درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۹۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<div class="main-box"> | <div class="main-box"> | ||
<div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | ||
<div class="box-content"> | |||
<!-- نوشتار 1 --> | |||
<div class="box-content"> | <div class="box-content"> | ||
<div>[[پرونده:میرعشقی4.JPG|جایگزین=امیرزاده عشقی|بندانگشتی|180x180پیکسل|میرزاده عشقی]]</div> | |||
<div> | <div> | ||
'''میرزاده عشقی'''، با نام اصلی سید محمدرضا کردستانی (زادهی ۲۰ آذر ۱۲۷۳، همدان – درگذشتهی ۱۲ تیرماه ۱۳۰۳)، شاعر، روزنامهنگار، نمایشنامه نویس و نویسنده در دوران مشروطه بود. میرزاده عشقی در دوران تحصیل، علاوه بر دروس معمول، زبان فرانسه را نیز آموخت و به آن مسلط گشت. در اوایل جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸ میلادی) و دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده، میرزاده عشقی که در همدان بهسر میبرد به استانبول رفت. | |||
میرزاده عشقی در استانبول در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی، جزو مستمعین آزاد حضور یافت و به تحصیل دانش پرداخت. وی در استانبول نخستین آثار شاعرانهی خود مانند، نوروزینامه و اُپرای رستاخیز شهریاران ایران را نوشت. میرزاده عشقی، پس از بازگشت به همدان، همراه با حزب سوسیالیست و همکاران اقلیت مجلس، به مبارزه علیه دیکتاتوری سلطنتی پرداخت. | |||
سخنرانیهای تند و مقالات و اشعار آتشین میرزاده عشقی علیه وثوقالدوله نخستوزیر وقت و علیه قرداد سال ۱۹۱۹، باعث شد که وثوقالدوله حکم دستگیری او را صادر و وی را روانه زندان کنند. میرزاده عشقی قرداد ۱۹۱۹، را قرارداد فروش ایران به انگلستان نامید. | |||
در سال ۱۳۰۲، با آغاز زمزمهی جمهوری، میرزاده عشقی در مقالهای تحت عنوان جمهوری قلابی، بهمخالفت با رضاخان برخاست و در نخستین شمارهی روزنامه کاریکاتور قرن بیستم که در همان سال دایر کرد، چندین کاریکاتور و شعر تند مبنی بر هزلبودن و غیر واقعی بودن جمهوری رضاخانی منتشر کرد که شهربانی دستور توقیف روزنامه را صادر و همهی نسخههای آن را از سطح شهر جمعآوری نمود. | |||
سرانجام میرزاده عشقی در ۱۲ تیرماه ۱۳۰۳، در منزل خودش به دست دو تن از عوامل حکومتی هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان شهربانی جانباخت. | |||
[[میرزاده عشقی|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
<!-- نوشتار ۲ --> | <!-- نوشتار ۲ --> | ||
<div | <div class="box-content"> | ||
<div>[[پرونده:قتل کشیشهای مسیحی در ایران.jpg|جایگزین=قتل کشیشهای مسیحی|بندانگشتی|225x225پیکسل|قتل کشیشهای مسیحی]]</div> | |||
<div> | <div> | ||
'''قتل کشیشهای مسیحی در ایران'''، در دهه ۷۰، در فاصله دیماه سال ۱۳۷۲ تا تیر ماه ۱۳۷۳جریان داشت. در این دوران رهبران کشیشهای مسیحی در سلسله عملیات سازماندهی شده توسط [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] به قتل رسیدند. | |||
<!-- نوشتار | از جمله کشیشهای مسیحی که در این دوران به قتل رسیدند، اسقف هوسپیان مهر، کشیش مهدی دیباج و اسقف تاتائوس میکائیلیان بودند. به گفته « اکبر گنجی » عامل رژیم ایران در وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، این کشیشها به دلیل قبول نداشتن نظام سیاسی ایران و فعالیتهایشان برای حقوق بشر و حقوق اقلیتها در ایران به دست وزارت اطلاعات به قتل رسیدند. وزارت اطلاعات قتل این کشیشها را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] نسبت داد. | ||
<div | |||
در این سلسله قتلها اسقف هائیک هوسپیانمهر از بالاترین رهبران روحانی مسیحی در ایران و رهبر شورای روحانیان کلیسای انجیلی و رئیس مجامع ربانی ایران در ۲۹ دی ۱۳۷۲، توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران به قتل رسید. | |||
اسقف تاتائوس میکائیلیان رئیس شورای پروتستانهای ایران در ۱۱ تیر ۱۳۷۳ در سن ۶۲ سالگی در مسیر رفتن به دانشگاه تهران، با شلیک گلوله به قتل رسید. کشیش میکائیلیان جانشین کشیش هوسپیانمهر و رئیس پیشین شورای کشیشان پروتستان ایران بود که ۶ ماه پیش از آن ربوده شده و به قتل رسیده بود. | |||
کشیش مهدی دیباج رهبر کلیسای انجیلی در روز ۱۶ خرداد ۱۳۷۳ هنگام تردد در مسیر فرودگاه مهرآباد ربوده شد و جسد مثله شدهی وی در منطقهای جنگلی در اطراف تهران کشف شد. | |||
[[قتل کشیشهای مسیحی|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
<!-- نوشتار 3 --> | |||
<div class="box-content"> | |||
<div>[[پرونده:صادق چوبک،نویسنده.jpg|جایگزین=صادق چوبک|بندانگشتی|165x165پیکسل|صادق چوبک]]</div> | |||
<div> | <div> | ||
'''صادق چوبک'''، (متولد ١۴ تیر ۱۲۹۵ در بوشهر – درگذشتۀ ١٣ تیر ۱۳۷۷ در برکلی) نویسنده و مترجم ایرانی بود. او به همراه [[صادق هدایت]] و [[بزرگ علوی]]، از پدران داستاننویسی ایران به شمار میروند.{{سخ}}صادق چوبک در بوشهر و سپس در شیراز تحصیل کرد در تهران به کالج آمریکایی رفت. | |||
< | او در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. صادق چوبک اولین مجموعه داستانش را با نام خیمه شب بازی در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. پس از آن رمانهای تنگسیر و سنگ صبور منجر به شهرت او شد. | ||
مشهورترین آثار صادق چوبک نیز تنگسیر و سنگ صبور است. اغلب داستانهای او در مورد فقر و بیچارگی مردم است صادق چوبک در رمان تنگسیر که فیلم «تنگسیر» نیز بر اساس آن ساخته شد، علاوه بر فقر، روحیهی مبارزهجویی و پتانسیل شورش و قیام در طبقه فرودست را نیز به تصویر میکشد. | |||
در تنگسیر، زائر محمد با نام عامیانهی «زارممد» با قیام علیه ظلم تبدیل به «شیرممد» میشود و به شکلی کاملا قهرآمیز، حق خود را از صاحبان قدرت میگیرد. او همچنین در داستانهایش جهل و نادانی که ناشی از فقر و عقبمانده نگاه داشته شدن تودههاست را به تصویر میکشد. | |||
صادق چوبک در داستاننویسی یک رئالیست بود و جزئیات حوادثی واقعی را با فضایی تیره توصیف میکرد و نشان میداد که فقر و جهل انسان را در چنبره خویش فرو برده و به او اجازهی خلاقیت و خروج از عادات خویش را نمیدهد. | |||
[[صادق چوبک|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۶
میرزاده عشقی، با نام اصلی سید محمدرضا کردستانی (زادهی ۲۰ آذر ۱۲۷۳، همدان – درگذشتهی ۱۲ تیرماه ۱۳۰۳)، شاعر، روزنامهنگار، نمایشنامه نویس و نویسنده در دوران مشروطه بود. میرزاده عشقی در دوران تحصیل، علاوه بر دروس معمول، زبان فرانسه را نیز آموخت و به آن مسلط گشت. در اوایل جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸ میلادی) و دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده، میرزاده عشقی که در همدان بهسر میبرد به استانبول رفت.
میرزاده عشقی در استانبول در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی، جزو مستمعین آزاد حضور یافت و به تحصیل دانش پرداخت. وی در استانبول نخستین آثار شاعرانهی خود مانند، نوروزینامه و اُپرای رستاخیز شهریاران ایران را نوشت. میرزاده عشقی، پس از بازگشت به همدان، همراه با حزب سوسیالیست و همکاران اقلیت مجلس، به مبارزه علیه دیکتاتوری سلطنتی پرداخت.
سخنرانیهای تند و مقالات و اشعار آتشین میرزاده عشقی علیه وثوقالدوله نخستوزیر وقت و علیه قرداد سال ۱۹۱۹، باعث شد که وثوقالدوله حکم دستگیری او را صادر و وی را روانه زندان کنند. میرزاده عشقی قرداد ۱۹۱۹، را قرارداد فروش ایران به انگلستان نامید.
در سال ۱۳۰۲، با آغاز زمزمهی جمهوری، میرزاده عشقی در مقالهای تحت عنوان جمهوری قلابی، بهمخالفت با رضاخان برخاست و در نخستین شمارهی روزنامه کاریکاتور قرن بیستم که در همان سال دایر کرد، چندین کاریکاتور و شعر تند مبنی بر هزلبودن و غیر واقعی بودن جمهوری رضاخانی منتشر کرد که شهربانی دستور توقیف روزنامه را صادر و همهی نسخههای آن را از سطح شهر جمعآوری نمود.
سرانجام میرزاده عشقی در ۱۲ تیرماه ۱۳۰۳، در منزل خودش به دست دو تن از عوامل حکومتی هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان شهربانی جانباخت.
قتل کشیشهای مسیحی در ایران، در دهه ۷۰، در فاصله دیماه سال ۱۳۷۲ تا تیر ماه ۱۳۷۳جریان داشت. در این دوران رهبران کشیشهای مسیحی در سلسله عملیات سازماندهی شده توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.
از جمله کشیشهای مسیحی که در این دوران به قتل رسیدند، اسقف هوسپیان مهر، کشیش مهدی دیباج و اسقف تاتائوس میکائیلیان بودند. به گفته « اکبر گنجی » عامل رژیم ایران در وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، این کشیشها به دلیل قبول نداشتن نظام سیاسی ایران و فعالیتهایشان برای حقوق بشر و حقوق اقلیتها در ایران به دست وزارت اطلاعات به قتل رسیدند. وزارت اطلاعات قتل این کشیشها را به مجاهدین خلق نسبت داد.
در این سلسله قتلها اسقف هائیک هوسپیانمهر از بالاترین رهبران روحانی مسیحی در ایران و رهبر شورای روحانیان کلیسای انجیلی و رئیس مجامع ربانی ایران در ۲۹ دی ۱۳۷۲، توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران به قتل رسید.
اسقف تاتائوس میکائیلیان رئیس شورای پروتستانهای ایران در ۱۱ تیر ۱۳۷۳ در سن ۶۲ سالگی در مسیر رفتن به دانشگاه تهران، با شلیک گلوله به قتل رسید. کشیش میکائیلیان جانشین کشیش هوسپیانمهر و رئیس پیشین شورای کشیشان پروتستان ایران بود که ۶ ماه پیش از آن ربوده شده و به قتل رسیده بود.
کشیش مهدی دیباج رهبر کلیسای انجیلی در روز ۱۶ خرداد ۱۳۷۳ هنگام تردد در مسیر فرودگاه مهرآباد ربوده شد و جسد مثله شدهی وی در منطقهای جنگلی در اطراف تهران کشف شد.
صادق چوبک، (متولد ١۴ تیر ۱۲۹۵ در بوشهر – درگذشتۀ ١٣ تیر ۱۳۷۷ در برکلی) نویسنده و مترجم ایرانی بود. او به همراه صادق هدایت و بزرگ علوی، از پدران داستاننویسی ایران به شمار میروند.
صادق چوبک در بوشهر و سپس در شیراز تحصیل کرد در تهران به کالج آمریکایی رفت.
او در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. صادق چوبک اولین مجموعه داستانش را با نام خیمه شب بازی در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. پس از آن رمانهای تنگسیر و سنگ صبور منجر به شهرت او شد.
مشهورترین آثار صادق چوبک نیز تنگسیر و سنگ صبور است. اغلب داستانهای او در مورد فقر و بیچارگی مردم است صادق چوبک در رمان تنگسیر که فیلم «تنگسیر» نیز بر اساس آن ساخته شد، علاوه بر فقر، روحیهی مبارزهجویی و پتانسیل شورش و قیام در طبقه فرودست را نیز به تصویر میکشد. در تنگسیر، زائر محمد با نام عامیانهی «زارممد» با قیام علیه ظلم تبدیل به «شیرممد» میشود و به شکلی کاملا قهرآمیز، حق خود را از صاحبان قدرت میگیرد. او همچنین در داستانهایش جهل و نادانی که ناشی از فقر و عقبمانده نگاه داشته شدن تودههاست را به تصویر میکشد.
صادق چوبک در داستاننویسی یک رئالیست بود و جزئیات حوادثی واقعی را با فضایی تیره توصیف میکرد و نشان میداد که فقر و جهل انسان را در چنبره خویش فرو برده و به او اجازهی خلاقیت و خروج از عادات خویش را نمیدهد.

