کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
نوشتن مقاله محمود فرد
 
(۴۷۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
|نام_شخص= جهانگیرخان صوراسرافیل
| اندازه جعبه =
|تصویر= جهانگیرخان صوراسرافیل.jpg
| عنوان =
|عرض_تصویر=250px
| نام = محمود فرد
|توضیح_تصویر=
| تصویر =محمود فرد- ۱.jpg
|تاریخ تولد= ۱۲۹۲
| اندازه تصویر =
|تاریخ_مرگ= ۲تیر ۱۲۸۷
| عنوان تصویر = محمود فرد
|محل_مرگ= باغ شاه، تهران، ایران
| زادروز = ۱۳۴۶
|مدفن=  
| زادگاه = همدان
|علت مرگ= اعدام به دستور محمدعلی‌شاه قاجار
| تاریخ مرگ = ۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶)
|شناخته‌شده برای   = آزادی‌خواهان و مردم ایران
| مکان مرگ = آلبانی
 
|عرض جغرافیایی محل دفن=
|دین                 = اسلام
|طول جغرافیایی محل دفن=
|همسر=
|latd=|latm=|lats=|latNS=N
|والدین=
|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| محل زندگی = قرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی
| ملیت = ایرانی
| نژاد =
| تابعیت =
| تحصیلات =
| دانشگاه =
| پیشه = مجاهد، مبارز سیاسی
| سال‌های فعالیت = از خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال)
| کارفرما =
| نهاد = سازمان مجاهدین خلق ایران
| نماینده =
| شناخته‌شده برای = مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی
| نقش‌های برجسته = شرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی
| سبک =
| تأثیرگذاران =
| تأثیرپذیرفتگان =
| شهر خانگی = همدان
| تلویزیون =
| لقب = مجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور
| حزب =
| جنبش = مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران
| مخالفان = رژیم جمهوری اسلامی ایران
| هیئت =
| دین =
| مذهب =
| منصب =
| مکتب =
| آثار =
| خویشاوندان سرشناس =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| وبگاه =
| پانویس =
}}
}}
'''محمود فرد''' (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در [[اشرف ۳|اشرف۳]] در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته می‌شود.
== زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت ==
محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیات‌های نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد]</ref>
== سال‌های پایداری در اشرف و لیبرتی ==
یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی مبارزه‌ای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در [[قرارگاه اشرف]] و [[کمپ لیبرتی]] بود. او در برابر بمباران‌ها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجه‌های روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمک‌کار همرزمان خود بود.


'''جهانگیرخان صوراسرافیل''' (زاده ۱۲۰۲، درگذشته ۲تیر۱۲۸۷)، از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران، نویسندگان و فعالان سیاسی دوران مشروطه ایران بود که با انتشار روزنامه «صوراسرافیل» نقشی بی‌بدیل در بیداری سیاسی و اجتماعی ایفا کرد. قلم تند و صریح او علیه استبداد و بی‌عدالتی، روزنامه‌اش را به یکی از مهم‌ترین رسانه‌های مشروطه‌خواهان تبدیل ساخت. نوشته‌های طنزآلود دهخدا در ستون «چرند و پرند» به مدیریت او، نقشی کلیدی در آگاهی توده مردم داشت و نام جهانگیرخان را در تاریخ مطبوعات ایران ماندگار کرد. وی در کنار شخصیت‌هایی چون ملک‌المتکلمین، از رهبران فکری نهضت مشروطه به شمار می‌رفت. با آغاز استبداد صغیر و حمله نیروهای محمدعلی‌شاه به مجلس، جهانگیرخان دستگیر و در باغ شاه به دستور شاه اعدام شد؛ رویدادی که به‌گفته احمد کسروی، «یکی از خونین‌ترین صحنه‌های تاریخ مشروطه» بود (کسروی، جلد دوم، ص. ۱۵). مرگ او، گرچه ضایعه‌ای برای جنبش بود، اما قلم و اندیشه‌اش همچنان الهام‌بخش آزادی‌خواهان باقی ماند (کسروی، جلد اول، ص. ۳۷۵). این مقاله با مرور زندگی، فعالیت‌های مطبوعاتی و نقش سیاسی جهانگیرخان، جایگاه او را در تاریخ مشروطه بررسی می‌کند.
این مجاهد  در حماسه‌های مهم مقاومت شرکت داشت:
 
== مقدمه ==
جهانگیرخان صوراسرافیل، در شمار روشنفکرانی است که نقش قلم و بیان را برای پیشبرد اهداف سیاسی و اجتماعی درک کرد و آن را به کار گرفت. او نه‌تنها یک روزنامه‌نگار بود، بلکه با شجاعت فکری و موضع‌گیری‌های قاطع، صدای مشروطه‌خواهان در مقابله با استبداد شد. روزنامه صوراسرافیل به مدیریت او، به‌ویژه با مقالات دهخدا، به منبری برای طرح مباحث عدالت، قانون و آزادی بدل شد (کسروی، جلد اول، ص. ۳۷۰).
 
== زندگی‌نامه و پیشینه فکری ==
میرزا جهانگیرخان اهل گیلان بود. اطلاعات دقیق از سال تولد او اندک است، اما شواهد نشان می‌دهد که در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری متولد شده است. او در تهران اقامت گزید و با محافل روشنفکری و انجمن‌های آزادی‌خواه پیوند یافت. تحصیلات او در علوم جدید و علاقه‌اش به ادبیات و سیاست، زمینه را برای ورود به عرصه مطبوعات فراهم کرد (کسروی، جلد اول، ص. ۳۶۸).
 
جهانگیرخان از همان آغاز فعالیت مطبوعاتی، لحن صریح و انتقادی را برگزید. وی به باور بسیاری از مورخان، از پیشگامان روزنامه‌نگاری مدرن در ایران به شمار می‌رود؛ زیرا با بهره‌گیری از طنز، نثر ساده و نقد اجتماعی، توانست گفتمان مشروطه‌خواهی را به زبان مردم کوچه و بازار منتقل کند (کسروی، جلد اول، ص. ۳۷۲).
 
== فعالیت‌های مطبوعاتی ==
مهم‌ترین دستاورد جهانگیرخان تأسیس و مدیریت روزنامه '''صوراسرافیل''' بود. این روزنامه که در دوران اوج نهضت مشروطه منتشر شد، به سرعت به تریبونی برای انتقاد از استبداد و فساد دستگاه قاجار تبدیل گردید. به نوشته کسروی، صوراسرافیل «بیش از هر روزنامه دیگری بر افکار مردم اثر گذاشت و بذر قانون‌خواهی را در دل عامه کاشت» (کسروی، جلد اول، ص. ۳۷۴).
 
ستون «چرند و پرند» به قلم علی‌اکبر دهخدا، که با زبان طنز و انتقادی نوشته می‌شد، از پرخواننده‌ترین بخش‌های این روزنامه بود. سبک نگارش این مقالات باعث شد که مفاهیم پیچیده سیاسی، مانند ضرورت قانون اساسی و محدود کردن قدرت شاه، برای مردم عادی قابل فهم شود. همین ویژگی، صوراسرافیل را به یکی از محبوب‌ترین جراید آن عصر بدل کرد (کسروی، جلد اول، ص. ۳۷۵).
 
جهانگیرخان علاوه بر مدیریت روزنامه، مقالات متعددی در نقد خودکامگی، بی‌عدالتی اجتماعی و فساد دربار نوشت. این مقالات به‌دلیل صراحت لهجه، بارها موجب توقیف روزنامه و تهدید جان او شد، اما او از موضع خود عقب‌نشینی نکرد (تاریخ هجده‌ساله آذربایجان، ص. ۲۹۵).


== نقش در نهضت مشروطه ==
حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸
جهانگیرخان صوراسرافیل صرفاً یک روزنامه‌نگار نبود؛ او در صف مقدم مبارزه سیاسی نیز قرار داشت. با برپایی مجلس شورای ملی، روزنامه‌اش به حامی اصلی مشروطه تبدیل شد. او در کنار ملک‌المتکلمین، سید جمال واعظ و دیگر فعالان، در انجمن‌های سیاسی عضویت داشت و به ترویج مفاهیم نوگرایانه می‌پرداخت (کسروی، جلد اول، ص. ۳۸۰).


در جریان بحران‌های پس از صدور فرمان مشروطیت، جهانگیرخان از سرسخت‌ترین منتقدان محمدعلی‌شاه بود. او در مقالات خود بارها شاه را به نقض قانون متهم کرد و از لزوم مقاومت در برابر استبداد سخن گفت. این مواضع، دشمنی دربار را نسبت به او برانگیخت (کسروی، جلد دوم، ص. ۱۰).
حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد


== بازداشت و اعدام ==
او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.<ref name=":1">[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B3/#:~:text=%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%20%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1%20%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%20%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF,%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B1%D8%B2%D9%85%20%D9%88%20%D8%B4%D8%B1%D9%81%20%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%20%D9%88%20%D8%AF%D8%B1 جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد پس از ۳۶ سال نبرد با رژیم آخوندی در صفوف مجاهدین]</ref>
با به توپ بستن مجلس در تیر ۱۲۸۷ و آغاز دوره استبداد صغیر، محمدعلی‌شاه دستور سرکوب مشروطه‌خواهان را صادر کرد. جهانگیرخان، که از چهره‌های شاخص آزادی‌خواه بود، به‌همراه ملک‌المتکلمین دستگیر شد. به روایت کسروی، این دو نفر پس از انتقال به باغ شاه، بدون محاکمه و در شرایطی تحقیرآمیز، به قتل رسیدند (کسروی، جلد دوم، ص. ۱۵).
== تعهدات و نوشته‌ها ==
محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید می‌کرد. در یکی از نوشته‌های سال ۱۳۹۱ آمده است:<blockquote>«من به‌عنوان یک مجاهد اشرفی هم‌چون خواهران و برادرانم متعهد می‌شوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت، می‌کشم می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت.»</blockquote>در نقشه‌مسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادی‌بخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفته‌اند و لحظه به لحظه قیمت آن را می‌پردازند.
در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشه‌مسیر او چنین بود:<blockquote>«ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم، آیین محبت و وفا می‌دانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایران‌زمین است... می‌توان و باید.»<ref name=":0" /></blockquote>


این اقدام، بازتابی گسترده در افکار عمومی داشت و موجی از نفرت نسبت به استبداد قاجار را برانگیخت. کسروی می‌نویسد: «قتل این دو مرد، خون تازه‌ای در رگ‌های آزادی‌خواهان دوانید و مقاومت در آذربایجان و گیلان شدت گرفت» (تاریخ هجده‌ساله آذربایجان، ص. ۳۱۲).
== نبرد با بیماری و درگذشت ==
محمود فرد سال‌ها از نارسایی کلیه رنج می‌برد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیت‌پذیری درخشان به وظایف خود عمل می‌نمود.<ref name=":1" />
== پیام تسلیت مریم رجوی ==
خانم '''[[مریم رجوی]]'''، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:<blockquote>«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بی‌امان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت می‌گویم.


== میراث و ارزیابی تاریخی ==
درود بر او که به‌رغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خون‌آشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.
میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل در تاریخ مطبوعات ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. او نه‌تنها یک مدیر روزنامه، بلکه پیشگام استفاده از رسانه برای تغییر اجتماعی بود. مقالات او و دهخدا در صوراسرافیل، الگویی برای روزنامه‌نگاری انتقادی در ایران شد. مورخان، تأثیر این روزنامه را در آگاهی مردم و تقویت مشروطه‌خواهی انکارناپذیر می‌دانند (کسروی، جلد دوم، ص. ۴۰).


به‌رغم اعدام فجیع او، اندیشه و راهش در حافظه تاریخی ملت باقی ماند. نام جهانگیرخان امروز در کنار چهره‌هایی چون دهخدا و ملک‌المتکلمین، به‌عنوان نماد آزادی‌خواهی و مقاومت فکری در برابر استبداد ذکر می‌شود (تاریخ هجده‌ساله آذربایجان، ص. ۳۱۵).
یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران به‌پا خاسته برای آزادی به‌ویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»<ref name=":0" /><ref name=":1" /></blockquote>


میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل با تأسیس روزنامه‌ای که صدای عدالت‌خواهان شد، نقشی اساسی در نهضت مشروطه ایران ایفا کرد. او با قلمی پرتوان و رویکردی مردمی، مفاهیم قانون و آزادی را به میان توده‌ها برد و برای تحقق این آرمان‌ها جان خود را فدا کرد. بررسی حیات او نشان می‌دهد که تاریخ مشروطه، در کنار نبردهای مسلحانه، صحنه فداکاری روزنامه‌نگارانی است که با سلاح قلم به جنگ استبداد رفتند.
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۲

محمود فرد
محمود فرد
زادروز۱۳۴۶
همدان
درگذشت۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶)
آلبانی
محل زندگیقرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی
ملیتایرانی
پیشهمجاهد، مبارز سیاسی
سال‌های فعالیتاز خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال)
نهادسازمان مجاهدین خلق ایران
شناخته‌شده برایمقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی
نقش‌های برجستهشرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی
شهر خانگیهمدان
لقبمجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور
جنبشمقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران
مخالفانرژیم جمهوری اسلامی ایران

محمود فرد (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در اشرف۳ در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته می‌شود.

زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت

محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیات‌های نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.[۱]

سال‌های پایداری در اشرف و لیبرتی

یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی مبارزه‌ای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی بود. او در برابر بمباران‌ها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجه‌های روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمک‌کار همرزمان خود بود.

این مجاهد در حماسه‌های مهم مقاومت شرکت داشت:

حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد

او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.[۲]

تعهدات و نوشته‌ها

محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید می‌کرد. در یکی از نوشته‌های سال ۱۳۹۱ آمده است:

«من به‌عنوان یک مجاهد اشرفی هم‌چون خواهران و برادرانم متعهد می‌شوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت، می‌کشم می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت.»

در نقشه‌مسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادی‌بخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفته‌اند و لحظه به لحظه قیمت آن را می‌پردازند. در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشه‌مسیر او چنین بود:

«ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم، آیین محبت و وفا می‌دانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایران‌زمین است... می‌توان و باید.»[۱]

نبرد با بیماری و درگذشت

محمود فرد سال‌ها از نارسایی کلیه رنج می‌برد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیت‌پذیری درخشان به وظایف خود عمل می‌نمود.[۲]

پیام تسلیت مریم رجوی

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:

«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بی‌امان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت می‌گویم.

درود بر او که به‌رغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خون‌آشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.

یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران به‌پا خاسته برای آزادی به‌ویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»[۱][۲]

منابع