کاربر:Khosro/صفحه تمرین NOINDEX: تفاوت میان نسخه‌ها

Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۵۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148px]]
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]]
{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار
| نام              = محمدتقی شریعتی
| تصویر            = محمدتقی شریعتی.jpg
| شرح تصویر        = محمدتقی شریعتی مزینانی، استاد شریعتی و پدر روشنفکری دینی
| نام کامل        =
| معروف به        = استاد شریعتی، پدر روشنفکری دینی، سقراط خراسان
| نام مستعار      =
| زادروز          = ۱۲۸۶ خورشیدی
| شهر تولد        = مزینان، داورزن سبزوار
| کشور تولد        = ایران
| تاریخ مرگ        = ۳۱ فروردین ۱۳۶۶
| شهر مرگ          = مشهد (دفن در حرم امام رضا (ع))
| کشور مرگ        = ایران
| نام همسر        =
| فرزندان          = دکتر علی شریعتی (و سایر فرزندان)
| خویشاوندان سرشناس =
| تحصیلات          = علوم دینی شامل ادبیات عرب، فقه، اصول، فلسفه و منطق
| دین              = اسلام
| حزب سیاسی        =
| سمت              = مؤسس و رهبر کانون نشر حقایق اسلامی، معلم و مبلغ دینی
| پست‌های قبلی      = معلم مدارس ملی و دولتی، سخنران و مفسر قرآن و نهج‌البلاغه
| فعالیت‌ها        = تأسیس کانون نشر حقایق اسلامی (۱۳۲۲)، مقابله با تبلیغات کمونیستی، رهبری مبارزات نهضت ملی نفت در خراسان، فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی، تألیف آثار دینی و تفسیری
| قبل از          =
| بعد از          =
| وب‌گاه رسمی      =
| امضا            =
| زیرنویس          =


}}
'''محمدتقی شریعتی مزینانی'''، (متولد ۱۲۸۶، مزینان سبزوار - درگذشته ۳۱ فروردین ۱۳۶۶، مشهد) مشهور به استاد شریعتی و پدر روشنفکری دینی بود. او در سال ۱۲۸۶ خورشیدی در روستای مزینان از توابع سبزوار (داورزن) در خانواده‌ای روحانی و سادات حسنی به دنیا آمد. پدرش شیخ محمود و جدش آخوند ملاقربانعلی از شاگردان برجسته حاج ملاهادی سبزواری، حکیم و فیلسوف شهیر، بود. طایفه مادری وی نیز از روحانیون بودند و مناصب دینی منطقه مزینان حدود یک قرن در اختیار اجداد او قرار داشت. محمدتقی شریعتی خواندن و نوشتن را در مکتب‌خانه محل آموخت و مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عمویش شیخ حسن مزینانی فراگرفت. در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی با اصرار شدید و هزینه ۸۰ ریال به مشهد مهاجرت کرد و ادبیات عرب، فقه، اصول، فلسفه و منطق را با دقت فراوان نزد استادانی چون ادیب نیشابوری اول و دوم، حاج میرزا حسن ارتضاء، میرزا مهدی اصفهانی، آیت‌الله فقیه سبزواری، حاج شیخ محمود حلبی، حاج میرزا احمد مدرس یزدی و دیگران آموخت. او بسیاری از کتب را دو بار و نزد اساتید مختلف خواند تا پایه علمی محکمی بسازد.


استاد محمدتقی شریعتی از سال ۱۳۰۹ خورشیدی تدریس را آغاز کرد و با حقوق ناچیز در مدارس ملی و دولتی مشغول شد، زیرا از ارتزاق از مشاغل دینی پرهیز داشت. در دوران دیکتاتوری [[رضاشاه پهلوی|رضاشاه]]، جلسات خصوصی برگزار کرد و مقالات دینی نوشت. پس از شهریور ۱۳۲۰ و رواج تبلیغات [[حزب توده ایران|حزب توده]]، جلسات تفسیر قرآن و سخنرانی‌های سیار ترتیب داد و در سال ۱۳۲۲ کانون نشر حقایق اسلامی را در مشهد تأسیس نمود تا حقایق دینی را از خرافات بزداید، بر قرآن و نهج‌البلاغه تأکید کند و با کمونیسم مقابله نماید. کانون نسلی چون [[دکتر علی شریعتی]]، [[طاهر احمدزاده]] و محمدرضا حکیمی را پرورش داد. در [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران|نهضت ملی شدن صنعت نفت]]، رهبری مبارزات ضد استعماری در خراسان را بر عهده گرفت، به نهضت مقاومت ملی پیوست و در تشکیل [[جمعیت مؤتلفه اسلامی]] در مشهد نقش داشت. وی چندین بار به دلیل فعالیت‌های سیاسی زندانی و شکنجه شد.


آثار محمدتقی شریعتی شامل «اصول عقاید و اخلاق تربیتی»، «اصول عقاید شریعتی»، «شرعیات شریعتی»، «عباسه خواهر هارون»، «کارنامه کانون»، «فائده و لزوم دین»، «تفسیر نوین» (جزء ۲۸ تا ۳۰ قرآن)، «امامت در نهج‌البلاغه»، ترجمه «مبانی اقتصادی در اسلام» و مقالات متعدد است. شیوه تفسیری وی نواندیشانه، اجتماعی و مبتنی بر عقل بود. پس از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷]] به تهران آمد، در معرفی اسلام انقلابی تلاش کرد و برای مجلس خبرگان نامزد شد اما انصراف داد. وی بیش از ۶۰ سال به تدریس و تبلیغ پرداخت و در بهار ۱۳۶۶ خورشیدی درگذشت و در حرم امام رضا (ع) دفن شد. علامه جعفری و دیگران از وی به عنوان شخصیت وارسته و محقق یاد کرده‌اند.<ref name=":0">[http://drshariati.org/?p=3870 زندگی‌نامهٔ محمدتقی شریعتی به قلم خودش - بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی]</ref><ref name=":1">[https://shirazu.ac.ir/-/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A6-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D8%A6-%D8%B4%D8%B1%D8%A6%D8%B9%D8%AA%D8%A6%D8%9B-%D8%B3%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86 زندگی و آثار محمدتقی شریعتی؛ سقراط خراسان - دانشگاه شیراز]</ref><ref name=":2">[https://www.edub.ir/education/view/17321:%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87+%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%D8%AA%D9%82%DB%8C+%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C+%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C درباره محمد تقی شریعتی مزینانی - بانک مقالات ایران]</ref>


== تولد و پیشینه خانوادگی ==
محمدتقی شریعتی مزینانی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی در روستای مزینان از توابع سبزوار (داورزن) در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدر وی شیخ محمود و جدش آخوند ملاقربانعلی از شاگردان برجسته حاج ملاهادی سبزواری، حکیم و فیلسوف شهیر، بود. طایفه مادری وی نیز از روحانیون و سادات حسنی بودند. همه اجداد و اقوام او عالمان دین بودند و مناصب دینی منطقه مزینان برای حدود یک قرن در اختیار آنان قرار داشت. آثار تربیت و تعلیم آنان همچنان در میان اهالی محسوس است و هیچ ذخیره‌ای جز نام نیک از خود به جا نگذاشتند.<ref name=":0" />


=== ویژگی‌های خانوادگی و محیط زادگاه ===
خانواده شریعتی پرهیزکار و سختکوش بود و محیط مزینان با موقعیت تاریخی خود، زمینه‌ای برای رشد علمی و دینی فراهم می‌کرد. پدربزرگ وی از شاگردان برجسته حکیم سبزواری بود و این میراث فکری بر نسل‌های بعدی تأثیر گذاشت.<ref name=":2" />


== تحصیلات اولیه و مهاجرت به مشهد ==
[[پرونده:جوانی محمدتقی شریعتی.jpg|جایگزین=جوانی محمدتقی شریعتی|بندانگشتی|260x260پیکسل|جوانی محمدتقی شریعتی]]
محمدتقی شریعتی خواندن و نوشتن را در مکتب‌خانه محل آموخت و مقدمات صرف و نحو را در مدرسه مزینان و نزد پدر و عمویش شیخ حسن مزینانی فراگرفت. در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی، با اصرار شدید و با هزینه ۸۰ ریال، به مشهد مهاجرت کرد و پس از ۹ روز سفر با گاری مسافری وارد شهر شد. از ابتدا آرزوی مبلغ دینی شدن داشت و بر ادبیات عرب به عنوان پایه علوم دینی تأکید ورزید.<ref name=":0" />


سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی (۱۲۴۲–۱۲۸۷ ه‍.ش)، یکی از برجسته‌ترین خطیبان و فعالان سیاسی دوره مشروطه ایران، نقش مهمی در بیداری فکری و اجتماعی مردم ایفا کرد. او در خانواده‌ای مذهبی در همدان متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در علوم دینی در همدان و اصفهان گذراند. جمال‌الدین به دلیل سخنرانی‌های آتشین و تأثیرگذارش در حمایت از مشروطه و عدالت‌خواهی، به یکی از چهره‌های کلیدی جنبش مشروطه تبدیل شد. او با همکاری افرادی چون ملک‌المتکلمین، در انجمن‌های مخفی و علنی مشروطه‌خواهان فعالیت داشت و از منبر به‌عنوان ابزاری برای آگاهی‌بخشی و بسیج مردم استفاده کرد. واعظ اصفهانی در سخنرانی‌هایش به موضوعاتی چون استبداد، فساد حکومتی، و لزوم قانون اساسی و عدالتخانه پرداخته و از نقش علما و مردم در اصلاحات اجتماعی حمایت می‌کرد.
== اساتید و استفاده‌های علمی ==
محمدتقی شریعتی از اساتیدی مانند ادیب نیشابوری اول، حاجی محقق مدرس نوغانی، آقا میرزا ابوالقاسم الهی، میرزا مهدی ابن آقا بزرگ حکیم، میرزا مهدی اصفهانی، شیخ محمدرضا زنجانی و حاج میرزا حسن ارتضاء، و همچنین ادیب نیشابوری دوم، حاج شیخ محمود حلبی، حاج میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ کاظم دهقانی، حاج شیخ هاشم مدرس قزوینی و آیت‌الله فقیه سبزواری استفاده برد. او از بسیاری علما و حجج اسلام نیز بهره گرفت.


وی در شهرهای مختلف از جمله تهران، تبریز، و رشت به تبلیغ مشروطه پرداخت و با نشریاتی چون «الجمال» همکاری داشت که در آن‌ها از آزادی و حقوق مردم دفاع می‌کرد. جمال‌الدین به همراه دیگر مشروطه‌خواهان، در برابر استبداد محمدعلی شاه قاجار ایستادگی کرد و پس از به توپ بستن مجلس در ۱۲۸۷ ه‍.ش، به دستور شاه دستگیر شد. او در باغشاه تهران، به همراه ملک‌المتکلمین و چند تن دیگر از آزادی‌خواهان، به طرز فجیعی به قتل رسید. مرگ او موجی از خشم و تأسف در میان مشروطه‌خواهان برانگیخت و نامش به‌عنوان یکی از شهدای جنبش مشروطه در تاریخ ایران ثبت شد.
=== روش مطالعه و دقت علمی ===
کتب ادبی مانند حاشیه ملاعبدالله، لآلی، منفی و مطول را با دقت کامل و گاهی دو بار نزد استادان مختلف خواند و تدریس کرد. حتی مکاسب را دو بار نزد حاج میرزا حسن ارتضاء و آیت‌الله فقیه سبزواری آموخت. سپس به فقه، اصول و فلسفه پرداخت، اما تدریس ادبیات و منطق را ادامه داد. او در ایام تعطیل به تفسیر، اعتقادات، مقامات حریری و خلاصةالحساب شیخ بهائی می‌پرداخت.<ref name=":0" />


اندیشه‌های جمال‌الدین واعظ متأثر از تعالیم اسلامی و ایده‌های نوگرایانه مشروطه بود. او معتقد به پیوند دین و سیاست بود و بر این باور بود که علما باید در هدایت مردم و مبارزه با ظلم نقش فعال داشته باشند. همچنین، او به برابری اجتماعی، آموزش همگانی، و رفع فساد از ساختارهای حکومتی تأکید داشت. با وجود اتهاماتی که برخی منابع درباره عقاید دینی او مطرح کرده‌اند، نقش او در ترویج مشروطه و آگاهی‌بخشی غیرقابل‌انکار است. میراث جمال‌الدین در سخنرانی‌هایش، فعالیت‌های سیاسی، و تأثیرش بر نسل‌های بعدی مشروطه‌خواهان باقی مانده و او به‌عنوان نمادی از شجاعت و فداکاری در راه آزادی و عدالت در تاریخ ایران شناخته می‌شود. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۱، (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۲، (راسخون)۱، (راسخون)۲، (هدی نت)
== شرایط اقتصادی و فعالیت و تبلیغ در دوران رضاشاه ==
محمدتقی شریعتی از سال ۱۳۰۹ خورشیدی تدریس را آغاز کرد و چند سال بعد به طور رسمی در اداره فرهنگ استخدام شد. در بحبوحه دیکتاتوری رضاشاه، با حقوق ناچیز در مدارس ملی و دولتی تدریس کرد و از مشاغل دینی برای ارتزاق پرهیز داشت. خدمات تبلیغی در کلاس‌ها و نوشتن مقالات دینی در شرایط سختگیری و استهزا انجام داد. پس از بحران اقتصادی ۱۳۲۰، مدارس ملی بی‌رونق شد و وی به مدارس دولتی منتقل گردید، اما جلسات خصوصی برای محصلین علاقمند برگزار کرد تا افکار آنان را در برابر تبلیغات دیگران حفظ کند. درآمد وی از ۲۰۰–۳۰۰ تومان ماهانه به ۱۱۱ تومان در سال ۱۳۲۳ کاهش یافت، در حالی که قیمت‌ها افزایش یافت، اما درس خارج را تعطیل کرد و اوقات را به مطالعه برای جلسات تبلیغی اختصاص داد.<ref name=":0" />


== زندگی‌نامه و تحصیلات ==
== فعالیت‌های تبلیغی و مقابله با تبلیغات کمونیستی ==
سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در سال ۱۲۴۲ ه‍.ش در همدان متولد شد. او در خانواده‌ای مذهبی رشد یافت و پدرش، ملا عبدالله، از علمای محلی بود. جمال‌الدین تحصیلات ابتدایی خود را در همدان آغاز کرد و سپس برای ادامه تحصیل علوم دینی به اصفهان رفت. در اصفهان، او نزد علمای برجسته‌ای چون شیخ محمدتقی آقانجفی به فراگیری فقه، اصول، و کلام پرداخت. استعداد او در خطابه از همان جوانی آشکار بود و به‌سرعت به‌عنوان واعظی توانمند شناخته شد. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۱
پس از شهریور ۱۳۲۰ و باز شدن فضای سیاسی، تبلیغات ضد دینی توسط حزب توده شدت گرفت و حملاتی به اساس مذهب، ملیت، مقدسات و مفاخر ملی صورت پذیرفت. محمدتقی شریعتی در واکنش به این تبلیغات مسموم، ساعات درسی خود را افزایش داد و حتی ۱۲ ساعت درس مجانی اضافه کرد تا به کلاس‌های بالاتر دبیرستان‌ها و دانشسرا برسد. وی برای مبارزه آگاهانه، تمام کتاب‌ها، نوشته‌ها و مجلات مرتبط با فلسفه کمونیسم را مطالعه کرد، که منجر به سال‌های بی‌خوابی شد و شبانه‌روز بیش از چهار ساعت خواب نداشت. جلسات تفسیر قرآن و سخنرانی‌های سیار در منازل برگزار کرد تا جوانان را از انحراف حفظ نماید و بی‌پایگی مرام کمونیسم را نشان دهد. این جلسات خصوصی برای محصلین علاقمند، مقدمه‌ای برای تشکیل نهاد منظم‌تر گردید.<ref name=":0" /><ref name=":2" />


=== آغاز فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی ===
== تأسیس کانون نشر حقایق اسلامی ==
جمال‌الدین پس از تکمیل تحصیلات، به‌عنوان واعظ در مساجد و محافل مذهبی همدان و سپس تهران فعالیت خود را آغاز کرد. او به دلیل تسلط بر فن خطابه و توانایی در جلب توجه مخاطبان، به‌سرعت مورد توجه مردم قرار گرفت. سخنرانی‌های او اغلب با زبانی ساده و قابل‌فهم برای عامه مردم ارائه می‌شد و به موضوعات اجتماعی و دینی می‌پرداخت. در این دوره، او با برخی از روشنفکران و علمای مشروطه‌خواه آشنا شد که این آشنایی، مسیر زندگی او را به سمت فعالیت‌های سیاسی سوق داد. (هدی نت)


== فعالیت‌های اولیه در اصفهان و شیراز ==
=== اهداف و برنامه‌های کانون ===
جمال‌الدین پس از ۲۱ سالگی به اصفهان رفت و نزد علمایی چون آقانجفی به تحصیل فقه و اصول پرداخت. او در مسجد جامع آقا نورالله (مسجد نو) منبر رفت و به تدریس مشغول شد. سخنرانی‌هایش با زبانی ساده و انتقادی از ستم ظل‌السلطان، به‌سرعت شهرت آورد. او لقب «صدرالواعظین» از ظل‌السلطان و «صدرالمحققین» از محمدعلی میرزا دریافت کرد. تحت تأثیر جو انتقادی اصفهان، با فرق نوین آشنا شد و انجمن‌های مخفی مانند «مجمع سرّی» یا «انجمن ترقی» را با یارانش مانند ملک‌المتکلمین و میرزا نصرالله بهشتی تشکیل داد. هدف این انجمن‌ها، بیداری افکار عمومی و افشای ظلم‌های دینی و حکومتی بود. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۱، (راسخون)۲
در سال ۱۳۲۲ کانون نشر حقایق اسلامی را در مشهد تأسیس کرد تا روح متعالی اسلام را گسترش دهد، خرافات را بزداید و با آموزه‌های مارکسیستی مقابله کند. هدف کانون، تربیت نسلی بود که اسلام را به صورت ناب بشناسد و با تبلیغات مخالف مقابله کند.


در محرم و صفر ۱۳۱۸ ه‍.ق، جمال‌الدین به شیراز سفر کرد و در آنجا منبر رفت. او با شعاع‌السلطنه ملاقات کرد و «لباس التقوی» را نوشت. سخنرانی‌هایش علیه قوام‌الدوله، کینه خاندان قوام را برانگیخت و در سفر سوم، پس از سوءقصد ناموفق (که اشتباهی فرد دیگری کشته شد)، به عتبات و سپس تبریز رفت. در شیراز، او مردم را به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی تشویق کرد. (هدی نت)، (راسخون)۲
=== فعالیت‌ها و پرورش نسل جدید ===
فعالیت‌ها شامل جلسات هفتگی تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه، نشریات جزوه‌ای و سخنرانی بود. کانون با حمایت آیت‌الله بروجردی فعالیت کرد اما با مخالفت سنتی‌ها و چپ‌ها مواجه شد. کانون به مرکز فعالیت‌های دینی و سیاسی تبدیل شد و نسلی چون دکتر علی شریعتی، طاهر احمدزاده، کاظم اخوان مرعشی و محمدرضا حکیمی را پرورش داد. فعالیت‌ها شامل جلسات هفتگی تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه بود که هزاران جوان را جذب کرد. نسلی برجسته را پرورش داد و در دهه‌های بعد سیاسی‌تر گردید.<ref name=":1" />


== فعالیت‌های سیاسی و نقش در جنبش مشروطه ==
== نقش در نهضت ملی شدن نفت و فعالیت‌های سیاسی ==
سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در اوایل دهه ۱۲۸۰ ه‍.ش، با اوج‌گیری نهضت مشروطه، به جمع مشروطه‌خواهان پیوست. او با علما و روشنفکرانی چون ملک‌المتکلمین و شیخ محمدتقی آقانجفی همکاری نزدیکی داشت و از منبر به‌عنوان ابزاری برای ترویج ایده‌های مشروطه‌خواهی استفاده کرد. سخنرانی‌های او در مساجد تهران، به‌ویژه در مسجد جامع، با استقبال گسترده مردم مواجه شد. جمال‌الدین در این سخنرانی‌ها به انتقاد از استبداد قاجاری، فساد دربار، و بی‌عدالتی‌های اجتماعی می‌پرداخت و خواستار تأسیس عدالتخانه و قانون اساسی بود. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۱
در دوران نهضت ملی شدن نفت (از سال ۱۳۲۹ خورشیدی)، محمدتقی شریعتی رهبری مبارزات ضد استعماری در خراسان را بر عهده گرفت. وی با سازماندهی جلسات و سخنرانی‌ها، مردم را به حمایت از ملی شدن صنعت نفت فراخواند و کانون نشر حقایق اسلامی را به پایگاه این مبارزات تبدیل کرد. پس از [[کودتای ۲۸ مرداد|کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]]، به نهضت مقاومت ملی پیوست و فعالیت‌های زیرزمینی را ادامه داد. در این دوره، کانون با فشار رژیم پهلوی مواجه شد و چندین بار تعطیل گردید، اما وی با پافشاری بر اصول، جلسات را حفظ کرد.<ref name=":0" />


=== همکاری با انجمن‌های مشروطه‌خواه ===
=== فعالیت‌های سیاسی در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ ===
جمال‌الدین در چندین انجمن مخفی و علنی مشروطه‌خواهان، از جمله انجمن باغ میکده و انجمن ملی، عضویت داشت. او در این انجمن‌ها با دیگر فعالان سیاسی مانند جهانگیرخان صوراسرافیل و میرزا نصرالله بهشتی (ملک‌المتکلمین) همکاری می‌کرد. این انجمن‌ها محلی برای بحث درباره اصلاحات سیاسی، ترویج آزادی بیان، و سازماندهی حرکت‌های مردمی علیه استبداد بودند. واعظ اصفهانی با سخنرانی‌های خود در این محافل، نقش مهمی در تهییج مردم و جلب حمایت آن‌ها برای جنبش مشروطه ایفا کرد. (راسخون)۲
در دهه ۱۳۳۰، استاد محمدتقی شریعتی در تشکیل جمعیت مؤتلفه اسلامی در مشهد نقش کلیدی ایفا کرد و با نیروهای انقلابی همکاری نمود. وی چندین بار به دلیل سخنرانی‌های ضد رژیم پهلوی دستگیر، زندانی و شکنجه شد، اما از مواضع خود عقب‌نشینی نکرد. در دهه ۱۳۴۰، با آغاز فعالیت‌های دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران، کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد را احیا کرد و جلسات تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه را با تمرکز بر جنبه‌های اجتماعی و انقلابی اسلام برگزار نمود. این فعالیت‌ها هزاران جوان را جذب کرد و کانون به مرکز تربیت نیروهای مذهبی-سیاسی تبدیل شد.<ref name=":1" />


=== فعالیت در نشریه الجمال ===
== فعالیت‌های سیاسی در دهه‌های بعدی ==
یکی از اقدامات برجسته جمال‌الدین، همکاری با نشریه «الجمال» بود که در سال ۱۲۸۵ ه‍.ش منتشر می‌شد. این نشریه، که تحت نظارت او و دیگر مشروطه‌خواهان اداره می‌شد، به موضوعات سیاسی و اجتماعی روز می‌پرداخت و از ایده‌های آزادی‌خواهی و مشروطه حمایت می‌کرد. جمال‌الدین در سرمقاله‌ها و نوشته‌های این نشریه، بر لزوم اجرای قانون، رفع ظلم، و مشارکت مردم در اداره کشور تأکید داشت. این نشریه به دلیل لحن انتقادی و صریح خود، تأثیر زیادی بر افکار عمومی گذاشت و به یکی از ابزارهای مهم تبلیغی مشروطه‌خواهان تبدیل شد. (هدی نت)
[[پرونده:محمدتقی شریعتی، علی شریعتی.jpg|جایگزین=محمدتقی شریعتی و دکتر علی شریعتی|بندانگشتی|260x260پیکسل|محمدتقی شریعتی و دکتر علی شریعتی]]


== اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی ==
=== دهه ۱۳۳۰ و تشکیل مؤتلفه ===
در دهه ۱۳۳۰، استاد محمدتقی شریعتی در تشکیل جمعیت مؤتلفه اسلامی در مشهد نقش کلیدی ایفا کرد و با نیروهای انقلابی همکاری نمود. وی چندین بار به دلیل سخنرانی‌های ضد رژیم پهلوی دستگیر، زندانی و شکنجه شد، اما از مواضع خود عقب‌نشینی نکرد.


=== پیوند دین و سیاست ===
=== دهه ۱۳۴۰ و هم‌راستایی با علی شریعتی ===
جمال‌الدین واعظ معتقد بود که دین و سیاست از هم جدا نیستند و علما باید در اصلاح امور جامعه نقش فعال داشته باشند. او در سخنرانی‌های خود، با استناد به تعالیم اسلامی، بر ضرورت مبارزه با ظلم و دفاع از حقوق مردم تأکید می‌کرد. به باور او، اجرای عدالت و قانون در جامعه، وظیفه‌ای دینی و اجتماعی است که علما و مردم به‌طور مشترک باید به آن پایبند باشند. این دیدگاه او را به یکی از برجسته‌ترین خطیبان مشروطه‌خواه تبدیل کرد که توانست میان توده‌های مذهبی و ایده‌های نوگرایانه مشروطه پیوند برقرار کند. (راسخون)۱
در دهه ۱۳۴۰، با آغاز فعالیت‌های دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران، کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد را احیا کرد و جلسات تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه را با تمرکز بر جنبه‌های اجتماعی و انقلابی اسلام برگزار نمود. این فعالیت‌ها هزاران جوان را جذب کرد و کانون به مرکز تربیت نیروهای مذهبی-سیاسی تبدیل شد. پس از دستگیری علی شریعتی در ۱۳۵۲، استاد حمایت کرد و در معرفی اسلام ناب تلاش ورزید. کانون در این دوره، مرکز تربیت نیروهای انقلابی شد و استاد محمدتقی شریعتی به عنوان پدر روشنفکری دینی شناخته گردید.<ref name=":1" />


=== تأکید بر آموزش و برابری اجتماعی ===
== شیوه تفسیری و ویژگی‌های فکری ==
یکی از محورهای اصلی اندیشه‌های جمال‌الدین، لزوم آموزش همگانی و برابری اجتماعی بود. او معتقد بود که نادانی و فقر، ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی ایران است و دولت باید با ایجاد مدارس و گسترش آموزش، زمینه پیشرفت جامعه را فراهم کند. او همچنین از برابری حقوق طبقات مختلف جامعه دفاع می‌کرد و بر این باور بود که هیچ گروهی نباید بر گروه دیگر برتری داشته باشد. این دیدگاه‌ها در سخنرانی‌های او در شهرهای مختلف، از جمله تبریز و رشت، بازتاب گسترده‌ای داشت. (راسخون)۲


== فعالیت‌های جمال‌الدین در شهرهای مختلف ==
=== رویکرد نوین به تفسیر قرآن ===
شیوه تفسیر قرآن استاد محمدتقی شریعتی نوین و مبتنی بر رویکرد اجتماعی بود. وی قرآن را کتاب هدایت برای زندگی فردی و جمعی می‌دانست و بر حذف خرافات و تأکید بر عقل و علم تمرکز داشت. او در جلسات کانون، تفسیر جزء ۳۰ قرآن را با روشی نو ارائه کرد که جنبه‌های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی آیات را برجسته می‌نمود.<ref name=":0" />


=== سخنرانی‌ها در تهران ===
=== تأکید بر نهج‌البلاغه و ویژگی‌های علمی ===
سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در تهران به‌عنوان یکی از خطیبان اصلی جنبش مشروطه شناخته می‌شد. او در مساجد و محافل عمومی، به‌ویژه در مسجد جامع تهران، سخنرانی‌هایی ایراد می‌کرد که تأثیر عمیقی بر مردم داشت. در این سخنرانی‌ها، او با زبانی ساده و آتشین، از استبداد محمدعلی شاه قاجار انتقاد می‌کرد و خواستار تأسیس مجلس شورای ملی و اجرای قانون اساسی بود. سخنرانی‌های او نه‌تنها نخبگان، بلکه توده‌های مردم را نیز به حمایت از مشروطه ترغیب می‌کرد. او همچنین در این دوره با علمایی چون شیخ فضل‌الله نوری و دیگر مشروطه‌خواهان در ارتباط بود، هرچند گاهی اختلاف‌نظرهایی با برخی علما داشت. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۱
استاد محمدتقی شریعتی نهج‌البلاغه را نیز به عنوان منبع اصلی امامت و حکومت اسلامی تفسیر می‌کرد. ویژگی‌های علمی وی شامل دقت در مطالعه متون، تکرار درس‌ها برای تسلط کامل و مقابله علمی با ایدئولوژی‌های مخالف بود. وی اسلام را دین آزادی و عدالت می‌دانست و با استبداد مبارزه کرد. ویژگی‌های فکری وی شامل وارستگی، تحقیق و تبلیغ مداوم بود.<ref name=":1" />


=== فعالیت در تبریز ===
== آثار و تألیفات ==
جمال‌الدین در سال ۱۲۸۶ ه‍.ش به تبریز سفر کرد و در آنجا نیز به ایراد سخنرانی‌های مشروطه‌خواهانه پرداخت. تبریز در آن زمان یکی از مراکز اصلی جنبش مشروطه بود و جمال‌الدین با همکاری انجمن‌های محلی، به‌ویژه انجمن ایالتی آذربایجان، نقش مهمی در تهییج مردم این شهر ایفا کرد. او در سخنرانی‌هایش بر ضرورت وحدت میان مردم و علما برای پیشبرد اهداف مشروطه تأکید داشت و از مبارزات مسلحانه مشروطه‌خواهان تبریز در برابر نیروهای استبدادی حمایت می‌کرد. فعالیت‌های او در تبریز به تقویت روحیه آزادی‌خواهی در این شهر کمک کرد. (راسخون)۲
[[پرونده:محمدتقی شریعتی3.jpg|جایگزین=محمدتقی شریعتی|بندانگشتی|260x260پیکسل|محمدتقی شریعتی]]
استاد محمدتقی شریعتی آثار متعددی تألیف و ترجمه کرد که عمدتاً بر عقاید، اخلاق، تفسیر و مسائل اجتماعی اسلام تمرکز داشت. برخی از تألیفات وی عبارتند از:
* اصول عقاید و اخلاق تربیتی
* اصول عقاید شریعتی
* شرعیات شریعتی
* عباسه خواهر هارون
* کارنامه کانون
* فائده و لزوم دین
* تفسیر نوین (تفسیر جزء ۲۸ تا ۳۰ قرآن)
* امامت در نهج‌البلاغه
* نیایش


=== حضور در رشت ===
او همچنین مقالات پراکنده‌ای از خود بر جا گذاشت.
جمال‌الدین همچنین در رشت فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی چشمگیری داشت. او در این شهر با گروه‌های مشروطه‌خواه محلی همکاری کرد و در سخنرانی‌های خود به موضوعاتی چون لزوم اصلاحات اجتماعی، مبارزه با فساد حکومتی، و حمایت از حقوق مردم پرداخت. حضور او در رشت، به‌ویژه در سال ۱۲۸۷ ه‍.ش، با استقبال گسترده مردم مواجه شد و به بسیج نیروهای مشروطه‌خواه در این منطقه کمک کرد. او در این شهر نیز از منبر برای تبلیغ ایده‌های مشروطه و آگاهی‌بخشی به مردم استفاده کرد. (هدی نت)


مرسی رفیق! خوشحالم که ترتیب بخش‌ها اوکی شد. طبق پیشنهادت، بخش جدید «روابط با علما و روشنفکران» رو می‌نویسم و پیشنهاد می‌دم که این بخش رو بعد از «فعالیت‌ها در شهرهای مختلف» و قبل از «آثار و فعالیت‌های اقتصادی» قرار بدی، چون منطقاً همکاری‌ها و مناظراتش با علما و روشنفکران به فعالیت‌های سیاسیش در شهرها مرتبط‌تره و قبل از بحث آثارش می‌تونه یه پل خوب باشه. اینجوری ترتیب زمانی و موضوعی مقاله حفظ می‌شه. حالا بریم سراغ بخش جدید!
=== ترجمه‌ها و تمرکز محتوایی ===
ترجمه‌های محمدتقی شریعتی شامل مبانی اقتصادی در اسلام (از نویسندگان عرب) و کتاب‌هایی در حوزه فلسفه تاریخ و اقتصاد اسلامی است. این آثار با زبانی ساده و مستند به قرآن و احادیث نوشته شده و هدف اصلی آنان معرفی اسلام ناب و اجتماعی بود. شیوه آثار وی نواندیشانه و بر پایه قرآن و نهج‌البلاغه بود. وی بیش از ۶۰ سال به تألیف پرداخت و آثارش در معرفی اسلام اجتماعی مؤثر بود.<ref name=":2" />


== آثار و فعالیت‌های اقتصادی ==
== فعالیت‌ها پس از انقلاب ==
[[پرونده:محمدتقی جعفری، پدر طالقانی.jpg|جایگزین=محمدتقی جعفری، پدر طالقانی و احسان شریعتی|بندانگشتی|283x283پیکسل|محمدتقی جعفری، پدر طالقانی و احسان شریعتی]]
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷، استاد محمدتقی شریعتی به تهران مهاجرت کرد و در معرفی اسلام انقلابی و اجتماعی تلاش ورزید. وی سخنرانی‌های متعددی ایراد کرد و در تربیت نیروهای جوان شرکت داشت.


=== رساله‌ها و نوشته‌ها ===
=== نامزدی مجلس خبرگان و انصراف ===
جمال‌الدین واعظ اصفهانی دو رساله مهم نوشت: «لباس التقوی» در سال ۱۳۱۸ ه‍.ق در شیراز، که به موضوعات اخلاقی و اجتماعی می‌پرداخت و مورد تقریظ علما قرار گرفت؛ و «رؤیای صادقه» در همکاری با ملک‌المتکلمین، شیخ احمد روحی، حاج فاتح‌الملک، میرزا اسدالله خان و مجدالاسلام کرمانی، پیش از محرم ۱۳۲۰ ه‍.ق در اصفهان. این رساله با کمک کنسولگری روسیه چاپ و توزیع شد و به انتقاد از استبداد دینی و حکومتی می‌پرداخت. او همچنین مقالاتی با امضای مستعار «۷۲ اصفهانی» در حبل‌المتین کلکته و روزنامه مظفری منتشر کرد. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۲، (راسخون)۲
محمدتقی شریعتی برای انتخابات [[مجلس خبرگان]] قانون اساسی نامزد شد، اما به دلیل کهولت سن و مشکلات جسمی انصراف داد. در سال‌های پایانی عمر، به مطالعه و مشاوره دینی پرداخت و از فعالیت‌های گسترده پرهیز کرد.<ref name=":0" />


=== همکاری در نشریه الجمال ===
== درگذشت و میراث ==
نشریه «الجمال» از ۲۶ محرم ۱۳۲۵ ه‍.ق تا ۲۷ ربیع‌الآخر ۱۳۲۶ ه‍.ق منتشر می‌شد و مواعظ و سخنرانی‌های جمال‌الدین را چاپ می‌کرد. این نشریه تحت نظارت او و دیگر مشروطه‌خواهان اداره می‌شد و به موضوعات سیاسی و اجتماعی روز می‌پرداخت، از جمله دفاع از مشروطه، قانون‌مداری و عدالت. نوشته‌های او در این نشریه، مفاهیم آزادی و حقوق را با استناد به قرآن و احادیث تبیین می‌کرد. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۲، (راسخون)۱
محمدتقی شریعتی در ۳۱ فروردین ۱۳۶۶، درگذشت و پیکر وی با حضور گسترده مردم، علما و شاگردان در حرم امام رضا (ع) در مشهد به خاک سپرده شد. مراسم تشییع وی نشان‌دهنده تأثیر عمیق فعالیت‌های بیش از ۶۰ ساله‌اش در تدریس، تبلیغ و مبارزه بود.


=== تأسیس شرکت اسلامیه ===
=== نقل قول‌ها و تأثیر بر دیگران ===
در شوال ۱۳۱۶ ه‍.ق، جمال‌الدین با همراهی ملک‌المتکلمین و شیخ احمد کرمانی، «شرکت اسلامیه» را برای ترویج منسوجات ایرانی و مقابله با واردات بیگانه تأسیس کرد. او به‌عنوان مبلغ، در اصفهان و شیراز منبر رفت و مردم را به سرمایه‌گذاری تشویق نمود. علمایی چون آقانجفی و مراجع عتبات از آن حمایت کردند. این شرکت نمادی از تلاش برای خودکفایی اقتصادی در برابر نفوذ خارجی بود. (راسخون)۲
علامه محمدتقی جعفری وی را شخصیتی وارسته و محقق توصیف کرد و دیگران نیز از وی به عنوان استادی برجسته یاد نمودند. میراث وی در پرورش نسلی از روشنفکران دینی و انقلابی، از جمله دکتر علی شریعتی، و تأکید بر اسلام ناب و عاری از خرافات باقی مانده‌است.<ref name=":1" />


== روابط با مشروطه‌خواهخان و علما ==
== منابع ==
سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی روابط نزدیکی با روشنفکران و فعالان برجسته جنبش مشروطه داشت. او با افرادی چون ملک‌المتکلمین، جهانگیرخان صوراسرافیل، و میرزا نصرالله بهشتی همکاری تنگاتنگی در انجمن‌های مشروطه‌خواه، مانند انجمن باغ میکده و انجمن ملی، برقرار کرد. این همکاری‌ها به‌ویژه در تهران و در جریان سخنرانی‌های مشترک در مساجد و محافل عمومی شکل گرفت. جمال‌الدین با استفاده از جایگاه خود به‌عنوان واعظ، ایده‌های آزادی‌خواهانه این روشنفکران را با زبان مذهبی به مردم منتقل می‌کرد. او و ملک‌المتکلمین در بسیاری از جلسات مخفی، برنامه‌ریزی برای پیشبرد اهداف مشروطه، از جمله تأسیس مجلس و قانون اساسی، را دنبال کردند. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۱، (راسخون)۲
 
=== مناظرات و اختلافات با علما ===
جمال‌الدین با برخی از علمای وقت، به‌ویژه شیخ فضل‌الله نوری، روابط پیچیده‌ای داشت. در حالی که او از حمایت علمایی چون شیخ محمدتقی آقانجفی برخوردار بود، با شیخ فضل‌الله نوری، که در دوره‌ای به مشروعه‌خواهی گرایش پیدا کرد، اختلاف‌نظرهایی پیدا کرد. این اختلافات بیشتر بر سر حدود دخالت دین در سیاست و نحوه اجرای مشروطه بود. جمال‌الدین معتقد بود که مشروطه باید با اصول اسلامی همخوانی داشته باشد، اما در عین حال از اصلاحات اجتماعی و سیاسی نوگرایانه حمایت می‌کرد. او در مناظرات خود با علما، با استناد به قرآن و احادیث، بر ضرورت عدالت و مبارزه با استبداد تأکید داشت. این مناظرات، که گاهی در محافل عمومی برگزار می‌شد، به تقویت جایگاه او به‌عنوان خطیبی آگاه و شجاع کمک کرد. (راسخون)۱، (هدی نت)
 
=== تأثیر بر روشنفکران و علما ===
سخنرانی‌های جمال‌الدین نه‌تنها بر توده‌های مردم، بلکه بر روشنفکران و برخی علما نیز اثر گذاشت. او با ترکیب مفاهیم دینی و ایده‌های نوگرایانه، توانست پلی بین علمای سنتی و روشنفکران مشروطه‌خواه ایجاد کند. ناظم‌الاسلام کرمانی در «تاریخ بیداری ایرانیان» از تأثیر سخنرانی‌های او بر علما و مردم سخن گفته و او را به‌عنوان یکی از عوامل مهم وحدت در جنبش مشروطه ستوده است. همکاری او با روشنفکرانی چون صوراسرافیل در نشریه «الجمال» نیز نشان‌دهنده نقش او در پیوند دادن دو جریان فکری مذهبی و سکولار در جنبش مشروطه بود. (تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم‌الاسلام کرمانی)
 
== دستگیری و مرگ ==
 
=== به توپ بستن مجلس و دستگیری ===
با به قدرت رسیدن محمدعلی شاه قاجار و شدت گرفتن اقدامات ضد مشروطه، جمال‌الدین واعظ به یکی از اهداف اصلی دربار تبدیل شد. پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی در ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ ه‍.ق (خرداد ۱۲۸۷ ه‍.ش)، او به همراه دیگر رهبران مشروطه‌خواه، از جمله ملک‌المتکلمین و جهانگیرخان صوراسرافیل، از تهران گریخت. جمال‌الدین با لباس مبدل ابتدا به خانه میرزا حسین تفرشی و سپس به خانه میرزا اسدالله‌خان سرتیپ توپ‌خانه پناه برد و از آنجا به حضرت عبدالعظیم و بعد به همدان رفت. در همدان، توسط نوکر مظفرالملک (حاکم همدان) شناسایی شد و در طویله دارالحکومه زندانی گردید. مظفرالملک تلاش کرد با درخواست عفو از شاه، جان او را نجات دهد، اما امام جمعه همدان مخالفت کرد. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۲
 
=== قتل در بروجرد ===
در شوال ۱۳۲۶ ه‍.ق (آبان ۱۲۸۷ ه‍.ش)، جمال‌الدین واعظ به دستور محمدعلی شاه به امیرافخم (حاکم بروجرد) تحویل داده شد. او را به زندان بروجرد منتقل کردند و چند ماه در باغ شورین و سپس در زندان بروجرد تحت نظر احتشام‌الدوله (پسر امیرافخم) نگه داشتند. امیرافخم دستور قتل داد و یکی از نوکران سید (به نام سید خاص) او را با دستمال ابریشمی خفه کرد. روایت ناظم‌الاسلام کرمانی حاکی از آن است که جمال‌الدین چند روز در بروجرد زنده ماند و پزشکان تأیید کردند که مسموم نشده است. آخرین نامه او به پسرش سید محمدعلی (جمال‌زاده) از زندان بروجرد نوشته شد، که در آن خود را «شهید وطن» نامید و انگشتر و مهرش را برای او فرستاد. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۲، (هدی نت)، (تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم‌الاسلام کرمانی)
 
==== مقبره در جمالیه بروجرد ====
پس از قتل، جمال‌الدین واعظ در قبرستان عمومی بروجرد دفن شد که به تدریج به «جمالیه» معروف گردید. ابتدا بدون نشانه بود، اما بعدها مزین‌السلطان چارطاقی بر آن ساخت. در سال ۱۳۰۰ ه‍.ش، همایون سیاح آن را مرمت کرد و در ۱۳۰۴ ه‍.ش، مدرسه جمالیه در آنجا بنا شد. قبرستان در ۱۳۱۵ ه‍.ش تسطیح گردید، اما در ۱۳۱۷ ه‍.ش قبر بیرون آورده شد و سنگی بزرگ بر آن نهادند. در ۱۳۱۹ ه‍.ش به باغی زیبا با عمارت تبدیل شد و در ۱۳۴۸ ه‍.ش، انجمن آثار ملی سنگی مخصوص مزار تراشید. (مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)۲، (هدی نت)
 
== میراث و تأثیر بر جنبش مشروطه ==
جمال‌الدین واعظ اصفهانی با سخنرانی‌های آتشین و فعالیت‌های سیاسی خود، نقش غیرقابل‌انکاری در پیشبرد جنبش مشروطه داشت. او توانست با استفاده از منبر، که در آن زمان ابزاری قدرتمند برای ارتباط با مردم بود، ایده‌های مشروطه‌خواهی را به توده‌ها منتقل کند. احمد کسروی در «تاریخ مشروطه ایران» از او به‌عنوان یکی از خطیبان برجسته‌ای یاد می‌کند که با شجاعت و فصاحت، مردم را به سوی آزادی و عدالت هدایت کرد. فعالیت‌های او در شهرهای مختلف و همکاری‌اش با نشریه الجمال، به گسترش آگاهی سیاسی و اجتماعی در ایران کمک کرد. (تاریخ مشروطه ایران، احمد کسروی)
 
=== جایگاه در تاریخ ایران ===
مرگ جمال‌الدین به‌عنوان یکی از شهدای مشروطه، نام او را در تاریخ ایران جاودانه کرد. او به‌عنوان نمادی از شجاعت و فداکاری در راه آرمان‌های آزادی و عدالت شناخته می‌شود. سخنرانی‌های او، که ترکیبی از تعالیم دینی و ایده‌های نوگرایانه بود، الگویی برای نسل‌های بعدی فعالان سیاسی و اجتماعی شد. تأثیر او بر جنبش مشروطه و نقشش در بیداری فکری مردم، همچنان در مطالعات تاریخی ایران مورد توجه قرار دارد. (راسخون)۱
 
=== ترتیب پیشنهادی بخش‌ها ===
 
# '''زندگی‌نامه و پیشینه'''
#* تولد و تحصیلات
#* آغاز فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی
# '''فعالیت‌های اولیه در اصفهان و شیراز'''
#* ورود به اصفهان و آغاز وعظ
#* سفر به شیراز و فعالیت‌ها
# '''فعالیت‌های سیاسی و نقش در جنبش مشروطه'''
#* پیوستن به جنبش مشروطه
#* همکاری با انجمن‌های مشروطه‌خواه
#* فعالیت در نشریه الجمال
# '''اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی'''
#* پیوند دین و سیاست
#* تأکید بر آموزش و برابری اجتماعی
# '''فعالیت‌ها در شهرهای مختلف'''
#* سخنرانی‌ها در تهران
#* فعالیت در تبریز
#* حضور در رشت
# '''آثار و فعالیت‌های اقتصادی'''
#* رساله‌ها و نوشته‌ها
#* همکاری در نشریه الجمال
#* تأسیس شرکت اسلامیه
# '''روابط با علما و روشنفکران''' (بخش پیشنهادی جدید)
#* همکاری با مشروطه‌خواهان
#* مناظرات و اختلافات با علما
# '''دستگیری و مرگ'''
#* به توپ بستن مجلس و دستگیری
#* قتل در بروجرد
#* مقبره در جمالیه بروجرد
# '''میراث و تأثیر'''
#* تأثیر بر جنبش مشروطه
#* جایگاه در تاریخ ایران
 
== منابع: ==