محمدتقی بهار: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | {{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | ||
| نام = محمدتقی بهار | | نام = محمدتقی بهار | ||
| تصویر = | | تصویر = محمدتقی بهار.jpg | ||
| توضیح تصویر = | | توضیح تصویر = | ||
| اندازه تصویر = 220px | | اندازه تصویر = 220px | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
}} | }} | ||
'''محمدتقی بهار''' (۱۸ آذر ۱۲۶۵<ref>{{یادکرد وب|کد زبان=fa|نشانی=http://www.wikifeqh.ir/محمدتقی_ملک_الشعراء_بهار|عنوان=محمدتقی ملک الشعراء بهار - ویکی فقه|بازبینی=2017-11-07}}</ref>- | '''محمدتقی بهار''' (۱۸ آذر ۱۲۶۵<ref>{{یادکرد وب|کد زبان=fa|نشانی=http://www.wikifeqh.ir/محمدتقی_ملک_الشعراء_بهار|عنوان=محمدتقی ملک الشعراء بهار - ویکی فقه|بازبینی=2017-11-07}}</ref>- | ||
۱ اردیبهشت ۱۳۳۰<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نقد و تحلیل و گزیده اشعار ملک ااشعرای بهار (من زبان وطن خویشم) از مجموعه در ترازوی نقد|نام خانوادگی=عظیمی|نام=میلاد|ناشر=سخن|سال=1387|شابک=|مکان=تهران|صفحات=26}}</ref>) | ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نقد و تحلیل و گزیده اشعار ملک ااشعرای بهار (من زبان وطن خویشم) از مجموعه در ترازوی نقد|نام خانوادگی=عظیمی|نام=میلاد|ناشر=سخن|سال=1387|شابک=|مکان=تهران|صفحات=26}}</ref>) مشهور به ملکالشعرای بهار، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار، تاریخنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی بود. او در ۱۸ آذر ۱۲۶۵ در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا محمدکاظم مشهور به صبوری و ملکالشعرای آستان قدس رضوی بود. ملک العشرا در سن ۱۹سالگي به جاي پدرش ملكالشعراي آستان قدس شد. بهار شاعري را با تقليد از زبان و سبك شاعران خراساني آغازكرد. در جنبش مشروطه به آزاديخواهان پيوست. پس از اينكه مجلس اول به فرمان محمدعليشاه بهتوپ بسته شد، ملکالشعرا و چندتن از مشروطهخواهان روزنامه خراسان را بهطور پنهاني منتشر كردند و در آن زبان به انتقاد از خودكامگي محمدعليشاه گشودند. اما از سال 1286 خورشيدي كه جدال بين مجلس و محمد علي شاه اوج گرفته بود و به استبداد صغير ختم شد، او نخستين اشعار سياسي و اجتماعي خود را سرود. اين اشعار بدون امضا در روزنامه خراسان كه در آن زمان مخفيانه چاپ ميشد انتشار يافت. | ||
== | == کودکی و نوجوانی ملکالشعرای بهار == | ||
محمدتقی بهار پنجشنبه در روز ۱۲ ربیعالاول ۱۳۰۴ هجری قمری، برابر با ۱۸ آذر ۱۲۶۵ هجری خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. گفته میشود که او از هفت سالگی سرودن شعر را آغاز کرد. محمدتقی بهار از سن ۱۴ سالگی به همراه پدرش در محافل آزادیخواهان شرکت میکرد. او در سن ۲۰ سالگی به مشروطهخواهان پیوست.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=از صبا تا نیما|نام خانوادگی=آرین پور|نام=یحیی|ناشر=انتشارات فرانکلین|سال=1350|شابک=|مکان=تهران|صفحات=123}}</ref> | |||
محمدتقی بهار پنجشنبه ۱۲ ربیعالاول ۱۳۰۴ هجری قمری، برابر با ۱۸ آذر ۱۲۶۵ هجری خورشیدی در مشهد | |||
او خود نیز در زندگینامه خودنوشت آورده است: | |||
«در سال ۱۳۰۴ هجری قمری، ماه ربیعالاول، شب دوازدهم، در مشهد که از شهرهای خراسان است به دنیا آمدم.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی=http://www.bahar-site.fr/zendaginama.htm|عنوان=ملک الشعرا بهار malekolshoara Bahar|بازبینی=2017-11-07}}</ref> | |||
پدرش میرزا محمدکاظم صبوری، ملکالشعرای آستان قدس رضوی در زمان ناصرالدین شاه بود؛ مقامی که پس از درگذشت پدر، به فرمان مظفرالدین شاه، به بهار رسید. خانوادهی پدری ملک الشعرای بهار از نوادگان میرزا احمد کاشانی بودند که از قصیده سرایان عهد فتحعلی شاه بود. مادر وی نیز اهل دانش و سواد بود. محمدتقی بهار در شش سالگی قرآن خواندن را آموخت و سپس به خواندن شاهنامه پرداخت. او اصول ادبیات فارسی را از پدرش یاد گرفت. با این همه پدرش تلاش کرد او را وارد عرصه تجارت کند اما پس از فوت پدر وی مجددا راه ادبیات و شعر را در پیش گرفت. <ref>مشاهیر ادب معاصر ایران، گردآوری و پژوهش: علی میر انصاری، ج ۲، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، ص ۳</ref> | |||
== فعالیت سیاسی == | |||
محمد تقی بهار ۲۰ ساله بود که به صف مشروطه خواهان پیوست و به عضویت انجمن سعادت درآمد. در این دوران آثار او بدون نام در روزنامه خراسان چاپ می شد. یکی از مشهورترین آثار او در این دوران یک شعر مستزاد است که خطاب به محمدعلی شاه سرود. | |||
بهار با دیگر شاعران روشنفکر عصر مشروطه به خصوص [[میرزاده عشقی]] دوستی و روابط صمیمانه و نزدیکی داشت.آن دو در سال ۱۳۰۳، در دوره نخستوزیری رضاخان با همراهی و همکاری هم، مثنوی معروف «جمهوری نامه» را در مخالفت با جمهوری رضاخانی سرودند. | |||
بهار در ۱۳۲۸ روزنامه نوبهار را که ناشر افکار حزب دموکرات بود، منتشر کرد و به عضویت کمیته ایالتی این حزب درآمد. این روزنامه پس از چندی به دلیل مخالفت با حضور قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت، به امر کنسول روس تعطیل شد. او بلافاصله روزنامه تازهبهار را تأسیس کرد. این روزنامه در محرم ۱۳۳۰ به امر وثوقالدوله، وزیر خارجه، تعطیل و بهار نیز دستگیر و به تهران تبعید شد. | |||
==== بهار در زندان رضاخان ==== | |||
ملک الشعرای بهار در سال ۱۳۲۱ در زندان رضاخان زیر فشار قرار گرفت تا به همکاری با حکومت بپردازد. یکی از غزلهای مشهور او در همین زمان سروده شده است: | |||
من نگويم كه مرا از قفس آزاد كنيد | |||
قفسم برده به باغي و دلم شادكنيد | |||
فصل گل ميگذرد همنفسان بهر خدا | |||
بنشينيد به باغي و مرا ياد كنيد | |||
عندليبان! گل سوري به چمن كرد ورود | |||
بهر شاباش قدومش همه فرياد كنيد | |||
ياد از اين مرغ گرفتار كنيد اي مرغان | |||
چون تماشاي گل و لاله و شمشاد كنيد | |||
هركه دارد ز شما مرغ اسيري به قفس | |||
برده درباغ و به ياد منش آزاد كنيد | |||
آشيان من بيچاره اگر سوخت چه باك | |||
فكر ويران شدن خانهی صياد كنيد | |||
بهار | كنج ويرانهی زندان شد اگر سهم بهار | ||
شكر آزادي و آن گنج خداداد كنيد | |||
=== نمایندگی مجلس === | === نمایندگی مجلس === | ||
| خط ۸۰: | خط ۱۰۲: | ||
ملکالشعرا در همان سال دوره سوم نوبهار را در تهران منتشر کرد و سال بعد انجمن ادبی دانشکده (به عبارت دیگر بعد ها با نام احیاء دوم انجمن ادبی ایران) و نیز مجله دانشکده را بنیان گذاشت که به اعتقاد او مکتب تازهای در نظم و [[نثر]] پدیدآورد. علاوه بر بهار عدهای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و تیمورتاش با این مجله همکاری داشتند. | ملکالشعرا در همان سال دوره سوم نوبهار را در تهران منتشر کرد و سال بعد انجمن ادبی دانشکده (به عبارت دیگر بعد ها با نام احیاء دوم انجمن ادبی ایران) و نیز مجله دانشکده را بنیان گذاشت که به اعتقاد او مکتب تازهای در نظم و [[نثر]] پدیدآورد. علاوه بر بهار عدهای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و تیمورتاش با این مجله همکاری داشتند. | ||
[[پرونده:محمدتقی بهار و دخترش پروانه.jpg|جایگزین=محمدتقی بهار و دخترش پروانه|بندانگشتی|محمدتقی بهار و دخترش پروانه]] | |||
انتشار نوبهار بارها ممنوع و دوباره آزاد شد. یکی از معروفترین قصیدههای بهار، «بثالشکوی»، در ۱۳۳۷ (هجری قمری) به مناسبت توقیف نوبهار سروده شدهاست. کودتای ۱۲۹۹ (هجری شمسی) بهار را برای سه ماه خانهنشین کرد. در همین مدت بود که یکی از به یادماندنیترین قصیدههای خود، هیجان روح، را سرود. چندی بعد که زندانیان کشور کودتا آزاد شدند، و قوامالسلطنه نخستوزیر شد، بهار از بجنورد به نمایندگی مجلس چهارم انتخاب شد (۱۳۰۰–۱۳۰۲ خورشیدی). از این دوره با سیدحسن مدرس رهبر فراکسیون اقلیت همراهی میکرد. بهار در مجلس چهارم ضمن مخالفت با برخی مفاد نخستین عهدنامه میان دولت تازه تأسیس اتحاد شوروی و ایران، آن را مخالف منافع ایران دانست و خواهان مذاکره بیشتر با دولت شوروی برای اصلاح این مفاد شد.اما اعتراض. بهار پذیرفته نشد و مجلس به این عهدنامه رأی داد.<ref>{{یادکرد وب |عنوان=مذاکرات جلسه ۴۸ دوره چهارم مجلس شورای ملی ۲۳ قوس ۱۳۰۰ |نشانی=https://www.ical.ir/ical/fa/Content/4_artmajles1/جلسه-48-صورت-مشروح-مجلس-یوم-پنج-شنبه-23-قوس-مطابق-15-ربیعالثانى-1340}}</ref> در طول همین دوره از مجلس، بهار نزد هرتسفلد زبان پهلوی میآموخت. | |||
در مجلس پنجم در حالی که ملکالشعراء نماینده تبریز بود در صف مخالفان جمهوری رضاخانی قرار گرفت. بهار معتقد بود که موافقت [[رضاشاه پهلوی|سردارسپه]] با جمهوری اسباب تردید مردم شده است و نتیجه چنین جمهوری دیکتاتوری [[رضاشاه پهلوی|رضاخان]] خواهد بود. بعدها بهار در این دوره خطر مخالفت با سردار سپه را می پذیرد و اشعاری به ظاهر در تحسین جمهوری می سراید. او در این دوره در کنار [[سید حسن مدرس]] و سید ابوالحسن حائریزاده در رأس جناح مخالف رضاخان بود. ملکالشعرا پیوسته در واکنش به حمله نظام به مطبوعات و توقیف جراید و بازداشت روزنامهنگاران اعتراض می کرد. | |||
با کشته شدن کنسول امریکا در تهران در اواخر تیر ۱۳۰۳، سردارسپه در پایتخت حکومت نظامی برقرار و عدهای را توقیف و روزنامهها را بست. او همراه با مدرس، حائریزاده، حاجی اسماعیل عراقی. میرزا علی کازرونی، احمد اخگر و سید حسن زعیم در هفتم امرداد طرح استیضاح دولت رضاخان را به مجلس ارایه داد. موارد استیضاح عبارت بود از: «سوء سیاست نسبت به داخله و خارجه، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه و توهین به مجلس شورای ملی، تحویل ندادن اموال مُقصرین و غیره به خزانه دولت». صبح ۲۸ امرداد که قرار بود رضاخان و اعضای دولتش در مجلس حاضر و استیضاح شوند، هوادارانش جلو مجلس جمع شدند و هنگامی که مدرس رسید، به او هجوم برده و در تعقیبش وارد مجلس شدند.در مجلس نیز، نمایندگان هوادار رضاخان به مدرس حمله کردند که منجر به تشنج و تعطیل جلسه و به تعویق افتادن آن به عصر شد. هنگامی که مدرس از مجلس بیرون رفت، باز هم جمعیت هوادار رضاخان به او و میرزا علی کازرونی نماینده بوشهر حمله و هر دو را بشدت لت و کوب کردند. مدرس بناچار به مدرسه سپهسالار (شهید مطهری کنونی) در همسایگی مجلس پناه برد. به حائریزاده نماینده یزد هم حمله فیزیکی شد که او به خانه علی اکبر داور نماینده لارستان پناه برد. در جلسه عصر، مدرس و کازرونی و حائری زاده به مجلس نیامدند و ملکالشعرا بهار به نمایندگی از استیضاحکنندگان در مجلس حاضر و نطقی در اعتراض به وقایع آن روز ایراد کرد که با طعنه و مخالفت نمایندگان اکثریت، از جمله سلیمان میرزا روبرو شد. در نتیجه، ملکالشعرا و همفکرانش تصمیم گرفتند استیضاح مسکوت بماند. | |||
با کشته شدن کنسول امریکا در تهران در اواخر تیر ۱۳۰۳، سردارسپه در پایتخت حکومت نظامی برقرار و عدهای را توقیف و روزنامهها را بست. او همراه با مدرس، | |||
اما رضاخان از مجلس رأی اعتماد خواست و گفت: «برای دولت تکلیف لازم است. اگر اقلیت هر روز به یک عنوانی اسباب زحمت دولت را فراهم کند برای دولت پیشرفت ندارد ... دولت متکی به اکثریت است، اگر اکثریت دارد برود عقب خدمت خودش و اگر هم ندارد تکلیف خودش را بفهمد ... رأی اعتماد با هر چه میخواهید بگیرید. با سیاه، سفید، قرمز، هر چه میخواهید بگیرید. تقاضای ما معین شدن تکلیف ماست». با خروج نمایندگان اقلیت از جلسه، نمایندگان به اتفاق به دولت رضاخان رأی اعتماد دادند.<ref>{{یادکرد وب |عنوان=مذاکرات جلسه ۴۸ دوره پنجم مجلس شورای ملی ۲۸ اسد ۱۳۰۳ |نشانی=https://www.ical.ir/ical/fa/Content/4_artmajles1/جلسه-48-صورت-مشروح-مجلس-عصر-سهشنبه-هفدهم-محرم-سنه-1343مطابق-بیست-و-هشتم-اسد-1303}}</ref> | اما رضاخان از مجلس رأی اعتماد خواست و گفت: «برای دولت تکلیف لازم است. اگر اقلیت هر روز به یک عنوانی اسباب زحمت دولت را فراهم کند برای دولت پیشرفت ندارد ... دولت متکی به اکثریت است، اگر اکثریت دارد برود عقب خدمت خودش و اگر هم ندارد تکلیف خودش را بفهمد ... رأی اعتماد با هر چه میخواهید بگیرید. با سیاه، سفید، قرمز، هر چه میخواهید بگیرید. تقاضای ما معین شدن تکلیف ماست». با خروج نمایندگان اقلیت از جلسه، نمایندگان به اتفاق به دولت رضاخان رأی اعتماد دادند.<ref>{{یادکرد وب |عنوان=مذاکرات جلسه ۴۸ دوره پنجم مجلس شورای ملی ۲۸ اسد ۱۳۰۳ |نشانی=https://www.ical.ir/ical/fa/Content/4_artmajles1/جلسه-48-صورت-مشروح-مجلس-عصر-سهشنبه-هفدهم-محرم-سنه-1343مطابق-بیست-و-هشتم-اسد-1303}}</ref> | ||
| خط ۹۶: | خط ۱۱۸: | ||
=== وزارت فرهنگ === | === وزارت فرهنگ === | ||
پس از | پس از وقایع آذربایجان در ۱۳۲۴(هجری شمسی)، ملک الشعرا به فعالیت سیاسی روی آورد و در کنگرهٔ حزب دموکرات ایران مشارکت کرد. او در بهمن ۱۳۲۴ در کابینهٔ قوام وزیر فرهنگ شد، اما وزارت او چند ماهی بیش طول نکشید و استعفاء داد. | ||
=== زندگی خصوصی === | === زندگی خصوصی === | ||
[[پرونده:ملک الشعرای بهار و فرزندانش.jpg|جایگزین=ملک الشعرای بهار و فرزندانش|بندانگشتی|ملک الشعرای بهار و فرزندانش]] | |||
محمدتقی بهار بار نخست در مشهد بود که ازدواج کرد. از این ازدواج صاحب فرزندی نیز شد. اما عمر همسر و فرزند وی بسیار کوتاه بود. | محمدتقی بهار بار نخست در مشهد بود که ازدواج کرد. از این ازدواج صاحب فرزندی نیز شد. اما عمر همسر و فرزند وی بسیار کوتاه بود. | ||
پس از آمدن بهار به تهران بود که، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی ، با شاهزاده خانم سودابه صفدری از نوادگان فتحعلی شاه قاجار ازدواج کرد. | پس از آمدن بهار به تهران بود که، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی ، با شاهزاده خانم سودابه صفدری از نوادگان فتحعلی شاه قاجار ازدواج کرد. | ||
| خط ۱۱۱: | خط ۱۳۰: | ||
=== مرگ === | === مرگ === | ||
در ۱۳۲۶ به عنوان نماینده تهران در مجلس پانزدهم انتخاب شد و ریاست فراکسیون حزب دموکرات را به عهده گرفت. اما بر اثر ابتلاء به بیماری سل، تنها در ماههای تیر، مرداد و شهریور ۱۳۲۶ فرصت حضور در مجلس را یافت. در نیمهٔ دوم ۱۳۲۶ بهار که به بیماری سل مبتلا گشته بود، با استفاده از مرخصی استعلاجی از مجلس، برای معالجه به شهر لِزَن (Leysin) در سوئیس رفت. بهار قصیده بهیاد وطن معروف به «لِزَنیه» را در همین شهر سرود. اما مضیقهٔ شدید مالی باعث شد که بهار با نیمهکاره رهاکردن معالجه راهی ایران شود. سفر بهار به سوئیس کمی بیش از یک سال تا [[اردیبهشت]] ۱۳۲۸ طول کشید. بهار در بازگشت به ایران به تدریس دانشگاهی ادامه داد. | |||
در خرداد ۱۳۲۹ جمعیت ایرانی هواداران صلح تأسیس شد و بهار که از پایهگذاران آن بود (اعضای مؤسس دیگر: [[علی شایگان]]، حائریزاده، مهندس قاسمی، حکمت، احمد لنکرانی، محمد رشاد و محمود هرمز)، به ریاست جمعیت انتخاب شد و قصیدهٔ معروف جغد جنگ را، به اقتفای چکامهٔ بلند منوچهری سرود. | |||
بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰، در خانه مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. | |||
براساس سال شمار زندگی بهار به قلم محمد گلبن، محمد تقی بهار در سالهای آخر عمر به بیماری سل مبتلا شد و در سال ۱۳۲۶ برای مداوا از تهران به سوئیس رفت. وی سرانجام در روز اول ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۰، در ساعت ۸ صبح، در منزلش در خيابان ملكالشعرا بهار، خيابان تخت جمشيد فوت کرد و در دوم ارديبهشت ماه بعد از ظهر جنازه او را از مسجد سپهسالار تا چهار راه مخبرالدوله بر سر دست بردند و در ساعت ۴ بعد از ظهر همان روز او را در شميران در باغ آرامگاه ظهير الدوله، به خاك سپردند.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=ملک الشعرا بهار malekolshoara Bahar|نشانی=http://bahar-site.fr/zendaginama.htm#ssr|وبگاه=bahar-site.fr|بازبینی=2021-04-01}}</ref> | براساس سال شمار زندگی بهار به قلم محمد گلبن، محمد تقی بهار در سالهای آخر عمر به بیماری سل مبتلا شد و در سال ۱۳۲۶ برای مداوا از تهران به سوئیس رفت. وی سرانجام در روز اول ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۰، در ساعت ۸ صبح، در منزلش در خيابان ملكالشعرا بهار، خيابان تخت جمشيد فوت کرد و در دوم ارديبهشت ماه بعد از ظهر جنازه او را از مسجد سپهسالار تا چهار راه مخبرالدوله بر سر دست بردند و در ساعت ۴ بعد از ظهر همان روز او را در شميران در باغ آرامگاه ظهير الدوله، به خاك سپردند.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=ملک الشعرا بهار malekolshoara Bahar|نشانی=http://bahar-site.fr/zendaginama.htm#ssr|وبگاه=bahar-site.fr|بازبینی=2021-04-01}}</ref> | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۴۴: | ||
=== شعر === | === شعر === | ||
[[پرونده:Bahar tomb.jpg|بندانگشتی|250px|آرامگاه بهار در | [[پرونده:Bahar tomb.jpg|بندانگشتی|250px|آرامگاه بهار در گورستان ظهیرالدوله]] | ||
مهمترین اثر بهار دیوان اشعار اوست که به اعتباری کارنامهٔ عمر او نیز بهشمار میرود. این دیوان در زمان حیات او به چاپ نرسید. جلال متینی از بهار نقل میکند که میخواستهاست سرودههای خود را از صافی نقد بگذراند و منتخب دیوان خود را به چاپ برساند و از وزارت فرهنگ خواستار شده بود که دو تن آشنا با شعر و شاعری را برای پاکنویس اشعارش در اختیار او بگذارد، اما این تقاضا اجابت نشد.{{سخ}} | مهمترین اثر بهار دیوان اشعار اوست که به اعتباری کارنامهٔ عمر او نیز بهشمار میرود. این دیوان در زمان حیات او به چاپ نرسید. جلال متینی از بهار نقل میکند که میخواستهاست سرودههای خود را از صافی نقد بگذراند و منتخب دیوان خود را به چاپ برساند و از وزارت فرهنگ خواستار شده بود که دو تن آشنا با شعر و شاعری را برای پاکنویس اشعارش در اختیار او بگذارد، اما این تقاضا اجابت نشد.{{سخ}} | ||
برخی را عقیده بر آن است که بعد از [[جامی]]، در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت، شاعری همپایه بهار نداشتهایم. بهار تحصیلات خود را به شیوه امروزی فرا نگرفته بود، اما با مطالعه عمیق در آثار گذشتگان به مدد حافظه پربار و سرشار خود، این نقیصه را جبران کرد و در فنون ادبی و تحقیقی به پایهای از جامعیت رسید که بزرگترین محققان زمان به گفتهها و نوشتههای او استناد میکردند. به زبان عربی تا آن حد که بتواند از مسیر تحقیق و تتبع به آسانی بگذرد آشنا بود و با زبانهای فرانسه و انگلیسی تا حدودی آشنایی داشت. دیوانهای شاعران سلف را به دقت خوانده بود و این خود به حضور ذهن او در یافتن و به کاربردن لغات در ترکیبات شعری یاری میرساند. بهار در بدیههگویی و ارتجال، طبعی فراخاندیش و زودیاب داشت و به آسانی از مضایق وزن و تنگنای قافیه بیرون میآمد. پایه و مقام شاعری او در عنفوان جوانی در حدی بود که بعضی از حاسدان سرودههای او را به پدرش یا به [[بهار شروانی]] نسبت میدادند. حاسدان او را در معرض آزمایش نیز قرار دادند و لغاتی ناهنجار را بارها در اختیار او قرار دادند تا آنها را در یک بیت یا یک رباعی جای دهد و او در همه موارد خوب از عهده برمیآمد، و اعجاب و تحسین حاضران را برمیانگیخت. | برخی را عقیده بر آن است که بعد از [[جامی]]، در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت، شاعری همپایه بهار نداشتهایم. بهار تحصیلات خود را به شیوه امروزی فرا نگرفته بود، اما با مطالعه عمیق در آثار گذشتگان به مدد حافظه پربار و سرشار خود، این نقیصه را جبران کرد و در فنون ادبی و تحقیقی به پایهای از جامعیت رسید که بزرگترین محققان زمان به گفتهها و نوشتههای او استناد میکردند. به زبان عربی تا آن حد که بتواند از مسیر تحقیق و تتبع به آسانی بگذرد آشنا بود و با زبانهای فرانسه و انگلیسی تا حدودی آشنایی داشت. دیوانهای شاعران سلف را به دقت خوانده بود و این خود به حضور ذهن او در یافتن و به کاربردن لغات در ترکیبات شعری یاری میرساند. بهار در بدیههگویی و ارتجال، طبعی فراخاندیش و زودیاب داشت و به آسانی از مضایق وزن و تنگنای قافیه بیرون میآمد. پایه و مقام شاعری او در عنفوان جوانی در حدی بود که بعضی از حاسدان سرودههای او را به پدرش یا به [[بهار شروانی]] نسبت میدادند. حاسدان او را در معرض آزمایش نیز قرار دادند و لغاتی ناهنجار را بارها در اختیار او قرار دادند تا آنها را در یک بیت یا یک رباعی جای دهد و او در همه موارد خوب از عهده برمیآمد، و اعجاب و تحسین حاضران را برمیانگیخت. | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۶۱: | ||
=== ترانه و تصنیف === | === ترانه و تصنیف === | ||
از تصنیفها و ترانههای سرودهٔ بهار «بهار دلکش»، «باد صبا بر گل گذر کن»، | از تصنیفها و ترانههای سرودهٔ بهار «بهار دلکش»، «باد صبا بر گل گذر کن»، «ای شکستهدل»، «ای کبوتر»، «گر رقیب آید»، «ایران هنگام کار»، «ز من نگارم»، «پرده ز رخ برافکن»، «عروس گل»، «به اصفهان رو» و «مرغ سحر» را میتوان نام برد. | ||
== نمونه اشعار == | == نمونه اشعار == | ||