جنبش مشروطه ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
| notes = | | notes = | ||
| sidebox = | | sidebox = | ||
}} | |image_size=270 پیکسل}} | ||
'''جنبش مشروطه | '''جنبش مشروطه ایران، یا انقلاب مشروطه،''' جنبشی است که در ۱۴ مرداد سال ۱۲۸۵ هجری شمسی منجر به صدور فرمان مشروطیت از جانب [[مظفرالدین شاه]] قاجار شد. زمینههای این جنبش از سالها قبل در ایران پدیدار شده بود. ایران دورهی قاجار میدان تاخت و تاز قدرتهای خارجی به خصوص دولتهای روس و انگلیس بود. انعقاد دو قرارداد استعماری گلستان و ترکمانچای در پی شکست قوای نظامی ایران از قوای روس در زمان سلطنت فتحعلیشاه غرور ملی ایرانیان را خدشه دار کرده بود. مردم ایران در اثر ظلم و استبداد روز افزون شاهان قاجار و درباریان هر روز فقیرتر گشته و عرصه زندگی بر آنان تنگتر میشد. شاهان و درباریان برای دستیابی به خواستهها و حفظ قدرت خود منابع و ثروتهای ایران را به قدرتهای خارجی میبخشیدند و قراردادهایی با خارجیان بسته و امتیازهای کلانی به آنان میدادند و بار این امتیازات بر گردهی مردم ایران سنگینی میکرد. | ||
اولین نشانههای بیداری در بین ایرانیان در جنبش تنباکو در زمان ناصرالدین شاه قاجار نمایان شد. در اثر ایستادگی مردم ایران و همراهی برخی مراجع و ملایان، دربار در مقابل خواست مردم عقب نشینی کرد و امتیاز انحصار تجارت تنباکو را که به یک کمپانی انگلیسی واگذار کرده بود لغو کرد. در همین دوران تعدادی از ایرانیان که به اروپا رفته بودند و پیشرفتهای آنجا را دیده بودند؛ این آگاهیها را به جامعه ایران آورده و شور آزادیخواهی را در ایران میپراکندند. ایران در حال گذار از یک جامعهی فئودالی به یک جامعهی بورژوایی تجاری بود. الزام این گذار آزادیهای سیاسی بود که قدرت مطلقه دربار را تهدید میکرد. تشکیلات حکومت و استبداد مانع پیشرفت جامعه ایران بود. در واقع جنبش مشروطه پاسخی به یک ضرورت تاریخی در ایران بود که قدرت شاه و دربار را محدود کرده و مشارکت اقشار مختلف مردم در حاکمیت را تضمین میکرد. | اولین نشانههای بیداری در بین ایرانیان در [[جنبش تنباکو]] در زمان [[ناصرالدین شاه]] قاجار نمایان شد. در اثر ایستادگی مردم ایران و همراهی برخی مراجع و ملایان، دربار در مقابل خواست مردم عقب نشینی کرد و امتیاز انحصار تجارت تنباکو را که به یک کمپانی انگلیسی واگذار کرده بود لغو کرد. در همین دوران تعدادی از ایرانیان که به اروپا رفته بودند و پیشرفتهای آنجا را دیده بودند؛ این آگاهیها را به جامعه ایران آورده و شور آزادیخواهی را در ایران میپراکندند. ایران در حال گذار از یک جامعهی فئودالی به یک جامعهی بورژوایی تجاری بود. الزام این گذار آزادیهای سیاسی بود که قدرت مطلقه دربار را تهدید میکرد. تشکیلات حکومت و استبداد مانع پیشرفت جامعه ایران بود. در واقع جنبش مشروطه پاسخی به یک ضرورت تاریخی در ایران بود که قدرت شاه و دربار را محدود کرده و مشارکت اقشار مختلف مردم در حاکمیت را تضمین میکرد. | ||
پس از صدور فرمان مشروطه مجلس شورا در تهران آغاز به کار کرد. پس از مرگ مظفرالدین شاه، محمدعلی میرزا به پادشاهی رسید. او دشمن مشروطه بود و به دنبال حاکمیت مظلق خود بر همه امور مملکت بود. [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]] مجلس را به توپ بست و به مدت یک سال استبداد را بر ایران حاکم کرد. در این میان تنها تبریز نوانست در برابر دیکتاتوری مقاومت کند. علت این امر آیندهنگری و درایت سران جنبش در تبریز بود. سران مشروطه در تبریز که در رأس آنان [[علی مسیو]] قرار داشت، بر خلاف شهرهای دیگر که تنها به فعالیت سیاسی و تشکیل انجمن اکتفا کرده بودند؛ به تأسیس انجمن غیبی دست زدند. انجمن غیبی در تبریز تمامی امور مربوط به جنبش را در دست داشت و تربیت نیروی نظامی برای حفاظت از دستاوردهای انقلاب مشروطه را در دستور کار قرار داد. شهر تبریز پس از صدور فرمان مشروطه و تشکیل انجمن، روزانه شاهد تمرینات نظامی در تمامی محلات بود. نتیجهی این دوراندیشی سران جنبش این بود که تبریز طی دو دوره جنگ، بر قوای دولتی غلبه کرد و مشروطه خواهان دوباره پیروز شدند و مشروطه را که از تمام ایران برچیده شده بود دوباره به ایران بازگرداند. تهران توسط مشروطه خواهان فتح شد. سران اصلی جنبش که در تبریز بودند در اثر لشگر کشی روسیهی تزاری و محاصرهی تبریز نتوانستند در فتح تهران شرکت کنند. قدرت بین سران فاتحان تهران تقسیم شد. مجلس بازگشایی شد. انقلابیون واقعی سهمی ار قدرت نداشتند. سران دولت جدید برای اینکه سران انقلابیون یعنی [[ستارخان]] و [[باقر خان]] را از کانون انقلاب یعنی تبریز دور کنند؛ آنها را به تهران فراخواندند. ستارخان و باقر خان به تهران آمدند. در تهران پس از چندی دولت جدید به خلع سلاح مجاهدان اهتمام ورزید و در واقعهی پارک اتابک بسیاری از مجاهدان کشته شدند. ستارخان در این واقعه، از ناحیهی پا مجروح شد و چند سال بعد در اثر همین جراحت در تهران در گذشت. | |||
در تبریز سپاه روس بر شهر مسلط شد و به کشتار انقلابیون پرداخت و تعداد زیادی از آنان توسط روسها اعدام شدند. در سالهای بعد ایران صحنه کشمکش بین دو دولت استعماری روس و انگلیس بود. هرکدام از آنان به دنبال سهم بیشتری از منابع ایران بودند. آنان ایران را به دو منطقه نفوذ بین خود تقسیم کرده بودند. در این دوران احمد شاه آخرین شاه سلسله قاجار به جای پدرش محمدعلی شاه بر مسند قدرت تکیه زده بود. او پادشاه بسیار ضعیفی بود. ضعف حکومت و دولت مرکزی و جایگزینی بیشمار دولتها اوضاع آشفتهای را در ایران به وجود آورده بود. در نهایت این اوضاع آشفته زمینه را برای کودتای ۳ اسفند | در تبریز سپاه روس بر شهر مسلط شد و به کشتار انقلابیون پرداخت و تعداد زیادی از آنان توسط روسها اعدام شدند. در سالهای بعد ایران صحنه کشمکش بین دو دولت استعماری روس و انگلیس بود. هرکدام از آنان به دنبال سهم بیشتری از منابع ایران بودند. آنان ایران را به دو منطقه نفوذ بین خود تقسیم کرده بودند. در این دوران [[احمد شاه]] آخرین شاه سلسله قاجار به جای پدرش محمدعلی شاه بر مسند قدرت تکیه زده بود. او پادشاه بسیار ضعیفی بود. ضعف حکومت و دولت مرکزی و جایگزینی بیشمار دولتها اوضاع آشفتهای را در ایران به وجود آورده بود. در نهایت این اوضاع آشفته زمینه را برای [[کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹]] و ظهور [[رضاشاه|رضا خان]] و در ادامه به قدرت رسیدن او و تغییر سلسله قاجاریه و بنیانگذاری سلسه پهلوی توسط رضاخان و آغاز دوران دیکتاتوری رضاخان مهیا کرد. | ||
== نفوذ خارجیان در ایران قبل از مشروطه == | == نفوذ خارجیان در ایران قبل از مشروطه == | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
=== روابط ایران با دولتهای خارجی در دوره قاجار === | === روابط ایران با دولتهای خارجی در دوره قاجار === | ||
آغا محمدخان بعد از آغار سلطنت به گرجستان حمله کرد و | آغا محمدخان بعد از آغار سلطنت به گرجستان حمله کرد و آنجا را که تحتالحمایهی کاترین دوم امپراطوریس روسیه بود تصرف کرد. به دنبال آن روسیه نیز یه سمت ایران لشگر کشید و قوای روس به سرکردگی «والریان» برادر «پلاتون زوبف»، همه کاره دربار روسیه تا باکو پیشروی کردند ولی بعد این حمله متوقف شد. در زمان فتحعلیشاه روابط ایران روسیه خصومتآمیز بود.<ref>انقلاب مشروطه ایران نیروها و هدفها ـ بیژن جزنی ص۲۲</ref> | ||
==== روابط ایران و فرانسه ==== | ==== روابط ایران و فرانسه ==== | ||
از سال ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۳میلادی دور اول جنگهای ایران و روسیه درگرفت. «ناپلئون» در صدد لشکر کشی به هند بود. در دوره اول جنگهای ایران و روسیه فتحعلیشاه به ضعف ایران در برابر قوای روس پیبرد. فتحعلی شاه درصدد کمک از فرانسه برآمد و روابطی را با ناپلئون برقرار کرد تا او نیز به سپاه روس بتازد. ناپلئون فرستادگانی به ایران فرستاد که نهایتا به قرارداد «فینکناشتاین» در می ۱۸۰۷ بین ایران و فرانسه منجر شد. دراین قرارداد، صلح دائم دو دولت، حق وابستگی گرجستان به ایران، کمک مستشاری و نظامی فرانسه به ایران، بستن بنادر ایران به روی انگلیسیها و قطع هرگونه روابط با آنها، اتحادجنگی علیه روس و انگلیس، حمله به هندوستان، حق عبور برای لشکریان فرانسه از ایران به هند، و ایجاد روابط تجاری مورد موافقت طرفین قرار گرفته بود، اما درعمل، قراداد فینکناشتاین به این محدود شد که هیآت مستشاری نظامی از سوی فرانسه برای | از سال ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۳میلادی دور اول جنگهای ایران و روسیه درگرفت. «ناپلئون» در صدد لشکر کشی به هند بود. در دوره اول جنگهای ایران و روسیه فتحعلیشاه به ضعف ایران در برابر قوای روس پیبرد. فتحعلی شاه درصدد کمک از فرانسه برآمد و روابطی را با ناپلئون برقرار کرد تا او نیز به سپاه روس بتازد. ناپلئون فرستادگانی به ایران فرستاد که نهایتا به قرارداد «فینکناشتاین» در می ۱۸۰۷ بین ایران و فرانسه منجر شد. دراین قرارداد، صلح دائم دو دولت، حق وابستگی گرجستان به ایران، کمک مستشاری و نظامی فرانسه به ایران، بستن بنادر ایران به روی انگلیسیها و قطع هرگونه روابط با آنها، اتحادجنگی علیه روس و انگلیس، حمله به هندوستان، حق عبور برای لشکریان فرانسه از ایران به هند، و ایجاد روابط تجاری مورد موافقت طرفین قرار گرفته بود، اما درعمل، قراداد فینکناشتاین به این محدود شد که هیآت مستشاری نظامی از سوی فرانسه برای تجهیز سپاه ایران فرستاده شد.<ref>انقلاب مشروطه نیروها و هدفها ـ بیژن جزنی ص۲۳</ref> درهمین زمان قرارداد صلح «تیلسیت» بین فرانسه و روسیه منعقد شد و عملا جنبههای عملی قرارداد فینکن اشتاین ملغی شد. | ||
جنگ بین ایران و روسیه به شکست سپاه ایران انجامید و نهایتا هر دوره از جنگهای ایران و روسیه به قرادادهای «[[قرارداد گلستان|گلستان]]»در ۱۸۱۳میلادی و «[[عهدنامه ترکمانچای|ترکمانچای]]»۱۸۲۳میلادی که قسمتهایی از خاک ایران را جدا میکرد، منجر شد. | |||
==== روابط ایران و انگلستان ==== | ==== روابط ایران و انگلستان ==== | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
==== روابط ایران و روسیه ==== | ==== روابط ایران و روسیه ==== | ||
بعد از حمله آغا محمد خان به گرجستان، حکومت گرجستان به روسیه متمایل شد و امپراطور روسیه را به عنوان پادشاه گرجستان به رسمیت شناخت. روسیه به ایران لشگر کشی کرد و شهر گنجه به تصرف روسها در آمد. فتحعلی شاه تدارک حمله دید و جنگهای دوره اول بین ایران و روسیه به مدت ۱۰ سال درگرفت. در پایان این دوره از جنگها قرارداد صلح گلستان بین ایران و روسیه منعقد شد که در آن وضعیت کنونی که هرکس هر شهر و منطقهای را در اختبار دارد به همین شکل ادامه داشته باشد به رسمیت شناخته شد که عملا قسمتهای بسیاری از خاک ایران به خاک روسیه منضم شد. روسیه متعهد شد از حق پادشاه ایران و فرزندانش برای سلطنت بر ایران جانبداری کند. در این عهدنامه حق انحصاری داشتن کشتی جنگی در دریای خزر منحصر به روسیه شد. قرارداد گلستان سیزده سال صلح را محفوظ داشت. عدم تعیین مرزهای روشن و توسعه طلبی تزار و خامی دربار ایران و احاطهی روحانیان بر دربار و تحریک ایران توسط دولت انگلیس به جنگ با روسیه برای تضعیف این دولت، موجب بروز یک دوره جنگ بین ایران و روسیه شد. این دوره جنگها با انعقاد عهدنامهی ترکمانچای در سال ۱۲۴۳ هجری قمری با وساطت سفیر انگلیس، پایان یافت. در این قرارداد مرزهای ایران به حدود موجود در آذربایجان محدود گردید و حق کاپیتولاسیون به روسیه داده شد و از آن پس دربار ایران تحت نفوذ تزارها درآمد.<ref>انقلاب مشروطه نیروها و هدفها - بیژن جزنی ص۲۹ و ۳۰</ref> | بعد از حمله [[آقامحمدخان قاجار|آغا محمد خان]] به گرجستان، حکومت گرجستان به روسیه متمایل شد و امپراطور روسیه را به عنوان پادشاه گرجستان به رسمیت شناخت. روسیه به ایران لشگر کشی کرد و شهر گنجه به تصرف روسها در آمد. فتحعلی شاه تدارک حمله دید و جنگهای دوره اول بین ایران و روسیه به مدت ۱۰ سال درگرفت. در پایان این دوره از جنگها قرارداد صلح گلستان بین ایران و روسیه منعقد شد که در آن وضعیت کنونی که هرکس هر شهر و منطقهای را در اختبار دارد به همین شکل ادامه داشته باشد به رسمیت شناخته شد که عملا قسمتهای بسیاری از خاک ایران به خاک روسیه منضم شد. روسیه متعهد شد از حق پادشاه ایران و فرزندانش برای سلطنت بر ایران جانبداری کند. در این عهدنامه حق انحصاری داشتن کشتی جنگی در دریای خزر منحصر به روسیه شد. قرارداد گلستان سیزده سال صلح را محفوظ داشت. عدم تعیین مرزهای روشن و توسعه طلبی تزار و خامی دربار ایران و احاطهی روحانیان بر دربار و تحریک ایران توسط دولت انگلیس به جنگ با روسیه برای تضعیف این دولت، موجب بروز یک دوره جنگ بین ایران و روسیه شد. این دوره جنگها با انعقاد عهدنامهی ترکمانچای در سال ۱۲۴۳ هجری قمری با وساطت سفیر انگلیس، پایان یافت. در این قرارداد مرزهای ایران به حدود موجود در آذربایجان محدود گردید و حق کاپیتولاسیون به روسیه داده شد و از آن پس دربار ایران تحت نفوذ تزارها درآمد.<ref>انقلاب مشروطه نیروها و هدفها - بیژن جزنی ص۲۹ و ۳۰</ref> | ||
=== نفوذ خارجیان در ایران عصر قاجار === | === نفوذ خارجیان در ایران عصر قاجار === | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
بعد از مرگ فتحعلیشاه، محمدشاه پسر عباس میرزا با حمایت روسیه به پادشاهی رسید. روسیه محرک لشگر کشیهای متعدد ایران به افغانستان و هرات بود و هدف آن حمله به قلمرو انگلستان بود. انگلستان از حکومت افغانستان و هرات دفاع میکرد و هدفش ایجاد حائلی برای جلوگیری از نفوذ روسیه به سمت هند بود.<ref name=":1" /> | بعد از مرگ فتحعلیشاه، محمدشاه پسر عباس میرزا با حمایت روسیه به پادشاهی رسید. روسیه محرک لشگر کشیهای متعدد ایران به افغانستان و هرات بود و هدف آن حمله به قلمرو انگلستان بود. انگلستان از حکومت افغانستان و هرات دفاع میکرد و هدفش ایجاد حائلی برای جلوگیری از نفوذ روسیه به سمت هند بود.<ref name=":1" /> | ||
در زمان محمد شاه قشون ایران شهر هرات را محاصره کرد. انگلستان برای ممانعت، با رزمناو بنادر جنوب ایران را مورد تعرض قرارداد و ایلات جنوب را بر ضد حکومت مرکزی شوراند. محمد شاه بعد از ۹ ماه بدون نتیجه از محاصره هرات دست کشید. در۱۲۶۴ قمری، ناصرالدین میرزا با کمک امیرکبیر و حمایت روسیه به پادشاهی رسید. امیر کبیر در سه سال و اندی که صدراعظم ایران بود دست به اصلاحات گستردهای زد. او سازمان اداری حکومت را نظم بخشید. تعدادی را برای آموزش علوم جدید به اروپا فرستاد. حقوق و مزایای شاهزادگان و درباریان را محدود کرد. امنیت را در راهها تامین کرد. اقدامات امیر برای دول استعماری خوشآیند نبود. انگلستان اولین مخالف اقدامات امیرکبیر بود. تمامی اقدامات امیرکبیر مورد اعتراض انگلستان قرار میگرفت و در مسیر آن اشکال تراشی میشد. نهایتا بر اثر | در زمان محمد شاه قشون ایران شهر هرات را محاصره کرد. انگلستان برای ممانعت، با رزمناو بنادر جنوب ایران را مورد تعرض قرارداد و ایلات جنوب را بر ضد حکومت مرکزی شوراند. محمد شاه بعد از ۹ ماه بدون نتیجه از محاصره هرات دست کشید. در۱۲۶۴ قمری، ناصرالدین میرزا با کمک امیرکبیر و حمایت روسیه به پادشاهی رسید. امیر کبیر در سه سال و اندی که صدراعظم ایران بود دست به اصلاحات گستردهای زد. او سازمان اداری حکومت را نظم بخشید. تعدادی را برای آموزش علوم جدید به اروپا فرستاد. حقوق و مزایای شاهزادگان و درباریان را محدود کرد. امنیت را در راهها تامین کرد. اقدامات امیر برای دول استعماری خوشآیند نبود. انگلستان اولین مخالف اقدامات امیرکبیر بود. تمامی اقدامات امیرکبیر مورد اعتراض انگلستان قرار میگرفت و در مسیر آن اشکال تراشی میشد. نهایتا بر اثر تحریکات انگلستان و دشمنی مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه، امیر کبیر ابتدا از صدارت عزل و به فین کاشان تبعید شد و بعد توسط فراشان حکومتی در گرمابه به قتل رسید.<ref>انقلاب مشروطیت ایران نیروها و هدفها - بیژن جزنی ص ۳۴</ref> | ||
=== نفوذ اقتصادی و امتیازات خارجی در ایران === | === نفوذ اقتصادی و امتیازات خارجی در ایران === | ||
| خط ۱۶۸: | خط ۱۶۸: | ||
=== تحصن در سفارت انگلیس === | === تحصن در سفارت انگلیس === | ||
[[پرونده:تصویری از بست نشینان در سفارت انگلیس.JPG|جایگزین=تصویری از بست نشینان در سفارت انگلیس که منجر به صدور فرمان مشروطیت شد|بندانگشتی|400x400پیکسل|تصویری از بست نشینان در سفارت انگلیس که منجر به صدور فرمان مشروطیت شد]] | [[پرونده:تصویری از بست نشینان در سفارت انگلیس.JPG|جایگزین=تصویری از بست نشینان در سفارت انگلیس که منجر به صدور فرمان مشروطیت شد|بندانگشتی|400x400پیکسل|تصویری از بست نشینان در سفارت انگلیس که منجر به صدور فرمان مشروطیت شد]] | ||
بعد از رفتن علما اوضاع تهران به زور سرباز و قزاق و اختناق اعمال شده توسط عینالدوله آرام بود اما این آتش زیر خاکستر بود زیرا نام «مشروطه» کمکم به زبان مردم افتاده بود. تعدادی از بازرگانان به نام که با جنبش همراهی کرده بودند و در تهران مانده بودند نسبت به خشم دولت بیمناک بودند. بازرگانان تصمیم گرفتند به یکی از | بعد از رفتن علما اوضاع تهران به زور سرباز و قزاق و اختناق اعمال شده توسط عینالدوله آرام بود اما این آتش زیر خاکستر بود زیرا نام «مشروطه» کمکم به زبان مردم افتاده بود. تعدادی از بازرگانان به نام که با جنبش همراهی کرده بودند و در تهران مانده بودند نسبت به خشم دولت بیمناک بودند. بازرگانان تصمیم گرفتند به یکی از سفارتهای خارجی پناهنده شوند. دو روز پس از خروج علما از تهران افرادی به قلهک رفتند و از کارکنان سفارت انگلیس پرسیدند، اگر ما به سفارتخانه پناهنده شویم راه داده خواهد شد یا نه؟ کارکنان سفارتخانه گرچه جواب رد دادند ولی سختگیری نکردند. در روز پنچ شنبه ۲۷ تیر ماه ۱۲۸۵ نخست حدود پنجاه نفر از بازرگانان و طلبهها به ساختمان سفارت در شهر رفته و در آنجا متحصن شدند. روز بعد به این تعداد افزوده شد و مردم چون دیدند که مانعی وجود ندارد، هر صنف و دستهای به طرف سفارت رفته و چادر خود را در حیات سفارت برپا کردند. روز دوشنبه ۳۱ تیر تعداد بست نشینان، ۸۵۸ نفر بود و تا سه روز بعد از آن به ۵۰۰۰ تن رسید و تا روزهای بعد به ۱۳۰۰۰ تن بالغ شد. بازارها بسته شد. این تحصن در کمال آرامش و نظم و نظام انجام شد و به طوری که انگلیسیها نیز رفتار متحصنین را ستایش کردهاند. در کتاب آبی آمده است: <blockquote>«رفتارشان بسیار ستوده و پسندیده میبود، و این نیکی رفتار و بسامانی کارها در میان خودشان، نتیجه بیداری سرانشان میبود که به کسانیکه گمان آشوب طلبی میرفت به میان خود راه نداده بودند».<ref>کتاب آبی</ref> </blockquote>در محل تحصن دیگهای غذا برپا بود و در کمال نظم شام و نهار به متحصنین داده میشد. هزینه آنرا بازرگانان میدادند. در روزهای اول بست نشینی در سفارت انگلیس درخواستهای متحصنین که به مسترکرانت، شارژدافر(کاردار) انگلیس دادند تا به دولت برساند به شرح زیر بود: | ||
اول - بازگشت علمای مهاجرین به تهران | اول - بازگشت علمای مهاجرین به تهران | ||
دوم - اصمینان بر اینکه احدی را دستگیر نکرده و شکنجه نخواهند کرد | دوم - اصمینان بر اینکه احدی را دستگیر نکرده و شکنجه نخواهند کرد. | ||
سوم - امنیت مملکت | سوم - امنیت مملکت | ||
| خط ۱۷۸: | خط ۱۷۸: | ||
چهارم - افتتاح عدالتخانه که از طبقه علما و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات در آن شرکت داشته باشند. | چهارم - افتتاح عدالتخانه که از طبقه علما و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات در آن شرکت داشته باشند. | ||
پنجم - قاتل دو سید بزرگوار را قصاص نمایند | پنجم - قاتل دو سید بزرگوار را قصاص نمایند. | ||
عین الدوله و وزیران زیر بار خواستههای متحصنین نرفتند و پاسخ | عین الدوله و وزیران زیر بار خواستههای متحصنین نرفتند و پاسخ درخواستهای آنان را به شرح زیر دادند: | ||
اول - چند نفر آقایان به اختیار خود عازم عتبات | اول - چند نفر آقایان به اختیار خود عازم عتبات شده، دیگران در شهر هستند، وجود آنها لازم نیست. | ||
دوم - بی قصور دولت کسی را نمیگیرد. | دوم - بی قصور دولت کسی را نمیگیرد. | ||
| خط ۱۸۸: | خط ۱۸۸: | ||
سوم - مملکت در کمال امنیت است. | سوم - مملکت در کمال امنیت است. | ||
چهارم - سالهاست عدالتخانه | چهارم - سالهاست عدالتخانه باز و در انجام امور ساعی، مخصوصا این ایام حضرت اشرف والا شعاع السلطنه، رئیس دیوانخانه مبارکه مقرر شدهاند که بعرض عارضین رسیدگی کامل شود. هیچوقت در ایران مرسوم نبوده که از طبقات رعایا، شرکت در دیوانخانه مبارکه داشته باشند. | ||
پنجم - کسی کشته نشده که قصاص لازم آید. | پنجم - کسی کشته نشده که قصاص لازم آید. | ||
تا رسیدن پاسخ به بست نشینان اوضاع تغییر کرده بود. با افزایش تعداد | تا رسیدن پاسخ به بست نشینان اوضاع تغییر کرده بود. با افزایش تعداد متحصنین، تعادل قوا به سود آنان تغییر کرده بود و روشنفکرانی که در میان آنان بودند، فواید آزادی و مشروطه را به مردم فهمانیده بودند. از طرفی محمدعلی میرزا، ولیعهد نیز در جنگ قدرت با عینالدوله که در گذشته تلاش کرده بود او را از ولیعهدی خلع کند و شاهزاده دیگری را به جای او بنشاند از فعالان مشروطه حمایت میکرد. | ||
ابتدا از تبریز تعدادی از مجتهدان در حمایت از مهاجران | ابتدا از تبریز تعدادی از مجتهدان در حمایت از مهاجران تلگرافهایی به شاه فرستادند و شهرهای دیگر را نیز به این کار فراخواندند. شهرهای دیگر و حتی علمای نجف نیز همین کار را کردند. این کار بایکوت خبری را که عین الدوله حاکم کرده بود، شکست و مردم شهرها و ولایات مختلف از حوادث تهران با خبر شدند. این اتفاقات مایهی دلگرمی و شجاعت بیشتر متحصنین شد و بار دیگر خواستههای خود را عنوان کرده و خواستار حکومت مشروطه و پارلمانی شدند. خواستههای متحصنین به شرح زیر بود: | ||
اول - بازگشت علمای اعلام | اول - بازگشت علمای اعلام | ||
| خط ۲۰۶: | خط ۲۰۶: | ||
پنجم - عودت مطرودین ( رشدیه و دیگران) | پنجم - عودت مطرودین ( رشدیه و دیگران) | ||
شارژدافر سفارت انگلیس این خواستهها را به شاه داد. شاه دستور داد جلسهای با حضور وزیر خارجه برپا شود. قرار شد جلسه، روز دوشنبه هفتم مرداد برگزار شود؛ اما برگزار نشد و قبل از آن شاه عینالدوله را عزل کرد. | |||
== صدور فرمان مشروطیت و افتتاح مجلس == | == صدور فرمان مشروطیت و افتتاح مجلس == | ||
[[پرونده:جشن و چراغانی در تهران پس از صدور فرمان مشروطه.JPG|جایگزین=جشن و چراغانی در تهران پس از صدور فرمان مشروطیت|بندانگشتی|450x450پیکسل|جشن و چراغانی در تهران پس از صدور فرمان مشروطیت]] | [[پرونده:جشن و چراغانی در تهران پس از صدور فرمان مشروطه.JPG|جایگزین=جشن و چراغانی در تهران پس از صدور فرمان مشروطیت|بندانگشتی|450x450پیکسل|جشن و چراغانی در تهران پس از صدور فرمان مشروطیت]] | ||
[[پرونده:نمایندگان اولین دروه مجلس شورای ملی.jpg|بندانگشتی|نمایندگان اولین دوره مجلس شورای ملی بعد از صدور فرمان مشروطیت ]] | |||
در روز ششم مرداد شاه پاسخ تلگراف محمد علی میرزا را داد. از پاسخ شاه پیداست که مقرر شده بود که مشیر الدوله را برای بازگرداندن علما به قم بفرستد و به دیگر خواستههای متحصنین اعتنایی نکند. از طرفی متحصنین که قدرت یافته بودند و پی به نیرنگ دربار برده بودند به قم تلگراف زدند که بازنگردند. روزبهروز به تعداد بست نشینان افزوده میشد و تعداد آنان به بیش از ۱۴هزار نفر رسیده بود. روز ششم مرداد عینالدوله برکنار شد و مشیر الدوله به جای او نشست. در این میان دولت انگلیس که در رقابت با روسیه که قدرت استعماری غالب در ایران بود و از دیکتاتوری قاجار حمایت میکرد به طرفداری از مشروطه خواهان برخاسته بود و با آنان همراهی میکرد رسما مداخله کرده و از دولت ایران خواست که هر چه زودتر به درخواستهای مردم پاسخ دهد و در پارلمان انگلیس نیز در اینباره بحث شد. سرانجام شاه و دربار در روز سیزدهم مرداد ۱۲۸۵ تسلیم شدند و فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه امضا شد. بست نشینان همانروز در سفارت انگلیس جشن گرفتند و چراغانی کردند. روز بعد که فرمان مشروطه چاپ شده به دیوارهای چسبانیده شد فعالان جنبش آنرا نپسندیدند زیرا از ملت نامی برده نشده بود و از طرفی جملههای آن مبهم بود. شب شانزدهم مرداد نشستی از سران جنبش در خانه مشیرالدوله در قلهک برگزار شد و پیامد آن جلسه شاه فرمان قبلی را تصحیح کرد که مورد قبول متحصنین واقع شد و همانروز مردم از سفارت پراکنده شدند و بازارها را باز کرده خیابانها را چراغانی کردند و سه شب در تهران جشن برپا بود. علما در قم پس از آگاهی از وقایع تهران و صدور فرمان مشروطیت از قم به طرف تهران حرکت کردند و روز ۲۴ مرداد در میان استقبال مردم به تهران رسیدند و دو روز دیگر جشن برپا شد. روز شنبه ۲۶ مرداد در سرای مدرسه نظام جلسه باشکوهی برپا شد. بسیاری از سران فعالان و علما و وزیران و درباریان در جلسه حاضر شدند. این جلسه برای افتتاح مجلس موقت بود که در آن باید نظامنامه انتخابات و دیگر امور بنیانگذاری مشروطه و مجلس مشخص میشد. مجلس موقت تشکیل شد و نظامنامه انتخابات را تهیه کرد و مقرر شد روز ۱۴ شهریور به امضا شاه برسد. دراین میان درباریان در برابر خواست ملت مقاومت کرده و دست به توطئه میزدند. آنها در صدد تغییر رای شاه برآمده و میخواستند دوباره عینالدوله را بر سرکار آورند و مشروطه را در نطفه خفه کنند. باردیگر مردم به شورش درآمدند و میخواستند از علما فتوای برای بیرون کردن تعدادی از درباریان بگیرند. دولت در مقابل خواست مردم عقب نشینی کرد و روز ۱۷شهریور شاه آیین نامه انتخابات را امضا کرد و به عینالدوله دستور دارد به خراسان برود. در تهران انتخاب نمایندگان آغاز شد. در روز ۱۴ مهر اولین جلسه نمایندگان تهران آغاز شد. دربار برای جلوگیری و به شکست کشاندن مشروطه آنرا به ولایات دیگر خبر نداد و از تلگراف به سایر شهرها جلوگیری میکرد. مردم سایر شهرها از جمله تبریز و رشت و مشهد و اصفهان و شیراز و کرمان از اتفاقات تهران بیخبر بودند. | در روز ششم مرداد شاه پاسخ تلگراف محمد علی میرزا را داد. از پاسخ شاه پیداست که مقرر شده بود که مشیر الدوله را برای بازگرداندن علما به قم بفرستد و به دیگر خواستههای متحصنین اعتنایی نکند. از طرفی متحصنین که قدرت یافته بودند و پی به نیرنگ دربار برده بودند به قم تلگراف زدند که بازنگردند. روزبهروز به تعداد بست نشینان افزوده میشد و تعداد آنان به بیش از ۱۴هزار نفر رسیده بود. روز ششم مرداد عینالدوله برکنار شد و مشیر الدوله به جای او نشست. در این میان دولت انگلیس که در رقابت با روسیه که قدرت استعماری غالب در ایران بود و از دیکتاتوری قاجار حمایت میکرد به طرفداری از مشروطه خواهان برخاسته بود و با آنان همراهی میکرد رسما مداخله کرده و از دولت ایران خواست که هر چه زودتر به درخواستهای مردم پاسخ دهد و در پارلمان انگلیس نیز در اینباره بحث شد. سرانجام شاه و دربار در روز سیزدهم مرداد ۱۲۸۵ تسلیم شدند و فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه امضا شد. بست نشینان همانروز در سفارت انگلیس جشن گرفتند و چراغانی کردند. روز بعد که فرمان مشروطه چاپ شده به دیوارهای چسبانیده شد فعالان جنبش آنرا نپسندیدند زیرا از ملت نامی برده نشده بود و از طرفی جملههای آن مبهم بود. شب شانزدهم مرداد نشستی از سران جنبش در خانه مشیرالدوله در قلهک برگزار شد و پیامد آن جلسه شاه فرمان قبلی را تصحیح کرد که مورد قبول متحصنین واقع شد و همانروز مردم از سفارت پراکنده شدند و بازارها را باز کرده خیابانها را چراغانی کردند و سه شب در تهران جشن برپا بود. علما در قم پس از آگاهی از وقایع تهران و صدور فرمان مشروطیت از قم به طرف تهران حرکت کردند و روز ۲۴ مرداد در میان استقبال مردم به تهران رسیدند و دو روز دیگر جشن برپا شد. روز شنبه ۲۶ مرداد در سرای مدرسه نظام جلسه باشکوهی برپا شد. بسیاری از سران فعالان و علما و وزیران و درباریان در جلسه حاضر شدند. این جلسه برای افتتاح مجلس موقت بود که در آن باید نظامنامه انتخابات و دیگر امور بنیانگذاری مشروطه و مجلس مشخص میشد. مجلس موقت تشکیل شد و نظامنامه انتخابات را تهیه کرد و مقرر شد روز ۱۴ شهریور به امضا شاه برسد. دراین میان درباریان در برابر خواست ملت مقاومت کرده و دست به توطئه میزدند. آنها در صدد تغییر رای شاه برآمده و میخواستند دوباره عینالدوله را بر سرکار آورند و مشروطه را در نطفه خفه کنند. باردیگر مردم به شورش درآمدند و میخواستند از علما فتوای برای بیرون کردن تعدادی از درباریان بگیرند. دولت در مقابل خواست مردم عقب نشینی کرد و روز ۱۷شهریور شاه آیین نامه انتخابات را امضا کرد و به عینالدوله دستور دارد به خراسان برود. در تهران انتخاب نمایندگان آغاز شد. در روز ۱۴ مهر اولین جلسه نمایندگان تهران آغاز شد. دربار برای جلوگیری و به شکست کشاندن مشروطه آنرا به ولایات دیگر خبر نداد و از تلگراف به سایر شهرها جلوگیری میکرد. مردم سایر شهرها از جمله تبریز و رشت و مشهد و اصفهان و شیراز و کرمان از اتفاقات تهران بیخبر بودند. | ||