کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
نوشتن مقاله محمود فرد
 
(۵۹۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:کتاب کاپوها و هاپوها.JPG|جایگزین=کتاب «کاپوها و هاپوها، در باره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی»|بندانگشتی|300x300پیکسل|کتاب «کاپوها و هاپوها، در باره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی»]]
{{جعبه زندگینامه
'''«کاپوها و هاپوها درباره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی»'''، عنوان کتابی از مجموعه کتاب‌های مجاهد خلق، [[حمید اسدیان]] با نام مستعار «کاظم مصطفوی» است. این اثر که در ۲۴ تیر ۱۴۰۰ منتشر شده، به جای بررسی مستقیم جنگ با جمهوری اسلامی، به لایه جدیدی از نبرد می‌پردازد: رویارویی مقاومت با قشرها و افرادی که فاقد پوشش رسمی رژیم هستند اما خط وزارت اطلاعات را بازتاب می‌دهند. این کتاب از منظر نویسنده، تحمیلی مشابه جنگ اصلی با رژیم، اما با هدف انحراف و تخریب از درون است. حمید اسدیان در این مجموعه مقالات به تبیین چرایی ضرورت پاسخگویی به این «قشرهای جدیدالولاده» می‌پردازد که با عناوین آکادمیک و رسانه‌ای، به جایگاه مقاومت حمله می‌کنند و آن را مسبب خشونت رژیم معرفی می‌کنند. این اثر، روایتی از پایداری در برابر تهمت‌ها و دروغ‌پراکنی‌هاست که حتی از سوی شکنجه‌گران رسمی رژیم هم صورت نمی‌گرفت، و در نهایت تأکیدی بر ادامه مبارزه  با دشمن اصلی و عوامل آن است.<ref>[https://image.mojahedin.org/VideoAttach/703f854a-804c-44a9-b5d5-d5dc326b6980.pdf لینک دانلود کتاب «کاپوها و هاپوها، در باره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی»]</ref>  
| اندازه جعبه =
| عنوان =
| نام = محمود فرد
| تصویر =محمود فرد- ۱.jpg
| اندازه تصویر =
| عنوان تصویر = محمود فرد
| زادروز = ۱۳۴۶
| زادگاه = همدان
| تاریخ مرگ = ۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶)
| مکان مرگ = آلبانی
|عرض جغرافیایی محل دفن=
|طول جغرافیایی محل دفن=
|latd=|latm=|lats=|latNS=N
|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| محل زندگی = قرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی
| ملیت = ایرانی
| نژاد =
| تابعیت =
| تحصیلات =
| دانشگاه =
| پیشه = مجاهد، مبارز سیاسی
| سال‌های فعالیت = از خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال)
| کارفرما =
| نهاد = سازمان مجاهدین خلق ایران
| نماینده =
| شناخته‌شده برای = مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی
| نقش‌های برجسته = شرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی
| سبک =
| تأثیرگذاران =
| تأثیرپذیرفتگان =
| شهر خانگی = همدان
| تلویزیون =
| لقب = مجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور
| حزب =
| جنبش = مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران
| مخالفان = رژیم جمهوری اسلامی ایران
| هیئت =
| دین =
| مذهب =
| منصب =
| مکتب =
| آثار =
| خویشاوندان سرشناس =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| وبگاه =
| پانویس =
}}
'''محمود فرد''' (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در [[اشرف ۳|اشرف۳]] در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته می‌شود.
== زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت ==
محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیات‌های نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد]</ref>
== سال‌های پایداری در اشرف و لیبرتی ==
یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی مبارزه‌ای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در [[قرارگاه اشرف]] و [[کمپ لیبرتی]] بود. او در برابر بمباران‌ها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجه‌های روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمک‌کار همرزمان خود بود.


== معرفی کتاب: کاپوها و هاپوها درباره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی ==
این مجاهد  در حماسه‌های مهم مقاومت شرکت داشت:
'''۱. اطلاعات کلی و هدف اثر'''


کتاب «کاپوها و هاپوها درباره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی» نخستین مجموعه از مقالاتی است که توسط حمید اسدیان، با استفاده از نام مستعار کاظم مصطفوی، جمع‌آوری و برای انتشار آماده شده است. این کتاب در تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۰ (۱۵ جولای ۲۰۲۱) منتشر گردید. عنوان کتاب، برگرفته از تمثیلی از سعدی شیرازی، به معنای ناهنجاری در همنشینی صداهای نامناسب است و در چارچوب کتاب، به تلاش برای تمایز میان مبارزه اصلی و آنچه که از سوی نویسنده، «صداهای منحرف‌کننده» تلقی می‌شود، می‌پردازد. هدف اصلی این مجموعه مقالات، پاسخگویی به آنچه «جبهه جدیدی در برابر مقاومت» قلمداد می‌شود که از سوی عوامل پنهان و غیررسمی وابسته به حکومت ایران شکل گرفته است.<ref name=":0">[https://library.mojahedin.org/i/%DA%A9%D8%A7%D9%BE%D9%88%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D8%A7%D9%BE%D9%88%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AD%D8%B7-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C کاپوها و هاپوها، در باره قارقارها و عربده‌های یک باند منحط وزارتی]</ref>
حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸


=== '''۲. تحلیل نویسنده از ماهیت مبارزه''' ===
حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد
در مقدمه کتاب، نویسنده به مبارزه با حکومت ایران به عنوان یک «اجبار تحمیل‌شده» اشاره می‌کند، نه یک انتخاب خودخواسته. این مبارزه، از دیدگاه او، انتخابی قاطعانه میان دو طرف است و کوچکترین تردید در آن می‌تواند به نابودی فیزیکی، روانی، و ایدئولوژیک مبارزان منجر شود، که در نتیجه آن «یک فرصت تاریخی آزادی» برای مردم ایران از دست خواهد رفت. حمید اسدیان به قدرت و توانمندی طرف مقابل اشاره دارد که با بهره‌گیری از منابع مادی گسترده و استفاده از پوشش مذهبی و ایدئولوژیک، توانسته است اعتماد بخش وسیعی از جامعه را جلب کند. او اذعان می‌کند که از منظر صرف نظامی، این نبرد ممکن است «دیوانگی» به نظر برسد. با این حال، نویسنده بر این باور است که علی‌رغم دشواری‌ها و آسیب‌ها، «یقین» مبارزان تقویت شده و «امید» آن‌ها افزایش یافته است، چرا که به اعتقاد او، روند تاریخی به نفع مقاومت در حرکت است و این امر حتی برای طرف مقابل نیز آشکار شده است.<ref name=":0" />


=== '''۳. شناسایی نیروهای جدید و نقش آن‌ها''' ===
او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.<ref name=":1">[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B3/#:~:text=%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%20%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1%20%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%20%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF,%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B1%D8%B2%D9%85%20%D9%88%20%D8%B4%D8%B1%D9%81%20%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%20%D9%88%20%D8%AF%D8%B1 جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد پس از ۳۶ سال نبرد با رژیم آخوندی در صفوف مجاهدین]</ref>
کتاب بر ظهور و فعالیت «نیروهای جدیدی» تمرکز دارد که از سوی حکومت برای مقابله با مقاومت به‌کار گرفته شده‌اند. این افراد، برخلاف نیروهای رسمی حکومتی، با ظاهری غیردولتی، از جمله با «کت و شلوار و کراوات»، و با عناوین آکادمیک و رسانه‌ای نظیر «استاد دانشگاه، محقق تاریخ، خبرنگار و ژورنالیست» فعالیت می‌کنند. نویسنده معتقد است که این قشر، با وجود عدم وابستگی ظاهری به نهادهای رسمی، «کینه عمیقی» نسبت به مقاومت دارند و مقاومت را «مانع اصلی» تحقق اهداف خود می‌دانند. آن‌ها تبلیغ می‌کنند که مقاومت، حکومت را به خشونت و گستاخی کشانده است و برای «رام کردن حکومت»، باید مقاومت را تضعیف کرد تا راه برای «مذاکره و مصالحه» با برخی از جناح‌های حکومتی باز شود و در نهایت، فرصت دستیابی به «مناصب و مقامات حکومتی» برای آن‌ها فراهم گردد. حمید اسدیان این قشر را طیفی متنوع شامل افراد با پیشینه‌های مختلف، از جمله کسانی که پیشتر از مقاومت جدا شده‌اند، توصیف می‌کند.<ref name=":0" />  
== تعهدات و نوشته‌ها ==
[[پرونده:حمید اسدیان- عکس درج شده در کتاب کاپوها و هاپوها.JPG|جایگزین=حمید اسدیان- عکس درج شده در کتاب کاپوها و هاپوها|بندانگشتی|300x300پیکسل|حمید اسدیان- عکس درج شده در کتاب کاپوها و هاپوها]]
محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید می‌کرد. در یکی از نوشته‌های سال ۱۳۹۱ آمده است:<blockquote>«من به‌عنوان یک مجاهد اشرفی هم‌چون خواهران و برادرانم متعهد می‌شوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت، می‌کشم می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت.»</blockquote>در نقشه‌مسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادی‌بخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفته‌اند و لحظه به لحظه قیمت آن را می‌پردازند.
در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشه‌مسیر او چنین بود:<blockquote>«ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم، آیین محبت و وفا می‌دانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایران‌زمین است... می‌توان و باید.»<ref name=":0" /></blockquote>


=== '''۴. شیوه مواجهه و رسالت نویسنده''' ===
== نبرد با بیماری و درگذشت ==
نویسنده کتاب اعتقاد دارد که این افراد، خواسته یا ناخواسته، به عنوان ابزاری برای حکومت علیه مقاومت عمل می‌کنند و پیام‌ها و «خطوط» وزارت اطلاعات را بازگو می‌کنند. او به اتهامات و دروغ‌پردازی‌هایی اشاره دارد که از سوی این اشخاص علیه مقاومت مطرح شده و حتی از سوی شکنجه‌گران رسمی نیز بیان نمی‌شد. وی این رویارویی را نیز مانند جنگ اصلی، «تحمیلی» به مقاومت می‌داند. با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که در تمامی این «جنگ‌های قلمی و قدمی»، مقاومت هیچگاه آغازگر نبوده و همواره نهایت «خویشتن‌داری» را نشان داده است. حمید اسدیان می‌نویسد که قلمش تنها در مواقعی که «جان به لب» رسیده، به حرکت درآمده و «ناگفته‌ها» را افشا کرده است. هدف اصلی این نگارش‌ها همیشه «حکومت» و «وزارت اطلاعات» بوده است، حتی اگر نام افرادی مطرح شده باشد که به صورت مستقیم وابسته به حکومت نیستند، اما خطوط فکری آن را ترویج می‌دهند.  
محمود فرد سال‌ها از نارسایی کلیه رنج می‌برد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیت‌پذیری درخشان به وظایف خود عمل می‌نمود.<ref name=":1" />
== پیام تسلیت مریم رجوی ==
خانم '''[[مریم رجوی]]'''، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:<blockquote>«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بی‌امان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت می‌گویم.


در پایان کتاب، نویسنده اعترافی شخصی دارد؛ او بیان می‌کند که سازمان مجاهدین خلق در ابتدا با انتشار برخی از این مقالات موافق نبوده و به همین دلیل، او با استفاده از نام مستعار، اقدام به انتشار آن‌ها کرده است.<ref name=":0" />
درود بر او که به‌رغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خون‌آشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.


== منابع و لینک دانلود ==
یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران به‌پا خاسته برای آزادی به‌ویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»<ref name=":0" /><ref name=":1" /></blockquote>
 
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۲

محمود فرد
محمود فرد
زادروز۱۳۴۶
همدان
درگذشت۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶)
آلبانی
محل زندگیقرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی
ملیتایرانی
پیشهمجاهد، مبارز سیاسی
سال‌های فعالیتاز خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال)
نهادسازمان مجاهدین خلق ایران
شناخته‌شده برایمقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی
نقش‌های برجستهشرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی
شهر خانگیهمدان
لقبمجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور
جنبشمقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران
مخالفانرژیم جمهوری اسلامی ایران

محمود فرد (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در اشرف۳ در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته می‌شود.

زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت

محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیات‌های نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.[۱]

سال‌های پایداری در اشرف و لیبرتی

یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی مبارزه‌ای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی بود. او در برابر بمباران‌ها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجه‌های روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمک‌کار همرزمان خود بود.

این مجاهد در حماسه‌های مهم مقاومت شرکت داشت:

حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد

او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.[۲]

تعهدات و نوشته‌ها

محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید می‌کرد. در یکی از نوشته‌های سال ۱۳۹۱ آمده است:

«من به‌عنوان یک مجاهد اشرفی هم‌چون خواهران و برادرانم متعهد می‌شوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت، می‌کشم می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت.»

در نقشه‌مسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادی‌بخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفته‌اند و لحظه به لحظه قیمت آن را می‌پردازند. در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشه‌مسیر او چنین بود:

«ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم، آیین محبت و وفا می‌دانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایران‌زمین است... می‌توان و باید.»[۱]

نبرد با بیماری و درگذشت

محمود فرد سال‌ها از نارسایی کلیه رنج می‌برد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیت‌پذیری درخشان به وظایف خود عمل می‌نمود.[۲]

پیام تسلیت مریم رجوی

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:

«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بی‌امان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت می‌گویم.

درود بر او که به‌رغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خون‌آشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.

یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران به‌پا خاسته برای آزادی به‌ویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»[۱][۲]

منابع