کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
Alireza k h (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴۴۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی | |||
|نام رویداد=تظاهرات ایرانیان آزاده در واشنگتن مقابل کنگره آمریکا | |||
اعتراض به موج اعدام مجاهدان و شورشگران | |||
|تصویر=تظاهرات واشنگتن-۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵.jpg | |||
|عرض تصویر= | |||
|توضیح تصویر=تظاهرات گسترده ایرانیان آزاده مقابل کنگره آمریکا در حمایت از مقاومت و محکومیت اعدامها (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) | |||
|عناوین دیگر= | |||
|عاملان=هواداران شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق، جوامع ایرانی-آمریکایی، شخصیتهای آمریکایی حامی مقاومت | |||
|مکان=مقابل کنگره آمریکا، واشنگتن دی.سی، ایالات متحده | |||
|زمان=۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۶ مه ۲۰۲۶) | |||
|نتیجه=محکومیت گسترده اعدامهای رژیم، قرائت پیام مریم رجوی، تأکید بر سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه، حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت، بازتاب رسانهای در مقاومت و برخی رسانههای آمریکایی | |||
}} | |||
'''تظاهرات واشنگتن (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۶ مه ۲۰۲۶)'''، که در ادبیات برگزارکنندگان آن با عنوان '''«تظاهرات ایران آزاد»''' نیز شناخته میشود، یک تجمع سیاسی، اعتراضی و تشکیلاتی گسترده بود که توسط سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) و هواداران «سازمان مجاهدین خلق ایران» و «شورای ملی مقاومت ایران» (NCRI) در محوطه بیرونی ساختمان کنگره ایالات متحده آمریکا (کاپیتول هیل) و فضای پارک سنای بالا (Upper Senate Park) برگزار شد. | |||
سخنرانان برجسته بینالمللی از جمله پاتریک کندی، کارلا سندز، رودی جولیانی و ژنرال وسلی کلارک، با کالبدشکافی وحشت ساختاری حکومت از تکثیر شبکه «کانونهای شورشی»، بر کارآمدی مقاومت سازمانیافته روی زمین تاکید کردند. ممیزه اساسی این کلانرویداد، مرزبندی قاطع، صریح و تاریخی با بقایای رژیم پهلوی و محکومیت نمادهای ساواک بود؛ امری که پروژه احیای سلطنت را به عنوان یک «توهم خطرناک» طرد کرد. در نهایت، این تجمع با نفی دوگانه استبداد مذهبی و فردی (شاه و شیخ)، برنامه ده مادهای مریم رجوی را به عنوان تنها بدیل (آلترناتیو) معتبر، دموکراتیک و مبتنی بر صندوق رأی برای تضمین صلح پایدار منطقه و حاکمیت جمهور مردم ایران به جامعه جهانی معرفی نمود. | |||
این رویداد به عنوان یکی از بزرگترین تجمعات اپوزیسیون سازمانیافته ایرانی در پایتخت ایالات متحده در نیمه اول دهه ۱۴۰۰ خورشیدی ارزیابی میشود. هدف اصلی این تجمع، اعتراض به افزایش آمار اجرای احکام اعدام در ایران، محکومیت سرکوب معترضان داخلی، نفی همزمان دو ساختار حکومتی «دیکتاتوری مذهبی» و «دیکتاتوری سلطنتی»، و جلب حمایت بینالمللی از برنامه ده مادهای مریم رجوی برای آینده سیاسی ایران بود. | |||
== | == پیشزمینه تاریخی و ژئوپلیتیک == | ||
این تظاهرات در برههای حساس از وضعیت سیاسی ایران و خاورمیانه برگزار شد. در پی وقوع اعتراضات و قیامهای مردمی در دیماه سالهای پیشین و افزایش فعالیت شبکههای داخلی موسوم به «کانونهای شورشی»، حکومت جمهوری اسلامی دست به اجرای سیاستهای سختگیرانه امنیتی زد. در بهار ۱۴۰۵، گزارشهای متعددی از سوی سازمانهای حقوق بشری مبنی بر صدور و اجرای گسترده احکام اعدام برای زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران منتشر شد. | |||
از سوی دیگر، فضای بینالمللی به دلیل تقابلهای منطقهای و شکست نسبی دکترین مماشات دولتهای غربی با تهران، دچار تحول شده بود. این گردهمایی دقیقاً ۴۰ روز پس از اعدام دو تن از اعضای باسابقه و کلیدی مرتبط با مجاهدین خلق (وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر) در زندان قزلحصار (۴ آوریل) صورت گرفت؛ رویدادی که به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی انگیزش سیاسی شرکتکنندگان در این تجمع عمل کرد.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D8%B4%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86 تظاهرات در واشنگتن مقابل کنگره آمریکا علیه موج اعدام مجاهدین و شورشگران - سخنرانیها + فیلم و عکس- سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref> | |||
== | == ترکیب شرکتکنندگان و سازماندهی == | ||
تظاهرات واشنگتن توسط شبکه جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) که چتر حمایتی هواداران شورای ملی مقاومت در ایالات متحده محسوب میشود، سازماندهی شد. گزارشهای تصویری و بیانیههای رسمی نشان میدهند که هزاران تن از ایرانیان مقیم ایالات متحده و کانادا از ایالتهای مختلف به واشنگتن دیسی سفر کردند. | |||
بخش عمدهای از بدنه تجمع را جوانان و نسل دوم مهاجران ایرانی تشکیل میدادند. شرکتکنندگان با حمل پرچمهای سهرنگ ایران با نماد شیر و خورشید، پلاکاردها و بنرهای بزرگ به زبانهای فارسی و انگلیسی، هویت بصری یکدستی به تجمع بخشیدند. از ویژگیهای بارز این برنامه، چیدمان نمادین هزاران شاخه گل رز سرخ و تصاویر اعدامشدگان در مقابل نمای ساختمان کنگره آمریکا بود که به عنوان یادبود قربانیان نقض حقوق بشر در ایران طراحی شده بود.<ref name=":0" /> | |||
== | == پیام آنلاین مریم رجوی == | ||
مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال، از طریق یک پیام کتبی و آنلاین، خطوط استراتژیک این تجمع را تبیین کرد. پیام او بر چند محور کلیدی استوار بود: | |||
* ''' | * '''تبیین بنبست ساختاری رژیم:''' رجوی معتقد بود که حکومت ایران در یک انسداد ژئوپلیتیک و داخلی قرار دارد. او اظهار داشت که حکومت نه میتواند به شرایط پیش از قیام دیماه بازگردد و نه راهی به پیش دارد، لذا به «استراتژی طناب دار» و شرایط جنگی برای تصفیه خونین زندانها روی آورده است. | ||
* ''' | * '''تکثیر کانونهای شورشی:''' او با استناد به سخنان وحید بنیعامریان پیش از اعدام، تاکید کرد که حذف فیزیکی نیروهای مقاومت مانع از گسترش این شبکه در داخل کشور نخواهد شد. | ||
* ''' | * '''مرزبندی با جریان سلطنت:''' بخش عمدهای از پیام رجوی به نقد حامیان رضا پهلوی اختصاص داشت. او این جریان را «جماعت بیپشتوانه و بیریشه» خواند که با تهدید ملیتهای ستمدیده (کرد، بلوچ، عرب و ترکمن) و بازتولید نمادهای ساواک، به دنبال احیای استبداد گذشته هستند. | ||
* ''' | * '''فراخوان به جامعه جهانی:''' وی خواستار گنجاندن شرط «توقف اعدامها» در هرگونه توافق بینالمللی با ایران، اخراج مأموران رژیم از خاک کشورهای غربی و به رسمیت شناختن حق مقاومت مسلحانه مردم ایران شد.<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/message-demonstration-washington-no-to-religious-and-monarchical-dictatorships/ پیام به تظاهرات ایرانیان در واشینگتن-مریم رجوی]</ref> | ||
== | == مواضع شخصیتهای شرکتکننده در تظاهرات == | ||
در این گردهمایی، شخصیتهای برجسته سیاسی، نظامی و حقوقی از ایالات متحده و اروپا به ایراد سخن پرداختند که هر یک از زوایای مختلف به بررسی مساله ایران پرداختند. | |||
== | === پاتریک کندی (سیاستمدار آمریکایی) === | ||
پاتریک کندی، فرزند سناتور فقید تد کندی، با تمرکز بر مشروعیت تاریخی مقاومت سازمانیافته، موج اعدامها را نه نشانه قدرت، بلکه دلیلی بر «ترس فلجکننده عمیق» حکومت از قیام سراسری دانست. | |||
* | کندی در بخشی از سخنان خود که بازتاب رسانهای گستردهای داشت، به شدت به تحرکات اخیر رضا پهلوی و هوادارانش تاخت. او با اشاره به راهپیمایی سلطنتطلبان در اروپا با لباسهای مزین به آرم ساواک، این اقدام را محکوم کرد و گفت: «تلاش بقایای شاه برای نشان دادن خود به عنوان یک آلترناتیو دموکراتیک، یک توهم خطرناک است.» او استدلال کرد که نمیتوان همزمان سپاه پاسداران را محکوم کرد اما جنایات و شکنجههای پلیس مخفی شاه (ساواک) را به فراموشی سپرد. کندی برنامه ده مادهای مریم رجوی را مانیفستی مبتنی بر صندوق رأی و کرامت انسانی توصیف کرد. | ||
* | |||
=== کارلا سندز (سفیر پیشین آمریکا در دانمارک) === | |||
کارلا سندز با رویکردی دیپلماتیک و افشاگرانه به نقد «سیاست مماشات» دولتهای غربی پرداخت. به گفته او، دکترین مماشات در طول دهههای گذشته تلاش کرده است تا با ایجاد تابو پیرامون سازمان مجاهدین خلق، این دروغ را القا کند که دنیا تنها دو گزینه دارد: پذیرش حکومت آخوندها یا مواجهه با بحران و هرجومرج. | |||
سندز با بیان اینکه شورای ملی مقاومت با پلتفرم منظم خود (تعهد به انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت و ایران غیراتمی) این دوگانه کاذب را در هم شکسته است، خواستار به رسمیت شناختن مشروعیت مبارزه کانونهای شورشی با سپاه پاسداران از سوی واشنگتن شد. وی نیز با لحنی تند، هواداران رضا پهلوی را به دلیل دفاع علنی از ارگان شکنجه ساواک مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد که آینده ایران نباید میان «عمامه و تاج» تقسیم شود. | |||
=== رودی جولیانی (حقوقدان و شهردار پیشین نیویورک) === | |||
رودی جولیانی با اتکا بر تجربیات حقوقی و سیاسی خود، به تبیین نقش مجاهدین خلق در افشای برنامههای مخفی هستهای و موشکی ایران در ابتدای دهه ۱۳۸۰ (نظیر سایتهای نطنز و اراک) پرداخت. جولیانی استدلال کرد که جامعه جهانی مدیون اطلاعات استراتژیک این سازمان است. | |||
او با ارجاع به اعترافات لایههای درونی حکومت ایران و سخنان شخص علی خامنهای، بیان داشت که نظام حاکم تنها ارگان خطرناک و جایگزین واقعی خود را سازمان مجاهدین خلق میداند؛ زیرا این جریان از گستردگی، انضباط و شبکه داخلی لازم برای سرنگونی برخوردار است. جولیانی برنامه ده مادهای را معادل «منشور حقوق ملل» برای ایران فردا دانست. | |||
=== ژنرال وسلی کلارک (فرمانده اسبق نیروهای ناتو در اروپا) === | |||
ژنرال وسلی کلارک با رویکردی استراتژیک-نظامی به تبیین وضعیت ایران پرداخت. او با مقایسه شرایط فعلی با سال ۱۹۷۹ (سقوط شاه)، اظهار داشت که تمدن بزرگ ایران توسط یک گروه جنایتکار که ثروت ملی را صرف گسترش تروریسم و موشکسازی میکنند، به بند کشیده شده است. | |||
کلارک یک گزاره تحلیلی مهم را مطرح کرد: «تظاهرات مسالمتآمیز صرفاً باعث تغییر نمیشود و برای سرنگونی این رژیم مستاصل، مقاومت مسلحانه مشروع و سازمانیافته الزامی است.» او تاکید کرد که هیچ ابزار نظامی خارجی (مانند ناوها یا بمبهای سنگر شکن) نمیتواند جایگزین اراده تودهها و نیروی منسجم روی زمین شود؛ نیرویی که اکنون در قالب کانونهای شورشی بازسازی شده است.<ref name=":0" /> | |||
== نمایندگان ملیتها و نسل جوان == | |||
تظاهرات واشنگتن همچنین بستری برای ابراز عقیده نمایندگان اقلیتهای قومی و نسل جدید مدافعان حقوق بشر بود. | |||
* '''هژار برنجی (نماینده حزب دموکرات کردستان ایران در آمریکا):''' برنجی با محکوم کردن حملات موشکی و پهپادی رژیم به کردستان، بر اتحاد استراتژیک میان تمام نیروهای جمهوریخواه و دموکرات تاکید کرد. او با رد هرگونه فرم از استبداد اعلام کرد که جامعه ایران به گذشته (دیکتاتوری تاج) باز نخواهد گشت و خواهان تضمن حقوق ملیتها در چارچوب یک ایران یکپارچه و تکثرگرا است. | |||
* '''کیمیا آریا و علی ضیایی (نمایندگان نسل جوان):''' این دو سخنران جوان بر نقش پیشتاز زنان در رهبری جنبش مقاومت تحت هدایت مریم رجوی تاکید کردند. ضیایی با اشاره به تجربه شخصی خود به عنوان فرزند یک زندانی سیاسی، اعدامها را نشانه اعتراف آخوندها به عدم کنترل بر روحیه آزادیخواهی نسل جدید دانست.<ref name=":0" /> | |||
== قطعنامه نهایی و مطالبات تجمع == | |||
در پایان این تظاهرات، قطعنامهای رسمی صادر شد که بندهای آن به عنوان مطالبات محوری شرکتکنندگان به دفتر مراجع قضایی و قانونگذاری ایالات متحده و سازمان ملل متحد ارسال گردید. این مطالبات عبارت بودند از: | |||
{| class="wikitable" | |||
|'''شماره''' | |||
|'''محور اصلی مطالبات''' | |||
|'''شرح تحلیلی و حقوقی''' | |||
|- | |||
|'''۱''' | |||
|'''توقف فوری اعدامها''' | |||
|الزام جامعه جهانی به گنجاندن بند لغو مجازات اعدام در هرگونه دکترین دیپلماتیک یا توافق با تهران. | |||
|- | |||
|'''۲''' | |||
|'''به رسمیت شناختن حق مقاومت''' | |||
|شناسایی مشروعیت دفاعی کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش در برابر ارگانهای سرکوبگر نظیر سپاه پاسداران (IRGC). | |||
|- | |||
|'''۳''' | |||
|'''تحریم و تعقیب قضایی''' | |||
|ارجاع پرونده نقض حقوق بشر و قتلعامهای سیاسی ایران به دادگاههای بینالمللی و تعقیب سردمداران نظام به جرم جنایت علیه بشریت. | |||
|- | |||
|'''۴''' | |||
|'''حمایت فنی از اینترنت آزاد''' | |||
|فراهمسازی زیرساختهای ماهوارهای و تکنولوژیک توسط دولتهای غربی جهت خنثیسازی سیاست قطع اینترنت در زمان قیامها. | |||
|- | |||
|'''۵''' | |||
|'''طرد سیاست مماشات''' | |||
|به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) به عنوان جایگزین دموکراتیک و پیشبرد فرآیند انتقال قدرت در چارچوب انتخابات آزاد ظرف ۶ ماه پس از سرنگونی. | |||
|} | |||
== ۷. پیامدها و بازتابهای سیاسی == | |||
تظاهرات ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ در واشنگتن از چند جنبه در کانون تحلیلهای سیاسی قرار گرفت: | |||
اولاً، این تجمع توانست همگرایی محسوسی میان چهرههای دو حزب اصلی آمریکا (دموکراتها و جمهوریخواهان) پیرامون مساله حقوق بشر و حمایت از برنامه ده مادهای ایجاد کند. حضور شخصیتهایی با گرایشهای سیاسی متفاوت نشان داد که پلتفرم شورای ملی مقاومت به عنوان یک گزینه هماهنگ با معیارهای بینالمللی شناخته میشود. | |||
ثانیاً، مرزبندی صریح و بیسابقه سخنرانان آمریکایی و ایرانی با بقایای رژیم پهلوی و نمادهای ساواک، بازتاب گستردهای در فضای مجازی و رسانهای داشت. این مواضع عملاً پروژه احیای سلطنت را در محافل استراتژیک واشنگتن به عنوان گزینهای غیردموکراتیک و فاقد پایگاه عینی در داخل ایران منزوی کرد. | |||
در نهایت، این تجمع به عنوان پیشدرآمدی برای گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت ایران در پاریس (که برای ۲۰ ژوئن برنامهریزی شده بود) عمل کرد و توانست اراده تشکیلاتی هواداران این جنبش را در فضای بینالمللی تثبیت نماید. دانشنامهها و ناظران سیاسی این رویداد را سندی بر تغییر فاز اپوزیسیون ایرانی به سمت انسجام ساختاری و نفی فراگیر استبداد در هر دو فرم تاریخی آن (سلطنتی و مذهبی) قلمداد میکنند. | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۳۳
تظاهرات واشنگتن (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۶ مه ۲۰۲۶)، که در ادبیات برگزارکنندگان آن با عنوان «تظاهرات ایران آزاد» نیز شناخته میشود، یک تجمع سیاسی، اعتراضی و تشکیلاتی گسترده بود که توسط سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) و هواداران «سازمان مجاهدین خلق ایران» و «شورای ملی مقاومت ایران» (NCRI) در محوطه بیرونی ساختمان کنگره ایالات متحده آمریکا (کاپیتول هیل) و فضای پارک سنای بالا (Upper Senate Park) برگزار شد.
سخنرانان برجسته بینالمللی از جمله پاتریک کندی، کارلا سندز، رودی جولیانی و ژنرال وسلی کلارک، با کالبدشکافی وحشت ساختاری حکومت از تکثیر شبکه «کانونهای شورشی»، بر کارآمدی مقاومت سازمانیافته روی زمین تاکید کردند. ممیزه اساسی این کلانرویداد، مرزبندی قاطع، صریح و تاریخی با بقایای رژیم پهلوی و محکومیت نمادهای ساواک بود؛ امری که پروژه احیای سلطنت را به عنوان یک «توهم خطرناک» طرد کرد. در نهایت، این تجمع با نفی دوگانه استبداد مذهبی و فردی (شاه و شیخ)، برنامه ده مادهای مریم رجوی را به عنوان تنها بدیل (آلترناتیو) معتبر، دموکراتیک و مبتنی بر صندوق رأی برای تضمین صلح پایدار منطقه و حاکمیت جمهور مردم ایران به جامعه جهانی معرفی نمود.
این رویداد به عنوان یکی از بزرگترین تجمعات اپوزیسیون سازمانیافته ایرانی در پایتخت ایالات متحده در نیمه اول دهه ۱۴۰۰ خورشیدی ارزیابی میشود. هدف اصلی این تجمع، اعتراض به افزایش آمار اجرای احکام اعدام در ایران، محکومیت سرکوب معترضان داخلی، نفی همزمان دو ساختار حکومتی «دیکتاتوری مذهبی» و «دیکتاتوری سلطنتی»، و جلب حمایت بینالمللی از برنامه ده مادهای مریم رجوی برای آینده سیاسی ایران بود.
پیشزمینه تاریخی و ژئوپلیتیک
این تظاهرات در برههای حساس از وضعیت سیاسی ایران و خاورمیانه برگزار شد. در پی وقوع اعتراضات و قیامهای مردمی در دیماه سالهای پیشین و افزایش فعالیت شبکههای داخلی موسوم به «کانونهای شورشی»، حکومت جمهوری اسلامی دست به اجرای سیاستهای سختگیرانه امنیتی زد. در بهار ۱۴۰۵، گزارشهای متعددی از سوی سازمانهای حقوق بشری مبنی بر صدور و اجرای گسترده احکام اعدام برای زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران منتشر شد.
از سوی دیگر، فضای بینالمللی به دلیل تقابلهای منطقهای و شکست نسبی دکترین مماشات دولتهای غربی با تهران، دچار تحول شده بود. این گردهمایی دقیقاً ۴۰ روز پس از اعدام دو تن از اعضای باسابقه و کلیدی مرتبط با مجاهدین خلق (وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر) در زندان قزلحصار (۴ آوریل) صورت گرفت؛ رویدادی که به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی انگیزش سیاسی شرکتکنندگان در این تجمع عمل کرد.[۱]
ترکیب شرکتکنندگان و سازماندهی
تظاهرات واشنگتن توسط شبکه جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) که چتر حمایتی هواداران شورای ملی مقاومت در ایالات متحده محسوب میشود، سازماندهی شد. گزارشهای تصویری و بیانیههای رسمی نشان میدهند که هزاران تن از ایرانیان مقیم ایالات متحده و کانادا از ایالتهای مختلف به واشنگتن دیسی سفر کردند.
بخش عمدهای از بدنه تجمع را جوانان و نسل دوم مهاجران ایرانی تشکیل میدادند. شرکتکنندگان با حمل پرچمهای سهرنگ ایران با نماد شیر و خورشید، پلاکاردها و بنرهای بزرگ به زبانهای فارسی و انگلیسی، هویت بصری یکدستی به تجمع بخشیدند. از ویژگیهای بارز این برنامه، چیدمان نمادین هزاران شاخه گل رز سرخ و تصاویر اعدامشدگان در مقابل نمای ساختمان کنگره آمریکا بود که به عنوان یادبود قربانیان نقض حقوق بشر در ایران طراحی شده بود.[۱]
پیام آنلاین مریم رجوی
مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال، از طریق یک پیام کتبی و آنلاین، خطوط استراتژیک این تجمع را تبیین کرد. پیام او بر چند محور کلیدی استوار بود:
- تبیین بنبست ساختاری رژیم: رجوی معتقد بود که حکومت ایران در یک انسداد ژئوپلیتیک و داخلی قرار دارد. او اظهار داشت که حکومت نه میتواند به شرایط پیش از قیام دیماه بازگردد و نه راهی به پیش دارد، لذا به «استراتژی طناب دار» و شرایط جنگی برای تصفیه خونین زندانها روی آورده است.
- تکثیر کانونهای شورشی: او با استناد به سخنان وحید بنیعامریان پیش از اعدام، تاکید کرد که حذف فیزیکی نیروهای مقاومت مانع از گسترش این شبکه در داخل کشور نخواهد شد.
- مرزبندی با جریان سلطنت: بخش عمدهای از پیام رجوی به نقد حامیان رضا پهلوی اختصاص داشت. او این جریان را «جماعت بیپشتوانه و بیریشه» خواند که با تهدید ملیتهای ستمدیده (کرد، بلوچ، عرب و ترکمن) و بازتولید نمادهای ساواک، به دنبال احیای استبداد گذشته هستند.
- فراخوان به جامعه جهانی: وی خواستار گنجاندن شرط «توقف اعدامها» در هرگونه توافق بینالمللی با ایران، اخراج مأموران رژیم از خاک کشورهای غربی و به رسمیت شناختن حق مقاومت مسلحانه مردم ایران شد.[۲]
مواضع شخصیتهای شرکتکننده در تظاهرات
در این گردهمایی، شخصیتهای برجسته سیاسی، نظامی و حقوقی از ایالات متحده و اروپا به ایراد سخن پرداختند که هر یک از زوایای مختلف به بررسی مساله ایران پرداختند.
پاتریک کندی (سیاستمدار آمریکایی)
پاتریک کندی، فرزند سناتور فقید تد کندی، با تمرکز بر مشروعیت تاریخی مقاومت سازمانیافته، موج اعدامها را نه نشانه قدرت، بلکه دلیلی بر «ترس فلجکننده عمیق» حکومت از قیام سراسری دانست.
کندی در بخشی از سخنان خود که بازتاب رسانهای گستردهای داشت، به شدت به تحرکات اخیر رضا پهلوی و هوادارانش تاخت. او با اشاره به راهپیمایی سلطنتطلبان در اروپا با لباسهای مزین به آرم ساواک، این اقدام را محکوم کرد و گفت: «تلاش بقایای شاه برای نشان دادن خود به عنوان یک آلترناتیو دموکراتیک، یک توهم خطرناک است.» او استدلال کرد که نمیتوان همزمان سپاه پاسداران را محکوم کرد اما جنایات و شکنجههای پلیس مخفی شاه (ساواک) را به فراموشی سپرد. کندی برنامه ده مادهای مریم رجوی را مانیفستی مبتنی بر صندوق رأی و کرامت انسانی توصیف کرد.
کارلا سندز (سفیر پیشین آمریکا در دانمارک)
کارلا سندز با رویکردی دیپلماتیک و افشاگرانه به نقد «سیاست مماشات» دولتهای غربی پرداخت. به گفته او، دکترین مماشات در طول دهههای گذشته تلاش کرده است تا با ایجاد تابو پیرامون سازمان مجاهدین خلق، این دروغ را القا کند که دنیا تنها دو گزینه دارد: پذیرش حکومت آخوندها یا مواجهه با بحران و هرجومرج.
سندز با بیان اینکه شورای ملی مقاومت با پلتفرم منظم خود (تعهد به انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت و ایران غیراتمی) این دوگانه کاذب را در هم شکسته است، خواستار به رسمیت شناختن مشروعیت مبارزه کانونهای شورشی با سپاه پاسداران از سوی واشنگتن شد. وی نیز با لحنی تند، هواداران رضا پهلوی را به دلیل دفاع علنی از ارگان شکنجه ساواک مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد که آینده ایران نباید میان «عمامه و تاج» تقسیم شود.
رودی جولیانی (حقوقدان و شهردار پیشین نیویورک)
رودی جولیانی با اتکا بر تجربیات حقوقی و سیاسی خود، به تبیین نقش مجاهدین خلق در افشای برنامههای مخفی هستهای و موشکی ایران در ابتدای دهه ۱۳۸۰ (نظیر سایتهای نطنز و اراک) پرداخت. جولیانی استدلال کرد که جامعه جهانی مدیون اطلاعات استراتژیک این سازمان است.
او با ارجاع به اعترافات لایههای درونی حکومت ایران و سخنان شخص علی خامنهای، بیان داشت که نظام حاکم تنها ارگان خطرناک و جایگزین واقعی خود را سازمان مجاهدین خلق میداند؛ زیرا این جریان از گستردگی، انضباط و شبکه داخلی لازم برای سرنگونی برخوردار است. جولیانی برنامه ده مادهای را معادل «منشور حقوق ملل» برای ایران فردا دانست.
ژنرال وسلی کلارک (فرمانده اسبق نیروهای ناتو در اروپا)
ژنرال وسلی کلارک با رویکردی استراتژیک-نظامی به تبیین وضعیت ایران پرداخت. او با مقایسه شرایط فعلی با سال ۱۹۷۹ (سقوط شاه)، اظهار داشت که تمدن بزرگ ایران توسط یک گروه جنایتکار که ثروت ملی را صرف گسترش تروریسم و موشکسازی میکنند، به بند کشیده شده است.
کلارک یک گزاره تحلیلی مهم را مطرح کرد: «تظاهرات مسالمتآمیز صرفاً باعث تغییر نمیشود و برای سرنگونی این رژیم مستاصل، مقاومت مسلحانه مشروع و سازمانیافته الزامی است.» او تاکید کرد که هیچ ابزار نظامی خارجی (مانند ناوها یا بمبهای سنگر شکن) نمیتواند جایگزین اراده تودهها و نیروی منسجم روی زمین شود؛ نیرویی که اکنون در قالب کانونهای شورشی بازسازی شده است.[۱]
نمایندگان ملیتها و نسل جوان
تظاهرات واشنگتن همچنین بستری برای ابراز عقیده نمایندگان اقلیتهای قومی و نسل جدید مدافعان حقوق بشر بود.
- هژار برنجی (نماینده حزب دموکرات کردستان ایران در آمریکا): برنجی با محکوم کردن حملات موشکی و پهپادی رژیم به کردستان، بر اتحاد استراتژیک میان تمام نیروهای جمهوریخواه و دموکرات تاکید کرد. او با رد هرگونه فرم از استبداد اعلام کرد که جامعه ایران به گذشته (دیکتاتوری تاج) باز نخواهد گشت و خواهان تضمن حقوق ملیتها در چارچوب یک ایران یکپارچه و تکثرگرا است.
- کیمیا آریا و علی ضیایی (نمایندگان نسل جوان): این دو سخنران جوان بر نقش پیشتاز زنان در رهبری جنبش مقاومت تحت هدایت مریم رجوی تاکید کردند. ضیایی با اشاره به تجربه شخصی خود به عنوان فرزند یک زندانی سیاسی، اعدامها را نشانه اعتراف آخوندها به عدم کنترل بر روحیه آزادیخواهی نسل جدید دانست.[۱]
قطعنامه نهایی و مطالبات تجمع
در پایان این تظاهرات، قطعنامهای رسمی صادر شد که بندهای آن به عنوان مطالبات محوری شرکتکنندگان به دفتر مراجع قضایی و قانونگذاری ایالات متحده و سازمان ملل متحد ارسال گردید. این مطالبات عبارت بودند از:
| شماره | محور اصلی مطالبات | شرح تحلیلی و حقوقی |
| ۱ | توقف فوری اعدامها | الزام جامعه جهانی به گنجاندن بند لغو مجازات اعدام در هرگونه دکترین دیپلماتیک یا توافق با تهران. |
| ۲ | به رسمیت شناختن حق مقاومت | شناسایی مشروعیت دفاعی کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش در برابر ارگانهای سرکوبگر نظیر سپاه پاسداران (IRGC). |
| ۳ | تحریم و تعقیب قضایی | ارجاع پرونده نقض حقوق بشر و قتلعامهای سیاسی ایران به دادگاههای بینالمللی و تعقیب سردمداران نظام به جرم جنایت علیه بشریت. |
| ۴ | حمایت فنی از اینترنت آزاد | فراهمسازی زیرساختهای ماهوارهای و تکنولوژیک توسط دولتهای غربی جهت خنثیسازی سیاست قطع اینترنت در زمان قیامها. |
| ۵ | طرد سیاست مماشات | به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) به عنوان جایگزین دموکراتیک و پیشبرد فرآیند انتقال قدرت در چارچوب انتخابات آزاد ظرف ۶ ماه پس از سرنگونی. |
۷. پیامدها و بازتابهای سیاسی
تظاهرات ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ در واشنگتن از چند جنبه در کانون تحلیلهای سیاسی قرار گرفت:
اولاً، این تجمع توانست همگرایی محسوسی میان چهرههای دو حزب اصلی آمریکا (دموکراتها و جمهوریخواهان) پیرامون مساله حقوق بشر و حمایت از برنامه ده مادهای ایجاد کند. حضور شخصیتهایی با گرایشهای سیاسی متفاوت نشان داد که پلتفرم شورای ملی مقاومت به عنوان یک گزینه هماهنگ با معیارهای بینالمللی شناخته میشود.
ثانیاً، مرزبندی صریح و بیسابقه سخنرانان آمریکایی و ایرانی با بقایای رژیم پهلوی و نمادهای ساواک، بازتاب گستردهای در فضای مجازی و رسانهای داشت. این مواضع عملاً پروژه احیای سلطنت را در محافل استراتژیک واشنگتن به عنوان گزینهای غیردموکراتیک و فاقد پایگاه عینی در داخل ایران منزوی کرد.
در نهایت، این تجمع به عنوان پیشدرآمدی برای گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت ایران در پاریس (که برای ۲۰ ژوئن برنامهریزی شده بود) عمل کرد و توانست اراده تشکیلاتی هواداران این جنبش را در فضای بینالمللی تثبیت نماید. دانشنامهها و ناظران سیاسی این رویداد را سندی بر تغییر فاز اپوزیسیون ایرانی به سمت انسجام ساختاری و نفی فراگیر استبداد در هر دو فرم تاریخی آن (سلطنتی و مذهبی) قلمداد میکنند.
