی دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد سپری کرد؛ و مدتی نیز به آموختن زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول پرداخت. وی پس از آموختن مقدمات علوم دینی در نزد پدرش، وارد حوزه‌ی علمیه خراسان شد؛ و در آن‌جا به ویژه از شخصیت و آموزش شیخ هاشم قزوینی خیلی تأثیر پذیرفت. علاوه بر او ادیب نیشابوری هم نقش به‌سزایی در پرورش علمی و معنوی  شفیعی کدکنی داشت. شفیعی کدکنی در انفوان جوانی به شعر و شاعری پرداخت. وی شاعری را با غزل آغاز کرد؛ و در سال ۱۳۴۴، با انتشار کتاب  ''زمزمه‌ها'' و سپس در مجموعه‌های دیگر، توانایی خود را در سرودن غزل و قالب‌های دیگر به به اثبات رساند. وی در سال ۱۳۴۴، از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد فارغ‌التحصیل شد؛ و در سال ۱۳۴۸، دوره‌ی دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تمام کرد و از همان زمان به کار آموزشگری در دانشکده ادبیات پرداخت. شفیعی کدکنی مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا مشغول به کار شد؛ و سپس به عنوان استاد دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک شناسی و نقد ادبی به تدریس پرداخت. آثار ادبی شفیعی کدکنی و جلسات درسی که در دانشگاه دارد، از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار هستند. او هم‌چنین مدتی را بنا به دعوت دانشگاه‌های آکسفورد انگلستان و پرینستون آمریکا به عنوان استاد، مشغول تدریس و تحقیق شد. شفیعی کدکنی با انتشار مجموعه  ''در کوچه باغهای نشابور'' در سال ۱۳۵۰، نشان داد که اشعارش در مسیر تکامل افتاده و راه واقعی خود را یافته است. این مجموعه تأثیر بسیاری برخاطره گروهی از مردم گذاشت به گونه‌ای که برخی از ابیات این مجموعه به‌عنوان مثل در میان توده‌های مردم به کار برده می‌شود. دکتر شفیعی کدکنی علاوه بر کتاب‌های اشعار، آثار تصحیح و مقدمه و تعلیقات متعدد و بی‌نظیری دارد. شفیعی کدکنی غیر از تألیف و ترجمه و شاعری، مقالات کوتاه فراوانی نیز نوشته است. تا کنون نزدیک به ۹۰ مقاله از وی در جاهای مختلف به چاپ رسیده است. ذوق وروش علمی، دو ویژگی ممتازی است که در اکثر این مقالات مشاهده می‌شود.


== کودکی و تحصیلات ==
== کودکی و تحصیلات ==
خط ۵۴: خط ۵۴:
م. سرشک در وصف زادگاهش این شعر را سروده است:  
م. سرشک در وصف زادگاهش این شعر را سروده است:  


ای روستای خفته بر این پهن دشت سبز
ای روستای خفته بر این پهن‌دشت سبز


ای از گزند شهر پلیدان پناه من!
ای از گزند شهر پلیدان پناه من!


ای جلوه ی طراوت و شادابی و شکوه!
ای جلوه‌ی طراوت و شادابی و شکوه!


هان ای بهشت خاطره، ای زادگاه من!
هان ای بهشت خاطره، ای زادگاه من!
خط ۷۳: خط ۷۳:


گلبرگ‌های خاطره را جست و جو کنم.
گلبرگ‌های خاطره را جست و جو کنم.
 
[[پرونده:121.JPG|بندانگشتی|220x220پیکسل|جوانی شفیعی کدکنی]]
شفیعی کدکنی در توصیف دوران کودکی خود می‌گوید:<blockquote>«بازیگوش‌ترین بچه‌ی محل بودم، چه در کدکن و چه در مشهد. اولین بچه‌ای که صبح زود وارد کوچه می‌شد، علی‌التحقیق من بودم و آخرین کسی که کوچه را ترک می‌کرد نیز من بودم؛ علتش شاید این بود که نه خواهری داشتم و نه برادری.»</blockquote>محمدرضا  شفیعی کدکنی در مدارس جدید درس نخوانده و از این بابت خشنود است و توشه خود را بی‌مقدار نمی‌بیند. وی در این رابطه  نوشته است: <blockquote>«من از اینکه به مدرسه نرفتم بسیار بسیار خوشحالم، یعنی می‌فهمم که یک نوع عنایت الهی بود. من اگر به شیوه‌ی معمولی به مدرسه می‌رفتم مسلمأ این مایه‌ای که به  فرهنگ اسلامی مربوط است، هرگز نداشتم.»</blockquote>م. سرشک دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد سپری کرد؛ و مدتی نیز به آموختن زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول پرداخت.
شفیعی کدکنی در توصیف دوران کودکی خود می‌گوید:<blockquote>«بازیگوش‌ترین بچه‌ی محل بودم، چه در کدکن و چه در مشهد. اولین بچه‌ای که صبح زود وارد کوچه می‌شد، علی‌التحقیق من بودم و آخرین کسی که کوچه را ترک می‌کرد نیز من بودم؛ علتش شاید این بود که نه خواهری داشتم و نه برادری.»</blockquote>محمدرضا  شفیعی کدکنی در مدارس جدید درس نخوانده و از این بابت خشنود است و توشه خود را بی‌مقدار نمی‌بیند. وی در این رابطه  نوشته است: <blockquote>«من از این‌که به مدرسه نرفتم بسیار بسیار خوشحالم، یعنی می‌فهمم که یک نوع عنایت الهی بود. من اگر به شیوه‌ی معمولی به مدرسه می‌رفتم مسلمأ این مایه‌ای که به  فرهنگ اسلامی مربوط است، هرگز نداشتم.»</blockquote>م. سرشک دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد سپری کرد؛ و مدتی نیز به آموختن زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول پرداخت.


شفیعی کدکنی پس از آموختن مقدمات علوم دینی در نزد پدرش، وارد حوزه‌ی علمیه خراسان شد؛ و در آن‌جا به ویژه از شخصیت و آموزش شیخ هاشم قزوینی خیلی تأثیر پذیرفت. علاوه بر او ادیب نیشابوری هم نقش به‌سزایی در پرورش علمی و معنوی  شفیعی کدکنی داشت. او درباره‌ی ادیب نیشابوری می‌گوید که او برای من همیشه استاد یگانه ادبیات عرب و بلاغت اسلامی در حوزه علمی خراسان بود. وی هم‌چنان می‌گوید علاوه بر فقه واصول عملاً آموختیم که از تنگ‌نظری‌های قرون وسطایی به در آییم. او به مدت ۱۵ سال در حوزه‌های علمیه خراسان مشغول فراگیری آموزش‌های فکری فلسفی و زیبا شناختی بود.<ref name=":0">[https://www.bartarinha.ir/fa/news/253535/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%83%D8%AF%D9%83%D9%86%DB%8C زندگینامه محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت برترینها]</ref>  
شفیعی کدکنی پس از آموختن مقدمات علوم دینی در نزد پدرش، وارد حوزه‌ی علمیه خراسان شد؛ و در آن‌جا به ویژه از شخصیت و آموزش شیخ هاشم قزوینی خیلی تأثیر پذیرفت. علاوه بر او ادیب نیشابوری هم نقش به‌سزایی در پرورش علمی و معنوی  شفیعی کدکنی داشت. او درباره‌ی ادیب نیشابوری می‌گوید که او برای من همیشه استاد یگانه ادبیات عرب و بلاغت اسلامی در حوزه علمی خراسان بود. وی هم‌چنان می‌گوید علاوه بر فقه واصول عملاً آموختیم که از تنگ‌نظری‌های قرون وسطایی به در آییم. او به مدت ۱۵ سال در حوزه‌های علمیه خراسان مشغول فراگیری آموزش‌های فکری فلسفی و زیبا شناختی بود.<ref name=":0">[https://www.bartarinha.ir/fa/news/253535/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%83%D8%AF%D9%83%D9%86%DB%8C زندگینامه محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت برترینها]</ref>  


نخستین تلاش‌های شعری شفیعی کدکنی در سال‌های جوانی بود. وی در سن ۱۹ سالگی چند غزل حافظ را مخمس کرد و برای یکی از روزنامه‌های محلی فرستاد. محمدرضا شفیعی کدکنی در آن سال‌ها برای اشعار خود از نام تخلص ''م. سرشک'' استفاده می‌کرد.<ref name=":1">[[زندگینامه و معرفی آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت فرادرس]]</ref>  
نخستین تلاش‌های شعری شفیعی کدکنی در سال‌های جوانی بود. وی در سن ۱۹ سالگی چند غزل [[حافظ|'''حافظ''']] را مخمس کرد و برای یکی از روزنامه‌های محلی فرستاد. محمدرضا شفیعی کدکنی در آن سال‌ها برای اشعار خود از نام تخلص ''م. سرشک'' استفاده می‌کرد.<ref name=":1">[https://blog.faradars.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C/ زندگینامه و معرفی آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت فرادرس]</ref>  


م. سرشک در سال ۱۳۴۴، از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد فارغ‌التحصیل شد؛ و در سال ۱۳۴۸، دوره‌ی دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تمام کرد و از همان زمان به کار آموزشگری در دانشکده ادبیات پرداخت.<ref name=":0" />  
م. سرشک در سال ۱۳۴۴، از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد فارغ‌التحصیل شد؛ و در سال ۱۳۴۸، دوره‌ی دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تمام کرد و از همان زمان به کار آموزشگری در دانشکده ادبیات پرداخت.<ref name=":0" />  
خط ۹۰: خط ۹۰:


== فعالیت های اجتماعی ==
== فعالیت های اجتماعی ==
شفیعی کدکنی مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا مشغول به کار شد؛ و سپس به عنوان استاد دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک شناسی و نقد ادبی به تدریس پرداخت. او هم‌چنین مدتی را بنا به دعوت دانشگاه‌های آکسفورد انگلستان و پرینستون آمریکا به عنوان استاد، مشغول تدریس و تحقیق شد.
شفیعی کدکنی مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا مشغول به کار شد؛ و سپس به عنوان استاد دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک شناسی و نقد ادبی به تدریس پرداخت.
 
[[پرونده:کدکنی2.JPG|بندانگشتی|243x243پیکسل|شفیعی کدکنی]]
شفیعی کدکنی با وجودی که در اشعار خود اجتماع گرا و نوع دوست است؛ اما هیچ‌وقت شعر و تحقیق را ابزاری برای موضع‌گیری و اظهار تمایلات سیاسی و حزبی نکرد؛ هم‌چنان‌که خود در این باره می‌گوید:<blockquote>«هیچ‌گاه جذب هیچ‌یک از این سازمان‌ها نشدم، بعد از انقلاب هم که سیاسی شدن مد روز شده بود و هر کسی که از اصل سیاسی و حزبی دورمانده بود، روزگار وصل خود را می‌جست، من به هیچ سازمان و دسته‌ای دلبستگی پیدا نکردم. ضمن این‌که بسیاری از شعرهای من درباره‌ی قهرمانانی است که از درون همان حزب‌ها و سازمان‌ها و تشکیلات برخاسته‌اند… از همان سال‌ها، چهره‌ی مصدق برای من عزیز بود و یکی از اولین شعرهایی که از دوران کودکی و نوجوانی خود دارم مربوط به ماه‌های بعد از ۲۸ مرداد است.»<ref name=":0" /> </blockquote>م. سرشک در وصف  دکتر محمد مصدق شعر ''مرثیه درخت'' را سروده است. این شعر چنین آغاز می‌شود:
شفیعی کدکنی با وجودی که در اشعار خود اجتماع گرا و نوع دوست است؛ اما هیچ‌وقت شعر و تحقیق را ابزاری برای موضع‌گیری و اظهار تمایلات سیاسی و حزبی نکرد؛ هم‌چنان‌که خود در این باره می‌گوید:<blockquote>«هیچ‌گاه جذب هیچ‌یک از این سازمان‌ها نشدم، بعد از انقلاب هم که سیاسی شدن مد روز شده بود و هر کسی که از اصل سیاسی و حزبی دورمانده بود، روزگار وصل خود را می‌جست، من به هیچ سازمان و دسته‌ای دلبستگی پیدا نکردم. ضمن این‌که بسیاری از شعرهای من درباره‌ی قهرمانانی است که از درون همان حزب‌ها و سازمان‌ها و تشکیلات برخاسته‌اند… از همان سال‌ها، چهره‌ی مصدق برای من عزیز بود و یکی از اولین شعرهایی که از دوران کودکی و نوجوانی خود دارم مربوط به ماه‌های بعد از ۲۸ مرداد است.»<ref name=":0" /> </blockquote>م. سرشک در وصف  [[دکتر محمد مصدق|'''دکتر محمد مصدق''']] شعر ''مرثیه درخت'' را سروده است. این شعر چنین آغاز می‌شود:


دیگر کدام روزنه دیگر کدام صبح
دیگر کدام روزنه دیگر کدام صبح
خط ۱۲۱: خط ۱۲۱:


== ویژگی اشعار شفیعی کدکنی ==
== ویژگی اشعار شفیعی کدکنی ==
[[پرونده:کدکنی16.JPG|بندانگشتی|شفیعی کدکنی]]
زبان شعر دکتر شفیعی کدکنی فصیح و دقیق است. وی با شعر خود گونه‌ای از بارورترین زبان‌های تمثیلی شعر معاصر را به ثبت داده است. در شعر م. سرشک اثری از مغلق‌گویی و یا پرگویی نیست. زبانی نرم و قوی دارد، تصاویر خیال در شعر او اوج تازه‌ای می‌گیرد؛ و هرگز به دنبال وزن‌های غیر متداول نمی‌رود. قافیه را هم‌چون عنصری خارج از شعر تصور نمی‌کند. اشعار شفیعی کدکنی غالباً رنگ اجتماعی دارد. اوضاع جامعه‌ی ایران در دهه‌ی ۴۰ و ۵۰، در اشعار وی به صورت تصویرها و رمزها و کنایه‌ها انعکاس پیدا می‌کند. در اشعار او به‌نوعی کثرت‌گرایی فرهنگی دیده می‌شود. اشعار دکتر شفیعی کدکنی از ۵ زمینه پلورالیسم برخوردار است: زمان، تصویر و تخیل، موسیقی، عاطفه و اندیشه.
زبان شعر دکتر شفیعی کدکنی فصیح و دقیق است. وی با شعر خود گونه‌ای از بارورترین زبان‌های تمثیلی شعر معاصر را به ثبت داده است. در شعر م. سرشک اثری از مغلق‌گویی و یا پرگویی نیست. زبانی نرم و قوی دارد، تصاویر خیال در شعر او اوج تازه‌ای می‌گیرد؛ و هرگز به دنبال وزن‌های غیر متداول نمی‌رود. قافیه را هم‌چون عنصری خارج از شعر تصور نمی‌کند. اشعار شفیعی کدکنی غالباً رنگ اجتماعی دارد. اوضاع جامعه‌ی ایران در دهه‌ی ۴۰ و ۵۰، در اشعار وی به صورت تصویرها و رمزها و کنایه‌ها انعکاس پیدا می‌کند. در اشعار او به‌نوعی کثرت‌گرایی فرهنگی دیده می‌شود. اشعار دکتر شفیعی کدکنی از ۵ زمینه پلورالیسم برخوردار است: زمان، تصویر و تخیل، موسیقی، عاطفه و اندیشه.


خط ۱۳۳: خط ۱۳۴:


== فعالیت‌های هنری شفیعی کدکنی ==
== فعالیت‌های هنری شفیعی کدکنی ==
[[پرونده:کدکنی10.JPG|بندانگشتی|250x250پیکسل]]
شفیعی کدکنی از استادان برجسته و متبحر ادبیات معاصر ایران و از محققین بزرگ محسوب می‌شود که در نقد شعر و ادب فارسی صاحب نظر است و در شعر و شاعری نیز جایگاه والایی دارد؛ و هم‌چنین صاحب سبک و شیوه خاصی است که به عنوان شاعری پیشتاز شناخته می‌شود.  
شفیعی کدکنی از استادان برجسته و متبحر ادبیات معاصر ایران و از محققین بزرگ محسوب می‌شود که در نقد شعر و ادب فارسی صاحب نظر است و در شعر و شاعری نیز جایگاه والایی دارد؛ و هم‌چنین صاحب سبک و شیوه خاصی است که به عنوان شاعری پیشتاز شناخته می‌شود.  


شفیعی کدکنی در انفوان جوانی به شعر و شاعری پرداخت. وی شاعری را با غزل آغاز کرد؛ و در سال ۱۳۴۴، با انتشار کتاب  ''زمزمه‌ها'' و سپس در مجموعه‌های دیگر، توانایی خود را در سرودن غزل و قالب‌های دیگر به به اثبات رساند. او خیلی زود از قالب کهن و کلاسیک فراتر رفت و به قلمروهای تازه‌تر هنری دست یافت.  
شفیعی کدکنی در انفوان جوانی به شعر و شاعری پرداخت. وی شاعری را با غزل آغاز کرد؛ و در سال ۱۳۴۴، با انتشار کتاب  ''زمزمه‌ها'' و سپس در مجموعه‌های دیگر، توانایی خود را در سرودن غزل و قالب‌های دیگر به به اثبات رساند. او خیلی زود از قالب کهن و کلاسیک فراتر رفت و به قلمروهای تازه‌تر هنری دست یافت.  


کدکنی می‌گوید آشنایی حقیقی او با شعر نیمایی از زمانی آغاز شد که با دکتر علی شریعتی در انجمن پیکار دانشکده‌ی ادبیات رفت و آمد داشته است.  
کدکنی می‌گوید آشنایی حقیقی او با شعر نیمایی از زمانی آغاز شد که با [[دکتر علی شریعتی|'''دکتر علی شریعتی''']] در انجمن پیکار دانشکده‌ی ادبیات رفت و آمد داشته است.  


شفیع کدکنی در انجمن‌های ادبی آن روز خراسان مدام حضور داشت و تجربه کسب می‌کرد. در این دوران با محمد قهرمان و م. آزرم مداوم ارتباط داشت. وی پس از دوران حضور در انجمن‌های ادبی شعر نیمایی و تغزلی را تقریباً کنار گذاشت و به شعر اجتماعی و حماسی جدید پرداخت. این تحول در مجموعه  ''شبخوانی،'' و  ''از زبان برگ،'' دیده می‌شود. شفیعی کدکنی با انتشار مجموعه  ''در کوچه باغهای نشابور'' در سال ۱۳۵۰، نشان داد که اشعارش در مسیر تکامل افتاده و راه واقعی خود را یافته است. این مجموعه تأثیر بسیاری برخاطره گروهی از مردم گذاشت به گونه‌ای که برخی از ابیات این مجموعه به‌عنوان مثل در میان توده‌های مردم به کار برده می‌شود.<ref name=":0" />  
شفیع کدکنی در انجمن‌های ادبی آن روز خراسان مدام حضور داشت و تجربه کسب می‌کرد. در این دوران با محمد قهرمان و م. آزرم مداوم ارتباط داشت. وی پس از دوران حضور در انجمن‌های ادبی شعر نیمایی و تغزلی را تقریباً کنار گذاشت و به شعر اجتماعی و حماسی جدید پرداخت. این تحول در مجموعه  ''شبخوانی،'' و  ''از زبان برگ،'' دیده می‌شود. شفیعی کدکنی با انتشار مجموعه  ''در کوچه باغهای نشابور'' در سال ۱۳۵۰، نشان داد که اشعارش در مسیر تکامل افتاده و راه واقعی خود را یافته است. این مجموعه تأثیر بسیاری برخاطره گروهی از مردم گذاشت به گونه‌ای که برخی از ابیات این مجموعه به‌عنوان مثل در میان توده‌های مردم به کار برده می‌شود.<ref name=":0" />  


== نقدهای دکتر شفیعی کدکنی ==
== نقدهای دکتر شفیعی کدکنی ==
شفیعی کدکنی در نقدش تعارف نمی‌کند؛ و همیشه محترمانه و به دور از جنجال و پرخاشگری، به نقد پرداخته است. م. سرشک نقدهای بسیاری به شخصیت‌های برجسته‌ای هم‌چون نیما یوشیج، احمد شاملو، عبدالحسین زرین کوب، مجتبی مینوی و حتی استاد خودش بدیع‌الزمان فروزانفر، که کدکنی او را بهترین منتقد شعر کلاسیک فارسی می‌داند، داشته و هیچ‌گاه هم در نقدهایش از اعتدال و میانه‌روی دور نشده است.<ref name=":1" />  
شفیعی کدکنی در نقدش تعارف نمی‌کند؛ و همیشه محترمانه و به دور از جنجال و پرخاشگری، به نقد پرداخته است. م. سرشک نقدهای بسیاری به شخصیت‌های برجسته‌ای هم‌چون نیما یوشیج، [[احمد شاملو|'''احمد شاملو''']]، عبدالحسین زرین کوب، مجتبی مینوی و حتی استاد خودش بدیع‌الزمان فروزانفر، که کدکنی او را بهترین منتقد شعر کلاسیک فارسی می‌داند، داشته و هیچ‌گاه هم در نقدهایش از اعتدال و میانه‌روی دور نشده است.<ref name=":1" />  


== سبک شعری شفیعی کدکنی ==
== سبک شعری شفیعی کدکنی ==
[[پرونده:کدکنی14.JPG|بندانگشتی|236x236پیکسل|شفیعی کدکنی همراه با محمدحسین شهریار و هوشنگ ابتهاج (سایه)]]
م. سرشک را در تصحیح متون ادبی پیرو سبک بدیع‌الزمان فروزانفر می‌دانند؛ در حالی که خود شفیعی کدکنی نیز به برخی از کارهای فروزان‌فر ایراد و نقدهایی را وارد کرده است. فروزان‌فر شفیعی کدکنی را بهترین شاگرد خود می‌دانست و هم‌واره او را تحسین می‌کرد.<ref name=":1" />  
م. سرشک را در تصحیح متون ادبی پیرو سبک بدیع‌الزمان فروزانفر می‌دانند؛ در حالی که خود شفیعی کدکنی نیز به برخی از کارهای فروزان‌فر ایراد و نقدهایی را وارد کرده است. فروزان‌فر شفیعی کدکنی را بهترین شاگرد خود می‌دانست و هم‌واره او را تحسین می‌کرد.<ref name=":1" />  


خط ۱۵۵: خط ۱۵۸:
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتر سپید
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتر سپید


به آشیان خونین دوباره بر گردد
به آشیان خونین دوباره بر گردد (ترانه‌ی این شعر توسط بانوی آواز ایران، زنده یاد [[مرضیه|'''مرضیه''']] اجرا شده است)


م. سرشک که طبیعت را تمثیل آزادی می‌داند، هیچ‌وقت آزادی را نمی بیند؛ بنابراین در درونش هم‌واره به سوگ می‌نشیند؛ و پیام وحشت باران را به زمین فرو می‌خواند و زمین را محکوم می‌کند.  
م. سرشک که طبیعت را تمثیل آزادی می‌داند، هیچ‌وقت آزادی را نمی‌بیند؛ بنابراین در درونش هم‌واره به سوگ می‌نشیند؛ و پیام وحشت باران را به زمین فرو می‌خواند و زمین را محکوم می‌کند.  


آخرین برگ سفرنامه باران
آخرین برگ سفرنامه باران


این است:
این است:
 
[[پرونده:کدکنی5.JPG|بندانگشتی|234x234پیکسل]]
که زمین چرکین است
که زمین چرکین است


خط ۱۷۸: خط ۱۸۱:


== آثار محمدرضا شفیعی کدکنی ==
== آثار محمدرضا شفیعی کدکنی ==
آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی را می‌توان به سه گروه انتقادی و نظری و مجموعه اشعار خود او تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه‌ی نظریه ادبی می‌شود. در بین آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب  ''موسیقی شعر'' جایگاهی ویژه دارد؛ و در میان مجموعه اشعارش ''در کوچه باغ‌های نیشابور''، آوازه بیشتری دارد.<ref name=":4">[http://www.shabestan.ir/detail/News/492690 مروری بر زندگی و آثار محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت شبستان]</ref>  
آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی را می‌توان به سه گروه انتقادی و نظری و مجموعه اشعار خود او تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه‌ی نظریه ادبی می‌شود. در بین آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب  ''موسیقی شعر'' جایگاهی ویژه دارد؛ و در میان مجموعه اشعارش ''در کوچه باغ‌های نیشابور''، آوازه بیشتری دارد.<ref name=":4">[http://www.shabestan.ir/detail/News/492690 مروری بر زندگی و آثار محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت شبستان]</ref>
 
[[پرونده:کدکنی8.JPG|بندانگشتی|230x230پیکسل]]
مجمعوعه اشعار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی شامل ۸ کتاب و به ترتیب انتشار به شرح زیر است:
مجمعوعه اشعار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی شامل ۸ کتاب و به ترتیب انتشار به شرح زیر است:
* ۱۳۴۴ – زمزمه‌ها
* ۱۳۴۴ – زمزمه‌ها
خط ۱۹۳: خط ۱۹۶:
=== زمزمه‌ها ===
=== زمزمه‌ها ===
محمدرضا شفیعی کدکنی نخستین دفتر شعر خود را به نام زمزمه‌ها در سال ۱۳۴۴، منتشر کرد. شاید از نظر قلب و قالب این ضعیف‌ترین دفتر شعری اوست. م. سرشک خود در این باره می‌گوید: <blockquote>«تا آخرین مراحل صفحه آرایی این مجموعه به نظرم رسید که بعضی از شعرها از جمله تمامی دفتر زمزمه‌ها را که روحیه عاریتی و بیمارگونه سبک هندی حاکم بر بعضی از غزل‌های آن را دیگر به هیچ وجه نمی‌پسندم ولی دیدم همان‌هایی که چنین اندیشه‌هایی درباره آن‌ها دارم بارها و بارها در حافظه دیگران دیده‌ام. بهترین شعر برای هر کس شعری است که آن را با دل خویش هماهنگ بیند. به احترام چنین دل‌هایی از این کار چشم پوشیدم.»<ref name=":3" /> </blockquote>
محمدرضا شفیعی کدکنی نخستین دفتر شعر خود را به نام زمزمه‌ها در سال ۱۳۴۴، منتشر کرد. شاید از نظر قلب و قالب این ضعیف‌ترین دفتر شعری اوست. م. سرشک خود در این باره می‌گوید: <blockquote>«تا آخرین مراحل صفحه آرایی این مجموعه به نظرم رسید که بعضی از شعرها از جمله تمامی دفتر زمزمه‌ها را که روحیه عاریتی و بیمارگونه سبک هندی حاکم بر بعضی از غزل‌های آن را دیگر به هیچ وجه نمی‌پسندم ولی دیدم همان‌هایی که چنین اندیشه‌هایی درباره آن‌ها دارم بارها و بارها در حافظه دیگران دیده‌ام. بهترین شعر برای هر کس شعری است که آن را با دل خویش هماهنگ بیند. به احترام چنین دل‌هایی از این کار چشم پوشیدم.»<ref name=":3" /> </blockquote>
[[پرونده:کتاب07.JPG|بندانگشتی|220x220پیکسل|دفتر شعر شبخوان]]


=== شبخوانی ===
=== شبخوانی ===
خط ۲۱۴: خط ۲۱۸:


=== از زبان برگ ===
=== از زبان برگ ===
[[پرونده:کتاب11.JPG|بندانگشتی|230x230پیکسل|دفتر شعر از زبان برگ]]
شفیعی کدکنی دفتر سوم خود را به نام  ''از زبان برگ،'' در سال ۱۳۴۷، منتشر کرد. این دفتر را دکتر عبدالحسین زرین‌کوب این‌طور توصیف می‌کند:<blockquote>«م. سرشک وقتی در سال‌های ۱۳۴۳ و ۱۳۴۵، از زادگاه خود، خراسان، به شهر غرق ازدحام آهن و فولاد تهران روی می‌آورد از زبان برگ‌ها سخن می‌گوید و گویی انس با طبیعت که یادگار سال‌های کودکی و جوانی اوست هم‌چنان او را به سوی خود می‌کشاند و زمینه‌ی آهن و پولاد نمی‌تواند شاعر را از طبیعت مأنوس خود جدا سازد. از این روست که از زبان طبیعت سخن می‌گوید؛ از باد و باران، از گل و گیاه، از معنای جویباران و از زبان مرگ، او با طبیعت همراز و مأنوس است آن را خوب می‌شناسد و می‌تواند به راز عاشقانه فاصله گیرد اما روح لطیف تغزلی او با عشق به کائنات، عشق به طبیعت و همه مظاهر آن جلوه‌های خاص می‌یابد و این عشق در طرف مظاهر طبیعی کافی نیست تا شعر او را مطلوب و مقبول همگان نماید.»</blockquote>اصلی‌ترین ویژگی این دفتر ''از زبان برگ''، همین طبیعت‌گرایی است؛ و تمام سطوح شعر، از زبان گرفته تا موسیقی و عاطفه و حتی درون مایه آن، تماماً متأثر از این موضوع است. گویی این‌که نام این دفتر نیز برگرفته از عناصر طبیعت است؛ ''از زبان برگ.''
شفیعی کدکنی دفتر سوم خود را به نام  ''از زبان برگ،'' در سال ۱۳۴۷، منتشر کرد. این دفتر را دکتر عبدالحسین زرین‌کوب این‌طور توصیف می‌کند:<blockquote>«م. سرشک وقتی در سال‌های ۱۳۴۳ و ۱۳۴۵، از زادگاه خود، خراسان، به شهر غرق ازدحام آهن و فولاد تهران روی می‌آورد از زبان برگ‌ها سخن می‌گوید و گویی انس با طبیعت که یادگار سال‌های کودکی و جوانی اوست هم‌چنان او را به سوی خود می‌کشاند و زمینه‌ی آهن و پولاد نمی‌تواند شاعر را از طبیعت مأنوس خود جدا سازد. از این روست که از زبان طبیعت سخن می‌گوید؛ از باد و باران، از گل و گیاه، از معنای جویباران و از زبان مرگ، او با طبیعت همراز و مأنوس است آن را خوب می‌شناسد و می‌تواند به راز عاشقانه فاصله گیرد اما روح لطیف تغزلی او با عشق به کائنات، عشق به طبیعت و همه مظاهر آن جلوه‌های خاص می‌یابد و این عشق در طرف مظاهر طبیعی کافی نیست تا شعر او را مطلوب و مقبول همگان نماید.»</blockquote>اصلی‌ترین ویژگی این دفتر ''از زبان برگ''، همین طبیعت‌گرایی است؛ و تمام سطوح شعر، از زبان گرفته تا موسیقی و عاطفه و حتی درون مایه آن، تماماً متأثر از این موضوع است. گویی این‌که نام این دفتر نیز برگرفته از عناصر طبیعت است؛ ''از زبان برگ.''


خط ۲۴۳: خط ۲۴۸:


حباب خواهد شد<ref name=":3" />
حباب خواهد شد<ref name=":3" />
[[پرونده:کتب 120.JPG|بندانگشتی|235x235پیکسل|دفتر: در کوچه باغ‌های نیشابور]]


=== در کوچه باغ‌های نیشابور ===
=== در کوچه باغ‌های نیشابور ===
خط ۲۹۳: خط ۲۹۹:
=== مثل درخت در شب باران ===
=== مثل درخت در شب باران ===
مجموعه‌ی  ''مثل درخت در شب باران''، برگزیده‌ی اشعاری است که محمدرضا شفیعی کدکنی از سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ تا سال ۱۳۵۶، سروده است. این مجموعه شامل چهار بخش: مخاطبات، چند تأمل، غزلیات و رباعیات است.  
مجموعه‌ی  ''مثل درخت در شب باران''، برگزیده‌ی اشعاری است که محمدرضا شفیعی کدکنی از سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ تا سال ۱۳۵۶، سروده است. این مجموعه شامل چهار بخش: مخاطبات، چند تأمل، غزلیات و رباعیات است.  
 
[[پرونده:کتب50.JPG|بندانگشتی|215x215پیکسل|دفتر: مثل درخت در شب باران]]
این مجموعه دارای شکل و محتوا و تنوع و تفنن است، م. سرشک از طرفی آزمون‌های تازه‌ای از شعر ناب، در بخش مخاطبات ارائه می‌دهد؛ و از طرفی دیگر نوعی شعر متفکرانه را به شکل قطعه‌های کوتاه در چند تأمل آزمایش می‌کند. در یک جا از گذر روزها و سال‌های باغ جوانی در شکلی شاعرانه و تمثیلی سخن می‌گوید؛ و باغ را تمثیل از وجود خود می‌گیرد و چنان لطیف و ماهرانه و هنرمندانه گذشت روزگار را به تصویر می‌کشد که خواننده را در حالتی شاعرانه فرو می‌برد.
این مجموعه دارای شکل و محتوا و تنوع و تفنن است، م. سرشک از طرفی آزمون‌های تازه‌ای از شعر ناب، در بخش مخاطبات ارائه می‌دهد؛ و از طرفی دیگر نوعی شعر متفکرانه را به شکل قطعه‌های کوتاه در چند تأمل آزمایش می‌کند. در یک جا از گذر روزها و سال‌های باغ جوانی در شکلی شاعرانه و تمثیلی سخن می‌گوید؛ و باغ را تمثیل از وجود خود می‌گیرد و چنان لطیف و ماهرانه و هنرمندانه گذشت روزگار را به تصویر می‌کشد که خواننده را در حالتی شاعرانه فرو می‌برد.


خط ۳۲۵: خط ۳۳۱:


=== بوی جوی مولیان ===
=== بوی جوی مولیان ===
[[پرونده:کدکن1.JPG|بندانگشتی|235x235پیکسل|بوی جوی مولیان]]
''بوی جوی مولیان'' دفتر دیگری از شفیعی کدکنی است که تمامی این دفتر را به‌جز شعر ''هویت جاری''، در شهر پرینستون آمریکا در فاصله‌ی تابستان ۱۳۵۴ تا تابستان ۱۳۵۶، سرده است. این دفتر بیشتر بیان‌گر غم غربت شاعر است.  
''بوی جوی مولیان'' دفتر دیگری از شفیعی کدکنی است که تمامی این دفتر را به‌جز شعر ''هویت جاری''، در شهر پرینستون آمریکا در فاصله‌ی تابستان ۱۳۵۴ تا تابستان ۱۳۵۶، سرده است. این دفتر بیشتر بیان‌گر غم غربت شاعر است.  


خط ۳۶۰: خط ۳۶۷:


=== هزاره‌ی دوم آهوی کوهی ===
=== هزاره‌ی دوم آهوی کوهی ===
[[پرونده:کدکن04.JPG|بندانگشتی|240x240پیکسل|دفتر: هزاره دوم آهوی کوهی]]
''هزاره‌ی دوم آهوی کوهی''، مجموعه‌ی دیگری از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی است که شامل ۵ دفتر ۲۴۴، قطعه شعر است. ''مرثیه سرو کاشمر''، ۲۸ قطعه، ''خط زدل‌تنگی''، ۵۲ قطعه، ''غزل برای آفتابگردان''، ۶۳ قطعه، ''در ستایش کبوترها''، ۴۶ قطعه و ''ستاره‌ی دنباله دار''، ۵۵ قطعه شعر را در بر می‌گیرد. در میان این قطعه‌ها همه گونه شعر ازغزل تا قصید ه و رباعی و… یافت می‌شود. تاریخ سرایش این اشعار نیز برخی به سال‌های دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ بر می‌گردد؛ و برخی دیگر به سال‌های ۶۰ و ۷۰. م. سرشک در مقدمه‌ی ''هزاره‌ی دوم آهوی کوهی،'' می‌گوید:<blockquote>«تقسیم‌بندی این مجموعه بیشتر حال وهوای شعری ملاک بوده است تا زمان سرودن، به همین دلیل تک و توک نمونه‌هایی از دهه چهل هم در میان این مجموعه‌ها می‌بینید. با این که بخش اعظم شعرها مربوط به سال‌های آخر دهه‌ی پنجاه و تمامی دهه‌ی شصت است؛ و پنج سالی از دهه هفتاد… همان گونه که دلم خواست تدوین تاریخی را رعایت نکنم، دلم خواست تدوین سوری و قالبی را نیز به یک سو نهم؛ بنابراین همه نوع حرف در میان این دفترها و درباره‌ی این دفترهاست و خواهد بود. با این همه اگر بعضی از این کارها بتواند دلی را تسخیر کند و در صفا النعال کارهای شاگردان بهار و نیما و شهریار و امید قرار گیرد سعادت بزرگی نصیبشان شده است.»</blockquote>در این پنج دفتر به اشعاری بسیاری بر می‌خوریم که دارای مضامین فلسفی و هستی شناسی هستند. نظیر اشعار ''درآمد به حصار''، ''چرخ چاه''، ''وزن جهان''، ''نوشدارو بعد از مرگ سهراب''، ''ساعت شنی،'' و ''قرار زندگی''<ref name=":3" />  
''هزاره‌ی دوم آهوی کوهی''، مجموعه‌ی دیگری از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی است که شامل ۵ دفتر ۲۴۴، قطعه شعر است. ''مرثیه سرو کاشمر''، ۲۸ قطعه، ''خط زدل‌تنگی''، ۵۲ قطعه، ''غزل برای آفتابگردان''، ۶۳ قطعه، ''در ستایش کبوترها''، ۴۶ قطعه و ''ستاره‌ی دنباله دار''، ۵۵ قطعه شعر را در بر می‌گیرد. در میان این قطعه‌ها همه گونه شعر ازغزل تا قصید ه و رباعی و… یافت می‌شود. تاریخ سرایش این اشعار نیز برخی به سال‌های دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ بر می‌گردد؛ و برخی دیگر به سال‌های ۶۰ و ۷۰. م. سرشک در مقدمه‌ی ''هزاره‌ی دوم آهوی کوهی،'' می‌گوید:<blockquote>«تقسیم‌بندی این مجموعه بیشتر حال وهوای شعری ملاک بوده است تا زمان سرودن، به همین دلیل تک و توک نمونه‌هایی از دهه چهل هم در میان این مجموعه‌ها می‌بینید. با این که بخش اعظم شعرها مربوط به سال‌های آخر دهه‌ی پنجاه و تمامی دهه‌ی شصت است؛ و پنج سالی از دهه هفتاد… همان گونه که دلم خواست تدوین تاریخی را رعایت نکنم، دلم خواست تدوین سوری و قالبی را نیز به یک سو نهم؛ بنابراین همه نوع حرف در میان این دفترها و درباره‌ی این دفترهاست و خواهد بود. با این همه اگر بعضی از این کارها بتواند دلی را تسخیر کند و در صفا النعال کارهای شاگردان بهار و نیما و شهریار و امید قرار گیرد سعادت بزرگی نصیبشان شده است.»</blockquote>در این پنج دفتر به اشعاری بسیاری بر می‌خوریم که دارای مضامین فلسفی و هستی شناسی هستند. نظیر اشعار ''درآمد به حصار''، ''چرخ چاه''، ''وزن جهان''، ''نوشدارو بعد از مرگ سهراب''، ''ساعت شنی،'' و ''قرار زندگی''<ref name=":3" />  


== آثار نظری و انتقادی و تصحیح و ترجمه ==
== آثار نظری و انتقادی و تصحیح و ترجمه ==
[[پرونده:کدکنی17.JPG|بندانگشتی|300x300پیکسل|کلاس درس شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران]]
محمدرضا شفیعی کدکنی، در عرصه‌ی تألیف، تصحیح، ترجمه، و نقد و تحقیق، چهره‌ای ممتاز و برجسته است. کتاب‌های م. سرشک به‌ویژه  ''صور خیال در شعر فارسی''،  ''موسیقی شعر''، ''اسرار التوحید'' و ده‌ها کتاب و مقاله دیگر او امروزه، در زمره‌ی آثار مرجع محسوب می‌شود.<ref name=":0" />  
محمدرضا شفیعی کدکنی، در عرصه‌ی تألیف، تصحیح، ترجمه، و نقد و تحقیق، چهره‌ای ممتاز و برجسته است. کتاب‌های م. سرشک به‌ویژه  ''صور خیال در شعر فارسی''،  ''موسیقی شعر''، ''اسرار التوحید'' و ده‌ها کتاب و مقاله دیگر او امروزه، در زمره‌ی آثار مرجع محسوب می‌شود.<ref name=":0" />  


خط ۴۰۹: خط ۴۱۸:
=== م‍رم‍وزات اس‍دی در م‍زم‍ورات داودی، ن‍ج‍م‌ال‍دی‍ن رازی ===
=== م‍رم‍وزات اس‍دی در م‍زم‍ورات داودی، ن‍ج‍م‌ال‍دی‍ن رازی ===
مرموزات اسدی در مزمورات داودی، به زبان فارسی، از مهم‌ترین کتاب‌های عرفانی است که توسط نجم‌الدین رازی تألیف شده است. این کتاب، در ۱۰ مرموز تألیف شده و در آغاز هر مرموز، عبارتی از زبور داود و خطاب به داود نقل شده و به دنبال آن از قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم (ص)، در همان زمینه آیات و روایاتی نقل شده است. این کتاب، توسط دکترشفیعی کدکنی، تحقیق و تصحیح شده است.
مرموزات اسدی در مزمورات داودی، به زبان فارسی، از مهم‌ترین کتاب‌های عرفانی است که توسط نجم‌الدین رازی تألیف شده است. این کتاب، در ۱۰ مرموز تألیف شده و در آغاز هر مرموز، عبارتی از زبور داود و خطاب به داود نقل شده و به دنبال آن از قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم (ص)، در همان زمینه آیات و روایاتی نقل شده است. این کتاب، توسط دکترشفیعی کدکنی، تحقیق و تصحیح شده است.
[[پرونده:کدکن07.JPG|بندانگشتی|255x255پیکسل|مختارنامه]]


=== م‍ج‍م‍وع‍ه رب‍اع‍ی‍ات عطار، م‍خ‍ت‍ارن‍ام‍ه ===
=== م‍ج‍م‍وع‍ه رب‍اع‍ی‍ات عطار، م‍خ‍ت‍ارن‍ام‍ه ===
م. سرشک گفته است که در آغاز قصد داشته که از ۲ هزار رباعی عطار، ۲۰۰ یا ۳۰۰ رباعی را انتخاب و چاپ کند؛ اما به خاطر این‌که مردم این متن را در هشت سده پاس داشته‌اند و از طرفی این متن سندی مهم در ادبیات فارسی به حساب می‌آید، آن را بدان شکل منتشر کرده است.  
م. سرشک گفته است که در آغاز قصد داشته که از ۲ هزار رباعی عطار، ۲۰۰ یا ۳۰۰ رباعی را انتخاب و چاپ کند؛ اما به خاطر این‌که مردم این متن را در هشت سده پاس داشته‌اند و از طرفی این متن سندی مهم در ادبیات فارسی به حساب می‌آید، آن را بدان شکل منتشر کرده است.  


کدکنی می‌گوید که این اثر به خیام‌شناسی نیز کمک می‌کند؛ زیرا بسیاری از معروف‌ترین و زیباترین رباعی‌هایی که به نام خیام آوازه‌ای دارند، بر پایه نسخه‌های کهن مختارنامه، از آن عطار هستند و انتساب آن‌ها به خیام، دست کم دو سده پس از نوشته شدن نسخه‌های متن این کتاب صورت پذیرفته است.
کدکنی می‌گوید که این اثر به خیام‌شناسی نیز کمک می‌کند؛ زیرا بسیاری از معروف‌ترین و زیباترین رباعی‌هایی که به نام خیام آوازه‌ای دارند، بر پایه نسخه‌های کهن مختارنامه، از آن عطار هستند و انتساب آن‌ها به خیام، دست کم دو سده پس از نوشته شدن نسخه‌های متن این کتاب صورت پذیرفته است.


=== ح‍الات و س‍خ‍ن‍ان اب‍وس‍ع‍ی‍د اب‍وال‍خ‍ی‍ر ===
=== ح‍الات و س‍خ‍ن‍ان اب‍وس‍ع‍ی‍د اب‍وال‍خ‍ی‍ر ===
خط ۴۲۲: خط ۴۳۲:


آن‌سوی ح‍رف و ص‍وت: گ‍زی‍ده اس‍رارال‍ت‍وح‍ی‍د در م‍ق‍ام‍ات اب‍وس‍ع‍ی‍د اب‍وال‍خ‍ی‍ر
آن‌سوی ح‍رف و ص‍وت: گ‍زی‍ده اس‍رارال‍ت‍وح‍ی‍د در م‍ق‍ام‍ات اب‍وس‍ع‍ی‍د اب‍وال‍خ‍ی‍ر
[[پرونده:کدکن02.JPG|بندانگشتی|240x240پیکسل|تاریخ نیشابور]]


=== تاریخ ن‍ی‍ش‍اب‍ور ===
=== تاریخ ن‍ی‍ش‍اب‍ور ===
تاریخ ن‍ی‍ش‍اب‍ور، ابوعبدالله حاکم نیشابوری ترجمه محمدحسین خلیفه نیشابوری: از این کتاب که اصل آن تاکنون ناشناخته مانده است، ترجمه‌ها و تلخیص‌هایی چاپ شده است. از جمله ترجمه خلیفه نیشابوری که نخستین بار توسط بهمن کریمی در سال ۱۳۳۹، منتشر شد؛ و سپس در سال ۱۳۷۵، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی با مقدمه، حواشی و تعلیقات سودمندی به چاپ رسید. چندین سال پیش، چند وب‌سایت خبری عربی، خبری را منتشر کردند مبنی بر اینکه نسخه کامل کتاب تاریخ نیشابور توسط شیخ محمدعمران اعظمی از پژوهشگران متون خطی اسلامی، در کتابخانه خدابخش هندوستان یافت شده است. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی درباره بخش تاریخی و جغرافیایی کتاب می گوید: <blockquote>«این بخش، مهم‌ترین بخش کتاب و از ارزش بسیاری برخوردار است؛ بیشترین اطلاعات موجود را درباره پیشینه نیشابور قبل از اسلام و ساختار شهر، رُستاق‌ها و دیه‌های پیرامون آن و میدان‌ها، محلات، کوچه‌ها، مقابر، مساجد و دیگر ابنیه آن در اختیار خواننده قرار می‌دهد. مجموعه قابل ملاحظه‌ای از نام‌های جغرافیایی که اغلب آن‌ها را در هیچ جای دیگری نمی‌توان یافت و به همین دلیل، ضبط دقیق آن‌ها در مواردی با دشواری بسیار روبرو است.»</blockquote>
تاریخ ن‍ی‍ش‍اب‍ور، ابوعبدالله حاکم نیشابوری ترجمه محمدحسین خلیفه نیشابوری: از این کتاب که اصل آن تاکنون ناشناخته مانده است، ترجمه‌ها و تلخیص‌هایی چاپ شده است. از جمله ترجمه خلیفه نیشابوری که نخستین بار توسط بهمن کریمی در سال ۱۳۳۹، منتشر شد؛ و سپس در سال ۱۳۷۵، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی با مقدمه، حواشی و تعلیقات سودمندی به چاپ رسید. چندین سال پیش، چند وب‌سایت خبری عربی، خبری را منتشر کردند مبنی بر اینکه نسخه کامل کتاب تاریخ نیشابور توسط شیخ محمدعمران اعظمی از پژوهشگران متون خطی اسلامی، در کتابخانه خدابخش هندوستان یافت شده است. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی درباره بخش تاریخی و جغرافیایی کتاب می گوید: <blockquote>«این بخش، مهم‌ترین بخش کتاب و از ارزش بسیاری برخوردار است؛ بیشترین اطلاعات موجود را درباره پیشینه نیشابور قبل از اسلام و ساختار شهر، رُستاق‌ها و دیه‌های پیرامون آن و میدان‌ها، محلات، کوچه‌ها، مقابر، مساجد و دیگر ابنیه آن در اختیار خواننده قرار می‌دهد. مجموعه قابل ملاحظه‌ای از نام‌های جغرافیایی که اغلب آن‌ها را در هیچ جای دیگری نمی‌توان یافت و به همین دلیل، ضبط دقیق آن‌ها در مواردی با دشواری بسیار روبرو است.»</blockquote>


=== م‍ن‍طق‌ال‍طی‍ر ع‍طار ===
=== تصحیح م‍ن‍طق‌ال‍طی‍ر ع‍طار ===
منطق الطیر عطار نیشابوری، مثنوی‌ای است به زبان فارسی که به‌گونه‌ای تمثیلی، منازل سیر و سلوک معنوی و سختی‌ها، شرایط آن و دیگر موارد را در قالب داستان پرندگان و از زبان آن‌ها بیان کرده است. نام این کتاب در آثار عطار، مقامات طیور و نیز منطق الطیر ذکر شده است. دکتر شفیعی کدکنی در سال ۱۳۸۲، و پس از ۳۰ سال زحمت مداوم بر روی آثار عطار و بررسی کلمه به کلمه و بیت به بیت منطق الطیر و مقایسه آن با سایر اشعار و نوشته‌های عطار و به مقیاس زبان و سبک خود شاعر، به ارائه متنی اصیل و صحیح از منطق الطیر همراه با مقدمه‌ای مبسوط و تعلیقه‌ای روشن‌گرانه توفیق یافت. شفیعی کدکنی نکات زبانی، دینی، تاریخی و عرفانی را در کار خود جای داده است و به دلیل آن‌که عطار همشهری وی و زاده‌ی کدکن بوده است، نکات بدیعی از بازی‌های زبانی عطار را هم در مقدمات و تعلیقات توضیح داده است.
منطق الطیر عطار نیشابوری، مثنوی‌ای است به زبان فارسی که به‌گونه‌ای تمثیلی، منازل سیر و سلوک معنوی و سختی‌ها، شرایط آن و دیگر موارد را در قالب داستان پرندگان و از زبان آن‌ها بیان کرده است. نام این کتاب در آثار عطار، مقامات طیور و نیز منطق الطیر ذکر شده است. دکتر شفیعی کدکنی در سال ۱۳۸۲، و پس از ۳۰ سال زحمت مداوم بر روی آثار عطار و بررسی کلمه به کلمه و بیت به بیت منطق الطیر و مقایسه آن با سایر اشعار و نوشته‌های عطار و به مقیاس زبان و سبک خود شاعر، به ارائه متنی اصیل و صحیح از منطق الطیر همراه با مقدمه‌ای مبسوط و تعلیقه‌ای روشن‌گرانه توفیق یافت. شفیعی کدکنی نکات زبانی، دینی، تاریخی و عرفانی را در کار خود جای داده است و به دلیل آن‌که عطار همشهری وی و زاده‌ی کدکن بوده است، نکات بدیعی از بازی‌های زبانی عطار را هم در مقدمات و تعلیقات توضیح داده است.
[[پرونده:کدکن03.JPG|بندانگشتی|240x240پیکسل|چشیدن طعم وقت]]


=== چ‍ش‍ی‍دن طع‍م وق‍ت ===
=== چ‍ش‍ی‍دن طع‍م وق‍ت ===
چشیدن طعم وقت، از میراث عرفانی ابوسعید ابوالخیر، به زبان فارسی، روایتی کهن و نویافته از مقامات ابوسعید ابوالخیر است که تصور همگان تاکنون بر آن بوده که بر اثر حوادث روزگار، اجزای آن از میان رفته است. دکتر شفیعی کدکنی هنگام تصحیح متن چندین جا که به مشکل برخورده‌اند و راه حلی برای آن نیافته‌اند، متذکر شده و از اهل فن در روشن کردن تاریکی‌های متن یاری خواسته‌اند. او با مقدمه‌ای نسبتاً طولانی توانسته است ابعاد مختلف ابوسعید را مورد بررسی قرار دهد. روش کار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در تصحیح، این بوده است که نسخه ایاصوفیا را اساس قرار داده و اختلافات آن را با دیگر نسخه‌ها در بخش نسخه‌بدل‌ها نشان داده است.
چشیدن طعم وقت، از میراث عرفانی ابوسعید ابوالخیر، به زبان فارسی، روایتی کهن و نویافته از مقامات ابوسعید ابوالخیر است که تصور همگان تاکنون بر آن بوده که بر اثر حوادث روزگار، اجزای آن از میان رفته است. دکتر شفیعی کدکنی هنگام تصحیح متن چندین جا که به مشکل برخورده‌اند و راه حلی برای آن نیافته‌اند، متذکر شده و از اهل فن در روشن کردن تاریکی‌های متن یاری خواسته‌اند. او با مقدمه‌ای نسبتاً طولانی توانسته است ابعاد مختلف ابوسعید را مورد بررسی قرار دهد. روش کار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در تصحیح، این بوده است که نسخه ایاصوفیا را اساس قرار داده و اختلافات آن را با دیگر نسخه‌ها در بخش نسخه‌بدل‌ها نشان داده است.


=== الهی نامه عطار ===
=== تصحیح الهی نامه عطار ===
الهی‌نامه، از سروده‌های مشهور عطار نیشابوری و جزو شاهکارها و نمونه‌های استادانه ادب پارسی محسوب می‌شود که بر وزن مثنوی خسرو و شیرین نظامی گنجوی سروده شده است. شفیعی کدکنی نسخه‌ی ابراهیم مراغی از آثار عطار را نسخه‌ی اصل قرار داده و سپس بقیه نسخه‌ها را با این نسخه مطابقت داده است.<ref name=":0" />  
الهی‌نامه، از سروده‌های مشهور عطار نیشابوری و جزو شاهکارها و نمونه‌های استادانه ادب پارسی محسوب می‌شود که بر وزن مثنوی خسرو و شیرین نظامی گنجوی سروده شده است. شفیعی کدکنی نسخه‌ی ابراهیم مراغی از آثار عطار را نسخه‌ی اصل قرار داده و سپس بقیه نسخه‌ها را با این نسخه مطابقت داده است.<ref name=":0" />  


خط ۴۴۱: خط ۴۵۳:


== پژوهش‌ها و نقدهای ادبی شفیعی کدکنی ==
== پژوهش‌ها و نقدهای ادبی شفیعی کدکنی ==
[[پرونده:کدکنی12.JPG|بندانگشتی|240x240پیکسل]]
آثار پژوهشی و نقدهای ادبی ادیب برجسته دکتر شفیعی کدکنی، از این قرار هستند:
آثار پژوهشی و نقدهای ادبی ادیب برجسته دکتر شفیعی کدکنی، از این قرار هستند:
* شعر امروز خراسان، با هم‌کاری نعمت آزرم  
* شعر امروز خراسان، با هم‌کاری نعمت آزرم  
خط ۴۶۸: خط ۴۸۱:


=== ح‍زی‍ن لاه‍ی‍ج‍ی، زن‍دگ‍ی و معروف‌ترین غ‍زل‌ه‍ای وی ===
=== ح‍زی‍ن لاه‍ی‍ج‍ی، زن‍دگ‍ی و معروف‌ترین غ‍زل‌ه‍ای وی ===
در دهه‌ی ۱۳۳۰، شاعری به نام کاظم غواص، غزل‌های حزین لاهیجی را که آن روزگار هنوز نسخه چاپی ویراسته از دیوان او در دسترس نبود، با جایگزین کردن تخلّص خود (غواص) به جای (حزین)، به نام خود در نشریه‌های ادبی منتشر می‌کرد؛ و پس از مدتی چنان مشهور شد که محمدحسین شهریار در ستایش او شعر سرود و نیما یوشیج نیز به دیدارش رفت؛ و به انجمن‌های معتبر ادبی تهران دعوت شد. نزدیک به یک دهه به همین منوال گذشت. سرانجام پس از چندین سال، محمدرضا شفیعی کدکنی در هنگام جست‌وجو و پژوهش درباره حزین لاهیجی و بررسی نسخه‌های خطی شعرهای او، پی به دزدی ادبی کاظم غواص برد و آن را افشاء کرد. قابل توجه این‌که شفیعی کدکنی در این رابطه می‌گوید:<blockquote>«شعردزد محترم، برای توجیه کار خود اشاره کرده بود که من حزین را در خواب دیده‌ام. به من گفته سخت گمنام هستم و تو که مردی اهل طریق و سلوک و… هستی، شعرها را به نام خود نشر بده و وقتی معروف شدی، برو و اقرار کن که این‌ها از آن حزین لاهیجی بوده است.»</blockquote>
در دهه‌ی ۱۳۳۰، شاعری به نام کاظم غواص، غزل‌های حزین لاهیجی را که آن روزگار هنوز نسخه چاپی ویراسته از دیوان او در دسترس نبود، با جایگزین کردن تخلّص خود (غواص) به جای (حزین)، به نام خود در نشریه‌های ادبی منتشر می‌کرد؛ و پس از مدتی چنان مشهور شد که محمدحسین شهریار در ستایش او شعر سرود و نیما یوشیج نیز به دیدارش رفت؛ و به انجمن‌های معتبر ادبی تهران دعوت شد. نزدیک به یک دهه به همین منوال گذشت. سرانجام پس از چندین سال، محمدرضا شفیعی کدکنی در هنگام جست‌وجو و پژوهش درباره حزین لاهیجی و بررسی نسخه‌های خطی شعرهای او، پی به دزدی ادبی کاظم غواص برد و آن را افشاء کرد. قابل توجه این‌که شفیعی کدکنی در این رابطه می‌گوید:
[[پرونده:کتاب14.JPG|بندانگشتی|240x240پیکسل|صور خیال در شعر فارسی]]
<blockquote>«شعردزد محترم، برای توجیه کار خود اشاره کرده بود که من حزین را در خواب دیده‌ام. به من گفته سخت گمنام هستم و تو که مردی اهل طریق و سلوک و… هستی، شعرها را به نام خود نشر بده و وقتی معروف شدی، برو و اقرار کن که این‌ها از آن حزین لاهیجی بوده است.»</blockquote>


=== صور خیال در شعر فارسی ===
=== صور خیال در شعر فارسی ===
خط ۴۷۶: خط ۴۹۱:


=== موسیقی شعر ===
=== موسیقی شعر ===
[[پرونده:کتاب13.JPG|بندانگشتی|206x206پیکسل|موسیقی شعر]]
موسیقی شعر، کتابی ارزشمند و دقیق در بحث موسیقی شعر است؛ و درباره‌ی وزن و قافیه و موسیقی شعر است و نویسنده به نقد و بررسی این عوامل پرداخته‌است. این کتاب شامل ۶ بخش است و مقایسه میان شعر فارسی و عربی از نکات خوب و قابل توجه این کتاب است. در این کتاب فصول کاملی در باب قافیه و ردیف و شعر در ایران پیش از اسلام و هم‌چنین سه فصل بسیار مهم درباب موسیقی شعر حافظ و فردوسی و مولانا نگارش شده است؛ و کتابی مرجع برای استفاده علاقه‌مندان به شعر و موسیقی شعر می‌باشد.<ref name=":4" />
موسیقی شعر، کتابی ارزشمند و دقیق در بحث موسیقی شعر است؛ و درباره‌ی وزن و قافیه و موسیقی شعر است و نویسنده به نقد و بررسی این عوامل پرداخته‌است. این کتاب شامل ۶ بخش است و مقایسه میان شعر فارسی و عربی از نکات خوب و قابل توجه این کتاب است. در این کتاب فصول کاملی در باب قافیه و ردیف و شعر در ایران پیش از اسلام و هم‌چنین سه فصل بسیار مهم درباب موسیقی شعر حافظ و فردوسی و مولانا نگارش شده است؛ و کتابی مرجع برای استفاده علاقه‌مندان به شعر و موسیقی شعر می‌باشد.<ref name=":4" />


خط ۴۸۲: خط ۴۹۸:


=== حالات و مقامات م. امید ===
=== حالات و مقامات م. امید ===
[[پرونده:کدکنی11.JPG|بندانگشتی|230x230پیکسل|حالات و مقامات م. امید]]
حالات و مقامات م. امید کتابی است از شفیعی کدکنی پیرامون شاعر معروف معاصر مهدی اخوان ثالث، که در سال ۱۳۹۰، انتشار یافت. بخش آغازین کتاب مربوط به زندگی‌نامه‌ی اخوان ثالث است؛ و بخش‌های ۲ تا ۴ به تحلیل اشعار اخوان ثالث در مجموعه شعرِ از این شاعر اختصاص دارد. م. سرشک در این اثر نیز انتقاداتی به احمد شاملو دارد، هم‌چنان‌که در کتابِ با ''چراغ و آینه،''هم نقدی بر آثار احمد شاملو آورده است.
حالات و مقامات م. امید کتابی است از شفیعی کدکنی پیرامون شاعر معروف معاصر مهدی اخوان ثالث، که در سال ۱۳۹۰، انتشار یافت. بخش آغازین کتاب مربوط به زندگی‌نامه‌ی اخوان ثالث است؛ و بخش‌های ۲ تا ۴ به تحلیل اشعار اخوان ثالث در مجموعه شعرِ از این شاعر اختصاص دارد. م. سرشک در این اثر نیز انتقاداتی به احمد شاملو دارد، هم‌چنان‌که در کتابِ با ''چراغ و آینه،''هم نقدی بر آثار احمد شاملو آورده است.


خط ۵۰۱: خط ۵۱۸:


== گزیده اشعار نو ==
== گزیده اشعار نو ==
[[پرونده:کدکنی3.JPG|بندانگشتی|240x240پیکسل]]
درخت پر شکوفه
درخت پر شکوفه


خط ۵۷۶: خط ۵۹۴:


سوی دگر خزر
سوی دگر خزر
 
[[پرونده:کدکنی9.JPG|بندانگشتی|245x245پیکسل]]
<nowiki>***</nowiki>
<nowiki>***</nowiki>


خط ۶۳۴: خط ۶۵۲:


درین شب‌ها
درین شب‌ها
 
[[پرونده:کدکنی6.JPG|بندانگشتی|258x258پیکسل]]
که گل از برگ و
که گل از برگ و


خط ۶۵۲: خط ۶۷۰:


== گزیده‌ی غزلیات شفیعی کدکنی ==
== گزیده‌ی غزلیات شفیعی کدکنی ==
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایه‌ی دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم


دور از تو، من سوخته در دامن شب‌ها
{{شعر}}{{ب|دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم|وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم}}


چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
{{ب|تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت|من مست چنانم که شنفتن نتوانم}}


فریاد ز بی مهری‌ات ای گل که درین باغ
{{ب|شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه|گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم}}


چون غنچه‌ی پاییز شکفتن نتوانم
{{ب|با پرتو ماه آیم و چون سایه‌ی دیوار|گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم}}


ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
{{ب| دور از تو، من سوخته در دامن شب‌ها|چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم}}


دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم
{{ب|فریاد ز بی مهری‌ات ای گل که درین باغ|چون غنچه‌ی پاییز شکفتن نتوانم}}


شعر «یک مژه خفتن» از دفتر زمزمه ها
{{ب|ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم|دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم}}{{پایان شعر}}


<nowiki>************</nowiki>
<nowiki>************</nowiki>


دست به دست مدعی شانه به شانه می‌روی
{{شعر}}{{ب|دست به دست مدعی شانه به شانه می‌روی|آه که با رقیب من جانب خانه می‌روی}}
 
آه که با رقیب من جانب خانه می‌روی
 
بی‌خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
 
گرم‌تر از شراره‌ی آه شبانه می‌روی
 
من به زبان اشک خود می‌دهمت سلام و تو
 
بر سر آتش دلم همچو زبانه می‌روی
 
در نگه نیاز من موج امیدها تویی


وه که چه مست و بی‌خبر سوی کرانه می‌روی
{{ب|بی‌خبر از کنار من ای نفس سپیده دم|گرم‌تر از شراره‌ی آه شبانه می‌روی}}


گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد
{{ب|من به زبان اشک خود می‌دهمت سلام و تو|بر سر آتش دلم همچو زبانه می‌روی}}


تا به مراد مدعی همچو زمانه می‌روی
{{ب|در نگه نیاز من موج امیدها تویی|وه که چه مست و بی‌خبر سوی کرانه می‌روی}}


حال که داستان من بهر تو شد فسانه‌ای
{{ب|گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد|تا به مراد مدعی همچو زمانه می‌روی}}


باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می‌روی؟
{{ب|حال که داستان من بهر تو شد فسانه‌ای|باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می‌روی؟}}{{پایان شعر}}


<nowiki>*********</nowiki>
<nowiki>*********</nowiki>


در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
{{شعر}}{{ب|در کوی محبت به وفایی نرسیدیم|رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم}}
 
رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم
 
هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت
 
چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم
 
با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز
 
چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم
 
گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات


چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم
{{ب|هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت|چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم}}


بی‌مهری او بود که چون غنچه‌ی پاییز
{{ب|با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز|چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم}}


هرگز به دم عقده‌گشایی نرسیدیم
{{ب|گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات|چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم}}


ای خضر جنون! رهبر ما شو که در این راه
{{ب|بی‌مهری او بود که چون غنچه‌ی پاییز|هرگز به دم عقده‌گشایی نرسیدیم}}


رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم
{{ب|ای خضر جنون! رهبر ما شو که در این راه|رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم}}{{پایان شعر}}


<nowiki>************</nowiki>
<nowiki>************</nowiki>


ای نگاهت خنده مهتاب‌ها
{{شعر}}{{ب|ای نگاهت خنده مهتاب‌ها|بر پرند رنگ رنگ خواب‌ها}}
 
بر پرند رنگ رنگ خواب‌ها
 
ای صفای جاودان هرچه هست:
 
باغ‌ها، گل‌ها، سحرها، آب‌ها
 
ای نگاهت جاودان افروخته
 
شمع ها، خورشیدها، مهتاب‌ها
 
ای طلوع بی زوال آرزو


در صفای روشنی محراب‌ها
{{ب|ای صفای جاودان هرچه هست:|باغ‌ها، گل‌ها، سحرها، آب‌ها}}


ناز نوشینی تو و دیدار توست
{{ب|ای نگاهت جاودان افروخته|شمع ها، خورشیدها، مهتاب‌ها}}


خنده مهتاب در مرداب‌ها
{{ب|ای طلوع بی زوال آرزو|در صفای روشنی محراب‌ها}}


در خرام نازنینت جلوه کرد
{{ب|ناز نوشینی تو و دیدار توست|خنده مهتاب در مرداب‌ها}}


رقص ماهی‌ها و پیچ و تاب‌ها<ref>[https://setare.com/fa/news/12685/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C گزیده‌ای از زیباترین اشعار شفیعی کدکنی - سایت ستاره]</ref>
{{ب|در خرام نازنینت جلوه کرد|رقص ماهی‌ها و پیچ و تاب‌ها}}{{پایان شعر}}
<ref>[https://setare.com/fa/news/12685/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C گزیده‌ای از زیباترین اشعار شفیعی کدکنی - سایت ستاره]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
<references />
<references />